ب) شهادت دو مرد: لذا غیر از جرائم مذکور در شهادت مربوط به حق ا… در بعضی دیگر از جرائم حق ا…. با دو شاهد مرد ثابت می شود و برخی از جرائم حق الناس نیز با شهادت دو مرد ثابت می شود که بدین ترتیب؛ بر اساس ماده ۲۳۰ ق. آ. د. ماده – موارد ذیل در دعاوی مدنی (حقوقی) به شرح ذیل می باشد.
۱) اصل طلاق و اقسام آن (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۲) رجوع در طلاق (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۳) دعاوی غیر مالی (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۴) مسلمان بودن (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۵) بلوغ (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۶) جرح و تعدیل (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۷) عفو از قصاص (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۸) وکالت (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۹) وصیت (بند الف ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
۱۰) قذف (م ۱۵۳ قانون مدنی)
۱۱) شرب خمر (م ۱۵۳ قانون مدنی)
۱۲) حد سرقت (بند ۱ ماده ۱۹۹ قانون مدنی)
شهید اول با قید ((حد)) خود سرقت را خارج کرد زیرا خود سرقت فقط نسبت به ثبوت مال یعنی برگرداندن مال مسروقه که جنبه حق الناسی است هم به وسیله شهادت دو مرد و هم به وسیله شهادت یک مرد و دو زن و هم به وسیله یک شاهد و قسم می تواند ثابت گردد[۷۴].
گفتار دوم: شهادت سه مرد و دو زن
بعضی از اقسام زنا به واسطه سه مرد و دو زن ثابت می شود مثل زنائی که حد آن سنگسار کردن است[۷۵].
و همچنین جلد (تازیانه) - قتل با شمشیر – جلد (تراشیدن سر و تبعید) – جلد و کیفر اضافه – ضغث؛ با شهادت سه مرد و دو زن ثابت می شود.
بر اساس ماده ۷۴ قانون مجازات اسلامی زنا چه موجب حد جلد باشد و چه موجب حد رجم، با شهادت چهار مرد عادل یا سه مرد عادل و دو زن عادل ثابت می شود.
گفتار سوم: شهادت دو مرد یا یک مرد و دو زن
بر این قسم اگر اصل مال باشد ثابت می شود که جنبه حق الناسی (دیون و اموال) دارد[۷۶].
دعاوی مالی (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
آنچه مقصود از آن مال است (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
دین (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
ثمن جمیع (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
معاملات (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
وقف (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
اجاره (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
وصیت به نفع مدعی (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
غضب (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
جنایت خطایی و شبه عمد موجب دیه (بند ب ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
گفتار چهارم: شهادت یک مرد و دو زن
بنابراین شهادت دو مرد با یک مرد و دو زن یا چهار زن بر اساس ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م به شرح ذیل می باشد[۷۷]:
عیوب زن (بند ج ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م) منظور از عیوب باطنی زن از قبیل قرن ورتق، نه عیوب ظاهری زنان مانند جذام و کوری و پیسی، زیرا این امور داخل در قسمی است که فقط با شهادت دو مرد ثابت می شود.
ولادت (بند ج ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
رضاع (شیر دادن) (بند ج ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
کیادت (بند ج ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
دعاوی که اطلاع آنها معمولاً در اختیار زنان است (بند ج ماده ۲۳۰ ق. آ. د. م)
گفتار پنجم: شهادت دوزن به تنهایی[۷۸]
حیض (شیخ مفید، المقنعه، ص ۲۴، ابن ادریس، سرائر، ص ۲۷۴، محقق حلی، شرائع الاسلام، ص ۳۴۵)
نفاس (شیخ مفید، المقنعه، ص ۲۴، ابن ادریس، سرائر، ص ۲۷۴، محقق حلی، شرائع الاسلام، ص ۳۴۵)
تولد طفل زنده (شیخ مفید، المقنعه، ص ۲۴، ابن ادریس، سرائر، ص ۲۷۴، محقق حلی، شرائع الاسلام، ص ۳۴۵)
رضاع (شیخ مفید، المقنعه، ص ۲۴، ابن ادریس، سرائر، ص ۲۷۴، محقق حلی، شرائع الاسلام، ص ۳۴۵)
لذا موید پذیرش این شهادت،. صحیحه عبدا… بن سنان است که در آن، امام صادق (ع) فرموده است[۷۹]: ((شهادت زنان به تنهایی و بدون همراهی مردان، در تمامی مواردی که نظر در آن برای مردان جایز نیست، جایز است.))
گفتار ششم: شهادت یک زن به تنهایی
شهادت یک زن برای اثبات ربع وصیت کافی است، همچنین شهادت زن قابله بر تولد طفل[۸۰].
بنابراین به شهادت هر یک زن، یک چهارم مال وصیت شده ثابت می شود، یعنی اگر تنها یک زن بر آن شهادت داده یک چهارم مال ثابت می شود که به مدعی له داده شود، و اگر دو زن شهادت دهند، نصف مال به موصی له داده می شود، و اگر سه زن شهادت دهند سه چهارم مال به موصی له داده می شود[۸۱].
گفتار هفتم: شهادت ۵۰ مرد
وقتی لوث ثابت (مدعی علیه، بینه ای بر برائت خود ندارد، مدعی باید پنجاه نفر را برای قسم خوردن در محضر دادگاه آماده کند که مدعی نیز یکی از آنان است. این قسم خوردگان باید دارای شرایطی باشند که در این قسمت به آن می پردازیم[۸۲]:
بستگان نسبی
مرد بودن
تجربه و تحلیل قدرت و کنترل در سازمانها حاکی از این است که سهیم کردن کارکنان در قدرت و کنترل اثربخشی سازمانی را افزایش میدهد.
تجربیات تشکیل گروه در سازمان، دلالت بر این دارد که راهبردهای توانمندسازی کارکنان نقش مهمی در ایجاد و بقای گروه دارد.
سازمانهای توانمندساز، سازمانهایی هستند که در آن، مدیران(ابیلی، ۱۳۸۸):
الف) تصمیمات و اختیارات بیشتری را به کارکنان خود تفویض میکنند.
