مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه تاثیراستراتژی‌های تحول براثربخشی سازمانی درشهرداری کاشان- فایل ۱۰
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

نتایج اقدام نکردن برای حل مسئله کدام‌اند؟
مقاله - پروژه
آیا میتوانیم درباره آن کاری انجام دهیم؟
آیا راهی برای ترکیب یا حذف مسایل وجود دارد؟
آیا مسایل را باید به دو یا چند مسئله تفکیک کرد؟
چه مسایلی در فهرست، از یاد رفتهاند؟
عوامل تأثیرگذار و تأثیرپذیر از این مسئله چیست‌اند؟ (ایران نژاد،۱۳۷۵)
۱- تحلیل اثر موضوعات و دستهبندی
پس از اینکه لیست مقدماتی موضوعات مشخص گردید، بایستی در مورد هر کدام از موضوعاتی که در لیست آورده شده، تحلیل اثر انجام گیرد. در طی این تحلیل ابتدا بایستی مشخص گردد مبحث مورد نظر چه اثری بر حوزه مورد نظر کل سازمان یا بخشی خاص میگذارد. سپس بر اساس اثر مشخص‌شده از نوع اثر مثبت یا منفی معین میگردد. و بر اساس شباهت‌ها و تفاوت‌ها موضوعات استراتژیک دسته‌بندی میشوند. .(ایران نژاد،۱۳۷۵)
۲- تست استراتژیک بودن موضوعات
بعد از تعیین اثر و نوع تأثیر موضوعات استراتژیک، نوبت به تست استراتژیک بودن موضوعات میرسد در این مرحله نظرات کمیته راهبری در مورد موضوعات اخذشده و موضوعات غیر استراتژیک عملیاتی حذف میشوند و موضوعات استراتژیک باقی میمانند. .(ایران نژاد،۱۳۷۵)
۳- فرموله کردن مسایل استراتژیک
بعد از تعیین اثر و نوع تأثیر موضوعات استراتژیک و اولویت‌ بندی آن‌ها و تأیید توسط کمیته عالی برنامه ریزی نوبت
به فرموله کردن موضوعات استراتژیک منتخب سازمان میباشد. در این مرحله بر حسب موضوع تشخیص داده‌شده و نوع، ماهیت و ابعاد آن، بنا بر تشخیص کمیته عالی، کمیته‌هایی تشکیل میشود تا در این مورد کنکاش و کاوش بیشتری نمایند. با تعمیق در ابعاد مختلف موضوع و بررسی همه‌جانبه آن و جمع‌ آوری داده‌های مطالعاتی بیشتر در این زمینه صورت مسئله واضح تر و شفاف‌تر شود و این کمیته همچنین وظیفه ارائه راهکارهای اولیه در مورد نحوه برخورد با این مسایل را نیز داراست. بنابراین در گام نهایی با کار کارشناسی و جمعآوری اطلاعات و تحقیق و تعمیق در مطالعات و جمع‌بندی، موضوعات استراتژیک تبدیل به مسایل استراتژیک میشوند. یک مسئله استراتژیک میباید شامل سه عنصر باشد:
عنصر نخست مسئله باید به اختصار و به طور کامل و فقط در یک پاراگراف توصیف گردد. موضوع استراتژیک میتواند به ۲ شکل مختلف بیان گردد:

 

    1. باید به شکل سؤال یا مسئله‌ای باشد که سازمان میتواند در مورد آن اقداماتی انجام دهد یا تصمیمی اتخاذ کند

 

    1. و یا گزینه‌ای که باید از بین مشتقات مختلف آن انتخاب کند، بیان گردد.

 

حتی چنانچه سازمان قادر به انجام اقدامی در رابطه با موضوع مورد بحث نباشد، آن موضوع، حداقل یک مسئله قابل طرح می‌تواند باشد.
عنصر دوم، عواملی که مسئله را تحت تأثیر قرار می هند یا از آن تأثیر میپذیرند، باید مشخص گردند. به طور کلی، باید مشخص گردد که موضوع مورد بحث در رابطه با تعهدات، رسالت، ارزش‌ها یا نقاط قوت و ضعف داخلی یا فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی است که باعث گردیده به عنوان یک مسئله استراتژیک مطرح شود. عنصر سوم؛ در نهایت، تیم برنامه ریزی میباید نتایج و بازتاب ناشی از نارسایی و عدم موفقیت یا موفقیت در برخورد مناسب با موضوع مورد بحث را مشخص سازد.(ایران نژاد،۱۳۷۵)
فاز ۵: تعیین اهداف و استراتژیها
مقصود این فاز تعیین اهداف و استراتژیهای سازمان، با توجه به نتایج تحلیل‌ها و بررسی موضوعات و مسایل استراتژیک پیش روی سازمان می‌باشد. با توجه به وظیفه‌ای که بر عهده این فاز می باشد، می‌توان آن را به سه فعالیت تقسیم نمود. فعالیت اول خلق یا ایجاد گزینه‌های استراتژیک / پاسخ‌های استراتژیک )هدف / استراتژی برای حل مسایل استراتژیک سازمان است. فعالیت دوم وظیفه ارزیابی و تعیین گزینه‌های استراتژیک را بر عهده دارد.
فعالیت سوم وظیفه اعتبارسنجی، فازبندی، کنترل هماهنگی و یکپارچگی گزینه‌های استراتژیک منتخب را داراست.
۲-۱-۲۰)ساختار تحلیلی استراتژی
ساختار تحلیلی ابزار مؤثری است که کارکرد استراتژی را به خوبی ارائه می‌کند و زمینه را برای درک ساختار حقیقی استراتژی فراهم می‌سازد. ساختار تحلیلی استراتژی از سه بخش اصلی تشکیل می‌شود: فرصت‌ یابی استراتژی، تحلیل گلوگاه، راه‌یابی استراتژیک. این ساختار روند تکوین استراتژی را بیان میکند. در این چرخه، کار از فرصت‌یابی آغاز می‌شود. اما تحقق این فرصت‌ها معمولاً با موانعی مواجه است. این موانع گلوگاه‌های اصلی سازمان هستند و استراتژی برای دستیابی به منافع استراتژی باید آن‌ها را برطرف سازد. این چرخه قابل تکرار است و در هر دور ممکن است فرصت،گلوگاه و راهکارهای استراتژیک تغییر آند. این تغییرات، تکوین استراتژی نام دارد.(بینش،۱۳۸۳)
۲-۲) تحول سازمانی
تحول سازمانی ، نوعی راهبرد بهسازی است که در اواخر دهه ۱۹۵۰ مطرح شد.اساس آن بر بینش و آگاهی‌های حاصل از پویایی گروهی طرح عملی مرتبط باتغییربرنامه ریزی شده استوار است. تحول سازمانی در راه تکامل خود به چاره‌اندیشی منسجم از نظریه‌ها کاربردها رسیده است که می‌تواند بسیاری از مسائل مهم انسانی موجود در سازمان را حل و فصل کند. تحول سازمانی ، از تشکیلات سازمان‌ها و همچنین افراد درون آن‌ها و چگونگی کارکردشان و نیز در زمینه تغییر برنامه ریزی شده‌ای که منجر به تربیت افراد ،گروه‌ها و سازمان به کارکرد بهتر می‌شود سخن به میان آورد. تحول در همه جا متداول بوده و از جمله موضوع‌های ثابت اواخر دهه ۱۹۹۰ و دهه اخیر می‌باشد. تحول سازمان ، فعالیت یا تلاشی است برنامه‌ریزی‌شده در سراسر سازمان که به وسیله مدیریت عالی سازمان اداره شده و اثربخشی و ‏سلامتی سازمان را از طریق برنامه‌های تغییر برنامه‌ریزی‌شده در فرایندهای سازمان،با بهره گرفتن از علوم رفتاری افزایش می‌دهد.(بک هارد، ‏‏۱۹۶۹).‏
تحول سازمان: مجموعه‌ای از نظریه‌ها و ارزش‌ها ، استراتژی‌ها و فنون مبتنی بر علوم رفتاری است که در فرایند تغییر برنامه‌ریزی‌شده ‏محیط کاری سازمانی(به منظور افزایش بهبود عملکرد فردی و سازمانی ، از طریق تغییر رفتار اعضای سازمان در شغلشان)، بکار گرفته می‌شود(پوراس ورابرتسون،۱۹۹۲)
تحول سازمان عبارت است از فرایند برنامه‌ریزی‌شده در تغییر فرهنگ یک سازمان از طریق بهره‌گیری از نظریه، پژوهش و فنون علوم ‏رفتاری(بورک ،۱۹۹۴).‏
همان طور که ملاحظه می‌فرمایید ،تعاریف فوق‌الذکر دارای موارد مشابهی هستند و همچنین هر کدام بینش‌ها و اگاهیهای منحصر به ‏فردی ارائه می‌دهند. همه صاحب‌نظران توافق دارند که تحول سازمان رشته‌ای است از علوم رفتاری و کاربردی که برای تغییر برنامه‌ریزی‌شده مورد استفاده قرار می‌گیرد. همین طور آن‌ها متفق القولند که هدف و محور تغییر ،کل سازمان یا سیستم است. هدف تحول ‏سازمان ،اثربخشی سازمان یا بهسازی فردی است.‏
۲-۲-۱)ایجاد تحول
نکته مهم در اینجا این است که در سازمان پویا چگونه این تحولات حاصل می‌شود ؟
حالت اول : انطباق سازمان
با محیط است مانند الگوبرداری از دیگران و استفاده از نظریات و نوآوری‌های سایر سازمان‌ها
حالت دوم : تطبیق
محیط با سازمان است مانند ابداع و نوآوری آنچه که بدیهی است در شکل اول تحولات پایدار نیستند و برای رسیدن به یک سازمان متحول باید از ابداع و نوآوری استفاده نمود . برای این منظور باید هدفمان را بدانیم و اینکه چه مسیری را می‌بایست طی کنیم لذا میتوان گفت مدیریت تحول علمی است که به ما کمک می‌کند تا بتوانیم در سازمانمان از وضع موجود به وضع مطلوب برسیم با توجه به نکات ذکرشده و تحولی در سازمان ایجاد کنیم که سبب بهره‌وری بیشتر بشود.
۲-۲-۲)اهداف تحول سازمانی
تعیین اهداف و مقاصد روش ، و چاره‌جویی و تفکر و تلاش‌های پیچیده تغییر و تحول به هدف‌گذاری دقیق نیاز دارد.هدف‌گذاری ،نیازها و موقعیت‌های سازمان را روشن می‌کند و دقت و درستی پاسخ‌ها و واکنش‌های مدیران در برخورد با موقعیت‌ها را افزایش می‌دهد.مدیرانی که به تمام نیازمندی‌های ضروری آگاهی دارند.
در مدیریت تغییر و تحول انعطاف‌پذیری بیشتری دارند اهداف را روشن و اتخاذ تصمیم درباره آنچه را که باید بشود هدایت و راهنمایی می‌نمایند.برنامه‌ریزی در دستیابی به اهداف ویژه ، زمان و کوشش را به کمترین حد خود می‌رساند. تمام سازمان‌ها برای دستیابی به دو هدف یعنی، بقا و توسعه ، به تغییر و تحول در ساختار ،فناوری ، نیروی انسانی و وظایف خود اقدام می‌کنند.اگر سازمانی بخواهد در این محیط پیچیده و ناپایدار باقی بماند و همچنین علاوه بر بقا در این محیط رقابتی رشد و توسعه در جنبه‌های مختلف داشته باشد ضرورت دارد که نسبت به تغییر و تحول حساسیت بیشتری نشان دهد.افزایش بهره‌وری و اثربخشی ، کاهش هزینه‌ها، دستیابی به موقعیت مطمئن برای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری ،افزایش قدرت پیش‌بینی و تنوع بخشیدن به تعدد و تنوع محصولات و خدمات از دیگر اهداف تحول سازمانی می‌باشد.
۲-۲-۳) هدایت فرایند تحول سازمانی
رهبری در سازمان می‌بایست به وسیله انگیزش دادن به کارکنان در راستای ارتقای افزایش مهارت‌های انسانی گام بردارد.رهبران نقش اصلی را در موفقیت و شکست عملیات مربوط به تحول سازمانی ایفا نمایند.از آنجا که تحول در هر سازمانی پیچیده و زمان براست به دلیل وجود عامل انسانی یا مقاومت احتمالی آن ، رهبران نقش مهمی را در فرایند تحول ایفا می‌کنند.وظیفه رهبران برانگیختن افراد و گروه‌ها به منظور پذیرش و آماده شدن برای تغییرات تند و سریع در سازمان می‌باشد.مهارت رهبری مدیریت می‌تواند به بهبود احتمال پذیرش تغییر و تحول کمک کند.این امر مهم است که چنین رفتاری در این مرحله فرایند تغییر آغاز می‌شود.اگر مقاومت زیادی مشاهده شود مدیریت فرصتی برای انعطاف‌پذیر کردن برنامه‌ها ایجاد می‌کند.رفتار رهبری در این مرحله ، با بهره گرفتن از منابع اطلاعاتی متنوع برای تبدیل هدف‌های کلی به اهداف ویژه آغاز می‌شود که در این هم به طور مستقیم توسط بخش تحت تأثیر در سازمان قابل‌تجزیه و تحلیل است.آگاهی نسبت به تغییر باید ایجاد شود تا گروه‌ها و افراد را برای آن آماده سازد و اطمینان حاصل کند که هر عضوی از سازمان به آن اعتماد دارد.به واسطه همین دلایل و اقدام‌ها است که تضاد ، ناآگاهی یا ترس از آن کم و یا از بین می رود. رهبران با بهره گرفتن از مهارت خود در برخورد با کادر انسانی بهترین اقدام‌ها را انجام می‌دهند تا در خصوص تغییرات یک تعهد و حمایت به وجود آورند و بتوانند بهترین تأثیر و فرهنگ‌سازمانی پویایی را در جهت کمک به تحقق اهداف و رسالت‌های سازمانی داشته باشند.(رضائیان،۱۳۸۵)
۲-۲-۴) ضرورت تحول سازمانی
شرط لازم برای ایجاد تحول یک سازمان و یا اجتماع ، شناسایی ضرورت احساس نیاز به تحول است به طور معمول به دو علت ضرورت تحول نادیده گرفته می‌شود.
۱-نپذیرفتن این امر که تحول و دگرگونی برای بقای سازمانی امری حیاتی است.
۲- نپذیرفتن این امر که با تغییرات در سیاست اقتصادی دولت ، رفتار و خواسته‌های ارباب‌رجوعان تغییر می‌یابد و این امر از نتیجه و لزوم هماهنگی با محیط خارج و داخل سازمانی ناشی می‌شود.
۲-۲-۵)فرایند تحول در سازمان
گام‌ها یا قدم‌هایی که به منظور ایجاد تحول در سازمان‌های امروزی توصیه‌شده دارای نقاط اشتراک و افتراقی می‌باشد اما یکی از بهترین مدلها در این زمینه تلفیقی است از نظریات جان گاتر و پیتر دراکر که در ذیل به آن اشاره می‌کنیم(رضائیان،۱۳۸۵)
قدم اول : ایجاد جو و احساسی از ضرورت و فوریت تغییر

نظر دهید »
طرح های پژوهشی انجام شده درباره تاثیر دوره های نوری و جیره های جلبکی بر رشد، تولید، ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲۶/۰

 

 

 

M. macrocopa

 

۳۷۸

 

۷۷/۰

 

 

 

 

 

 

 

M. micrura

 

۳۵۸

 

۶۵/۰

 

 

 

 

 

 

 

۲-۳- خانواده Daphnidae (Straus, 1820)
اعضای این خانواده معمولاً دارای یک خار در انتهای کاراپاس، می­باشند. همچنین وجود پنج زوج پا که اولین زوج در نرها مجهز به قلاب است. ماده­ها دارای یک کیسه زایشی در سطح پشتی خود هستند و افی­پیوم­های توسعه یافته­ای تولید می­ کنند که حاوی یک یا دو تخم می­ باشد. اعضای این خانواده اکثراً ساکن آب­های شیرین راکد هستند]۲۵[.
این موجودات به ترتیب اهمیت از باکتری­ ها، جلبک­ها­ی تک­سلولی، بقایای مواد آلی و همچنین از مخمرها تغذیه می­ کنند. در محیط­های طبیعی هنگامی­که تعداد باکتری­ ها در یک سانتیمترمکعب آب از یک میلیون کمتر نباشد، بسیار خوب زندگی می­ کنند. تغذیه به شکل تصفیه کردن زی­شناوران گیاهی تک­سلولی، باکتری­ ها وذرات مواد غذایی موجود در محیط صورت می­گیرد. این پدیده در نتیجه ساز­وکار حرکات و ضربان منظم پاهای سینه­ای تحقق می­پذیرد. اگر تراکم زی­شناوران گیاهی تک­سلولی بین یک تا دو میلیون در هر میلی­لیتر آب باشد، بهترین شرایط برای تغذیه دافنی­ها فراهم آمده­است ]۵[.
پایان نامه - مقاله - پروژه
Daphnia longspina ناپایدارترین نوع آنتن منشعب است و در درجه حرارت ۲۸-۲۹ درجه سانتیگراد مرگش حتمی است. جنس Moina تحمل نوسان درجه حرارت را از ۳۰-۵ درجه سانتیگراد داراست و حتی در درجه حرارت (۳-) درجه سانتیگراد از خود پایداری نشان می­دهد. مساعدترین دما ۲۰-۱۸ درجه سانتیگراد است. در ضمن، نزول اکسیژن محلول کمتر از ۳ میلی­گرم در لیتر سبب پایین آمدن کیفیت تخم­ها شده و بازده تولید­مثل را کم می­ کند ]۵[.
۲-۳-۱- چرخه زندگی
چرخه زندگی آنتن­منشعب­ها هر دو مراحل جنسی و غیرجنسی را دارد. در اغلب محیط­ها، جمعیت­ها تنها از ماده­ها تشکیل شده ­اند، که به صورت غیرجنسی تکثیر می­ کنند. در شرایط بهینه گزارش شده که برخی آنتن منشعب­ها می ­تواند در هر مرتبه بیش از ۱۰۰ تخم و در هر ۵/۲ تا ۳ روز یک مرتبه تخم­ریزی کند. یک ماده می ­تواند ۲۵ مرتبه در طول زندگی خود تخمریزی کند]۵۷[. جنسMoina در ۴ تا ۷ روزگی و به تعداد ۴ تا ۲۳ نوزاد به ازای هر مولد، تکثیر می­ کند. نوزادان هر ۵/۱ تا ۲ روز تولید می­شوند و هر ماده ۲ تا ۶ مرتبه در طول زندگی خود تولیدمثل می­ کند]۱[.
۲-۳-۲- تولید­مثل
آنتن­منشعب­ها به دو طریق تولیدمثل می­ کنند. در شرایط مطلوب جنس ماده به­ صورت مستقل نسبت به تولید تخم در جنین اقدام­کرده و به­طریق بکرزایی بدون شرکت جنس نر به زاد و ولد خود ادامه می­دهد. در شرایط مساعد جنس نر به­کلی وجود­ندارد. روش دوم تولیدمثل جنسی است که در شرایط نامساعد انجام­می­گیرد]۵[. تولید تخم­های نهان­زی در شرایط سخت زیستی انجام می­ شود در حالی که تولیدمثل به روش پارتنوژنزیز در شرایط مطلوب زیستی رخ می­دهد. تخم­ها در فصل زمستان غیر­فعال بوده و در ادامه سال زمانی که دمای آب به اندازه کافی گرم می­ شود، تفریخ می­شوند]۱۱[.
در مواقع کمبود غذایی، کاهش اکسیژن محلول و تراکم زیاد از حد، ابتدا جنس نر تولید­شده و تخم نهان­زی تولید­می­ شود. این تخم­ها بسیار مقاوم­بوده و می­توانند سال­ها سالم باقی­بمانند تا شرایط مساعد دوباره برای آن­ها فراهم­شود. تخم D. magna در آب فرو می­رود و تخم D. pulex در سطح آب شناور می­ماند. در شرایط مساعد، از تخم­های افی­پیوم فقط جنس ماده حاصل می­ شود. در صورت استقرار تخم افی­پیوم در آب و شرایط مساعد پوسته تخم مبادرت به مکش آب کرده و در اثر جذب آب و باز کردن پوسته، افی­پیوم ترکیدهو نوزاد آنتن منشعب از تخم بیرون­می ­آید]۵[..

 

 

  • quadrangula دارای تخم افی­پیوم در بخش پشتی است. این افی­پیوم­ها قابلییت شناوری بالایی داشته که کار جمع­آوری آن­ها را از لایه­ های سطح آب بسیار ساده می­ کند. کمیت و کیفیت غذا، دمای آب، pH و دوره نوری از جمله فاکتورهایی هستند که بر رشد و تولید­مثل Ceriodaphnia تاثیرگذارند. در ارتباط با نقش pH آب به عنوان مثال بلانگر و چری[۶]در سال ۱۹۹۰ بیان کردند گونه ­هایی که در محیط­های قلیایی زیست می­ کنند هماوری کمتری نسبت به گونه ­هایی که در محیط­های طبیعی زیست می­ کنند، دارند]۱۳[. [۷]گوفن (۱۹۷۶) نشان داد که تولید­مثل و ضریب رشد C. reticulata در دمای بالای ۲۲ درجه سانتی ­گراد کاهش می­یابدکه دلیل آن را افزایش میزان تنفس و در نتیجه افزایش احتیاجات انرژی دانسته­است]۳۹[.

 

 

۲-۳-۳- تخم نهان­زی
شرایط سخت محیطی در بین جمعیت دافنی­ها موجب می­ شود تا نرها در جمعیت تولید ­شوند و روش تولیدمثل جنسی انجام می­ شود که نتیجه آن تولید تخم نهان­زی است (شکل ۲-۱). محرک تغییر تولیدمثل از غیرجنسی به جنسی در جمعیت دافنیا ماگنا عواملی مثل کمبود غذا، فقدان اکسیژن، تراکم بالای جمعیت و میزان کم کلسیم و شاید دیگر فلزات کمیاب و مواد معدنی است. علاوه بر این، درجه حرارت کم و دوره نوری طولانی یا کوتاه، می ­تواند سبب تولید تخم نهان­زی شود ]۵۷[. در مورد Moina، کاهش شدید و ناگهانی میزان مصرف غذا که توسط کاهش سریع مقدار غذا به وجود می ­آید، سبب افزایش تولید تخم نهان­زی می­ شود. ماده­ها در حین پوست­اندازی تخم نهان­زی به طور کامل رشدیافته را دفع می­ کنند. یک بار لقاح ماده برای دو یا سه مرتبه تولید تخم نهان­زی کفایت می­ کند]۱[.
تخم نهان­زی سیاه یا تیره رنگ، مستطیل شکل با گوشه­های گرد و طول حدود ۲-۱ میلی­متر است. آن­ها را می­توان در کف یا سواحل استخرها پیدا کرد. تخم نهان­زی را می­توان در هوای خشک و در ۵-۱ درجه سانتی ­گراد نگهداری نمود. تخم نهان­زی آنتن منشعب حتی بعد از انجماد قابلیت حیات خود را حفظ می­ کند، اما در ظاهر برخی گونه­ های Moina نمی ­توانند انجماد را تحمل کنند. برای تخم­گشایی تخم نهان­زی آنتن منشعب باید آن­ها را در آب با هوادهی در ۲۲-۱۸ درجه سانتی ­گراد قرار داد. تخم­گشایی اغلب طی ۷-۴ روز رخ داده و ماده­هایی تولید می­شوند که شروع به تولیدمثل غیر­جنسی می­ کنند. تخم نهان­زی Moina در ظرف ۴-۲ روز در ۲۹-۲۰ درجه­ساگراد تخم­گشایی می­ شود]۵۷[. برای اغلب کاربردهای آبزی­پروری غذا مناسب به منظور افزایش تولید­مثل غیر­جنسی مطلوب است، چون در تولید­مثل جنسی نوزادان کمتری تولید می­ شود]۱[.
ج

ب
الف

د
ج

ه
شکل ۲-۱: تخم­های نهان­زی متعلق به تعدادی از گونه­ های جنس Ceriodaphnia. (الف) Ceriodaphnia quadrangula، (ب) Camptocercus rectirostris، (ج) Ceriodaphnia laticaudata، (د) Ceriodaphnia reticulata، (ه) Ceriodaphnia pulchella.
۲-۳-۴- ارزش غذایی
میزان مواد مغذی آنتن منشعب به طور قابل توجهی به سن و نوع غذا بستگی دارد. با وجود این متغیرها، میزان پروتئین آنتن منشعب اغلب به طور میانگین ۵۰ درصد وزن خشک است. مقدار چربی برای بالغ­ها و جوان­ها به طور قابل توجه متفاوت بوده و برای بالغ­ها کل میزان چربی ۲۷-۲۰ درصد وزن خشک و برای جوان­ها ۶-۴ درصد است]۵۷[. گزارش شده است که Moina رشد کرده در شرایط طبیعی استخر دارای ۷۰ درصد پروتئین، ۵/۱۶ درصد چربی و ۵ درصد کربوهیدرات و ۵/۹ درصد خاکستر در وزن خشک است]۷۸[. از طرف دیگر همچنین گزارش شده که Moina دارای ۷/۹۴ درصد آب، ۹/۳ درصد پروتئین، ۵۴/۰ درصد چربی، ۶۷/۰ درصد کربوهیدرات و ۱۸/۰ درصد خاکستر با مقدار انرژی ۳۰۰ کیلوکالری بر کیلوگرم است]۱[.

نظر دهید »
تحقیقات انجام شده در رابطه با بررسی رسانه های نوین درهنر قرن بیستم۹۳- فایل ۲
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

استاد / استادان راهنما: آقای رامین مهدی نژاد
استاد/استادان مشاور: ندارد

 

 

 

آدرس و شماره تلفن : مرزداران ،خ سرسبز جنوبی،گلدیس ششم،پ۱۲واحد۳

 

 

 

چکیده پایان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده):
این پژوهش به منظور بررسی رسانه های نوین در هنر قرن بیستم صورت گرفته است برای انجام این مطالعات از روش تحقیق، توصیفی، تحلیل و محتوا استفاده شده است، همچنین روش های گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و فیش برداری به انجام رسیده است. هدف اصلی این رساله بررسی رسانه های نوین در قرن بیستم بوده است.یافته های این پژوهش نشان می دهد که بستر ایجاد شده در هنر قرن بیستم به تغییر در نگرش هنر از دیدگاه خواص و موزه ها برخواسته و باعث گردیده که هنر متعلق به همۀ اقشار جامعه باشد ،نه اینکه در اختیار قشری خاص قرار بگیرد. بنابر این پس از تحلیل یافته ها و مطالعات انجام شده ،نتایج این پژوهش نشان می دهد که هنر رسانه های نوین در قرن بیستم با تغییر در نگرش و دیدگاه های گذشته به تغییر در مواد و مصالح مورد استفاده در یک اثر هنری و مفهوم آن می پردازد و می کوشد تا با فناوری های جدید با مخاطب به تعامل بپردازد و به مضامینی عمیق تر از گذشته دست یابد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
واژگان کلیدی:هنر،رسانه،قرن بیستم،معاصر،خواص،موزه

 

 

 

مناسب است
نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تاریخ و امضاء:
مناسب نیست
فهرست مطالب
چکیده ۱
فصل اول ۲
کلیّات پژوهش ۲
۱-۱مقدمه ۳
۱-۲اهداف پژوهش،هدفهای تحقیق: ۴
۱-۳سوالات پژوهش: ۴
۱-۴فرضیه پژوهش: ۴
۱-۵روش تحقیق: ۴
۱-۶روش تجزیه تحلیل اطلاعات: ۵
فصل دوم ۶
پیشینه تحقیق ۶
۲-۱ نیم نگاهی تاریخی ۷
۲-۲ دوریشه تاریخی مینیمالیسم ۱۸
فصل سوم ۲۳
چارچوب نظری تحقیق ۲۳
۳-۱ تعریف رسانه: ۲۴
۲-۲تعریف چند رسانه ای: ۲۴
۳-۲ رسانه های جدید: ۲۵
۳-۲-۱ انواع رسانه های ارتباطی: ۲۵
۳-۲-۲ خصوصیات رسانه های ارتباطی: ۲۶
۳-۲-۳ خصوصیات رسانه ی ارتباطی ۲۷
۳-۳ قرن بیستم ۲۹
۳-۳-۱ دوران پست مدرن: ۲۹
۳-۳-۲ ویژگی های و شاخصه های هنر دوران پست مدرن ۳۵
فصل چهارم ۴۴
تحلیل یافته ها ۴۴
۴-۱ هنر مفهومی ۴۵
۴-۲-۱دستور العملها ، اجرا ها و مستند سازی ها ۵۶
۴-۲-۲هنر مفهومی در گذشته و حال ۶۴
۴-۳ هنر چیدمان ۶۶
۴-۳-۱پیشینه تاریخی هنر چیدمان ۶۷
۵-۳-۲ویدئو اینستالیشن ۷۲
۴-۳-۳هنر زمینی و خاکی ۷۶
۴-۴ هنربدن ۸۲
۴-۵ هنر اجرا ۸۹

نظر دهید »
دانلود پایان نامه درباره تبیین مبانی انسان شناختی مفهوم مسئولیت پذیری در مکتب اگزیستانسیالیسم و نقد دلالت ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

باشد باید تائبانه به سوی کلی بازگردد. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۸۳) او با عملش از کل حوزه اخلاق فراتر رفت؛ او در فراسوی این حوزه غایتی داشت که در مقابل آن این حوزه را معلق کرد. زیرا مایلم بدانم چگونه میتوان عمل او را در رابطه با کلی قرار داد و چگونه میتوان میان عمل او و کلی رابطهای جز فرا رفتن از آن کشف کرد. عمل ابراهیم به خاطر نجات یک خلق، یا دفاع از آرمان کشور، یا فرو نشاندن خشم خدایان نبود. اگر سخن از خشم خدا بود این خشم علیالقاعده باید تنها متوجه ابراهیم میشد، زیرا کلِ عملش هیچ رابطهای با کلی ندارد و اقدامی کاملاً شخصی است. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۸۶)
و سپس به تعریف مسئولیتی میرسد که ابراهیم به آن عمل میکند:
پس چرا ابراهیم چنین میکند؟ به خاطر خدا، و به خاطر خودش و این دو مطلقاً یکسانند. به خاطر خدا، زیرا خداوند این آزمون را همچون دلیل ایمانش از او خواسته است، و به خاطر خودش، زیرا میخواهد دلیل اقامه کند. وحدت این دو جنبه به درستی در اصطلاحی بیان میشود که همیشه برای توصیف این وضعیت بهکار رفته است: این یک آزمون، یک وسوسه است. اما وسوسه به چه معناست؟ معمولاً به چیزی گفته میشود که انسان را از ادای تکلیف بازمیدارد؛ اما در اینجا وسوسه همانا اخلاق است که ابراهیم را از عمل به خواست خدا بازمیدارد. پس در اینجا تکلیف چیست؟ تکلیف دقیقاً بیان خواست خداست. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۸۷)
مقاله - پروژه
اما این مسئولیت یا تکلیف که امری است بیشتر درونی، چگونه و به چه شکلی بروز میکند؟ در واقع محصولی که بتوان این مفهوم را با آن تعریف و یا توصیف کرد چیست؟
ابراهیم از وساطت امتناع میکند، به تعبیر دیگر او نمیتواند سخن بگوید. همین که سخن بگویم کلی را بیان کردهام و اگر خاموش بمانم کسی مرا درک نمیکند. پس همین که ابراهیم بخواهد خود را در کلی بیان کند باید بگوید که وضعیت او وضعیت وسوسه مذهبی است زیرا بیان عالیتری برای آن کلی، که برتر از کلیای باشد که از آن فراتر میرود، ندارد. از این رو گرچه ابراهیم ستایشم را برمیانگیزد اما در همان حال مرا میترساند. آن کس که خود را نفی و به خاطر تکلیف قربانی میکند، متناهی را وامیگذارد تا نامتناهی را به چنگ آورد و چنین کسی به قدر کافی ایمن است. قهرمان تراژدی، یقینی را وامیگذارد تا یقینیتر را به چنگ آورد و چشمِ نظارهگران با اعتماد به او دوخته است. اما آن کس که کلی را وامینهد تا چیز عالیتری را به چنگ آورد که کلی نیست، چه میکند؟ آیا ممکن است این کار چیزی جز یک وسوسه باشد؟ و اگر ممکن است، ولی فرد خطا کند چه راه نجاتی برایش ممکن است؟ او همه رنج قهرمان تراژدی را تحمل میکند، شادی زمینیاش را نابود میکند، از همه چیز میگذرد و شاید در همان لحظه خود را از شادی والایی، که چنان برایش گرانبهاست که میخواست آن را به هر بهایی به چنگ آورد، محروم میکند. هر کس او را نظاره کند نه میتواند او را بفهمد و نه با اعتماد به او نگاه کند. شاید هدفِ مردِ ایمان، شدنی نیست، زیرا غیرقابل تصور است. یا اگر شدنی باشد اما فرد خواستِ خدا را بد فهمیده باشد چه راه نجاتی برایش باقی میماند. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۸۸)
کییرکگور این ترس و پریشانی را نه تنها بَد و مخرّب نمیداند، بلکه آن را به عنوان وسیلهای برای نجات انسان مؤثر میداند:
من از هر انسانی میخواهم که هر اندیشه غیرانسانی که او را از ورود به کاخهایی که در آنها نه فقط خاطره برگزیدگان بلکه خود برگزیدگان سکونت دارند، میترساند، از خود دور کند. او نباید گستاخانه به جلو شتافته و خویشاوندی خود را به آنها تحمیل کند، باید هر بار که در مقابل آنها تعظیم میکند مسرور باشد، اما باید صریح و با اعتماد باشد. او نجات را در همین اضطراب و پریشانی که مردان بزرگ با آن آزموده شدند پیدا خواهد کرد. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۹۲)
لذا با اشاره به داستان حضرت مریم توضیح میدهد:
از کدام زن همچون مریم هتک حرمت شدهاست، و آیا اینجا هم راست نیست که خدا کسی را که رحمت میکند با همان نفخه لعنت میکند؟ تعبیر روحانی مریم باید بدین گونه باشد، و او به هیچ وجه آن بانوی لطیفی نیست که بر مُخَدّه نشسته و با کودک ـ خدایی بازی میکند. با این حال هنگامی که میگوید «اینک کنیز خداوندم» بزرگ است، و به گمان من توضیح این مطلب نباید دشوار باشد که چرا مادر خدا شدهاست. او به ستایش دنیایی نیازی ندارد، همانگونه که ابراهیم از اشک بینیاز است، زیرا نه مریم قهرمان بود نه ابراهیم، بلکه هر دو از آن بزرگتر شدند، نه با فرار از پریشانی، عذاب و پارادوکس بلکه به برکت آن. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۹۳)
در اینجا کییرکگور با اشاره به پارادوکسیکال بودن ایمان، به تشریحِ تعامل و تقابل بین مسئولیت و ترسی که خود حاصل همین مسئولیت است اینگونه میپردازد:
پس پارادوکس ایمان این است که فرد برتر از کلی است، به گونهای که رابطهاش را با کلی به وسیله رابطهاش با مطلق، و نه رابطهاش را با مطلق توسط رابطهاش با کلی، تعیین میکند. پارادوکس را همچنین با این سخن میتوان بیان کرد که وظیفهای مطلق در مقابل خدا وجود دارد؛ زیرا در این رابطه تکلیف، فرد به مثابه فرد به طور مطلق با مطلق رابطه پیدا میکند. اگر در این شرایط بگوییم عشق به خدا تکلیف است معنایی متفاوت از قبل را بیان کردهایم؛ زیرا اگر این تکلیف مطلق باشد اخلاق به نسبتی تنزل یافته است. با این حال نتیجه نمیشود که اخلاق باید ملغی شود بلکه باید بیانی کاملاً متفاوت، یعنی بیان پارادوکس را پیدا کند، به گونهای که مثلاً عشق به خدا شهسوار ایمان را وادار کند به عشق خود به همسایه بیانی مخالف با بیانی که از دیدگاه اخلاق تکلیف است ببخشد. اگر اینگونه نباشد ایمان جایی در زندگی ندارد و تنها وسوسهای است؛ آنگاه ابراهیم خاسر است، زیرا به آن تسلیم شده است. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۹۷) این پارادوکس واسطهپذیر نیست؛ زیرا دقیقاً بر این واقعیت استوار است که فرد فقط فرد است. همین که بخواهد تکلیف مطلق خود را در کلی بیان کند و از آن در این اطمینان یابد، میداند که به وسوسه گرفتار شده است، و حتی اگر در مقابل وسوسه مقاومت کند به انجام آن تکلیفِ به اصطلاح مطلق موفق نمیشود؛ و اگر مقاومت نکند، حتی اگر عملش از حیث واقع همان تکلیف مطلقش باشد، باز هم گناه کرده است. پس چاره ابراهیم چیست؟ (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۹۸) وظیفه مطلق میتواند به انجام عملی منجر شود که اخلاق آن را منع کرده است، اما به هیچ وجه نمیتواند شهسوار ایمان را از دوست داشتن بازدارد. این آن چیزی است که ابراهیم نشان میدهد. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۱۰۱)
لذا در مورد یک قهرمان تراژدی بعنوان یک فرد عادی مینویسد:
پسری پدرش را به قتل میرساند اما فقط بعداً میفهمد پدرش را کشته است. خواهری میخواهد برادرش را قربانی کند اما در لحظه تعیین کننده او را میشناسد. او با چشم خود میبیند، در خود کنکاش میکند و سرنوشت را در آگاهی دراماتیکش منحل میکند. در این شرایط، اخفا و افشا به عمل آزادانه قهرمان تبدیل میشوند و او مسئولیت آنها را بر عهده میگیرد. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۱۱۲) اخلاق با فضایل شوخی نمیکند و مسئولیت سنگینی بر شانههای ضعیف قهرمان قرار میدهد، و نیت او را در بازی با مشیت به یاری اعمالش گستاخانه میداند، اما خواست او را به انجام آن با رنج کشیدنش نیز محکوم میکند. اخلاق از انسان میخواهد واقعیت را باور کند و جرأت مبارزه با همه مصایب آن، به ویژه با رنجهای شبحواری را که به مسئولیت خود پذیرفته است داشته باشد. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۱۱۵)
در پایان نیز کییرکگور باز هم با اشاره به ابراهیم و فهم عملکردش، به ترسی که نشانگر حضور مسئولیت است اینگونه اشاره میکند:
میتوان ابراهیم را فهمید، اما او را فقط به همانگونه میتوان فهمید که پارادوکس را میتوان فهمید. من به سهم خود میتوانم بگونهای ابراهیم را بفهمم اما در عین حال میدانم که جرأت سخن گفتن و نیز جرأت عمل کردن همچون ابراهیم را ندارم. (کییر کگور، ۱۳۹۰، ۱۵۴)
مفهوم دلهره
افکار وجودی در فلسفه کییرکگور در باب دلشوره مطرح میشوند. مبسوطترین بحث او را در کتابی مییابیم که در زبان انگلیسی The Concept of Dread / مفهوم دلهره نام دارد. این کتاب کتابی دشوار است و مفهومی که مطرح میکند به هیچ وجه واضح نیست. اما شاید از این امر گریزی نباشد، زیرا دلشوره خصلتی ظریف و طفرهآمیز دارد که تفکر به ندرت میتواند آن را درک کند.
مفهوم دلشوره در چارچوب بحثی از منشأ گناه به میان میآید. چه چیزی گناه را ممکن میسازد؟ این بحث برحسب روایت سِفر تکوین در خصوص هبوط انسان است، اما کییرکگور این قصه را به صورت قصهای میفهمد که واقعه یا تحولی در حیات هر انسانی را وصف میکند و آن: گذر از معصومیت به گناه است. آنچه این واقعه را ممکن میسازد شرط مقدّم دلشوره است. (مککواری، ۱۳۷۷، ۱۶۶)
در این کتاب نیز همان مباحث پیشین مطرح میشود. مسئولیتی حاصل از گناه و معصومیتِ پایمال شده که در این کتاب این مسئولیت، با اضطراب، دلشوره یا دلهرهای دائمی و همیشگی به تصویر کشیده میشود.
کییرکگور دلهره را «نفرت مهر آمیز و مهرِ نفرت آمیز» تعریف میکند. و پسرکی را مثال میآورد که دلش برای ماجراجویی غنج میزند و «تشنه چیزهای شگفت و رازناک است.» کودک، هم به سوی چیز ناشناخته کشیده میشود و هم، همچون تهدیدی برای امنیت خویش، از آن میگریزد. کشش و وازَنِش، مهر و نفرت، درهم تنیدهاند. این کودک در حالت دلهره است، و این حالت با ترس فرق دارد. زیرا ترس با چیزی کاملاً معیّن سر و کار دارد، خواه واقعی یا خیالی، مانند مار در رختخواب یا زنبوری که بخواهد آدمی را نیش بزند، حال آنکه سر و کار دلهره با چیزی است هنوز ناشناخته و نامعین. و آنچه کودک را هم به خود میخواند و هم از خود میراند همانا چیز ناشناخته و رازناک است. (کاپلستون، ۱۳۸۸، ۳۳۹)
کییرکگور در ادامه با بکار بردن این ایده در مورد گناه، آدم را مثال زده و منشأ مسئولیتی را که در تمام نوشته های خود از آن تبعیت میکند را با تبیین مفهوم دلهره عنوان میکند:
کییرکگور این ایده را درمورد گناه به کار میبرد. به گفته وی، روح در حالت بیگناهی در حالت خوابناکی است و از خود جدا نشده است و هنوز گناه را نمیشناسد. اما کشش گُنگی در آن هست، اما نه به گناه همچون چیزی معین، بلکه برای بکار بردن آزادی و بدینسان برای امکان گناه. «دلهره همان امکان آزادی است.» هنگامی که به آدم در حالت بیگناهی گفتند که اگر درد مرگ نیز به جان او افتد از میوه درخت دانش نیک و بد نخورد، او نه میدانست که بد چیست و نه مرگ چیست. زیرا تنها با سرپیچی از این بازداشت بود که این دانش به دست میآمد. اما همین بازداشت در آدم «امکان آزادی… امکان هشدار دهنده توانستن» را بیدار کرد.(کاپلستون، ۱۳۸۸، ۳۳۹)
جان مککواری از زبان کییرکگور مینویسد:
در معصومیت، رؤیایی از قبل، چیزی مانند تزلزل و ناراحتی و پیش احساس وجود دارد که آرامش بهشتی را بر هم میزند. «این راز عمیق معصومیت است که در عین حال دلشوره است». مثالی که کییرکگور برای شرح این نکته از آن استفاده میکند بیداری جنسیت و بیداری لذت حسّی در فرد است. تشویش و تحذیری وجود دارد که بالاخره به عمل التذاذ حسی و لذا به از دست دادن معصومیت و تغییر کیفیت وجود میانجامد. این بر عمل است. دلشوره «سرگیجه» یا «سرگشتگیِ» اختیار وصف میشود. زیرا اختیار و آزادی به معنای امکان و ایستادن در لبه امکان و دقیقاً مانند ایستادن در لبه پرتگاه است. با بهره گرفتن از استعارهای متفاوت (این استعاره از آنِ من است نه از آنِ کییرکگور، اما گمان میکنم که این استعاره نیز این نکته را میرساند) شاید بتوانیم بگوییم که اختیار در ذات خود آبستن امکان است و جنبش امکان در رحِم اختیار و آزادی است که به صورت دلشوره نخستین تجربه میشود. کییرکگور دلشوره را با تکوین خاص انسان به صورت نفس و بدن و تمکّن آنها در روح قرین میکند. انسان به صورتی که تکوین یافته تابع تنش است و این تنش دلشوره است. وظیفه انسان انجام دادن تألیف نفس و بدن است و این وظیفه از ابتدا در زیر بار دلشوره است. دلشوره پدیداری خاص انسان است. حیوان دلشوره نمیداند که چیست، زیرا حیات او صرفاً وابسته به حس است و فرشته نیز دلشوره نمیداند که چیست، زیرا حیات او عقل محض است. اما انسان، مرکّب از حس و عقل، نفس و بدن، در زیر سایههای دلشوره زندگی میکند. (مککواری، ۱۳۷۷، ۱۶۶)
لذا در تفکر کییرکگور، دلشوره نتیجه گناه نیز هست. در واقع این دلشوره، مسئولیت همان گناه است.
هایدگر و مسئولیت
مارتین هایدگر در سال ۱۸۸۹ به دنیا آمد و ۸۷ سال بعد، درگذشت. وی از خود کتابها، رسالهها و گفتارهای فراوانی به یادگار گذاشت. مهمترین متنی که در حکم جمعبندی آراء فلسفی هایدگر در نخستین دوره کار فکری او به شمار میرود، هستی و زمان است. هایدگر با اینکه در مسیر فکریاش مراحل گوناگونی را تجربه کرد اما همواره «مسأله هستی» را مرکز بحث خود قرار داد. این شیوه از تفکر که هایدگر از آن بهره میجسته، موجب آن شده است که دیدگاه وی، با وجود تفاوتهایی که الفاظِ ثقیل و گنگ مخصوص هایدگری ایجاد کرده است، شباهتهای زیادی با نظریههای کییرکگور داشته باشد. البته با کلیگوییهایی که آن هم مخصوص این فیلسوف آلمانی تبار است.
محور اصلی اندیشه های هایدگر، هستی دار بودن و به تَبَع آن، زمانبودگی را تشکیل میدهد، و تمام مفاهیم مبتلابه انسان را در حقیقتِ هستیِ انسان و زمان وی جستجو میکند. در این خصوص و نیز در مفهوم مورد مطالعه ما در این قسمت از پژوهش(مفهوم مسئولیت)، دکتر استفن مولهال در اثر خود «هایدگر و “هستی و زمان"» به نقل از وی مینویسد:
قطعاً درک مسئولیتهای یک فرد اگزیستانسیال به معنای آشکار کردن ویژگیهای حقیقی تصمیمگیری است، مفهومی است که آن شخص تصمیم را به عنوان حالتی برای یک انتخاب اگزیستانسیالی اتخاذ میکند. و این دلیل محتوایی کردن مفهوم مسئولیت پذیری میباشد. (mulhall, 2005, 169)
هایدگر هم مانند دیگر فلاسفه مکتب اگزیستانسیالیسم، لفظ اگزیستانسیالیست را برای خود نپذیرفت. وی با اینکه مسیحی نبود ولی با صراحت از سارتر نیز تبرّی میجست، چون نمیخواست ملحد نیز خوانده شود. اما باتوجه به تفکرات مندرج در آثار برجای مانده از وی، میتوان او را نیز یک فیلسوف اگزیستانسیالیست به حساب آورد. فیالحال ما نیز باتوجه به آنچه گفته شد به بررسی اجمالیِ مفاهیم مورد توجه هایدگر که ردپایی از شناسایی مفهوم مسئولیت را آشکار میکنند میپردازیم.
مرگ آگاهی
به مرگ در آلمانی میگویند der Tod، مردن هم میشود sterben هایدگر هردو را به معنایی بارها مهمتر از مرگ زیستشناسانه به کار برد. (احمدی، ۱۳۸۸، ۴۸۹) مرگ به نابود شدن امکانها، تیمار، توجه و دلواپسی معنا میدهد. بدون مرگ تجربهای از نیستی قابل تصور نخواهد بود. زمان به این دلیل با هستی یکی است که با مرگ هر دازاین، برای آن دازاین، زمانبودگی تمام خواهد شد. (احمدی، ۱۳۸۸، ۴۸۹)
هایدگر با اشاره به این که مرگ وجود دارد و به هر تقدیر برای هر انسانی رخ میدهد، این مرگ آگاهی را نه تنها موجب گرایش به پوچی نمیداند، بلکه آن را عاملی برای هدفمند ساختن زندگی و بیهوده نبودن آن تلقی میکند. این تفکر که مرگ پایانی بر تمامی آن چیزی است که برای انسان، هستی نامیده میشود، موجب میشود تا پذیرش مسئولیت توسط انسان در زمان بودگی اهمیت بیشتری پیدا کند. فلذا از نظر هایدگر، این آگاهی از آن روی که در هر لحظه تداعی کننده پایان زمان بودگی است، موجب ناامیدی، ترس و اضطراب میشود. در نتیجه مسئولیتهای انسان که در صدر آنها مسئولیت وجود خود فرد قرار دارد در دلهره، ترس و ناامیدی معنا میشود.
لذا برایان مگی در کتاب خود “مردان اندیشه"، مرگ آگاهی را از نظر هایدگر چنین توصیف میکند:
وقتی وجود انسان اصل اساسی تفکر اگزیستانسیالیستی است؛ مرگ روی دیگر سکه‌ی هستی و وجود رخ می‌نمایاند. «من هر لحظه امکان دارد دیگر نباشم.» این امکان به تعبیر «هایدگر» همهی امکان‌های دیگر مرا لغو و باطل می‌کند و به این معنا حد نهایی و منتها درجه‌ی تمام امکانات است. مرگ آگاهی‌، یکی از اصول مهم این فلسفه است که مخصوصا در ادبیات و هنر تأثیر گذاشته است. (مگی، ۱۳۷۴، ۱۲۸)
از دیدگاه مارتین هایدگر ما انسانها به این جهان «پرتاب شدهایم» یعنی بیآنکه خودمان اراده کنیم به این جهان پا گذاشتهایم. ملازم این پرتابشدگی و در نتیجه، پیشبینینشدگی و اتفاق و تصادف، مرگ و تناهی محتوم قرار دارد که از آن نمی‌توانیم بگریزیم و تصور این واقعیت که با مرگ، انسان تمام می‌شود، ترسناک و اضطرابزا است. (مگی، ۱۳۷۴، ۱۳۰)
ترس
احمدی در کتابش “هایدگر و پرسش بنیادین” ترس را از نظر هایدگر اینگونه تبیین میکند:
ترس نیز از پرتاب شدگی به جهان نتیجه میشود. ترس از نگرانی جداست، و شدت مییابد، زیرا چیزی در جهان را مایه و علت خود میداند. خواه این چیز یا امر یا رخداد معرفی شده باشد، یا به صورت ناروشن و مبهم باقی مانده باشد. من از امری در جهان میترسم. حتی اگر این امر مکافات دینی من در جهانی دیگر باشد، در این جهان دانسته و معنا شده است. ترس همواره دلیل دارد، حتی اگر هنوز سرچشمهاش ناشناخته باقی مانده باشد. علت یا موضوع آن به من نزدیک میشود. تا این موضوع یا علت از من دور است ترس خفته است. خطاست که ترس را احساسی درونی بدانیم. ترس نیز گونهای به روی جهان گشوده شدن است. من همواره برای خودم یا کسان و چیزهایی که برای من مهماند، میترسم. ترس ریشهای در «من بودگی» دارد. (احمدی، ۱۳۸۸، ۳۷۵)
این در «من بودگی» که ترس ریشه در آن دارد، از نظر هایدگر مسئولیت آفرینِ فرد است. چرا که بودن در هستی مستوجب پذیرش مسئولیتِ بودن و در واقع مسئولیتِ وجود است. و از آنجا که بودن به تنهایی و بدون هیچ تکلیفی، ترسی را به همراه ندارد، پس این مسئولیت است که ترس را بر انسان تحمیل میکند.
لذا در ادامه میگوید: من همچون هستندهای که باید مراقب خود باشم، میترسم. ترس از «با هستن» نتیجه میشود. ترس حالتی است که من در آن قرار میگیرم. ریشهای هستی شناسانه دارد و باید بتوانم که آن را به گونهای هستی شناسانه و نه اُنتیک بررسی کنم. کییرکگور میان ترس که علت آن مشخص است، با نگرانی که علت آن ناروشن است، تفاوت قائل میشد. هایدگر نیز به همین تفاوت تأکید میکرد. (احمدی، ۱۳۸۸، ۳۷۵)
هایدگر میگوید: هراس، مرا از دلبستگیها و معنیهای زندگیم در جهان جدا میکند و بوسیله این شناسایی است که من یا میتوانم به این وجود غیراصیلی که بگونهای غیرشخصی تعیین شده ادامه دهم و یا با تلاشی قهرمانانه، مسئولیت شخصی وجود خودم را به عهده گیرم. (بلاکهام، ۱۳۸۷، ۱۴۶)
دلواپسی
آنچه را که واژه die Sorge پیش میکشد دشوار میتوان در زبان فارسی به یاری یک واژه بیان کرد. واژه «تیمار» که من به کار بردهام نیز برابر کامل و دقیقی برای sorge نیست. در آلمانی میتوان با واژه Sorge دو حالت را بیان کرد. یکی مراقبت و دومی دلواپسی. همچنین، فعل sorgen نیز هردو معنای مراقب بودن و دلواپس بودن را داراست. (احمدی، ۱۳۸۸، ۴۷۳) همچنین در زبان فرانسوی واژه Souci هر دو معنا را منتقل میکند. شاید در فارسی واژه های «دغدغه» و «دغدغه خاطر» تا حدودی رساننده دو معنا باشند، اما گمان میکنم که «تیمار» بهتر از آنها از عهده رساندن معنای Sorge برمیآید. (احمدی، ۱۳۸۸، ۴۷۳) در ادبیات کهن ما «تیمار» به معنای مراقبت از بیمار وپرستاری کردن از او میآمد؛ همچنین مراقبت از هر شخصی بود که به مصیبتی دچار آمده، و افسرده، یا ناتوان شده باشد. در این واژه قدیمی دو معنای «مراقبت کردن» و «دلواپس بودن» همراهاند. مادر تیماردار کودک خویش است. هم از کودک مراقبت میکند و هم دلواپس رشد، سلامت، و آینده اوست. «تیمار» معناهای دیگری هم دارد، از جمله خدمت، غمخواری، مواظبت، تعهد و نیز فکر و اندیشه. (احمدی، ۱۳۸۸، ۴۷۴)
به هر حال مفهومی که واژه Sorge منتقل میکند این است که انسان یگانه هستندهای است که به هستی میاندیشد، و این را میداند که باید مراقب، متوجه، و دلواپس هستی باشد. هایدگر از Sorge آن دلواپسی و دغدغه دازاین نسبت به آیندهاش را، و این را که دازاین به فهم خود از هستی وابسته است، پیش میکشید. همین معنا را او گاه با besorgen یعنی «توجه به امری داشتن»، و با besorgt یعنی «دلنگران» و «مضطرب» مطرح کرد. (احمدی، ۱۳۸۸، ۴۷۴)
مارتین هایدگر در “هستی و زمان” در خصوص واژه Besorgen مینویسد:
این واژه همچنین ممکن است به معنای مراقبت کردن از چیزی به مفهوم «نگه داشتن آن برای خود» باشد. تعبیر مشخص دیگر این واژه وقتی است که درجملهای از این دست به کار میرود: «دلنگرانم که مبادا این اقدام شکست بخورد.» در اینجا این واژه به معنای دلواپسی به کار رفته است. (هایدگر، ۱۳۸۶، ۱۸۰)
هایدگر بر آن است که دلواپسی معطوف به خود هستی ما ـ در این جهان است، که با این هستی پای هر شیئی یا چیز معینی ـ که در این جهان است به میان میآید. بدینسان دلواپسی، بیش از هر احساس دیگری، جهان را بر ما مکشوف میسازد: یعنی، ما را رو در روی جهان قرار میدهد، جهانی که نسبت بدان اکنون دیگر خویشتن را در یک رابطه مخاطره آمیز احساس میکنیم. بدین ترتیب دلواپسی، نخستین قرینهای که ما را به وجود اصیل بشری رهنمون میشود و نیل بدان برای آدمی ممکن است را به دست میدهد. اما در زندگانی عادی ما معمولاً از این وضع طفره میرویم؛ ما کوشش میکنیم این دلواپسی نامشخص را تغییر شکل دهیم و آن را به ترس یا اضطرابی مشخص که مربوط به فلان یا بهمان موضوع بخصوص است مبدل سازیم. بدینسان دلواپسی اصیل، در وجود پیش پا افتاده ما، ناپدید میشود و به صورت کنجکاوی و تفحص درمیآید. در اینجا هایدگر این نظر را از سنت مسیحی اقتباس میکند، که وجود دنیوی آدمی را وجودی پراکنده قلمداد میکند ـ حالتی که در آن آدمی مدام با پراکنده کردنها و منحرف ساختنهای ذهن خود از خود و وجود خود، خویشتن را مشغول میدارد:«پریشان از پریشانی به کمک پریشانی».(بارت، ۱۳۶۲، ۵۰)
لذا دازاینِ هایدگر که به معنای بودن در هستی است، مفهوم دیگری با نام دلواپسی که آن هم حاصل حمل مسئولیت وجود انسان بر خود او در هستی میباشد را تداعی میکند.
سارتر و مسئولیت
ژان پل سارتر در سال ۱۹۰۵ در پاریس متولد شد. وی را مؤسس مکتب وجودی با نام اگزیستانسیالیسم میخوانند. و این بدان سبب است که این لفظ توسط خود وی بر این مکتب نهاده شد، و شاید به این دلیل که آخرین دفاعیهها از تفکر اگزیستانسیالیستی توسط سارتر بود که صورت گرفت.
آثار برجای مانده از سارتر به مراتب بسیار واضحتر و شفافتر از دیگر فلاسفه این مکتب به تبیین مفاهیم از منظر مکتب اصالت وجود پرداختهاند. و بازهم شاید این از آن بابت است که در بین فلاسفه اگزیستانسیالیسم، تنها اوست که به پذیرش اگزیستانسیالیست بودن تن داده است.
سارتر نیز مانند کییرکگور، هایدگر و دیگر فلاسفه اگزیستانسیال، مسئولیت وجود آدمی را بر خودش تحمیل میکند و برای درک این مفهوم از مفاهیم زیربنایی این تفکر یاری میجوید.

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره رابطه بین تصویر سازمانی با وفاداری مشتریان بانک رفاه(مطالعه ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲۸

 

ب مدرس

 

۱۸۳

 

 

 

۲۹

 

نیاوران

 

۱۱۵۵

 

 

 

۳۰

 

جهان کودک

 

۱۱۴۳

 

 

 

۳۱

 

شهدا تجریش

 

۱۱۷۳

 

 

 

۳۲

 

ظفر

 

۱۷۰

 

 

 

۳۳

 

تجریش

 

۱۱۱

 

 

 

۳-۷- روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه آماری
در اغلب پژوهش های علوم رفتاری که از طریق نمونه گیری انجام می شود معمولا یکی از این دو حالت مورد نظر است(سرمد و دیگران۱۸۶:۱۳۸۶).
الف – برآورد میانگین صفت متغیر(µ).
ب- برآوردنسبت صفت متغیر(P).
چون هدف این تحقیق ،برآوردنسبت صفت متغیر می باشد ، برای تعیین حجم نمونه از رابطه زیراستفاده شده است:
پایان نامه

P: برآورد نسبت صفت متغیر۵/۰=P
Z :متغیر نرمال واحد متناظر با سطح اطمینان؛ ۹۶/۱=Z
ε: مقدار اشتباه مجاز؛ ۰۵ ε=

هر کدام از دو طرح نمونه گیری تصادفی و غیرتصادفی دارای انواعی می باشند که محقق به صورت تصادفی طبقه ای با تخصیص برابر این نمونه گیری را انجام می دهد به این علت که تعداد مراجعه کنندگان به شعبه مشخص نبودبنابراین با توجه به ماهیت آن،این تحقیق قابلیت تعمیم به شعب منطقه شمال تهران بانک رفاه دارا می باشد.با بهره گرفتن از رابطه فوق حجم نمونه محاسبه شده تقریبا برابر با ۳۸۴ نفر می باشد با این وجود محقق جهت بدست آوردن اطلاعات بیشتر از نمونه ها و تعمیم مناسب نتایج نمونه آماری به جامعه آماری حدود ۴۴۰ پرسشنامه توزیع نموده است و در نهایت ۴۰۰ پرسشنامه جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد.
۳-۸- قلمرو تحقیق
۳-۸-۱ - قلمرو موضوعی
در این تحقیق هدف محقق بررسی این موضوع است که چه رابطه‌ی میان متغیرهای « تصویر سازمانی » و « وفاداری مشتریان » برقرار است.
۳-۸-۲ - قلمرو مکانی
قلمرو مکانی این تحقیق، شعب منطقه شمال تهران بانک رفاه می باشد.
۳-۸-۳ - قلمرو زمانی
قلمرو زمانی بین بهمن۱۳۹۲ تا شهریور ۱۳۹۳ می باشد.
۳-۹- روش های تجزیه و تحلیل داده ها
(خاکی، ۱۳۸۲، ۲۱۲) انتخاب روش انجام تحقیق بستگی به هدف ها و ماهیت موضوع پژوهش دارد. هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که مشخص نماییم چه شیوه و روشی را بکار گیریم، تا ما را هر چه دقیقتر، آسانتر و ارزانتر در دستیابی به پاسخ یا پاسخهایی برای پرسش یا پرسشهای تحقیق کمک نماید.

 

 

  • آزمون کالموگرف-اسمیرنف :

 

 

قبل از به‌کارگیری آزمون‌های همبستگی ابتدا باید از نرمال بودن توزیع متغیرهای تحقیق اطمینان حاصل کنیم. در صورتی که مؤلفه‌های ما نرمال باشند آزمون مناسب برای بررسی همبستگی پیرسون است و در صورتی که نرمال نباشد از آزمون اسپیرمن استفاده خواهد شد برای بررسی نرمال بودن مؤلفه‌های از آزمون کالموگروف-اسمیرنوف استفاده می‌شود.

 

 

  • آزمون همبستگی پیرسون:

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 57
  • 58
  • 59
  • ...
  • 60
  • ...
  • 61
  • 62
  • 63
  • ...
  • 64
  • ...
  • 65
  • 66
  • 67
  • ...
  • 298

آخرین مطالب

  • ترفندهای ضروری و طلایی درباره میکاپ
  • راهکارهای ضروری و کلیدی درباره میکاپ
  • ⭐ نکات اصلی و اساسی درباره میکاپ
  • راهکارهای مهم درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • ✔️ راهکارهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه
  • ⭐ تکنیک های اساسی آرایش دخترانه
  • راهکارهای آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • ✔️ تکنیک های کلیدی و اساسی درباره آرایش
  • ⚠️ هشدار! نکته هایی که درباره آرایش دخترانه باید به آنها دقت کرد
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۷-۳- ادراک بینایی – 7 "
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 حالات مردان پس از خیانت
 افزایش درآمد جانبی هوشمندانه
 کسب درآمد از طراحی سایت
 تغذیه سالم کاسکو
 رازهای روانشناسی عشق
 کسب درآمد از بورس
 نوشتن پیامک عاشقانه
 موفقیت در طراحی سایت
 رهایی از فشارهای اجتماعی در رابطه
 تکنیک‌های جذب جنس مخالف
 فروش ویدئوهای آموزشی محتوا
 سویا برای گربه‌ها مضر است؟
 گیمیفیکیشن فروشگاه آنلاین
 دلایل شکست سریع روابط
 بازاریابی بومی موفق
 تغییرات عشق در طول زمان
 فروش کارت ویزیت آنلاین
 تغذیه سگ باردار
 سرماخوردگی گربه‌ها
 شناسایی بیماریهای سگ
 نارضایتی در روابط عاشقانه
 توجه بیشتر به همسر
 ساخت انیمیشن با Kaiber
 جذب دل دختران
 مشکلات رابطه زودهنگام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان