هر یک از عوامل محیطی ذکرشده دارای دو ویژگی اساسی هستند:
درجه ثبات-تغییرپذیری؛ منظور این است که هر یک از عوامل محیطی مؤثر بر سازمان در یک دوره زمانی مشخص تا چه اندازه می توانند تغییر پذیر یا با ثبات باشند.
درجه سادگی-پیچیدگی؛ از دیگر عوامل محیطی است و متأثر از تعداد و تنوع اجزاء آنهاست. به تعبیری روشن هر چه یک عامل محیطی دارای اجزای زیاد و متنوع باشد، پیچیده تر و هرچه تعداد تنوع اجزاء آن کمتر باشد، ساده تراست.
مجموع عوامل محیطی هر سازمانی از طریق دو ویژگی بالا شرایطی را ایجاد می کنند که از آن تحت عنوان عدمقطعیت یا عدماطمینان نام برده می شود و منظور این است که تصمیم گیران مؤسسه، اطلاعاتی کافی در زمینه عوامل محیطی را نداشته و برای پیش بینی آن با دشواری مواجه هستند. سازمانهای مختلف در هر شرایطی دارای درجاتی از عدم قطعیت هستند و لذا هر سازمانی به عنوان یک سیستم، باید دارای زیرسیستم میباشد، که آن را قادر نماید با پیچیدگی و تغییرپذیری عوامل محیطی مواجه شده و بتواند در شرایط عدم قطعیت فعالیت نموده و خود را با آن شرایط سازگار نماید. (الیاسی، ۱۳۸۰)
همانطور که در شکل ۲-۲ مشاهده می شود، زیرسیستمهای سازمانی دارای پنج وظیفه اساسی می باشند: ارتباط با محیط[۵]، تولید[۶]، نگهداری[۷]، سازگاری[۸]، و مدیریت[۹]. زیرسیستم ارتباط با محیط مسئولیت مبادلات با محیط را دارا میباشند و مستقیماً با محیط خارجی در ارتباط بوده و کار می کند. زیرسیستم تولید به تولید خدمات و کالاهای سازمان می پردازد. زیرسیستم نگهداری مسئول کارکرد درست و نگهداری و تعمیرات لازم در سازمان می باشد. زیرسیتم سازگاری مسئول تغییرات سازمانی میباشد. این زیرسیستم با زیر نظرگرفتن محیط، به بررسی و مطالعات مشکلات، فرصتها و پیشرفتهای تکنولوژیک می پردازد. در بین وظایف این سیستم، ایجاد ابتکارات و کمک به تغییرات سازمانی همراه با سازگاری جای دارد. زیرسیستم مدیریت، تشکیلاتی مستقل و جدا میباشد که مسئولیت هدایت سایر زیرسیستمهای سازمان را بر عهده دارد. (دفت، ۱۹۸۹)
تولید، نگهداری
مدیریت
سازگاری
ارتباط با محیط
ارتباط با محیط
سازمان
صادره
وارده
مواد خام و سایرمنابع
کالاها و خدمات
زیرسیستمها
محیط
شکل ۲-۲- سازمان به عنوان سیستم باز و زیرسیستمهای آن
همانطور که ذکرشده یکی از زیرسیستمهای سازمانها، زیرسیستم سازگاری است که مأموریت تغییر سازمان را به عهده دارد و دپارتمانهایی مانند تحقیق و توسعه و تحقیق در بازار، مسئولیت تحقق این مأموریت را عهدهدار هستند.
از طرفی با تعریفی که از تحقیق و توسعه بهعمل آمد، مشخص است که قسمت عمده این فعالیت در چارچوب تحقیق و توسعه جای میگیرد. لذا می توان نقش تحقیق و توسعه را به این صورت تعریف کرد: ” سازگار نمودن سازمان با عدم قطعیت ناشی از پیچیدگی و تغییرپذیری کلیه عوامل محیطی آن” .
مطالب فوق بیانگر الزام سازمانها به انجام فعالیتهای تحقیق و توسعه است و بدیهی است که هر چه میزان پیچیدگی و تغییرپذیری عومل محیطی یک سازمان زیاد باشد، میزان عدم قطعیت زیاد بوده و لذا نیاز به تحقیق و توسعه افزایش می یابد. شکل ۲-۳ این موضوع را نشان می دهد.
شکل ۲-۳- رابطه عدم قطعیت و نیاز به تحقیق و توسعه
در شکل ۲-۳ محور افقی بیانگر درجه عدم قطعیت و محور عمودی بیانگر درجه نیاز به تحقیق و توسعه است و همانگونه که مشاهده می شود، با افزایش میزان عدم قطعیت، نیاز به ایجاد واحد تحقیق و توسعه افزایش می یابد. (شبلی، ۱۳۷۵)
استراتژی و سیاست تحقیق و توسعه
یکی از عوامل موفقیت سازمانها در انجام فعالیتهای تحقیق و توسعه، اتخاذ استراتژی و سیاست صحیح بر اساس شناخت درست الزامات محیطی( میزان عدم قطعیت) و آمادگی( میزان شرایط لازم) برای ایجاد واحد تحقیق و توسعه میباشد. شکل ۲-۴ چهار وضعیت مختلف را که یک سازمان در هر شرایطی، در یکی از آنها قرار می گیرد به صورت یک ماتریس نشان می دهد. (بوشهری، ۱۳۹۱)
۲-۱-۶-۱- سازمانهایی که در وضعیت A قرار میگیرند (الزامات محیطی و آمادگی زیاد)؛ این سازمانها با توجه به اینکه در موقعیتی با عدم قطعیت زیاد قرار دارند، می بایست در زمینه تحقیق و توسعه از استراتژی تهاجمی پیروی کنند. استراتژی تهاجمی یعنی خلق محصولات و بازارهای جدید. پروژه های متناسب با این استراتژی دارای ویژگی ریسک و هزینه بالا، منفعت بالا و زمان اجرای آن غالباً طولانی است (بین ۲ تا ۷ سال). از طرفی با توجه به اینکه این سازمانها از آمادگی زیادی برخوردار هستند، توانایی اجرای پروژه ها را داشته و عمدتاً از ابزار، اطلاعات و نیروی انسانی موجود در شرکت برای اجرای پروژه ها، استفاده و از سیاست استفاده از امکانات داخلی پیروی می کنند.
