اسوانی و هیس(۲۰۰۳) مطالعه ای را تحت عنوان تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر تعادل و وضعیت بدنی شناگران زن دانشگاهی انجام دادند. در این تحقیق ۲۶ زن عضو تیم شنای دانشگاه با میانگین سنی ۶±۲۴ در دو گروه تجربی و کنترل تمرینات را به مدت ۹ هفته و هفته ای ۲بار انجام دادند.تمرینات ثبات مرکزی شامل ۱۰تمرین به همراه تمرینات کششی بود.در این تحقیق از سیستم ثبات بایدوکس برای اندازه گیری پیش آزمون و پس آزمون تعادل نیمه پویا و از اسکوات ساجیتال برای ارزیابی وضعیت بدنی استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه تمرینی بر وضعیت بدنی اثر داشته ولی بر تعادل تاثیری نداشته است. بنابراین ثبات مرکزی ممکن است وضعیت بدنی ایزومتریک را بهبود بخشد ولی بر تعادل پویا تاثیری ندارد(۱۰۳).
جفری و لوییزا (۲۰۰۴) به بررسی اثر تمرین مقاومتی خانگی بر تعادل،قدرت و تحرک در بزرگسالان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس پرداختند.که این تمرینات بر روی ۲۹ زن و۸ مرد که در دو گروه کنترل(۱۷) وگروه تجربی(۱۹) به صورت ۸ هفته، هفته ای ۳ جلسه انجام شد. نتایج این تحقیق پیشرفت قابل توجهی در توان اکستانسورهای پا را نشان داد که این امر باعث بهبود تعادل در این بیماران شده بود(۲۶).
اکن وهمکاران( ۲۰۰۴) به بررسی اثر یوگا و ورزش های هوازی بر روی عملکرد شناختی، خستگی، خلق و خوی، وکیفیت زندگی در بیماران مولتیپل اسکلروزیس (MS) پرداختند. این تحقیق بر روی ۶۹ بیمار مبتلا به ام اس به مدت ۶ ماه در دو گروه تجربی(کلاس هفتگی یوگا همراه با تمرین در خانه وکلاس هفتگی ورزش با بهره گرفتن از دوچرخه ثابت به همراه ورزش در خانه) ویک گروه کنترل انجام گرفت این نتایج این تحقیق ازطریق پرسشنامه MFI و پرسشنامه کیفیت زندگی SF36 پیشرفت بسیاری را در خستگی، خلق وخوی وکیفیت زندگی این بیماران نشان داد (۱۰۴).
لانزاتا و همکاران (۲۰۰۴) به بررسی کنترل بالاتنه در بی ثباتی قامت حین نشستن در طی فعالیتهای عملکردی در آزمودنی های سالم وبیماران مبتلا به ام اس پرداختند. این مطالعه به صورت تصادفی در مرکز توانبخشی ایتالیا بر روی ۱۰آزمودنی سالم و۱۰بیمار مبتلا به ام اس انجام شد. آزمودنی ها در چند مقیاس (جابه جایی زاویه ای ،سرعت زاویه ای کامل در جلو وعقب،سطوح میانی جانبی یک سطح نا هموار حمایت شده) آزمایش شدند در این چند وضعیت بین آزمودنی های سالم وبیمار تفاوت معناداری وجود داشت. این آزمایش نشان داد که بیماران مولتیپل اسکلروزیس چه در سطح صاف چه در سطح ناهموار دچار بی ثباتی و کاهش تعادل بیشتر تنه در فعالیتهای ایستادن و عملکردیشان نسبت به افراد سالم هستند که این، ضعف عضلات و اختلالات تعادلی را در آنها نشان می داد(۱۰۵).
کلاری وهمکاران(۲۰۰۵) اثر تمریناتBallate( تمرینات قوی سازی عضلات ناحیه مرکزی بدن با تاکید بر تعادل) وتمرینات سنتی راه رفتن وتمرینات هوازی بر تعادل زنان را بررسی کردند. این تمرینات بر روی زنان ۷۵-۵۰سال در ۳ گروه:تمرینات Ballate(13نفر)، تمرینات هوازی (۱۷نفر) وگروه پیاده رفتن(۱۵نفر) و به مدت ۱۳ هفته و۳روز در هفته وهر جلسه یک ساعت اجرا شد. تعادل ایستا و پویا بوسیله چهار روش اصلاح شده بالینی واکنش حسی برای تعادل،ایستادن روی یک پا با چشمان باز .چشمان بسته، ایستادن تاندم و چرخش سریع گام اندازه گیری شد. نتایج تحقیق افزایش چشمگیری را در تعادل با چشمان باز در گروه Ballate نشان داد ولی در دو گروه دیگر تغییر چندانی دیده نشد.کلاری عنوان کرد که تعادل پویا در هر سه گروه تمرینی بهبود یافت ولی ثبات وضعیت بدنی یا تعادل ایستا در گروه هوازی وپیاده روی نسبت به گروه Ballate پیشرفت بیشتری داشت(۱۰۶).
سامسون وسندری در تحقیقی اثر ۵ هفته برنامه تمرینی ثبات مرکزی را بر تعادل پویا تنیس بازان بررسی کردند. این تحقیق بر روی ۲۸ نفر از ورزشکاران تنیس دانشگاهی در دو گروه کنترل وتجربی به مدت ۵ هفته و هفته ای ۲بار علاوه بر تمرینات رایج تنیس انجام شد. پروتکل تمرینی بر ۳ سطح پیشرونده قوی سازی ناحیه مرکزی با حفظ کنترل عصبی عضلانی تاکید داشت. این تمرینات از روی سطح با ثبات مانند زمین شروع و به سطح بی ثبات مانند توپ سوئیسی و افزایش مقاوت پیشرفت می کرد. قبل و بعد از تمرینات از تمام آزمودنی ها آزمون ستاره ای تعادل بعمل آمد. نتایج نشان داد که تمرینات ثبات مرکزی ممکن است تعادل پویا را در ورزشکاران تنیس بهبود دهد(۱۰۷).
