مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پژوهش های پیشین در مورد https://okba.ir/wp-admin/post.php?post=140261&action=edit&classic-editor
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

یکی از فنون عاطفی، تصویر سازی ذهنی[۸۵] عقلانی- عاطفی است.که شرح آن در زیر آمده
است:
الف) تصویر سازی ذهنی:
به عنوان یک روش تسکین دهنده از زوجین می خواهیم به تصویر سازی مثبت از همدیگر بپردازند. از آنها می خواهیم یک تعامل مطلوب و سازنده را هنگامی که بر سر موضوعی اختلاف پیدا می کنند تجسم کنند و آنرا شرح دهند و به عنوان تمرین به آن عمل کنند.
در این روش مشاور، حالات عاطفی سالم و غیر سالم را به زوجین آموزش می دهد و تفاوت این حالات را برای آنها تشریح می کند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
به آنها می آموزد که چه نوع واکنش عاطفی- منطقی و چه نوع آن غیر منطقی است عواطف شدید، تند و پر دوام غیر منطقی هستند یعنی عواطفی که قدرت فکر کردن را از ما می گیرد و به ما اجازه نمی دهد که به چیزی فکر کنیم. عواطف منطقی آنهایی هستند که خفیف و موقت هستند و توان فکر کردن را از ما می گیرند. از آنها خواسته می شود ، نمونه هایی از حالات هیجانی منطقی و غیر منطقی را در خود ذکر کنند، افکار همراه هر دو حالت را برای خود روشن سازند. از زوجین خواسته می شود ، تصور کنند که در شرایطی هستند که همسرشان در بدترین و ظلمانه ترین حالت با آنها رفتار می کند و حالا به احساس خشم یا احساس گناه و حقارتی که به آنها دست داده است خوب فکر کنند و آنرا تجسم کنند، و بعد از آنها خواسته می شود که احساسشان را از حالت خشم و عصبانیت به حالت دلخوری و تأسف تبدیل کنند.
ب) ایفای نقش:
برای آنکه به زوجین آموزش دهیم چگونه افکار غیر منطقی، رفتار و گفتار غیر منطقی هنگام تعارض و در گیری آنها را آشفته می سازد از روش ایفای نقش استفاده می کنیم. در اینجا می توانیم از آنها بخواهیم جریان بحث ،گفتگوی تعارض آمیز خود را به صورت ایفای نقش اجرا نمایند وسپس به جای آن از روش گفتگوی منطقی استفاده کنند .مشاور می تواند از ایفای نقش معکوس استفاده کند وبه زوجین نشان دهد که چگونه با واکنش عاطفی غیر منطقی تعارض زناشویی دامن زده می شود.
ج) استفاده از ضبط، نوار و فیلم:
زوجین را تشویق کنید با هر جلسه را ضبط کنند و به منظور مرور جلسات به آن گوش دهند. شنیدن مباحث یک جلسه مانند آن است که جلسات مشاوره تکرار شده است. می توان اعضاء خانواده را تشویق کرد محتوای مشاجره و بحث و گفتگوی واقعی را در خانه ضبط کنند سپس خودشان آنرا گوش دهند و یا با کمک مشاور به آن گوش دهند و به تجزیه و تحلیل آن از دیدگاه عقلانی – عاطفی بپردازند.
د) فنون هیجانی زنده[۸۶]:
در این فن مشاور از زوجین می خواهد تا احساسات خود را نسبت به یکدیگر در طول جلسه مشاوره زنده کنند و سپس آنرا شرح دهند و آنگاه بگویند که چه عقاید خود در جلسه درمان تمرکز کنند، آنرا در خود دنبال می کنند که اینچنین بر انگیخته شده اند. می توانیم از آنها بخواهیم که نوع افکار و باورهای خود را عوض کنند و سپس تصور کنند که چه حالت هیجانی در آنها ایجاد خواهد شد یا اینکه احساسات مثبت خود را نسبت به همسر توضیح دهند، آنرا درجلسه درمان ابراز کنند و آن عمل را در فاصله دو جلسه درمان تمرین کنند.
ه) پذیرش غیر مشروط[۸۷]:
در این روش به زوجین کمک می شود همدیگر را به عنوان انسانهایی غیر شرور بپذیرند، آنها یاد می گیرند همسر خود را علی رغم داشتن رفتار و افکار مخرب و احمقانه بپذیرد و احترام بگذارند.
۳- فنون رفتاری[۸۸]:
با بهره گرفتن از این فنون مشاوره سعی می کند با بهره گرفتن از اصول روانشناسی یادگیری رفتارهای مناسب را در قبال یکدیگر تغییر دهد، تقویت کننده های مثبت و منفی را طوری سازمان دهند که موجب کاهش کلام زجرآور و رفتارها ی مخرب و افزایش رفتارهای حسنه در بین آنها شود. برخی از فنون رفتاری به شرح زیر است:
الف) آموزش مهارتها[۸۹]:
آموزش مهارت ابراز وجود[۹۰]، بیان احساس، برقراری ارتباط، نحوه استفاده از کلام و سخن به نحوی که موجب استحکام روابط زناشویی گردد. نحوه برقراری ارتباط جنسی، برنامه ریزی مالی، ارتباط با اقوام و… مواردی هستند که یک مشاور عقلانی - عاطفی برای کاهش مشکلات زناشویی مورد استفاده قرار می دهد.
ب) تحمل نا کامی[۹۱]:
بسیاری از زوجین تحمل رفتار غیر منطقی و یا رفتار خلاف انتظار را از همسرشان ندارند و در نتیجه زود آشفته و ناراحت می شوند یا تحمل انجام عملی که موجب تقویت رابطه آنها شود را ندارد . برخی زوجین می گویند:” برای من سخت و غیر قابل تحمل است به همسری که همیشه به من توهین می کند سلام کنم” . در این روش از زوجین خواسته می شود در همان شرایط باقی بمانند یا همان چیزی را که فکر می کنند نمی توانند انجام دهند و تحملش را ندارند دنبال کنند. به آنها گفته می شود برای رسیدن به یک حالت مطلوب و لذت بخش لازم است درد و رنج را تحمل کنند تا زمانی که برای کاری زحمت طاقت فرسا کشیده نشود به نتیجه خوبی نخواهد رسید. لازمه رسیدن به یک ازدواج خوب آنست که سر سختانه و با تحمل سختی فعالیت لازم را در این زمینه انجام دهید.
ج) استفاده از تقویت کننده ها:
مطابق نظریه رفتاری نوع فعالیت تقویت کننده های مثبت و منفی که یک زوج به همریگر می دهند در تداوم یا کاهش رفتارهای خوب و بد مؤثر است. انواع تقویت مثبت و منفی که در تعامل زناشویی موجب رشد تعارض می گردد را توضیح داده و سپس از آنها خواسته می شود ، انواع تقویت و تنبیه مثبت و منفی را در روابط خود شناسایی کنند و پس از آن مدیریت اعمال تقویت و تنبیه را به آنها آموزش داده می شود .
د) حساسیت زدایی[۹۲] و تقویت در خانه:
مطابق نظریه شرطی کلاسیک[۹۳] زوجین نسبت به هم شرطی شده اند. هرگاه همدیگر را می بینند یا نام همدیگر را می شنوند، بلافاصله برآشفته می گردند و احساسات منفی آنها تحریک می گردد. زوجین شرطی شده، هر وقت همدیگر را می بینند ناراحت می شوند، احساس کینه و نفرت در آنها بیدار می شود، نا امید شده و نق زدن و فحاشی کردن را اتوماتیک وار شروع می کنند از نظر حالت بدنی تغییراتی در آنها ایجاد می گردد، ضربان قلب بالا می رود، فشار خون زیاد می شود، عضلات کشیده می شود و به لرزه در می آید، قیافه در هم و افکار منفی اتوماتیک در ذهن جریان می یابد. در روش حساسیت زدایی منظم به زوجین کمک می شود تا بر این حالت خود غلبه کنند. در این روش ابتدا تن آرامی[۹۴] را به زوجین و در حضور هم آموزش می دهند. در جلسه مشاوره باید آنقدر آنرا تمرین کنند تا یاد بگیرند، سپس در حالیکه به همدیگر نگاه می کنند، این تمرین را انجام دهند. آنگاه از آنها می خواهند تجسم کنند در حال دعوا و درگیری هستند و حالا تن آرامی در خود ایجاد نمایند سپس با تجسم صحنه های لذت بخش همراه با تن آرامی به همسر خویش بنگرند.
۴.تکالیف شناختی:
یکی از رویکردهای درمان در نظریه عقلانی- عاطفی اینست که: از مراجعین انتظار می رود که لیستهایی از مشکلاتشان تهیه نمایندو به دنبال عقاید غیرمنطقی شان بگردند و این عقاید را به مجادله بکشانند. زیرا مراجعین اغلب پیشگویی خود ساخته و منفی از وقایع دارند که بدلیل اینکه آنها شکست را پیشگویی می کنند در عمل نیز اینگونه می شود.مراجعین ترغیب می شوند که تکالیف خاص را در جلسات درمان انجام دهند و همینطور در فواصل مابین جلسات به این طریق آنها کم کم یاد می گیرند که با اضطراب و تفکر غیر منطقی به مقابله برخیزند.
الف ) تغییر زبان فرد :
رویکرد عقلانی- عاطفی بر این عقیده است که زبان مبهم یکی از علل فرایندهای تفکر مختل است. درمانگران توجه خاصی به الگوهای زبانی زوجین مراجعه کننده دارند. طبق اصول نظریه عقلانی- عاطفی، زبان افکار ما را و افکار ما زبان را شکل می دهند.طبق این اصل زوجین یاد می گیرند بایست ها والزامها می توانند با ترجیهات عوض شوند.مثلا بجای گفتن اینکه: آن کاملا وحشتناک است اگر…. آنها می توانند یاد بگیرند که بگویند ناراحت کننده است اگر….
