|
|
- شائمی برزکی، علی (۱۳۸۴). شاخصهای اندازه گیری مدیریت دانش و سرمایه فکری، سومین کنفرانس بینالمللی مدیریت. شماره ۳۳و۳۴ ، صص۲۶-۳ .
- صادقی آرائی، زهرا ۱۳۸۷) ). بررسی وضعیت مدیریت دانش در آموزش عالی با بهره گیری از معیارهای مدلEFQM (دانشگاه یزد)، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه یزد، دانشکده مدیریت.
-
- صمیمی، یاسر؛ آقایی، عبد الله (۱۳۸۴). ارائه چارچوبی برای ارزیابی عملکرد سیستمهای مدیریت دانش، فصلنامه مدیریت صنعتی، شماره ۱۰، صص ۲۴-۱.

- عابدی، احمد؛ شواخی، علیرضا (۱۳۸۹). مقایسه روش شنا سی پژوهش کمی و کیفی در علوم رفتاری. فصلنامه راهبرد، سال نوزدهم، شماره،۵۴ بهار ۱۳۸۹، صص ۱۶۸-۱۵۳.
- علیاحمدی، علیرضا؛ سعیدنهایی، وحید (۱۳۸۶). توصیفی از روشهای تحقیق: پارادایمها، استراتژیها، طرحها رویکردهای کمی، کیفی و ترکیبی، تهران: نشر تولید دانش.
- قریشی، فاطمهالسادات؛ احمدی، پروین(۱۳۸۷). نقش مدیریت دانش در مؤسسات آموزشی. نشریه مدیریت فردا، شماره۲۰، صص۲۴-۱۷.
- لطیفی، فریبا؛ موسوی، پرستو (۱۳۸۷). ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در شرکتهای نرم افزاری ایران، پنجمین کنفرانس بینالمللی مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات.
- مهرگان، محمدرضا؛ دهقان نیری، محمود (۱۳۸۸). رویکرد منسجم BSC-TOPSIS جهت ارزیابی دانشکدههای مدیریت برتر دانشگاههای استان تهران نشریه مدیریت صنعتی، دوره ۱، شماره ۲، بهار و تابستان۱۳۸۸، صص ۱۵۳ تا ۱۶۸.
- موسیخانی، محمد؛ نادی، فرانک (۱۳۹۰). ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش بر اساس کارت امتیازی متوازن و با بهره گرفتن از روش ارزیابی جامع فازی(مورد مطالعه: وزارت راه و ترابری)، مدیریت فناوری اطلاعات، دروه۳ شماره۹، صص۱۶۲-۱۳۹.
- مؤمنی، منصور؛ شریفی سلیم، علیرضا (۱۳۹۰). مدلها و نرم افزارهای تصمیم گیری چند شاخصه، تهران: انتشارات مؤلفین، چاپ اول، صص۴-۳.
- میر فخر الدینی، سید حیدر؛ حاتمی نسب، حیدر؛ طالعی فر، رضا (۱۳۸۸). ارزیابی و رتبه بندی اثر بخشی مدیریت دانش در شرکتهای کوچک و متوسط(SMEs) با بهره گرفتن از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، ششمین کنفرانس بینالمللی مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات.
- نعمتی، محمد علی .(۱۳۸۴)مدیریت دانش و آموزش عالی: مفاهیم و رهیافتها، نامه آموزش عالی، شماره۱۲.
- نهاوندی، بیژن؛ فرهی، رضا؛ کزازی، سید علیرضا؛ جعفری نژاد، نوید (۱۳۹۰). تعیین و اولویت بندی معیارهای مؤثر بر اثربخشی مدیریت دانش در سازمانهای تحقیقاتی ایران با رویکرد تطبیقی (فازی و قطعی)، مدیریت فناوری اطلاعات، دوره۳ شماره۷، صص۱۹۲-۱۶۹.
- نیازی، عیسی (۱۳۸۹). ارائۀ مدلی برای ارزیابی سطح مدیریت دانش در دانشگاهها، نامۀآموزش عالی، سال سوم، دوره جدید، شماره نهم، بهار۱۳۸۹ ، ص۱۳۹.
- Adenfelt, M., Lagerstro, K. )2005.( “enabling knowledge Creation and Sharing in Transnational Projects”, International Journal of Project Management, available online at: sciencedirect.com.
- Ahmed, P.K., Lim, K.K. and Zairi, M. (1999). Measurement practice for knowledge.
- Ahn JH, Chang SG (2004). “Assessing the contribution of knowledge to business performance: the KP3 methodology". Decis Support Syst, 36: 403-416.
- Alavi, M and Leidner D.E, ) ۲۰۰۰.( “Review knowledge management and knowledge management system: Conceptual foundations and research Issues“, Organization studies, Vol.4,No14, and pp: 335-338.
- Alavi, M. K. (2006). “An empirical examination of the influence of organizational culture on knowledge management practices“. Journal of Management Information Systems , ۲۲(۳), ۱۹۱–۲۲۴.
- Alea M. Fairchild, ‘’ Knowledge management Metrics Via a Balanced Score Card Methodology’’ (۲۰۰۲). ۳۵th Hawaii International Conference On System Science.
- Apostolou, D. (2003). “Experiences from knowledge management implementations in companies of the software sector". Business Process Management Journal, 9(3), 354–۳۸۱.
- Asoh, D., Belardo, S., & Neilson, R. (2002). Knowledge management: Issues,
- Available at: www.insighting.co.uk.
- Barney, J. (1999). “Firm resources and sustained competitive advantage”.Journal of management, (17)1: 99–۱۲۰.
- Blackler, F. (1999)." the knowledge, knowledge work and organization: An overview and interpretation”, Organization studies, Vol.6, No.16, pp: 1021-1025.
- Booker LD, Bontis N, Serenko A. (2008). “The relevance of knowledge management and intellectual capital research. “ Knowledge Process Manage. 15: 235-246.
- Bontis N, Dragonetti NC, Jacobson K, Roos G (1999). The knowledge toolbox: a review of the tools available to measure and manage intangible resources. Eur. Manage. J., 17(4): 391-404.
- Bontis, N. (2002). “The rising star of the chief knowledge officer“, Ivey Business Journal, Vol. 66, No. 4, pp. 20-5.
- Bose, R.(2004). “Knowledge management metrics". Industrial Management & Data System. Vol. 104, No. 6, pp. 457-468.
- Changchit C, Holsapple CW, Viator RE (2001). ” Transferring auditors internal control evaluation knowledge to management“. Expert Syst. Appl., 20: 275-291.
- Chen MY, Huang MJ, Cheng YC (2009). “Measuring knowledge management performance using a competitive perspective: an empirical study".Expert System. Appl.36) 4):8449-8459.
- Chen, M.Y. and Chen, A.P. (2006). “Knowledge management performance evaluation: a decade review from 1995 to 2004”, Journal of Information Science, ۳۲(۱): ۱۷-۳۸.
- Chen AP, Chen MY (2005). “A review of survey research in knowledge management performance measurement: 1995-2004″. J. Universal Knowl. Manage, 1: 4-12.
- Chin KS, Lo KC, Leung JPF. (2010). Development of user-satisfaction based knowledge management performance measurement system with evidential reasoning approach". Expert Syst. Appl., 37: 366-382.
- Chourides, P., Longbottom, D., & Murphy, W. (2003). Excellence in knowledge management : An empirical study to identify critical factors and performance measures. Measuring Business Excellence, 7(2), 29–۴۵.
- Chua, A.Y.K. and Goh, D.H. (2008). “Untying the knot of knowledge management measurement: a study of six public service agencies in Singapore”, Journal of Information Science, ۳۴(۳): ۲۵۹-۲۷۴.
- Chung, S.H., Lee, A.H.L. and Pearn, W.L. (2005). “Analytic Network Process (ANP) Approach for Product Mix Planning in Semiconductor Fabricator", International Journal of Production Economics, Vol. 96, pp.15-36.
- Cook, S. D. N and Seely Brown, J. (1999). “Bridging epistemologies: the generative dance between organizational knowledge and organizational knowing“, in: Organization Science, Vol.10, No.4, 381.
- Darroch J, McNaughton R (2002). Developing a measure of knowledge management . In World Congress on Intellectual Capital Readings“, Bontis N (Ed). Butterworth-Heinemann: Boston, pp. 226-243.
- Davenport T.H, Prusak L. (1998). ” Working Knowledge", Harvard Business School Press, Boston, Massac gusetts USA.
- DeFillippi, R. J. (2001). Project-based learning, reflective practices and learning outcomes. Management Learning, 32(1), 5–۱۰.
- Drucker, P. (1992). “Managing for the future: The 1990s and beyond“. New York: Truman.
- Edvinsson L (1997). " Developing intellectual capital at Skandia“. J. Long Range Plann, 30(3): 66-373.
- Evans C. )۲۰۰۰)" Developing a Knowledge Creating Culture”, Roffey Park Institute; In,53.
- Forcadell, F.J., Guadamillas, F.,(2002). ” A Case Study on the Implementation of A Knowledge Management Strategy Oriented to Innovation“, Knowledge and Process Management, Published online in Wiley, Vol. 9 No. 3, pp. 162–۱۷۱.
- Gold, A. M. (2001). Journal of Knowledge management: An organizational. Management Information Systems , (۱۸)۱,۱۸۵–۲۱۴.
- Gooijer JD (2000). “Designing a knowledge management performance framework". J. Knowl. Manage, 4(4): 303-310.
- Groves, S., (2002). “Knowledge wins in the new economy", Information Management Journal: ۳۶ (۲). ۶.
- Guthrie J and Petty R, (2000)."Intellectual capital literature review: measurement, reporting and management". J. Intellect. Capital, 1(2):155-176.
- Halawi , Leila . (2005). knowledge management systems success in konwledge base organization , NOVA south Eastern university.
از طرفی در صورت وجود مدیریت سود نیز، مدیران ممکن است از اقلام تعهدی به شکل فرصت طلبانه ای برای متورم نمودن سودهای آتی استفاده کنند. نادیده گرفتن دستکاری سود از سوی سرمایه گذاران ممکن است آنها را با خطای برآورد خوش بینانه مواجه سازد که می تواند باعث واکنش بیش از حد سرمایه گذاران شود. این ناآگاهی سبب میشود که افراد واکنش اشتباهی به اخبار مرتبط سود از خود نشان دهند.از این رو، در بحث پایداری اقلام تعهدی می توان گفت، بین اقلام تعهدی و رشد سودهای آتی رابطه منفی وجود دارد و هرگاه اقلام تعهدی پایداری کمتری نسبت به جریان نقدی داشته باشند، این رابطه تشدید می شود.