رتبرگ وهمکاران در سال ۲۰۰۶ به بررسی اثربخشی درمان با ورزش برای بیماران مبتلا به MS در فعالیتهای روزانه و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پرداختند این تحقیق نشان داد که درمان با ورزش می تواند برای بیماران مبتلا به MS مفید باشد(۱۰۸).
گاتانئو و همکاران درسال ۲۰۰۷تاثیر تمرینات تعادلی را بر افراد ام اسی در ۳ گروه(گروه۱:توانبخشی تعادلی بر استراژی حسی-حرکتی، گروه ۲:توانبخشی تعادلی در استراژی حرکتی، گروه ۳:درمانهای غیر تخصصی کمک کننده بر ای بهبود تعادل)بررسی کردند. نتایج این تحقیق نشان داد توانبخشی تعادلی یک روش مفید در بهبود این بیماران است(۶۲).
اریک و جانسون(۲۰۰۷) اثر تمرینات پیلاتس (اساس تمرینات بر تقویت عضلات تنه به خصوص ناحیه کمری ولگنی استوار می باشد) را بر تعادل پویای افراد سالم بررسی کردند.این تمرینات بر روی ۳۴ فرد در گروه کنترل وتجربی (هر کدام ۱۷ نفر) به مدت چند هفته و هفته ای ۳جلسه انجامشد. این تمرینات بر روی قدرت و استقامت عضلات تنه تاکید داشت. پس از ارزیابی به وسیله آزمون عمل دستیابی عملکردی در قبل و بعد از آزمون تعادل پویا در گروه تجربی پیشرفت قابل توجهی را نشان داد(۱۰۹).
استادون و همکاران (۲۰۰۷) اثر یک دوره برنامه تمرینی کوتاه مدت توپ سوئیسی بر ثبات بدن و کارایی دویدن را بررسی کردند. این تحقیق بر روی ۱۸ ورزشکار جوان مرد با دامنه سنی۴/۱±۵/۱۵، وزن ۷/۴±۵/۶۲ وقد۲/۲۸±۹/۷۸ در دو گروه کنترل (۱۰نفر) وگروه تجربی(۸نفر) به مدت ۶ هفته و هر هفته ۲جلسه انجام شد.در این مطالعه علاوه بر ثبات ناحیه مرکزی بدن و کارایی دویدن، توده بدن، vo2 max و وضعیت بدنی در حالت دویدن و فعالیت الکترومایوگرافی قبل و بعد از تمرینات مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که تمرینات انجام شده بوسیله توپ سوئیسی بر ثبات مرکزی بدن اثر معنا داری دارد ولی بر روی متغیر های دیگر بی تاثیر است(۱۱۰).
روبرت وهمکاران (۲۰۰۸ ) به بررسی تاثیر تمرین ورزشی در تحرک وجابجایی افراد مولتیپل اسکلروزیس پرداختند نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی راه رفتن این بیماران را بهبود می بخشد(۱۱۱).
بی کلمن سالگادو و همکارا ن در سال۲۰۰۹ به بررسی اثرات آناندا یوگا بر روی تعادل و تحرک افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس پرداختند. این تمرینات بر روی ۲۴ بیمار با MS خفیف تا متوسط ((EDSS -2.5 – ۶٫۵ , with a median of 3.5در دو گروه تجربی و کنترل به مدت۱۶هفته انجام شد. نتایج این تحقیق از طریق اندازه گیری هایی که از طریق تست تعادلی برگ و۳۰ثانیه نشستن،۲ دقیقه راه رفتن و تست سرعت راه رفتن نشان داد که یوگا آناندا باعث بهبود قابل ملاحظه ای در تعادل وتحرک این بیماران شده است(۱۱۲).
جولی استاچوویک وهمکاران در سال ۲۰۰۹ به بررسی فواید یوگا بر روی مولتیپل اسکلروزیس پرداختند. این تحقیق نشان داد که یوگا به دلیل ملایم بودن، کاهش اضطراب، تکنیکهای تنفسی آرام بخش، کشش عضلات وانعطاف پذیری…می تواند تون عضلات،اسپاسم و تعادل را در این بیماران بهبود بخشد. این تمرینات خستگی آنها راکاهش می دهد واحساس خوب بودن و آگاهی از بدن و انجام مهارتهای زندگی روزمره این بیماران را بهبود می دهد(۱۱۳).
دکتر جمی فریمن وهمکاران در سال ۲۰۱۰ تمرینات ثبات مرکزی رابر روی تعادل ۸ بیمار مبتلا ام اس انجام داده اند.که این تمرینات را بصورت ۸ هفته، هفته ای ۲ بار(۱۶جلسه) و با بهره گرفتن از تمرینات Pillate بررسی کردند. بعد از ۸ هفته بیماران مولتیپل اسکلروزیس بهبودی زیادی را در تعادل وتوانایی انجام فعالیتهای روزمره خود بیان کردند (۱۵).
برونسو و همکاران در سال ۲۰۱۰تاثیر آب درمانی را بر تعادل بیماران ام اسی انجام دادند که با این تمرین پیشرفت قابل توجه ای را در تعادل این بیماران مشاهده کردند(۱۱۴).
الیسون رز و همکاران (۲۰۱۰) به بررسی مقایسه اثرات یوگا و ورزشهای مختلف در نتایج بهداشت و سلامتی پرداختند. که این تحقیق نشان داد که یوگا در هر دو جمعیت سالم و بیمار به اندازه مساوی یا بهتر از ورزش دربهبود انواع سلامت وابسته به مقیاسهای اندازه گیری برای ارزیابی نتایج درمان موثراست.چون در این تحقیق تاثیر یوگا در سلامت جسم و روح را از طریق مهار هیپوتالاموس محور هیپوفیزآدرنال و سیستم عصبی سمپاتیک نشان داد.که در این تحقیق گفته شده که تفاوت بین ورزش ویوگا در مهار این دو هورمون برای سلامت جسم و روح نیاز به آزمایشهای بالینی در آینده را دارد(۱۱۵).