در خلال فرایند تغییر الگوهای زبانی و جمله سازی ها، تفکر و رفتار نیز تغییر می یابد و به عنوان یک پیامد احساس، نیز دستخوش تغییر می گردد.
ب ) شبیه سازی عقلانی- عاطفی
در این تکنیک مراجعین تفکر و احساسشان را مجسم می کنند و به شیوه ای رفتار می کنند که دوست دارند فکر یا احساس نمایند(مولسبی[۹۵]،۱۹۸۴ ؛به نقل از کوری، ۱۹۹۶).
آنها همچنین می توانند نشان دهند که چگونه به تصویرسازی اتفاقات اشتباهی که برای آنها پیش آمده می پردازند یا اینکه چگونه تحت این شرایط خودشان را به طرز نامناسبی آشفته می سازند و یا چگونه احساساتشان را تجربه می نمایند و بالاخره اینکه چگونه تجارب مربوط به این احساس نامناسب را تغییر می دهند(الیس، ۱۹۸۹).
زمانیکه مراجعین قادر به تغییر احساسات نامناسبشان باشند توانایی تغییر رفتارشان را نیز دارند.این تکنیک در ارتباطات بین فردی و موقعیتهایی برای فرد مشکل زاست موثر است.
۲-۲-۹) رویکرد مشاوره ای واقعیت درمانی
گلاسر معتقد است تعارض زناشویی ناشی از تلاش هر یک از زوجین برای به کنترل درآوردن دیگری به منظور ارضا نیازها و خواسته های خود است.از نظر او زوجین آشفته رفتارهایی را در تعامل با یکدیگر انتخاب می کنند که ناکارآمد و غیر موثر است.اگر هر یک از زوجین رفتار خودش را کنترل کند مشکلی در روابط آنها پیش نخواهد آمد.در رویکرد واقعیت درمانی برای درمان تعارض زناشویی به زوجین کمک می شود توان انتخاب رفتارهای موثر و کارآمد خود را در تعامل با یکدیگر افزایش دهند و هرکس کنترل رفتار خویش را بر عهده گیرد به نحوی که موجب حفظ و بقای ازدواج آنها شود.از نظر گلاسر زمانی درمان تعارض زناشویی صورت می گیرد که زوجین مسئولیت رفتار خود را در تعامل با یکدیگر بپذیرند،از اینرو گلاسر بر انتخاب و کنترل رفتار زوجین تاکید دارد. (فرح بخش،۱۳۸۳).
۲-۲-۹-۱) مروری بر نظریه واقعیت درمانی گلاسر[۹۶]:
گلاسر در سال ۱۹۲۵ در کلیولندا[۹۷] ایالت اوهایوی آمریکا متولد شد. دوره دبیرستان را در همانجا تمام کرد و سپس به انیستیتو تکنولوژی کیز[۹۸] ریوسرو رفت. در سن ۱۹ سالگی مهندسی شیمی گرفت و در بیست و سه سالگی روانشناسی و در ۲۸ سالگی یک پزشک شد. زمانی که دانشجو بود ازدواج کرد و برای گرفتن تخصص روانپزشکی به یوکلا[۹۹] منتقل شد( شفیع آبادی، ۱۳۸۳).
در سال ۱۹۵۶ به عنوان روانپزشک مشاور، در مدرسه دخترانه ونتورا[۱۰۰] برای کمک به نوجوانان بزهکار مشغول به کار شد ( شفیع آبادی، ۱۳۸۳؛ کوری، ۱۹۹۶ ).
وی بر اساس تجربیاتی که در طی سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۱ در همان مدرسه بدست آورد کتابی با عنوان سلامت روانی یا بیماری روانی[۱۰۱] نوشت که اولین اثر او بودو پایه و اساس واقعیت درمانی را قرار گرفت. ( کوری، ۱۹۹۶ ).
در سال ۱۹۶۵ کتاب واقعیت درمانی منتشر کرد و در آن عقاید اساسی خود را مبنی بر اینکه ما مسئول عملی هستیم که در زندگی خود انتخاب می کنیم منتشر ساخت. در طی دهه ۱۹۶۰ گلاسر به عنوان طرف مشورت در مراکز آموزشی فعالیت نمود و در آن اصول واقعیت درمانی را به عمل در آورد. او در اینجا سعی کرد بجای آنکه بر فرد متمرکز شود. بر نظام تمرکز نماید و حاصل این فعالیت کتابی بنام «مدارس بدون شکست[۱۰۲]» شد.
۲-۲-۹-۲) تحول نظریه گلاسر از واقعیت درمانی تا نظریه انتخاب[۱۰۳]
گلاسر حرفه خود را به عنوان روانپزشک با رد نظریه سنتی روانکاوی آغاز کرد. او می گوید” در انتهای دوره آموزش روانپزشکی خود را در یک وضعیت نامطلوب و تردید آمیز دیدم و سر انجام با حمایت و تشویق استاد خود جی ال هارینگتون[۱۰۴] مدل خود را برای کمک به مردم مطرح ساختم” ( هوییت[۱۰۵]، ۲۰۰۱، به نقل از لیتواک،۲۰۰۶).
گلاسر بر اساس بینش انسانگرایی خود و تجارب حاصل از کار با هارینگتون نظریه روانکاوی را کنار گذاشت و به دیدگاه واقعیت درمانی روی آورد. بر اساس این دیدگاه انسان، رفتار خود را انتخاب می کند و مسئول آن است براساس این رویکرد هیچ کاری نیست که انجام بدهیم که علت آن یک عامل خارجی باشد. اگر عقیده داشته باشیم عمل ما تابع عوامل خارجی است پس ما یک ماشین مرده هستیم (کرسینی، ۲۰۰۰).
بر اساس نظریه گلاسر هر انسانی خود افسرده کردن[۱۰۶] و اضطراب ورزیدن[۱۰۷] را انتخاب می کند نه اینکه آنها ناشی از عوامل ناخود آگاهی باشند. به نظر او رفتار حاصل بهترین تلاش و انتخاب او در یک لحظه است تا از آن طریق نیاز به عشق، دوستی، قدرت، خوشی و آزادی را در خود ارضا کند ( کوری، ۱۹۹۶؛ کاپوزی[۱۰۸]، ۲۰۰۰ به نقل از خزایی، ۱۳۸۵).
گلاسر می گوید “ با نوشتن کتاب واقعیت درمانی در سال ۱۹۶۵ و طرح واقعیت درمانی مفهوم اساسی بیماری روانی را زیر سؤال بردم” . در واقعیت درمانی او با توماس ساز [۱۰۹]موافق است که می گوید : بیماری روانی وجود خارجی ندارد . در آن زمان گلاسر در واقعیت درمانی اظهار داشت که مراجعان بیمار نیستند، بلکه آنها مسئول رفتار خود هستند و نباید به آنها بر چسب بیماری روانی زد و هنوز هم گلاسر اظهار می داردکه" عقیده دارم بر چسب بیمار ی روانی یک کار بسیار غلط است” . گلاسر در سال ۱۹۹۸ کتاب نظریه انتخاب را نوشت و در آن نشان داد آنچه که از ما سر می زند یا انجام می دهیم چیزی است که خودمان انتخاب کرده ایم( گلاسر ۲۰۰۰).
نظریه انتخاب توضیح می دهد که ما نیازهای خود را مستقیما ارضا نمی کنیم. آنچه ما انجام می دهیم این است که هر کاری را که انجام می دهیم و باعث می شود احساس خیلی خوبی کنیم ، حفظ می نمائیم. ما این دانش را در محل خاصی از مغزمان ذخیره می کنیم که دنیای کیفی ما نامیده میشود. این دنیای کیفی[۱۱۰] در کانون زندگی ما قرار دارد. این شانگری- لا[۱۱۱] ی شخصی ما است. دنیایی که دوست داریم در صورتی که بتوانیم در آن زندگی کنیم . این دنیا کاملا بر مبنای نیازهای ما استوار است، ولی بر خلاف نیازها، که کلی هستند، خیلی اختصاصی است. دنیای کیفی ما شبیه آلبوم عکس است. امکان دارد برخی از عکسها تار باشند که درمانگر به درمانجو کمک می کند تا آنها را روشن کند. عکسها برای اغلب افراد بصورت اولویت وجود دارند ولی امکان دارد درمانجویان نتوانند اولویت آنها را تشخیص دهند. وظیفه درمانگر این است که به درمانجویان در اولویت بخشیدن به خواسته های آنها کمک کرده و مشخص کند کدامیک برای آنها از همه مهمتر است.(کوری،ترجمه سید محمدی،۱۳۸۵).
واقعیت درمانی امروزی سریعا روی رابطه ناخوشایند یا فقدان رابطه تمرکز می کند که معمولا علت مشکلات درمانجویان است. امکان دارد درمانجویان از مشکلاتی شکایت کنند که بموجب آنها نتوانسته اند در کاری موفق شوند. واقعیت درمانی روی آنچه که درمانجویان می توانند در روابط کنترل کنند تمرکز دارد. نظریه انتخاب به درمانجویان می آموزد که صحبت کردن از چیزی که آنها نتوانند انها کنترل کنند بی معنی است. اصل بنیادی نظریه انتخاب که درک کردن آن برای درمانجویان اهمیت زیادی دارد این است: تنها فردی را که شما می توانید کنترل کنید خودتان است.(کوری،ترجمه سید محمدی،۱۳۸۵).
۲-۲-۹-۳) مفاهیم اساسی نظریه شخصیت:
در واقعیت درمانی واژه شخصیت و هویت تقریبأ مترادف یکدیگر بکار می روند. هویت در واقعیت درمانی جزء بسیار اساسی وجود آدمی از لحظه تولد تا پایان عمر است ( شفیع آبادی ۱۳۸۳ ).
از نظر گلاسر هویت به دو نوع هویت توفیق[۱۱۲] و هویت شکست مجزا می شود. هویت آن تصوری است که فرد از خودش دارد.هویت عبارتست از نیاز انسان به جدا و متمایز بودن از دیگران که از بدو تولد تا پایان زندگی در همه فرهنگها وجود دارد (آرین،۱۳۷۵ ؛ به نقل از شفیع آبادی۱۳۸۰).
در آغاز کودکان با هویت توفیق متولد می شوند اما زمانی که کودک با دیگران ارتباط برقرار می کند و به توسعه مهارتهای اجتماعی عقلانی و کلامی خود می پردازد تحت تأثیر برخوردهای دیگران احتمالأ دچار هویت شکست خواهد شد ( شفیع آبادی ۱۳۸۳ ).
۲-۲-۹-۴) احساسات و نیازهای انسانی:
گلاسر در ابتدای طرح نظریه خود نیازها را به چند دسته تقسیم کرد:

 

    1. نیاز به عشق و دوستی

 

    1. نیاز به قدرت[۱۱۳]

 

    1. نیاز به خوشی[۱۱۴]

 

  1. نیاز به آزادی[۱۱۵]
نظر دهید »
دانلود پایان نامه با موضوع الگوسازی قرآن کریم در مواجهه با یهود- فایل ۴۳
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

. همان:البقره/۱۰۵؛الحشر/۱۱؛البینه/۶؛الاحزاب/۷۳٫ ↑
. همان: البینه/۶٫ ↑
. «هدف این بود که خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را(از مؤمنان جدا سازد و آنان را)عذاب کند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان باایمان بفرستد خداوند همواره آمرزنده و رحیم است! همان: الاحزاب/۷۳٫ ↑
. «اى اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحى ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده،(نه تنها مایه بیدارى آن ها نمى‏گردد، بلکه)بر طغیان و کفر بسیارى از آن ها مى‏افزاید. بنابراین، از این قوم کافر،(و مخالفت آن ها،)غمگین مباش! آن ها که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هر گاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آن هاست، و نه غمگین خواهند شد.» همان: المائده/۶۸-۶۹٫ ↑
پایان نامه - مقاله - پروژه
. طباطبائی،محمّد حسین،المیزان فی تفسیر القرآن،۶/۶۷٫ ↑
. «افراد باایمان نباید به جاى مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‏اى با خدا ندارد(و پیوند او بکلّى از خدا گسسته مى‏شود)مگر اینکه از آن ها بپرهیزید(و به خاطر هدفهاى مهمترى تقیّه کنید). خداوند شما را از(نافرمانى)خود، بر حذر مى‏دارد و بازگشت(شما)به سوى خداست. »القرآن الکریم: آل عمران/۲۸٫ ↑
. و اگر این سبب زایل گردد، نهیی وجود ندارد. چرا که قرآن کریم به پیروانش امر می کند که به اهل کتاب نیکی کنند و مادامی که اذیّت و آزاری نسبت به مسلمانان از طرف ایشان رخ نداده است. «لَّا یَنْهَئکمُ‏ُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فىِ الدِّینِ وَ. . . » همان: الممتحنه ی/۸-۹٫ ↑
. «الظَّالِمُون‏یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْیهَُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَ. . . »«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! یهود و نصارى را ولّى(و دوست و تکیه‏گاه خود،)انتخاب نکنید! آن ها اولیاى یکدیگرند و کسانى که از شما با آنان دوستى کنند، از آن ها هستند خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمى‏کند(ولى)کسانى را که در دلهایشان بیمارى است مى‏بینى که در(دوستى با آنان)، بر یکدیگر پیشى مى‏گیرند، و مى‏گویند:«مى‏ترسیم حادثه‏اى براى ما اتفاق بیفتد(و نیاز به کمک آن ها داشته باشیم!)»شاید خداوند پیروزى یا حادثه دیگرى از سوى خود(به نفع مسلمانان)پیش بیاورد و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!»القرآن الکریم: المائده/۵۱-۵۲٫ ↑
. طبری،ابوجعفر محمّد بن جریر؛جامع البیان فی تفسیر القرآن،۶/۱۸۰٫ ↑
. زمخشرى، محمود؛الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل‏، ۱/۶۴۲٫ ↑
. القرآن الکریم: البقره/۴۱٫ ↑
. همان: البقره/۸۸-۹۱٫ ↑
. همان: البقره/۱۰۵، آل عمران/۷۰/۱۱۲،النساء/۱۵۵-۱۵۶، المائده/۴۱/۶۴٫ ↑
. طباطبائی،محمّد حسین،المیزان فی تفسیر القرآن،۲/۲۲۲- ۲۲۵؛محلى، جلال الدین/سیوطى‏،جلال الدین،تفسیر الجلالین‏،۱۷٫ ‏ ↑
. سمرقندی، ابونصرمحمّد بن مسعود بن عیاش، تفسیرالعیاشى،۱/۴۹،ح ۶۹٫ ↑
. سیوطى، جلال الدین، ‏الدر المنثور فى تفسیر بالمأثور، ۱/۸۸٫ ↑
. مى‏گویند: «آن از طرف خداست!»با اینکه از طرف خدا نیست، و به خدا دروغ مى‏بندند در حالى که مى‏دانند! »القرآن الکریم: آل عمران/۷۵٫ ↑
. «یا مى‏گویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودى یا نصرانى بودند»؟! بگو: «شما بهتر مى‏دانید یا خدا؟!(و با اینکه مى‏دانید آنها یهودى یا نصرانى نبودند، چرا حقیقت را کتمان مى‏کنید؟)»و چه کسى ستمکارتر است از آن کس که گواهى و شهادت الهى را که نزد اوست، کتمان مى‏کند؟! و خدا از اعمال شما غافل نیست. » همان: البقره/۱۴۰٫ ↑
. زحیلی، وهبه بن مصطفی؛ التفسیرالمنیرفی العقیده والشریعه و المنهج،۱/۳۲۴٫ ↑
. «اى اهل کتاب ! چرا درباره ابراهیم، گفتگو و نزاع مى‏کنید(و هر کدام، او را پیرو آیین خودتان معرفى مى‏نمایید)؟! در حالى که تورات و انجیل، بعد از او نازل شده است! آیا اندیشه نمى‏کنید؟! شما کسانى هستید که درباره آنچه نسبت به آن آگاه بودید، گفتگو و ستیز کردید چرا درباره آنچه آگاه نیستید، گفتگو مى‏کنید؟! و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانید. ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى بلکه موحّدى خالص و مسلمان بود و هرگز از مشرکان نبود. سزاوارترین مردم به ابراهیم، آنها هستند که از او پیروى کردند، و(در زمان و عصر او، به مکتب او وفادار بودند همچنین)این پیامبر و کسانى که(به او)ایمان آورده‏اند(از همه سزاوارترند)و خداوند، ولىّ و سرپرست مؤمنان است.» القرآن الکریم:آل عمران/۶۵-۶۸٫ ↑
. «آیا هنگامى که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را مى‏پرستید؟»گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.» همان: البقره/۱۳۳٫ ↑
. القرآن الکریم: البقره/۱۳۶٫ بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‏ایم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید، و(همچنین)آنچه به موسى و عیسى و پیامبران(دیگر)از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایى قائل نمى‏شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم(و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود که بعضى را بپذیریم و بعضى را رها کنیم. ↑
