۶ـ۲ـ سایر روشها
علاوه بر روش های پیش گفته، شیوه های دیگر برای جبران غیرمالی ضرر توسط دولتها وجود دارد که از آن جمله اند، اعزام هیأت فوق العاده به کشور زیان دیده، اداری توضیحات، انتشار رسمی معذرت خواهی از طریق وسایل ارتباط جمعی، تقبیح عمل خلاف حقوق و امثال اینها.[۱۷۸]
مبحث دوم: ارزیابی انواع مختلف ضرر
یکی از مهمترین و دقیق ترین مسائل در رابطه با خسارات مادی و معنوی نحوه ارزیابی و تعیین میزان خسارت و تقویم آن به امر مالی است. هنگامی که تمامی ارکان مسئولیت برای دادگاه محرز شود و دادگاه تشخیص دهد که شخص متجاوز به حریم خصوصی، باید محکوم به پرداخت مال به زیان دیده شود، دادگاه چگونه در این خصوص عمل می نماید. آیا راساً می تواند به تشخیص خود، عامل زیان را به پرداخت وجه به نفع زیان دیده محکوم نماید یا در این مقوله راهکارهایی وجود دارد که دادگاه باید از آنها استفاده نماید. البته با وجود شیوه های ارزیابی خسارت باز هم، بطور دقیق و مشخص نمی توان برای آن ضابطه و تعرفه مخصوصی تعیین نمود. گاهی ماهیت خسارات و تقویم آنها به امور مالی، بسیار مشکل می شود و بعضی زیانها هستند که سنخیتی با امور مالی ندارند. از طرف دیگر، خسارات بوجود آمده ممکن است با شخصیت زیان دیده ارتباط نزدیک داشته باشد و در اشخاص مختلف بر حسب درجه اعتبار و قابلیت های فردی، میزان خسارت متفاوت است. اما با وجود همۀ مشکلاتی که برای ارزیابی خسارت، وجود دارد، باید مناسب ترین شیوه انتخاب شود تا خسارتها و زیانهای ناشی از نقض حریم خصوصی اشخاص، بدون جبران باقی نماند.
گفتار اول ـ ارزیابی ضررهای مالی و معنوی
خسارات وارد آمده بر اشخاص حقیقی و حقوقی ناشی از نقض حریم خصوصی چه از ناحیۀ اشخاص حقیقی و یا اشخاص حقوقی مانند دولت به معنای حاکمیت و سازمانهای وابسته به آن و یا شرکتهای تجاری و مؤسسات غیرتجاری باشد، به اشکال گوناگونی چون نقض حریم خصوصی جسمانی، ارتباطات و اطلاعات و غیر و بروز می نماید و باعث صدمه بدنی یا روحی و یا لطمه بر شخصیت و اعتبار و حقوق مربوط به شخصیت اشخاص می شود. نحوه ارزیابی و تعیین میزان خسارت در انواع متعدد نقض حریم خصوصی، به یک شکل و یا به یک طریق ممکن نیست و باید بر حسب نوع و میزان خسارت، شرایط ورود آن، وضعیت روحی و روانی و اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی زیان دیده، به وسیله دادگاه و با ابزار و لوازمی که وی در اختیار دارد تعیین گردد. به همین منظور ارزیابی و تقویم میزان خسارت را به ترتیب، مورد مطالعه قرار می دهیم.
الف ـ ارزیابی خسارت در نقض حریم خصوصی جسمانی
در گفتار اول از مبحث اول از فصل دوم، بطور مبسوط به موارد نقض حریم خصوصی جسمانی پرداختیم. گاهی نقض حریم خصوصی اشخاص با صدمه بدنی که از مصادیق خسارت مادی و معنوی است، همراه است.این صدمات، خسارت مالی نیز برای مصدوم و کسیکه حریم جسمانی اش مورد تجاوز قرار گرفته، به دنبال دارد. این گونه آسیبها چه از ناحیه مأمورین دولتی و چه از ناحیه اشخاص دیگر وارد آید بر اساس مسلمات و قواعد عمومی مسئولیت مدنی که در قوانین بسیاری از کشورها پیش بینی شده، قابل جبران می باشد.
نظامهای حقوقی، با تکیه بر مطالعات علمی، کاربردی و توجه به واقعیتهای موجود، سعی در یافتن بهترین راه جبران خسارت و تعیین یک ضابطۀ معین برای نحوۀ ارزیابی و تقویم این گونه خسارات دارند. مشکلات و سختیهای موجود سبب شده تا هر کشور بر حسب شرایط فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، اخلاقی و اقتصادی خود و با بهره گرفتن از تحقیقات علمی که در این راستا انجام داده اند در ارزیابی خسارت اقدام کند. در نظام حقوقی «کامن لا» جبران تمام خسارتهای ناشی از صدمه بدنی و بازگرداندن زیان دیده به وضعیت پیش از وقوع خسارت مبتنی بر چند اصل است.
اول، اقتضای عدالت این است که زیان دیده به شرایط قبل از ورود ضرر برگردانده شود و بر این اساس باید تمام ضررهای مالی و غیرمالی جبران شود.
دوم، بیشتر خسارتهای غیرمالی قابل تقویم و تبدیل به پول هستند.
سوم، جبران تمام این خسارتها باید بصورت واحد و یکجا در رأی دادگاه لحاظ شود و در بسیاری موارد تنها راه جبران پول است.
در کشورهایی که تابع این نظام حقوقی هستند درباره معیار ارزیابی و تعیین میزان صدمات بدنی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. یکی نظریه کاهش ارزش و دوم نظریه از دست دادن عضو.
مطابق نظریه کاهش ارزش که در انگلستان و برخی کشورهای دیگر مطرح است و مورد قبول قرار گرفته است. ارزیابی میزان خسارت بر این مبنا استوار است که تمام خسارت وارده به زیان دیده باید به گونه ای جبران شود که به شرایط قبل از ورود ضرر برگردد. به موجب این نظریه، هدف از تعیین میزان خسارت و حکم به جبران آن، جبران کامل و اعاده وضع زیان دیده است. در سال ۱۹۹۲ گروه مطالعات قضایی انگلستان دستورالعملی در خصوص ارزیابی خسارات ناشی از صدمات بدنی منتشر کرد و این دستور العمل صدمه های بدنی را بر حسب نوع آن و خصوصیات مؤثر، طبقه بندی نمود و بطور مثال؛ در مواردی چون از دست دادن یک چشم یا قطع پا یک تعرفه مشخص پیشنهاد داده است و فعلاً رویه قضائی انگلستان به شدت تحت تأثیر آن قرار گرفته است.در این سیستم که به «سیستم تعرفه قضایی (قانونی)». مرسوم است، عوامل متعددی در ارزیابی و تعیین میزان خسارت مؤثرند که مهمترین آنها، شدت آسیب، طول مدت آسیب و استمرار زیان وارده، شرایط اقتصادی زیان دیده و عامل زیان، می باشد.
دیدگاه دیگر در رابطه با معیار ارزیابی و تعیین میزان صدمات بدنی، نظریه «از دست دادن عضو» است. به موجب این نظریه، ارزیابی میزان خسارت بر مبنای موضوع و از دست دادن کارآیی عضو بدن و ناتوانی آن صورت می گیرد، نه بر اساس درد و رنج و آسیبهای روحی ناشی از آن و هدف از جبران خسارت نیز اعاده وضع و جبران کامل زیان نیست بلکه فراهم ساختن وسیله تسکین خاطر و خوشنودی زیان دیده است.
این نظریه در کانادا و استرالیا پذیرفته شده است. در حقوق کشور فرانسه در این خصوص رویه ثابتی وجود ندارد و در تعیین میزان این نوع خسارتها از هر یک از این دو نظریه استفاده شده است. [۱۷۹]
در آمریکا سقف احکام خسارت بیشتر از کشورهای دیگر است و در خصوص نحوه ارزیابی و تعیین میزان خسارت رویه های مختلفی وجود دارد. یکی از روشهایی که در برخی از ایالات آمریکا مورد عمل قرار می گیرد، ارزیابی خسارت بر مبنای هر روز، می باشد. یعنی برای هر روز تحمل درد و رنج، مبلغی بعنوان خسارت تعیین و در تعداد ایامی که ادامه می یابد ضرب می کنند. در آلمان جبران خسارت در صدمه های بدنی به موجب ماده ۸۴۷ قانون مدنی تحت عنوان جبران مالی مناسب صورت می گیرد و در مواردی تا ۱۷۲۴۱۴ پوند خسارت برای درد و رنج روحی و جسمی تعیین شده است. [۱۸۰]
در حقوق کشور ایران که مبتنی بر فقه امامیه است. نهاد دیه در صدمه های جسمانی، بعنوان یک تفرقه قانونی از پیش تعیین شده ایفاء نقش می نماید و برای اکثر صدمه های جسمانی مبلغ خسارت تعرفه پیش بینی شده است و برای مواردیکه دیه معین در نظر گرفته نشده، دادگاه می بایست «ارش» آن عضو را تعیین کند و دیه و ارش توسط کارشناس تعیین می شود و به موجب ماده ۴۹۵ قانون مجازات اسلامی، ارش با در نظر گرفتن دیه کامل انسان و نوع و کیفیت جنایت توسط کارشناس تعیین می شود. [۱۸۱]
پرواضح است در قتل عمد و جرائم بدنی عمدی دیگر قانونگذار حق قصاص را برای اولیاء دم قائل شده است و در صورت محیا بودن شرایط قصاص ایشان مخیر است جانی را قصاص نماید یا دیه دریافت کند و یا وی را عفو کند.
در مذاهب دیگر اسلام، هر نوع اذیت و آزاری که شخص بر جسم مجنی علیه وارد آورد بدون آن که منجر به فوت او گردد را «جنایت بردون نفس » می دانند. و سلب حیات از دیگری را «قتل» تعریف کرده اند. انواع جنایت بر دون نفس به ۵ نوع تعبیر شده است.
۱ـ بریدن اعضاء و چیزی که در حکم آن است.
۲ـ از بین بردن منافع اعضای بدن
۳ـ شجاع یعنی جراحت وارده بر سر و صورت
۴ـ جراح، مقصود صدمات و زخمهایی است که به سایر قسمتهای بدن وارد شوند.
۵ـ جراحتی که از اقسام مذکور، خارج باشد.[۱۸۲]
مجازات اصلی ایراد ضرب و جرح عمدی قصاص است و در صورتیکه یکی از موانع قصاص و یا از اسباب سقوط آن استیفای قصاص را ممتنع سازد و چنانچه مجنی علیه و کسیکه به حریم جسمانی اش تجاوز شده از دیه، نگذشته باشد، دیه واجب می گردد.
در مذاهب مختلف اسلامی برای از بین رفتن هر عضو از اعضاء انسان مقدار دیه خاص تعیین شده است و در این خصوص تفاوتهایی در بین مذاهب مختلف به چشم می خورد ولی این تفاوتها، ماهیت و اصل پرداخت دیه توسط جانی را تغییر نمی دهد. بعضی از مذاهب بطور دقیق دیه هر یک از اعضاء بدن را مشخص کرده اند ولی بعضی دیگر به کلیات پرداخته اند و در مواردیکه دیه معینی را در نظر نگرفته اند تعلق «ارش» را پیش بینی کرده اند.
بطور کلی دین مبین اسلام برای تمامیت جسمانی انسان ارزش و اعتبار بالایی قائل شده و ورود غیر مشروع به این حریم را ممنوع اعلام کرده و در صورتیکه فرد یا افرادی با ورود غیرقانونی خود به حریم جسمانی افراد، خسارت و زیانی به آنها وارد آورند، مکلفند که از عهده خسارات وارده برآمده و ضرر و زیان وارده را جبران نمایند.
اشکال و ایرادی که بر «دیه» وارد است، اینکه در مواردی ممکن است هزینه های درمانی مجنی علیه بیشتر از دیه متعلقه به وی باشد در این صورت قانون و رویه قضائی فقط دیه را حقّ زیان دیده می داند نه بیشتر، و هزینه های معالجه و بیمارستانی را خسارات دیده نمی تواند مطالبه کند. این اشکال بسیار بزرگ وارد می باشد و با وجود اینکه چند دهه است که از تصویب قانون مجازات اسلامی می گذرد ولی متأسفانه قانون گذار به این نقیصه توجهی نکرده است و حقوق زیان دیدگان در این خصوص تضییع می شود.
در قوانین کشورهای مختلف نحوه ارزیابی اینگونه خسارات پیش بینی شده است و مرجعی را که خسارات توسط آن ارزیابی می شود مشخص شده، در ایران کارشناسی در مسائل پزشکی قانونی به عهده پزشکان قانونی است که معمولاً کارمند قوه قضائیه بوده و در مراکز پزشکی قانونی انجام وظیفه می نمایند. در مناطقی که پزشک قانونی وجود نداشته باشد. این وظیفه به عهده پزشکان دولتی دیگر محول می شود ولی اگر در محلی پزشک دولتی نیز وجود نداشته باشد. قضات دادگستری می توانند هر پزشک آزادی را به همکاری دعوت کنند، این امر حتی در نقاطی که پزشکان قانونی وجود داشته باشند نیز ممکن است پیش آید و آن هنگامی است که کارشناسی در مورد یک امر تخصصی لازم باشد. در این موقع، قاضی دادگستری می تواند از پزشک متخصص صاحب نظر دعوت به کارشناسی نماید و پزشک موصوف مثل هر کارشناس دیگر موظف به قبول آن می باشد. [۱۸۳]
پزشک قانونی با معاینه و مشاهده صدمات جسمی و روحی وارده بر مجنی علیه و تطبیق آن جراحات و صدمات با متون قانونی، دیه متعلقه و یا ارش مربوطه را تعیین می کند و به مقامات قضائی، گزارش می نماید و مقامات موصوف، بر اساس نظریه پزشک قانونی، عامل زیان را به پرداخت دیه و ارش حسب مورد محکوم می نمایند.
ب ـ ارزیابی خسارت در نقض حریم خصوصی اطلاعات و ارتباطات
در گفتار سوم و چهارم از فصل دوم این تحقیق، موارد نقض حریم خصوصی اطلاعات و ارتباطات، گفته شد. خسارتهایی که ناشی از نقض این حقوق بر اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی وارد آید، چه خسارتها بصورت مادی و مالی باشد و چه خسارات بصورت معنوی، قابل مطالبه از عامل زیان است. زیان دیده با اقامه دعوی علیه عامل یا عاملان زیان در مراجع صالحه قضائی در صدد احقاق حق خود بر می آید و مرجع رسیدگی کننده در صورت تحقق ارکان مسئولیت به موضوع رسیدگی کرده و رأی مقتضی صادر می کند.
سؤالی که در اینجا مطرح است، این است که، آیا دادگاه می تواند خود راساً خسارات وارد آمده بر زیان دیده را تعیین نماید و یا اینکه می بایست ارزیابی و تعیین میزان خسارت را به خبره واگذار کند.
در پاسخ به این سؤال باید یادآور شد، در اصل، اخذ نظر خبره وقتی است که یک امر تخصصی در میان باشد و دادگاه نتواند راساً با سایر دلایل، موضوع را تشخیص دهد. در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم صدها موضوع وجود دارد که ورود به آنها مستلزم داشتن علم و دانش راجع به آن موضوعات است. وجود تمامی علوم و فنون در یک فرد، امری محال به نظر می رسد و یک نفر نمی تواند بر تمامی تخصص ها و مهارتها، اشراف داشته باشد. در مذهب مسیح به این مسئله اشاره شده که هر کاری را باید به اهل آن ارجاع کرد و از افراد بی اطلاع نباید نظری خواست. در اسلام تأکیدی که به امتیاز فضل و دانش شده به همین موضوع پیوسته است و در فقه اسلامی در قسمتهایی چون عیوب، دیات و تسبیب و غیر و اشاره شده که برای حل اختلاف دعاوی که تماس با قسمتهای تخصصی و فنی دارد، برای تشخیص آن به اهل معرفت و خبره مراجعه شود. [۱۸۴] با این تفاسیر نمی توان از یک قاضی انتظار داشت که در تمام موضوعات تخصصی و فنی مهارت داشته باشد، صرف نظر از اینکه قاضی فردی بی طرف بین اصحاب دعوی است و باید بی طرفی خود را در تمام طول دادرسی حفظ کند واگر بنا باشد که خود قاضی میزان خسارت و زیان را تعیین کند، به نظر می رسد که از اصل بی طرفی عدول نموده و عدالت که یکی از شرایط اساسی قضاوت می باشد را مراعات نکرده است. از طرفی دیگر، تعیین خسارتهای مادی و معنوی از پیچیدگیهای خاصی برخوردار می باشد و در مورد هر شخص تفاوت می کند و میزان خسارت وارد شده بر اشخاص متفاوت بوده و بسته به عوامل بسیاری است و قاضی نمی تواند وارد این پیچیدگیهای فنی شود. بنابراین به نظر می رسد که قضات و دادگاهها در تعیین خسارات مادی و معنوی وارده بر زیان دیدگان نه از حیث قانونی و نه از حیث تخصصی نمی توانند دخالت مستقیم داشته باشند، بلکه می بایست موضوع را به متخصص امر ارجاع نمایند.
همواره در آئین دادرسی، یکی از وسایل که برای اثبات دعوی بکار گرفته می شود، استفاده از تجربیات و اطلاعات علمی و فنی متخصصان است. در آئین دادرسی، استفاده از این اطلاعات فنی و تخصصی را «کارشناسی» می نامند. کارشناس شخصی است که به مناسبت تخصص، علم، فن و اطلاعاتی که دارد می تواند به دادگاه در صدور حکم مقرون به واقع کمک و یاری نماید. کارشناس در امر قضا دخالت ندارد و لازم نیست به اصول دادرسی و علم حقوق آشنایی داشته باشد. کارشناس نظر فنی، علمی و تخصصی می دهد و قاضی از این نظر استفاده می کند. هر چه دعاوی پیچیده تر باشد، نیاز به کارشناسی بیشتر است. با گسترش علوم مختلف و طرح دعاوی پیچیده در دادگاهها، امروزه صدها رشته کارشناسی پیدا شده است. [۱۸۵]
بطور مثال؛ کسی که با انتشار و تکثیر عکسها و فیلمهای خانوادگیش حیثیت و آبرویش از دست رفته و یا کسی که اسرار تجاریش فاش گردیده و رقبایش با دسترسی به آن اطلاعات باعث ورود ضررهای مادی و معنوی بسیاری به وی شده اند و یا دختری که در اثر تجاوز دیگری بکارت و حیثیت خود را باخته است و یا کسی که اطلاعات و اسرارش بواسطه رسوخ شخص یا اشخاصی در سایت اینترنتی و یا پست الکترونیکی وی، مورد سوء استفاده قرار گرفته است. اگر این اشخاص جهت مطالبه خسارت و زیانهای وارده به خود، مبادرت به اقامه دعوی نمایند در اینصورت دادگاه مجبور است برای تعیین و ارزیابی خسارات مادی و معنوی وارده، موضوع را به کارشناس ارجاع کند. چرا که اظهار نظر در هر یک از موارد مذکور نه تنها از عهده دادگاه خارج است بلکه هر کدام از این موضوعات، کارشناس خاص خود را می طلبد و حتی یک نفر کارشناس نمی تواند در خصوص تمامی موضوعات بالا اظهار نظر نماید. هر موضوع در تخصص کارشناس خاص است.
تقاضای ارجاع به کارشناس می تواند از سوی دادگاه باشد یا به درخواست هر یک از اصحاب دعوی و در هر صورت در مواردیکه دادگاه صلاح بداند، قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر می کند. دادگاه کارشناس مورد وثوق را باید از بین کسانی که دارای صلاحیت در رشته مربوط به موضوع کارشناسی هستند، انتخاب نماید و در صورت تعدد آنها، دادگاه آنان را به قید قرعه انتخاب می کند. ماده ۱۸ قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب ۱۳۸۱ مقرر داشته در مواردی که رجوع به کارشناسی لازم باشد باید از وجود کارشناسان رسمی استفاده شود. بنابراین دادگاه ها باید کارشناس را از بین کسانیکه دارای صلاحیت در رشته موضوع کارشناسی هستند انتخاب کند و این کارشناس باید از بین کارشناسان رسمی باشد.
پس از انتخاب کارشناس واجد صلاحیت، کارشناس باید در خصوص موضوع ارجاعی اظهار نظر مستدل و صریح نماید و نکات و توضیحاتی که برای تبیین نظریه خود ضروری است را بطور کامل در نظریه خود منعکس نماید. نظریه کارشناس در صورتیکه با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناسی مطابقت نداشته باشد، دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد.
بنابر آنچه گفته شد، کسی که حریم خصوصی اطلاعات و یا ارتباطاتش توسط شخص یا اشخاصی نقض می شود این حق را دارد تا برای دریافت خسارات ناشی از عمل زیان بار متجاوز به دادگاه مراجعه کند و دادگاه با ارجاع امر به کارشناس رسمی واجد صلاحیت در موضوع کارشناسی، خواستار ارزیابی و تعیین میزان خسارات وارده بر زیان دیده را از وی می نماید و در صورتیکه نظر کارشناسی با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناس مطابقت داشت، دادگاه عامل زیان را به پرداخت خسارت محکوم می نماید.
گفتار دوم ـ اقدامات تأمینی جهت وصول خسارت
هدف از طرح و بررسی این گفتار این است که اگر حریم خصوصی شخص مورد هجمه، قرار گرفت و در اثر این تجاوز، متجاوز باعث بروز خسارات مادی و معنوی به آن شخص گردید. زیان دیده برای رفع تعدی یا جلوگیری از آن چه اقدامی می تواند انجام دهد تا مانع خسارات بعدی شود و حتی در صورت بروز خسارت، چه حربه ای بکار برد تا بتواند پس از صدور حکم دادگاه، محکومٌ به را به آسانی دریافت نماید. ممکن است عامل زیان پس از ارتکاب فعل زیانبار و نقض حریم خصوصی شخص، اموال و دارائی خود را از دسترس خارج نماید و بوسیله اختفاء و نقل و انتقال های صوری و توریه دارائی خود را از حیطه اقتدار مأمورین اجرا خارج سازد. در این گفتار راه کارهای قانونی موجود را برای جلوگیری از تضییع و تفریط حقوق زیان دیده بررسی می نماییم.
الف ـ تأمین خواسته
این تدبیر احتیاطی در تاریخ حقوق سابقه دیرین دارد. در شهرهای اروپا از زمانی که بازارهای هفتگی و سالیانه دائر شده، درباره کسانی که در آن بازارها معاملات نسیه می کردند، اخذ تأمین معمول گردید. بعدها بنابر آن پیشینه، در قوانین آئین دادرسی، مقرراتی به نام توقیفهای احتیاطی یا تأمینی برای حفظ حقوق مدعی قبل از صدور حکم پیش بینی شده است.
در ایران، سابقه تأمین خواسته به محاکم شرع بر می گردد و در مواردی که دعاوی به محاکم شرع ارجاع می شد، این محاکم در صورت برخورد با درخواست تأمین، درخواست را برای تشخیص لزوم صدور قرار تأمین به دادگاهی که امر را ارجاع به شرع نموده بود، ارسال می کرد و آن دادگاه قرار تأمین صادر می کرد. بعدها این مقررات به موجب مواد ۱۲ و ۱۳ قانون محاکم شرع ۱۳۱۰ اصلاح شد. [۱۸۶]
با تصویب قانون آئین دادرسی مدنی سال ۱۳۱۸، باب تازه ای در مسائل مربوط به «تأمین خواسته» گشاده شد و قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در اموری مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ با تأسی از قانون قبلی در این مقوله موادی به تصویب رساند.
در قوانین شکلی ایران، موضوع «تأمین خواسته» در قانون آئین دادرسی کیفری و قانون آئین دادرسی مدنی، پیش بینی شده و مراجع و محاکم قضائی اعم از جزائی و مدنی، حسب مورد حق صدور قرار تأمین خواسته را دارند.
۱ـ تأمین خواسته در امور کیفری
به منظور حفظ حقوق شاکی، قضات تحقیق و دادرسان دادگاه ها در صورتی که دلایل اتهام و نیز دلایل ایراد خسارت به شاکی را کافی تشخیص دهند، به منظور جلوگیری از ورود خسارت جبران ناپذیر به شاکی و با درخواست وی، قرار تأمین خواسته صادر می نمایند. در قانون آئین دادرسی کیفری سابق و به موجب ماده ۶۸ و ۶۸ مکرر آن، صدور قرار تأمین خواسته در صلاحیت بازپرس بود. با لازم الاجرا شدن قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده ۷۴ قانون مذکور و با توجه به اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب در سال ۱۳۸۱ و احیاء دادسرا در نظام قضائی کشور، کلیه قضات اعم از قضات ایستاده (دادستان، بازپرس و دادیار) و قضات نشسته، حق صدور قرار تأمین خواسته را دارا می باشند.
مطابق ماده ۷۴ قانون اخیرالذکر: «شاکی می تواند تأمین ضرر و زیان خود را از دادگاه تقاضا کند، در صورتیکه تقاضای شاکی مبتنی بر دلایل قابل قبول باشد، دادگاه قرار تأمین خواسته را صادر می نماید، این قرار قطعی و غیرقابل اعتراض است».
(۲-۹)
که K یک ثابت است و به ترتیب اجزا وابسته به حرارت، رطوبت و ذاتی هستند[۱۹]. بنابراین اینجا یک ارتباط ذاتی غیر خطی بین RH و وجود دارد. موقعیت Piezoresistor ها هم یک نکته طراحی مهم است. همان طور که شکل پوسته مهم است. Piezoresistor ها جایی قرار می گیرند که خمش پوسته حداکثر است و در نتیجه سیگنال بزرگتر است، یعنی در واقع نزدیک به برجستگی پوسته است. حساسیت و زمان پاسخ گویی این قطعه در حدود و ۲۵ ثانیه است. فاکتورهایی که در عملکرد سنسور تاثیر گذار هستند، دما و فشار هوای کل هستند.
۲-۱-۶- رطوبت سنج های نوری
اخیرا دستگاه های رطوبت سنج با ورودی و خروجی نوری ارائه شده است. این دستگاه از یک آینه که بین دسته ثابت مو و یک صفحه فلزی ثابت شده است، استفاده می کند.[۲۰] در شکل (۲-۵) وقتی رطوبت تغییر می کند کشش روی موها می تواند صفحه فلزی را بالا یا پایین بکشد، در نتیجه مساحت پنجره تغییر و نور منتقل شده تغییر می کند و نهایتا جریان فتو دیود عوض می شود. در مقایسه با قطعات خازنی یا مقاومتی در این ساختار پایداری در طولانی مدت و وابستگی کمتر به دما دیده می شود.
شکل(۲-۵) : اندازه گیری رطوبت به روش نوری-مکانیکی[۲۰]
۲-۱-۷- سنسورهای رطوبت وزنی :
معروف ترین سنسور رطوبت وزنی پیزو الکتریک کوارتز(QCM) [۹] ها که فرکانس رزونانس در رنج مگاهرتز دارند, هستند. وقتی QCM با یک لایه جاذب رطوبت پوشیده شده باشد، تغییرات فرکانس اندازۀ رطوبت را نشان می دهد. با بهره گرفتن از یک رزوناتور مرجع که پوشش ندارد، حساسیت ضربدری دما و فشار حداقل می شود. تغییرات فرکانس را می توان با معادله Saverbreg تقریب زد. با فرض اینکه بخار جذب شده مثل جرم سخت رفتار می کند:
(۲-۱۰)
که در آن A مساحت، f0 فرکانس نامی ، ماژول عرضی، چگالی و تغییر جرم ناشی از جذب هستند. ویژگی های (زمان پاسخ گویی ، حساسیت و هیسترزیس) QCM خیلی به لایه نازک جاذب طولانی به کار برده شده، بستگی دارد. تعداد کمی قطعه جالب اخیرا ارائه شده است. مثل لایه های Fullerene [21]با پوشش Silicon[22]و یا Polyimide [23]که از روش Sol-gel ایجاد شده است. به علاوه سرامیک های متخلخل مثل استفاده شده اند. با این تکنیک اختلاف جرم به کوچکی ۸-۱۰تا ۱۰-۱۰گرم قابل شناسایی است. به همین دلیل این دستگاه ها مناسب تراکم های خیلی کم رطوبت هستند.
نوع دیگری از سنسورهای وزنی توسط مورتن ارائه شده است.[۲۴] این قطعه با لایه ضخیم شامل یک پوسته ضخیم ۴۰۰ میکرومتری (دایره ای) که به یک حلقه آلومینیومی بسته شده، می باشد. پوسته پوشیده شده با PZT شامل ۳ الکترود می باشد. دو مد برای انتخاب مودهای لرزش و یک الکترود مرکزی برای شناسایی آن قرار گرفته شده است. کاهش فرکانس ۱۰۰ هرتز در ۶۵/۵۶ کیلو هرتز برای رنج ۱۰ تا ۹۵ % رطوبت نسبی اندازه گیری شده است. این به معنی حساسیت تا ۲/۰ % می باشد و نسبتا کم به نظر می آید، اگر چه دقت الکترونیک و خطای کم خطی سازی خروجی (۳%>) عملکرد کلی دستگاه را کاملا مناسب می کند. رزوناتورهای نوع پایه ای توسط گلاک در سال ۱۹۹۴ گزارش شد.[۲۵] شماتیکی از آن در شکل (۲-۶) آورده شده است.
شکل(۲-۶) : سنسور رطوبت رزونانسی با پیزوالکتریکPVDF[25]
استفاده دیگر اثر بارگذاری جرمی در قطعات SAW دیده می شود. در اینجا سرعت فاز امواج سطحی با حضور بخار جذب شده تغییر می کند. قطعات SAW کاربردهای خاصی در سیستم های میکرومکانیکی و همچنین در سنسورهای دما و فشار دارند. امواج صوتی سطحی می توانند روی یک سطح از طریق یک IDE نشانده شده روی یک لایه نازک پیزوالکتریک Zno ، PZT و غیره با بهره گرفتن از یک زمینه کوارتز القا شوند. قطعه می تواند شامل یک جفت شانه ای باشد، یکی فرستنده و دیگری گیرنده یا همچنین شامل دو الکترود انعکاس در اطراف شانه ها باشد تا یک رزوناتور SAW و یا فیلتر تشکیل شود.[۲۶]
تغییر سرعت فاز V نسبی می تواند به عنوان اختلاف فاز یا اختلاف فرکانس اندازه گیری شود .
جذب بخار روی یک لایه نازک جاذب رطوبت که بین شانه ها قرار گرفته است، دامنه فاز SAW را تغییر می دهد. حساسیت قطعه با حکاکی پوسته که باعث شکست بزرگ تر و تلفات کمتر صوت در بالک می شود، بهبود پیدا می کند.
۲-۲- خواص شیمیایی مواد به کار رفته در انواع مختلف سنسورهای رطوبت
۲-۲-۱- مواد حساس سرامیکی :
سنسورهای رطوبت بر پایه فاز مایع پروتونیک مواد سرامیکی به طور گسترده استفاده می شود. آب جذب شده روی سطح ماده می نشیند و پروتون ها روی لایه آبی تشکیل شده، هدایت می شوند. برای مواد حساس یونی، اگر رطوبت افزایش یابد هدایت کم می شود و ثابت دی الکتریک افزایش می یابد.[۲۷] در حجم زیاد آب، پروتون حامل اکثریت و مسئول هدایت الکتریکی است.
هدایت در اثر مکانیزم گروتوس [۱۰]است که از طریق آن پروتون ها از یک مولکول آب به دیگری از طریق باندهای هیدروژن که در تمام آب در فاز مایع وجود دارد تونل می زنند. شکل (۲-۷)
شکل(۲-۷) : نمایشی از مکانیزم گروتوس
این مکانیزم در حدود ۲۰۰ سال پیش گزارش شده است. مکانیزم هدایت پروتونیک داخل لایه آب جذب شده روی سطح مادۀ حساس با مطالعه و کشف شد.[۲۸] همانطور که در شکل (۲-۸) دیده می شود ،
شکل(۲-۸) : مراحل چهارگانه جذب
در مرحله اول جذب، یک مولکول آب به طور شیمیایی روی یک سایت فعال جذب شده است، (a) تا یک مخلوط جذب را شکل دهد (b) که در نتیجه گروه های هیدروکسیل را به سطح منتقل می کند. © سپس مولکول آب دیگری می آید تا از طریق باند هیدروژن جذب شود. روی دو گروه هیدروکسیل همسایه مثل شکل (d) مولکول آب بالایی به دلیل محدودیتی که باندهای هیدروژن ایجاد می کنند، نمی تواند به صورت آزادانه حرکت کند. (d) بنابراین این لایه یا دومین لایه فیزیکی جذب شده غیر متحرک است و باندهای هیدروژن بین مولکول های آب در این لایه وجود ندارد. بنابراین در این طبقه هیچ پروتونی نمی تواند هدایت شود.
همچنان که آب بیشتری روی سطح سرامیک جمع می شود یک لایه اضافی روی لایه اولیه فیزیکی جذب شده شکل می گیرد. مطابق با شکل (۲-۹) این لایه نسبت به لایه اولیه جذب شده فیزیکی ساختار متفاوت تری دارد. برای مثال ممکن است یک باند هیدروژن محلی وجود داشته باشد.
اگر لایه های بیشتری اضافه شود، ساختار لایه های اولیه ممکن است به آرامی ناپدید شود و پروتون ها آزادی بیشتر و بیشتری خواهند داشت تا با مکانیزم گروتوس داخل آب حرکت کنند.
شکل(۲-۹) : ساختار چند لایه ی آب جذب شده[۲۹]
به عبارت دیگر، از لایه فیزیکی دوم مولکول های آب متحرک می شوند و بیشتر شبیه به حجم زیاد آب عمل می کنند و مکانیزم گروتوس در آن مناسب است. این مکانیزم نشان می دهد که سنسورهایی که کاملا بر پایه هدایت پروتونیک فاز مایع هستند، به رطوبت کم حساس نیستند. چون در رطوبت کم بعید است که لایه پیوسته متحرک روی سطح سنسور شکل گیرد.
در لایه غیر متحرک، لایه های شیمیایی و فیزیکی اولیه که نمی تواند در فعالیت هدایت پروتون شرکت کنند، می توانند تونلینگ الکترون بین سایت های دهنده ایجاد کنند.[۳۰] اثر تونل زنی، که در اثر آن انرژی به سطح آنیون ها القا می شود، به الکترون ها کمک می کند تا در طول سطح که با لایه های غیر متحرک پوشش داده شده است، از جای خود بالا بجهند و بنابراین به هدایت کمک می کند. این مکانیزم خیلی به شناسایی رطوبت در سطح پایین کمک می کند. که در آن هدایت پروتونیک موثر وجود ندارد.
در زیر بخش های بعدی ۴ نوع از مواد حساس بر پایه اکسید معرفی شده است. که شامل و ترکیبات اسپینال می باشد.
۲-۲-۱-۱- اکسید آلومینیوم
به دلیل غیر وابسته بودن به دما تقریبا در تمام رنج رطوبت نسبی از ۲۵ تا ۸۰ درجه سانتیگراد یکی از مواد مورد علاقه برای استفاده در سنسورها است. تخلخل با قطر کم ، را به فشار بخار آب خیلی کم حساس می کند. در اثر تونلینگ الکترون داخل لایه های غیر متحرک آب، متخلخل یک کاندید خوب برای شناسایی رطوبت در سطح پایین است. علاوه بر سنسورهای خازنی و مقاومتی سنسورهای پیچیده تر بر اساس برا ی مثال MISFET ساخته شده و بعضی از آنها پاسخ خطی خیلی خوبی دارند.
فازهای متعددی برای وجود دارد که فقط دو نمونه از آنها معمول هستند و در شناسایی رطوبت استفاده می شوند : (آمورف) و (Corundum). که اولی به خاطر تخلخل بالا حساس تر از دومی است. در حالی که دومی از لحاظ ترمودینامیکی متعادل تر است. اگر چه خیلی از کاربردهای شناسایی رطوبت بر پایه از فاز یا آمورف هستند، لایه های نازک مستعد هستند که به . (Boehmite) تبدیل شوند. که نتیجه آن کاهش تدریجی مساحت سطح و تخلخل است. به همین دلیل رشد یا رو نشانی حساس به رطوبت برای کاربردهای طولانی مدت دارای اهمیت می شود.
چون همیشه با مقدار زیادی آمورف همراه است. محتویات کریستالی آن خیلی کم است و آمورف که با رونشانی خلا تشکیل می شود حاوی مقداری فاز است.[۳۱]
۲-۲-۱-۲- اکسید تیتانیوم
سه فاز دارد : Anatase ، Rutile و Brookite . سومی خیلی کم در شناسایی رطوبت استفاده می شود. anatase وقتی خیلی گرم می شود به طور اتوماتیک به ساختار Rutile تبدیل می شود. Rutile معمول ترین فاز است در حالی که Anatase خیلی کم در طبیعت موجود است. در دماهای بالا Anatase یک نیمه هادی نوع n است ولی Rutile نوع P است. پاسخ حساسیت آنها به گازهای کاهنده مثل معمولا در جهت معکوس رفتار می کند. گر چه شناسایی رطوبت معمولا با هدایت پروتونی لایه های آب جذب شده شناخته شده است. بر روی ساختار متخلخل در دمای اتاق هر دو فاز باید تقریبا در تغییرات مقاومتی و خازنی شبیه به هم رفتار کنند. در این قسمت را در یک سطح با مادۀ هدایت پروتونیک / یونیک حساب می کنیم. در یک ماده نیمه هادی برای کاربردهای شناسایی رطوبت معمولا با روش Sol – Gel ساخته می شود. Sintering باید در دمای پایین برای مدت زمان کوتاه باشد. در غیر این صورت ممکن است به Rutile تبدیل شود. به خاطر ظرفیت بیشتر جذب آب، Anatasu مادۀ مطلوب تری برای شناسایی رطوبت است. اغلب پودرهای تجاری فاز Rutile هستند که می توان با اسپاترینگ, رونشانی مولکولی با لیزر, لایه نشانی پالس لیزری ویا تبخیر حرارتی آن را ساخت.[۳۲]
. علاوه بر سنسورهای مقاومتی / خازنی، سنسورهایی بر اساس روش Magneto – Elastic پیدا شده که حساس به رطوبت در سطح ۲% رطوبت نسبی است که در آن تغییر تودۀ (سایز تخلخل در حدود ۸۰ نانومتر) در اثر جذب آب اندازه گیری شده است.[۳۳]
باعث افزایش تغییرات کروموزومی و تجمع این تغییرات در سلول نشده است .(Ashwood et al., 1979)
فرایند سرد کردن آهسته با بهره گرفتن از مواد محافظ انجمادی با غلظت کمی در حدودmol/l 2-1 و سرعت سرمای پایین(۰/۱-۱°c/min) انجام می گیرد. در طی این فرایند سلول در طی چند مرحله آبگیری[۴۸] شده و سپس نمونه با کمک دستگاه فریزر[۴۹]
در-۷°c با سرعت ۱-۲°c/min به آرامی به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه سرد می شود. در مرحله بعد نمونه با سرعت ۰/۳°c/min در دمای -۳۰°c سرد شده و سپس در نیتروژن مایع ذخیره می شود. لازم به ذکر است که میزان سرد کردن سلول با توجه به اندازه و نفوذ پذیری سلول تعیین می شود که با کمک دستگاه فریزر برنامه ریزی و تنظیم می شود(Shaw et al., 2003; Jain et al., 2006). میزان سرمایی که به منظور سرد کردن آهسته تخمک ها و جنین ها استفاده می شود ۰/۳°c/min تا ۱ می باشد که بر اساس اندازه و میزان نفوذ پذیری آنها به مواد محافظ انجمادی، پایین تر از سلولهای سوماتیک[۵۰]،اسپرم یا اریترو سیت[۵۱] ها می باشد (<100°c/minتا(۱ (Shaw et al., 2003).
موفقیت در انجماد آهسته بستگی به دستیابی به بهترین تعادل بین میزان خروج آب از سلول و تبدیل آن به یخ در خارج از سلول دارد. تعادل توسط غلظت پایین مواد محافظ انجمادی و میزان سرمای آهسته قابل دستیابی است و اجازه می دهد که آبگیری در طول سرد شدن اتفاق بیافتد (Shaw et al., 2003; Orief et al., 2005).
علیرغم استفاده از فرایندهای انجماد آهسته به منظور حفاظت انجمادی جنین ها و تخمک های انسانی، تخمک ها و جنین های گونه های اهلی مانند خوک و گاو حساسیت سرمایی بسیار بیشتر و بازدهی کمتری نسبت به تخمک ها و جنین های انسانی دارا می باشند (Shaw et al., 2003). از طرف دیگر نگهداری تخمک ها و جنین های انسانی تحت سرما از ۹۰ دقیقه تا ۵ ساعت طول می کشد که این میزان سرمای آهسته باعث ایجاد تعادل بین فاکتورها می شود ولی باعث تشکیل کریستالهای یخ، شوک اسمزی[۵۲]، آسیب های سرمایی مانند شکسته شدن غشای شفاف[۵۳]، بلاستومر[۵۴]هاو تغییرات اسکلت سلولی نیز می شود (Orief et al., 2005). به علت معایب و آسیب های ناشی از انجماد آهسته، راهکاری در جهت کاهش زمان فرایند حفاظت انجمادی، حذف تجهیزات گران قیمت و کاهش تشکیل کریستالهای یخ به منظور حفظ و ذخیره تخمک و جنین گونه های مختلف اتخاذ شده است که این فرایند انجماد شیشه ای نامیده می شود (Shaw et al., 2003; Orief et al., 2005).
۱-۸- انجماد شیشه ای
انجماد شیشه ای یک روش جدیدی است که در آن از تشکیل یخ خارج سلولی و داخل سلولی جلوگیری می شود و یک وضعیت شبیه به شیشه ایجاد می شود. انجماد شیشه ای تکنولوژی ساده، سریع و ارزانتر از روش انجماد آهسته می باشد (Varghese et al., 2009) که از سال ۱۹۷۰ تا کنون در جهت حفاظت انجمادی مواد بیولوژیک به کار گرفته شده است (Shaw et al., 2003). در دماهای پایین محلولها بسیار غلیظ می شوند و یک حالت جامد بدون اینکه بلور یخ تشکیل شود ایجاد می شود این حالت در اثر دهیدراسیون و افزایش بسیار زیاد در غلظت رخ می دهد که سرعت های بسیار زیاد انجماد از ºC/min 30000-15000 عامل آن است (Liebermann et al., 2003).
وضعیت انتقال شیشه ای (Glass transition) در دمای حدود ۱۳۰- درجه سانتی گراد رخ می دهد.(Kasai & Mukaida, 2004) ولی می تواند این دما با توجه به اجزای محلول انجماد شیشه ای متغییر باشد.
انجماد شیشه ای محلولها از زمان ۱۹۴۸ انجام شده است (Kauzmann, 1948) ولی اولین بار نگهداری رویان موش در ۱۹۸۵ میلادی انجام گرفت (Rall & Fahy, 1985). یک سال بعد اولین رویان گاو که بطور موفق بطور شیشه ای منجمد شد گزارش شد (Massip et al., 1986). پیشرفتهایی در زمینه انجماد شیشه ای از تاریخ استفاده از مواد شیمیایی با سمیت پایین و قابلیت نفوذ بیشتر و نیز استفاده از ترکیب ضد یخ ها برای کاهش سمیت و استفاده از روش مرحله ای[۵۵] برای تعادل و نیز افزایش سرعت انجماد و ذوب صورت گرفته است (Vajta & Kuwayama, 2006).
Fahy در سال ۱۹۸۴ در مقاله ای با توصیف انجماد شیشه ای و عوامل موثر در آن پیشنهاد کرد که این روش بتواند برای نگهداری سلولها و اعضاء بکار گرفته شود. وی می گوید، به کمک انجماد شیشه ای در جریان انجماد جنبش ملکولها متوقف شده و ساعت بیولوژیک از کار می افتد در حالی که آندسته از تغییراتی که در جریان انجماد کند در سلولها رخ می دهد پیش نمی آید. Rall و Fahy برای انجماد جنین ۸ سلولی موش از روش انجماد شیشه ای استفاده کردند. آزمایشات Rall نشان داد در صورتی که مقدار مواد ضد یخ در محیط افزایش یابد(<40% حجم محلول) آب داخل و خارج سلول در جریان انجماد به بلورهای یخ تبدیل نمی شوند بلکه در عوض بدون افزایش حجم به مادهای غلیظ و سرد تبدیل می شوند و در نتیجه به سلول آسیب نمی رسانند. همین محقق با همکارانش در سال ۱۹۸۷ در مقاله ای اصول حاکم بر انجماد شیشه ای را بررسی کرد و با مرور مطالعات گذشته اظهار کرد که از این روش می توان در انجماد سلولها و برخی از بافتها استفاده کرد. در حقیقت در این روش با جلوگیری از تشکیل بلورهای یخ متعاقب افزایش غلظت مواد موجود در جنین و محلولی که جنین در آن قرار گرفته از بروز صدمات وارده به دنبال تشکیل بلورهای یخ جلوگیری می شود.
بدین منظور راههایی برای نیل به این هدف اندیشیده شده است:
افزایش سرعت انجماد، بطوری که محلول حاوی جنین فرصت کافی برای تشکیل و بزرگ شدن بلورهای یخ نداشته باشد. محاسبات نشان داده که حتی آب خالص در صورتی که در سرعت ۱۰ میلیون درجه در دقیقه سرد شود بجای تشکیل بلور به مواد شبه شیشه تبدیل خواهد شد.
افزودن مقدار کافی ماده ضد یخ ابزار مفیدی است که به کمک آن می توان تشکیل بلورهای یخ را تحت کنترل در آورد. افزودن ضد یخ باعث کاهش نقطه انجماد، افزایش غلظت در دماهای زیر صفر و کاهش نسبی فشار اسمزی محلول می شود. بالا بردن فشار هیدراستاتیک در جریان انجماد نیز باعث کاهش نقطه انجماد شده و مشابه ضد یخ عمل می کند.
تقسیم محلول حاوی جنین به ذرات و قطرات کوچکتر بطوری که به مایع موجود اجازه تشکیل بلور یخ داده نشود.
مقدار محلول، ظرفیت لوله یا نی انجماد و نوع ضد یخ از عواملی هستند که در تعیین میزان ضد یخ و سرعت انجماد نقش دارند. اگر نمونه کوچک باشد و ضخامت نی کم باشد می توان آن را با سرعت زیاد سرد کرد و داخل نیتروژن مایع قرار داد لیکن اگر نمونه بزرگ باشد (مانند بافتهای جانوری) بایستی محلول را با سرعت کم سرد کرد و از غلظتهای مناسب ضد یخ برای انجماد استفاده کرد.
در آن زمان تصور می شد که برای یک انجماد شیشه ای موفق حتما بایستی عوامل زیر استفاده شوند:
یک ماده ضد یخ با وزن ملکولی پایین که براحتی و به سرعت بتواند وارد جنین شود مانند DMSO غلظت چنین ضد یخی نیز باید بالا باشد
استفاده از مادهای مانند استامید که با تکیه بر قابلیت برخی از آمیدها در کاهش سمیت موادی مانند DMSO برای کم کردن سمیت ضد یخ بکار می رفت.
استفاده از ترکیب یونی به منظور بر قرار کردن خاصیت ایزوتونیک محلول و متناسب کردن فشارهای اسمزی درون و بیرون سلولی
استفاده از موادی مانند پلی اتیلن گلیکول یا پلی ونیل پیرولیدون (PVP) که به علت وزن ملکولی بالا نمی توانند به داخل سلول نفوذ کنند و دارای خواص ضد انجمادی بوده و با پایین آوردن نقطه انجماد به عنوان یک ضد یخ نفوذ ناپذیر بکار گرفته می شود. ولی تحقیقات بعدی توسط Massip و همکارانش ضمن معرفی محلول جدیدی برای روش انجماد شیشه ای نشان داد که حضور تمام مواد پیشنهاد شده توسط Rall برای انجماد شیشه ای ضرورت ندارد، محلول ضد یخی که Massip و همکارانش استفاده کردند مخلوطی از ۴/۳ مول گلیسرول، ۴/۳ مول پروپیلن گلیکول بود به علاوه از ماده ای مانند استامید استفاده نشده بود و غلظت ضد یخ نفوذ ناپذیر (ماکروملکول) نیز در آن بشدت کاهش یافته بود (حدود ۳/۰ درصد) وی گزارش کرد که این محلول برای حفاظت جنین گاو و موش در مرحله مورولا و بلاستوسیست قابلیت خوبی داشته است. هر چند که این محلول برای نگهداری بلاستوسیست ها به خوبی مورولا نبوده است (Massip et al., 1986).
Valdez با بکار گیری همان ضد یخ هایی که Massip استفاده کرده بود تاثیر زمان تعادل، درجه حرارت محیط قبل از انجماد و مرحله رشد[۵۶] را در موفقیت روش انجماد شیشه ای بررسی کرد. وی جنین های مرحله ۸ سلولی، مورولا و بلاستوسیست را به مدت ۵، ۱۰، ۱۵ و ۲۰ دقیقه در دو محلول ضد یخ قرار داد. یکی از محلولها قبلا تا دمای ۴ درجه سانتی گراد سرد شده بود و دیگری در حرارت آزمایشگاه قرار داشت پس از آن جنین ها را با نی های مخصوص انجماد منتقل و وارد نیتروژن مایع کرد جنین های منجمد پس از ۱ تا ۶۴ روز از نیتروژن خارج و با سرعت زیاد ذوب شدند. جنین های زنده پس از شستشو در محلول فسفات بافر به قطرات محیط کشت منتقل شدند.
نتایج از مطالعات وی نشان داد که:
مناسب ترین زمان تعادل بسته به مرحله جنین فرق می کند بطوری که برای جنین های ۸ سلولی و بلاستوسیست ۱۰ دقیقه و برای مورولا ۵ الی ۲۰ دقیقه بود.
دمای ضد یخ در مرحله تعادل بر درصد زنده ماندن و رشد جنین ها تاثیر دارد. جنین هایی که در محلول ضد یخ ۴ درجه سانتی گراد قرار گرفته بودند رشد بهتری نسبت به آنهایی که در دمای ۲۰ درجه سانتی گراد قرار داشتند نشان می دادند.
مرحله رشد جنین در موفقیت انجماد شیشه ای تاثیر دارد بطوریکه جنین های مرحله مورولا، ۸ سلولی و بلاستوسیست به ترتیب بیشترین مقدار رشد را نشان می دادند.
در یک جمع بندی از نظریات مختلف محققین که روش انجماد شیشه ای را برای منجمد کردن جنین بکار بردهاند می توان گفت:
انجماد شیشه ای بدلیل جلوگیری از تشکیل بلورهای یخ در زمان انجماد و ذوب مانع از آسیب رسانیدن بلورهای یخ به جنین می شود و با پیشرفت تحقیقات کاربردهای زیادی پیدا می کند. فرایند انجماد شیشه ای با بهره گرفتن از غلظت های بالای مواد محافظ انجمادی (۵-۷ M) و سرعت سرمای بسیار بالا (۲۰۰۰۰-۲۰۰۰۰۰°c/min) باعث جامد شدن محلولها به شکلی شبیه شیشه (فاقد ساختار کریستالی) می شود (Shaw et al., 2003; Varghese et al., 2009). تا کنون این روش در بسیاری از حیوانات آزمایشگاهی و اهلی بکار گرفته شده و نتایج قابل قبولی بدست آمده است.
زمان تعادل محیط ضد یخ و جنین اهمیت فراوانی دارد و کنترل آن برای یک انجماد موفق لازم است. افزایش زمان تعادل باعث بروز مسمومیت در جنین می شود. وزن ملکولی ضد یخ و سرعت ورود آن به جنین نیز در انتخاب زمان تعادل مناسب تاثیر می گذارد. هر چند که بنظر می رسد هر چه میزان ضد یخ در جنین بالاتر رود امکان یخ زدن داخل جنین کاهش می یابد اما باید در نظر داشت که به علت سمیت ضد یخ ها افزایش غلظت ضد یخ درون سلول به آن آسیب می رساند. برای مقابله با این مشکل برخی از محققین پیشنهاد کرده اند که ضد یخ را در چند مرحله وارد محیط کنند و بتدریج غلظت را افزایش دهند. بدین ترتیب ضمن افزایش غلظت ضد یخ در جنین از اثرات ناشی از افزایش فشار اسمزی جلوگیری می شود. به هر حال تحقیقات نشان داده که در اکثر گونه های حیوانات زمان تعادل مناسب بین ۵/۰ تا ۲ دقیقه است.
حرارت محیط تعادل نیز در موفقیت انجماد شیشه ای اهمیت دارد. با توجه به اینکه هر چه حرارت محیط بیشتر باشد نفوذ ضد یخ به داخل سلول سرعت بیشتری می گیرد و از طرفی به علت افزایش متابولیسم سلول احتمال تخریب سلولی متعاقب ورود مقادیر زیاد ضد یخ نیز افزایش می یابد، عده ای از محققین به این نتیجه رسیده اند که بهتر است ضد یخ را در دمای ۴ درجه سانتی گراد وارد سلول کنند و یا در صورتی که ضد یخ را در چند مرحله وارد سلول می کنند مراحل نهایی را در دمای ۴ درجه سانتی گراد انجام می دهند. هر چند که عده ای از محققین توانسته اند در دمای ۲۰ درجه سانتی گراد نیز نتایج بسیار خوبی بدست آورند. به هر حال باید در نظر داشت که نوع و غلظت ماده ضد یخ در انتخاب دمای تعادل اهمیت ویژه ای دارد.
بر خلاف آنکه ابتدا تصور می شد برای انجماد شیشه ای بایستی از مواد ضد یخی استفاده کرد تحقیقات بعدی نشان داد که استفاده از دو ضد یخ به طور همزمان و حتی یک نوع ضد یخ می تواند کاربرد داشته باشد. نکته ای که حائز اهمیت است استفاده از ضد یخ در غلظت بالا است بطوری که مقدار ضد یخ در محلول بایستی بیش از ۴۰ درصد باشد. با توجه به خواص مختلف و سمیت متفاوت ضد یخ ها به هر حال بایستی غلظت ضد یخ را طوری انتخاب کرد که در عین بالا بودن غلظت که احتمال تشکیل بلور یخ را کاهش می دهد سمیت آن به جنین لطمه نزند. مطالعات نشان داده که در بسیاری از موارد مخلوطی از DMSO و اتیلن گلایکول می تواند به عنوان ضد یخ مناسب استفاده شود لیکن گونه حیوان و مرحله رشد جنین نیز در استفاده از ضد یخ در نظر گرفته می شود. استفاده از موادی مانند گلیسرول و پروپاندیول که از سمیت کمتری برخوردار هستند نیز اجازه می دهد تا غلظت بیشتری از ضد یخ را برای انجماد استفاده کنیم هر چند که اثرات غیر مستقیم چنین موادی ممکن است به سلول لطمه بزند.
سرعت انجماد نیز در انجماد شیشه ای عامل مهمی است. هر چند که غلظت بالای ضد یخ در فرایند شیشه ای از یخ زدن آب موجود جلوگیری می کند ولی در صورتی که سرعت انجماد خیلی پایین باشد به آب درون سلولی اجازه یخ زدن و گسترش بلورهای یخ را می دهد که می تواند به سلول صدمه بزد. سرد کردن معمولا در یک مرحله و بطور مستقیم از دمای ۰°C < به دمای زیر صفر-۱۳۰°C ≤ در نیتروژن مایع صورت می گیرد(Shaw et al., 2003; Orief et al., 2005; Varghese et al., 2009). بنابراین در این روش باید برخلاف انجماد آهسته از سرعتهای انجماد بالاتر استفاده کرد. به نظر می رسد برای انجماد شیشه ای از سرعتهای حدود ۱۵ تا ۲۵۰۰ درجه در دقیقه می توان بهره جست. هر چند که در تحقیقات اخیر عمدتا نی های حاوی جنین از دمای ۴ یا ۲۰ درجه سانتی گراد مستقیما به تانک نیتروژن مایع منتقل شده اند (۲۵۰۰ ~ درجه سانتی گراد). با توجه به سرعت زیاد سرد شدن محلول حتی در صورتی که ذرات آب درون سلول یخ بزند اندازه آنها آنقدر کوچک خواهد بود که به سلول لطمه نمی زند. این نکته را نیز باید در نظر گرفت که جنس نی یا لوله ای که برای انجماد جنین استفاده می شود نیز اهمیت دارد. لوله های شیشه ای بدلیل عدم قابلیت انقباض و انبساط در جریان یخ زدن و ذوب شدن می توانند باعث افزایش فشار درون لوله شده و بدنبال آن ترکهایی در محتویات لوله ایجاد شود. به علاوه لوله های شیشه ای و برخی لوله های پلاستیکی در حین ذوب شدن ممکن است بترکند و محتویات لوله بیرون بریزد و در حال حاضر لوله هایی از جنس پلی پروپیلن ساخته شده که تا حد زیادی این مشکلات را مرتفع می سازد. با توجه به اینکه در جریان انجماد شیشه ای بلورهای یخ تشکیل نمی شوند در نتیجه اگر لوله حاوی ضد یخ و جنین در حین انجماد و یا ذوب کدر شود (بدلیل تشکیل بلور یخ) علامت خوبی است که محتویات آن لوله به احتمال قوی یخ زده و جنین ها صدمه دیده اند. البته باید در نظر داشت که مشاهده چنین وضعیتی بطور قطعی دلیل بر مرگ جنین ها نیست و مشاهده مستقیم زیر میکروسکوپ باید آنرا تایید کند(Rall et al., 1987).
سرعت ذوب تاثیر عمیقی بر زنده ماندن و رشد جنین دارد. در جریان انجماد شیشه ای به هر حال ذرات بسیار کوچک یخ درون سلول تشکیل می شود(Macfarlane, 1986). بطور معمول قطر ذرات یخی که در جریان انجماد شیشه ای درون سلول ایجاد می شود آنقدر کوچک است که حتی با روش تفرق اشعه X قابل تشخیص نیستند.(Dupuy et al., 1982) اما همین ذرات ریز یخ در جریان ذوب می توانند در صورتی که فرصت کافی داشته باشند به یکدیگر بپیوندند و بلورهای یخ درشت تری تشکیل دهند و به سلول صدمه برسانند. مقدار یخی که در جریان ذوب ممکن است تشکیل شود به مقدار و نوع ضد یخ و سرعت ذوب بستگی دارد. افزایش سرعت ذوب به این ترتیب به ذرات ریز یخ اجازه رشد نمی دهد و قبل از اینکه ذرات یخ رشد کنند مولکولهای شیشه ای شده به مایع تبدیل می شوند. تحقیقات نشان داده در مواردی که جنین به روش انجماد شیشه ای منجمد شده باشد اگر سرعت ذوب بالاتر از ۲۰۰ درجه سانتی گراد در دقیقه باشد از تشکیل مجدد بلورهای یخ جلوگیری می شود. البته گزارشات اندکی در دست است که نشان می دهد در مواردی تعدادی از جنین هایی که با سرعت ۱۰ درجه سانتی گراد در دقیقه ذوب شده بودند نیز زنده ماندند. در حال حاضر روش رایج برای ذوب جنین های منجمد شده به روش انجماد شیشه ای قرار دادن نی های حاوی جنین بلافاصله پس از خروج از نیتروژن مایع در بن ماری ۲۰ و یا ۳۷ درجه سانتی گراد است (Luyet et al., 1968).
خارج کردن ضد یخ پس از ذوب از محیط معمولا در یک و یا دو مرحله صورت می گیرد و معمولا از یک ماده نفوذناپذیر مانند سوکروز که فشار اسمزی بالایی نیز ایجاد می کند استفاده می کنند. غلظت سوکروز M 3/0 تا M 1 است. هر چند که استفاده و یا عدم استفاده از سوکروز تاثیر چندانی بر زنده ماندن و رشد جنین های منجمد شده نداشته است، اما به هر حال بدلیل نفوذ مقداری ضد یخ غلیظ بداخل سلول در جریان تعادل و انجماد، منطقی بنظر می رسد که در زمان ذوب این ماده که معمولا سمی نیز هست از جنین خارج شود که این کار با اعمال فشارهای اسمزی توسط سوکروز انجام می پذیرد(Shaw et al., 1995).
۱-۸-۱- ضد یخها ( مواد محافظ در سرما)[۵۷]
ضد یخها در انجماد سلولها نقش اساسی دارند و بدون استفاده از آنها میزان موفقیت در انجماد کم و یا در حد صفر خواهد بود. ضد یخها از طرفی باعث تغییر در فشارهای اسمزی می شوند(Mazur, 1963) و در حقیقت در جریان انجماد از افزایش بی رویه فشار اسمزی خارج سلول جلوگیری می کنند و از سویی جایگزین آب درون سلولی شده و با پیوند با ملکولهای آب از یخ زدن آن جلوگیری می کنند. ضد یخها اصولا به دو دسته تقسیم می شوند:
۱- ضد یخهایی که وزن ملکولی آنها بیش از صد دالتون است و قادر نیستند از غشاء سلولی عبور کنند مانند ساکارز ، رافینوز، پلی وینیل پیرولیدون، PVP و غیره.
۲- ضد یخهایی که وزن ملکولی کمتری دارند و بسته به وزن و شکل فضایی ملکولی با سرعت های متفاوتی از غشاء سلولی عبور می کنند مانند انواع گلیکولها ، DMSO، گلیسرول، برخی از قندها و غیره .
دسته اول را ضد یخ های نفوذ ناپذیر و دسته دوم را ضد یخ های نفوذ پذیر می نامند. ضد یخهای نفوذناپذیر تنها با افزایش غلظت و فشار اسمزی خارج سلولی باعث خروج آب داخل سلولی می شوند. در حالی که دسته دوم علاوه بر خاصیت گفته شده وارد سلول شده و با ملکولهای آب پیوند شده و یا جایگزین آن می شوند(Mazur, 1963) .
۱-۸-۱-۱- ضد یخ های نفوذ ناپذیر
این ضد یخ ها شامل موادی از این قبیل هستند: قندهایی با وزن ملکولی بالا مانند ساکارز، رافینوز، ترهالوز[۵۸]، انواع پروتئین ها که به دلیل وزن ملکولی بالا قادر به عبور از غشاء سلول نیستند مانند پروتئینهای سرم خون از قبیل آلبومین ها، گاما گلبولینها، پروتئینهای موجود در شیر مانند کازئین، پروتئین های زرده تخم مرغ که بیشتر در انجماد اسپرم بکار می روند و مواد مصنوعی مانند PVP، فایکول و PVA. معمولا این مواد در غلظت های پایین و همراه با سایر ضد یخها بکار می روند و باعث افزایش فشار اسمزی محیط خارج سلول می شوند و این ضد یخها به منظور دهیدراتاسیون آب داخل سلولی ضروری می باشند علاوه بر این آنها نقطه انجماد را پایین می آورند. بنابراین فرصت زیادتری برای دهیدراتاسیون ایجاد می کنند. دقت کافی در انتخاب ضد یخها ضروری می باشد علت این امر میزان سمیت و قابلیت نفوذ ضد یخها می باشد. ضد یخها در غلظتهای بالا سمی می باشند ولی سمیت آنها در دماهای پایین به حداقل می رسد و نیز در صورتی که رویان به مدت کوتاهی در معرض ضد یخ قرار گیرد سمیت آن به حداقل می رسد (Agca et al., 1998). علاوه بر این استفاده از مواد محافظ انجمادی نفوذ ناپذیر[۵۹] همراه با مواد محافظ انجمادی نفوذ پذیر[۶۰] باعث افزایش ویسکوزیته محیط و کاهش غلظت الکترولیت ها می شود و از این طریق از استرسهای ناشی از شوک اسمزی جلوگیری می کند (Liebermann et al., 2002; Shaw et al., 2003; Orief et al., 2005).
۱-۸-۱-۲- ضد یخ های نفوذ پذیر
این ضد یخها مولکول های کوچکی هستند که به آسانی به غشاء سلول نفوذ می کنند، آنها با مولکول های آب باندهای هیدروژنی تشکیل می دهند و از تشکیل کریستال های یخ جلوگیری می کنند، در غلظتهای پائین دمای انجماد محلول را کاهش می دهند و در غلظت های بالا از تشکیل کریستال های یخ جلوگیری می کنند و منجر به تشکیل یک حالت شبیه به شیشه می شوند که حالت شیشه ای نامیده می شود که در آن آب منجمد شده ولی منبسط نشده است. به این طریق مواد محافظ سرمای نفوذ پذیر اولین هدف انجماد موفق را که جلوگیری از تشکیل کریستال یخ می باشد را برآورده می سازند. مواد محافظ سرما نقش ثانویه مهمی را در موفقیت انجماد دارند و آن حفاظت سلول از اثرات مواد محلول می باشد و این هدف به وسیله باقی ماندن در محلول حاصل می شود. بنابراین به طور موثری الکترولیت های باقی مانده را رقیق می کند. اگرچه غلظت بالای مواد محافظ انجمادی باعث کاهش تشکیل کریستالهای یخ می شود ولی این غلظت ها باعث ایجاد اثرات سمی و حتی شوک اسمزی می شود. بنابراین برای کاهش اثرات فوق سه راهکار وجود دارد:
۱-اضافه کردن پلیمرهای نفوذ ناپذیر همراه با مواد محافظ انجمادی نفوذ پذیر
۲-افزایش میزان سرما (Orief et al., 2005)
۳-استفاده از حجم کمی از مواد محافظ انجمادی در هنگام انتقال ماده بیولوژیک به نیتروژن مایع (Fujiwara et al ., 2010).
۱-۸-۲- قندها
ساکاریدهای بکار رفته در انجماد رویان به سه دسته تقسیم می شوند: مونوساکاریدها، دی ساکاریدها و پلی ساکاریدها.
مونوساکاریدها شامل: گلوکز، فروکتوز، سوربیتول و مانیتول می باشند. و دی ساکاریدها شامل ساکارز و ترهالوز می باشند و از جمله پلی ساکاریدها می توان به رافینوز اشاره کرد(Kuleshova et al.,2001;Fair et al., 2001;Dattena et al., 2004;Mavrides 7& Morroll,2005; Campos- Chillon et al., 2006). ساکاریدها در دماهای خنک و سردتر غیر سمی هستند ولی می توانند در دماهای بالا مضر باشند(Kasai & Mukaida, 2004). ترهالوز بعنوان یک دی ساکارید، یک ضد یخ طبیعی بوده که در اسپورهای قارچ، خمیر ترش، کیستهای میگوهای دریایی و بعضی از نماتودها یافت می شود. به نظر می رسد که این ماده از تغییر غشاء سلولی در طی کاهش آب جلوگیری کند البته مکانیسم این عمل تا کنون بخوبی شناخته نشده است. به اختصار قندها دارای چندین اثر سودمند در طی فرایند حفاظت انجمادی می باشند:
۱-باعث ایجاد شیب اسمزی در طول غشای سلولی می شوند
۲-باعث حفاظت غشا از نظر ساختاری و عملکردی در برابر کاهش مقدار کم آب می شوند
شکل۳-۲۳ طرح نگارۀ پله ای(آب روان)
شکل۳-۲۴ طرح نگارۀ گل لاله
شکل۳-۲۵ طرح نگارۀ گل گرد
شکل۳-۲۶ طرح نگارۀ گل گلدان
شکل۳-۲۷ طرح نگارۀ گل شاه عباسی
شکل۳-۲۸ طرح نگارۀ ول زلفک
شکل۳-۲۹ طرح نگارۀ درب دیگ
شکل۳-۳۰ طرح نگارۀ حلواقجل
شکل۳-۳۱ طرح نگارۀ لمپا
شکل۳-۳۲ طرح نگارۀ شانه میک
شکل۳-۳۳ طرح نگارۀ کریش
شکل۳-۳۴ طرح نگارۀ ترازو
شکل۳-۳۵ طرح نگارۀ لانه زنبور
شکل۳-۳۶ طرح نگارۀ قیچی
شکل۳-۳۷ طرح نگارۀ صندوقی
شکل۳-۳۸ طرح نگارۀ گل چارواز
شکل۳-۳۹ طرح نگارۀ حلواقجل
شکل۳-۴۰ طرح نگارۀ مجمه
شکل۳-۴۱ طرح نگارۀ پنجه گرگ
شکل۳-۴۲ طرح نگارۀ کلاه خان
شکل۴-۱ طرح سردوک گلی و سفالی
شکل۴-۲ طرح سفال تپه کلار و خطوط مواج و شیاری
شکل۴-۳ طرح سفال دورۀ اسلامی شهر دِلِه
شکل۴-۴ طرح سفال کلار با طرح نمد و فرش همراه با نقش مایه زیگزاگ
شکل۴-۵طرح و عکس استفاده از لچکی در زاویه نمد و فرش
شکل۴-۶ طرح سفال کلار و طرح نمد و فرش با نقش مایه درب دیگ
شکل۴-۷طرح نقش مایه قلاب زلفک در نمد، فرش، سفال
شکل۴-۸ طرح نقش مایه لوزی در سفال، نمد، فرش
شکل۴-۹ طرح نقش هندسی در سفال و نمد
شکل۴-۱۰ نقش گیاهی در سفال و قالی
شکل۴-۱۱ عکس قالی قوچان(سالانقوچی)
شکل۴-۱۲ عکس عروسک و پرنده در قالی قوچان
شکل۴-۱۳ عکس پرنده در قالی قوچان
شکل۴-۱۴ عکس قالی کرمانشاهی
شکل۴-۱۵ عکس قالی قوچان
شکل۴-۱۶ عکس قالی کلاردشت
شکل۴-۱۷ طراحی نمد کلاردشت
شکل۴-۱۸ طراحی نقش مایه های بکار رفته در نمد کلاردشت
شکل۵-۱ طرح نقش جانوری بر روی مهر و قالی
فصل اول:
مقدمه
۱-۱تعریف مسئله واهداف
بر اساس پژوهشهای باستان شناسی، منطقه تاریخی و فرهنگی کلاردشت با توجه به شرایط مساعد و ویژه زیستی، از دوران مس و سنگ مسکون بوده است. یافته های باستان شناسی در دشت میان کوهی کلاردشت نشان از توسعه همه جانبه ساکنین این منطقه به لحاظ کشاورزی، دامپروری و صنعتی دارد. بدست آمدن گونه های مختلف سفال، انواع پیکرک، سردوک و بقایای معماری مؤید این امر است که مردم این منطقه نوعی تحول درون زا را در عرصه های مختلف فرهنگی و هنری باتوجه به سخاوت و غنای طبیعت تجربه کرده اند. همچنین بدست آمدن مهر استوانه ای از کاوشهای تپه کلار نشان از ارتباط تجاری این ناحیه با سایر نقاط ایران داشته است سردوکهای بدست آمده از تپه کلار یکی از نشانه های مهم در خصوص رواج و رونق صنعت ریسندگی و بافندگی در کلاردشت از دیرباز است. وابستگی صنعت نساجی به دامپروری به ویژه در دنیای باستان موجب شده است تا این دو فعالیت به صورت توآمان در منطقه رشد نماید. نشانه های استمرار این دو فعالیت را، اگرچه بسیار کمرنگ، همچنان می توان در برخی از روستاهای این منطقه مشاهده نمود. بررسی دست بافته های کلاردشت نشان از آمیختگی فراوان طرحها و نقشمایه ها با طبیعت و زیست بوم منطقه دارد. با توجه به این امر که تآثیرپذیری از طبیعت را در سفالهای بدست آمده از کلاردشت نیز شاهد هستیم، مقایسه نقوش سفالهای بدست آمده ازتپه کلار با نقوش و طرحهای فرشهایی که در گذشته و امروزه در منطقه دیده می شوند، نشان از وامگیری هنرمند از طبیعت پیرامونش برای خلق آثار سفالی و قالی دارد.
۱-۲سوالات تحقیق
پرسشهای پیش روی پژوهش حاضر عبارتند از:
۱-پیشینه صنعت ریسندگی کلاردشت به چه زمانی بر میگردد؟
۲-نقشها و طرحهای مورد استفاده در سفالهای تپه کلار کدامند؟
۳-مقایسه طرحها و نقشهای قالی کلاردشت با طرح و نقشهای سفال تپه کلار بیانگر چه موضوعی است؟
۱-۳ فرضیه ها و پیش فرض ها:
۱-بر اساس شواهد بدست آمده از تپه کلار ریسندگی و بافندگی در این منطقه از دوران مس و سنگ رواج داشته است.
رفتارهای تأسفبار امام در اداره کشور همچنان باقی بود، نظام اداری شکل خاص و اسلوب مطلق مخصوص به خود داشت، زیرا زمام همه امور به دست او بود و در همه چیز بر اساس اختیار خود دخل و تصرف میکرد. در موارد اندک با مردم مشورت میکرد. مراکز اداری و سیاسی کشور را در دست طبقه بالای جامعه (سادات و قاضیان) محدود کرده بود. همچنین مردم یمن از فقر و انواع بیماریهایی که رایج بود و مالیاتهای سنگینی که حکومت بر آنها واجب نموده بود، رنج میبردند. همینطور، امام فعالیتهای بازرگانی را به قبیله و خانواده خود محصور کرده بود. مردم از نبود خدمات بهداشتی و آموزشی، و وسایل ارتباطی جدید، و نهادها و سازمانهای صنعتی و مالی رنج میبردند.
امام برای تحریم یمن با جهان خارج تلاشهای زیادی کرد، با این بینش که ارتباط یمن با جهان خارج و تأثیرپذیریاش از نظام و جریانهای سیاسی، موجب به خطر افتادن مرکز حکومتش میشود، در نتیجه این سیاست اشتباه وی یمن به شهرت جهانی، از نظر عقب افتادگی رسید.
در نتیجه رقابتهای استعماری و تمایل امام به افزایش قدرت خود، امام در دهه سی قرن بیستم مجبور به امضای یک سلسله معاهدههای صداقت و تجارت با کشورهای عربی و اروپایی شد که به موجب آنها در سال ۱۹۴۵م و ۱۹۴۷م به اتحادیه کشورهای عربی و سازمان ملل پیوست.[۶]
۱-۲-۲٫حرکت ملی ـ میهنی بین دو جنگ
سیاست مرتجعانه امام یحیی باعث شد که شورشها و انقلابهای ملی ـ میهنی بر علیه حکومتش از دهه سی آغاز گردد، بویژه بعد از اینکه نیروهای او در مقابل سعودیها شکست خوردند. معاهدات مرزی که با کشور سعودی و بریتانیا در سال ۱۹۳۴م بست. این مخالفتها پس از اتمام جنگ جهانی دوم شدت یافت. وی سرانجام در سال ۱۹۴۸م توسط مخالفان ترور شد و حکومتش به سر رسید.[۷]
۱-۳٫تحولات سیاسی در یمن بعد از جنگ جهانی دوم
پس از جنگ جهانی دوم امام یحیی به جوانان اجازه تحصیل در خارج از کشور را داد. لذا شماری از آنها را برای آموزش رزمی به بغداد فرستاد. این افراد هنگامی که به وطن برگشتند به عقبماندگی خودشان در مقایسه با دیگر کشورها از نظر صنعت و تکنولوژی پی بردند، پس نسبت به نظام حکومتی اعتراض کردند. این افراد حزب آزادیخواه «احرار الیمن» تشکیل دادند. محل استقرار این گروه در عدن بود و وسایل ارتباطی در اختیار داشتند. همچنین افراد زیادی از طبقه بازرگانان که مایل به سرنگونی رژیم پادشاهی بودند از این حزب طرفداری کردند.
امام یحیی در اواخر عمر خود به اتحادیه عرب پیوست. عضو سازمان ملل متحد شد و با سایر کشورهای عرب بر علیه رژیم صهیونیسم فعالیت کرد. او همچنین از جانب رهبران قبایل قول بیعت با پسرش احمد را به عنوان ولیعهد گرفت. در این هنگام مخالفان رژیم پادشاهی (جمهوری خواهان) در یک میثاق مقدس ملی به توافق رسیدند که یک پیشوایی بر اساس قانون اساسی تحت رهبری سید عبدالله الوزیر تأسیس کنند؛ سرانجام رژیم مستبدانه امام یحیی در سال ۱۹۴۸ م با کودتای الوزیر با حمایت سران قبایل سرنگون گردید و امام ترور شد. این اولین کودتایی بود که پس از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد و از سوی جهان عرب غیرقانونی اعلام شد.[۸]
۱-۳-۱٫یمن در زمان حکومت امام احمد
امام احمد از آذار سال ۱۹۴۸م حاکم یمن شد. او همانند پدرش مستبدانه حکومت کرد. هیچ گونه اصلاحات سیاسی و اداری و اجتماعی به سبب ضعف سلطهاش در اداره کشور انجام نداد؛ بلکه سعی میکرد که یمن در همان وضعیت اولیه باقی بماند، اما این نقشه او بیفایده بود، زیرا دیگر سطح اطلاعات مردم بالا رفته بود و وسایل تبلیغاتی و ارتباطی برای مردم فراهم بود؛ لذا مردم بر علیه وی قیام کردند.
او بسیاری از رهبران قیام را اعدام و برای مدت زمان طولانی دیکتاتوری سهمگینی را در آنجا حکمفرما کرد، به همین سبب این حزب مدتی از فعالیت بازماند.[۹]
۱-۳-۲٫انقلاب ۱۹۴۸م و ۱۹۵۵م.
مردم برای رهایی از نظام حکومتی و بدیها و مصیبتهایش، از سال ۱۹۳۷م شورشها و اعتراضهایی کردند؛ حزب آزادیخواه (احرار الیمن) یمن در این سال تأسیس شد، و مشهورترین افراد این حزب احمد محمد نعمان و… بودند و مقر فعالیت آنها در یمن بود. در سال ۱۹۴۸م بین فلسطین و صهیونیسم جنگ در گرفت. در هفدهم شباط نیز در صنعاء انقلاب شد. و امیر عبدالله الوزیر، و ابراهیم پسر یحیی در این انقلاب شرکت کردند.
امام یحیی در این انقلاب کشته شد؛ عبدالله الوزیر رئیس حکومت شد. اما این انقلاب شکست خورد، زیرا امام احمد قبایل پیرامون خود را گرد آورد و در ۱۳ آذار به این حرکت پایان داد. خودش امام یمن شد و تعز را مقر دولت خود قرار داد. هفت سال از شکست انقلاب ۱۹۴۸م گذشت. کشورهای عربی «عراق، سوریه، لبنان، مصر، اردن و…» در زمینههای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پیشرفت کردند، اما یمن در همان وضعیت پیشین باقی بود، لذا در آذار سال ۱۹۵۵م امیر عبدالله الوزیر بر علیه وی قیام کرد. امام احمد به قلعه «العودی» پناهنده شد، اما پسرش توانست وی را نجات بدهد و دوباره به منصب خود برگردد.[۱۰]
۱-۳-۳٫کوششهای اصلاح طلبانه
پس از شکست انقلاب در سال ۱۹۵۵م حاکم یمن تصمیم گرفت که شیوه سیاستمداری اش را تغییر دهد، لذا ابتدا فعالیت خود را در زمینه بینالمللی آغاز کرد. سپس به تحریم کشور پایان داد. او همچنین برای ساخت جادهای در صنعاء با چینیها یک قرارداد را امضاء کرد، در ژانویه ۱۹۵۱م به منظور توسعه و عمران با انگلیس و فرانسه و آمریکا وارد مذاکره شد و در این راستا موفق شد؛ زیرا توانست از دولتهای یاد شده کمکهای فنی را دریافت نماید و همزمان با ایجاد این تحولات در کشور، با کشورهای خارجی از جمله آمریکا و انگلستان و مصر روابط سیاسی برقرار کرد. در فوریه ۱۹۵۸م ولیعهد کشور با هدف تأسیس فدراسیونی با مصر به قاهره سفر کرد. با خواسته وی موافقت شد، فدراسیون مزبور به نام «دولتهای متحده عربی» نامگذاری شد؛ همچنین در آن تصویب شد که از سیاست خارجی و خط مشی دفاعی مشترکی پیروی کنند و در مرحله بعدی، سیاست گمرکی و پول واحد به مورد اجرا درآید؛ اما هیچ اقدام مثبتی در این زمینههای یاد شده به عمل نیامد، و دو سال بعد در دسامبر ۱۹۶۱م، مصر فدراسیون را منحل کرد.
در شمال کشور از آغاز دهه ۶۰ انجمنها و نهادهای سیاسی تأسیس شد که به مخالفان دولت امام احمد پیوستند از جمله این نهادها، نهاد افسران آزادیخواه (الضباط الأحوار) بودند و عبدالله المغنی، و عبدالله الجزیلات رهبران آن بودند. این حزب در سال ۱۹۶۱م در صنعاء تأسیس شد، و با دیگر احزاب مدرسه رزمی صنعاء ارتباط گستردهای داشت. هدف این احزاب از همان ابتدا، بر پایه از بین بردن نظام حکومتی در شمال کشور، برپایی نظام جمهوری و ساختن آیندهای برتر بر اساس روابط اجتماعی جدید، آزادی جنوب یمن (محمیات)، و تأکید بر حق مردم برای ایجاد یک دولت کامل استوار بود.[۱۱]
۱-۳-۴٫اوضاع سیاسی و اجتماعی در شمال یمن
مردم یمن در این بخش کشور شاهد درگیری و تحولات عظیمی بودند، از یک طرف درگیری ترکها (که به واسطه نیروی نظامی بر بزرگترین بخش شمالی سیطره یافته بودند) و از طرف دیگر نیروهای مقاومت و پایداری کشور به رهبری امام یحیی حمیدالدین که تنها نیروی سیاسی و نظامی یمن در آن زمان بود؛ تا اینکه سرانجام جنگ جهانی اول اتفاق افتاد و دولت عثمانی در این جنگ خسارت زیادی دید، لذا بعد از پایان جنگ جهانی اول تسلیم شد و به موجب آن از یمن بیرون رفت.
پس از اینکه ترکها به کنار رفتند، امام یحیی به راحتی توانست بر همه کشور «بخش شمالی» سیطره یابد. به گونهای که امام به خاطر استقرار حکومتش از آغاز سال ۱۹۱۸م تلاش کرد ترکها را به دورافتادهترین مناطق کشور انتقال دهد. او همچنین مالیاتهای سنگینی را بر مردم واجب کرد و آنها را به انجام کارهای ناشایست واداشت، و سیاست گروگانگیری فرزندان سران قبایل را به خاطر ترس از سرکشی آنها در کشور رواج داد، زیرا فکر میکرد با وجود این سیاستها کسی قادر نیست که به حکومتش پایان دهد. بیش از حد بر مردم ظلم و ستم میکرد و تجارت را بسیار محدود کرده بود و آموزش در همان شکل ابتدایی باقی مانده بود؛ اوضاع کشور از لحاظ آموزشی ـ فرهنگی بسیار عقب افتاده بود. مردم در مساجد درس میخواندند و بیشتر روستائیان از شدت بیسوادی رنج میبردند.
امام یحیی و پسرش امام احمد گمان میکردند که اگر مردم را در فقر و محرومیت نگه دارند و نیروهای مخالف با حکومتشان را از بین ببرند با وجود این سیاستها، کسی نمیتواند به حکومتشان پایان دهد. همانگونه که افراد جامعه را بر اساس ملیتها و نژاد و رگ و ریشه طبقهبندی کردند. در نتیجه این سیاست اشتباه آنها، منجر به سرکشی و تظاهرات و انقلابهایی شد که نتیجهاش انقلاب ۲۶ سپتامبر ۱۹۶۲ م بود.[۱۲]
جامعه قبل از انقلاب ۱۹۶۲م بر اساس تقسیمبندی زیر بوده است:
الف)- سادات: به آن گروه اجتماعیای اطلاق میشد که مهمترین پستهای دولتی به آنها اختصاص داشت و ادعا میکردند که نسبشان به امام علی۷ میرسد، لذا به سبب نسبشان، حق تملک دینی و مذهبی را دارا بودند؛ این گروه توانستند برای زمان طولانی بر مردم یمن حکومت کنند و از امتیازات ویژه آن برخوردار شوند.
ب)- قضاه: این افراد به شیوه قاضیان در دولت امامی کار میکردند، به واسطه حرفه شان موقعیت اجتماعی خوبی کسب کرده بودند، که به موجب آن با دیگر افراد جامعه فرق داشتند. این حرفه به عنوان یک ارث برای فرزندانشان نیز باقی میماند؛ اما نسبت به سادات یک درجه پایینتر بودند. این سیاست امامیه باعث افشای فقر و جهل و بیماریهای گوناگون شده بود.
ج)- بازرگانان: این طبقه اجتماعی از هر گونه امتیازات سیاسی محروم شده بودند، و افرادشان در شهرهای بزرگی همچون صنعاء و تعز و حدیده متمرکز شده بودند و قاعده و قانون صنعتی و تجاری خاصی برای آنها وجود نداشت، لذا فعالیت آنها به خرید کالاهای ضروری از شهرهای ساحلی و فروش آنها در داخل کشور و همچنین بازار فراوردههای کشاورزی مانند پنبه و قهوه در داخل و خارج کشور محدود شده بود؛ در نتیجه قید و بندهای زیادی که نظام حکومتی برای این افراد قرار داده بود، نظام تجاری رشد نکرد و همواره وضعیت بازار در مضیقه و تنگنا بود، و اقتصاد پایههای درآمد خود را از این بازار تأمین میکرد، همانگونه که نقش تاجران قدیم در داخل کشور به وارد کردن کالاهای مورد نیاز حاکمان محدود شده بود.
همین سیاستهای بازدارنده باعث شد که آنها در رشد و توسعه نقش نداشته باشند. این همان چیزی است که تاجران مهجر را واداشت که عدن را پایگاه و مقر اصلی انقلاب و قیام بر علیه نظام حکومتی آن زمان قرار دهند. افرادی که از قدرت و سیاست امام یحیی فرار کرده بودند برای برپایی انقلاب، از نیمه دوم قرن بیستم فعالیتهای زیادی کردند.
د). قبایل: این افراد ساکنان مناطق شمالی و شمال شرقی یمن بودند که برای گذراندن امورات زندگی به زراعت فصلی متکی بودند. قبایل در زمان حکومت امامیه (۱۹۱۸ – ۱۹۶۲م) برای انجام عملیات زد و خورد در مناطق کشاوری نقش مثبتی نداشتند، در مناطق شرقی وحدتهای قبیلهای بدوی دیده شده که فعالیت اصلی آنها جابهجا کردن کالاها و مسافرین به کاروانهایشان که مالک آنها بودند محدود شده بود، اما شدت فقر و بدبختی در این گروه به گونهای بود که ائمه زیدی فکر نمیکردند که فرزندان این طبقه روزی با حکومت آنها مخالفت کنند.
ه). کشاورزان: اغلب ساکنان یمن در بخش شمالی را این گروه تشکیل میدادند؛ ایشان همواره بزرگترین گروه (طبقه) اجتماعی بودند و تنها منبع درآمد آنها محصولات کشاورزی بود. این طبقه به ضعف نظام قبیلهای مشهور بودند و بروز روابط فئودالی و شبه فئودالی این گروه را به گونهای قرار داد که برای بهتر کردن امورات زندگی به سازمان مدنی دولت تمایل پیدا کنند.[۱۳]
۱-۳-۵٫انقلاب و پایان حکومت ائمه در یمن
روزهای پایانی حکومت امام احمد شاهد اضطراب و ناآرامیهای گستردهای در سراسر کشور بود، به گونهای که نزدیک بود امام احمد توانایی اداره کشور را از دست بدهد، زیرا نبرد میان نیروهای مسلح و قبایل انقلابی و طلاب زیاد شده بود. از آب سال ۱۹۶۲م صنعاء و دیگر شهرهای یمنی شاهد تظاهرات و راهپیمایی طلاب بودند، این تظاهرات تا ایلول ۱۹۶۲م با وجود مشکلات زیاد ادامه داشت. در چنین شرایطی در ۱۸ ایلول ۱۹۶۲ امام احمد درگذشت؛ ولیعهد «محمد بدر» پسر امام احمد حاکم یمن شد و بر خود لقب «المنصور بالله» نهاد. اما او متوجه بحرانی بودن موقعیتاش، به سبب دشمنی مخالفان با حکومت خاندان پدریاش شده بود. اعلان نمود که تصمیم دارد در اداره کشور اصلاحات انجام دهد، لذا دستور داد که زندانیان و تبعید شدگان مورد عفو قرار گیرند و مالیاتهایی که از سال ۱۹۶۲م باقی مانده بود، بخشیده شود، همچنین نظام گروگانگیری را لغو کرد، حقوق سپاه را افزایش داد و به ایجاد شورا پرداخت. اما این اصلاحات و وعدهها بعد از اینکه افسران حزب آزادیخواه تصمیم گرفته بودند نظام حکومتی کشور را از طریق نبرد مسلحانه تغییر بدهند، اتفاق افتاد. هشت روز پس از اینکه «محمد بدر» منسب امامت را به عهده گرفت انقلاب ۱۹۶۲م رخ داد و سپاه با قدرت تمام به نظام حکومتی آنها پایان داد و نظام جمهوری را در کشور اعلان نمودند. رهبران حزب عبدالله سلال، عبدالله جزیدات، علی عبدالمغنی، عبداللطیف ضیف الله بودند.[۱۴]
۱-۳-۶٫انقلاب ۱۹۶۲م و اعلان جمهوری
انقلاب ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۶۲م به حکومت فردی مطلق در شمال یمن پایان داد، و جمهوری عربی یمن را اعلان نمود. در این سال اولین قانون موقت برای یمن تصویب شد و رهبر آن عبدالله سلال گردید. رهبران انقلاب هدف خود را از برپایی انقلاب به شرح ذیل بیان کردهاند:
-
- پایان دادن به حکومت فردی مطلق و نفوذ بیگانگان در یمن.
-
- پایان دادن به حکومت پادشاهی و برپایی حکومت جمهوری دمکراتیک اسلامی بر اساس عدالت اجتماعی برای ایجاد یک دولت موحد که تجسم کننده مردم و تحقق خواستههای سیاسی آنان باشد.
-
- در زمینه داخلی:
-
- زنده نگه داشتن شریعت اسلام به روش صحیح و درست و از میان برداشتن بغض، کینه و تفرقه میان نسلهای مذهبی.
-
- نظمدهی جمهور مردم.
-
- رعایت نظم و سازماندهی سپاه به شیوه جدید، تا یک نیرو برای حمایت مردم و انقلاب باشد.
-
- ایجاد انقلابی فرهنگی – آموزشی برای پایان دادن به اختلافات گذشته که جهل و عقب ماندگی فکری را عمیق نموده بود.
-
- تحقق عدالت اجتماعی از طریق نظام اجتماعی متناسب با واقعیت زندگی مردم و روح شریعت اسلامی و آداب و رسوم ملی و میهنی نیکو.
-
- تشویق بازگشت مهاجران به وطن و استفاده از تجارب و اموال آنها.
-
- التزام و پایبندی به سیاست، مقاومت در برابر استعمار و دخالت بیگانگان.
-
- پیمان با سازمان ملل متحد و تأیید جایگاه آن.[۱۵]
در سوم اکتوبر ۱۹۶۲م شورای انقلابی، قانون موقتی را اعلان نمود که اصول و مبادی آن برپایه موارد ذیل پایهریزی شده است. ۱- بازگشت به شریعت حقیقی اسلام ۲- لغو نژادپرستی. ۳- برقراری مساوات و برابری در برابر قانون ۴- پایان دادن به کینهها میان زیدیه و شافعی ۵- بالا بردن سطح زندگی مردم و اجرای برنامه و طرحهای اقتصادی. ۶ـ مردم منشأ قدرت باشند. همه قانونها از شریعت اسلام گرفته شود.[۱۶]
۱-۳-۷٫جمهوری دمکراتیک خلق یمن
الف) جنوب یمن تحت نفوذ و سیطره بریتانیا
جنوب یمن شامل عدن، و دو منطقه شرق و غرب و جزرکوریا موریا و کمران میباشد؛[۱۷] دو منطقه شرق و غرب از امارتها و مناطق شیخنشین زیادی تشکیل شده است. منطقه شرق از چهار امارت (واحدی، کثیری، قعیطی، مهره) و منطقه غرب، از بیش از سی امارت و شیخنشین و پادشاه تشکیل شده است.[۱۸]
از میان همه شهرها و بنادر جنوب یمن، شهر عدن و بندر آن به واسطه موقعیت تجاری و استراتژیکی که داشت توجه بسیاری از بیگانگان از جمله بریتانیا را به خود جلب کرد. از زمان جنگ استعمار فرانسه با مصر در سال ۱۷۹۸م بریتانیا به اشغال بندر عدن چشم دوخته بود. دولت بریتانیا، حادثه غرق کشی هند که در نزدیکی بندر عدن در سال ۱۸۳۹م اتفاق افتاد، دستاویز قرار داد و نیروهای دریایی را به رهبری «هانیز» بر علیه عدن شوراند، این نیروها توانستند به مقاومت سرسختانهای که عربها از خود نشان دادند، پایان دهند و عدن را اشغال کنند. «هانیز» اولین مقیم سیاسی بریتانیا در عدن شد، او به تنهایی با همه قدرتهایی که در یمن بودند مقابله کرد و سرانجام توانست اداره کشور را به دست بگیرد.[۱۹]
حکومت بریتانیا در آغاز با مشکلات زیادی مواجه شد. بزرگترین مشکل وی ،مقاومت قبایل مجاور عدن برای بیرون راندن آنها از آنجا بود. اما همه تلاشهای آنها بیفایده بود، زیرا آنها مجهز به سلاح و وسایل ارتباطی پیشرفته بودند. بعد از اینکه از شدت مقاومت آنها کاسته شد و بریتانیاییها از مرکز حکومتشان ایمن شدند، گام دیگری در جهت گسترش نفوذ خود در منطقه برداشتند و با سلاطین و امرای همسایه عدن یک سلسله معاهدات «الصداقه» بستند؛ سپس جزرکوریاموریا و منطقه بریم واقع در تنگه «باب المندب» را در سال ۱۸۵۹م اشغال نمودند.
بعد از گشایش کانال سوئز در سال ۱۸۶۹م و سیطره عثمانیها بر یمن، برای بار دوم در سال ۱۸۷۲م حکومت بریتانیا به امضای یک سلسله معاهدات «الحمایه» با سلاطین و امرایی که قبلاً گفته شد، روی آورد و با آنان معاهده «الصداقه» را امضا نمود، زیرا از احتمال نفوذ عثمانیها در جنوب و اشغال مناطق آنها به وحشت افتاده بود. به موجب این معاهداتی که سالهای ۱۸۸۶م و ۱۹۱۴ م امضا کرد، بریتانیا تعهد کرد که از آنها در برابر دشمنان خارجی حمایت کند، در مقابل آنها نیز تعهد کردند که با هیچ قدرت خارجی ارتباط نداشته باشند و زمینهای زراعی خود را فقط بریتانیاییها بدهند.[۲۰]