جی بریچتو وهمکاران در سال ۲۰۱۰ به بررسی اثرات توانبخشی در درمان اختلالات تعادلی در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس پرداختند. این تمرینات توانبخشی تعادلی در ۱۲ جلسه به مدت ۶۰ دقیقه بر روی ۳۶ بیمار مبتلا به MS در دو گروه کنترل (۱۸نفر)و تجربی(۱۸نفر) انجام شد. نتایج این تحقیق اثرات مفید توانبخشی تعادلی را بر روی اختلالات تعادلی این بیماران نشان داد(۱۱۶).
سوسنوف وهمکاران در سال ۲۰۱۱به بررسی اثر اسپاسم بر تحرک وتعادل ۱۵ فرد مبتلا به ام اس که طبق Ashworth scale score دارای اسپاسم در عضلات دوقلویی نعلیشان بودند پرداختند نتایج تحقیق نشان دادند که اسپاسم این عضلات باعث کاهش تعادل این بیماران می شود(۱۱۷).
کاسر و همکاران در سال ۲۰۱۱ یک ارزشیابی بالقوه را بر تعادل زنان مبتلا به ام اس انجام دادند تا افتادن در آنها را پیش بینی کنندنتایج نشان داد علت افتادن های مکرر در آنها ، پیشروی بیماری وفاکتورهایی از قبیل راه رفتن نامتقارن وضعف فلکسورها و اکستنسورهای عضلات پای آنها است(۱۱۸).
۲-۴جمع بندی
در مورد اثر تمرینات بر تعادل،به ویژه تمرینات ثبات مرکزی و یوگا مطالعات زیادی انجام شده و نتایج متناقضی مبنی بر تاثیر تمرینات ثبات مرکزی و یوگا بر تعادل بدست آمده است. از جمله عواملی که منجر به تناقض در مطالعات مذکور باشد می تواند این باشد که در اکثر این مطالعات ارزیابی تعادل بوسیله روش آزمایشگاهی از قبیل سیستم بایدوکس، صفحه نیرو و سکوی تعادل صورت گرفته است. علاوه بر این، در بعضی از این تحقیقات آزمودنی های تحقیق را ورزشکاران تشکیل می دادند و در پروتکل تمرینی علاوه بر تمرینات ثبات مرکزی و یوگا، ماهیت رشته تمرینی گنجانده شده بود. در پایان بایستی اشاره کرد که مهمترین مسئله در تمرینات ثبات مرکزی و یوگا نبود توافق نظر در مورد یک پروتکل تمرینی خاص با نوع و تکرار مشخص است و اینکه چه نوع تمریناتی با چه تکراری بیشترین تاثیر را داشته باشد هنوز مشخص نیست. توافق نظر در مورد مدت زمان پروتکل تمرینی نیز در هاله ای در ابهام است.
با توجه به نتایج بدست آمده، پژوهشگران هنوز نتوانسته اند یک پروتکل تمرینی خاص با نوع و تکرار و مدت زمان مناسب برای اثر بخشی هر چه بیشتر تمرینات ثبات مرکزی و یوگا بر تعادل پیداکنند.
تحقیق حاضر با عنایت به تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور درصدد بررسی دقیق اثر تمرینات منتخب ثبات مرکزی و یوگا بر تعادل و ناهنجاری قامت زنان مبتلا به MS بود. مرور مطالب این فصل زمینه ساز مباحث و توضیح،تفسیر نتایج و یافته های بعدی خواهد بود.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
۳-۱ مقدمه
در این فصل روش شناسی تحقیق ارائه می گردد. با توجه به اینکه هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تمرینات یوگا و ثبات مرکزی بر تعادل و ناهنجاری قامت در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می باشد، از این رو در این تحقیق در پی آن بودیم تا علاوه بر اجرای آزمون های مرتبط و جمع آوری اطلاعات مربوطه درستی ونادرستی فرضیه های مبنی بر وجود تاثیرات متقابل برنامه های تمرینی بربهبود تعادل وناهنجاری قامت را بررسی نماییم.
بنابراین سعی شده است روش های اجرای تحقیق، جامعه آماری که نتایج بدست آمده به آنها قابل تعمیم می باشد،عواملی که تعادل و ناهنجاری قامت افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس را تحت تاثیر قرار می دهند و همچنین وسایل و ابزار اندازه گیری مورد استفاده را بطور کاملا واضح و صریح بیان نماییم. لذا در این فصل اطلاعاتی پیرامون روش شناسی تحقیق شامل جامعه ونمونه آماری، ابزار و وسایل اندازه گیری و نحوه و چگونگی انجام آزمون ها بیان شده است. همچنین در مورد روش ونحوه جمع آوری اطلاعات، نوع تحقیق و روش های آماری استفاده شده برای تجزیه وتحلیل داده ها در سطح معنی داری (α≤%۵) بحث شده است.
۳-۲ روش تحقیق
در این تحقیق با توجه به موضوع تحقیق، روش بکار گرفته شده از نوع نیمه تجربی می باشد.
۳-۳ جامعه آماری ونمونه آماری
جامعه آماری این تحقیق را زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس که به مطب متخصصین مغز واعصاب و انجمن ام اس و فیزیوتراپی های شهر اراک مراجعه کرده اند، تشکیل داده اند. از بین آنها تعداد ۳۳ نفر از بین بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بر اساس تشخیص متخصص مغز واعصاب به وسیله تستهایی از قبیل MRI، پتانسیل برانگیخته و مایع مغزی نخاعی واجد شرایط با دامنه سنی ۲۵تا۴۵ سال بعنوان نمونه این تحقیق به صورت هدفدار وبصورت تصادفی در دو گروه تجربی(هر گروه ۱۲ نفر) و یک گروه کنترل (هر گروه ۱۰نفر) قرار گرفتند. همه آزمودنی ها حداقل ۳ماه هیچگونه تمرین ورزشی و سابقه هیچگونه بیماری قلبی ،کبدی ،کلیوی، دیابت، تیروئید و بیماریهای روماتولوژی(نقرس) نداشتند.