. «(به خاطر آورید)هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!»ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من(نیز امامانى قرار بده!)»خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد!(و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)» همان: البقره/۱۴۰؛آل عمران/۶۵؛البقره/۱۲۴٫ ↑
. «(به یاد آورید)زمانى را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر[مکّه‏]را شهر امنى قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار! پروردگارا! آنها[بتها]بسیارى از مردم را گمراه ساختند! هر کس از من پیروى کند از من است وهرکس نافرمانى من کند،تو بخشنده ومهربانى! » همان: ابراهیم/۳۵-۳۶٫ ↑
. «پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر، که تو توبه‏پذیر و مهربانى!» القرآن الکریم:البقره/۱۲۸٫ ↑
.«آیینى را براى شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستادیم و به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت مى کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمى‏گزیند، و کسى را که به سوى او بازگردد هدایت مى‏کند.». همان:آل عمران/۶۸،الشوری/۱۳٫ ↑
. «جز افراد سفیه و نادان، چه کسى از آیین ابراهیم،(با آن پاکى و درخشندگى،)روى‏گردان خواهد شد؟! ما او را در این جهان برگزیدیم و او در جهان دیگر، از صالحان است.» همان:البقره/۱۳۰٫ ↑
. «. . .(اهل کتاب)گفتند: «یهودى یا مسیحى شوید، تا هدایت یابید!»بگو: «(این آیینهاى تحریف شده، هرگز نمى‏تواند موجب هدایت گردد،)بلکه از آیین خالص ابراهیم پیروى کنید! و او هرگز از مشرکان نبود! بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‏ایم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و. . . و پیامبران(دیگر)از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایى قائل نمى‏شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم(و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود که بعضى را بپذیریم و بعضى را رها کنیم.)اگر آنها نیز به مانند آنچه شما ایمان آورده‏اید ایمان بیاورند، هدایت یافته‏اند و اگر سرپیچى کنند، از حق جدا شده‏اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع مى‏کند و او شنونده و داناست. رنگ خدایى(بپذیرید! رنگ ایمان و توحید و اسلام)و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مى‏کنیم. بگو:«آیا درباره خداوند با ما محاجه مى‏کنید؟!درحالى که او،پروردگار ما و شماست و. . . » همان:البقره/۱۳۴-۱۴۱٫ ↑
. زحیلی، وهبه بن مصطفی؛ تفسیر الوسیط، ۱/۶۱٫ ↑
. طنطاوی، محمد؛ بنواسرائیل فی القرآن و السنه، ۱۵۸-۱۵۹٫ ↑
. «و او و لوط را به سرزمین(شام)- که آن را براى همه جهانیان پربرکت ساختیم- نجات دادیم!» القرآن الکریم: الانبیاء/۷۱٫ ↑
. «و او و لوط۸را به سرزمین(شام)- که آن را براى همه جهانیان پربرکت ساختیم- نجات دادیم ! » همان: الانبیاء/۷۱٫ ↑
. طباطبائی،محمّد حسین،المیزان فی تقسیر القرآن، ۱۴/۳۰۳٫القرآن الکریم:العنکبوت/۲۶٫ ↑
. طبرسی،فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۷/۸۸٫ ↑
. القرآن الکریم: الأعراف/۱۳۷٫ ↑
.«اى قوم من، به زمین مقدسى که خدا برایتان مقرر کرده است داخل شوید و بازپس‏مگردید که زیان دیده باز مى‏گردید.» القرآن الکریم: المائده/۲۱٫ ↑
. «موسى۷به قومش گفت: از خدا مدد جویید و صبر پیشه سازید که این زمین از آن خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را به میراث مى‏دهد. و سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است..» همان: الأنبیاء/۱۰۵-۱۰۶٫ ↑
.کتاب مقدس: ۲سموئیل،۷/۴-۱۶٫جالب توجه است که در کتاب مقدس وعده ی الهی مبنی بر بندگی نمودن برای خدا بوده و ساخت خانه ی خدا نیز توسط بنده ی پاک خدا که تا قیامت سلطنت خواهد نمود(حضرت اسماعیل ۷و خاندان وی تا محمّد۶)صورت می پذیرد. ↑
. القرآن الکریم:الأعراف/۱۶۷- ۱۶۸٫ ↑
. طباطبائی،محمّد حسین،المیزان فی تقسیر القرآن،۸/۲۹۷٫ ↑
. القرآن الکریم: الأسراء/۱۰۴٫ ↑
. همان: الأسراء/۷٫ ↑
. کتاب مقدس: ۲سموئیل،۷/۴-۱۶٫القرآن الکریم:البقره/۱۲۷؛ ابراهیم/۳۷٫ ↑
. قطب،سید؛ فی ظلال القرآن،۴/۶۳۳٫ ↑
. «و گفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزى، به ما نخواهد رسید.»بگو: «آیا پیمانى از خدا گرفته‏اید؟!- و خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمى‏ورزد- یا چیزى را که نمى‏دانید به خدا نسبت مى‏دهید»؟!آرى، کسانى که کسب گناه کنند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند،آنها اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند بود.»القرآن الکریم:آل عمران/۲۳-۲۴٫ ↑
. طبق نظر اکثر مفسرین منظور از(سیئه)، شرک به خداوند است. آوردن عبارت(احاطت به خطیئته)بلافاصله بعد از آن در واقع بدین معنی اشاره دارد که گناه چنانچه صاحب و فاعل آن را در بر گیرد تمام وجود و سراسر قلب وی را احاطه می کند به طوریکه او را از ایمان محروم ساخته و مانع از جاری شدن حق بر زبان او می گردد. آلوسى، محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم‏،۱/۳۰۶٫سیوطی،جلال الدین،الدر المنثور فی تفسیر بالمأثور،۱/۸۵٫ ↑
.(و از طرف دیگر موضوع «تحابط»که گناه طاعت را محو کند و از بین ببرد باطل و دلیل بر بطلان آن دلالت کرده است)طبرسی،فضل بن حسن،مجمع البیان فی تفسیر القرآن،۱/۲۹۳-۲۹۴٫ ↑