ب) به عنوان مربی عمل میکنند و کارکنان را در حل مشکلاتشان کمک میکنند.
ج) فرهنگ مشارکت را ترویج میکنند و درگیری مستمر و مشارکت کارکنان را تشویق میکنند و پاداش میدهند.
سازمانهای توانمندساز، سازمانهایی هستند که در آن، کارکنان قادر هستند:
الف) به عنوان همکار در کارها مشارکت کنند.
ب) ابتکار عمل را در دست خود داشته باشند.
ج) مسئولیت بیشتر در رابطه با کار خود داشته باشند.
ویژگیهای سازمانهای توانمندساز عبارتند از:
الف) رهبری متمرکز بر توسعه کارکنان تیمهای کاری و شرایط کاری همیارانه
ب) ساختار سازمانی غیرمتمرکز دارای نظام کنترل منعطف
ج) نظام پاداش اقتضایی و دارای جزئیاتی چون پرداخت عملکرد محور و استراتژیهای برد ـ برد
۲-۳-۳) رویکردهای توانمندسازی
صاحبنظران علوم انسانی از سه رویکرد متفاوت به بحث توانمندسازی پرداختهاند(منوریان و نیازی، ۱۳۶).
۱- رویکرد ارتباطی
از دیدگاه ارتباطی، توانمندسازی، فرایندی است که از طریق آن، یک رهبر یا مدیر سعی در تقسیم قدرت خود در بین زیردستان دارد و به عبارتی، به معنای تقسیم قدرت در بین افراد سازمان است. به باور «شول» و همکاران(۱۹۹۳) توانمندسازی عبارت است از: «اعطای اختیارات بیشتر به کارکنان برای اتخاذ تصمیمات لازم بدون آنکه در ابتدا به تأیید مقامات بالاتر برسد. توانمندسازی در این رویکرد، ابزاری است برای بازگذاشتن دست کارکنان به گونهای که بتوانند برای انجام آنچه که فکر میکنند بهترین است، بدون ترس از مخالفت آن توسط رؤسایشان از آزادی عمل لازم برخوردار گردند.
۲- رویکرد انگیزشی
این رویکرد، ریشه در تمایلات انگیزشی افراد دارد. هر استراتژی که منجر به افزایش تعیین فعالیتهای کاری(خودتصمیمگیری) و کفایت نفس کارکنان گردد، توانمندی آنان را در پی خواهد داشت. برعکس، هر استراتژی که منجر به کم رنگ کردن دو انگیزهی فوق گردد، باعث تقویت احساس بی قدرتی در آنها شده و عدم توانمندی را در پی خواهد داشت. به اعتقاد «کانگر» و «کانونگو»(۱۹۹۸) توانمندسازی عبارت است از فرایند تقویت شایستگی افراد سازمان از طریق شناسایی و تعیین شرایطی که باعث احساس بی قدرتی در آنها شده و در تلاش در جهت رفع آنها با کمک اقدامات رسمی و هم با بهره گیری از فنون غیررسمی تهیه و تدارک اطلاعاتی که به کفایت آنها در سازمان کمک میکند.
۳- رویکرد شناختی
برخی دیگر توانمندسازی را واگذاری اختیار تصمیم گیری از سوی مدیران به کارکنان تعریف نمودهاند. تقریبا هر نوع از مدیریت مشارکتی به جهت تصمیم گیری مشترک، توانمندسازی محسوب میشود. نظریه پردازان این رویکرد که در رأس آنها «توماس» و «ولتهوس» قرار دارند، معتقدند که توانمندسازی موضوعی چندوجهی است و نمیتوان صرفا بر پایهی یک مفهوم خاص به بررسی آن پرداخت. از این رو، توانمندسازی را به عنوان فرایند افزایش انگیزش درونی و وظایف محوله به کارکنان تعریف نمودهاند.
۲-۳-۴) مدلهای توانمندسازی
در بحث توانمندسازی مدلهای زیادی ارائه شده است که در اینجا به چند مدل پرداختهایم.
مدل توانمندسازی «اسپریتزر»
در مدل «اسپریتزر»، توانمندسازی نه به عنوان نتیجهی یک فرایند؛ بلکه به توان عاملی که از یک سو تحت تأثیر عوامل محیطی و سازمانی و فردی قرار دارد و از طرف دیگر، به عنوان عاملی مؤثر در اثربخشی سازمان عمل میکند، نگریسته میشود. از این منظر، توانمندسازی دارای کارکردی سازمانی است که تحت تأثیر فرهنگ جامعه قابلیت ارتقاء کارایی و اثربخشی سازمان را دارد. چگونگی این روابط در شکل ۲-۴ ترسیم شده است. «اسپریتزر» بر مبنای مدل «توماس» و «ولتهوس» در سطح کارکنان میانی یک سازمان تجاری و کارکنان سطح عملیاتی یک سازمان بیمه عوامل مؤثر بر توانمندی روانی و نتایج حاصله از توانمندی روانی را در قالب مدل تصویری چنین بیان میدارد.
شکل ۲-۴) مدل توانمندسازی روان شناختی «اسپریتزر»
مدل توانمندسازی «رابینز»
مدل توانمندسازی «رابینز» از طریق مشخص کردن نقش متغیرهای مهم، بافتی، محیطی، شناختی و رفتار در فرایند توانمندسازی برای ادغام کلیهی سطوح، چهارچوبی را ارائه میکند. مهمترین گام در فرایند توانمندسازی، ایجاد یک محیط کار داخلی در یک بافت سازمانی وسیعتر است که هم فرصتی برای اعمال قدرت کامل یک فرد و اختیار و انگیزهی ذاتی مشارکت در رفتار را فراهم کند. بافت سازمانی محیط کار شامل ساختار شغل، فعالیتهای منابع انسانی و فعالیتهالی مدیریت داخلی است. ادراکات فهم کارکنان هم فرصت، حمایت، تعهد و اعتماد ادراک شده است که تحت تأثیر بافت سازمان و محیط کار داخلی قرار میگیرد و ارتباط کلیدی در فرایند توانمندسازی روان شناختی دارد. تفاوتهای فردی نیز سبب تعدیل اثر بافت سازمان و محیط کار میشود و به طور مستقیم بر ادراکات اثر میگذارد. رابطهی بین توانمندسازی روانشناختی با رفتارهای توانمندشده توسط بافت سازمان و مؤلفههای محیط کار تعدیل میگردند. شکل ۲-۵ بیانگر این مسأله است(رابینز، ۲۰۰۲).
شکل ۲-۵) فرایند توانمندسازی «رابینز» (رابینز، ۲۰۰۲)
مدل توانمندسازی «مگ لاگان ونل»
«مگ لاگان» (۱۹۹۷) یک رویکرد چندبعدی در مورد توانمندسازی کارکنان ارائه کردهاند. به اعتقاد وی، افراد توانمندی اختیارات و مسئولیتهایشان را به سطوح دیگر سازمان که به صورت مستقیم همکاران را برای حل مسأله هماهنگ میکند، تفویض کنند(مک لاگان، ۱۹۹۷).
شکل ۲-۶) مدل توانمندسازی « مک لاگان ونل» (مک لاگان ونل، ۱۹۹۷)
۲-۳-۵) توانمندسازی روانشناختی
برخی توانمندسازی را بر حسب ادراکات کارکنان نسبت به نقش آنان در شغل و سازمان تعریف کردهاند و برای افراد توانمند ویژگیهایی قائل شدهاند که آنها را ابعاد یا مؤلفههای توانمندسازی میدانند. «توماس» و «ولتهوس» (۱۹۹۰) توانمندسازی روانشناختی را متشکل از ابعاد احساس مؤثربودن[۵۹]، احساس شایستگی[۶۰]، حق انتخاب[۶۱]، و معنادار بودن[۶۲] میدانند. «اسپریتزر» (۱۹۹۵، ۱۹۹۶) ابعاد توانمندسازی روانشناختی را اعتباریابی و اندازه گیری کرد. «وتن» و «کامرون[۶۳]»(۱۹۹۸) بعد اعتماد[۶۴] را به ابعاد توانمندسازی روانشناختی اضافه کردند. بنابراین، ابعاد توانمندسازی روانشناختی شامل احساس مؤثربودن، شایستگی، حق انتخاب، احساس معنی دار بودن و اعتماد است (عبداللهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵).
جدول ۲-۲) ابعاد توانمندسازی کارکنان از دیدگاه مختلف انگیزشی و شناختی
ردیف | نظریه پردازان | سال ارائه | ابعاد توانمندسازی |
۱ | کانگر و کاننگو | ۱۹۸۸ |
۱۶
۱۸
۲۰
جدول (۲ـ۲) عملکرد الگوریتم آرنولدی برای ماتریس به ازای های مختلف
مثال ۲ـ۲ : ماتریس نامتقارن با درایههای تصادفی بین صفر و یک را به صورت زیر در نظر بگیرید. برنامه مربوط به الگوریتم آرنولدی را به ازای جهت یافتن ماتریس متعامد و ماتریس هسنبرگ اجرا میکنیم.
بعد از اجرای برنامه مربوط به الگوریتم آرنولدی به ازای ماتریس متعامد و ماتریس بالا هسنبرگی به صورت زیر به دست می آید. بردار اولیه دلخواه را به صورت (۱,۱,…,۱) در نظر میگیریم.
بررسی خطا
ماتریس که در رابطه (۲-۳) به آن اشاره شد؛ ماتریسی با مرتبه یک و با فرمول زیر به دست می آید.
ستون آخر ماتریس فوق در واقع بردار است که با ضرب این بردار در بردار ماتریس بدست می آید. همانگونه که ملاحظه می شود؛ الگوریتم آرنولدی ماتریس دلخواه را با یک ماتریس بالا هسنبرگی متشابه میسازد. لذا مقادیر ویژه این ماتریس هسنبرگی تقریباً همان مقادیر ویژه ماتریس هستند.
۲ـ۴ روش هرمیتی لنگزوس
روش هرمیتی لنگزوس به عنوان روش آرنولدی ساده شده برای ماتریسهای هرمیتی به کار میرود. اصل روش همان روش تصویری روی زیرفضای کرایلف میباشد.
قضیه زیر نشان میدهد که اگر روش آرنولدی را برای ماتریسهای هرمیتی به کار ببریم؛ چگونه به فرمهای سادهتری از ماتریسها دست خواهیم یافت.
قضیه ۲ـ۵ : فرض کنید روش آرنولدی برای ماتریس هرمیتی به کار برده شده باشد، آنگاه ضرایب تولید شده توسط الگوریتم حقیقی هستند؛ به طوری که:
به عبارت دیگر ماتریس به دست آمده از روند آرنولدی برای ماتریس هرمیتی ، حقیقی، متقارن و سه قطری است.
اثبات: با توجه به اینکه ماتریس یک ماتریس هرمیتی و بنا به ساختارش هسنبرگی است؛ بنابراین ماتریس یک ماتریس سه قطری است. به علاوه اسکالر بنا به تعریف حقیقی است و اسکالر با توجه به اینکه ماتریس هرمیتی میباشد، حقیقی است. از این رو، ماتریس هسنبرگ ، حقیقی، متقارن و سه قطری است.
این ماتریس را به صورت زیر نمایش میدهیم:
برای نمایش سادهتر الگوریتم لنگزوس قرار میدهیم:
بنابراین با تغییرات مختصری در الگوریتم آرنولدی، الگوریتم لنگزوس به صورت زیر به دست می آید.
۲-۴-۱ الگوریتم لنگزوس
۱ـ بردار اولیه با نرم یک و بعد از زیرفضای کرایلف را انتخاب کنید و قرار دهید:
۲ـ به ازاء مقادیر زیر را به دست آورید:
لذا زمانی که ماتریس متقارن یا هرمیتی باشد؛ الگوریتم لنگزوس این ماتریس را با ماتریس سه قطری و متقارن، تشابهسازی مینماید و برای ماتریس تنها نیاز به ذخیره سه بردار است.
مثال ۲-۳ : فرض کنید یک ماتریس متقارن به صورت زیر باشد. برنامه مربوط به الگوریتم لنگزوس را به ازای جهت یافتن ماتریس متعامد و ماتریس هسنبرگ اجرا میکنیم.
بردار اولیه دلخواه را به صورت (۱,۱,…,۱) در نظر میگیریم، که در آن عدد یک به تعداد ۱۲ بار تکرار شده است. بعد از اجرای برنامه مربوط به الگوریتم لنگزوس به ازای ماتریس سه قطری و متقارن به صورت زیر به دست می آید. این ماتریس با ماتریس اولیه متشابه است و مقادیر ویژه آن با ماتریس اولیه تقریباً برابر است.
و ماتریس متعامد به صورت زیر به دست می آید.
مقدار خطای تعامدسازی روش است.
۲ـ۵ روش ناهرمیتی لنگزوس
این روش در واقع تعمیم روش لنگزوس برای حالتی که ماتریس اولیه ناهرمیتی است؛ به کار میرود. این ایده توسط لنگزوس بیان شد و تفاوت اصلی آن با الگوریتم آرنولدی این است که به جای ساخت یک پایه متعامد برای زیرفضای کرایلف یک زوج پایه دو متعامد برای دو زیرفضای و ساخته می شود که در آن
و
الگوریتم این روش به صورت زیر ارائه می شود.
۲-۵-۱ الگوریتم ناهرمیتی لنگزوس
۱ـ دو بردار, به طوری که را انتخاب کنید و قرار دهید:
۲ـ به ازاء مقادیر زیر را به دست آورید:
خاطرنشان میکنیم که بینهایت راه برای انتخاب اسکالرهای و وجود دارد و انتخاب این مقادیر برای آن است که ، این دو پارامتر به عنوان ضریب مقیاس برای دو بردار و هستند.
زمانی که ماتریس متقارن باشد، آنگاه ها مثبت و حقیقی خواهند بود وها را برابر قرار میدهیم. الگوریتم فوق، ماتریسرا با یک ماتریس سه قطری تشابهسازی می کند، این ماتریس به صورت زیر است:
ابراهیمی نژاد(۱۳۸۱) بودجه ریزی را فرایند تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود تعریف می کند و چنین بیان می کند که مجموع کوششهایی که صرف تدوین بودجه و تخصیص منابع می شود به منظور استفاده حداکثری از منابعی است که معمولاً در حد کفایت وجود ندارند و در اصطلاح اقتصادی کمیاب هستند. کردبچه(۱۳۸۵) معتقد است نظام بودجه ریزی فرآیندی است که تهیه برنامه مالی، بررسی این برنامه به وسیله قانونگذار، اجرای برنامه، و در نهایت ارزیابی و گزارش دهی نتایج را در بر میگیرد. و نهایتاً یوسفی نژاد مفهوم بودجه ریزی را به معنای نظام حاکم بر افکار و اندیشه های بودجه نویسان و کارشناسانی میداند که در ابعاد مختلف مدیریتی ، اقتصادی و سیاسی ، به ارزیابی و تحلیل نتایج بدست آمده از اجرای بودجه، می پردازد.
۲-۱-۲- ۳ تفاوت بین بودجه ریزی دولتی با بودجه ریزی خصوصی
به طور خلاصه تفاوت بین بودجه ریزی دولتی با بودجه ریزی خصوصی عبارت است از این که:
-۱ فعالیتهای بخش خصوصی در قالب فعالیتهای اقتصادی جلوهگر میشوند، در حالی که فعالیتهای بخش دولتی علاوه بر فعالیتهای اقتصادی، در قالب فعالیتهای عمرانی، فرهنگی و اجتماعی نیز صورت می گیرد.
-۲ هدف بخش خصوصی، کسب سود و به حداکثر رسانیدن آن است در صورتی که هدف دولت عمدتاً ارائه خدمات و توسعه و بقاء شمرده می شود.
-۳ حوزه عمل بخش خصوصی به صورت محدود و نسبتاً مستقل جلوه گر می شود، در حالی که حوزه عمل دولت وسیع و تابع برنامه های جامع و مشتمل بر تعداد زیادی برنامه عملیاتی است(بابایی، ۱۳۷۸).
۲-۱-۲-۴ فرایند بودجه ریزی در سازمانهای دولتی
یکی از مهمترین مدلهای ارائه شده در بودجه ریزی، مدلی است که کرامر و همکارانش تهیه نموده اند. این مدل دارای یک فرایند پنج مرحله ای برای بودجه است. مراحل این مدل عبارتند از :
برنامه ریزی بلند مدت
برنامه ریزی عملیاتی
برنامه ریزی بودجه
تدوین بودجه
کنترل بودجه
مراحل پنج گانه فوق به صورت خلاصه در جدول ۲-۱ آمده است. این جدول بیانگر فعالیت های کلیدی است که در هر مرحله بایستی انجام پذیرد(آذر، ۱۳۷۴).
جدول ۲-۱ مراحل بودجه ریزی در مدل کرامر و همکارانش
۲-۱-۲-۵ روشهای بودجه ریزی
روشهای بودجه ریزی(برآورد هزینه) در سیر تکاملی خویش دچار دگرگونی و پیشرفت قابل ملاحظهای گردید. این تحول برای تهیه و تنظیم( تدوین) بودجه، توسط دستگاههای اجرایی بسیار اهمیّت داشته و باعث گردیده تا آنها با اتخاذ روشهای کاراتر به پیش بینی دقیق هزینه های مورد نیاز به منظور اجرای ماموریتهای محوله اقدام نمایند و از طرف دیگر با ارزیابی مناسب از میزان موفقیت فعالیتها و عملیات واگذار شده، به اصلاح اشتباهات احتمالی پرداخته و هدفهای اصلی بودجه را که تخصیص بهینه منابع محدود بین نیازهای نامحدود موجود میباشد، محقق سازند. به طور کلی نظام بودجه ریزی از ابتدای پیدایش خود، دو نوع ایده و تفکر را تجربه نموده است . تفکر اول شیوهای است که بودجهریزان بدون توجه به هدفهای ناشی از اجرای بودجه ، تنها به هزینهها و مخارج صرفشده توجه مینمایند. به این گونه تفکر، روش بودجه متداول یا سنتی گفته می شود. نوع دوم تفکری است که طی آن بودجهریزان با توجه به هدفهای تعیین گردیده و احیانا ًبرنامه های تدوین شده، به تهیه و تنظیم بودجه های سالیانه اقدام مینمایند. این نوع تفکر در مدت تکامل خویش از روش بودجه عملیاتی شروع و در مراحل بعد با ابداع روش طرحریزی و برنامه ریزی و بودجه ریزی و همچنین بودجه بر مبنای صفر، تداوم پیدا نمود( یوسفی نژاد، ۱۳۸۶).