۳-۴ متغیر های تحقیق
متغیرمستقل:تمرینات ثبات مرکزی ویوگا.
متغیرهای وابسته:تعادل و وضعیت قامت.
۳-۵ ابزارهای مورد استفاده تحقیق
۳-۵-۱پرسشنامه
۱- پرسشنامه جمع آوری اطلاعات فردی و سوابق پزشکی آزمودنی ها.
۲- پرسشنامه تعین درجه پیشرفت ناتوانی (EDSS) این پرسشنامه ناتوانی را به صورت عددی در ۸ سیستم عملکردی بدن (مغز، مخچه، ساقه مغز، عقده های قاعده ای، حسی، روده و مثانه و بینایی) نشان میدهد که شامل ۲۱ امتیاز و ازدامنه ۰تا۱۰ درجه بندی شده. که درجه صفر و ضعیت نرمال را نشان میدهد و درجه ۱۰مرگ به وسیله ام اس را بیان می کند)۱۱۹(.
(شرح پرسشنامه EDSS در پیوست شماره ۳ آورده شده است.)
۳-۵-۲ اندازه گیری عینی
۱- برای تعیین قد و وزن آزمودنی ها از ترازوی seca آلمان استفاده گردید.
۲- آزمون تعادلی برگ:
آزمون تعادلی برگ که اجرای عملکرد تعادل را بر پایه ۱۴مورد که در زندگی روزمره کاربرد دارد مانند اعمال حرکتی ساده(جابجا شدن، ایستادن بدون حمایت، از حالت نشسته ایستادن و …) و نیز اعمال حرکتی مشکل تر(۳۶۰درجه چرخیدن و روی یک پا ایستادن و…) می سنجد. نمره کل آزمون ۵۶ است که تعادل در سطح عالی را نشان می دهد. مقیاس ترتیبی شامل ۵ امتیاز است و دامنه صفر تا ۴ را در برمی گیرد.امتیاز صفر کمترین سطح عملکرد وامتیاز ۴ برای بالاترین سطح عملکرد می باشد.نمره آزمودنی بر اساس مجموع امتیازاتی که در هر بخش می گیرد محاسبه می شود (۶۴،۱۲۰).
(شرح موردهای آزمون تعادلی برگ در پیوست شماره ۴ آورده شده است.)
۳- دستگاه فورمتریک ۴ بعدی[۱۲۶]
دستگاه فورمتریک ساخت شرکت بین المللی دایرز کشور آلمان و تکنیکی جدید برای ارزیابی ستون فقرات و لگن و ابزاری دقیق برای آشکار کردن ساختار اسکلتی - عضلانی بدن از سطح پشت به وسیله تصویربرداری می باشد. این دستگاه سرعت و دقت بالایی دارد و مهمتر از همه بدون اشعه و به صورت اپتیکال است. دستگاه ارزیاب ۴ بعدی ستون فقرات، وسیله ای پایا و روا در ارزیابی ناهنجاری های اسکولیوز، کیفوز و لوردوز می باشد (۱۲۱تا۱۲۴).
- ارتباط غیرکلامی.
آنچه که در مهارت های گفتاری باید بدان بیش تر توجه کنیم، انتقال واضح و شفاف اطلاعات است. بعضی از راهبردهای خوب برای گفتگوی واضح در کلاس عبارتاند از:
ـ استفاده صحیح از کلمات کلیدی و تأکید بر آن و بیان مجدد و بررسی درک مطلب دانش آموزان؛
ـ استفاده صحیح از قواعد دستوری زبان؛
ـ صحبت کردن با سرعت مناسب؛
ـ صریح و روشن بودن در ارتباط؛
ـ استفاده از برنامه ریزی خوب و مهارت های تفکر منطقی.
برای بهبود مهارت های شنیداری باید موارد زیر را رعایت کنیم:
ـ به کسی که صحبت می کند، توجه کاملی داشته باشیم؛
ـ تعبیر کنیم؛
ـ به صورت شایسته باز خورد ارائه دهیم (بیابانگرد، ۱۳۸۴، صص۶۴ـ۴۵۷).
برای ارتباط صحیح موانعی کلی وجود دارند که برخی از آن ها عبارتاند از:
ـ بحث شفایی: سخنرانی زیاد بدون تنوع؛
ـ جالب نبودن پیام: پیام ها باید براساس زمینه علمی و علایق، انگیزه ها و در یک کلام باید براساس نیاز یاد گیرنده باشد؛
ـ انتقال منفی: انتقال اشتباه و نادرست مطلب؛
-رویایی شدن یا در خود فرو رفتن؛
ـ عوامل فیزیکی نامناسب (شعبانی، ۱۳۸۴، ص۹۴ و حنیفر، ۱۳۸۴، ص ۳۵).
و اما موانع جزئی ارتباط نیز وجود دارند که آن ها را می توان اینگونه بازگو کرد:
ـ تسلط اندک طرفین بر موضوع مورد بحث؛
ـ قدرت اندک در پردازش اطلاعات؛
ـ ناتوانی افراد در بحثهای کلامی یا قدرت نگارش مطلب؛
ـ حجب و حیا؛
ـ ترس ضمنی هر یک از طرفین؛
ـ احتیاط در قبال بروز تعارض و تضاد؛
ـ مشکلات سنگین بودن مطلب.