نظر دهید »
ارایه یک روش تلفیقی برای ارزیابی حاکمیت بلوغ معماری سرویس ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

 

ترکیب رابطه فازی اگرP رابطه ای در U×V و Q رابطه ای در V×W باشد انگاه ترکیب رابطه PوQرا که به صورت رابطه PoQدر فضای U×W نشان می دهیم به صورت زیر بدست می اید:
μPoQ (x, z)= maxyϵv ( t [μP (x, y), μQ (y, z)]
که (x , y) Î U×W و t یک اشتراک فازی است. بنابراین با قراردادن هر نوع اشتراک یک ترکیب خاص بدست می آید. مثلا اگر بجای اشتراک ازmin استفاده کنیم، داریم:
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
μPoQ (x,z)= maxyϵv (min[ μP (x,y),μQ (y,z)]

 

 

۰٫۵

 

علی

 

 

 

۰٫۶

 

حسین

 

 

 

برای روشن شدن مطلب بیایید دوباره سری به همان خانواده بزنیم . این با ر رابطه شباهت را بین عموها و پدرشان مطرح می کنیم. فرض کنید عمو علی به اندازه۵/۰ و عموحسین به اندازه ۶/۰ به پدرشان، محمد شباهت دارند. در این صورت:
می خواهیم ببینیم که مریم تا چه اندازه به پدربزرگش، محمد شبیه است .داریم :
۴۹
۱- مریم به اندازه ی ۰٫۸ به علی و علی به اندازه ی ۰٫۵ به محمد شبیه است یا
۲- مریم ۰٫۹ به حسین وحسین ۰٫۶ به محمد شبیه است.
در رابطه ۱ از"و” برای رابطه استفاده شده است، منطقی به نظر می رسد که برای این ترکیب از عملگر اشتراک استفاده کنیم.بااعمال عملگرmin بجای اشتراک برای"و"دررابطه(۱)و(۲)داریم:
۳- مریم به اندازه ی ۰٫۵ به محمد شبیه است یا
۴ –مریم به اندازه ی ۰٫۶ به محمد شبیه است.
بااستفاده ازعملگر اجتماع برای “یا” بین رابطه های (۳) و(۴)و استفاده از max به جای اجتماع نتیجه نهایی به صورت زیر می باشد :
۵- مریم به اندازه ی ۰٫۶ به پدربزرگش ,محمد شبیه است.
۲-۱۵-۴- اتصال دهنده ها
جملات ما با کلماتی چون “و"، “یا"، “اگر آنگاه” به هم متصل می شوند. به این کلمات اتصال دهنده گفته می شود. با بهره گرفتن از “not” نقیض یک گزاره را بیان می کنیم، ازand” “برای عطف دو گزاره استفاده می شود.همچنین از “or” برای ترکیب فصلی دو جمله استفاده می نماییم.جملات شرطی را با بهره گرفتن از “اگر… آنگاه …” می سازیم که به جمله بعد از “اگر"، شرط (antecedent) و به جمله بعد از “آنگاه"، نتیجه (consequent)گفته می شود.معمولاً اتصال دهنده ها به صورتهای زیر نمایش داده می شوند:
“not” برای “-”
“and” ” برایÙ “
“or” ” برای Ú “
” اگر - آنگاه “برای ” Þ “
در ریاضیات کلاسیک گزاره های ساده یا"درست” هستند یا “نادرست".وقتی چند گزاره بااتصال دهنده های فوق به هم پیوند می خورند، یک گزاره مرکب را به وجود می آورند.جدول درستی یک گزاره مرکب، درستی یا نادرستی آن گزاره مرکب را به ازای همه حالتهای ممکن درستی یا نادرستی گزاره های ساده آن، مشخص می کند.
۵۰
هم ارز بودن چند گزاره مرکب به معنی یکی بودن جدول درستی آنها می باشد و با علامت º ” “نشان داده می شود. اگرq و pدوگزاره باشند می توان به راحتی نشان داد، که جملات زیر هم ارزند:
pÞq º
طبق آنچه گفته شد ، درمنطق فازی گزاره ها چند ارزشی هستند و بنابراین جدول درستی ریاضیات کلاسیک که فقط “درست” یا “نادرست” رادر نظر می گیرند، کار آمد نخواهند بود.در منطق فازی برای"not"از مکمل های فازی ، برای"and"از اشتر اک های فازی و برای"or"از اجتماعهای فازی استفاده می کنند.می توان از هم ارزیهای منطق کلاسیک با جایگز ینی مکمل، اجتماع و اشتراک به جای” or ” ، “not","and” در منطق فازی استفاده نمود.

استنتاج
برای اجرای درست قواعد نیاز به مکانیزمی داریم که خروجی مناسبی به مجموعه"اگر - آنگاه” بدهد.یعنی با دانستن توابع تعلق مقدمه بتوان توابع نتیجه را تعیین کنیم.برای این کار از قواعد ترکیبی استنتاج استفاده می شود.برای درک بهتر تابعy = f(x) را در نظر بگیرید.کهf تابع , xمتغیر مستقل وy نتیجه است.از اعمالx0 به تابع f مقداری نظیر۰ y بدست آمده است. به همین صورت استنتاج نیز، نتیجه گیری کردن ازچند گزاره ساده درست می باشد.برای مثال اگر بدانیم” a Þ b ” برقراراست وهمچنین"a"درست می باشد،چه نتیجه ای می توانیم بگیریم .
(A ÙB) Ù A Þ?
که مطابق قانون استنتاج مشهور مودس پوننس داریم :
(A ÙB) Ù AÞB
منطق فازی مورد فوق را به مودس پوننس تعمیم یافته بسط داده است :
(A Ù (A ÞB)ÞB
در منطق فازی بر پایه رابطه فوق قاعده استنتاج CRI به صورت زیر تعریف می شود:

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی سبک شناختی اشعار سه تن از شاعران شرق ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