 ۲-۲-۳-۴) مزایای اطلاعاتی سود حسابداری تعهدی اگرچه هدف جدید گزارشگری مالی ارائه اطلاعات در مورد جریانهای نقدی آتی است که در ارزیابی قیمت و تعیین ارزش ذاتی سهام مورد استفاده قرار می گیرد، ولی این بدان مفهوم نمی باشد که روش حسابداری نقدی بهتر از روش تعهدی، این هدف را برآورده می سازد. سایت استانداردهای حسابداری در این باره چنین می گوید: اطلاعات در باره سود شرکت براساس حسابداری تعهدی، معمولا” توانایی فعلی و مداوم شرکت را در کسب جریانهای نقدی، نسبت به اطلاعاتی که به جنبه های مالی دریافت و پرداخت محدود می شود، بهتر مشخص می نماید. به عبارت دیگر، تاکید اصلی گزارشگری مالی، ارائه اطلاعات درباره سود و اجزای آن است. هیات استانداردهای حسابداری مالی ماهیت و علت استفاده از حسابداری تعهدی را اینگونه بیان می کند: حسابداری تعهدی از اقلام تعهدی، انتقالی و رویه های تخصیص استفاده می کند و هدفش این است که درآمدها، هزینه ها، سودها و زیانها را به یک دوره خاص مربوط کند تا بتواند انعکاس صحیحی از عملکرد موسسه در آن دوره داشته باشد، به جای آنکه صرفا” یکسری دریافت ها و پرداخت های نقدی را لیست نماید. بنابر این شناسایی درآمدها، هزینه ها، سودها و زیان ها و افزایش و کاهش در دارایی ها و بدهی ها (شامل تطابق درآمدها و هزینه ها، تخصیص و استهلاک) از لازمه های وجودی استفاده از حسابداری تعهدی برای اندازه گیری عملکرد واحد تجاری هستند.حسابداری تعهدی تلاش می کند که تاثیرات مالی معاملات، وقایع و شرایطی را که دارای پیامدهای نقدی هستند در دوره هایی ثبت کند که آن معاملات، وقایع و شرایط رخ داده اند، نه در دوره هایی که وجه نقد مربوط به آنها توسط موسسه دریافت یا پرداخت شده است.براساس دلایلی نظیر موارد فوق دی چاو و اسکینر[۳۰](۲۰۰۴) نتیجه گیری می نمایند که هدف اصلی حسابداری تعهدی کمک به سرمایه گذاران در جهت ارزیابی عملکرد اقتصادی واحد تجاری در طول یک دوره خاص با بهره گرفتن از یکسری اصول حسابداری پایه مانند شناسایی درآمد و تطابق هزینه است. مدارکی وجود دارد که به عنوان نتیجه فرایند تعهدی، سودها اطلاعات بهتری در مورد عملکرد اقتصادی موسسه نسبت به جریانهای نقدی ارائه می کنند(جنکینز و همکاران[۳۱]،۲۰۰۸). بنابردلایل فوق الذکر، حسابداری تعهدی به عنوان مفیدترین وسیله برای ارائه وضعیت مالی و نتایج عملیات واحد تجاری شناخته شده و مورد استفاده قرار می گیرد. بین سود خالص تعهدی و جریان های نقدی عملیاتی به دلیل تاثیر عوامل زیراختلاف وجود دارد: ۱) عامل اول مربوط به هزینه های غیر نقدی (مانند هزینه استهلاک) است که سود خالص را کاهش می دهد ولی موجب کاهش وجه نقد شرکت نمی شود، ۲) عامل دوم مربوط به تفاوت زمانی تحقق درآمد و دریافت وجه آن و نیز تحمل هزینه و پرداخت وجه آن می باشد. ۳) سومین عامل عبارت است از سود و زیان غیر عملیاتی ناشی از فروش دارایی های ثابت، اوراق بهادار و سایر سرمایه گذاری ها که در صورت سود و زیان لحاظ می گردد و موجب تغییر سود خالص می گردد ولی در بخش فعالیت های عملیاتی صورت جریان های نقدی تاثیری نمی گذارد. لذا یکی از روش های مورد استفاده به منظور تعیین کیفیت سود از طریق بررسی رابطه بین اقلام تعهدی و اجزای نقدی سود می باشد. تمام مفاهیم ارائه شده در این بخش بر اساس این دیدگاه است که اقلام تعهدی کیفیت سود را کاهش می دهند. در ارتباط با این روش اندازه گیری کیفیت سود، احمد و همکاران معتقدند که در پژوهش های فعلی یک خلاء احساس می شود چرا که هیچ پژوهشگری توجیه روشنی در این مورد که چرا اقلام تعهدی بیشتر نشانگر مدیریت سود بیشتر و کیفیت سود پایین تر است، ارائه نکرده است. به عبارت دیگر اعتبار سازه مورد استفاده برای اندازه گیری کیفیت سود مورد تردید است. برای روشن تر شدن این مطلب به این مورد توجه نمایید که روش های اندازه گیری کیفیت سود که بر روی اقلام تعهدی متمرکز می گردند با روشهایی که کیفیت سود را براساس مفهوم ثبات، اندازه گیری می نمایند، منطبق نیستند(جنکینز و همکاران[۳۲]،۲۰۰۸). ۲-۲-۳-۵) اقلام تعهدی سودحسابداری ونقش آنهادرنابه هنجاری واکنش بازارسرمایه امروزه اطلاعات وسیله و ابزار مهمی در تصمیم گیری های اقتصادی به شمار می آید و بدون شک، کیفیت تصمیمات نیز بستگی به صحت، دقت و به هنگام بودن اطلاعاتی دارد که در زمان تصمیم گیری در اختیار افراد قرار می گیرد. در بازار سرمایه، این اطلاعات می تواند به صورت نشانه ها، علایم، اخبار و پیش بینی های مختلف از داخل یا خارج شرکت انعکاس یابد و در دسترس سهامداران قرار گیرد و باعث ایجاد واکنش ها و در نتیجه، تغییراتی در قیمت های سهام گردد (فرانسیس و اسمیت[۳۳]، ۲۰۰۸). واکنش معامله گران بازار سهام به آگهی ها و اخبار متفاوت است و در برخی موارد، واکنش افراد عقلایی نبوده ، باعث ناهنجاری هایی از جمله افزایش بیش از حد یا کمتر از حد قیمت ها می گردد. واکنش بیش از اندازه یا کمتر از اندازه، زمانی رخ می دهد که افراد با توجه به اطلاعات جدید، قیمت ها را بیشتریا کمتر از میزان واقعی آن ارزیابی می کنند.گرچه بازار پس از گذشت زمان به اشتباه خود پی می بردو به حالت تعادل بر می گردد، با وجود این، این رفتار نوعی رفتار غیرعقلایی در بازار به حساب می آید که می تواند پاسخ منطقی نسبت به عدم اطمینان سرمایه گذاران باشد. انتظارات افراد تابع پیش بینی های آنهاست که گاهی از ناکارآمدی هایی برخوردار است. شناخت منبع این ناکارآمدی ها، می تواند کاربردهای مهمی در زمینه عقلانیت سرمایه گذاران و کارایی بازار داشته باشد. یکی از اطلاعات مهمی که در دسترس سرمایه گذاران است و آنها نسبت به تغییرات آن واکنش نشان می دهند سودهای گزارش شده از سوی شرکت هاست. سرمایه گذاران از طریق سودهای گزارش شده و بررسی اجزای سود ؛ یعنی اقلام تعهدی و جریان نقدی عملیاتی، بازده های آتی سهام شرکت ها را پیش بینی می کنند. در این پیش بینی، سرمایه گذاران بی تجربه ای هستند که عوامل تأثیرگذار در پیش بینی صحیح بازده آتی از جمله نقش پایداری اقلام تعهدی را مد نظر قرار نداده ، یا برآورد اشتباهی از آن دارند که واکنش نادرست آنها را به دنبال دارد (نیکبخت و مرادی، ۱۳۸۴). ۲-۲-۴) گفتار سوم: ضریب پایداری جریان های نقدی ۲-۲-۴-۱) وجه نقد و چارچوب نظری هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی نسبت به ضرورت تهیه و افشای اطلاعات مربوط به گردش وجوه نقد دارای موضع گیری صریح و روشن می باشد. این موضع با تعریف نیازهای استفاده کنندگان بالقوه از اطلاعات مالی آغاز می گردد. فرض شده است که تصور سرمایه گذاران ، وام دهندگان و کارکنان از بنگاه ، منبعی از وجه نقد است که منجر به تقسیم سود ، پرداخت بهره ، افزایش در ارزش بازار اوراق سرمایه ، باز پرداخت وامها ، پرداخت بهای کالا و خدمات و یا حقوق ودستمزد میگردد. از آنجایی که اهداف سه گانه گزارشگری مالی عبارت اند از : ۱) گزارشات مالی باید به نحوی تهیه شود که نیاز اطلاعاتی سرمایه گذاران فعلی و بالقوه ، بستانکاران و سایر تصمیم گیرندگان سرمایه گذاری را فراهم کند. ۲) اطلاعاتی که درباره منابع وتغییرات درمنابع موسسه راگزارش نماید. ۳)اطلاعات مفیدی درباره جریان های نقدی آتی گزارش نماید. به همین لحاظ، هدف اصلی گزارشگری مالی که منعکس کننده علایق مشترک همه استفاده کنندگان بالقوه صورت های مالی است.بر روی توانایی بنگاه در تامین جریان های نقدی مطلوب متمرکز گردیده است. بیانیه شماره (۱) مفاهیم حسابداری مالی در این زمینه گفته است : گزارشگری مالی باید اطلاعاتی در مورد چگونگی تحصیل یا پرداخت وجه نقد ، استقراض بازپرداخت آن ، معاملات مربوط به حقوق صاحبان سرمایه شامل تقسیم سود نقدی و سایر موارد توزیع منافع بنگاه بین صاحبان آن و سایر مواردی که ممکن است بر نقدینگی و قدرت پرداخت دیون آن تاثیر می گذارد، فراهم نماید. اطلاعات مربوط به جریان های نقدی یا سایر جریان های وجوه می تواند در آشنایی با عملیات بنگاه ،ارزیابی فعالیت های تامین مالی ، ارزیابی نقدینگی ، قابلیت پرداخت دیون و تفسیر اطلاعات تهیه شده مفید و سودمند باشد. این بیانیه نشان دهنده این مطلب بود که هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی توجه خود را به گزارشگری جریان های نقدی و در نهایت انتشار بیانیه شماره ۹۵ معطوف نموده است .این حرکت هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی ناشی از برخی باورها و اعتقادات اعضای آن به شرح زیر بود: ارزیابی بازار از موقعیت قابل پیش بینی یک بنگاه در تحصیل جریان های نقدی مطلوب بر قیمت های بازار اوراق بهادار آن تاثیر می گذارد، اگر چه ارزش بازار این اوراق تحت تاثیر عوامل گوناگونی چون شرایط عمومی اقتصادی ، نرخهای بهره ، روانشناسی بازار و غیره نیز قرار دارد که مربوط به یک بنگاه به خصوص نمی باشد (احمدی ،۱۳۸۹). هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه مفاهیم حسابداری بیان نموده که صورت گردش وجوه نقد می بایستی دارای نقاط مثبتی باشد که به استفاده کنندگان در بر طرف نمودن نیازهایشان کمک نماید در این رابطه آمده است. اطلاعات سودمندی رادر مورد فعالیت های بنگاه درتحصیل وجه نقداز طریق عملیات جاری به منظور بازپرداخت بدهی ها ، تقسیم سود یا سرمایه گذاری مجدد به منظور حفظ یا توسعه ظرفیت عملیاتی ، در موردفعالیت های تامین مالی چه از طریق استقراض و چه از طریق صاحبان سرمایه و همچنین در مورد فعالیت های سرمایه گذاری یا پرداخت های نقدی ارائه می کند. استفاده های مهم از اطلاعات مربوط به دریافت ها و پرداخت های نقدی جاری به منظور کمک کردن به دست یابی به عواملی همچون نقدینگی بنگاه ، انعطاف پذیری مالی ، سود آوری و ریسک می باشد (احمدی ،۱۳۸۹). ۲-۲-۴-۲) حرکت به سوی جریان های نقدی بر همین اساس، هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی دربررسی های اولیه خوددر سال ۱۹۸۰ ، صورت گردش وجوه نقد را به عنوان اطلاعاتی مطلوب که می بایست به همراه سایر صورت های مالی ارائه شود ، معرفی نمود. دلایل پشتوانه این نظریه توسط هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی به شرح زیر بیان شده است: ۱) باز خورد جریان های نقدی واقعی را فراهم سازد . ۲) کمک به تعیین رابطه بین سود حسابداری و جریان های نقدی ۳) اطلاعاتی در مورد کیفیت و چگونگی سود فراهم آورد . ۴) قابلیت مقایسه اطلاعات مندرج در گزارشگری مالی را ارتقاء دهد . ۵) کمک به ارزیابی انعطاف پذیری و وضعیت نقدینگی ۶) کمک به پیش بینی جریان های نقدی آتی . کلیه دلایل فوق ، هر یک به نوعی به محدودیت های حسابداری تعهدی ارتباط می یابد .