شکل۲-۴- وضعیت مؤسسات بر اساس درجه الزامات محیطی و درجه آمادگی
۲-۱-۶-۲- سازمانهایی که در وضعیت B قرار می گیرند (الزامات محیطی زیاد و آمادگی کم)؛ این سازمانها نیز با عدم قطعیت زیادی مواجه هستند و لذا می بایست از استراتژی تهاجمی، پیروی کنند و همانند سازمانهای گروه A، باید به خلق محصولات و بازارهای جدید بپردازند. اما از آنجا که آمادگی آنها در سطح پایینی است، امکان اجرای پروژه ها (که عمدتاً ریسکی و هزینه بر و زمان بر هستند) در داخل شرکت وجود ندارد و باید از امکانات بیرون از سازمان برای اجرای پروژه ها استفاده شود. لذا سیاست تحقیق و توسعه این قبیل سازمانها، سیاست استفاده از امکانات بیرون از مؤسسه است.
۲-۱-۶-۳- سازمانهایی که در وضعیت Cقرار میگیرند (الزامات محیطی کم و آمادگی زیاد)؛ با توجه به اینکه این سازمانها با عدم قطعیت کمّی روبرو هستند، می بایست در فعالیتهای تحقیق و توسعه، استراتژی دفاعی پیش گیرند. پروژه های متناسب با این استراتژی عمدتاً دارای ویژگی ریسک پایین، احتمال موفقیت فنی زیاد و دوام رقابتی کوتاه مدت هستند. از سویی دیگر با توجه با اینکه اینگونه سازمانها از آمادگی زیادی برخوردار هستند، از توان تخصصی و امکانات مناسبی برای اجرای پروژه برخوردار بوده، لذا سیاست متناسب با وضعیت آنها، سیاست استفاده از امکانات داخلی است.
۲-۱-۶-۴- سازمانهایی که در وضعیت Dقرار دارند (الزامات محیطی و آمادگی کم)؛ این سازمانها هم با عدم قطعیت کمی مواجه هستند و هم از آمادگی کمی برخوردار هستند. یعنی استراتژی متناسب برای آنها استراتژی دفاعی است. اما چون امکانات آنها برای اجرای پروژه کم است، میبایست از سیاست استفاده از امکانات بیرون از سازمان پیروی نمایند.
گردش عملیات واحدهای تحقیق و توسعه
از آنجا که فعالیت واحدهای تحقیق و توسعه غالباً جنبه نوآوری داشته و از هر گونه تکرار به دور است، میبایست هر فعالیت در چارچوب پروژه هایی با زمان و هزینه مشخص، تعریف و اجرا شود. مسیر انتخاب، اجرا و بهره برداری از نتایج پروژه، نیازمند انجام عملیاتی است که در زیر توضیح داده می شود. (بیدالت، م. شاکری و دره شیری، ۱۳۹۲)
انتخاب پروژه
یکی از اساسیترین و مهمترین فعالیتهای واحدهای تحقیق و توسعه، انتخاب پروژه است که میبایست مسیر زیر را طی نماید:
۲-۱-۷-۱-۱- دریافت پیشنهادات؛ اساسیترین منابع ارائهکننده پیشنهادات، مدیریت مؤسسه، کارکنان مؤسسه و مشتریان و استفادهکنندگان از کالاها و خدمات مؤسسه هستند. اخذ پیشنهادات مستلزم طراحی و بکارگیری سیستمهای مناسبی است که از جمله میتوان به سیستم پیشنهادات اشاره کرد.
۲-۱-۷-۱-۲- مقایسه پیشنهادات با استراتژیها و اهداف مؤسسه؛ بدون شک از میان پیشنهادات متعددی که به واحد تحقیق و توسعه می رسند، تعداد کمّی از آنها با استراتژیها، اهداف و سیاستهای مؤسسه مطابقت دارند که انتخاب آنها مستلزم آگاهی درست مدیران و کارشناسان واحد تحقیق و توسعه از استراتژیها، اهداف و سیاستهای مؤسسه است.
۲-۱-۷-۱-۳- تدوین پیشنهادات به صورت پروژه ها؛ پیشنهادات انتخاب شده هنوز خام بوده و امکان بررسی آنها از جنبه امکانپذیری فنی و اقتصادی وجود ندارد. لذا می بابیست برای هر یک از پیشنهادات هزینه و زمان لازم، توسط کارشناسان مطلع، برآورد شود تا امکان انتخاب و تصمیم گیری فراهم گردد. (شبلی، ۱۳۷۵)
اینکه چه پروژهای مناسب است و باید اجرا شود، سئوال پیچیده ای است. نتایج یک پروژه خوب باید به طور مؤثر توسط واحد مربوطه قابل استفاده بوده و با اهداف شرکت سازگار و استفاده از منابع شرکت را بهینه کند. مؤثرترین را بکارگیری منابع تحقیق و توسعه، مرتبکردن پروژه ها بر حسب اولویت است.