(Intentional Fallacy) هم که ویسمات Wismatt و بردسلی Beerdslay مطرح کرده‌اند توجّه داشت. گاهی خود نویسنده یا شاعر قصد خود را از اثر توضیح می‌دهد، حال آن که اثر مورد بررسی در راستای چنان هدفی نیست یا ممکن است خود نویسنده اثرش را تفسیر کند و تفسیرش درست نباشد»(شمیسا، ۱۳۷۴: ۱۵۴-۱۵۱).
مختصات سبکی
«از میان انواع مختصاتی (features) که در یک متن دیده می‌شود فقط برخی ارزش سبکی دارند یعنی در پدید آوردن سبک دخیلند که به آن‌ها مختصات سبک ساز یا سبک آفرین یا سبکی (style markers) گویند.
این مختصات چه لفظی باشند و چه فکری و چه ادبی باید متکرّر باشند یعنی بسامد بالایی داشته باشند»(شمیسا،۱۳۷۴: ۱۱۶).
۴-۱-۱-۱ سطح زبانی (Literally Level)
سطح زبانی به سه سطح آوایی، لغوی و نحوی تقسیم بندی می شود.
۴-۱-۱ -۱-۱ سطح آوایی یا سبک شناسی آواها phonostylistics
در بررسی سبک شناسی آواهای یک اثر آنچه مهم است، روابط همخوان ها و واکه‌هاست که چگونه موسیقی متن را می‌سازند، به همین دلیل این سطح را می‌توان «سطح موسیقایی» هم نامید. شکسپیر می‌گوید: شعر آن موسیقی است که هر کس در درون خود دارد. از بین مکاتب و جریان‌های ادبی، فرمالیست‌ها تأکید بیشتری بر موسیقی و مباحث آوایی و فرم و نمای بیرون در شعر دارند. سبک شناسی شعر در سطح آوایی هم در جستجوی تمهیداتی است که شاعر برای موسیقی زبان خود خلق می‌کند.
دانلود پایان نامه
۴-۱-۱-۱-۱-۱ انواع موسیقی شعر
الف-موسیقی درونی: «موسیقی درون متن به وسیله‌ی صنایع بدیعی لفظی از قبیل انواع سجع (سجع متوازی، متوازن، مطرّف، موازنه، ترصیع و تضمین المزدوج) انواع جناس ناقص، اشتقاق و …، انواع تکرار (هم حروفی، هم صدایی و…) به وجود می‌آید» (شمیسا،۱۵۳:۱۳۷۲).
ب-موسیقی بیرونی: موسیقی بیرونی خود به دو دسته تقسیم می‌شود: ۱- وزن یا عروض ۲-موسیقی کناری شامل قافیه و ردیف
پل والری می‌گوید: شعر هنر زبان است، چرا که زبانی پنهانی و مرموز درون زبان عادی وجود دارد که کشف آن نیازمند تلاشی هنرمندانه است. کشف این زبان، نیازمند تلاشی هنرمندانه است و کنجکاوی آگاهانه است؛ چیزی که کروچه نیز به آن معتقد بود: که وجه ممیّزی زبان آن گونه که گوته و … می‌پنداشتند تعبیر یا بیان هنرمندانه نیست؛ بلکه نیروی بصیرت و بینش یا حدس هنرمند است. این بینش یا هنر در مجموعه‌ی «خواهران این تابستان» به وفور یافت می‌شود. البتّه با این توضیح که چون نجدی خود از نخستین کسانی بود که نوعی نگاه تازه به درون زبان عادی داشت، در شعرهای این مجموعه از لحاظ کیفیت گاه مخاطب با ناهمواری‌هایی روبرو می‌شود که این مشکل کاملاً طبیعی است، به خصوص که نجدی فرصت نیافت تا در این جستجوها درنگ کند.
در اشعار نجدی ویژگی‌های یگانه و متفاوتی به چشم می خورد و از این نظر، شعر او تشخّص می‌یابد، امّا او از معدود شاعرانی است که جهان زندگی‌اش عین جهان هنری‌اش است. هستی را شاعرانه می‌بیند و شاعرانه زندگی می‌کند به همین سبب خود را چنین معرّفی می‌کند: به شکل غم انگیزی بیژن نجدی هستم، متولّد خاش، گیله‌مرد هستم، متولّد ۱۳۲۰، اسم همسرم پروانه است. او می‌گوید او دستم را می‌گیرد من می‌نویسم.
در شعر مرگی چنان بلند از مجموعه‌ی «خواهران این تابستان» می‌خوانیم:
مرگش چنان بلند بود/ که دستی به تدفین نمی‌رسید/ دستش چنان عزیز/ که پناهی/ یا خلوتی برای عشق/ با دل/ با آن گونه دل/ که «دردهای مشترک» ما بود/ این گونه رفت/ که باد/ خوشه‌های گندم را/ در پی‌اش خواباند/ در محراب چراغ و تندر و دشنه/دیواری کشیده‌اند/ در راستای تاریکی/ تا باران این همه چشم/باری نبیند و/ نخواهد دید/ مرگی چنان بلند را/ که دستم به تدفین نمی‌رسد(نجدی،۳۲:۱۳۸۸)
۴-۱-۱-۱-۱-۲ انتخاب کارکردهای زبانی زیبا و منحصر
در شعر فوق مسائل بسیار جزئی و در دسترس در حوزه‌ی زبان مطرح شده است. این که می‌گویند شعر امروز از زبان مردم تأثیر پذیرفته، یعنی شاعر گزینشی از زیباترین وجوه و کارکردهای زبان مردم و بعد از پالایش را به کار می‌گیرد و در شعر خود مورد استفاده قرار می‌دهد. این شعر نجدی نیز همین گونه است زیرا وی از ابتدای شعر، زبان را وادار به گفت و گو کرده چنان که می‌خوانیم: مرگش چنان بلند بود/که دستی به تدفین نمی‌رسید، برای ذهن‌هایی که به پدیده‌های مألوف انس گرفته‌اند پذیرش نحوی از این دست غیرقابل قبول به نظر می‌رسد امّا همان گونه که شاعران و مخاطبین حرفه‌ای امروز، ذهنیّت خود را متوجّه ویژگی‌های نوین کرده‌اند، پس دیگران هم برای کسب لذّت از شعر این دوره باید رویکردهای نوین شعر امروز را بشناسند. وقتی نجدی می‌گوید: مرگش چنان بلند بود/ که دستی به تدفین نمی‌رسید … آیا باید در پی این باشیم که این گزاره را به زبان عادی ترجمه کنیم؟، مسلّماً این روش، سطحی‌ترین نوع برخورد با این شعر است زیرا نحوه‌ی این جمله با همین روند شکل گرفته و ما نمی‌توانیم این شکل را از آن بگیریم مگر آن که بخواهیم از محتوای آن صرف نظر کنیم، که این به معنای نفی این گونه شعرهاست.
اساس این شعر بر تقابل است، تقابلی اعم از تضاد و مراعات نظیر، و این یکی از روایت‌های کلاسیک است، امّا شاعران این دوره، روایت را به ضروریات تبدیل کرده‌اند و این صرفاً به این معنا نیست که تقابل‌های جدید آفریده‌اند یا آن که کاملاً از آن چشم پوشیده‌اند، بلکه منظور آن است که روایتی جدید از این تقابل را معرّفی کرده‌اند.
من وتو تقابلی بسیار در دسترس است،ولی نجدی با تمهیداتی، گفتگویی جدید می‌آفریند که در حوزه‌ای غیر از معنای اصلی خود به کار رفته‌اند که در بند پایانی: تا باران این همه چشم/ باری نبیند و/ نخواهی دید/ مرگی چنان بلند را که دستم به تدفین نمی‌رسد/ به تعریفی جدید از او، تو و من در تقابل با مرگ می‌رسیم و این نکته نشان می‌دهد که در شعر امروز، بار معنایی کلمات در ارتباط با کلمات دیگر قابل شناسایی است، نه به تنهایی.
۴-۱-۱-۱-۱-۳ واج آرایی
یکی از عناصر ضروری در کلّ موسیقی و آهنگ، تکرار صدا است؛ در حقیقت می‌توان گفت هنر در مجموع ساختاربخشی، دو عنصر اساسی را شامل می‌شود: عنصر تکرار و تنوّع. واج آرایی یکی از طبیعی‌ترین شگردهای تمهیدات آهنگین زبان است که می‌تواند روح خواننده را تصرّف کند. واج آرایی تکرار یا توزیع صامت‌ها یا مصوّت‌ها در کلمات است. توزیع واج‌ها در واج آرایی بیشتر شنیداری است؛ به همین دلیل تأثیر موسیقیایی آن بیشتر از جناس‌ها است؛ چرا که در جناس، کلمات به شکل قرینه‌ای، دارای واج‌هایی تکرار شونده هستند امّا در واج آرایی، زبان به سمت موسیقی محض بیشتر گرایش پیدا می‌کند، به همین دلیل است که شاعر ناخودآگاه واج‌ها را کشف می‌کند تا به موسیقی درونی دست یابد. واج آرایی از آنجا که به شکل قرینه‌ای بین دو کلمه به دست نمی‌آید، تقلیدی هم نیست و از آنجا که تمایل به موسیقی محض زبان دارد، رابطه‌ی عمیق‌تری هم با معنی، لحن و مضمون دارد.
در شعر نجدی، تکرار واج، واژه و حتّی تکرار مضمون یک رفتار سبکی است.
واج آرایی یکی از عناصر موسیقی است که در شعر نجدی بسیار تکرار شده است.
مرگش چنان بلند بود /که دستش به تدفین نمی‌رسید(همان: ۳۲)
واج آرایی واج «د»
با دل/با آن گونه دل/که «دردهای مشترک» ما بود (همان:۳۲)
واج آرایی مصوّت «آ» و واج «د»
در محراب چراغ و تندر و دشنه/دیواری کشیده‌اند/در راستای تاریکی(همان:۳۲)
واج آرایی واج«ر» و مصوت «ایـ»
کافور و مویه بود و/ نام‌های سیمانی/تاریخ‌های سیمانی، آسمانی سیمانی(همان:۳۳)
واج آرایی واج «س» و مصوت «آ» و واج «ن»
پس روز ایستادن استخوان بندی ست/ایستادن اسکلت هامان/بر زخم زمین درختانی/ که هیچ شان/ انداخت(همان:۳۳)
واج آرایی واج«س» و واج«خ»
در کدام راستای بی منزل/بی آبشخوری برای اسبان خسته‌تان/پا نهاده‌اید(همان:۳۳)
واج آرایی واج«ب» و واج «ر»
این تان صدای موسیقی/در عزای موسیقی (همان:۳۳)
واج آرایی واج «س»
- صدایی می‌سوزد با صدای شاخه و سرخ/صدایی می‌سوزد در پنجره‌ای با نگاه چراغ (همان:۱۲۲)
واج آرایی واج «س» و مصوّت «آ»
جهان تلخ نمی‌شود با شمشیر/تلخ نمی‌شود با شلّیک و فریاد و مشت(همان:۹۱)
واج آرایی واج «ش»
زیرا صدایی از ضیافت آوا آمده بود/هجای اندامش، راز واره های ریخته روی نی (همان:۱۰۰)
واج آرایی مصوّت «آ»
بسیار گریسته‌ام آری/ بر درخت و روز برگ ریزانش (همان:۱۸۷)
واج آرایی واج «ر»
همه روزش می‌گذرد با رنجیدن از درد آرام و نجیب/با نوازش پشت خیس این خرچنگ‌ها (همان:۲۱۱)
واج آرایی واج «ر» و واج «د»
کلامی سرخ، سرخ و سربازی/سرخ و سوراخ در پستوی سمساری (همان:۲۲۲)
واج آرایی واج «س» و واج «ر» و واج «خ»
یک صبح بیدار می‌شویم و می‌بینیم/که باران تند می‌بارد/نه بر گیاهان و کشتزاران و پنجره‌ها (همان:۱۵۵)
واج آرایی واج «ر» و واج «ب» و مصوّت «آ»
با نخل‌های سوخته‌ی خوزستان و بوی سوخته‌ی نخلستان (همان:۹۰)