۲-۱-۲-۵-۱ بودجه ریزی متداول (سنتی )
در بودجه ریزی متداول (سنتی) هزینه های هر دستگاه اجرایی به تفکیک فصول و مواد هزینه تقسیم بندی و برآورد می شود. به عبارت دیگر، در بودجه ریزی متداول، هدفها و تأکیدات صرفاً به ابزار مالی و حسابداری دریافتها و پرداختهای دولتی استوار است و توزیع اعتبارات منحصراً معطوف به دستگاه – مواد هزینه میگردد و نقش مجلس و پارلمان نیز در بررسی بودجه، فقط متوجه حفظ و کنترل مخارج دولت در چهارچوب اعتبارات مصوب میباشد که هیچ هزینهای از اعتبارات مصوب تجاوز ننموده باشد و هر هزینهای در محل و مواد خود به مصرف رسیده باشد(احمدی، ۱۳۸۲،۱۹۰).
در سیستم بودجه ریزی متداول با ملاحظه ارقام و اطلاعات مندرج در سند بودجه تشخیص اینکه دولت چه اعمالی را انجام میدهد و در قبال پولی که خرج می شود چه نتایجی را بدست می آورد نشان داده نمی شود و از این رو مبنای صحیحی برای مدیریت مؤثر در دستگاههای اجرایی به حساب نمیآمد زیرا طبقه بندی مخارج دولت و بررسی آن بر حسب مواد هزینه و دستگاههای اجرایی نمایانگر اهداف اقتصادی دولت از محل این مخارج و یا نوع فعالیتهای دولت در رابطه با عواملی که به عنوان هزینه بهکار گرفته شده باشد، نیست. با افزایش روزافزون وظایف دولتها و نقش دولتها در امور اقتصادی و اجتماعی جامعه بودجه ریزی متداول به تدریج اهمیّت خود را از دست دادهاست و کاربردی ندارد. در ایران تا سال ۱۳۴۳ بودجه به صورت بودجه ریزی سنتی تهیه و تقدیم مجلس میشد و در آن بودجه، صرفاً نام دستگاه و مواد هزینه به تصویب می رسید(الماسی ،۱۳۸۷).
۲-۱-۲-۵-۲ بودجه ریزی افزایشی
در بودجه ریزی افزایشی حجم عملیات دستگاه را ثابت فرض می کنند و افزایش یا کاهش هزینهها را در برابر حجم عملیات ثابت مقایسه و برآورد مینمایند که به نگهداشت سطح عملیات مرسوم است. در صورتی که در بودجه حجم عملیات توسعه یابد یا وظیفه جدیدی به دستگاه اجرایی محول گردد، آثار مالی آن به تفکیک در بودجه منظور میگردد. این روش در برآورد هزینه های سال بعد( سال بودجه) بسیار مؤثر است و می تواند به عنوان یک ابزار سریع در تخمین برآورد هزینهها کمک شایان توجهی نماید. اساس کار متکی بر اعطای اعتبارات سال قبل است که در سال بعد تغییرات حاصل از نرخ تورم و تعدیل کالاها و خدمات (نگهداشت سطح) برآورد و توسعه عملیات کمی و کیفی به آن اضافه میگردد و گاهی اوقات وظیفه یا کار جدیدی به دستگاه محول می شود که از جمع سه عامل نگهداشت سطح ، توسعه عملیات و کار جدید به جمع کل بودجه در سال بعد دست مییابیم (بابائی، ۱۳۸۶).
۲-۱-۲-۵-۳ بودجه ریزی برنامهای
همچنان که عقیده بودجه متداول، زاییده نیازهای زمان خویش بود، عقیده مربوط به بودجه برنامهای نیز بازتابی از نیازهای جدیدی بود که دیگر بودجه متداول یا سنتی نمیتوانست پاسخگوی آن باشد زیرا وقوع بحرانها و بروز مشکلات اقتصادی - اجتماعی در اوائل قرن بیستم، نظامهای سیاسی را بر آن داشت که با کمرنگ نمودن ایدههای کلاسیکی، نقش دولتها را در امور اقتصادی و اجتماعی پررنگ و در اداره اقتصاد ملّی دخالت بیشتری نمایند .همراه با این ضرورت، لزوم مدیریت بهتر و موثرتر به منظور دستیابی به اهداف رشد و توسعه همه جانبه باعث گردید تا نیاز به برنامه ریزی و تعیین اولویتها در بودجه های سالیانه بهشدت احساس شود (یوسفی نژاد، ۱۳۸۶،۱۳۳ ). همانطورکه بیان شد، بودجه برنامهای، یک نوع تفکر است که مبنای عمل بودجه عملیاتی و سایر روشهای بودجه ریزی پس از آن قرار گرفتهاست. ابزارهای مورد نیاز این روش، نظیر سیستم حسابداری مناسب، ابزارهای اندازه گیری و روشهای تجزیه و تحلیل، در اختیار بودجهریزان قرار گرفته و در نتیجه به ایجاد رابطه بین هزینهها و هدفهای مورد نظر منجر می شود. ایده بودجه برنامهای توسط بودجه عملیاتی به رشد و تکامل رسید و سپس از طریق سیستم طرحریزی ، برنامه ریزی و بودجه ریزی و همین طور بودجه ریزی بر مبنای صفر که تماماً بر مبنای بودجه برنامهای تنظیم شده اند، به اوج خود رسید (همان، ۱۳۵).
این روش بودجه ریزی از سال ۱۹۴۹ در آمریکا به منظور اصلاح مدیریت سازمانهای دولتی عنوان گردید در این سبک بودجه ریزی عملیات سازمان به شکل برنامه کار تنظیم و برای هر برنامه کار اعتبار منظور میگردد. بودجه برنامهای نوعی طبقه بندی است که با ایجاد ارتباط میان مواد هزینه و عوامل بکار گرفته شده از یک طرف و نتایج کار بهدست آمده از سوی دیگر نشان میدهد که در طی سال مالی چه کالاها و خدماتی به صورت محصول نهایی و یا فعالیتهای بخش دولتی در جهت نیل به اهداف اقتصادی و اجتماعی دولت تولید شده است. در نظام بودجه برنامهای، وظایف دولت در قالبهای بزرگی که هر قالب از همگنی و همخوانی مشابهای برخوردارند طبقه بندی میگردد سپس آن قالبهای بزرگ از زیرمجموعه قالبهای کوچکتری تشکیل میگردد که این قالبهای کوچکتر در ارتباط با وظایفی که قانوناً بر عهده هر یک از دستگاههای اجرایی قرار دارد تبادل عملیات و اعتبارات مینمایند. هر یک از این قالبهای کوچکتر یکی از وظایف دولت است که بر عهده یک یا چند دستگاه اجرایی قرار داده شدهاست و اعتبارات به هر یک از دستگاههای اجرایی مستلزم اجرای برنامه کار است بنابراین حجم اعتبارات در شبکه اهداف عملیات دولت به نحوی که تشخیص داده می شود، توزیع میگردد لذا هم اعتبارات و هم عملیات که در نهایت به وسیله دستگاههای اجرایی بهعمل می آید قابل کنترل هستند. عناوین برنامه ها باید به نحوی انتخاب گردند تا شاخصمند باشند (فرزیب، ۱۳۸۱).
۲-۱-۲-۵-۴ بودجه ریزی بر مبنای صفر
در این روش که یکی دیگر از زیر شاخه های بودجه برنامهای است، هرگونه هزینهای که در گذشته پیش بینی شده دیگر نمیتواند برای بودجه ریزی آینده مورد استفاده قرار گیرد. طبق معمول در فرایند تهیه بودجه، هزینه های سال پیش که به مصرف رسیده به عنوان یک نقطه آغاز به حساب می آید.کار افرادی که بودجه جدید را مینویسند یا تهیه می کنند این است که چه اقلامی از بودجه را باید حذف کرد و(بر همان اساس) چه فعالیتهایی را باید اضافه نمود. یک چنین کاری باعث می شود که مدیریت برای ادامه دادن یا ادامه ندادن نوع خاصی از کار تعصب ویژهای به خرج دهد. بودجه ریزی بر مبنای صفر سعی دارد که این نقیصه را برطرف کند .
مفهوم ZBB توجیه مجدد هر فعالیت از مبنای صفر است و طبق این روش هزینه های آینده به هزینه های گذشته بستگی ندارد. بنابراین برای هرفعالیت یا برنامه و برای هر ریالی که مصرف می شود باید توجیهی وجود داشته باشد که آیا لازم است یا نه؟ در بودجه برمبنای صفر، هزینهها بهجای اینکه بر مبنای سطح جاری محاسبه شوند، از صفر شروع میشوند و برای ا ینکه فعالیتی باید ادامه داشته باشد و یا متوقف شود، توجیه لازم است .با رعایت این شیوه سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید از محل صرفهجوییهای طرحها و فعالیتهای بدون اولویت و فاقد بازدهی اقتصادی دستگاهها و جایگزین کردن آنها با پروژه ها و طرحهای با اولویت بالا، اقدام به تخصیص منابع کند که سرجمع هزینه های دولت از سالی به سال دیگرثابت بماند. بطور کلی فرایند بودجه ریزی برمبنای صفر شامل چهار مرحله به شرح زیر می باشد.
۱- تشخیص و تعیین واحدهای فعالیت
۲- مقایسه و تجزیه و تحلیل اهمیّت واحدهای فعالیت
۳- برآورد هزینه هر فعالیت در سطوح مختلف
۴- مقایسه سطوح مختلف هزینه هر فعالیت و تعیین اولویت آنها (فرج وند، ۱۳۸۲).
۲-۱-۲-۵-۵ روش طرح ریزی، برنامه ریزی و بودجه ریزی
این روش بودجه ریزی که از زیرشاخههای بودجه برنامهای است، از سال ۱۹۶۰ در امریکا پایه گذاری شد. با اجرای این روش اعطای اعتبارات به واحد اجرایی مستلزم شناخت امکانات موجود دستگاه اجرا کننده میباشد(فرزیب، ۱۳۸۱ ، ۴۳۸- ۴۳۷). اولین جلوه بودجه برنامهای عبارت از تقسیم بندی وظایف و عملیات دولت در قالب برنامه ها و فعالیتهای مشخص است(صراف ۱۳۵۱) به بیانی دیگر زیربنای اصلی این سیستم همان برنامه است، یک برنامه نیز از تعدادی فعالیت و طرحهای مربوط به هم تشکیل شدهاست. پس از اینکه برنامه ها تعیین و انتخاب شدند، برحسب هدفهایی که دارند در طبقات فرعیتری گروهبندی میشوند. این گروهها و اجزاء تشکل دهنده آنها، چارچوب اصلی برنامه ریزی استراتژیک طرحریزی، بودجه ریزی، اجرای بودجه، گزارش گیری، ممیزی و ارزشیابی قرار میگیرند (احمدی، ۱۳۸۲).