علی رغم وجود این محدودیت ها نمی توان گفت که اطلاعات حسابداری دارای بازده اطلاعاتی نمی باشد بلکه اطلاعات صورت جریان های نقدی در کنارسایر صورت های مالی گزارش شده اطلاعات بیشتری را به منظور تکمیل اطلاعات قبلی فراهم می نماید .درصورت اینکه جریان های نقدی، جریان های وجوه یا سود حسابداری کدامیک در مورد پیش بینی جریان های نقدی آتی بهتراند نمی توان نظر قطعی داد.فلسفه افشاء بر این اساس استوار است که اطلاعات مفید بالقوه به هزینه مربوط به تهیه و افشاء آن اطلاعات مورد بررسی قرارگیرد ، و در صورتی که منافع ناشی از ارائه آنها به مراتب بیش از هزینه تهیه و گزارش آنها باشد، افشاء شوند .بر این اساس صورت گردش وجوه نقد به عنوان یکی از مبانی اطلاعاتی سودمند مطرح است که هزینه تهیه و ارائه آن نیز بسیار اندک است ، زیرا اطلاعات مندرج در این صورت مالی چیزی بیش از تلخیص وطبقه بندی مجدداطلاعات حسابداری مربوط به یک دوره مالی به شکل دیگر نیست (زاهدی،۱۳۸۸). بدیهی است که جریان های نقدی در ارزیابی جریان های نقدی گذشته ضروری می باشد همچنین این موضوع می تواند ابزاری برای پیش بینی جریان های نقدی آتی باشد.این مسئله از این بعد حائز اهمیت است که جریان های نقدی مورد انظار سرمایه گذاران و بستانکاران مستقیماَ به جریان های نقدی واحد تجاری مربوط می شود.(نکته اول) همانطور که جریان های نقدی در فهم جریان های نقدی واقعی که از عملیات جاری بدست آمده نیز ضرورت دارد (نکته دوم) به عبارت دیگر، رابطه بین سود حسابداری و جریان های نقدی می باشد.(نکته سوم) مربوط به اجزای نقدی سود حسابداری می باشد. بالاترین و بیشترین همبستگی میان سود حسابداری و جریان های نقدی بهترین کیفیت سودآوری است مفهوم کیفیت سودآوری انعکاس این واقیعت است که سود حسابداری درآمد و هزینه های تعهدی را نیز شامل می شود.به عبارت دیگرکیفیت سود اصطلاحی است که بوسیله تحلیل گران مالی درتوصیف و تشریح این رابطه به کار برده می شود. همبستگی و رابطه بالا میان سود حسابداری و جریان های نقدی به مفهوم بهتر بودن کیفیت سود می باشد. ۲-۲-۴-۳) اهمیت جریان های نقدی استفاده کنندگان صورت های مالی نیازمند اطلاعات درخصوص چگونگی ایجاد و مصرف وجه نقد توسط واحد تجاری هستند این نیاز صرف نظر از ماهیت فعالیت های واحد تجاری و تلقی یا عدم تلقی وجه نقد به عنوان محصول واحد تجاری وجود دارد ، چرا که علی رغم تفاوت این واحد ها از لحاظ فعالیت های اصلی درآمد زا، نیازها به وجه نقد عمدتاَ از دلایل مشابهی ناشی می شود به عبارت دیگر واحد های تجاری جهت هدایت عملیات ، تسویه تعهدات و پرداخت سود سهام تماماَ به وجه نقد نیازدارند. جریان های در یک واحد تجاری از اساسی ترین رویدادهایی است که اندازه گیری های حسابداری بر اساس آنها انجام می پذیرد و چنین تصور می شود که بستانکاران و سرمایه گذاران نیز تصمیماتشان را بر همین اساس اتخاذ می نمایند. وجوه نقداز این نظر دارای اهمیت است که نشان دهنده قدرت خرید عمومی است ودر مبادلات اقتصادی به سهولت می تواند به سازمان ها ویا اشخاص مختلف جهت رفع نیازهای خاصشان و در تحصیل کالا و خدمات انتقال یابد. اگرچه صورت جریان وجوه نقد اطلاعاتی را درباره جریان های وجه نقد واحد تجاری طی دوره مالی مورد گزارش ارائه می کند .لیکن اطلاعات مزبور جهت ارزیابی جریان های نقدی آتی وجه نقد کفایت نمی کند. برخی جریان های نقدی وجه نقد ناشی از معاملاتی است که در دوره های مالی قبل رخ داده و بعضاَ انتظار می رود منجر به جریان های وجه نقد دیگری در یکی از دوره های آتی گردد بدین لحاظ برای ارزیابی جریان های وجه نقد آتی ، صورت جریان وجه نقد معمولاَ باید توام با صورت های عملکرد مالی و ترازنامه و به طور کلی اقلام تعهدی به کار گرفته شده در صورت های مالی مورد استفاده قرار گیرد (هاشمی،۱۳۸۹). اقلام تعهدی (اقلام پرداخت نشده) معرف مبالغ تخصیص داده شده به دوره تجاری از بابت دریافت ها و پرداخت های آتی مورد انتظار برای خدمات است و اقلام انتقالی به دوره های آتی مبین مبالغ تخصیص داده شده به دوره های جاری و آتی از بابت دریافتی ها و پرداختی های گذشته برای کالاها و خدمات می باشد. اقلام سود و ترازنامه که بر مبنای حسابداری تعهدی اندازه گیری شده است مبنای مفیدی از سنجش کارایی موسسه و اطلاعاتی مرتبط با پیش بینی فعالیت آتی واحد تجاری و پرداخت سود سهام فراهم می نماید. اطلاعات تاریخی (اقلام تعهدی) مربوط به جریان وجوه نقد می تواند در قضاوت نسبت به مبلغ ، زمان و میزان اطمینان از تحقق جریان های وجوه نقد آتی به استفاده کنندگان صورت های مالی کمک کند اطلاعات مزبور بیانگر چگونگی ارتباط بین سودآوری واحد تجاری و توان جهت ایجاد وجه نقد و در نتیجه مشخص کننده کیفیت سود تحصیل شده توسط واحد تجاری است. علاوه براین تحلیل گران و دیگر استفاده کنندگان اطلاعات مالی اغلب به طور رسمی یا غیر رسمی مدل هایی را برای ارزیابی و مقایسه ارزش فعلی جریان های وجه نقد می تواند جهت کنترل میزان دقت ارزیابی های گذشته مفید واقع شود و رابطه بین فعالیت های واحد تجاری و دریافت ها و پرداخت های آن را نشان دهد. اطلاعات تاریخی (اقلام تعهدی ) گردش وجوه نقد همانند جریانات وجوه نقد بودجه شده اطلاعات مرتبطی را به تنهایی و یابه عنوان مکمل گزارشات مرسوم مالی برای سرمایه گذاران ، اعتباردهندگان و بستانکاران به منظور ارزیابی شرکت و پیش بینی سود های پرداختی مورد انتظار فراهم می نمایند (هاشمی،۱۳۸۹). ۲-۲-۴-۴) جریان های نقدحاصل ازعملیات واهمیت آن در واحدهای انتفاعی مبلغ جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی، یکی از شاخص های اصلی ارزیابی این موضوع است که عملیات واحدتجاری تا چه میزان به جریان های وجه نقد کافی جهت بازپرداخت وام ها، نگهداشت توان عملیاتی واحد تجاری و پرداخت سود سهام منجر شده وانجام سرمایهگذاری های جدید را بدون تمسک به منابع مالی خارج از واحد تجاری میسرکرده است. ارائه اطلاعات درباره جزئیات جریان های نقدی عملیاتی تاریخی، در کنار سایر اطلاعات، برای پیشبینی جریان های نقدی آتی مفید خواهد بود. فعالیت های عملیاتی عبارت از فعالیت های اصلی مولد درآمد عملیاتی واحد تجاری است. فعالیت های مزبور متضمن تولیدو فروش کالا و ارائـه خدمات است و هزینهها و درآمدهای مرتبط با آن در تعیین سود یا زیان عملیاتی درصورت سود و زیان منظور میشود. جریانهای نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی اساساً دربرگیرنده جریان های ورودی وخروجی نقدی مرتبط با فعالیت های مزبوراست.مثالهایی از جریان های نقدی ناشی از فعالیتهای عملیاتی به شرح زیر است: الف. دریافت های نقدی حاصل از فروش کالا و ارائـه خدمات. ب. دریافت های نقدی حاصل از حق امتیاز، حقالزحمه، کارمزد و سایر درآمدهای عملیاتی. ج. پرداخت های نقدی به فروشندگان کالا و خدمات. د. پرداخت های نقدی به کارکنان واحد تجاری یا از جانب آنها. ﻫ. دریافت هاو پرداخت های نقدی یک شرکت بیمه بابت حق بیمهها، خسارات، مستمری ها و سایر پرداخت های بیمهای. و. دریافت ها و پرداخت های مرتبط با قراردادهای منعقد شده با اهداف تجاری و عملیاتی. ز. پرداخت های نقدی بابت مزایای پایان خدمت کارکنان و هزینه سازماندهی مجدد. وجه نقد عامل حیاتی و مهم ترین منبع هر واحد انتفاعی میباشد. زیرا معرف قدرت خرید عمومی است و اغلب در مبادلات اقتصادی وسیله مبادله قرار گرفته و برای تحصیل منابع دیگر بکار گرفته میشود. موسسات و بنگاه های تولیدی، تولیدات خود را در مقابل دریافت وجه نقد وخریدهای خود را با پرداخت وجه نقد انجام میدهند و اکثراندازهگیری های حسابداری مبتنی بر جریان نقدی میباشد (تهرانی، ۱۳۸۴). سرمایهگذاران در شرکتهایی سرمایهگذاری میکنند که از نظر توان ایجاد وجه نقد وضعیت مناسب تری دارند. از طرفی یکی از اهداف مدیریت ایجاد توازن بین وجوه نقد در دسترس با نیازهای نقدی است. سرمایهگذاران و اعتباردهندگان و سایر گروه های استفادهکننده از اطلاعات مالی از اهمیت تصمیم گیری مدیریت درجهت این توازن آگاه بوده و میتوانند تصمیمات خود را بر مبنای آن اتخاذ نمایند. اطلاعات تاریخی مربوط به جریان وجوه نقد میتواند در قضاوت نسبت به مبلغ، زمان و میزان اطمینان از تحقق جریان های وجوه نقدآتی به استفاده کنندگان صورت های مالی کمک کند. اطلاعات مزبور، بیانگر چگونگی ارتباط بین سودآوری واحد تجاری و توان آن جهت ایجاد وجه نقدو درنتیجه مشخصکننده کیفیت سود تحصیل شده توسط واحد تجاری است. علاوه براین، تحلیلگران و دیگر استفاده کنندگان اطلاعات مالی اغلب بهطور رسمی یا غیر رسمی مدلهایی را برای ارزیابی و مقایسه ارزش فعلی جریان های وجه نقد آتی واحدهای تجاری به کار میبرند. اطلاعات تاریخی مربوط به جریان وجوه نقد میتواند جهت کنترل میزان دقت ارزیابی های گذشته مفید واقع شود و رابطه بین فعالیت های واحد تجاری و دریافت ها و پرداخت های آن را نشان دهد (هالی و همکاران[۳۴]،۲۰۱۰). ارزیابی فرصتها و مخاطرات فعالیت تجاری و وظیفه مباشرت مدیریت مستلزم درک ماهیت فعالیت تجاری از جمله نحوه ایجاد و مصرف وجه نقد توسط واحد تجاری است. ترازنامه، صورتهای عملکرد مالی و صورت جریان وجوه نقد تواماً اطلاعاتی را در مورد وضعیت مالی، عملکرد مالی وهمچنین نقدینگی، توانایی بازپرداخت بدهی ها و انعطافپذیری مالی فراهم میآورند. بدینلحاظ ایجاد ارتباط بین اطلاعات مندرج درصورت جریان وجوه نقد واطلاعات ارائه شده درصورتهای مالی اساسی دیگرحائزاهمیت است (هالی و همکاران[۳۵]،۲۰۱۰). ۲-۲-۴-۵) اهمیت جریان های نقدی در گزارشگری مالی استفاده کنندگان