نظر دهید »
دانلود پایان نامه در رابطه با : جایگاه عرف در فقه امامیه و حقوق مدنی ایران- فایل ۴
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۱-۱-۲-۳-۵ عرف فاقد نیروی الزام آور
پیروان این دیدگاه به ارائه این سخن که حقوق همواره الزام بخش نیست، بلکه دارای مجوز و نیروی خاصی است که به آن ارزش میبخشد، فرض نیروی الزام آور برای عرف را مردود میدانند و بر این باورند که باید عرف را تنها دارای ارزش دانست.[۲۹]
مقاله - پروژه
۱-۱-۲-۳-۶ نظریه اسلام
منشأ نیروی الزام آور عرف در حقوق اسلام با نظریه احساس حقوق مشترک سازگارتر است، با توجه به آزادی و اختیاری که از سوی خداوند برای اداره امور زندگی اجتماعی به آدمی اهدا گردیده و نیز با توجه به ضرورت وجودی عرف که آدمیان وجود آن را در راستای اجرای عدالت برای اداره جامعه لازم و ضروری دانستهاند، نیروی، الزام آور از پذیرش و توافق همگانی جامعه نشأت یافته است.[۳۰]
برخی عقیده دارند، مجموع عوامل از جمله اصول حقوقی، قانون، ضرورتهای زندگی اجتماعی، اعتقاد همگانی به الزام آور بودن عرفها، ارزش بودن برخی عرفها و طبیعت و نظم اشیاء و امور، نیروی الزام آور عرف را تشکیل میدهند و هر کدام از این عوامل در نوع عرف اثر خود را دارند.[۳۱]
۱-۱-۳ واژه های همسو و مرتبط با عرف
۱-۱-۳-۱ عادت
۱-۱-۳-۱-۱ تعریف لغوی عادت
عادت از مادهی (ع.و.د) در اصل عربی است و با حفظ معنا در فارسی استعمال میگردد و بر خلاف آنچه در نگاه اول به فرض میآید که معنای آن روشن است، خالی از ابهام نیست، از این رو تفسیر لغت شناسان از این واژه هر چند همسو است اما همسان نیست، برخی از این تفاسیر عبارتند از:
أ.العاده، تکریر الشیء دائماً أو غالباً علی نهج واحد بلا علاقه عقلیه.[۳۲]
ب. عادت: خوی و کاری است که انسان به آن خو بگیرد و در وقت معین انجام دهد.[۳۳]
در تفسیر اول، عادت یکسان با تکریر- که مصدر است- قلمداد گردیده، بر اساس این تفسیر هرگاه پدیدهای پس از حادثهای به طور دائم یا غالب به وجود آید و علتی که این«پس آوردن» را ضرورت نماید، وجود نداشته باشد، میتوان از این واژه بهره برد و آن را به این پس آوردن یا پس آمدن، تکرار اطلاق نمود، در تفسیر دوم، ابتدا عادت بر خوی و سرشت، سپس بر نفس عمل خاص اطلاق گردیده است.در تعریف دیگر عادت به معنای کاری است که انسان به آن خو گرفته باشد.[۳۴]
۱-۱-۳-۱-۲ تعریف اصطلاحی عادت
اصطلاح عادت به گواهی کاربرد آن در فقه، دارای معانی متفاوت از عرف است، زیرا هر چند در فقه، در پارهای موارد، دو واژهی عرف و عادت در یک معنا به کار برده میشوند، اما باید دانست که کاربرد جداگانهی واژهی عرف به مراتب بیش از کاربرد جداگانهی عادت و یا کاربرد توأمان عرف و عادت است، و این نشانگر استقلال معنای عرف و عادت از یکدیگر است، بر این اساس علمای فقه و حقوق به ارائه تعریف و معنای مستقل برای این واژه دست یافته و آن را در ضمن تعریفی که ظاهراً مورد پذیرش همگان است، چنین شناساندهاند:
«عادت امری است که بدون علاقهی عقلی تکرار میشود.»[۳۵]
۱-۱-۲-۱-۳ تفاوت عرف و عادت
دربارهی تفاوت بین عرف و عادت دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که به مهمترین آنها اشاره میشود:
أ.گروهی عرف و عادت را مترادف میدانند، در مقابل گروهی معتقدند که گاه عادت به افعال و عرف به اقوال اختصاص مییابد.[۳۶]
ب.عادت هرگاه از شیوع و شمول برخوردار باشد، «عرف عام»، و هرگاه اختصاص به قوم یا شهری داشت، «عرف خاص» نامیده میشود.[۳۷]
ج. رابطه عرف و عادت، رابطهای اخص و اعم است، از این رو هر عرفی عادت است، اما هر عادتی عرف نیست.[۳۸]
د.عرف و عادت غلط است، تعبیر صحیح، عرف عادت است، یعنی عرف ناشی از عادت و تکرار عمل، در برابر عرفهایی که متکی بر عادت نیست، از قبیل عرف ائمه یا عرف ناس یا عرف بلد.[۳۹]
هـ عرف بر قاعده و قانون الزامی، اطلاق میگردد، در حالی که عادت فاقد عنصر الزام است.[۴۰]
و. هر چند گروهی معتقد به همسانی عرف و عادت هستند، لکن اصل قانون به امتیازاتی بین این دو قائلاند، به این بیان که:
۱.دو طرف قرار داد نسبت به احکام عرفی- هرچند نسبت به آن جاهل باشند- تعهد دارند، اما عادت تا به صراحت یا ظهور، مورد تعهد قرار نگیرد مسئولیتی را پدید نمیآورد.

 

    1. عادت هرگاه مورد ادعا قرار گیرد، باید اثبات گردد، اما عرف چنین نیست.