بهطورخلاصه روش مذکور که به PPBS معروف است، یعنی معلوم و معین کردن مراحل ارتباط بین منابع بهکار رفته و نتا یج بهدست آمده از انجام یک طرح، یک برنامه، یک فعالیت یا حتی اجرای یک سیاست اقتصادی. PPBS همیشه این پرسش را مطرح میسازد که از طرح، برنامه و یا سیاست بکار گرفته شده، چه نتیجه یا نتایجی بدست خواهد آمد؟ اگر این خرج را کنیم چه چیزی بدست می آید و جایگزینهای موجود کدامند؟
مراحل اجرای بودجه نویسی در روش PPBS بشرح ذیل می باشد:
۱- اهداف عینی هریک از دستگاههای دولتی به دقت شناسایی و سپس بررسی و انتخاب میشوند.
۲- نتایج هر برنامه براساس واقعیات مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
۳- هزینه کل هر برنامه به دقت تعیین شود. این مرحله اهمیّت بسیاری دارد زیرا اساس تصمیم گیری مدیران را تشکیل میدهد. در این قسمت میتوان از روشهای دقیق برآورد هزینه مانند حسابداری قیمت تمام شده یاری جست.
۴- برنامه ها و اهداف بلند مدت یعنی برنامه هایی که میبایست در چند سال بودجهای اجرا شوند به دقت تعیین میشوند. مهمترین هدف این روش، تجزیه و تحلیل اطلاعات واصله برای انتخاب کاراترین و کم هزینهترین راه نیل به اهداف برنامه هاست(همان،۲۰۹ – ۲۰۸).
معتبرترین مدلی که تاکنون درباره ی بودجه PPBS ارائه شده، مدل چارنز و کوپر(۱۹۷۱) [۸] است که آن را در سال ۱۹۷۱ ارائه داده اند. این مدل که اختصاصاً برای بودجه ارتش آمریکا تهیه شده، همچنان از اعتبار لازم برخوردار است و کم و بیش از آن در متون معتبر علمی نام برده می شود. اساس مدل بر ساختار سازمانی بودجه طرح و برنامه است که در نمودار زیر نشان داده شده است.
شکل ۲-۱ مدل چارنز و کوپر ( چارنز و کوپر ۱۹۷۱)
در این شکل، واحد مرکزی، ویژگی سطح عالی سازمان است و مسئولیت تعیین اهداف و تخصیص کلی منابع را به عهده دارد. واحدهای مدیریت سطوح میانی سازمان هستند که منابع محلی تحت کنترل خود را در محدوده اختیارات تعیین شده توسط واحد مرکزی میتوانند تخصیص دهند. واحدهای عملیاتی پایین ترین سطح سازمانی هستند که مسئولیت خلق پیشنهادهای پروژهای برای مسئولان واحدهای مدیریتی دارند. این ساده سازی، در سازمانهای بزرگ و پیچیده شاید امر نادرستی باشد. اما این واقعیت را نمی توان انکار کرد که تمامی سازمانها در قالب کلی از چنین ساختاری، صرف نظر از روابط داخلی و بیرونی، با محیط برخوردارند.
۲-۱-۲-۵-۶ بودجه ریزی عملیاتی
۲-۱-۲-۵-۶-۱ مفهوم بودجه ریزی عملیاتی
همانگونه که اشاره شد، مواد هزینه که در بودجه متداول در قالب وزارتخانه یا سازمان شکل میگرفت، در بودجه برنامهای در قالب برنامه و فعالیت تهیه می شود. اگر این امر را پایان بودجه برنامهای بدانیم، وظیفه بودجه عملیاتی از این نقطه آغاز می شود( صراف ۱۳۵۴). بودجه عملیاتی بلافاصله پس از بودجه برنامهای بهعنوان یک ضرورت و روش اجرائی و کاربردی این نوع تفکر بودجه ریزی مطرح گردیدهاست. بودجه عملیاتی عبارت است از بودجهای که براساس وظایف، عملیات و پروژه هایی که سازمانهای دولتی تصدی اجرای آنها را به عهده دارند تنظیم می شود. در تنظیم بودجه عملیاتی به جای توجه به کالاها و خدماتی که دولت خریداری می کند و یا به عبارتی به جای توجه به وسایل اجرای فعالیتها، خودفعالیت و مخارج کارهایی که باید انجام شود مورد توجه قرار میگیرد . در بودجه عملیاتی علاوه بر تفکیک اعتبارات به وظایف، برنامه ها، فعالیتها و طرحها حجم عملیات و هزینه های اجرای عملیات دولت و دستگاههای دولتی طبق روشهای علمی مانند حسابداری قیمت تمام شده محاسبه و اندازه گیری میشوند. ارقام پیش بینی شده در بودجه عملیاتی باید مستند به تجزیه و تحلیل تفصیلی برنامه ها و عملیات و نیز قیمت تمام شده آنها باشد. در بودجه عملیاتی مشخص است که قیمت تمام شده یک تخت بیمارستان چقدر باید باشد. یک بیمارستان یکصد تختخوابی چقدر هزینه باید داشته باشد . یک مدرسه پنج کلاسه چقدر باید زمان ببرد و چقدر هزینه دربرداشته باشد (فرج وند، ۱۳۸۲).
مهمترین مسئله در بودجه ریزی عملیاتی این است که ما به دنبال شناسایی عوامل تشکیل دهنده هزینه میباشیم. ضمن اینکه اصلیترین وظیفه برای دستگاههای اجرایی در این نوع بودجه ریزی، تعیین واحد حجم کار میباشد و اگر واحد حجم کار بهدرستی تعیین نگردد، امکان استخراج هزینه تمام شده وجود ندارد. برای مثال واحد حجم کار یک دانشکده، کلاس درس و یک درمانگاه اورژانس، آمبولانس و یک بیمارستان، بیمار سرپائی و بستری شده میباشد . استخراج قیمت تمام شده یک فعالیت یا طرح و ارزیابی اقتصادی آنها با بهره گرفتن از ابزارهای موجود، نظیر تحلیل هزینه – فایده از چگونگی تخصیص منابع بین فعالیتهای مختلف، دو وجه مشخصه بودجه عملیاتی میباشند (یوسفی نژاد، ۱۳۸۶).
حسن آبادی و نجارصراف(۱۳۸۶) بودجه ریزی عملیاتی را نوعی سیستم برنامه ریزی، هزینهیابی و ارزیابی تلقی می کنند که بر رابطه بودجه هزینه شده و نتایج مورد انتظار تاکید میورزد. بنابر این تعریف، درچهارچوب بودجه ریزی عملیاتی بخشهای مختلف اداری بر اساس استانداردهای مشخص تحت عنوان شاخص های عملکرد پاسخگو هستند و مدیران در تعیین شیوه نیل به نتایج از اختیار عمل بیشتری برخوردارند. جان مرکر(۲۰۰۲) بیان میدارد که بودجه عملیاتی تلفیقی است از برنامه عملکرد سالانه و بودجه سالانه که ارتباط این سطوح بودجهای یک برنامه را با نتایج مورد انتظار از آن برنامه نشان میدهد. این بودجه نشان میدهد که هزینه دستیابی به یک هدف یا مجموعهای از اهداف باید سطح معین و مشخصی داشته باشد.
T دو جامعه مستقل ۳-۱۰-۵) آزمون
با بهره گرفتن از آزمون T دو جامعه مستقل میتوان میانگین دو گروه از پاسخگویان را با یکدیگر مقایسه کرد. از این آزمون برای محاسبه فاصله اطمینان و یا آزمون فرضیه تفاوت میانگین دو جمعیت استفاده میشود. به عبارتی، در این آزمون، میانگین به دست آمده از نمونههای تصادفی مورد قضاوت قرار میگیرند. بدین معنی که از دو جامعه مختلف، نمونههایی اعم از این که تعداد نمونه مساوی یا غیر مساوی باشند، به طور تصادفی انتخاب کرده و میانگینهای آن دو جامعه را با هم مقایسه میکنیم (حبیب پور و صفری، ۱۳۸۸: ۵۴۶). در این تحقیق جهت بررسی اختلاف میانگین بین مردان و زنان در اداره کل آموزش وپرورش استان آذربایجان غربی از این آزمون استفاده می شود.
Fیا آنوا(ANOVA) 3-10-6) آزمون
آزمون F یا تحلیل واریانس یک طرفه برای آزمون تفاوت میانگین یک متغیر در بین بیش از دو گروه به کار میرود. در این آزمون که تعمیمیافته آزمون t با دو نمونه مستقل است، مقایسه میانگینهای چند جامعه، راحت تر از آزمون t میباشد. در آزمون F واریانس کل جامعه به عوامل اولیه آن تجزیه میشود، که به همین دلیل به آن آزمون آنالیز واریانس (ANOVA) نیز گفته می شود. همچنین به کمک این آزمون میتوانیم مقایسههای چندگانه را میان گروهها انجام دهیم(حبیب پور و صفری، ۱۳۸۸: ۵۵۸). در این تحقیق برای تأثیر سنوات خدمت و سطح تحصیلات از این آزمون استفاده می شود.
۳-۱۱) جمعبندی
روش انجام پژوهش از قسمت های مهم یک کار تحقیقاتی میباشد. در فصل سوم به تفصیل روش تحقیق و نحوه جمعآوری اطلاعات بیان گردید. داده های مورد نیاز پژوهش از طریق روش پرسشنامهای جمعآوری شده است و ساختار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. همان گونه که قید شد جامعه آماری این تحقیق را کارمندان اداره کل آموزش وپرورش استان آذربایجان غربی تشکیل می دهند و نمونه آماری از بین این افراد انتخاب خواهد شد و در پایان به تشریح آزمونهای مورد استفاده در این تحقیق پرداخته شد. در فصل آتی به تجزیه و تحلیل نتایج پرسشنامه ها خواهیم پرداخت.
۴-۱) مقدمه
پس از آنکه دادههای تحقیق گردآوری ، استخراج و طبقه بندی گردیدند، جداول و نمودارهای لازم تهیه شدند و آزمونهای آماری نیز انجام شد؛ نوبت به مرحله جدیدی از فرایند تحقیق که به مرحله تجزیه و تحلیل دادهها معروف است، میرسد. این مرحله در تحقیق اهمیت زیادی دارد.
در مرحله تجزیه و تحلیل آنچه که مهم است این است که محقق باید اطلاعات و دادهها را در مسیر هدف تحقیق، پاسخگویی به سؤالات تحقیق و نیز ارزیابی فرضیههای خود، هدایت کند و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. تجزیه و تحلیل به عنوان فرایندی از روش علمی، یکی از پایههای اساسی هر روش تحقیقی است. تجزیه و تحلیل روشی است که از طریق آن، دادههایی که از طریق بهکارگیری ابزارهای تحقیق فراهم آمدهاند؛ خلاصه،کد بندی، دسته بندی و در نهایت پردازش میشوند تا زمینه برقراری انواع تحلیلها و ارتباط بین این دادهها به منظور آزمون فرضیهها فراهم آید.
برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده در این تحقیق، ابتدا آمار توصیفی که به بررسی متغیرهای جمعیت شناختی تحقیق شامل جنسیت، سن، میزان تحصیلات و… می پردازد با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت. پس از آن آمار استنباطی مطرح میگردد. در آمار استنباطی این تحقیق ابتدا آزمون کالموگروف-اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن متغیرهای تحقیق استفاده شد از آنجایی که تمامی متغیرها نرمال بودند از آزمون پیرسون برای بررسی فرضیات تحقیق استفاده گردید.
۴-۲) آمار توصیفی
۴-۲-۱) جنسیت
جدول(۴-۱): توزیع فراوانی اعضای نمونه آماری بر حسب جنسیت
جنسیت | تعداد | درصد | درصد تجمعی |
مرد | ۹۳٫۰۰ | ۵۹٫۲۴ | ۵۹٫۲۴ |
زن | ۵۸٫۰۰ | ۳۶٫۹۴ | ۹۶٫۱۸ |
خطا | ۶٫۰۰ | ۳٫۸۲ | ۱۰۰٫۰۰ |
کل | ۱۶۰٫۰۰ | ۱۰۰٫۰۰ |