صورتهای مالی نیازمند اطلاعاتی در خصوص چگونگی ایجاد و مصرف وجه نقد توسط واحد تجاری هستند. این نیاز صرف نظر از ماهیت فعالیت های واحد تجاری و تلقی یا عدم تلقی وجه نقد به عنوان محصول واحد تجاری، وجود دارد، چرا که علیرغم تفاوت این واحدها از لحاظ فعالیت های اصلی درآمد زا، نیاز آنها به وجه نقد عمدتاً از دلایل مشابهی ناشی میشود. به عبارت دیگر واحدهای تجاری جهت هدایت عملیات، تسویه تعهدات و پرداخت سود سهام تماماً به وجه نقد نیاز دارند. بسیاری از طرفداران اطلاعات جریان های نقدی «سود تعهدی» را قابل اعتماد نمیدانندزیرا آن را بواسطهی داشتن اختیاراتی از طرف محاسبهکنندگان سود قابلدستکاری[۳۶] و در نتیجه نامطمئن میدانند و از طرفی هم وجه نقد حاصل از عملیات را خیلی استوارتر و قابل اعتمادتر دانسته و آن را ناشی از عینیت فوق العاده وجه نقد و شمارش پذیری آن تلقی میکنند (تهرانی و حصارزاده، ۱۳۸۸). به نظر ورنون کم[۳۷] تئوری حسابداری به «سود» به عنوان مبنای سنجش عملکرد با عنایت به خواست شرکت برای افزایش ارزش مجموعهی منابعش مینگرد. اطلاعات مربوط به «جریان نقدی» میتواند جزئیات بیشتری را عرضه کرده و بنابراین ارزیابی با معناتری از عملکرد را ممکن میسازد. اما اگر اطلاعات جریان نقدی را شاخص منحصر به فرد عملکرد شرکت به حساب آوریم به خطا رفتهایم زیرا «سود تعهدی» و «جریان نقد حاصل از عملیات» گر چه مبتنی بر رویدادها و معاملات مشابهی هستند اما نماینده متغیرهای متفاوتی به شمار میروند.از نظر هندریکسون[۳۸] نیز این نکته مطرح است که«اگر چه صورتهای مالی سود وزیان و گردش وجه نقد به اطلاعات واحدی در طول زمان بر میگردند اما منعکس کنندهی اطلاعات و مفاهیم متفاوتی هستند (تهرانی و حصارزاده، ۱۳۸۸). ۲-۲-۴-۶) اهمیت جریانهای نقدی درشناسایی رویدادهای مالی واحدهای اقتصادی جریان های نقدی در یک واحد تجاری از اساسیترین رویدادهایی است که اندازه گیری حسابداری بر اساس آنها انجام میشود و به نظر میآید که بستانکاران و سرمایهگذاران نیز بر مبنای جریا های نقدی تصمیم میگیرند. وجوه نقد چون نشان دهنده قدرت خرید عمومی است، در مبادلات اقتصادی به راحتی میتواند به سازمانها و یا اشخاص مختلف جهت رفع نیازهای خاص خودشان و در تحصیل کالا و خدمات کمک کند. بیشتر اندازه گیری های حسابداری بر اساس جریان های نقدی گذشته، حال و یا مورد انتظار آتی انجام میگیرد، درآمدها معمولاً برحسب خالص وجوه نقد مورد انتظار حاصل از فروش کالاها یا خدمات و هزینه ها نیز برحسب وجوه نقد پرداختی و یا وجوه نقد مورد انتظار پرداختنی برای کالاها و خدمات مورد استفاده اندازه گیری میشود (ناصری، ۱۳۸۸). اندازه گیری تئوریک دارائی ها، بدهی ها و سود به میزان زیادی بر اساس جریان های نقدی واقعی مورد انتظار صورت میپذیرد. ارزش فعلی یک دارایی عموماً معادل دریافت های خالص مورد انتظار تنزیل شده که از آن دارایی ایجاد میگردد تعریف شده است. همچنین اندازه گیری بدهی ها براساس مبالغ تنزیل شده پرداختیهای مورد انتظار آتی میباشد. یکی از تعاریف ارائه شده سود عبارتست از «مازاد خالص سود سهام نقدی مورد انتظار تنزیل شده که در پایان دوره اندازه گیری میشود نسبت به همان انتظارات در ابتدای دوره بعلاوه پرداخت های سود سهام واقعی.
سومین دسته از مدل های مرتبط با سنجش سرمایه فکری، مدل های بازده دارایی ها است. اساس این مدل ها بر پایه محاسبهی مقدار بازده دارایی ها (آی – او – ای) استوار است. در این مدل ها به منظور سنجش سرمایه فکری به طریق روبرو عمل می شود. ابتدا در آمدهای پیش از مالیات تقسیم بر متوسط دارایی های مشهود سازمان شده و مقدار حاصل با متوسط صنعتی مقایسه شده و از طریق محاسبه تفاوت این دو، و ضرب این تفاوت در حد متوسط دارایی های مشهود سازمان، درآمد سالانه از اقلام نامشهود به دست می آید. در مرحله نهایی متوسط درآمد سالانه از اقلام نامشهود بر متوسط هزینه سرمایهای یا نرخ سود و بهره تقسیم شده، و بر این اساس مقدار به دست آمده به عنوان ارزش سرمایه فکری در نظر گرفته می شود. مدل ارزش نامشهود محاسبه شده ( سی – آی – وی ) مدل ارزش نامشهود محاسبه شده جزو مدل های بازده دارایی ها است، که در سال ۱۹۹۷ میلادی توسط توماس استوارت معرفی شده است[۹۰]. صورت اولیه این مدل، توسط گروه تحقیاتی ان – سی – آی وابسته به دانشکده کسب و کار کلوگ دانشگاه نورس وسترن، پایه گذاری گردیده است. این مدل در ابتدا توسط کارخانجات تولیدی نوشابه به منظور تخمین میزان کاهش درآمد و دارایی های نامشهود، در اثر ممنوعیت های به وجود آمده در مسیر این کارخانجات به کار گرفته شد. از سوی دیگر آی – آر – اس نیز، مدلی مشابه برای محاسبهی ارزش متناسب با دارایی های نامشهود، با هدف اخذ مالیات طراحی نموده بود. از سوی دیگر، نظریه پردازان و پژوهشگران مختلفی در جهت بهبود این مدل اقدام نموده اند که در این میان تلاش های دیوید لوتی، از دیگران پر اهمیت تر است (لوتی[۹۱] ، ۱۹۹۸).
 این مدل، بر پایه محاسبه ارزش جاری خالص متوسط مازاد بازدهی سرمایه پس از مالیات بنا نهاده شده است. استوارت در قالب این مدل، هفت مرحله محاسبهی ارزش نامشهود را اینگونه توصیف مینماید: محاسبه میانگین در آمد قبل از مالیات برای سه سال گذشته. مراجعه به ترازنامه ها و به دست آوردن میانگین دارایی های مشهود در پایان سال مالی برای سه سال گذشته. تقسیم درآمدها بر دارایی ها به منظور تعیین بازدهی دارایی ها. محاسبهی متوسط بازده دارایی ها در آن صنعت به خصوص، برای دوره سه سالهی مشابه. محاسبه بازده مازاد، از طریق ضرب متوسط بازده دارایی در صنعت در متوسط دارایی مشهود شرکت و کسر این مقدار از درآمد قبل از مالیات محاسبه شده در مرحله اول. محاسبه توسط نرخ مالیات در درآمد در سه سال و ضرب آن در بازده مازاد، کسر مقدار به دست آمده از بازده مازاد به منظور به دست آوردن مازادی که قابل نسبت دادن به دارایی های نامشهود است. محاسبه ارزش جاری خالص به دست آمده در مرحله ششم از طریق تقسیم مقدار مازاد بر نرخ تنزیل متناسب، مانند: هزینه سرمایه شرکت(استورات، ۱۹۹۷). مقدار ارزش نامشهود محاسبه شده، انعکاسی از سنجش توانایی سازمان در به کارگیری دارایی های نامشهود خود به منظور عملکرد بهتر در قیاس با سایر شرکت ها است. در واقع، رشد شاخص ارزش نامشهود محاسبه شده، نشان از ایجاد ظرفیت خلق ثروت در آیندهی کسب و کار دارد. ظرفیتی که ممکن است در آن زمان، بازار آن را رصد نکرده باشد. یکی از مهمترین مزایای ارزش نامشهود محاسبه شده، ایجاد امکان مقایسه و الگوگیری بر پایه نتایج ممیزی الی، به شکل درون سازمانی و برون سازمانی در سطح صنایع مشابه است. در واقع این مدل، علاوه بر این که مانند سایر مدلها، کمک به تولید نسبتی عددی مینماید، امکان الگوگیری و مقایسه در سطحی وسیع را برای سازمان فراهم می آورد(خاکاوند و همکاران، ۱۳۸۸). مدل های کارت امتیازی چهارمین دسته از مدل های مرتبط با سنجش سرمایه فکری، مدلهای کارت امتیازی است. در خلال استفاده از این مدل، مولفههای گوناگون دارایی های نامشهود و سرمایه فکری تعریف شده و شاخص ها و سنجههای متناسب ایجاد و در قالب کارتهای امتیازی آماده سازی میگردند. در این مدلها امکان ایجاد شاخص های ترکیبی بر پایه تلفیق مولفههای سرمایه فکری وجود دارد. در مدلهای کارت امتیازی از آنجایی که فضای سنجش به درون دادها، فرآیندها و برون دادهای واقعی نزدیکتر است، لذا امکان گزارش گیری سریع از خلال استفاده از این مدل ها وجود دارد. به طور کلی میتوان مزیت عمده این مدل ها را در ایجاد بینش صحیح و کارآمد در خط مشیگذاری به حساب آورد. از مدلهای کارت امتیازی، در حوزه مدیریت دانش نیز به طور گستردهای استفاده می شود. چرا که این مدلها در قیاس با دسته مدلهای دیگر، امکان تجزیه و تحلیل فراگیرتری پیرامون سرمایه فکری و دارایی های دانشی و عملکردهای مرتبط با آنها ایجاد می کنند. مدل کارت امتیازی متوازن ( بی – اس – سی ) مدل کارت امتیازی متوازن جزو مدلهای کارت امتیازی است، که در سال ۱۹۹۲ میلادی توسط روبرت کاپلان و دیوید نورتون معرفی شده است. این مدل در واقع قدیمی ترین مدل، از دستهی مدل های کارت امتیازی است، که با معرفی آن به طور گستردهای در اوایل دهه نود میلادی مورد توجه قرار گرفت و به مرور زمان، با تکامل و تعدیل این مدل و معرفی نسخه متکاملتر نقشه استراتژی و در کنار آن، پیشنهاد مدلهای جدید دیگر، جزو مدلهای تاریخی سنجش سرمایه فکری در جهان به حساب می آید. عبارت متوازن در کارت امتیاز متوازن به تعادل یا توازنی اشاره دارد که این مدل میان اهداف مالی از یک سو، اهداف غیر مالی از سوی دیگر، و اهداف کوتاه مدت ( به حداقل رساندن شکایات مشتریان در کوتاه مدت ) از یک سو و اهداف بلند مدت (ارتقا سطح رشدو یادگیری کارکنان در بلند مدت ) از سوی دیگر و اهداف داخلی از یک سو (افزایش بهره وری) و اهداف خارجی ( افزایش سطح رضایت مندی مشتریان ) از سوی دیگر، برقرار می کند. در واقع، عدم کفایت شاخص های مالی برای سنجش عملکرد، شرکتها را بر آن داشت که سایر فعالیتهای خود مانند: ارتباط با مشتری، نوآوری درفرآیندها و آموزش کارکنان را نیز مورد سنجش قرار داده و برای سنجش عملکرد آنها شاخص های دیگری را به شاخص های مالی بیفزایند (خاکاوند و همکاران ، ۱۳۸۸). در این مدل برای جامعیت شاخص ها، سنجهها و درک تصویری روشن از سازمان بایستی مدیران اطلاعاتی بر پایه چهار چشم انداز موجود در مدل، در یک کارت جمع آوری نموده و به تحلیل آن بپردازند. این چهار چشم انداز عبارتند از: چشم انداز مشتریان ( مشتریان چه دیدگاهی نسبت به سازمان دارند؟) چشم انداز فرآیندهای داخلی کسب و کار (به چه فرآیندهای داخلی باید دست یافت؟) چشم انداز رشد و یادگیری (چگونه می توان بهبود و ایجاد ارزش را تداوم بخشید؟) چشم انداز مالی ( چگونه باید به سهامداران خود نگاه کرد؟) متناسب با هر جنبه مدل کارت امتیازی متوازن، مجموعه ای از شاخص ها و سنجهها، در محورهای اصلی تعریف شده و وضعیت سازمان به واسطه آنها مورد سنجش قرار میگیرد. در جدول زیر به نمونه ای از آنها اشاره شده است.