 

۳- حکم حاکم و قضاوت قاضی هرگاه برخلاف عرف باشد، اعتبار ندارد، اما عادت از چنین موقعیتی برخوردار نیست.[۴۱]
بدون تردید عرف و عادت اصطلاحی برگرفته از اصطلاح قرآن و حدیث نیست، چرا که اصطلاح خاصی از این دو واژه در قرآن و حدیث دیده نمیشود، عرف و عادت از واژههایی است که به تدریج در متون دینی و اسناد مکتوب وارد شده و مصطلح گردیده است و از آنجا که قراری از اول بر تعیین دقیق حدود این دو اصطلاح در کار نبود، عدم وفاقی که از تعابیر گذشته آشکار شد، پدید آمده است، با وجود این نمیتوان انکار کرد که در مواردی بی شمار این دو اصطلاح کاربرد یکسان دارد، حتی اگر در وقت کاربرد هر دو در کنار یکدیگر به تفاوت معنوی آنها قائل شویم، اما وقتی یکی از این دو تنها ذکر میشود نماینده دیگری نیز میباشد و معنای او را هم افاده میکند.[۴۲]
۱-۱-۳-۲ بنای عقلا
۱-۱-۳-۲-۱ تعریف بنای عقلا
«بنای عقلا» که در نزد علمای اصولی شیعه دو قرن اخیر، گاه با اسامی عرف عقلا، سیرهی عقلاییه، طریقهی عقلا، بنای عرف، سلوک و عمل عقلا و…. نیز نام برده شده است، عرف و یا شاخهای از عرف است که توسط فقه امامیه ارائه یافته است.[۴۳]
در تعریف بنای عقلا گفته شده که آن عبارت است از استمرار عمل و روش عمومی تودهی عقلا در محاورات، معاملات و سایر روابط اجتماعی بدون توجه و در نظر گرفتن کیش، آیین و ملت آنها.[۴۴]
به دیگر سخن مراد از بنای عقلا همان استمرار عمل عقلا بما هم عقلاست، روش و عملی که همیشگی و همه جایی است.[۴۵]
بنای عقلا را به دو گونهی «سیرهی عقلاییهی به المعنی الاخص» که در برابر «سیرهی متشرعه» قرار میگیرد و « سیرهی عقلاییهی بالمعنی الاعم» که «سیرهی متشرعه» را نیز در بر میگیرد، تقسیم کردهاند.
۱-۱-۳-۲-۲ عناصر بنای عقلا
عناصری که در سامان یافتن بنای عقلا مؤثراند عبارتند از:
۱)عمل معین،۲)تکرار عمل، ۳) فراگیری، یعنی رسیدن تکرار به حدی که به صورت غالب یا عام درآید، به گونهای که اغلب یا همهی موارد عمل مردم را در برگیرد. ۴) نیکو و مفید بودن عمل، خواه آن عمل ارادی باشد و یا فطری و ارتکازی.[۴۶]
۱-۱-۳-۲-۳ تفاوت عرف و بنای عقلا
بنای عقلا، خود یکی از گونه های عرف است، اما ظاهراً این دو از جهت عناصر تشکیل دهنده دارای اختلاف میباشند، مفید و نیکو بودن عمل در چهارمین عنصر تشکیل دهندهی بنای عقلا درج گردیده است در حالی که در عناصر تشکیل دهندهی عرف چنین قیدی دیده نمیشود، از سوی دیگر لزوم ارادی بودن در چهارمین عنصر تشکیل دهندهی عرف قید شده است، در حالی که در بنای عقلا چنین قیدی نیامده است.
در برابر این سخن باید گفت، اگر چه در نگاه نخست، این تفاوت پذیرفتنی است، ولی چنین اختلافی نمیتواند زیاد مورد پذیرش قرار گیرد:زیرا با توجه به تعریف و توصیف عرف و بنای عقلا از دیدگاه فقیهان و نیز با توجه به بررسی عرفهای عام و خاص در گسترهی فقه و حقوق این نکته به دست میآید که میتوان این دو ویژگی را در هر دوی عرف و بنای عقلا یافت و بر هر دو منطبق دانست.[۴۷]
به نظر نویسندگان و فقهای امامی، میان بنای عقلا و عرف تباین مفهومی وجود ندارد برخی سیرهی عقلا را همان عرف صحیح دانستهاند و بنای عقلا را عرف عملی و برخی دیگر ذیل «بنای عقلا» آن را عرف عقلا به شمار آوردهاند، با این همه میتوان گفت که در منابع فقهی و اصولی امامیان کاربرد واژهی عرف در معنایی نزدیک به مفهوم بنای عقلا، یعنی به معنای عرف عام، بسیار رایج است.[۴۸]
دکتر جعفری لنگرودی تفاوت عرف را با بنای عقلا در این دانستهاند که بنای عقلا بر خلاف عرف، که همواره ارادی و ناشی از اختیار است، میتواند غیر ارادی و برخاسته از فطرت ناخودآگاه باشد. و به علاوه بنای عقلا باید عملی نیکو و ممدوح باشد، از این رو نسبت آن دو عموم و خصوص من وجه است.[۴۹]
در تفاوت عرف و بنای عقلا به علاوه میتوان گفت: عرف معمولاً مختص یک زمان و مکان است و دائماً در زمانها و مکانها در حال تغییر است، در حالی که بنای عقلا یعنی روش دائمی عقلا در همهی زمانها و مکانها که متصل به عصر معصوم است و از جانب معصوم تأیید شده و یا دست کم رد نشده است.
۱-۱-۲-۳سیرهی متشرعه
۱-۱-۳-۳-۱تعریف سیره متشرعه
سیره در لغت به معنای عادت و روش است و در اصطلاح فقهای اصول عبارت است از استمرار روش و رفتار عمومی و تبانی آنان بر انجام یا ترک چیزی که اگر مراد از مردم همهی عقلا از هر کیش و آیین و ملت که باشند، مورد نظر قرار گیرد، به آن سیرهی عقلاییه یا بنای عقلا گویند و اگر مراد از مردم همهی مسلمانان یا تنها خصوص گروهی از آنان مورد نظر باشد، آن را سیرهی متشرعه نامند.[۵۰]
بنابراین سیرهی متشرعه عبارت از روش و رفتاری است که همواره و به طور مستمر از همهی مردم مسلمان و پایبند شریعت و یا تنها از گروه خاصی از آنان-همچون امامیه- به این عنوان که مسلماناند، بروز میکند، همانند عمل به اخبار ثقات، اقامهی نماز ظهر در روز جمعه و عدم پرداخت خمس در ارث.[۵۱]
این سیرهی متشرعه که گاه از آن با اسامی سیرهی شرعیه، سیرهی اسلامیه، سیرهی متشرعه و عرف متشرعه نیز نام برده میشود، اگر سلوک و رفتار عمومی عصر قانونگذاری و دورهی نزدیک به آن باشد، طبیعی است که از شریعت سرچشمه گرفته و دارای منشأ دینی و آسمانی باشد.[۵۲]
برخی از نویسندگان معاصر به هنگام تعریف و تحدید سیرهی متشرعه آن را به اواخر قرن نخست هجری و از زمان صادقین B به بعد اختصاص دادهاند و متعارف زمان پیامبرn تا اوایل نخست قرن اول هجری را «عرف شارع» دانسته اند.[۵۳]
۱-۱-۳-۳-۲ عرف و سیرهی متشرعه

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 193
  • 194
  • 195
  • ...
  • 196
  • ...
  • 197
  • 198
  • 199
  • ...
  • 200
  • ...
  • 201
  • 202
  • 203
  • ...
  • 298

آخرین مطالب

  • ترفندهای ضروری و طلایی درباره میکاپ
  • راهکارهای ضروری و کلیدی درباره میکاپ
  • ⭐ نکات اصلی و اساسی درباره میکاپ
  • راهکارهای مهم درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • ✔️ راهکارهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه
  • ⭐ تکنیک های اساسی آرایش دخترانه
  • راهکارهای آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • ✔️ تکنیک های کلیدی و اساسی درباره آرایش
  • ⚠️ هشدار! نکته هایی که درباره آرایش دخترانه باید به آنها دقت کرد
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۷-۳- ادراک بینایی – 7 "
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 حالات مردان پس از خیانت
 افزایش درآمد جانبی هوشمندانه
 کسب درآمد از طراحی سایت
 تغذیه سالم کاسکو
 رازهای روانشناسی عشق
 کسب درآمد از بورس
 نوشتن پیامک عاشقانه
 موفقیت در طراحی سایت
 رهایی از فشارهای اجتماعی در رابطه
 تکنیک‌های جذب جنس مخالف
 فروش ویدئوهای آموزشی محتوا
 سویا برای گربه‌ها مضر است؟
 گیمیفیکیشن فروشگاه آنلاین
 دلایل شکست سریع روابط
 بازاریابی بومی موفق
 تغییرات عشق در طول زمان
 فروش کارت ویزیت آنلاین
 تغذیه سگ باردار
 سرماخوردگی گربه‌ها
 شناسایی بیماریهای سگ
 نارضایتی در روابط عاشقانه
 توجه بیشتر به همسر
 ساخت انیمیشن با Kaiber
 جذب دل دختران
 مشکلات رابطه زودهنگام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان