استخراج حوزهی محصول مدل کسب و کار باشگاههای ورزشی
استخراج حوزهی مالی مدل کسب و کار باشگاههای ورزشی
استخراج حوزهی زیر ساختار مدل کسب و کار باشگاههای ورزشی
استخراج حوزهی مشتری مدل کسب و کار باشگاههای ورزشی
فرضیه های تحقیق
سوال اصلی
چگونه می توان مدل کسب و کار برای باشگاههای ورزشی بانوان را استخراج کرد؟
سوالات فرعی
حوزهی محصول مدل کسب و کار باشگاههای ورزشی شامل چه مواردی میباشد؟
حوزهی مالی مدل کسب و کار باشگاههای ورزشی شامل چه مواردی میباشد؟
حوزهی زیر ساختار مدل کسب و کار باشگاههای ورزشی شامل چه مواردی میباشد؟
حوزهی مشتری مدل کسب و کار باشگاههای ورزشی شامل چه مواردی میباشد؟
تعریف عملیاتی واژگان کلیدی
مدل کسب و کار
یک مدل کسب و کار مجموعه ایست که نشان میدهد یک شرکت چه فعالیتهایی را به چه صورت و در چه زمانی انجام دهد تا با بهره گرفتن از منابع خود بتواند ارزش مازاد مشتری خلق کرده و موقعیت مناسبی برای خود کسب کند(آفواه و توسی،۲۰۰۳).
مشتری
در این تحقیق منظور از حوزهی مشتری ۳ مؤلفهی زیر میباشد:
مشتری هدف: بخشی از مشتریان هستند که یک شرکت میخواهد به ارائه ارزش به آنها بپردازد.
کانال توزیع: ابزاری است برای در ارتباط بودن با مشتریان.
ارتباط: نوع پیوندی که یک شرکت بین خود و مشتری ایجاد کرده را توصیف میکند(اوستروالدر، ۲۰۰۴).
زیر ساختار
منظور از حوزهی زیرساخت ۳ مؤلفهی زیر میباشد:
پیکربندی ارزش: چیدمان فعالیتها و منابع ضروری در خلق ارزش برای مشتری را توصیف میکند.
قابلیت: توانایی اجرای الگویی تکرارپذیر از اقداماتی است که در خلق ارزش برای مشتری ضروری هستند.
شراکت: یک موافقت نامهی همکاری داوطلبانه بین دو یا چند شرکت با هدف خلق ارزش برای مشتری است(اوستروالدر،۲۰۰۴).
مالی
منظور از حوزهی مالی جنبههای مالی زیر میباشند:
ساختار هزینه: نمایش تمامی تمهیدات به کار گرفته شده در مدل کسب و کار بر اساس پول است.
مدل درآمدی: روش کسب درآمد یک شرکت از طریق جریانهای درآمدی مختلف را توصیف میکند(اوستروالدر،۲۰۰۴).
محصول
منظور از محصول ارزش قابل ارائه میباشد که نمایی کلی از محصولات و خدمات یک شرکت است که برای مشتری دارای ارزش هستند(اوستروالدر،۲۰۰۴).
باشگاه ورزشی
به یک بنگاه خدماتی گفته میشود که در آن به تدریس کلیهی ورزشها برای سلامتی و یا قهرمانی در مسابقات پرداخته میشود(سایت دنیای اقتصاد،۱۳۹۰).
فصل دوم
پیشینه و مبانی نظری پژوهش
مقدمه
توجه به ورزش و فعالیت بدنی به عنوان راهکار اصلی پیشگیری و نیز درمان بسیاری از بیماریها محسوب شده و عامل ایجاد سلامت عمومی و کاهش سطح ناتوانی در جمعیت بیمار میگردد(اسماعیلی،۱۳۸۰). از این رو باشگاههای ورزشی میتوانند کسب و کارهای سوددهی برای کارآفرینان بوده و یک کارآفرینی اجتماعی با هدف کمک به ارتقا سلامت جامعه و کاهش بیماریها محسوب شوند و در این راستا تهیهی یک مدل کسب و کار مناسب به پیشرفت هرچه بیشتر این باشگاهها کمک خواهد کرد و نوآوری مستمر در این مدل به حفظ مزیت رقابتی باشگاه خواهد انجامید. در این فصل ابتدا به بررسی تاریخچه ورزش و باشگاه داری میپردازیم و در ادامه مفاهیم مربوط به کسب و کار، اجزا و مدلهای مختلف در این زمینه را مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد و در پایان پیشینهای از کارهای انجام شده در زمینه تحقیق حاضر را بررسی خواهیم نمود.
مفهوم ورزش
اصل ورزش را از یونان دانستهاند که به منظور چابکی بدن و ایجاد قوّت انجام مییافت و پاروزنی، بوکس، کشتی، شنا، شمشیرزنی، تیراندازی، اسکی و ورزش هایی چون بیس بال، سافت بال و بسکتبال و انواع فوتبال و چوگان بازی، والیبال، گلف، انواع تنیس، شنا، پرتاب وزنه و … جزو ورزش محسوب میشوند(دانشنامه رشد،۱۳۹۱). ورزش شامل فعالیت هر کس با یک منظور و در محیطی متفاوت از محیط روزانه برای مسابقه، لذت بردن، برای کسب برتری، برای پیشرفت مهارت یا ترکیبی از تعدادی از این هاست. تفاوت منظور همراه با در نظر گرفتن مهارت فرد یا گروه یا دلیری علامت مشخصه ورزش است. انواع مختلفی از ورزش وجود دارند و انسانها قسمت مهمی از وقت، پول و دلبستگی خود را نه فقط به عنوان شرکت کننده بلکه به عنوان تماشاگر به آن ها اختصاص میدهند. ورزش امروزه در جهان به وسیلهای مبدل شده که انسانها را با هم متحد و آشنا کرده و بین آن ها پیوند اخوت و برادری برقرار میکند و مهمترین هدف و وظیفه ورزش همین است ایجاد مودت و دوستی بین ورزش کاران که هر چند در میدان رقیب هم هستند، اما در خارج از میدان به عنوان رفیق همدیگر میباشند. ورزش ترکیبی از فعالیت های فیزیکی عادی و معمول و مهارتهای شخصی و به عنوان تفریح و یک سری از قوانین که برای مسابقه، لذت بردن و رسیدن به برتری است. ترکیب شخصیتهایی با مهارتهای متفاوت در یک ملت، شجاعت و دلاوری آن ملت را افزایش میدهد(سایت Padratoosdairy،۱۳۹۰).
تاریخچه ورزش در جهان
اولین ملتی که ژیمناستیک را بنیان و آن را نام نهاده اند، یونانیان قدیم می باشند که ابتدا اصول ورزش در یونان خیلی خشن و ناصحیح بود و اولین نتیجه از ورزش را بزرگ نمودن عضلات بدن می دانستند. بعدها ورزش در یونان به شکل ریسمان بازی جان بازی در آمد و برای آن اهمیت زیادی قایل بودند و عمل کنندگان آن را آکروبات می نامیدند و این نوع حرکات را آکروباتیک می گفتند. به محل هایی که در آن جا ورزش می نمودند، ژیمنازیوم گفته می شد که مهم ترین آن ها یکی لیسه و دیگری آکادمی نام داشت و چون مردم در آن محل ها لخت ورزش می کردند، کلمه ژیمناز از کلمه گیمنوس که به معنای لختی است گرفته و به آن محل ها نام نهادند و بعداً به عموم ورزشهای بدنی نیز ژیمناستیک نام گذاشته شد. مورخ مشهور، ویل دورانت می نویسد: آن (مدینه فاضله بچه ها) فنون خانه داری را به دختران و فنون شکار و جنگ را به پسران میآموختند و به پسران آموزش می دادند که چگونه شکار کنند و ماهی بگیرند و شنا کنند و همچنین شخم زدن کشت زارها، دام گستری، دامپروری و نشانه روی با تیر و نیزه را می آموختند تا در جمع مخاطرات زندگی توان محافظت و حراست از خویش را دارا باشند. اما اگر بیشتر در مسأله دقت کنیم، در خواهیم یافت تعلیم و تربیت در حقیقت با پیدایش و سکنا گزیدن بشر در روی زمین آغاز شده است. خاک و سنگ و کوه و تپه و دریا و جنگل و جویبار و دیگر مظاهر طبیعت و نیز خود زندگی و نیازهای آن، نخستین کتابهای درسی نوع بشر بودهاند. از روزگاران قدیم و حتی پیش از پیدایش خط، نیاز به تامین خوراک و پوشاک از راه شکار حیوانات و احتیاج به کسب توانایی برای مقابله با خطرهای طبیعی و دشمنان گوناگون، جوامع کهن بشری را واداشته بود که به امر تربیت بدنی، به عنوان یکی از مهمترین امور زندگی توجه نمایند و این حقیقت را دریابند که قدرت، استقامت، مهارت و سرعت را که در زندگی انسانها از اهمیتی برخوردار است، میتوان با بهرهگیری از تمرینها و فعالیتهای جسمانی تا حد قابل ملاحظهای تقویت کرد. وقتی دولتها و حکومتها تشکیل و تاسیس شدند، رهبران آن ها متوجه شدند که برای حفظ یا گسترش مرزهای خود، نیازمند بازوان توانایی هستند که در جنگها بتوانند پیروزی را برای آنها به ارمغان آورند؛ ویل دورانت در این باره می نویسد: از ضروریات دولت ها و تاکید بر روی حفظ نیروی جسمانی، پیروزمندی در جنگهایی بوده است که متکی بر قدرت بدنی و نیرومندی جسمانی بوده است و نیرومندی و مهارت بدنی، حاصل نخواهد شد، مگر در ورزش هایی که در بازیهای المپیک مقرر گردیده است. در توجه انسان به تربیت جسم و توانمندی، عوامل زیر نقش اساس داشته است:
انسان اولیه در جناح مبارزه با طبیعت که از بدو تولد تا سپری شدن عمر او را تهدید می کرده، ضرورت نیرومندی را دریافته است.
از طرفی بر اثر قهر طبیعت، ناچار به مهاجرت برای یافتن معاش بوده و در این مهاجرت در برخورد با دیگر اقوام، برای حفظ بقای خویش و بقای اجتماعی.
و از جناح نیازهای فیزیولوژیک که برای ارضای نیازهای طبیعی خویش و خانواده، به ویژه نظام معیشتی جدیدی که در اثر مهاجرت برای او ایجاد میگردید.
تاریخچه ورزش در ایران
اما در خصوص تاریخچه ورزش در ایران باید گفت: در میان کشورهای مشرق زمین، بی گمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیش تری الویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود، چه در حالی که چینیان به امر ورزش و تربیت بدنی توجه چندانی نداشتند و هندوان نیز پرورش تن و فعالیت های بدنی را گاه مذموم هم می دانستند، ایرانیان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامتی بدن به عنوان وسیله بسیار مهمی برای فراهم آوردن ارتشی سلحشور و پیروزمند، پی برده بودند. هرودوت، مورخ مشهور یونانی مینویسد: ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را می آموختند:
سواری
تیر و کمان
راستگویی.
چنان که در جدول ۴-۱۳ملاحظه می شود، شکاف برتری خدمات در سطح هر گزاره محاسبه شده است. با نگاهی به جدول مشخص می گردد که شکاف ها همگی منفی اند و حاکی از این است که سطح موجود خدمات از سطح حداکثر انتظارات کاربران پایین تر است. در بعد تاثیر خدمات بیشترین شکاف مربوط به تمایل کتابداران به کمک کردن به کاربران و کمترین شکاف مربوط به وجود کارمندانی که همواره مؤدب هستند، است. از نظر برتری خدمات، گزاره های"تجهیزات پیشرفته ای که به من امکان می دهد به راحتی به اطلاعات مورد نیاز خود دست پیدا کنم” و “وجود مواد سمعی و بصری"دارای شکاف قابل ملاحظه ای در بعد کنترل اطلاعات هستند و گزاره “وجود منابع چاپی کتابخانه که من برای کارم به آنها نیاز دارم.” کمترین شکاف برتری را داراست و نسبت به دیگر گزاره ها وضعیت مطلوب تری را دارد. گزاره ی"وجود فضایی اجتماعی برای ارتباطات جمعی، یادگیری گروهی و مطالعه گروهی” دارای شکاف بیشتری نسبت به سایر گزاره های بعد کتابخانه به عنوان مکان و “وجود فضای آرام برای فعالیت های انفرادی” دارای شکاف کمتری نسبت به سایر گزاره های این بعد گردید.
شکل۴-۱ شکاف های برتری و کفایت خدمات را در ۲۲ گزاره لیب کوال نشان می دهد. نمودار راداری، ابزاری مناسب برای نشان دادن شکاف های برتری و کفایت مشاهده شده است. این نمودار شمارههای ۱ تا ۲۲ گزاره های لیب کوال را به همان ترتیبی که در جدول ۴- ۱۳ آمده است، نشان میدهد. همچنین تک تک گزاره ها و نمای کلی کیفیت خدمات در این شکل مورد توجه قرار می گیرد. همان طور که در شکل واضح است در گزاره های ۱تا ۹ دو سطح موجود خدمات و حداقل انتظارات کاربران بر هم منطبق شده اند. از گزاره شماره ۱۰ شکاف ها ظاهر می شوند. این شکاف ها بین دو سطح ذکر شده تا گزاره ۲۲ مشاهده می شود. اما در مورد شکاف های برتری همان طور که مشخص است، دو سطح موجود و حداکثر انتظارات کاربران در تمام گزاره ها با هم فاصله دارند که این فاصله در هر یک از گزاره ها متفاوت است.
شکل ۴-۱ . نمودار راداری مربوط به شکاف کفایت و برتری خدمات کتابخانه های مورد بررسی
مقایسه وضع موجود خدمات و حداقل انتظارات کاربران از خدمات
به منظور مقایسه وضع موجود ارائه خدمات و حداقل انتظارات کاربران از خدمات از آزمون ویلکاکسون استفاده گردید. نتایج این آزمون در جدول ۴- ۱۴ نشان داده شده است.
جدول۴- ۱۴٫ نتایج آزمون ویلکاکسون برای مقایسه سطوح انتظارات کاربران از خدمات و وضع موجود
مقایسه دو وضعیت | تعداد | رتبه میانگین | آماره z | sig |
حداقل<موجود | ۱۵۱ | ۴۲/۱۵۷ | ۷۰/۴ | ۰۰۱/۰ |
حداقل>موجود | ۲۱۳ | ۲۸/۲۰۰ |
با توجه به آن که رتبه میانگین کاربرانی که سطح موجود خدمات را بالاتر از حداقل انتظارات برآورد کرده اند، کمتر از کاربرانی است که سطح موجود خدمات را پایین تر از حداقل انتظارات خود دانسته اند، همچنین مقدار Z (70/4) و پی جدول، نشان می دهد بین رتبه میانگین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده شده است و در سطح ۰۰۱/۰ معنادار به دست آمد. بنابراین می توان گفت کاربران عمدتا کیفیت خدمات را پایین تر از حداقل انتظارات خود دانسته اند.
برای تحلیل بیشتر داده ها، آزمون ویلکاکسون در سطح هر بعد و هر گزاره نیز انجام شد. نتایج در جدول ۴-۱۵ مربوط به هر بعد و جداول ۴-۱۶ تا ۴- ۱۸ مربوط به هر گزاره مشاهده می گردد.
جدول۴- ۱۵٫ نتایج آزمون ویلکاکسون برای مقایسه سطوح انتظارات کاربران در هر بعد مدل لیب کوال
مقایسه دو وضعیت | آماره z | sig |
تاثیر خدمات | ۱۹/۱ | ۲۳/۰ |
عدم تعین سقف زمانی برای رسیدگی به پرونده متقاضیان این احتمال را به دنبال دارد که تراکم درخواستها در سامانه مجازی تازه راه اندازی شده ، کار بررسی درخواست و صدور رای برای مالکان را مشمول مرور زمان کند.[۵۸]
این در حالی است که مواد ۱۴۷و۱۴۸ قانون ثبت از زمان تصویب (سال ۱۳۵۱) تا پایان مدت اجرای آن (سال ۱۳۸۳)بصورت پی در پی با انجام اصلاحاتی از سوی قانونگذار به صورت محدود دچار تغییرات و تحولات گردید به عبارت دیگر به لحاظ مدت زمان اجرا دارای محدودیت بود که شرح آن در فصل اول (پیشینه ثبت )گذشت.
گفتارسوم ـ مشمولین قانون تعیین تکلیف ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی
در اجرای ماده ۱ قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختمانهای فاقد سند اراضی کشاورزی ، نسق های زراعی ، باغات و ساختمانهایی که دارای سابقه ثبت به نام اشخاص است و متقاضی تمام یا قسمتی از آن را به صورت سند عادی خریداری کرده و موفق به اخذ سند مالکیت نشده است و املاکی که دارای سابقه ثبت است و متقاضی مالک رسمی مشاعی است و تصرفات وی در محل مجزی شده و به دلیل عدم دسترسی به سایر مالکین مشاعی موفق به اخذ سند مالکیت نشده اند مشمول این قانون خواهند بود.[۵۹]
به این ترتیب املاکی که فاقد هرگونه سابقه ثبتی هستند و وضعیت و مشخصات اولیه آنها مشخص نیست امکان تعیین تکلیف توسط قانون جدید برایشان مقدور نخواهد بود. منظور از سابقه ثبت این نیست که اسم متقاضی کنونی صدور سند در سابقه ملک وجود داشته باشد ، بلکه منظور این است که ملک تا پیش از آنکه به تصرف قانونی متقاضی در آید باید دارای مالک بوده باشد.[۶۰]
مشمولین قانون که آنها را بر شمردیم در صورتی می توانند متقاضی سند مالکیت باشند که شرایط زیر را دارا باشند:
۱) فو ت مالک رسمی و حداقل یک نفر از ورثه وی
۲) عدم دسترسی به مالک رسمی و در صورت فوت وی عدم دسترسی به حداقل یک نفر از ورثه وی
۳) مفقود الاثر بودن مالک رسمی و حداقل یک نفر از ورثه وی
۴) عدم دسترسی به مالکان مشاعی در مواردی که مالکیت متقاضی ، مشاعی و تصرفات وی در ملک مفروز باشد .(ماده ۱ قانون تعیین تکلیف ).
برای احراز موارد فوق الذکر باید بر اساس تبصره ۲ ماده ۱در صورت فوت مالک رسمی و وراث وی از سازمان ثبت احوال کشور ، در صورت مفقود الاثر بودن با حکم قطعی دادگاه صالح ، هم چنین در صورت عدم دسترسی از نیروی انتظامی یا شهرداری محل یا سایر مراجع ذی صلاح یا شهادت شهود یا تحقیقات محلی استعلام نمود تا وجود شرایط مقرر در قانون احراز گردد.
در یک جمع بندی کلی افرادی می توانند تقاضای صدور سند مالکیت نمایند که ملکشان اولاً – دارای سابقه ثبت باشد و ثانیاً- یکی از سه شرط زیر راداشته باشد:
۱) اراضی کشاورزی ، باغات و ساختمانهایی که دارای سابقه ثبت به نام اشخاص است و متقاضی تمام یا قسمتی از آن را به صورت عادی خریداری کرده و به واسطه وجود موانع قانونی [۶۱] موفق به اخذ سند مالکیت نشده باشد.
۲) املاکی که دارای سابقه ثبت است و متقاضی مالک رسمی مشاعی است و تصرفات وی در محل مجزا شده ولی به دلیل عدم دسترسی به سایر مالکین مشاعی یا فوت مالک یا ورثه موفق به اخذ سند مالکیت شش دانگ نشده است.
۳) املاکی که عرصه آن وقف است و متقاضی عرصه را با حق احداث اعیانی اجاره نموده اما موفق به اخذ سند مالکیت نشده است.
الف ـ مستثنیات قانون
در قسمت قبلی مشمولین قانون مذکور را برشمردیم .این در حالی است که قانونگذار بطور صریح یا ضمنی املاکی را از شمول قانون خارج کرده است. ماده ۲ قانون تعیین تکلیف مقرر می دارد:« اراضی دولتی ، عمومی، ملی ، منابع طبیعی و موات از شمول این قانون مستثنی می باشد».
علاوه بر استثنائات مذکور در ماده ۲ قانون تعیین تکلیف موارد دیگری نیز وجود دارد که امکان صدور سند برای آنها نمی باشد:
الف – اراضی و املاکی که فاقد سابقه ثبت هستند؛
ب – اراضی که فقط با چهار دیواری محصور و فاقد بنا باشد به عبارتی زمین به تنهایی از شمول قانون خارج است ؛
ج – اراضی و املاکی که مالک رسمی آن در قید حیات است و می توانند از طریق مراجعه به دفاتر اسناد رسمی ملک را به صورت رسمی خریداری نمایند؛
د – اراضی و املاکی که که مالک رسمی آن فوت کرده و متقاضی جهت انتقال رسمی ملک به ورثه دسترسی دارد و امکان انتقال رسمی از طریق دفاتر اسناد رسمی وجود دارد؛
ر – افرادی که املاک متعلق به موسسات دولتی را تحت هر شرایطی در اختیار دارند ؛
مشمول این قانون نمی باشند و چنانچه متقاضیان این املاک و اراضی ثبت نام نمایند علاوه بر اینکه تقاضای آنها در هیات های رسیدگی رد خواهد شد وجوه واریزی نیز مسترد نخواهد شد.[۶۲]
قبل از آنکه شرح اموالی که مالک خاص ندارند داده شود ، لازم است مالکیت تعریف کردد:
«مالکیت حقی است که شخص نسبت به عین خارجی دارد و می تواند همه گونه تصرف در آن بنماید و هر گونه انتفاعی را از آن ببرد، مگر آنکه قانون استثناء کرده باشد.» (ماده ۳۰ قانون مدنی)
این تعریف، تعریف مالکیت فردی است که هر یک از افراد جامعه می تواندآن را دارا باشد .در مقابل اموالی
که موضوع مالکیت فردی قرار می گیرد ،اموالی هستند که مالک خاص ندارد.[۶۳]
ب ـ تقسیم بندی انواع اراضی
اراضی را از چند منظر می توان تقسیم بندی کرد که عبارتند از:
الف – موقعیت و محل استقرار
این اراضی به دو نوع تقسیم می شود:
۱ـ اراضی شهری یا اراضی واقع در محدوده شهر: برابر ماده ۲ قانون زمین شهری مصوب ۲۲/۶/۱۳۶۶ «اراضی شهری زمین هایی است که در محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهرها و شهرکها قرار گرفته است…».
۲- اراضی غیر شهری یا اراضی خارج از محدوده شهری : اراضی که خارج از محدوده شهر و شهرک واقع است.
ب ـ از نظر بهره برداری
شامل اراضی بابر، دایر ، موات ، اراضی ملی و جنگلها می شود که متعاقباً تشریح خواهد گردید .
اراضی جمع ارض میئ باشد که در فارسی به این زمین گفته می شود .در اصطلاحات ذیل بکار رفته است . هم چنین از جهاتی دیگر نیز اراضی تقسیم بندی می شود که در فقه و منابع اسلامی بیان شده است[۶۴]
ج ـ انواع اراضی از دیدگاه اسلام
۱)زمین بایر از اصل یا موات بالاصاله
۲)زمین بایر عارضی یا موات بالعارض
۳)زمین آباد از اصل یا محیاء بالاصاله (در حکم زمین موات بوده و در قوانین ، جزء انفال می باشد)
۴)زمین آباد عارضی یا محیاه بالعارض[۶۵]
۵)ملک خصوصی که ممکن است یک یا چند نفر مالک داشته باشد. بطور کلی انواع اراضی را می توان به شرح زیر تقسیم بندی نمود:
اراضی موات، بایر ،دایر، ملی[۶۶]
که در زیر تعاریف آنها را ذکر می کنیم.
۱ـ اموال دولتی وعمومی
دولت برای انجام خدمت عمومی و اجرای وظایف خود ، اموال گوناگونی در اختیار دارد و به تناسب موارد از هر یک استفاده خاصی می کند. اموال دولتی[۶۷]به معنای عام را می توان به دو دسته تقسیم کرد:[۶۸]
۱)اموال عمومی ـ این اموال بر دو قسم است :
الف :اموالی که مستقیماً در اختیار عموم برای بهره برداری قرار داده می شود مانند پل ها، خطوط راه آهن
-
- رشد آهسته و کنترل شده صنعت گردشگری؛
-
- ظرفیت یابی تعداد گردشگران ؛
-
- تعیین و اجرای نوع مناسب توسعه گردشگری ؛
-
- مشارکت مردم محلی در فعالیت های گردشگری ؛
-
- ایجاد ارتباط و همکاری با سایر بخش های اقتصادی محلی و
-
- بازاریابی دقیق و برنامه ریزی شده.
برنامه ریزی برای رسیدن به گردشگری پایدار مستلزم تعیین اهداف قابل حصول و در عین حال مطلوب می باشد. در فرایند برنامه ریزی گردشگری معمولأ اهداف زیر به عنوان اهداف مطلوب مورد توجه قرار می گیرند:
الف) توسعه گردشگری با رشد گام به گام و آهسته به گونه ایکه تغییرات کاملأ متناسب و سازگار با جامعه گردشگر پذیر باشد ؛
ب ) توسعه گردشگری بومی؛ (Indigenous)
ج)توسعه گردشگری با اتکا بر محصولات و تولیدات محلی به منظور حفظ حداکثر منافع اقتصادی در منطقه گردشگرپذیر و
د) توسعه گردشگری بر اساس بازارهای مناسب به صورتی که اثرات سوء اجتماعی و فرهنگی بر جامعه گردشگر پذیر را به حداقل ممکن برساند.
با اتخاذ چنین اهدافی در برنامه ریزی گردشگری می توان در جهت توسعه گردشگری پایدار حرکت نمود و با بهره بردن از منابع موجود یک جامعه و حفظ فرهنگ و اصول اجتماعی آن جامعه اثرات مثبت ناشی از این بخش اقتصادی بسیار مهم را افزایش داد و اثرات منفی آن را کنترل و یا حتی کاهش داد (خاکساری،۱۳۸۲،صص۵۳و۵۵).
۲-۱۵ معرفی تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی[۵۸](AHP):
فرایند تحلیل سلسله مراتبی برای اولین بار توسط توماس ال ساعتی در سال ۱۹۸۰ مطرح شد. این تکنیک یکی از جامع ترین سیستم های طراحی شده برای تصمیم گیری با معیارهای چندگانه است. زیرا این تکنیک امکان فرموله کردن مسئله را به صورت سلسله مراتبی فراهم می کند و همچنین امکان در نظر گرفتن معیارهای مختلف کمی و کیفی را در مسئله دارد . این فرایند گزینه های مختلف را در تصمیم گیری دخالت داده و امکان تحلیل حساسیت روی معیارها و زیر معیارها را دارد، علاوه بر این بر مبنای مقایسه زوجی بنا نهاده شده که قضاوت و محاسبات را تسهیل می نماید همچنین میزان سازگاری و ناسازگاری تصمیم را نشان می دهد که از مزایای ممتاز این تکنیک در تصمیم گیری چند معیاره می باشد( قدسی پور،۱۳۸۴،ص۵).
۲-۱۶ معرفی تکنیک دلفی[۵۹]:
روش دلفی به عنوان یکی از روش های ساخت یافته برای ایجاد وفاق در دهه ۱۹۵۰ میلادی در شرکت
« راند» ابداع شد.کاربرد این روش ، ساخت دادن به فرایند ارتباطات گروهی است، به نحوی که چنین فرایندی در فراهم کردن زمینه درگیری مجموعه ای از افراد به عنوان یک کل با مساله یا موضوعی پیچیده موثر باشد. این ارتباط ساخت یافته با بازخوان اطلاعات و دانش افراد ، ارزیابی نظر گروه، فراهم کردن فرصتی جهت افراد برای بازنگری در نظرشان و با تأمین درجه ای از محرمانه بودن پاسخ های افراد فراهم می شود. روش دلفی در عمل ، یک سری از پرسشنامه ها یا دورهای متوالی به همراه بازخوران کنترل شده های است که تلاش دارد به اتفاق نظر میان یک گروه از افراد متخصص درباره ی یک موضوع خاص دست پیدا کند (مشایخی و همکاران،۱۳۸۴ ،ص۲۰۰).
۲- ۱۷ بررسی تحقیقات مربوط به موضوع تحقیق در سطح ملی و بین المللی
۲-۱۷-۱ سطح ملی
مصطفی بهزاد و روزبه زمانیان در سال ۱۳۸۶ در پژوهشی تحت عنوان “کاریرد تصمیم سازی چند معیاره فرایند تحلیل سلسله مراتبی در برنامه ریزی گردشگری در شهرستان نیشابور ” به ارزیابی جاذبه های گردشگری شهرستان از طریق مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی پرداخته اند و در نهایت اولویت مکان های گردشگری شهرستان را با کاربست این مدل شناسایی نمودند. ایشان در این پژوهش با توجه به هدف مورد نظر که تعیین اولویت برتر مکان گردشگری بود بعد از تشریح اجزای مدل ارزیابی، به تعیین معیارهای مناسب پرداخته و در ۵ گروه اصلی معیارها را از هم تفکیک نمودند. ۱- معیارهای زیرساختی و تجهیزات و خدمات (قابلیت دسترسی، دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی، ارتباطات راه دور، دسترسی به تاسیسات اقامتی، دسترسی به تاسیسات پذیرایی، دسترسی به خدمات مالی، آب آشامیدنی، دسترسی به برق، سرویس بهداشتی) ۲- معیارهای اجتماعی – فرهنگی (خطر تعرض به گردشگران ، ازدحام و شلوغی محل) ۳- معیارهای اقتصادی (اشتغال زایی، درآمد زایی، توسعه منطقه، افزایش قیمت زمین) ۴- معیارهای زیست محیطی و طبیعی (کیفیت و زیبایی محیط اطراف، شرایط آسایش، باد، پوشش گیاهی ، شیب، سازندهای زمین ساختی، آلودگی صوتی،آلودگی بصری، آلودگی هوا،گسل، سیل گیری ،ارتفاع) ۵- معیارهای جاذب گردشگر(منحصربه فرد بودن، شرایط آب و هوایی، اهمیت جاذبه، نزدیکی به جاذبه های اطراف ،امکان بهره برداری در طول سال ،کیفیت جاذبه).همانطور که در بالا ملاحظه می شود هر معیار خود در برگیرنه تعدادی زیرمعیار بوده که هر کدام نسبت به هدف وزن دهی شده و میزان اهمیت و درجه سازگاری آن محاسبه می شود.تعداد مکان های گردشگری شهرستان نیز ۷۰ مورد بوده که نسبت به هم وزن دهی و ارزش گذاری شده و در نهایت از تلفیق اهمیت هر معیار در داده های استاندارد شده مکان های برتر گردشگری بنا بر اولویت خاص خود مشخص شدند (بهزادفر و زمانیان،۱۳۸۶).
در ارزیابی توان اکوتوریسم زمین با بهره گرفتن از تصمیم گیری چندمعیاره در منطقه دوهزار شهرستان تنکابن، نتایج بررسی ها نشان می دهد که مناسب ترین مکان برای توسعه صنعت گردشگری در این منطقه به ترتیب گزینه ای اول ، سوم و دوم منطقه بوده اند. در این میان معیارهای اجتماعی اقتصادی در ارزیابی توان زیست محیطی منطقه کاملا ضروری بوده و عواملی چون نزدیکی به مراکز جمعیتی، فاصله از رودخانه ها، جاده ها و گسل ها به منظور توسعه کاربری های گردشگری بسیار حائز اهمیت می باشد (خیرخواه زرکش و همکاران،۲۰۱۱، صص ۶۹۳-۷۰۰).
در این رابطه تحقیقی دیگر توسط عبدالرسول سلمان ماهیتی و همکارانش با موضوع “ارزیابی توان طبیعت گردی شهرستان بهشهر برمبنای روش ارزیابی چند معیاره با بهره گرفتن از GIS” در سال ۸۸ انجام شده است که درآن میزان مطلوبیت ۹ زون اصلی اکوتوریسم شهرستان بهشهر را بر مبنای اولویت مشخص می کند. در این پژوهش ۱۶ معیار از قبیل: فاصله از جاذبه های طبیعی و آثار تاریخی، حداقل دما در سردترین ماه سال ، فاصله از رودخانه ها و آب راهه ها، فاصله از روستا، فاصله از سطح اب زیرزمینی، حداکثر دما در گرمترین ماه سال ، فاصله از تالاب ها ، فاصله از شهرها، متوسط سالیانه تعداد روزهای یخبندان، خطر رانش ، شیب ،توان بالقوه فرسایش پذیری، زمین شناسی، فاصله از راه ها، فاصله از منابع آبی(چاه،چشمه،قنات) و تراکم پوشش درختی با توجه به هدف، مورد بررسی قرار گرفته و وزن عوامل با روش مقایسه زوجی (AHP) به خوبی محاسبه گردید . بیشترین وزن ها به عوامل یخبندان، رانش و فرسایش (تهدیدکننده ها) و کمترین وزن ها به عوامل فاصله از شهرها و حداکثر دما (دور کننده ها) تعلق یافت. مطلوبترین زون از میان ۹ طبقه،زون ۱و ۲و ۳ بوده است (سلمان ماهینی و همکاران،۱۳۸۸).
مقاله ای دیگر در این زمینه و با کاربست مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی با موضوع، تحلیل معیارها و عوامل محیطی – اکولوژیک موثر بر توان تفرج شهرستان لردگان توسط آقایان محمودی و دانه کار در سال ۸۸ صورت پذیرفته است. در این پژوهش برای ارزیابی و تعیین میزان مطلوبیت گزینه های تفرجی ،۸ معیار اصلی از قبیل منابع آبی، دسترسی، وضعیت زمین چشم انداز، جذابیت های طبیعی، تاریخی وفرهنگی و….، ۱۵ معیار فرعی از قبیل کیفیت آب، شیب، عمق دید، وسعت، زاویه دید و …. و ۴۶ شاخص برای تعیین میزان مطلوبیت تفرج متمرکز در محدوده ی شهرستان لردگان مورد بررسی قرار گرفته اند. مطابق نتایج به دست آمده ،گزینه های سوم، چهارم، ششم و هفتم از اراضی منطقه به سبب واقع شدن در اراضی دیم، آبی و مناطق مسکونی، فاقد زمینه لازم برای اجرای برنامه ریزی تفرجی متکی به جنگل است و تنها گزینه های اول، دوم و پنجم تعارضی با کاربری های فعلی منطقه ندارد و اختصاص این مناطق با توجه به معیارها به گستره های تفرج متمرکز امکان پذیر است (محمودی و دانه کار،۱۳۸۸).
در سال ۱۳۸۶مقاله ای با عنوان"بررسی رابطه توسعه ی گردشگری و رشد اقتصادی در ایران(۱۳۳۸-۱۳۸۳)"توسط سید کمیل طیبی و همکاران نگاشته شد. این مقاله با تایید فرضیات مورد پژوهش به این نتیجه رسید که رابطه علی بین گردشگری و رشد اقتصادی ایران ،یک رابطه علی دوطرفه است و بین این دو متغیر ،یک تعادل بلندمدت وجود دارد(طیبی و همکاران،۱۳۸۶)
“برنامه ریزی راهبردی توسعه ی گردشگری با تکیه بر بخش محصول” عنوان مقاله ای است که در سال ۸۷ به چاپ رسیده است. هدف این مقاله تعیین نحوه ی به کارگیری فرایند برنامه ریزی گردشگری منطقه ای در ایران است. در این مقاله ابتدا مبانی نظری فرایند برنامه ریزی راهبردی در برنامه ریزی منطقه ای با تکیه بر توسعه گردشگری مورد بررسی قرا ر گرفته است. در ادامه با تکیه بر فرایند برنامه ریزی راهبردی و فنون پیشنهادی مرتبط با آن درباره ی فعالیت های گردشگری شهرستان نیشابور یک مطالعه موردی صورت گرفته است.تعیین راهبردهای توسعه بخش محصول گردشگری از نتایج کاربردی پایانی این تحلیل می باشد(بهزادفر و زمانیان،۱۳۸۹).
در رابطه با مقوله گردشگری شهرستان رامسر نیز پژوهش های گوناگونی صورت گرفته است. در این رابطه می توان به پژوهشی با عنوان نقش مدیریت شهری در توسعه گردشگری مطالعه موردی: شهر رامسر اشاره کرد که توسط دکتر زهره فنی و علی محمدنژاد در سال ۸۸ انجام شده است.هدف از این مطالعه بررسی نقش مدیریت شهری در شناسایی توانمندی های گردشگری، برنامه ریزی و بهره برداری از جاذبه هاست. برای آگاهی از نقش مدیریت شهری در توسعه گردشگری رامسر به توزیع پرسش نامه بین گردشگران اقدام و سپس از روش های اماری برای تجزیه و تحلیل آنها استفاده شده است. همچنین مطالعات اسنادی ، مصاحبه و تصاویر برای دستیابی به اهداف و نتایج پژوهش مورد تاکید بودند. در پایان با بهره گرفتن از مدل SWOT به تحلیل نقش عوامل درونی و بیرونی در مدیریت گردشگری شهری رامسر و ارائه راهبردهای مدیریتی مناسب برای توسعه گردشگری استفاده شده است. بر اساس یافته های تحقیق ،مشخص شد که شهرهایی مانند رامسر دارای پتانسیل های مناسبی برای توسعه گردشگری اند، اما به علت ضعف های مدیریت شهری ،عدم یکپارچگی مدیریت در بهره برداری پایدار از جاذبه ها ،کمبود امکانات دسترسی و اطلاع رسانی ، عدم همکاری و هماهنگی نهادهای گوناگون شهری ، ناتوانی در تامین بهداشت و نظافت شهر و مشکلات مربوط به برنامه ریزی کاربری اراضی ، بخش گردشگری نه تنها از توسعه پایداری فاصله گرفته بلکه روند منفی را طی می کند (فنی و محمدنژاد،۱۳۸۸).
۲-۱۷-۲ سطح بین المللی
در سال ۲۰۰۹ میلادی تحقیقی توسط لو اگزولینگ و همکارانش در منطقه حفاظتی ایگزیانگ چین با محوریت “ارزشیابی امنیت اکولوژیکی گردشگری در مکان های میراث طبیعی"انجام شد. در این پژوهش بعد از توجه داشتن به اهمیت میراث های طبیعی و سیاست های حفاظتی آن در نواحی طبیعت گردی و گردشگری با بهره گرفتن از مدل های فرایند تحلیل سلسله مراتبی و دلفی به وزن دهی و ارزشیابی امنیت اکولوژیکی در منطقه پرداخته است. شاخص های اصلی مورد بررسی در این پژوهش شامل ۱- امنینت اکولوژیکی طبیعت (شامل : کیفیت محیط، بهداشت محیط ، تنوع زیستی) ۲- امنیت بصری چشم انداز(شامل: بناهای توریستی، احداث جاده ها ، تسهیلات لوله کشی و تراکم گردشگر) ۳- امنیت اکولوژیکی اجتماعی (شامل: امنیت مردم ، امنیت فرهنگی جامعه و مزایای اجتماعی گردشگری) بوده است. در وزن دهی متغیرها از طریق مدل AHP امنیت اکولوژیکی طبیعت در بالاترین رتبه جای گرفت سپس در رتبه دوم امنیت بصری چشم انداز و در نهایت امنیت اکولوژیکی اجتماعی قرار گرفته شد. نتایج بررسی ها نشان می دهد که وضعیت امنیت اکولوژیکی گردشگری ایگزیانگ چین در حد مطلوبی قرار داشته اما برخی از عوامل محدود کننده نیز وجود داشت که نهایتأ با انجام این اقدامات موثر از امنیت اکولوژیکی منطقه اطمینان حاصل شد(کولینگ و همکاران،۲۰۰۹).
یان زونگ و پنک هوآ در سال ۲۰۰۲ در تحقیق خود پیرامون نقش عوامل دینامیک در توسعه گردشگری در مناطق توسعه یافته با کاربست مدل دلفی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی اقدام نموده اند. نحوه ی امتیاز دهی این شاخص های کاربردی از طریق مدل دلفی و مراجعه به کارشناسان معتبر این رشته طی مراحلی صورت پذیرفته است تا اهمیت یکسان و یکدستی از شاخص ها به دست آید. اینان در ساخت مدل سلسله مراتبی خویش بر سه زیر سیستم جاذب توریست( نقاط یا پده های خوش منظر،کیفیت خدمات توریستی، تصویر منطقه و…)، زیرسیستم حمایتی(سیاست و قوانین گردشگری، محیط فرهنگی ناحیه، سطح توسعه یافتگی ناحیه و…) و زیرسیستم متوسط(زیرسیستم اطلاعات گردشگری، حمل و نقل گردشگری و مدیریت گردشگری) تاکید داشتند .از میان سه زیرسیستم کلی زیرسیستم جاذب گردشگری دارای بیشترین میزان اولویت و وزن بوده است همچنین از میان زیرسیستم حمایتی نقاط قانون مند گردشگری بیشترین وزن را به خود تخصیص داده است(ژانگ و پنک ،۲۰۰۲).
در سال ۲۰۰۷ تحقیقی با عنوان ” ترکیب AHP و GIS در ارزیابی کیفیت محیطی” در استان هونان چین به اجرا درآمد. شاخص های مورد بررسی در این تحقیق عبارت بودند از: محیط طبیعی، بلایای طبیعی، آلودگی محیطی و شاخص های اجتماعی اقتصادی.نتایج تحقیقاتشان نشان داد که ۳۵٫۲% از کل ناحیه استان هونان از درجه خوب و مناسبی از کیفیت محیطی و اکولوژیکی برخوردار است. علاوه براین ۲۲٫۸% از کل ناحیه استان از درجه مناسبی از کیفیت محیط برخوردار نبوده است. در حالت کلی میتوان نتیجه گرفت که وضعیت کیفی محیطی استان هیونان با روش های انجام شده در سطح متوسطی قرار داشته و سرعت یافتن فعالیت های انسانی به تنزل ویژگی های محیطی استان در سال های اخیر انجامیده است (کواینگ و همکاران،۲۰۰۷).
در پژوهشی تحت عنوان توسعه پایدار گردشگری در لیجیانگ چین ، که یکی از نقاط مشهور گردشگری این کشور است آمده است که در سال های اخیر صنعت گردشگری به سرعت گسترش یافته و در کیفیت زندگی ساکنان بومی تاثیرات خوبی ایجاد کرده است اما گسترش آن با عث تنزل رتبه زیست محیطی منطقه گشته است. نویسنده اشاره میکند که گردشگری این شهر هم اکنون پایدار نیست و پیشنهاد میکند که باید تغییراتی در سیاست گسترش گردشگری امروزی به سمت پایدارتر نمودن آن در دوره بلند مدت ایجاد شود .در پایان پیشنهاداتی برای مسیر توسعه گردشگری لیجیانگ مطرح می کند(ژانگ،۲۰۰۰).
بیلادی و همکاران در مقاله خود با موضوع گردشگری و محیط زیست به تاثیرات مالیات های آلودگی روی آسایش و محیط زیست در یک اقتصاد کوچک باز می پردازند. میزان مالیات آلودگی مطلوب به گردشگری بیرونی و درونی برمی گردد که می توانند از آسیب های حاشیه ای آلودگی ملاحظه شده توسط ساکنان بومی بیشتر یا کمتر باشند. شبیه سازی های عددی نشان می دهند که نرخ مالیات های مطلوب گردشگری درونی بیشتر از گردشگری بیرونی است. به منظور حفاظت از محیط و جذب گردشگرتنظیم آئین نامه های آلودگی ضروری است. مالیات های آلودگی نه تنها میزان آلودگی محیط را کاهش می دهد بلکه تاثیر تجاری خوبی برای کارشناسان خدمات و تسهیلات گردشگری دارد. نرخ های مالیاتی بهینه میتواند بیشتر یا کمتر از صدمات حاشیه ای مشاهده شده از ساکنان بومی باشد که به درجه شدت آلودگی نیز وابسته است. علاوه بر این، زمانی که درجه ی قدرت انحصاری گردشگری افزایش یابد میزان نرخ های مالیات های بهینه گردشگری درونی نیز افزایش می یابد. به عبارتی اگر کشوری تلاش به جذب گردشگران آگاه محیطی داشته باشد مالیات مطلوب محیطی زمانی که بازار گردشگری رقابتی باشد می تواند بیشتر شود(بلادی و همکاران،۲۰۰۲).
۲-۱۸ نتیجه گیری
گردشگری پدیده ای جدید با آینده ای روشن و با اهمیت به شمار می رود که از عناصر مختلف تشکیل شده است.این عناصر شامل جاذبه ها، مکان ها یا نقاط طبیعی و انسانی است و وابسته به محیط ، فرهنگ و روابط اجتماعی ، حمل و نقل، تسهیلات و خدمات است که سبب تغییر محیط یا تغییر فرهنگی می گردد، تنوع عامل فوق تعریف جامعی از توریسم را مشکل کرده است(موحد،۱۳۸۲،ص۱۴۷۹).
پدیده گردشگری در طی سال های اخیر رشد بسیار چشمگیری داشته است. همانطوری که بحث گردید،گردشگری از جنبه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تاثیرات بسیار زیادی در جهان کنونی داشته است که با توجه به این تاثیرات می تواند مزایای زیادی را با خود به همراه داشته باشد.در کنار این جنبه های مثبت نباید از جنبه های منفی این صنعت غافل شد.چرا که بی توجهی به این عوامل ممکن است حتی مزایای مثبت این صنعت را نیز از بین ببرد.
با توجه به اصل توسعه پایدار و تلاش در توسعه صحیح صنعت گردشگری در چارچوب این اصل، جا دارد جایگاه و مقام گردشگری را همانند میراثی کهن حفظ نموده و هر چه رشد یافته تر و متکاملتر به نسل های آینده اهدا نماییم.
فصل سوم
جغرافیای شهرستان رامسر با نگرش بر قابلیت های گردشگری۳-۱ مقدمه
در این فصل وضعیت گردشگری رامسر را مورد بررسی قرار می دهیم. در ابتدا کلیاتی در مورد ویژگیهای طبیعی و انسانی شهرستان مورد بررسی قرار گرفته و سپس مهمترین جاذبه های گردشگری رامسر به صورت فهرست وار ذکر گردیده است. هر چند ذکر تمام این جاذبه ها در این فصل امکان پذیر نبوده است، ولی سعی شده است به صورت خلاصه مهمترین جاذبه های آن معرفی شود. این فصل شامل سه بخش می باشد.بخش اول مربوط به بررسی وضع موجود ناحیه از لحاظ ویژگی های طبیعی، بخش دوم شامل ویژگی های انسانی (اجتماعی و اقتصادی) و بخش سوم به بررسی ویژگی های گردشگری ناحیه اختصاص یافته که در آن به جاذبه های گوناگون طبیعی، تاریخی و… میپردازیم.
۳-۲ جغرافیای طبیعی شهرستان
۳-۲-۱ شناخت ناحیه مورد مطالعه از لحاظ موقعیت،حدود و وسعت
استان مازندران با مساحتی حدود ۶۸/۲۴۰۹۰ کیلومتر مربع که ۵۴/۱ دصد از کل مساحت کشور را شامل می شود.این استان حدودا بین ۴۵- ۵۰ تا ۹-۵۴ طول جغرافیایی و ۱۲- ۳۵ تا ۲۵- ۳۶ عرض جغرافیایی قرار گرفته و از شمال به دریاچه مازندران و کشور ترکمنستان ، از جنوب به استان های قزوین، تهران و سمنان ، از شرق به استان گلستان و از غرب به استان گیلان محدود می شود.
استان مازندران مطابق آخرین تقسیمات سیاسی کشور دارای ۱۹ شهرستان به نام های بهشهر، نکا، ساری، قائم شهر، جویبار، سوادکوه، بابل، بابلسر، آمل، محمودآباد، میاندرود، فریدونکنار ، نور، نوشهر، چالوس، تنکابن، عباس آباد، رامسر وجویبار میباشد.
شهرستان رامسر در منتهی الیه غرب استان مازندران ، در شمال ایران و در کرانه جنوبی دریای مازندران واقع شده است. این شهرستان از شرق به شهرستان تنکابن، از غرب به چابکسر(استان گیلان) از جنوب به قزوین و از شمال به دریای خزر منتهی می شود.
مساحت این شهرستان معادل ۸/۷۲۹ کیلومتمربع است که تقریبا ۳ درصد از کل مساحت استان را به خود اختصاص داده است. این شهرستان بین ۴۳-۵۰ دجه طول جغرافیایی و ۵۵-۳۶ درجه عرض جغرافیایی واقع گردیده است.
۲) بررسی قواعد فقهی مورد توجّه علاّمهی جعفری
۳) بررسی تفاوت دیدگاههای فقهی علاّمهی جعفری با سایر فقها
۱-۲) ضرورت و اهمّیت تحقیق
فقه، امروز علاوه بر چالش با طیف شش ضلعی فقه ستیزان (ملحدان دین ستیز، عرف گرایان شریعت گریز، اباحی طلبان بیمبالات، سیاسیون لیبرال، متنسّکان اقلیگرا، صوفی مآبان مسلکی) با دو آفت و عارضهی افراطی و تفریطی اساسی مواجه است.
۱) ظهور بی مبالاتی علمی و رواج اظهارات و افتائات فارغ از دغدغه ی منطق و مبنا
۲)فقر جرأت علمی و سیطره ی نوعی انعطال و انسداد پنهان بر فن و فعل اجتهاد
جایگزینی اصطیاد مشرب مدار به جای اجتهاد منطق محور، تلاش برای بومیسازی و شرع اندود کردن نظرات و نظامّات وارداتی غربی، اصرار بر اصالـت الحذف و اقلی گرایی در قلمرو شریعت، سیاستزدگی و افتائات حزبی، اصالـت التّجدّد، روشنفکرزدگی، شاذگرایی، اصرار بر تکثّر و تکثیر آراء، بدعت گذاری به جای بدیعپردازی، رواج فقه ژرنالیستی، مظاهر عارضهی نخست است. انعطال اجتهاد و نوآوری در حوزهی فقه علمی (عقاید) و در بخش عمده فقه عملی (احکام اجتماعی سیاسی، و، اخلاق و تربیت) بسندگی به تفقه در فقه فردی و پرهیز از اجتهاد در «اجتهاد» همچنین محدود انگاشتن (دست کم محدود کردن) کاربرد قرآن، سنّت فعلی، فطرت و عقل و عدم اعتنای درخور به نقش اصل عدالت مداری تکوین و تشریع، نیز غفلت از خصلت جامعنگری، جامعهگرایی و دولت پردازی اسلام و نکات بسیار دیگر در استنباط، نشانههای عارضه «انسداد اجتهاد» است. فقه در کنار اخلاق، «نظام نامه ی چگونه زیستن» مؤمنان را شکل میدهد؛ در عهد ما فقه اسلامی، به خاطر حضور کارساز خود در صحنهی تدبیر حیات جمعی مسلمانان بهویژه مردم ایران از منزلت و موقعیت ویژهای برخوردار گشتهاست، و این امر، اینک از سویی فقه و علوم فقهی را در معرض چالشها و چند و چونهای بسیار نهاده و گروهها یا کسانی را، هرچند به دواعی متفاوت، به تنقید و تنقیص فقه و حقوق اسلامی واداشته است، و از دیگرسو(و طبعاً) مسئولیت فقیهان و حقوقپژوهان را در ژرفایش، گسترش و بازپیراست علوم فقهی و نظام حقوقی اسلام صدچندان ساخته است. از طرفی دیدگاههای حکیمانهی علاّمهی جعفری در زمینه فقه میتواند بنا به ضرورت توجّه به فقه به عنوان یکی از ضروریّات تربیت دینی مثمر ثمر باشد. از اینرو این پژوهش سعی دارد به بررسی فقه از دیدگاه علاّمهی جعفری بپردازد و دیدگاههای فقهی وفلسفی وعرفانی ایشان را مورد بررسی دقیق و موشکافانه قرار دهد.
۱-۱-۴)پیشینه ی تحقیق
در زمینهی فقه تاکنون تحقیق جامعی صورت نگرفته و اگر بحثی مطرح شده بیشتر به صورت بیان دیدگاهها بوده یا به صورت گزارش امّا از دیدگاههای فلسفی، علمی، انسان شناسی ودیگر مباحث پژو هش ها انجام شده که برخی ازآنها عبارتند از:
۱)علی ربّانی (۱۳۹۰) پژوهشی تحت عنوان«بررسی مباحث کلامی علاّمهی جعفری و برتراند راسل » انجام داده که در این پژوهش ضمن بررسی تفاوت دیدگاههای این دو در نهایت اشاره میکند به ویژگیهای مشترک دو متفکّر و فیلسوف نامبردار و توجّه و اهتمامی که آنان به مقولههای مختلف در زمینهی فلسفه، مذهب و انسانشناسی دارند به عبارت دیگر، پژوهش فلسفی در زمینهی انسان و مذهب در آثار این دو فیلسوف غرب و شرق جایگاه برجستهای را بهخود اختصاص داده است. با این تفاوت که پژوهشهای لرد راسل در این باره مبتنی بر فلسفه شکّاکیت و الحاد است، ولی تحقیقات استاد جعفری از فلسفه الهی الهام گرفته است، و این امر سبب تفاوت دیدگاه آن دو در اینگونه مسایل گردیده است؛ تفاوتی که استاد جعفری را در جایگاه منتقد افکار و اندیشههای راسل نشانده است.
۲)صالح افشار تویسرکانی(۱۳۹۰)پژوهش تحت عنوان«امام حسین از دیدگاه علاّمه جعفری» انجام داده که اشاره میکند استاد علاّمهی جعفری همواره بر توجّه داشتن به اهمّیت حادثه ی عاشورا اصرار میورزید. از آن جهت که این حادثه، تابلویی ماندگار برای بشریت به یادگار نهاد که ارزشهای انسانی در متن آن به زیبایی به نمایش درآمد. این حادثه به بهترین شکل، قابلیّت انسان را در گرفتار آمدن به درجهی حضیض سقوط و استعداد او را در اوج گرفتن به درجهی رفیع صعود، برای همهی آیندگان نمایاند. عاشورا برجستهترین صحنهی نمایش حضور خدای تعالی در زندگی انسان بود. حادثه ی عاشورا در نگاه علاّمه آنچنان است که میتواند تکیه گاه و پشتوانهی اخلاق ابنای بشر قرار گیرد. میتوان در آینهی عاشورا تفسیر عظمت حیات انسان را به تماشا نشست. در نهایت اشاره میکند که اگر چه داستان کربلا دلخراشترین حادثههاست، امّا استراتژیترین حادثه نیز به شمار میرود. به این دلیل که نکات مهمّ این داستان، قابل مقایسه با هیچ یک از حادثههای بشریت درطول تاریخ نیست. چرا که تماماً آگاهانه و با اختیار صورت پذیرفته است.
۳)علی نوروزی و زهره متقی(۱۳۹۰) پژوهشی تحت عنوان «زیبا شناسی از منظر علاّمهی جعفری و پیامدهای تربیتی آن » انجام داده اند. در این پژوهش اشاره شده که «زیبایی شناسی و هنر» یکی از نمودها و جلوههای بسیار شگفت انگیز و سازندهی حیات بشری و مهم تر از آن، قلمرو یا حیطه ی مشخصی است که جهان در آن تفسیر میگردد. در حالی که تقریباً تمام افراد جامعه میپذیرند یکی از اهداف تعلیم و تربیت، آشنا کردن دانش آموزان با هنر و ارائه فهمی از آن، ایجاد حس زیبایی شناختی علمی، و پرورش خلاقیت هنری است و یکی از مسایل مهمّ تعلیم و تربیت چگونگی توجّه به بعد وجودی انسان در گرایش به زیبایی است، با این حال، در اولویت بندی های معاصر نظام های تعلیم و تربیت، زیبایی شناختی در مقام عمل، در رتبهی پایینتری قرار دارد و در نتیجه، در نظام تعلیم و تربیت در زمینه ی هنر به طور خاص نیز دیدگاهی صحیح ارائه نگردیده است و آن را اغلب یک کار اضافی، ظریف، و یا تکمیلی قلمداد میکنند؛ نگرشی که با مطالعهی تاریخ تربیت، اثبات آن به راحتی امکان پذیر است. در نهایت به این نتیجه میرسد که آن چه در بحث زیبایی شناسی مورد نظر علاّمه است، شامل تمام جنبه های تعلیم و تربیت و در همهی حوزه های یادگیری می باشد و در واقع، وی کاملاً تربیت زیبایی شناختی را از تربیت هنری که شامل آموزش صرف هنر است، تفکیک و از معنای محدود خارج میکند و آن را یکی از جنبه های تربیت زیبایی شناختی میداند. آن چه علاّمه در تربیت زیبایی شناختی دنبال میکند، تربیت درک کنندگان خلاق و خودجوش است و در این درک کردن، به حالات درونی و شناخت عمیق اشاره دارد و نه صرفاً آگاهی از آنها یا درباره آنها. از این رو، با قراردادن افراد در معرض این تجربیات به شیوهی خوشایند، تجربهی پایدار و فرایند مداوم یادگیری و پیشروی در خط کمال و راه حیات معقول که علاّمه دنبال آن بود، حاصل میشود.
۴)عبدالله نصری(۱۳۹۰)پژوهشی تحت عنوان«علم وفلسفه از دیدگاه علاّمهی جعفری» انجام داده که به این مسأله اشاره کرده که علاّمهی جعفری چنین تعریفی را از قانون علمی ارائه میدهد: قانون علمی قضیهای است کلی که بیان کننده نظم موجود در عالم میباشد و تحقّق آن مشروط به مقتضیات و شرایطی است. به طور مثال قرار گرفتن زمین در مقابل خورشید که موجب روشنایی زمین میشود به جهت استمرار شرایط و مقتضیات خاصّی است. به بیان دیگر هر قانون علمی را از نظم حاکم بر روابط بین پدیده ها به دست می آوریم. قانون علمی، آن قضیّه ی کلی است که بیان کنندهی یک جریان منظّم در عالم هستی است که برای به وجود آمدنش شرایط و مقتضیاتی لازم است، به طوری که در صورت تخلف یکی از آن شرایط و مقتضیات، جریان مربوط به وجود نمیآید، در حقیقت استمرار آن شرایط و مقتضیات، موجب استمرار جریان میباشد و کلّیت قانون هم از این جا ناشی میگردد که آن امور (شرایط و مقتضیات) در حال به وجود آمدن استمرار است و به این نتیجه رسیده. از نظر علامه، همان گونه که پدیده های مادّی از دیدگاه علمی قابل شناسایی هستند، حقایق ارزشی نظیر عدالت و شرف و تکلیف و ارزش نیز میتوانند به عنوان موضوع های علمی بررسی دقیق شوند.
۵)دکتر شریف لک زایی (۱۳۸۹) پژوهشی تحت عنوان «فضاهای آزادی در اندیشهی علاّمهی جعفری» انجام داده که وی اشاره کرده آزادی، مقولهای است که شاید در منظومهی فکری بسیاری از اندیشمندان دارای تفاسیر متعدّدی باشد. لکن از دیدگاه اسلام شقوق مختلف آزادی چه در حوزهی سیاسی و چه در حوزههای فکر و اندیشه دارای تعریف و حدّ و مرز مشترکی است. علاّمهی جعفری به عنوان یکی از برجسته ترین چهره های فکری مسلمین در سالهای اخیر در کتب خود به تبیین مفهوم آزادی و ارائه حدّ و مرزها و هدف غایی آزادی انسانها پرداخته است. در نهایت به این نتیجه میرسد که علامهی جعفری به اختصار بحث آزادی سیاسی را بیان کرده و بنیاد آزادی سیاسی را که تعیین سرنوشت آزادانه و اختیارمداری انسان و فقدان سلطهی غیر بر آدمی است مورد تأکید قرار داده است. آزادی سیاسی چیزی نیست جز اینکه انسان بر فعل و انفعالات جامعه، نظام سیاسی، حاکمیّت و حاکمان جامعه تأثیرگذار باشد. در واقع، آزادی سیاسی هنگامی مصداق مییابد که آدمی بتواند در نظام سیاسی و اجتماعی ای که در آن زندگی میکند، نقش آفرینی کند و در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشد. علاّمهی جعفری اولویّت آزادی بر هرگونه سلطه ای در این نوع از آزادی را به وضوح مطرح کرده است. در واقع اگر آدمی فاقد آزادی سیاسی باشد و نتواند در سازوکار سیاسی جامعهی خود دارای نقش باشد، نسبت به عملکرد خود نیز نمیتواند پاسخ گو و مسئول باشد.
۶)اسماعیل جعفر پور (۱۳۸۷) پژوهشی تحت عنوان «سیری در اندیشه های سیاسی اجتماعی علاّمهی جعفری» انجام داده، وی به بررسی آرا و اندیشههای سیاسی علاّمهی جعفری پرداخته و وجوه اهمّیت آن هم در بازشناسی هویّت پیشین و معرّفی آرای سیاسی متفکّران مسلمان و عرضهی آنها به مراکز علمی و پژوهشی و هم در ماهیّت چنین نظریه هایی در دورهی معاصر توجّه داشته است. همچنین وی بیان می دارد که علاّمهی جعفری تأمّلات سیاسی - اجتماعی خود را در مواجه با بحرانی که به دنیای مدرن روی آورده، انجام داده و در رهایی از آن به ارائه الگوی «حیات معقول» روی آورده است که ذات آن عاری از چنین بحرآنها می باشد. در نتیجه گیری از بحث، نشان داده شده است که چگونه دستگاه فکری و فلسفی و عرفانی و شناخت شناسانه ی علاّمه در مواجه با سؤال ها و دغدغه های فکری زمانه میتواند نظم سیاسی مطلوب و معقول را ترسیم کند و انسان را از حیات مادّی و بحر آنهای ناشی از اعمال سیاست های مادّی و حیوانی و ماکیاولی نجات داده، در زندگی معنوی و سیاست معقول قرار دهد.
۷) اختر غلامی (۱۳۸۷) پژوهشی تحت عنوان «انسان شناسی از دیدگاه علاّمهی جعفری» انجام داده و اشاره کرده که از دیدگاه علاّمهی جعفری، خداوند انسان را به طور مستقیم و دفعی از خاک آفریده است، و فرضیّه ی تکاملی داروین و سایر فرضیهها در این مورد، از نظر علمی به اثبات نرسیده است. انسان موجودی است دارای دو ساحت مادّی و معنوی، که از ساحت معنوی او به نفس تعبیر میشود، و نفس، حقیقتی است که در بدو تولّد خود، مادّی است، ولی در جریان تکامل رو به تجرّد میرود. بین نفس و بدن در حیات دنیوی انسان ارتباط و تعامل وجود دارد، و هدف از آفرینش انسان، تکامل یعنی تقرب وجودی انسان به خداوند است. شرایط دستیابی به کمال هم عبارت است از خودشناسی و ایمان به خداوند و رسولان او؛ ایمانی که زمینهساز اعمال شایسته میشود. از سوی دیگر، انسان در نظام آفرینش از جایگاه ویژهای برخوردار بوده، و دارای کرامت، یعنی شرافت و عزّت ذاتی، و تواناییهای وجودی است، که با تلاش میتواند آنها را شکوفا نماید. انسان خلیفهی خدا ی تعالی بر روی زمین است و ملاک برتری انسانها نسبت به یکدیگر نیز تقوا میباشد. همچنین انسان موجود عاقلی است و علاوه بر آن حق انتخاب و گزینش نیز دارد، و اختیار وی منافاتی با خالقیّت مطلق و سایر اوصاف خداوند ندارد؛ زیرا افعال او خارج از دایرهی علم الهی شکل نمیگیرد. در وجود انسان نیرویی به نام وجدان هم هست، که به شکلهای مختلف ظاهر میشود. از سوی دیگر، انسان میتواند به شیوهی خاصّی در زندگی دنیوی عمل کند؛ مانند دنیاگرایی صرف و یا آخرتگرایی صرف، و یا جدا کردن حساب آخرت از دنیا و ارتباط نداشتن بین آن دو. امّا تنها شیوهای که میتواند سعادت دنیا و آخرت انسان را تضمین کند زندگی بر اساس حیات معقول است. حیات معقول یعنی تنظیم کردن زندگی دنیوی انسان به شکلی که علاوه بر سعادت دنیوی، سعادت اخروی نیز تأمین شود.
۸) مصطفی فرح بخش (۱۳۸۷) پژوهشی تحت عنوان «انسان و مفاهیم در دیدگاه علاّمه محمّد تقی جعفری» انجام داده و به این مسأله اشاره کرده که هر اندازه فاصله ی بین ناظر و جسم متحرّک زیادتر باشد، حرکت آن جسم کندتر می کند. حقیقت این است که با اینکه سازندهی کشش زمان در کارگاه مغز ماست و ما میتوانیم عبور طناب ممتدّ زمان را در درون خود احساس نموده و چگونگیِ شتاب و کندیِ آنرا به طور مستقیم دریافت کنیم، با این حال، به ندرت اتّفاق میافتد چنین توجّه عمیقی به درون داشته و واقعیّت گذشت زمان را به خوبی دریابیم. در نهایت به این نتیجه رسیده که از دیدگاه علاّمه اساسیترین مختصّ حیات، تعدیل و تصعیدِ خودمحوری به سود انسانمحوری است که رو به کمال دارد. همانگونه که ملاحظه میشود، اشتراک با حیات دیگران و لزومِ تعدیل و تصعید، با لذّتجویی سازگار نمیباشد.
از آن هنگام که در دیدگاه نوع انسانی، حقیقتی به نام «قانون» نمودار شده، مفهوم «عدالت» نیز برای او مطرح گشته است، زیرا عدالت عبارت است از: رفتار مطابق قانون. این تعریف که به نظر ما یکی از جامعترین تعریفات برای عدالت است، میتواند شامل همهی رفتارها و پدیدههای عادلانه باشد. گمان نمیرود یک انسان عاقل پیدا شود و معنای قانون و عدالت و اهمّیتِ اساسیِ آن دو را درک کند، با اینحال عاشق عدالت نشود. عدالت است که واقعیّت را از ضدّ واقعیّت تفکیک میکند. عدالت است که طعم حیاتیِ قانون را مشخص میکند.
۹) مرتضی یوسفی راد (۱۳۸۶) پژوهشی تحت عنوان «کنکاشی در فلسفه سیاسی علاّمهی جعفری: فلسفه سیاسی حیات معقول» انجام داده که وی بیان میکند علاّمهی جعفری ضمن نقد و نفی فلسفه های مادّی، ضرورت داشتن نگرش فلسفی با جهت الهی برای حیات و زندگی را واضح و روشن میداند. به عقیده ی وی، باید در جامعه تعقّل همگانی ایجاد کرد تا همیشه همهی افراد جامعه، از افکار، اعمال و رفتارهای خود پرسش فلسفی داشته باشند و در عین حال بتوانند بدانها پاسخ معقول بدهند. فلسفه، اصلی ضروری برای زندگی بشر است. فلسفه، یعنی فکر، تأمّل، اندیشیدن، واین امر همهی شئون حیات آدمی و اصول زندگی انسان را در بر میگیرد. فلسفه به این معنی یک پیشرفت و حرکت در عمق و تحوّل، گردیدن وشدن است؛ چون به طرح سؤالات اساسی پرداخته و اهتمام به پاسخ آنها داشته؛ در حالی که علوم تجربی امروزی، حرکت در عرض و سطح دارند؛ امّا فلسفه مبانی اصول عملی هر جامعه را شکل میدهد و با فرهنگ آن جامعه عجین شده است. علاّمهی جعفری در نظریّهی حیات معقول خود، آن را گردیدن، شدن وحرکت در رسیدن به هدف های والای انسانی میداند که با گذشتن از حیات طبیعی و حرکت در حیات معقول تا رسیدن به حدّ کامل آن به دست میآید. وی امکان دستیابی به چنین حیاتی را با اعمال سیاست، معقول میداند که مجموعا نظام سیاسی حیات معقول را تشکیل میدهند. نتیجه اینکه فلسفه سیاسی علاّمهی جعفری، ترسیمگر زندگی مطلوب وحیات معقولی است که ناظر به دو بعد مادّی و معنوی انسان و نیازهای آن است. علاّمهی جعفری تفکّر سیاسی حاکم بر غرب را ناشی از نگرش مادّی از انسان و حاکمیّت سیاست مادّی و طبیعی حاکم بر جوامع غربی میداند که دنیای معاصر را دچار دردهای بیدرمان زیادی کرده است. وی نجات بشریّت را در شکوفاسازی عقول بشری و وجدان سلیم و فطرت پاک میداند که در ذاتّ انسان نهاده شده و انسان به واسطهی آنها امکان درک حقّ و باطل را مییابد و این به واسطه ی درک معارف حقّ از منابع عقل و وجدان و پیامبران عظّام و رسیدن انسان به واسطه ی مدیریت معقول به آزادی مسئولانه و انتخابگر و آگاهانه در درک بهتر(شایسته)ها و عمل بدانها حاصل میشود.
۱۰) حسن مهدی فر(۱۳۸۱) پژوهشی تحت عنوان «حیات معقول از دیدگاه علاّمهی جعفری» انجام داده که به این مسأله اشاره کرده زندگی انسان و چگونگی و هست و بایدهای آن، همواره یکی از بزرگترین دغدغه های انسان شناسان، حکیمان و در راس همهی آنان پیامبران الهی و اوصیای آنان بوده و اصولاًً هدف از فرستادن پیامبران و انزال کتب، راهنمایی و ایصال انسان به زندگی والا و هدفی اعلا بوده است. ضرورت تفسیر و توجیه صحیح حیات انسانی و هماهنگ ساختن دو قلمرو زندگی انسان آن چنان که هست و آن چنان که باید باشد در تمامی شئون و ابعاد آن، همسان ضرورت وجود خودانسان است. لزوم عبور انسان از مرحلهی حیات طبیعی حیوانی به حیات اعلای انسانی و حرکت به سوی هدف والای زندگی که همانا رسیدن به جاذبه ی ربوبی و لقاءالله است، مقصود اصلی آفرینش انسان تلقی میگردد، در قرآن و سخنان معصومین علیه السلام خصوصاً نهج البلاغه، تفسیر و توجیه زندگی انسانی و ارائه راهکارهای منطقی در جهت تحوّل و حرکت تکاملی انسان و ورود وی به حیات طیّبه، به طور کاملاً بنیادین و اصیل، توضیح داده شده و مورد تأکید قرار گرفته است. از طرف دیگر، علاّمهی جعفری (ره) دارای دیدگاههای جامع، ارزشمند و نوین در موضوعات مختلف دینی، فلسفی، کلامی، فقهی و انسان شناسی است که موضوع حیات معقول از جمله ابتکارات ایشان در جهت تفسیر صحیح حیات انسانی میباشد لذا جایگاه انسان به عنوان رهرو طریق حیات معقول، توصیف و راه های تکامل انسان در حیات تکاملی و معقول تبیین شده است در ادامه، انسان کامل از منظر حیات معقول و عرفان مثبت اسلامی که مبتنی بر قرآن و نهج البلاغه است مورد توجّه قرار گرفته است.
با توجّه به پژوهش های فوق ذکر برتری این طرح بر این است که ضمن بررسی شخصیّت و دیدگاههای علاّمهی جعفری، به طور اخص به بررسی دیدگاههای فقهی ایشان میپردازد.
۱-۱-۵) اهداف کاربردی
این پایان نامه میتواند برای دستگاه های زیر مورد استفاده قرار گیرد؛
دانشگاه ها
مؤسّسات پژوهشی
این قبیل دستگاه ها میتوانند برای آشنایی بیشتر از دیدگاههای علاّمهی جعفری استفاده کنند همچنین میتوانند در جهت گسترش تحقیق و پژوهش در این زمینه، از تحقیق مورد نظر استفاده نمایند.
۱-۱-۶) روش تحقیق
این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با رویکردی فقهی انجام میشود.
۱-۱-۷) ابزار گردآوری داده ها
مراجعه ی مستقیم به منابع کتابخانه ای و غیره (اعم از فارسی، انگلیسی، عربی) استفاده از مجلّات و فصلنامه های پژوهشی، مقالات اینترنتی و سایر منابع موجود روزنامه ای و منابع اسنادی می باشد.
۱-۱-۸) سازماندهی تحقیق
در این پژوهش در فصل اوّل کلّیات تحقیق و در فصل دوّم به بررسی زندگی نامه ی علاّمه و در فصل سوّم به بررسی آراء و اندیشه های علاّمه پرداختهایم و در فصل چهارم دیدگاههای فقهی علاّمه را مورد بررسی قرار داده ایم و در نهایت در فصل پنجم به نتیجه گیری پرداختهایم.
فصل دوم
شناخت زندگی و شخصیّت
استاد علاّمهی جعفری
۲- شناخت زندگی و شخصیّت استاد علاّمهی جعفری
امروزه همهی اندیشمندان و صاحب نظران مسایل اجتماعی به این حقیقت تأکید دارند که از طریق بررسی نوع برخورد و کم و کیف بهره برداری مردم جوامع مختلف از سرمایه های مادّی و معنوی خود میتوان دور نمای آیندهی جوامع را از نظر پیشرفت و تعالی و یا انحطاط و عقب ماندگی به صورت بسیار دقیق پیش بینی کرد.
بر این اساس، استفادهی مناسب از دست آوردهای فکری و فرهنگی اندیشمندان بزرگ و دانشمندان متعهّد، در دست یابی به اهداف اجتماعی و پیشرفت های لازم علمی و فرهنگی و نیز در مبارزه با پیش آمدهای ناگوار اجتماعی و غیره بسیار مفید و مؤثّر میباشد. از جمله ابعاد مؤثّر شخصیّت بزرگان عرصهی علم و اندیشه، شناخت شخصیّت، اخلاقیّات ، تفکّرات سیرهی زندگی آنهاست. این بخش از شخصیّت انسانهای برجسته، به ویژه از نظر آموزشی و تربیّتی در همهی اقشار به ویژه قشرهای جوان بسیار مؤثّر است. در این بخش، سعی در شناخت شخصیّت علاّمهی جعفری و ویژگی های شخصیّتی آن داریم، ضمن اینکه تلاش میشود نگاهی به دوره های مختلف زندگی پربار علمی علاّمه و بررسی بعضی از ویژگی های سازندهی شخصیّت آن داشته باشیم.
۲-۱) زندگی نامه ی علاّمهی جعفری
استاد علاّمهی جعفری به سال ۱۳۰۲ خورشیدی[۱] در یکی از خانواده های متدیّن شهر تبریز متولّد شد. کودکی خویش را در پناه پدری راستگو و مادری سیّده و پاکدامن آغاز کرد. پدر علاّمه جعفری، حاج کریم جعفری، تحصیلاتی نداشت و نانوا بود امّا حافظه ای غیر عادّی داشت و اغلب سخنان وعّاظ شهر را جمله به جمله بیان میکرد، خود علاّمه میگوید: «پدرم درس نخوانده بود امّا حافظهی غیر عادّی داشت و اغلب سخنان وعّاظ شهر را جمله به جمله بیان میکرد. بعدها ما به عظمت پدرمان پی بردیم. او روحیه ی بسیار بالایی داشت و آدم رقیق القلبی بود. شغلش نانوایی بود و بدون وضو دست به خمیر و نان نمیزد»(فاضلی، ۱۳۷۸، ص۴۵).
امّا مادر ایشان از سادات علوى یکى از خاندان بزرگ تبریز به شمار مىآمد، با سواد بود و نخستین بار قرآن را به استاد جعفری آموخت. امّا متأسفانه در سن سی و دو سالگی (درسال ۱۳۲۱ش) ازدنیا رفت. علاّمه در این زمینه میگوید: «مادرم از سادات علوی و از خاندان بزرگ تبریز به شمار می آمد. مادرم بر خلاف پدرم با سواد بود و جوان هم از دنیا رفت و به هنگام مرگ سی دو سال داشت و نخستین بار او قرآن را به من یاد داد. حتّی یادم میآید وقتی با او به مشهد رفتیم، در طول راه قرآن میخواند و میان راه که برای استراحت و نماز توقّف کردیم، فرزندانش را دورش جمع کرد و یک سورهی قرآن به ما تعلیم داد» ( سفری، ۱۳۷۷، ص۲۱).
جوادی میگوید: «مادر علاّمه از خاندان بزرگ و محترم تبریز بود. پدر ایشان مرحوم «ربیع حکیم» طبیب بود و مرحوم حاج کریم جعفری پدر علاّمه در روزگار جوانی نزد میر ربیع حکیم کار میکرد»( جوادی، ۱۳۷۸، ص ۹).
علاّمه در آغازین سالهای حیات حدود شش سالگی به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدایى را در دبستان اعتماد آغاز کرد و چون خواندن و نوشتن را پیش از آغاز دبستان، از مادر خویش فراگرفته بود، به صلاح دید مدیر مدرسه (جواد اقتصادخواه) درس و تحصیل را از کلاس سوّم ابتدایی آغاز کرد، امّا پیش از ورود به کلاس ششم، وقفهای دراین امر پیش آمد ولی دوباره با «حوزهی علمیّه طالبیّه» تحصیل را آغاز کرد و در آنجا دروس سطح مقدماتى حوزه و ادبیات را در نزد استادان بزرگوارى چون سیّد حسن شربیانى، میرزا على اکبر اهرى، میرزا ابوالفضل سرابى و. .. خواند. در این ایّام، هم کار مىکرد، و هم درس مىخواند. پس از مدتى تحصیل در مدرسه طالبیّهی تبریز، علاقهی عجیبى به هستىشناسى پیدا کرد و چون در تبریز اساتیدی درخور این رشته نبود، به تهران آمد و مابقی متن رسایل و مکاسب را در تهران آموخت. هم چنین در درسهاى مرحوم آیت الله آقا شیخ محمّد رضا تنکابنى و آقا میرزا مهدى آشتیانى، و. .. کسب فیض میکرد.
علاّمهی جعفرى پس از حدود سه سال اقامت در تهران در سال ۱۳۲۵ به حوزهی علمیّه قم مشرّف شد و حدود یک سال در آن جا از محضر بزرگانى چون آیت الله سیّد محمّد تقى خوانسارى، سیّد محمّد حجّت کوه کمرى، سیّد صدرالدّین و امام خمینى (ره) و. .. بهره جست. در سال ۱۳۲۰ (ه. ش) به اصرار آیت الله میرزا فتّاح شهیدى رهسپار نجف گردید. علاّمه در این باره مىگوید: عمده محرّک من براى رفتن به نجف مرحوم شهیدى شد. یادم مىآید مقدارى از وسایل راه را هم ایشان فراهم کرد. در نجف، استاد علاّمهی جعفرى به مدرسهی صدر وارد مىشود و بار دیگر، جلد دوّم کفایه آخوند خراسانى را مطالعه و بحث مىکند و در درسهاى خارج آیات عظّام شیخ محمّد کاظم شیرازى، آیت الله خویى، آیت الله سیّد محمود شاهرودى، آیت الله حکیم، آیت الله سیّد جمال گلپایگانى، آیت الله سیّد عبد الهادى شیرازى و آیت الله میلانى شرکت مىکند و به موازات شرکت در درسهاى خارج، اصول و فقه، در محضر استادان بزرگى چون آقا شیخ صدرا قفقازى و آقا شیخ مرتضى طالقانى به فراگیرى دروس فلسفى و عرفانى مشغول مىشود.
پس از سه سال تحصیل در نجف اشرف، در سن ۲۳ سالگى موفق به دریافت درجهی اجتهاد از سوى آیت الله شیخ کاظم شیرازى مىشود. در مجموع، حدود هفده سال در نجف اقامت مىکند. در این مدّت علاوه بر تحصیل، به تدریس خارج فقه و اصول و دروس فلسفه و معارف و نگارش کتاب مشغول مىشود(فیضی تبریزی، ۱۳۸۰، ص ۴۳).
سرانجام پس از پایان تحصیلات و تکمیل معلومات، عازم ایران مىگردد. پس از بازگشت به ایران، در قم به خدمت آیت الله بروجردى شرفیاب مىشود. ایشان از علاّمه مىخواهد تا در قم بماند و به تدریس بپردازد. از آن جا که آب قم با مزاج وى سازگار نبود، عازم مشهد مىگردد. پس از یک سال اقامت در مشهد به تهران بر مىگردد و پس از یک سفر دیگر به نجف، به توصیه استادان بزرگوارش دوباره به ایران برمىگردد و پس از بررسى نیازهاى موجود علمى و فکرى و فرهنگى جامعه، به جاى تدریس فقه و اصول،. .. به کار پاسخ گویى به شبهات جوانان و تحقیق و تالیف مىپردازد( سفری، ۱۳۷۶، ص ۷).