معلم در کلاس درس برای آنکه بتواند ارتباط موثر و مفید با شاگردان داشته باشد، باید مواردی را رعایت کند از آن جمله: از انتظارات شاگردان از هم و انتظاراتشان از خود آگاه شود؛ از کلید مجازی ارتباطی برای برقراری روابط دوستانه با کلاس استفاده کند؛ همدلی را اساسی ترین ارکان ارتباطات بداند؛ از تهیهی پاداش و تخصص و دانش استفاده کند؛ احساس وفاداری و اعتماد متقابل ایجاد کند؛ باید همواره در نظر داشته باشیم که سن و جنس، علایق، تبار اجتماعی، ویژگی های شخصی شاگردان و امثال آن در ارتباط موفق، تاثیرگذار است (سرمد، ۱۳۸۹،ص۱۴۲).
برای هر معلمی ممکن است سر کلاس و موقع تدریس مشکلاتی یش بیاید که از یکی از مهمترین این مشکلات بیتوجهی دانشآموز به درس و کلاس است. توجه نکردن علل های مختلفی دارد که عبارتاند از:
ـ نبودن علاقه و انگیزه کافی: معمولاً اشخاص به چیزی که بیش تر علاقه دارند بیش تر توجه می کنند؛
ـ جالب نبودن محرک: بسیاری از مواقع مطلب طوری مطرح می شود که توجه را جلب نمی کند، با اینکه دانش آموزان برای یادگیری آماده اند به سرعت خسته و بیعلاقه میشوند؛
ـ وجود موانع و عوامل باز دارندهی توجه مثل عوامل بیرونی (صدا، …) و عوامل درونی (نگرانی، ترس، تخیلات) (شهرآرای، ۱۳۸۶، ص ۲ا۴).
برای جلب توجه دانش آموزان باید به سه نکته اساسی توجه کنیم: اول: توجه امری است انتخابی : افراد آنچه را که می خواهند مورد توجه قرار می دهند؛ دوم: باید تفاوت های فردی و وسعت زمانی توجه و حجم مواد آموختنی را مدنظر داشته باشیم؛ و سوم اینکه، رابطه بین وسعت زمان توجه و نوع درس یا فعالیت را در نظر بگیریم (همان، ص ۲).
مدیریت موثر کلاس، فرصت تدریس موثر و یادگیری را به حداکثر می رساند. به این منظور، محقق پیشنهاداتی را در رابطه با مدیریت موثر کلاس ارائه میدهد:
ـ کلاس را علاقهمند و دلبسته سازید؛
ـ عادلانه رفتار کنید؛
ـ شوخ طبع و بذله گو باشید؛
ـ از تهدید غیرضروری اجتناب کنید؛
ـ از خشم و عصبانیت افراطی اجتناب کنید؛
ـ از صمیمیت بیش از حد اجتناب کنید؛
ـ به شاگردان فرصت هایی برای قبول مسئولیت بدهید؛
ـ توجه خود را با یاد گرفتن نام دانش آموز نشان دهید؛
ـ از تحقیر کردن دانش آموزان اجتناب کنید؛
ـ آگاه و هوشیار باشید؛
ـ از کلام مثبت و مناسب استفاده کنید؛
ـ سازمان دهی و نظم و ترتیب داشته باشید (اصغری پور، ۱۳۸۷، ص۱۳۹).
۲-۳-۱۰ تأثیر برنامه و ساخت نظام آموزشی در فرایند تدریس
ساخت نظام آموزشی هر جامعه اعم از نگرش ها، باورها، برنامه ها و آیین ها می تواند روش تدریس معلم را تحت تأثیر قرار دهد. برنامه ها و ساخت نظام آموزشی باید متکی بر رشد همه جانبهی شاگرد باشد که چنین ساختی دارای ویژگیهای زیر است:
ـ هدف آموزش و پرورش رفع نیازهای آنی و آتی شاگردان و جامعه است؛
ـ برنامه برحسب مقتضیات منطقه و نوع مدرسه و توانایی شاگردان تنظیم می شود؛
ـ محتوای برنامه بر فعالیت های فردی و گروهی شاگردان بستگی دارد و معلم همواره نقش راهنما را بر عهده دارد؛
که مقدار Cd به طور معمول ۶۵/۰ در نظر گرفته می شود.
جهت تخمین دبی در دریچه تنها:
Qg = b
(۴-۳)
که مقدار Cc به طور معمول ۶/۰ در نظر گرفته می شود.
شکل ۴- ۷ مقایسه رابطه نسبت دبیها در سازه ترکیبی سرریز - دریچه با روابط تجربی
برای تخمین دبی در سرریز و دریچه
در شکلهای (۴-۸) و (۴-۹)، نمونه ای از توزیع مؤلفه طولی سرعت جریان و توزیع فشار محاسبه شده در اطراف سازه ترکیبی سرریز- دریچه نشان داده شده است. همانطور که مشاهده می شود توزیع فشار قبل و بعد از سازه به صورت هیدرواستاتیک میباشد به طوری که توزیع فشار بر روی تاج سرریز و زیر دریچه به دلیل تأثیر انحنای جریان غیر هیدرواستاتیک میباشد.
همچنین در شکل (۴-۱۰) الگوی جریان و در شکل (۴-۱۱) توزیع تنش برشی محاسبه شده توسط نرمافزار Flow3D نشان داده شده است. بر این اساس ناحیه فرسایشپذیر و رسوبگذار به ترتیب در محلهایی که بیشترین و کمترین تنش برشی را دارد اتفاق میافتد.
جهت جریان
شکل ۴- ۸ توزیع مؤلفه طولی سرعت جریان عبوری از سازه ترکیبی در طول کانال با بهره گرفتن از مدل RNG k-ε
(بازشدگی ۲۵/۱ سانتیمتر و دبی ۲۲/۲)
جهت جریان
شکل ۴-۹ توزیع فشار جریان عبوری از سازه ترکیبی در طول کانال با بهره گرفتن از مدل RNG k-ε
(بازشدگی ۲۵/۱ سانتیمتر و دبی ۲۲/۲)
جهت جریان
شکل ۴-۱۰ الگوی جریان اطراف سازه ترکیبی سرریز- دریچه
جهت جریان
ناحیه فرسایش پذیر
ناحیه رسوبگذار
شکل ۴- ۱۱ توزیع تنش برشی کف در اطراف سازه ترکیبی سرریز- دریچه
(بازشدگی ۷۵/۰ سانتیمتر، طول سازه ۵/۴ سانتیمتر و دبی ۲۳/۲ لیتر بر ثانیه)
۴-۲-۱-۲ بررسی تأثیر انقباض جانبی سازه ترکیبی سرریز- دریچه بر هیدرولیک جریان
با بهره گرفتن از مدل واسنجی مربوط به هیدرولیک جریان، جهت بررسی تأثیر میزان انقباض جانبی سازه ترکیبی بر روی نسبت دبیها، مدلسازیهایی برای ۵ حالت انقباض جانبی به اندازه ۵/۲، ۲، ۵/۱، ۱ و ۵/۰ سانتیمتر صورت گرفت (مدلسازیها برای بازشدگی، دبی و طول سازه یکسان و میزان انقباض متفاوت انجام شده است).
شکل ۴- ۱۲ شماتیکی از جریان عبوری از سازه ترکیبی دارای انقباض جانبی
جهت جریان
ناحیه فرسایش پذیر
ناحیه رسوبگذار
شکل ۴- ۱۳ توزیع تنش برشی کف در اطراف سازه ترکیبی با انقباض جانبی
(بازشدگی ۷۵/۰ سانتیمتر، طول سازه ۵/۴ سانتیمتر، انقباض جانبی ۵/۱ سانتیمتر و دبی ۲۳/۲ لیتر بر ثانیه)
همانطور که در شکل (۴-۱۳) مشاهده می شود با انقباض جانبی سازه ترکیبی سرریز دریچه، توزیع تنش برشی با حالت بدون انقباض متفاوت بوده به طوری که باعث تغییر و ناهماهنگی در شکل حفره آبشستگی خواهد شد.
جدول ۴- ۲ نتایج حاصل از مدلسازی سازه ترکیبی همراه با انقباض جانبی برای نسبت دبیها
نسبت | عمق پاییندست سازه (m) | عمق روی سازه (m) | عمق بالادست سازه (m) | میزان انقباض (m) |
۰۶۴/۲ | ۰۲۱۸/۰ | ۰۷۶۵/۰ | ۰۸۰۲/۰ | ۰ |
۱۵۵/۲ |
شکل ۳-۱۵ : مدل مرجع فنی(TRM)
۳-۱۲-۲- مدل مرجع یکپارچه زیرساخت اطلاعات (IIITRM)
در حالی که معماری پایه یک نمونه محیط پلت فرم برنامهکاربردی را توصیف میکند، مدل مرجع دوّم در زنجیرهی سازمان، یعنی مدل مرجع یکپارچه زیرساخت اطلاعات یا IIITRM، بر فضای نرمافزاری برنامهکاربردی تمرکز دارد.III-RM ، «معماری سیستمهای رایج» در مؤلفههای زنجیرهی سازمان است.
III-RM در شکل ۳-۱۶ نشان داده شده است و از نظر دامنه کلی آن، زیر مجموعهای از TOGAF TRMاست، اما بخشهای مشخصی از TRM را نیز گسترش میدهد، به ویژه بخشهای برنامههای کاربردی کسبوکار و برنامههای کاربردی زیرساخت. III-RM به پرداختن به یکی از چالشهای اصلی پیش روی معمار سازمان امروزی، یعنی نیاز به طراحی یک زیرساخت اطلاعاتی یکپارچه برای فعال کردن جریان اطلاعات بدون محدودیت، کمک میکند.
شکل ۳-۱۶ : جزئیات III-RM
۳-۱۳- چارچوب توانمندی معماری[۳۳]
به منظور عملکرد موفقیت آمیز معماری در یک سازمان، لازم است ساختارها، فرآیندها، نقشها، مسئولیتها و مهارتهای مناسب با سازمان بکارگمارده شوند تا توانمندی معماری را تحقق بخشند. چارچوب توانمندی معماری، مجموعهای از مواد مرجع را برای چگونگی استقرار چنین عملکردی از معماری فراهم میآورد. توجه داشته باشید که اگر چه این بخش تعدادی از دستورالعملها را برای پشتیبانی از فعالیتهای کلیدی، در شکل فعلی آن، شامل میشود، اما چارچوب توانمندی معماری، به عنوان الگویی جامع برای انجام یک قابلیت معماری سازمانی در نظر گرفته نمیشود. یک ساختار کلی برای در شکل ۳-۱۷ نشان داده شده است[۶۲].
شکل ۳-۱۷ : چارچوب توانمندی معماری
۳-۱۳-۱- ایجاد یک توانمندی معماری
پیادهسازی هر توانمندی در یک سازمان، نیازمند طراحی چهار معماری دامنه، یعنی کسبوکار، اطلاعات، برنامهکاربردی و فناوری میباشد. در نتیجه، ایجاد کار معماری در یک سازمان نیازمند طراحی موارد زیر است:
-
- معماری کسبوکار معماری، که حاکمیت معماری، فرآیندهای معماری، ساختار سازمانی معماری، نیازمندیهای اطلاعاتی معماری، محصولات معماری و غیره را برجسته میکند.
-
- معماری اطلاعات، زنجیرهی سازمان و مخزن معماری متعلق به سازمان را تعریف میکند.
-
- برنامه معماری، که در آن عاملیت و/یا سرویسهای برنامههای کاربردی مورد نیاز برای فعال کردن کار معماری را مشخص میکند.
-
- معماری فناوری، که نیازمندهای زیرساخت کار معماری را در پشتیبانی از برنامههای کاربردی معماری و زنجیرهی سازمان، مشخص میکند.
۳-۱۳-۲- حاکمیت معماری
چارچوب توانمندی معماری یک چارچوب و دستورالعملهایی را برای حاکمیت معماری شامل میشود. حاکمیت معماری، عملی است که با آن معماریهای سازمانی و معماریهای دیگر در سطح گستردهای از سازمان مدیریت و کنترل میشوند. این شامل موارد زیر است:
-
- پیادهسازی سیستمی از کنترلها بر روی ایجاد و پایش تمام اجزاء و فعالیتهای معماری، برای اطمینان از معرفی، پیادهسازی و تکامل اثربخش معماری در سازمان.
-
- پیادهسازی یک سیستم برای اطمینان از انطباق با استانداردهای داخلی و خارجی و تعهدات تنظیمی.
-
- ایجاد فرآیندهایی برای پشتیبانی از مدیریت اثربخش فرآیندهای یاد شده در پارامترهای مورد توافق.
-
- ایجاد و مستندسازی ساختارهای تصمیم گیری که بر معماری سازمانی تأثیر گذار هستند؛ این ذینفعانی را شامل میشود که برای تصمیم گیری ورودی فراهم میکنند.
-
- توسعهی شیوههایی برای اطمینان از پاسخگویی به جامعهای آشکار از ذینفعان مشخص، هم در داخل و خارج از سازمان.
۳-۱۳-۳- انجمن معماری
معماری سازمانی چیزی بیش از مصنوعات تولید شده فقط با بهره گرفتن از فرایند ADM است. مطابقت دادن عمل سازمان با اصولی که در معماری مشخص شده است، به یک چارچوب تصمیم گیری نیاز دارد. چارچوب قابلیت معماری، مجموعهای از دستورالعملها را برای ایجاد و راهاندازی یک انجمن معماری سازمانی فراهم میکند. انجمن معماری، نسبت به آیتمهای عملیاتی مسئول هستند و باید در شرایطی که امکان تضاد وجود دارد، قادر به تصمیم گیری باشند و نسبت به به کار بستن آن تصمیم، پاسخگو باشند. بنابراین باید یک نماینده از تمام ذینفعان کلیدی در معماری باشند و به طور معمول یک گروه از مدیران اجرائیِ مسئول بررسی و نگهداری معماری کلی را شامل میشوند. این مهم است که اعضای انجمن معماری، حوزههای معماری، کسبوکار و مدیریت مشکل را پوشش دهند.
مسائلی که درخصوص آنها انجمن معماری میتواند مسئول و پاسخگو شناخته شوند عبارتنداز:
-
- سازگاری بین زیر معماریها
-
- شناسایی اجزای دارای قابلیت استفاده مجدد
-
- انعطاف پذیری معماری سازمانی؛ برابر نیازهای کسبوکار و استفاده از فناوریهای جدید
-
- انجام انطباق معماری
-
- بهبود سطح بلوغ حوزه معماری در سازمان
-
- اطمینان دادن درخصوص پذیرش حوزهی توسعهی مبتنی بر معماری
-
- فراهم کردن پایه و اساسی برای تصمیم گیری با توجه به تغییرات در معماری
-
- پشتیبانی از قابلیت تعدیل برای تصمیمهای خارج از محدوده
همچنین انجمن معماری مسئول آیتمهای عملیاتی، مانند نظارت و کنترل قراردادهای معماری و آیتمهای حاکمیت، از جمله تولید مواد حاکمیت قابل استفاده، میباشد. وظایف مهم عبارتند از:
-
- تعیین وظایف معماری
-
- تصویب رسمی محصولات معماری
-
- حل تعارضات معماری
۳-۱۳-۴- انطباق معماری
استفاده از معماری برای ساختاربخشی به توسعهی IT در یک سازمان، بر لزوم انطباق پروژههای IT با نقشهی راه معماری دلالت دارد. در صورتی که چنین نیست، پس باید دلیل خوبی برای آن وجود داشته باشد.
شکل ۳-۱۸ : فرایند بررسی انطباق معماری
برای تعیین اینکه آیا این مورد وجود دارد، یک راهبرد انطباق معماری باید با سنجههای خاصی به منظور حصول اطمینان از انطباق با معماری به تصویب برسد. چارچوب قابلیت معماری شامل مجموعهای از فرآیندها، دستورالعملها و یک چک لیست برای حصول اطمینان از انطباق پروژه با معماری میباشد، شامل:
- پروژهی ارزیابی تأثیر، نشان میدهد که چگونه معماری سازمانی بر روی پروژههای بزرگ در درون سازمان، تأثیر میگذارد.
هنسون و هنرکسون[۱۵] (۱۹۹۴)، در مطالعه خود برای ۱۴ کشور عضو OECD به بررسی اثر مخارج دولت بر رشد بهرهوری پرداختهاند. نتایج نشان میدهد که سطح مخارج مصرفی، پرداختهای انتقالی و کل مخارج دولت، به عنوان نسبتی از GDP اثر منفی و کاملاً معنیداری بر رشد بهرهوری کل عوامل در بخش غیردولتی دارند. مخارج آموزشی اثر مثبت، و مخارج سرمایه گذاری اثر معناداری بر رشد بهرهوری کل عوامل تولید در بخش غیردولتی ندارد.
میلر و روسک[۱۶] (۱۹۹۷) به این نتیجه رسیدند که افزایش تأمین مالی از طریق استقراض برای هزینه های دفاعی، رفاه، تأمین اجتماعی و بهداشت، اثر منفی بر رشد GDP سرانه واقعی در کشورهای در حال توسعه دارد، در حالیکه تأمین مالی در کشورهای توسعه یافته از طریق استقراض در هزینه های آموزش و پرورش اثر مثبت بر رشد GDP سرانه واقعی دارد.
ژنگ و فن[۱۷] (۲۰۰۴) ابراز نموده اند که سرمایه گذاریهای دولتی به رشد تولیدات در بخشهای کشاورزی و غیرکشاورزی روستایی چین کمک کرده است. با این وجود تأثیر این مخارج در کاهش نابرابریهای منطقهای بر اساس نوع سرمایه گذاری و منطقه مورد مطالعه متفاوت است.
بنین و همکاران[۱۸] (۲۰۰۹) به تأثیر مخارج دولت بر رشد بهرهوری بخش کشاورزی در غنا پرداختهاند. آنها نهایتاً ابراز داشتند که یک درصد افزایش در مخارج دولتی منجر به افزایش ۱۵ صدم درصدی در بهرهوری نیروی کار بخش کشاورزی میگردد.
ساعد و کالاکچ[۱۹] (۲۰۰۹) به بررسی اثر مخارج دولت بر رشد بخشهای اقتصادی لبنان پرداختند. آنان تأثیر این مخارج را بر رشد بخش کشاورزی در کوتاهمدت و بلندمدت بی معنی گزارش نموده اند.
آرماس و همکاران[۲۰] (۲۰۱۰) در تحقیق خود با عنوان مخارج عمومی کشاورزی و رشد به بررسی تأثیر مخارج دولت بر رشد بخش کشاورزی در اندونزی پرداختند. آنها ابراز داشته اند که مخارج عمومی بر روی کشاورزی و آبیاری بر رشد کشاورزی تأثیر مثبت داشته است. در حالی که مخارج عمومی جهت تهیه کودهای شیمیایی تأثیر معکوسی بر رشد بخش کشاورزی داشته است.
الن و کیم[۲۱] (۲۰۱۲) در تحقیق خود با عنوان بهرهوری بخش کشاورزی و مخارج بخش عمومی در کشورهای جنوب صحرای آفریقا تأثیر مخارج دولتی بر بهرهوری بخش کشاورزی را مثبت و معنادار گزارش نموده اند.
جمعبندی
در این فصل ابتدا به مفهوم بهرهوری اشاره شد و شاخص های بهرهوری مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس مبانی نظری چگونگی اثرگذاری مخارج دولت بر بهرهوری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی به صورت خلاصه مورد بررسی قرار گرفت. بنابر آنچه گفته شد ممکن است افزایش مخارج دولتی تأثیر مستقیم بر بهرهوری بخشهای مختلف اقتصادی از جمله بخش کشاورزی داشته باشد. همچنین ممکن است این تأثیر معکوس باشد یا هیچگونه رابطه معنیداری بین این دو وجود نداشته باشد. در گام بعد مطالعات مرتبط با موضوع تحقیق در داخل و خارج کشور به صورت خلاصه مورد مطالعه قرار میگیرد.
فصل سوم
روش تحقیق
مقدمه
در این فصل در قسمت (۳-۲) مدل تحقیق مورد بررسی قرار میگیرد. سپس آزمونهای ریشه واحد دیکی-فولر تعمیم یافته (ADF) و فیلیپس و پرون (PP) ارائه شده است. در قسمت (۳-۵) به بررسی روابط همجمعی میان متغیرهای مدل پرداخته خواهد شد. پیش از این غالباً از روشهای انگل-گرنجر و یوهانسن جهت بررسی روابط همجمعی استفاده میشد. روش انگل-گرنجر برای بررسی روابط همجمعی میان دو متغیر کاربرد دارد؛ همچنین در این روش باید متغیرها جمعی از یک درجه باشند. روش یوهانسن برای دو یا چند متغیر کاربرد دارد، اما این روش نیز دارای محدودیت لزوم جمعی بودن متغیرها از یک درجه است. در این تحقیق برای جهت بررسی روابط همجمعی از روش آزمون کرانهها که توسط پسران و همکاران (۲۰۰۱) ارائه گردیده، استفاده میگردد. در گام بعد روابط ARDLبلندمدت و مدل تصحیح خطا ارائه شده است. در نهایت در قسمت (۳-۶) آزمون علیت گرنجر مورد بررسی قرار میگیرد.
مدل تحقیق
مدل مورد استفاده در این تحقیق بر مبنای عوامل تعیین کننده بهرهوری کل عوامل تولید بوده و به تبعیت از احمد و چین تن هنگ[۲۲]، (۲۰۱۲) به شکل زیر میباشد:
(۱) |
که در آن بیانگر بهرهوری کل عوامل تولید، بردار متغیرهای تعیین کننده بهرهوری کل عوامل تولید و نیز جزء خطا میباشد.
بر خلاف چارچوب نئوکلاسیک استاندارد که بر تغییرات برونزا در تکنولوژی تمرکز دارند، بر اساس نظریه رشد درونزا مخارج دولت با تأثیر بر نرخ انباشت سرمایه و همچنین نرخ ابداعات تکنولوژی بر رشد اقتصادی اثر میگذارند. از این رو بهرهوری کل عوامل تولید را به صورت پویا در نظر میگیریم که در این صورت این پارامتر با زمان تغییر مییابد. بر این اساس متغیر مذکور تابعی از مخارج دولت در نظر گرفته می شود. علاوه بر آن بهرهوری کل عوامل تولید بخش کشاورزی تابعی از سایر متغیرهای مؤثر بر بهرهوری عوامل تولید بخش کشاورزی مانند صادرات بخش کشاورزی و ضریب مکانیزاسیون بخش کشاورزی در نظر گرفته می شود. با لگاریتمگیری از طرفین رابطه (۱) مدل تحقیق به صورت زیر درمیآید:
(۲) |
که در آن لگاریتم صادرات محصولات کشاورزی، لگاریتم ضریب مکانیزاسیون بخش کشاورزی و لگاریتم مخارج دولت میباشد. به منظور بررسی اثرات جداگانه مخارج جاری و عمرانی دولت بر رشد بهرهوری کل عوامل تولید بخش کشاورزی مخارج دولت را تفکیک نموده و مدلهای اول و دوم تحقیق به صورت زیر ارائه میگردند:
مدل اول تحقیق:
(۳) |