چشم انداز مشتریان |
درصد مشتریان رضایت مند از زمان بندی تحویل. درصد مشتریان رضایت مند از زمان بندی کیفیت. درصد مشتریان رضایت مند از مسئولیت پذیری، همکاری و مهارت های ارتباطی. |
چشم انداز فرآیندهای داخلی کسب و کار |
استفاده موثر از تجارب در فرآیندها و سازمآنهای مشابه تعداد معاملات صورت پذیرفته با بهره گرفتن از تجارت الکترونیکی. میزان برآورده شده اهداف سیاست های عمومی سازمان. درصد تحقق اهداف خط مشی گذاری شده. و … |
چشم انداز رشد و نوآوری و یادگیری سازمانی |
نظریه ادراک برابری یک نظریه روانشناختی اجتماعی است که مربوط به درک میزان صداقت، انصاف و وفاداری در روابط بین فردی است. این مفهوم توسط والستر (۱۹۷۸؛ به نقل از اعتمادی، ۱۳۸۹) مطرح شد. در این نظریه چهار اصل اساسی وجود دارد که عبارتند از : ۱)آدمی تلاش دارد پیامد و نتایج روابط خود با دیگران را با حداکثر منافع خود همراه سازد. ۲)یک گروه می تواند از طریق دگرگونی در ابعاد خود به منظور سر شکن کردن سود و زیان در بین تمامی اعضاء مزایای به دست آمده را به حداکثر برساند. در نتیجه در گروه یک نظام متعادل و عادلانه که مورد پذیرش اعضاء است ایجاد خواهد کرد. گروه ها عموماً فردی را که برابری را رعایت کند پاداش می دهد و فردی که برابری را رعایت نکند تنبیه می کند. ۳)زمانی که افراد خود را در یک رابطه نابرابر احساس و ادراک کنند دچار آشفتگی می گردند. هر قدر این احساس نابرابری بیشتر باشد میزان استرس احساس شده بیشتر خواهد بود. ۴)هرگاه افراد کشف کنند که در یک رابطه نابرابر به سر می برند سعی در حذف استرس از طریق بازگرداندن برابری هستند (اعتمادی، ۱۳۸۹). در روابط زناشویی و صمیمانه اصول اساسی نظریه برابری به این صورت است که زوجین در تلاش هستند سود حاصل از روابط را در برابر هزینه ای که پرداخت می کنند افزایش دهند. بر اساس این نظریه یک فرد هنگامی از روابطش حداکثر احساس رضایت خواهد کرد که حداکثر احساس برابری را داشته باشد. یعنی نسبت سود و منفعت دریافت شده در روابط و میزان هزینه ای که بابت آن پرداخت کرده است برابر درک شود. اخیراً نظریه برابری به طور موفقت آمیزی برای پیشبینی روابط صمیمانه مثل روابط زن و شوهر به کار می رود (دیویدسون[۸۷]،۱۹۸۴؛ پرنس[۸۸]و دیگران، ۱۹۹۳؛ به نقل از اعتمادی، ۱۳۸۹).
 ادراک برابری مربوط به درک متعادل در روابط است. یعنی زوجین احساس کنند همانقدر که در روابط خود هزینه می کنند، همان قدر نیز دریافت می کنند. به عبارت دیگر زوجین در زمینه عشق، محبت، روابط جنسی، پول و زمان با هم بودن احساس تعادل کنند. هر قدر احساس نابرابری در روابط بیشتر باشد میزان آشفتگی و تعارض افزایش می یابد (والستر، ۱۹۷۸؛ به نقل از اعتمادی، ۱۳۸۹). حمایت بیشتری برای کار بر روی روابط صمیمانه به وسیله دوهرتی[۸۹] و کلانگو[۹۰] (۱۹۸۴) مطرح شده است. آنها می گویند که صمیمیت زناشویی بدون حل مسائل اساسی تر مانند انصاف رشد نخواهد کرد. صمیمیت مانند مرکزیت یک هرم است که برای اکثر مردم زیر بنای آن اعتماد به این است که همسر مطمئن باشد که همسرش وقتی تعارض بروز می کند، منصف خواهد بود. بنابراین صمیمیت وقتی تجربه می شود که این اطمینان وجود داشته باشد که فرد دیگر منصف یا برابر است. با توجه به نظریه و رویکردهای موجود می توان گفت که صمیمیت شامل مفاهیم و ویژگی های اساسی زیر است: -صمیمیت یک عنصر ترکیبی است و شامل عناصر متعددی نظیر محبت، هیجان، خود افشایی، تطابق، تشابه، همبستگی، استقلال و دلبستگی میشود. -صمیمیت یک پدیده چند بعدی است که شامل صمیمیت عاطفی، روانشناختی، عقلانی، جنسی، بدنی، معنوی، زیبایی شناختی و اجتماعی - تفریحی است و زوجین در شدت نیازها و ابعاد آن با هم متفاوتند. -صمیمیت یک فرایند رشدی است، توانایی برقراری روابط صمیمانه در جریان رشد فرد تکامل می یابد. شرایط رشد دوران کودکی به ویژه تجارب خانوادگی، کیفیت رابطه مادر و کودک، رابطه با همسالان و جنس مخالف نقش مهمی در شکل گیری الگوهای ارتباطی، نگرش ها و رفتارهای مؤثر بر صمیمیت دارند. مشکلات صمیمیت در دروان بزرگسالی ناشی از دلبستگی نا امن و آسیب زا در دوران کودکی و عدم تعادل بین استقلال و فردیت است. -صمیمیت یک رابطه تعاملی است و نیازمند تطابق بین قصه زندگی، اهداف، نیازها، ویژگی های شخصیتی دو انسان و ادراک برابری در رابطه می باشد. -صمیمیت یک فرایند پویا و تکاملی است و جریان تکامل خود از مراحل مختلف نظیر عشق رویایی، عدم توافق و تعارض، تمایز، پذیرش و هماهنگی عبور کرده و در نهایت به عشق بالغانه می رسد. در طی این مراحل الگوهای تماس و جدایی نقش اساسی دارد. -صمیمیت یک مهارت و هنر است که مستلزم سلامت روانی، دلبستگی سالم، نگرش های منطقی، مهارت های برقراری ارتباط سالم، مهارت های حل تعارض و رفتارهای مثبت توجه آمیز و مراقبت کننده است (اعتمادی، ۱۳۸۹). ۲-۱-۳ بخشودگی ۲-۱-۳-۱ ماهیت و مفهوم بخشودگی در روابط زناشویی عوامل متعددی باعث رضایت همسران از یکدیگر میشود؛ در این میان بخشودگی یکی از مهمترین عوامل مؤثر در رضایت زناشویی محسوب میشود (زکی یی و همکاران، ۱۳۸۹). در واقع تشکیل خانواده و حفظ منظومه خانواده و جلوگیری از فروپاشی آن مستلزم برخورداری از توانمندیهایی است که میتوان آنها را در اعضاء کشف و پرورش داد. بخشودگی از جمله این توانمندیها است که میتواند در حفظ خانواده نقش مؤثری داشته باشد (افخمی و بهرامی، ۱۳۸۹). با اینکه بیش از نیم قرن از آغاز نهضت خانواده درمانی میگذرد اما توجه به بخشودگی به عنوان یک مداخله درمانی در کار با خانواده ها به طور مشخص به دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ محدود میشود (زکی یی، ۱۳۸۹). علیرغم اینکه واژه بخشودگی، گذشت و بخشش، در میان افراد به میزان زیادی استفاده میشود اما برداشت یکسانی از مفهوم آن وجود ندارد. از همین روی سیمون و سیمون[۹۱] (۱۹۹۲) خاطر نشان میکنند که بخشودگی ثمره نوعی فرایند التیام است و عقیده دارند که بخشودگی فرآیندی درونی است که نشان دهنده عزت نفس مثبت میباشد (زهتاب نجفی، ۱۳۸۸). بخشودگی زمانی مطرح میشود که عضوی از خانواده با عمل یا سخن خود موجب نارضایتی و آزار عضو یا اعضای خانواده میشود. در این باره ورثینگتون[۹۲] (۱۹۹۸) بیان میدارد که اعضای خانواده نمیتوانند بدون اینکه گاهی مواقع و شاید هم اغلب اوقات یکدیگر را بیازارند، با هم زندگی کنند. این حرف بدان معنی است که در روابط خانوادگی وجود تعارض یا دل آزاری و رنجش خاطر اجتناب ناپذیر است. آنچه روابط خانوادگی دشوار یا مشکل ساز را از روابط خانوادگی غیر دشوار متمایز میسازد حضور یا عدم وجود صدمه و آسیب نیست بلکه خواستن یا حتی اشتیاق اقرار به آزردن فرد متألم و رنجیده و بخشودن فرد خاطی است که صدمه ای به وی وارد کرده است. باسکین و اینرایت[۹۳] (۲۰۰۴) معتقدند که بخشودگی مجموعه ای از تغییرات انگیزشی است که در نتیجه یک خطای درون فردی رخ میدهد، زمانی که یک فرد صدمه دیده، فرد خاطی را میبخشد و انگیزشهای اساسی او مانند انتفام جویی و اجتناب از تماس با فرد خاطی کم میشود و دیگر انگیزشهای ساختاری _ رابطه ای همچون انگیزش برای از سرگیری یک رابطه مثبت بازگردانده میشود. این تغییرات انگیزشی اتفاق میافتد حتی اگر چه در اکثر موارد قربانی به ارزیابی اقدامات مضر و صدمه زننده فرد خاطی ادامه دهد و آنها را ناعادلانه بداند. کارمیچل[۹۴] (۲۰۰۳؛ به نقل از زهتاب نجفی، ۱۳۸۸) نیز درباره بخشودگی بیان میکند که بخشودگی به عنوان یک تجربه هیجانی در موقعیتهای درون فردی، میان فرد خاطی و فرد قربانی خود را نشان میدهد. بخشودگی میتواند به عنوان راهی برای حفظ سلامت جسمی و روانی فرد قربانی در نظر گرفته شود و برای فرد خاطی میتواند به عنوان راهی برای کمک کردن به او باشد تا کیفیت همدلی از دست رفته ای را دوباره بازیابد که لغزش او را موجب شده است، اما در نهایت این تصمیم به عهده خود فرد است که تصمیم بگیرد. تصمیم برای بخشیدن یا نبخشیدن به عنوان یک انتخاب در نظر گرفته میشود که هرکس حق دارد آن را اتخاذ کند. انتخاب برای بخشودن ممکن است در اعتقادات مذهبی یا بررسی خود در روانکاوی منشأ داشته باشد، اما در مواقعی ممکن است تصمیم فرد بر نبخشودن باشد، زیرا برای فرد خاطی بخشودن، سودمند نیست (باسکین و اینرایت، ۲۰۰۴). آنطور که لولافس[۹۵] (۱۹۹۲) بیان میکند ممکن است زمان بخشودگی فرا نرسیده باشد به این دلیل که فرد خاطی به خطا و لغزش اعتراف نکرده یا به هر صورت برای جبران یا تصحیح آن اشتباه تلاشی نکرده است (نوری تیرتاشی و کاظمی، ۱۳۹۱). باسکین و اینرایت (۲۰۰۴) هم چنین بیان میدارند که بخشودگی همچون عشق، به صورت عمل ارادی تجلی میکند. یکی از طرفین یا هر دو تصمیم میگیرند که باید از صدمه زدن دست بکشند. این تصمیم و پیامدهای آن جنبه شناختی، عاطفی و رفتاری دارد. مؤلفه شناختی: جزء شناختی بخشودگی شامل آن چیزی است که به ارزیابی واقع بینانه از موقعیت اقدام میکند. برای مثال تشخیص و تصدیق اینکه کینه توزی و خصومت ورزی، ماندگار نیست و بن بستها مانع خرسندی فعلی یا بعدی می شوند به طوری که ممکن است پیشنهاد شود که رابطه دوباره برقرار شود. این ارزیابی ذهنی ممکن است به این تشخیص منجر شود که قطع رابطه نیز تألم و آزردگی خاطر را موجب میشود، به ویژه پس از یک دوره زمانی طولانی مدت که فقدان یا قطع رابطه، احساس اندوه شدیدی ایجاد میکند. ممکن است فقط به این تشخیص منتهی شود که مزایای چنین رابطه ای از خرسندی حاصل از کینه توزی و خصومت ورزی بسیار مهم تر است. لذا احتمال وجود انگیزه برای تغییر بسیار قوی است؛ زیرا پس از تجزیه و تحلیل، مقرون به صرفه بودن رابطه نتیجه گیری میشود، اما زمانی که تجزیه و تحلیل به مقرون به صرفه بودن رابطه منتج نشود، مؤلفه شناختی قوی تری وجود دارد که مانع عمل بخشودگی میشود. در این صورت خطر اهانت و طرد شدن وجود دارد. حتی اگر طرد هم انجام نشود باز هم نتایج فردی و میان فردی مطلوبی به دنبال ندارد. بنابراین به دلیل آنکه همیشه احتمال این مخاطه وجود دارد انجام دادن ارزیابی لازم است (باسکین و اینرایت، ۲۰۰۴). مؤلفه عاطفی: جزء عاطفی بخشودگی ممکن است احساس عزت نفس زیاد، عاطفه منفی اندک، احساس اندوهگینی برای آنچه اتفاق میافتد، احساس همدلی با فرد مقابل، شروع فرایند حل و فصل، فقدان تألم و در نهایت رفع ناراحتی و تألم وارده را شامل میشود (باسکین و اینرایت، ۲۰۰۴). مؤلفه رفتاری: جزء رفتاری بخشودگی ممکن است رفتارهای کلامی و غیر کلامی مانند عذرخواهی کردن از تألم و آسیب های وارده، تقاضای عفو یا جبران اشتباه صورت گرفته از طریق اعمال نمادین یا مذهبی، ابراز تمایل به منظور ایجاد تغییرات لازم در رفتار و فراهم کردن زمینه برای ترمیم رابطه را شامل شود. همچنین در شرایط خاص، ایجاد تغییرات موقعیتی به منظور کاهش احتمال تکرار اشتباه یا خطا و ایجاد سیستم های حامی رفتارهای جدید را در بر میگیرد (باسکین و اینرایت، ۲۰۰۴). عامل مهم دیگر، شدت در هم بافتگی آسیب های وارده و به جامانده از قبل و بروز هیجان واکنشی یا متراکم (خشم) است. چنانچه خاطرات، آسیبهای وارده قبلی را آسیبها و تألمهای فعلی قلمداد میکنند، عمل بخشیدن بسیار دشوار میشود (باسکین و اینرایت، ۲۰۰۴). والروند اسکینر[۹۶] (۱۹۹۸) در مورد تعریف بخشودگی بیان میدارد که بخشودگی عبارت از عمل بخشودن و حالتی از بخشوده شدن و نیز رهایی از احساس انزجار نسبت به عمل ارتکابی غلط، اغماض از طلب خسارت یا جبران عمل از سوی فرد خاطی و چشم پوشی از تقصیر وی است. ورثینگتون (۱۹۹۸) نیز بخشودگی زوجین را فرایندی تعریف میکند که باعث افزایش درک از خود، یکدیگر و روابط شده و طرفین خود را از سلطه افکار، احساسات و رفتارهای منفی بعد از تجربه یک رویداد ناخوشایند بین فردی، میرهانند. هم چنین لولافس (۱۹۹۲) عقیده دارد که بخشودگی عبارت از فرایند تلفیق و تبدیل کردن آن چیزی است که در روابط مسأله ساز میباشد به چیزی که در روابط مسأله ساز نیست و هدف از آن حلقه ای از پاسخ است که بالاجبار پس از اینکه تعارضی و صدمه ای وارد میشود ابراز میگردد (نوری تیر تاشی، ۱۳۹۱). مک کالو[۹۷]، فینچام[۹۸] و تی سانگ[۹۹] (۲۰۰۳) معتقدند بخشایش میلی درونی است که افراد را به سوی بازداری از پاسخهای ناخوشایند ارتباطی و رفتاری، متمایل میسازد. به عبارت بهتر، در بخشایش تمایل به حفظ بیزاری از فرد خطاکار کاهش مییابد و میل به آشتی و حسن نیت نسبت به وی به رغم اعمال مخربش افزایش مییابد (زهتاب نجفی، ۱۳۸۸). در نهایت سیمون و سیمون (۱۹۹۲) در تعریفی جامع از بخشودگی بیان میدارند که بخشودگی عمل بی قید و شرطی است که بدون چشمداشت (جبران متقابل) صورت میگیرد و به خودی خود ارزشمند است حتی اگر با پاسخ منفعلانه رویارو شود، معطوف به خود است، عملی است که به خاطر نفس رابطه و خود شخص صورت میگیرد و سلامت هر دو طرفین رابطه را تضمین میکند و آسیبی به فرد بخشنده نمیرساند. به طور خودانگیخته و ناگهانی اتفاق نمیافتد بلکه در طول زمان و به صورت جزئی از فرایند رشد و تحول صورت میگیرد (زهتاب نجفی، ۱۳۸۸). بررسی تعاریف ارائه شده حاکی از آن است که بخشودگی صرفاً یک عمل اخلاقی نیست بلکه یک فرایند است و دارای ابعاد و انواعی است. هم چنین بخشودگی ماهیتاً التیام دهنده است ( سیف و بهاری، ۱۳۸۳). نابخشودگی بر عشق مؤثر است؛ یکی از رویکردهای نظری عشق را مرکب از سه جزء محبت، صمیمیت و تعهد میداند (استنبرگ[۱۰۰]، ۱۹۹۹؛ به نقل از مشاک، ۱۳۸۷). شکیبایی عشق را قابل انعطاف میسازد. شکیبایی توأم با بخشودگی از آسیب رساندن به اجزاء عشق جلوگیری میکند و آسیب وارده را بهبود میبخشد (بهاری و سیف، ۱۳۷۹). فینچام و بیچ (۲۰۰۲) نیز بخشودگی را به عنوان عاملی در تحلیل بهتر تعارضات زناشویی و نهایتاً دستیابی به رضایتمندی و سازگاری زناشویی بهتر توصیف کردند. بخشودگی یک میل درونی است که افراد را به سوی بازداری از پاسخ های ناخوشایند ارتباطی و رفتار مثبت نسبت به کسی که به طور منفی با آنها رفتار کرده است متمایل میسازد (نوری تیرتاشی و کاظمی؛ ۱۳۹۱). هنگامی که فرد قادر به بخشش باشد، رابطه میان هتک حرمت و کیفیت رابطه زناشویی و رضایت زناشویی ضعیف تعدیل میشود. توانایی بخشش همسر میتواند به عامل پابرجایی رابطه و افزایش رضایت زناشویی منجر گردد (باکوس ، ۲۰۰۹؛ به نقل از عسگری و همکاران، ۱۳۹۱). افرادی که قادر به بخشش همسر خود هستند اعتقاد بر تقدس رابطه زناشویی خود دارند و این توانایی بخشش همسر به استحکام بیشتر رابطه زناشویی و افزایش رضایت زناشویی میانجامد (ماگیار[۱۰۱]، ۲۰۰۱؛ به نقل از احتشام زاده و طبیبی، ۱۳۹۰). ۲-۱-۳-۲ نظریه ها و رویکردهای مربوط به بخشودگی بررسی های به عمل آمده نشانگر آن است که بخشودگی دارای انواع مختلفی است. برخی از آنها در بازسازماندهی، بهبود و توسعه منظومه ای از روابط مفید هستند. برخی نیز مانع رشد سازنده سیستم خانواده و اعضای آن است. برای نمونه والروند اسکینر که در ادامه به توضیح نظریات وی پیرامون بخشودگی می پردازیم بخشودگی را شامل ۷ نوع میداند (افخمی و بهرامی، ۱۳۸۹). ۲-۱-۳-۲-۱ مدل والروند اسکینر در مدل والروند اسکینر (۱۹۹۸) بخشودگی شامل ۷ مدل مختلف است؛ که عبارتند از: بخشودگی عجولانه و بی درنگ، بخشودگی با اکراه، بخشودگی مشروط، بخشودگی کاذب یا بخشودگی کاذب متقابل، بخشودگی زیرکانه، بخشودگی بی وقفه و در نهایت بخشودگی اصیل. ۱)بخشودگی عجولانه و بی درنگ: این نوع بخشودگی مقدم بر هر گونه تسویه حساب از سوی نقض کننده رابطه صورت می گیرد. برخی مواقع اینکار چیزی بیش از شیوه ظریف اجتناب از بخشودگی است. با این حال بخشودگی زود هنگام و عجولانه همواره پدیده ای تصنعی و غیر اصیل است. ۲)بخشودگی با اکره یا بازداری شده: در این گونه بخشودگی یکی از طرفین نیاز به بخشودگی را انکار میکند یا از آن خودداری میکند. مثلاً یکی از طرفین صراحتاً میگوید که اعمال یا رفتار طرف مقابل به قدری دردآور و زیانبار است که هیچ چیز قادر نیست شخص درد کشیده را وادار کند که وی را ببخشد در چنین وضعی یک یا هر دو طرفین عقیده دارند که بهای وارد شدن به فرایند بخشودگی سنگین تر از بهای از دست دادن رابطه است. ۳)بخشودگی مشروط: این نوع بخشودگی زمانی صورت میگیرد که فرد سرزنش را قبول میکند، عذرخواهی میکند و تعهد میدهد که رفتارش را تغییر و اصلاح کند. فرآیندی است که در هر نوع “راضی نگه داشتن” و سایر فرایند های مذاکره ای که منتهی به صلح و آرامش میشود، مشترک است. ۴)بخشودگی کاذب: این گونه بخشودگی عجولانه صورت میگیرد و بر اساس این باور غلط است که قبلاً کوشش لازم برای حفظ سیستم طبق رابطه ای پیش از تعارض صورت گرفته است. بسیاری از بازی های “بیا وانمود کنیم” به منظور امکان تداوم ظرفیت رابطه صورت میگیرد اما فقط بر مبنای انکار تعارض و پیامدهای آن . ۵)بخشودگی زیرکانه: این نوع بخشودگی به قصد اجتناب از مخالفت با تعارض و موقعی صورت میگیرد که رابطه شدیداً غیر منصفانه است. ۶)بخشودگی بی وقفه و تکرار شونده ملال آور: در این بخشودگی فرد بی وقفه اما نه به طور کامل تلاش میکند با فرد خاطی مدارا کند که توفیقی در حفظ رابطه یا خلاص کردن طرفین رابطه از وضع ناخوشایند حاصل نمیکند. ۷)بخشودگی اصیل: این گونه بخشودگی به صورت رشته ای از بازسازی های شناختی، عاطفی و رفتاری وقایعی است که بر لغزش ها و نارسایی های رابطه احاطه دارند و همچنین روابطی را که حول این وقایع هستند را در بر میگیرد. بخشودگی اصیل دارای ویژگیهایی است که عبارتند از: -معطوف به خود است و نوع دوستانه میباشد و صرفاً به خاطر وجود شخص دیگر و رابطه صورت میگیرد. -بدون قید و شرط است و بدون انتظار پاسخ از سوی فرد مقابل، به وی روا داشته میشود. -جزئی از فرایند رشد و تحول است و راه میان بری برای اجتناب از عواطف منفی دردناک نسبت به شخص دیگر نیست. -قرینه ندارد، اگرچه ممکن است گاهی مواقع پیامدهایی فرآیندی هم داشته باشد. -معمولاً به صورت فرآیندی است و در طی زمان صورت میگیرد و پدیده ای نیست که ناگهانی اتفاق افتد. بخشودگی اصیل دارای سه جزء شناختی، عاطفی و رفتاری است . جزء شناختی آن شامل ارزیابی واقع بینانه از موقعیت است. مثلاً تشخیص اینکه انتقام و تلافی جویی بی فایده است و بن بست حل نشده مانع خرسندی بالقوه فعلی یا بعدی است و چنانچه این وضع رفع شود امکان برقراری دوباره رابطه وجود دارد.
تشکیل ماتریس تصمیم بر حسب درجه عضویت: در این مرحله هر کدام از گزینه های مورد بررسی به صورت دو به دو نسبت به تک تک معیارها مقایسه شده و وزن نهایی بر حسب درجه ی عضویت هر کدام از گزینه ها نسبت به شاخص ها به دست آید. تشکیل ماتریس تصمیم وزن دار : در این بخش تک تک درایه های ماتریس تصمیم بر حسب درجه ی عضویت به توان وزن های هر شاخص (وزن های حاصل از گام نخست ) رسیده و ماتریس وزن دار ایجاد میشود تعیین کوچکترین مقدار هر سطر ماتریس تصمیم وزن دار: در این مرحله از هر یک از سطر های ماتریس تصمیم وزن دار، کوچکترین مقدار استخراج میشود. تعیین گزینه برتر : به منظور بهترین گزینه و در حقیقت اولویت بندی گزینه های مورد بررسی، بیشترین مقدار در بردار ستونی مربوط به گام چهارم و گزینه مربوط به آن به عنوان بهترین گزینه شناخته میشود. با مرتب کردن اعداد ستون مربوطه از بیشتر به کمتر، رتبه بندی گزینه های مورد بررسی بدست خواهد آمد (تقوایی و کیومرثی ،۱۴۶:۱۳۹۱). ۳-۲۴روش تحقیق: ۳-۲۴-۱-روش و ابزار گردآوری اطلاعات : پژوهش حاضر از نوع توصیفی –تحلیلی، علی و کمی است که اطلاعات مورد نیاز ابتدا در قالب شناسایی شاخصهای توسعه در منابع مختلف از قبیل مطالعات کتابخانه ای و اسنادی (مرکز آمار ایران ) گردآوری میشود. مطالعات کتابخانه ای، پژوهش ها و فعالیتهای انجام شده را نشان میدهد و مبانی نظری از آن استخراج میشود و داده های مربوط به هر نوع شاخص در هر شهرستان از سالنامه آماری مرکز آمار ایران سال ۱۳۹۱استخراج و مورد استفاده قرار می گیرد. ۳-۴-۲-روش تجزیه و تحلیل داده ها برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل های مختلف کمی و آماری از قبیل AHP،TOPSIS،تحلیل عاملی و خوشه ای و… به تناسب نوع داده های موجود استفاده میشود و در نهایت نتایج بدست آمده در محیط GIS به صورت نقشه های سطوح برخورداری و توسعه یافتگی شهرستانهای استان فارس نشـــان داده میشود.
 فصل چهارم تجزیه و تحلیل ۴-۱-مقدمه: شاخص ها و مؤلفه ها یکی از اجزای ضروری برای ارزیابی پیشرفته سوی توسعه هستند(مولدن و بیلهاز،۱۷:۱۳۸). چرا که تنها ارزیابی سطوح برخورداری سکونتگاه ها ،بلکه پرداختن به هر تحقیق علمی، نیازمند یک سری گسترده از شاخص ها است ،اما لحاظ نمودن تمام شاخص ها در هر تحقیق علمی نه مقدور است و نه مطلوب. بنابراین با گزینش تعداد محدودی شاخص مناسب در بسیاری از مواقع میتوان به نتایج واقعی تر دست یافت(تقوایی و نوروزی آورگانی،۶۳:۱۳۸۶). در این پژوهش از ۱۲۲شاخص توسعه در ۹بخش، جهت سنجش و ارزیابی شهرستانهای استان فارس انتخاب گردیده است. ۴-۲-انتخاب شاخص ها : تعیین شاخص ها مهمترین قدم در مطالعات توسعه ناحیهای است و در واقع بیان آماری پدیده های موجود در ناحیه است.(کلانتری، ۱۳۸۰: ۱۱۱). برای بیان اهمیت شاخص های توسعه و نقش آن در بیان آماری پدیده ها ضروری است تا مفاهیم مربوط به متغیر و شاخص به طور عمیقتر روشن شود. متغیرها ارقام خامی هستند که نمی توانند سطح توسعه مکان جغرافیایی را در معیارهای انتخاب شده نشان دهند، مثل تعداد پزشکان، تعداد شاغلان بخش صنعت و غیره، زیرا که بالا بودن پزشکان و شاغلان و غیره دلیل بر توسعه مکانهای مورد نظر نمیتواند باشد؛ چون امکان دارد مکانی جمعیت بیشتری داشته باشد و طبیعی است که تعداد پزشکان و یا متغیرهای دیگر نیز بالا خواهد بود. در حالی که، شاخص ها ارقامی هستند که برای اندازه گیری و سنجش نوسانهای عوامل متغیر در طول زمان به کار میروند (آسایش، ۱۳۷۹: ۲۹). در این پژوهش تعداد ۱۲۲شاخص توسعه در ۹بخش توسعه (فرهنگی-اجتماعی، ارتباطی، اقتصاد بازرگانی، اقتصاد کشاورزی، بهداشتی –درمانی، زیربنایی، مسکن و کالبدی، صنعتی و معدنی و آموزشی) جهت سنجش و ارزیابی و توسعه شهرستانهای استان فارس انتخاب گردیده که با مدل های مختلف به بررسی آن پرداخته شده است و در ابتدا به توضیح کوتاهی در مورد هر کدام از این شاخص ها می پردازیم. ۴-۳-شاخص اجتماعی و فرهنگی: تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی در شهر سازی و برنامهریزیهای شهری آن چنان گسترده است که که هیچ یک از عناصر مختلف شهری را نمیتوان بدون تأتیر چنین عواملی دانست. هر فرم و مجموعه شهری، همان طور که متأثر از عوامل اقلیمی و طبیعی است، نتیجه علائق و خصوصیات اجتماعی و فرهنگی مردم است. بنابراین در طرح و تدوین هر برنامه برای توسعه شهر یا نوسازی و بهسازی شهری و بالاخره طراحی هر ساختمان شهری، ارتباط چنین برنامههای از نظر فرم و سیمای شهری و محله ای و فرم و شیب ساختمآنها با مسائل اجتماعی و جامعه شناسی شهری، بایستی در نظر قرار داشت . در مسائل شهری، تکنیک بایستی در ارتباط ویژه خود با مسائل اجتماعی قرار گیرد. به وجود آوردن فرم های مجموعه های شهری و زیبا سازی محیط، روابط بین مردم و سلیقه های آنها نسبت به شهری که در آن زندگی می کنند از اهمیت ویژه ای برخوردار است(شیعه،۱۹۲:۱۳۸۳-۱۹۳). ضرورتهای اجتماعی ،یعنی تنسیق روابط اجتماعی در درون شهرها از طریق نظامند کردن آنها و ضرورتهای فرهنگی ،یعنی هدایت فعالیتهای فرهنگی در مسیر بالندگی و ارتقای فرهنگ شهرنشینی ،جامعه شهری در طبیعت خود ماهیت شکننده و آسیب پذیری دارد. چرا که شهر محل تجمع گروه های متفاوت قومی، فرهنگی، زبانی، دینی و …..است و هر گروه ممکن است توقعات خاصی داشته باشد که الزاماً با ضوابط و تمهیدات زندگی جمعی سازگار نیست. این واگرایها و تنوع در ترکیب اجتماعی شهروندان مکن است موجب بروز ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی در جامعه شهری شود(رهنمایی و شاه حسینی ،۲۵:۱۳۹۰). ۴-۴-بهداشتی –درمانی: یکی از ارکان اصلی توسعه محسوب میشود. منظور از خدمت بهداشتی بهبود وضعیت سلامت جامعه است. شناخت نیازهای بهداشتی –درمانی جامعه ،اولین گامی است که باید در راه رفع این گونه نیازها برداشته شود و در حقیقت بدون شناسایی این نیازها نمیتوان خدمات بهداشتی –درمانی کاملی ارائه نمود. یکی از مشکلات مهم در ارائه خدمات بهداشتی –درمانی کشورهای جهان سوم؛ کمبود امکانات و نیروی انسانی بهداشتی و توزیع نادرست آنها در مناطق شهری و روستایی است . عدم توازون در عرضه و تقاضای نیروی انسانی، بهداشتی و درمانی، سبب عدم کارایی در ارائه خدمات شده و سازمان دهی نادرست نیروها نیز به این عدم کارایی دامن زده است(ضرابی و دیگران،۲۱۵:۱۳۸۷). ۴-۵-آموزشی: انسآنها نیاز به تحصیلات و آموزش و پرورش دارند تا بتوانند به یک فرد مفید در جامعه تبدیل شوند. چنان چه جامعه ای بخواهد از حالت یک اجتماع محلی فراتر برود و مشارکت دموکراتیک در جامعه پدید آید، سواد و آموزش در این فرایند امری حیاتی است. (کهن ،۹۴:۱۳۷۶). از آنجا که آموزش و پرورش استعداد ها را شکوفا میسازد، توانایی های فرد را افزون میسازد و قابلیت و تعهد وی را در تولید اجتماعی ارتقا میدهد، بنابراین آموزش و پرورش جزء آن دسته از خدماتی است که یابد هر چه بیشتر و بیشتر به جامعه ارائه گردد(عباسی نژاد و رفیعی امام، ۳۶:۱۳۸۵). ۴-۶-صنعت و معدن : صنعت مجموعه تغییراتی است که انسان در مواد طبیعی به عمل آورده و آنها را طبق احتیاج خود تغییر شکل میدهد و هر قدر احتیاج بیشتر شود تغییر در مواد طبیعی نیز بیشتر می گردد. چون تغییر در مواد طبیعی مستلزم داشتن اطلاعات دقیق علمی و فنی است پس همیشه توسعه صنایع در کشور نشانه پیشرفت علوم و فنون در آن کشور است(امینی نژاد،۱۴۴:۱۳۷۸). ۴-۷-مسکن: اگر نیازهای اساسی مادی انسان را در مجموع نیازهای بیولوژیک، اقتصادی و اجتماعی بدانیم مسکن در برآورده شدن هر ۳ دسته از این نیازها نقش بسزایی دارد. برای مثال مسکن به عنوان سر پناه مناسب با محافظت در برابر شرایط جوی در تأمین نیازهای بیولوژیک مؤثر است و همچنین مأمنی برای پرورش استعدادها جهت فعالیتهای اقتصادی و تربیت فرزندان از نیازهای اقتصادی و اجتماعی است(پور محمدی،۲۴:۱۳۹۱). در جوامع اولیه مسکن در نزدیکی منابع تأمین غذا و پوشاک قرار داشت. در میان نیازهای اولیه بشر مکان سکونت بلافاصله بعد از غذا و پوشاک مطرح است .چه برای حفاظت انسان در برابر باد، باران و غیره سرپناه امری ضروری است اما نه سر پناهی که از مواد و مصالح نامطمئن ساخته شده باشد ،بلکه مسکنی که راحتی، ایمنی، حداکثر آسایش را برای انسان فراهم کند. انسان اساساً موجودی اجتماعی و علاقمند به زندگی در جامعه است. بنابراین ،مسکن صرفاًبه معنای سرپناهی برای خانواده نیست، بلکه واحدی اجتماعی است که بر اساس واحدهای همسایگی و یا اصول اجتماعی، بنا شده است. خانه سازی در معنای عام، طراحی کلی و توسعه واحدهای مسکونی است .به نحوی که مردم بتوانند در محیطی شاد، آرام، ایمن و با برخورداری از امکانات اجتماعی، فرهنگی و تفریحی زندگی کنند(هیراسکار،۸۶:۱۳۸۷). ۴-۸-زیر بنای: منظور از تأسیسات زیر بنایی عبارت است از تأسیساتی که به منظور رفع نیازها و مشکلات ساکنین شهر از نظر تأمین آب، برق، تلفن، فاضلاب، جمع آوری و دفع آبهای سطحی و گاز به وجود می آیند و لزوماً ایجاد آنها و ضابطه های که در مورد چنین تأسیساتی بایستی رعایت گردند از اهمیت و الویت ویژه ای برخوردار است .تأسیسات زیر بنای عبارت است از امکاناتی که شهر بایستی به آنها مجهز باشد، تا بتواند روال زندگی و احتیاجات بخشهای مختلف شهری مانند بخشهای مسکونی، تجاری، اداری، صنعتی و عمومی و مانند آنها را از تسهیلات بیشتری برخوردار سازد. چنین تجهیزاتی علاوه بر آنکه از احتیاجات اساسی یک جامعه شهری است ،میتواند معیار سنجش و توسعه شهر ها از جهات مختلفی که معمولاًیک جامعه شهری واجد آن است به حساب آید. در شهرهای بزرگ که تأسیسات زیر بنای آن در ادوارهای مختلف ایجاد شده اند ،توسعه تأسیسات شهری که ناشی از افزایش جمعیت شهر است، مشکلات جدیدی را در شهر به وجود می آورد. این امور در زمانی که شهر ها هنوز توسعه چندانی نیافته اند، مسائل عمده ای را باعث نمی گردند ،ولی با افزایش جمعیت شهر نشین و نیاز به تأسیسات شهری، اعم از توسعه تأسیسات موجود و یا ایجاد تأسیسات جدید، گاهی مشکلات تقریباً غیر قابل حل باقی می مانند و یا حداقل هزینه تأسیات را به نحو فاحشی افزایش می دهند. هماهنگی برنامههای تأسیسات شهری، چه از لحاظ زمانی و چه مکانی، نه تنها از مشکلات شهری می کاهد، بلکه در مجوع باعث تقلیل هزینه ها و در نتیجه، کاهش فشار روی شهروندان و تقلیل بار مالی شهرداری و دستگاه های دولتی می گردد. ایجاد هماهنگی در این باره آسان به نظر می رسد ولی عملاً با ایجاد مشکلات مکانی، زمانی، سازمانی، مالی و فنی روبرو می گردد. ۴-۹-اقتصادی: هدف عمده انجام مطالعات اقتصادی، آگاهی از ترکیب اقتصاد، ارزیابی حیات اقتصادی و پیش بینی وضعیت آینده اقتصاد محل است تا از این طریق بتوان رشد و توسعه منطقه را پیش بینی کرده تبلور فضایی –کالبدی آن را در شکل مناسب به تجسم در آورد. سرنوشت هر شهری با نوع ،میزان و چگونگی فعالیتهای تولیدی و درآمد زایی آن معلوم میشود. این مطالعات وضع اقتصادی شهر را در گذشته مطالعه کرده و امکانات آتی آن را بررسی می کند. اصولاًعلل پیدایش، توسعه و رونق شهر ها قبل از هر چیز دیگر اقتصادی است. شهر های که در سر راههای اصلی ارتباطی قرار گرفته اند، شهرهای بندری و شهرهای که در کنار مراکز کشاورزی و صنعتی به وجود آمده اند، پیدایش و رونق خود را صرفنظر از نوع فعالیتهای اقتصادی (خدماتی، کشاورزی و یا صنعتی ) مدیون عامل یا عواملی هستند که موجب ایجاد درآمد برای محل میشود. زیرا تولید و یا توزیع کالاها و خدمات، اشتغال به وجود می آورد و وجود زمینههای اشتغال موجب جذب افراد به محل خواهد گردید . پس طبیعی است رشد اقتصادی را مترادف با نیازهای بیشتر به زمین برای صنعت، تجارت، مسکن، تفریح آمد و رفت و غیره دانست و یا برعکس کاهش و افول پایه های اقتصادی یک محل را مترادف با کاهش نیاز به چنین فضاهای تصور کرد که در ادامه آن نهایتاً به رکود و از بین رفتن یک مجتمع زیستی خواهد انجامید(بحرینی ،۱۴۷:۱۳۹۱). فعالیتهای اقتصادی موجد اشتغال بوده و به مقدار زیادی موجب جذب جمعیت به این گونه مراکز می شوند . بنابراین میتوان گفت که اقتصاد یک شهر، عامل مؤثری برای توسعه اراضی میباشد . مطالعه در مورد اقتصاد شهری، استفاده های عملی بسیار اساسی و مهمی را در زمینه تجزیه و تحلیل و بررسی برنامهریزی وطرح استفاده از زمین در شهر خواهد داشت. با آگاهی از روند رشد، تعادل، افزایش و یا کاهش در فعالیتهای اقتصادی ،طراحان شهر خواهند توانست معیارهای بیابند که راهنمایی آنها در تعیین مقدار وضع زمین های مورد نیاز باشند. (شیعه،۱۹۵۱۳۸۳) ۴-۱۰-سنجش و ارزیابی: توسعه شهرستانهای استان فارس با بهره گرفتن از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی: در روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی انتخاب هدف مورد بررسی است و در این مرحله پژوهشگر با توجه به نوع مسئله و اطلاعات خود هدفی را انتخاب می کند و در این پژوهش به منظور تعیین و ارزیابی توسعه شهرستانهای استان فارس با بهره گرفتن از تکنیک AHP از ۱۲۰معیار و زیر معیار استفاده شده است و با توجه به هدف پژوهش، معیارهای را در نظر می گیرد که تأثیر بسیار زیادی در هدف پژوهش دارد، انتخاب سنجه های مناسب به خصوص در امر مکان یابی بهینه برای انواع فعالیتها در پهنه سرزمین به منظور سازمان دهی به ساختار فضایی جغرافیایی، به مااین امکان را میدهد که مقایسه و انتخاب صحیحی بین گزینه ها یا آلترناتیوها بدست آوریم (سرور،۲۰:۱۳۸۳). جدول شماره(۴-۱):زیرمعیارهای شاخصهای توسعه
معیار |
زیر معیار |
ارتباطی |
بزرگ راه ها-راه اصلی –راه آسفالته روستایی- راه شوسه و خاکی روستایی- دفتر پست شهری-دفتر پست روستایی- دفاتر ارتباطی شهری-نمایندگی پستی-صندوق پستی شهری-صندوق پست روستایی-تافن ثابت واحد مسکونی- تلفن ثابت واحد تجاری- تلفم ثابت واحد دولتی- تلفن همراه-تلفن همگانی راه دور-روستاهای دارای ارتباط تافنی-شرکت تعونی حمل و نقل –پست پیشتاز-خدمات خودردیی-پست تصویری-پست تلفنی |
اقتصاد بازرگانی |
تأسیسات اقامتی-تعداد اتاق ها-تعداد تخت ها-شرکت تعاونی خدماتی-تعداد مهمان پذیر ها |
اقتصاد کشاورزی |
|
|