یک خصوصیت کیفی مهم اطلاعات مندرج در صورتهای مالی این است که به آسانی برای استفاده کنندگان قابل درک باشد. ادغام طبقه بندی اطلاعات یک عامل مهم در قابل فهم بودن اطلاعات محسوب می شود و همچنین اطلاعات مالی عموماً بر اساس این فرض که استفاده کنندگان از آگاهی معقولی در مورد فعالیت های تجاری و اقتصادی و نحوه حسابداری برخوردارند و اینکه مایل به مطالعه اطلاعات با تلاش معقولی هستند، تهیه می شود. در عین حال، اطلاعات پیچیده ای که برای رفع نیازهای تصمیم گیری اقتصادی مربوط تلقی می شود نباید به بهانه مشکل بودن درک آن توسط برخی استفاد۶۰ساز ه کنندگان از صورتهای مالی حذف شود، گرچه این گونه اطلاعات نیز باید حتی المقدور به گونه ای ساده ارائه شود . (نشریه۱سازمان حسابرسی ۱۳۸۴)
۲-۲-۵- محدودیت های حاکم بر خصوصیات کیفی اطلاعات مالی
به ندرت می توان اطلاعاتی تهیه کرد که کاملاً مربوط، قابل اتکاء، قابل مقایسه و قابل فهم باشد. لزوم ایجاد موازنه بین خصوصیات کیفی، لزوم ایجاد موازنه نسبی بین مزیت های نسبی «گزارشگری به موقع» و «ارائه اطلاعات قابل اتکا» ایجاد توازن بین منفعت و هزینه ناشی از اطلاعات، پویا بودن مفهوم تصویر مطلوب که اغلب کمتر می شود، صورتهای مالی باید تصویری مطلوب از وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی مؤسسه ارائه کند، برخی از مؤثرترین محدودیت های حاکم بر خصوصیات کیفی اطلاعات مالی است (نشریه۱۶۰سازمان حسابرسی ۱۳۸۴)
۲-۲-۵- محدودیت های حاکم بر خصوصیات کیفی اطلاعات مالی
به ندرت می توان اطلاعاتی تهیه کرد که کاملاً مربوط، قابل اتکاء، قابل مقایسه و قابل فهم باشد. لزوم ایجاد موازنه بین خصوصیات کیفی، لزوم ایجاد موازنه نسبی بین مزیت های نسبی «گزارشگری به موقع» و «ارائه اطلاعات قابل اتکا» ایجاد توازن بین منفعت و هزینه ناشی از اطلاعات، پویا بودن مفهوم تصویر مطلوب که اغلب کمتر می شود، صورتهای مالی باید تصویری مطلوب از وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی مؤسسه ارائه کند، برخی از مؤثرترین محدودیت های حاکم بر خصوصیات کیفی اطلاعات مالی است (نشریه۱۶۰سازمان حسابرسی ۱۳۸۴)
۲-۳- مبانی حسابداری
هر یک از مبانی حسابداری )نقدی کامل، نقدی تعدیل شده، تعهدی کامل، تعهدی تعدیل شده و نیمه تعهدی( دارای مزایا و معایب متعددی می باشند. مزیت عمده مبانی نقدی سهولت بکارگیری آنها می باشد و کامل و جامعه نبودن اطلاعات کامل از آن می تواند از معایب این روش حسابداری تلقی شود و همچنین اجرای مبانی تعهدی به دلیل فنی و پیچیده بودن آن می تواند نسبت به مبانی نقدی هزینه بر باشد در عوض اطلاعات قابل اتکاء و کاملی در اختیار مدیران قرار می دهد منتهی بستگی به مکان و نحوه بکارگیری آن دارد، به طوری که روش های مبتنی بر تعهدی کامل در حسابداری و گزارشگری بخش خصوصی کاملاً پذیرفته شده و اعتقاد بر این است که اطلاعات مفید و قابل اتکائی در اختیار استفاده کنندگان از صورتهای مالی این قبیل مؤسسات قرار می دهد. حال بایستی دید که آیا بکارگیری حسابداری تعهدی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که یک دستگاه اجرایی دولتی است و از طریق هیأت امنا اداره می شود )و نه از طریق سرمایه گذاران( و هدف اصلی و نهایی آن کسب سود نیست، نیز می تواند در تصمیم گیری های مدیران مفید بوده و مسائل و مشکلات پیش روی این قبیل مؤسسات را دفع نماید. در ادبیات حسابداری دو دهه اخیر بخش عمومی و به ویژه دولتی، لزوم استفاده از تعهدی کامل یا تعهدی تعدیل شده در حسابداری فعالیت های غیر بازرگانی دولتها و جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. اغلب هیأت های تدوین استانداردهای حسابداری بخش عمومی نظیر هیأت استانداردهای حسابداری دولتی های ایالتی و حکومتهای محلی آمریکا[۱] (GASB) هیأت رایزنی حسابداری دولت فدرال[۲]، فدراسیون بین المللی حسابداری[۳]، کمیته حسابداری و حسابرسی بخش عمومی انجمن حسابداران خبره کانادا [۴]و انجمن حسابداران زلاندنو[۵]، هیأت تدوین استانداردهای حسابداری بخش عمومی بنیاد تحقیقات حسابداری استرالیا[۶]، استفاده از مبنای تعهدی تعدیل شده و تعهدی کامل را در حسابداری و گزارشگری مالی فعالیتهای غیربازرگانی دولت ها الزامی نموده اند، نهادهای بین المللی نظیر صندوق جهانی پول[۷]، بانک توسعه آسیایی [۸]و بانک جهانی[۹] نیز به مبنای تعهدی کامل با تعهدی تعهدی تعدیل شده تأکید ورزیده و سیستم حسابهای ملی و نظام های آماری مالی دولت توجه ویژه ای به استفاده از مبنای تعهدی تعدیل شده و در صورت لزوم تعهدی کامل نموده اند، مبنای حسابداری زمان تشخیص و شناسایی رویدادهای مالی را مشخص می کند و بر عامل زمان شناسایی رویدادهای مالی تأکید دارد. (باباجانی ۱۳۸۸)
۲-۴- معیار اندازه گیری
مبانی نظری و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری بخش عمومی، دو نوع معیار اندازه گیری شامل جریان منابع مالی و جریان منابع اقتصادی را به رسمیت شناخته است، معیار اندازه گیری جریان منابع مالی، با هدف حصول اطمینان از هدایت و کنترل جریان منابع مالی به سوی اهداف تعیین شده توسط قانون گذاری و تحقق و ارتقای سطح مسئولیت پاسخگویی مالی، مورد استفاده قرار می گیرد بنابراین تهیه اطلاعات دقیق و شفاف در مورد تحصیل منابع مالی و حصول اطمینان از معرف منابع مالی در راستای اهداف قانونی منظور در بودجه سالانه کل کشور مد نظر این معیار می باشد. معیار اندازه گیری جریان منابع اقتصادی، با هدف حصول اطمینان از میزان کارایی، اثربخشی و حرفه های ناشی از معرف منابع اقتصادی، تعیین بهای تمام شده کالا و خدمات و تحقق و ارتقای سطح مسئولیت پاسخگویی عملیاتی، در سامانه های حسابداری و گزارشگری مالی تهیه اطلاعات شفاف درباره چگونگی مصرف منابع اقتصادی و اندازه گیری میزان دستیابی به اهداف تعیین شده در قالب میزان تولید کالا و خدمات و ارزیابی اثربخشی و نتایج کالا و خدمات تولید شده خواهد بود. اهمیت استفاده از این نوع معیار اندازه گیری در سامانه های حسابداری، زمانی برجسته می شود که دولت ها اقدام به تهیه و تنظیم بودجه عملیاتی می نمایند. به عبارت دیگر، کنترل و ارزیابی عملکرد سیستم بودجه بندی عملیاتی بدون استفاده از نظام حسابداری و گزارشگری مالی مبتنی بر معیار اندازه گیری جریان منابع اقتصادی و مرتبط با سامانه هزینه یابی بر مبنای فعالیت، امکان پذیر نخواهد بود. (باباجانی، ۱۳۸۸)
۲-۵- چارچوب نظری و اصول پذیرفته شده گزارشگری مالی
تا قبل از سال۱۹۸۷، اصول و استانداردهای حسابداری دولتهای ایالتی و محلی آمریکا از چارچوب نظری مبتنی بر تصمیم مصوب شورای ملی حسابداری دولتی (NCGA) پیروی می نمود. هدف کلی حسابداری و گزارشگری مالی در چارچوب نظری یاد شده فراهم آوردن اطلاعات مالی سودمند برای تصمیم گیری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و انجام پاسخگویی و ارزیابی عملکرد سازمانی و مدیریت بوده در این نوع چارچوب نظری، هدف اصلی حسابداری و گزارشگری مالی، تهیه اطلاعات برای تصمیم گیری است و سودمندی اطلاعات و رضایت استفاده کنندگان از اطلاعات مالی در دو وجه اول اهمیت قرار دارد. (بیانیه مفهمومی شماره یک، ۱۹۷۹)
از سال۱۹۸۷ و با تصویب بیانیه مفهومی شماره یک (GASB) ابتدا اصول استانداردهای حسابداری دولتهای ایالتی و محلی و سپس با تصویب بیانیه مفهومی شماره یک (FASB) در سال ۱۹۹۳ اصول و استانداردهای دولتی دولت فدرال، از چارچوب نظری مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی پیروی می نمایند. (باباجانی، ۱۳۸۸)
۲-۶- مفهوم پاسخگویی
اگرچه مفهوم مسئولیت پاسخگویی در کشورهای با نظام سیاسی مردم سالار از دیرباز جایگاه ویژه ای داشته است، اما توجه و تأکید بر آن به عنوان مفهومی بنیادین در تدوین چارچوب مفهومی حسابداری، مرهون کاری نظری است که پرفسور « یوجی ایجیری[۱۰]» در مقاله ایی با عنوان «در باب چارچوب مفهومی حسابداری مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی » در «همایش چارچوب مفهومی» که در۱۹۸۲در دانشگاه هاروارد برگزار شد، ارائه نمود. از نیمه دوم قرن بیستم تا قبل از ۱۹۸۲ کوشش های زیادی در اندیشمندان حسابداری مانند ترمانتون برای طرح مفهوم مسئولیت پاسخگویی به عمل آوردند. برخی صاحب نظران هم چون لارنسی و مک کینی اعتقاد داشتند که استفاده از چارچوب مفهومی مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا قدرت صرفاً به اعتبار مسئولیت پاسخگویی بیشتر به عامل خواهد رسید، پس از آنکه یوجی ایجیری چارچوب مفهومی مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی را عرضه کرد شماری از متفکرین حسابداری نظیر روبربنس، جی و اسکاپنز. آر (۱۹۸۵)[۱۱] و ویلیام (۱۹۸۷)، اعلام کردند که در حسابداری بخش عمومی و مبتنی در حسابداری واحدهای سودا پیشه بخش عمومی استفاده از چارچوب مفهومی مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی ناشی از بازشناسی ماهیت اجتماعی رابطه بین شهروندان و دولت و همچنین رابطه بین سهامداران و هیأت مدیره اس. جانسون و تونزیمان (۱۹۹۲) نیز عقیده دارند در فعالیت های غیر سوداگری سازمان های بخش عمومی که برای هدایت عمل مدیریت انگیزه سوداگری با نظم حاکم بر بازار وجود ندارد، مسئولیت پاسخگویی نقش مهمتری در راهنمایی مدیریت دارد. در چارچوبی که مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی است، هدف حسابداری فراهم آوردن نظامی منصفانه[۱۲] از جریان اطلاعات میان «پاسخگو» و « پاسخ خواه » است. این چارچوب بر پایه رابطه مسئولیت پاسخگویی میان در طرف بنا می شود. بر مبنای رابطه بنیادی پاسخگویی با پاسخ خواه حق معین برای داشتن دارد، در عین حال، پاسخ گو نیز حق دارد از حریم قانونی خود حفاظت کند. به نظر می رسد که بیشتر چارچوب های مفهومی، مبتنی بر تصمیم اند. اینها یک رویه یا صرفاً معطوف به استفاده کنندگان هستند. چارچوب مفهومی مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی حق هر دو طرف را در نظر می گیرد و به همین دلیل دو سویه است .(باباجانی، ۱۳۸۸)
۲-۷- ویژگی محیط فعالیت
ویژگیهای محیط فعالیتهای دولتی) غیر بازرگانی) با ویژگیهای محیط فعالیتهای بازرگانی) اعم از آنکه توسط بخش عمومی انجام شود یا بخش خصوصی( تفاوت است. تفاوتهای بنیادی ویژگیهای محیط فعالیتهای غیر بازرگانی با فعالیتهای بازرگانی، موجب شکل گیری یک نظام خاص حسابداری و گزارش دهی مالی برای فعالیتهای غیر بازرگانی می شود که اهداف آن در مقایسه با اهداف حسابداری و گزارش دهی مالی فعالیتهای بازرگانی تفاوت درخور ملاحظه ای دارد. ویژگیهای محیط فعالیتهای غیر بازرگانی بر پایه مبانی نظری حسابداری و گزارشدهی مالی دولتی به سه دسته شامل ویژگیهای اولیه) اصلی(، ویژگیهای کنترلی و سایر ویژگیها، تقسیم می شود. نظام حسابداری و گزارشدهی مالی فعالیت های غیر بازرگانی به صورت عمده تحت تاثیر ویژگیهای اصلی و ویژگیهای کنترلی قرار می گیرد و به همین دلیل تفاوت های بنیادی یا حسابداری فعالیت های بازرگانی خواهد داشت. ویژگی های محیط فعالیت های نوع غیر بازرگانی که در جای مناسب به تشریح آنها خواهیم پرداخت، موجب شده است تا اهداف حسابداری و گزارشدهی مالی موسسات عمومی بر اساس مفهومی بنیادی با عنوان مسئولیت پاسخگویی تعیین شود، که ریشه آن را باید در حوزه فلسفه سیاسی جستجو کرد، همچنین محور و مرکز ثقل حسابداری بخش عمومی به عنوان بخشی از ساختار کنترل داخلی است (باباجانی، ماهنامه انجمن حسابداران خبره ایران، شماره ۱۴۶) .
۲-۸- سطوح مسئولیت پاسخگویی
مسئولیت پاسخگویی انواع گوناگون و سطوح متفاوتی دارد. به عنوان مثال پاسخگویی را می توان از جنبه های مختلفی بررسی و اشکال متفاوتی از آن ارائه کرد. مسئولیت پاسخگویی مالی، مسئولیت پاسخگویی عملیاتی، مسئولیت پاسخگویی سیاسی و مسئولیت پاسخگویی اجتماعی، از انواع و سبکهای مختلف پاسخگویی هستند که تحقق و ایفای هر کدام از آنها نیازمند استفاده از سازو کارهای مناسب است. جی.دی.استوارت در مقاله ای با عنوان « نقش اطلاعات در مسئولیت پاسخگویی عمومی» پنج سطح از مسئولیت پاسخگویی را به عنوان پلکان مسئولیت پاسخگویی معرفی می کند. سطوح مسئولیت پاسخگویی مورد نظر استوارت در بند شماره ۷۳ بیانیه مفهومی شماره یک هیات رایزنی استانداردهای حسابداری فدرال ( FASAB)به شرح زیر آمده است:
سطح یک: پاسخگویی خط مشی یا پاسخگویی در مورد خط مش هایی که اتخاذ گردیده و خط مشی هایی که رد شده است )ارزش(.
سطح دو: پاسخگویی برنامه یا پاسخگویی در مورد اجرا و میزان دستیابی به اهداف برنامه ها) نتایج یا اثربخشی(.
سطح سوم: پاسخگویی عملکرد یا پاسخگویی در مورد چگونگی عملکرد )کارایی و صرفه اقتصادی(.
سطح چهارم: پاسخگویی فرایند یا پاسخگویی درباره فرایندها، شامل روش های اجرایی یا معیارهای اندازه گیری برای اجرای وظایف تعیین شده )برنامه ریزی، تخصیص و اداره(.
سطح پنج: پاسخگویی التزام و مشروعیت مصرف وجوه طبق بودجه مصوب (رعایت). (باباجانی، ماهنامه انجمن حسابداران خبره ایران، شماره ۱۴۶)
۲-۹- مبنای تعهدی و مسئولیت پاسخگویی
دولت ها در قبال شهروندان در مورد تحصیل و معرف منابع مالی، مسئولیت پاسخگویی دارند. مفهوم مسئولیت پاسخگویی با تأکید بر حقوق شهروندان مقرر می دارد. که دولتهای منتخب مردم در مورد افزایش منابع مالی که از طریق رفع مالیات و عوارض و یا استقراض صورت می گیرد. دلایل قانع کننده و منطقی به شهروندان و یا نمایندگان ایشان ارائه نمایند از سوی دیگر در مورد معرف منابع مالی عملیاتی که منابع مالی برای آن معرف گردیده است نیز مسئولیت پاسخگویی عمومی دارند.
با توجه به همین که تعیین میزان درآمدها و هزینه های واقعی یک دور مالی در ادای مسئولیت پاسخگویی دولتها و ارزیابی این مسئولیت توسط شهروندان و نمایندگان قانونی آنها دارد. لذا روش های شناسایی و اندازه گیری درآمدها و هزینه های دولتها نیز اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار خواهد بود. به همین دلیل مبنای حسابداری تعهدی قادر است درآمدهای تحقق یافته و هزینه های انجام شده یک دوره مالی را گزارش نماید و این گزارش در ارتقاء سطح مسئولیت پاسخگویی نقش در خورد ملاحظه ای داشته و شهروندانی را در جریان حقایق و عملیاتی که دولتها در یک دوره مالی انجام می دهند، قرار می دهد استفاده از مبنای تعهدی در حسابداری و گزارشگری مالی دولتی موجب می شود شهروندان با دریافت اطلاعات شفاف در مورد درآمدها و هزینه های یک دوره مالی، ارزیابی خود را از کفایت یا عدم کفایت درآمدهای یک دوره مالی برای تأمین هزینه خدمات ارائه شده توسط دولت در همان دور مالی ارتقاء بخشند. ارائه اطلاعات و تعین درآمدها و هزینه های سازمانهای دولتی در گزارشهای مالی و مقایسه ارقام واقعی درآمدها و هزینه ها با ارقام پیش بینی شود. در بودجه سالانه این قبیل سازمانها، تصویرشناسی از عملکرد آنها جهت قضاوت آگاهانه واحدهای نظارت کننده بیطرف و مستقل و نمایندگان قانونی شهروندان و سایر استفاده کنندگان اطلاعات مالی، ارائه نموده و ارزیابی ایشان را دقیق تر می نماید لذا در مبانی نظری جدید حسابداری و گزارشگری مالی دولتی استفاده از مبنای تعهدی مورد تأکید قرار گرفته است.
۲-۱۰- گزارشگری مالی در سازمانها و دستگاه های دولتی
امور مالی و گزارشگری سازمانهای دولتی بر اساس آئین نامه و معاملاتی که به تصویب می رسد، انجام می شود بر اساس ماده ۲ آئین نامه سال مالی از اول فروردین شروع و در پایان اسفند ماه همان سال خاتمه یابد. مدیر امور مالی مؤسسه مکلف است با رعایت مقررات مربوط تا پایان تیر ماه سال بعد صورتحساب دریافت و پرداخت و صورتهای مالی هر سال را تهیه و تنظیم نموده و با امضاء خود و رئیس مؤسسه یا مقام مجاز از طرف ایشان برای تصویب به هیأت امناء ارائه نماید. به موجب ماده ۹ آئین نامه مدیر امور مالی واجد صلاحیت به مدت دو سال از بین کارشناسان و صاحب نظران رشته های امور مالی با حداقل چهارسال تجربه حرفه ای و اجرایی به پیشنهاد رئیس مؤسسه با تصویب و ابلاغ رئیس مؤسسه به منظور اعمال نظارت و تأمین هماهنگی لازم بر اساس مفاد این آئین نامه انتخاب و به این سمت برای انجام وظایف مشروح زیر منصوب می شود :
۱- تهیه و تدوین صورتهای مالی مؤسسه از طریق نظارت بر عملیات امور مالی و محاسباتی و نگاهداری و تنظیم حسابها بر طبق این آئین نامه و مقررات حکم بر تحریر دفاتر دستی و الکترونیکی و ضوابط مربوطه و سمت و سلامت آنها و تهیه گزارشات موردی مدیریت.
۲- هماهنگی در اجرای قوانین و مقررات حاکم بر عملیات مالی مؤسسه و حفظ و حراست دفاتر مالی.
۳- تبادل اطلاعات مالی مؤسسه حساب مورد با دستگاه های نظارتی قانونی با هماهنگی مقام مسئول مؤسسه.
۴- نگهداری و تحویل وجوه، نقدینه ها، سپرده ها و اوراق بهادار و پیگیری و نظارت متمم بر وصول به موقع درآمدهای مؤسسه.
۵- نظارت بر عملکرد مالی رئیس امور مالی واحدهای اجرایی تابعه و واحدهای وابسته.
۶- شناسایی و نگهداری حساب مقداری و ریالی اموال، ماشین آلات و تجهیزات و دارائی های مؤسسه.
۷- اطلاع و کنترل کلیه تفویض اختیارات برای امضاء های مجاز در مصرف منابع و فراهم نمودن شرایط هماهنگی بین آنها.
۸- اجرای کدینگ )طبقه بندی( حسابها، بر اساس شکل متحد، به منظور ایجاد وحدت رویه و قابلیت مقایسه گزارشات مالی بین مؤسسات و واحدهای تابعه.
۹- اجرای آن بخش از عملیات مالی مؤسسه که در چارچوب بودجه تفصیلی مصوب هیئت امناء، بر عهده مدیر امورمالی می باشد.
بخش های مختلف امور مالی دستگاه های دولتی به صورت شکل زیر می باشد :
شکل ۲-۱ بخش های مختلف ذیحسابی و اداره امور مالی
اداره دریافت و پرداخت
اداره درآمد و سپرده
اداره اعتبارات وتعهدات
اداره رسیدگی به اسناد
اداره دفترداری وتنظیم حسابها
اداره اموال و اوراق بهادار
اداره حقوق و دستمزد
اداره طرحهای عمرانی
۲-۱۱- بودجه
بودجه جریان پولی و یا مقداری طرحها و خط مشی های مؤسسه برای یک دوره زمانی آتی معین است .اصطلاح بودجه ریزی نیز برای تهیه بودجه ها و سایر دستورالعمل ها و رویه ها برای طرح ریزی، هماهنگی و کنترل مؤسسات بکار گرفته می شود. یک بودجه یک صورت مالی یا مقداری است که از قبل برای نیل به اهداف مشخص تهیه می گردد. « گران و هوارد »[۱۳] بودجه را یک صورتحساب از پیش تعیین شده برای خط مشی های مدیریت در خلال یک دوره مفروض، که یک استاندارد را برای مقایسه و تطبیق با نتایج واقعی تهیه می نماید، تعریف کرده اند. همچنین بودجه یک صورتحساب مدون رسمی است که طرحهای مدیریت را برای آینده در اصطلاحات مالی بیان می کند.
۲-۱۱-۱- مشخصات یک بودجه بندی خوب و مناسب
قبل از ورود به ماهیت بزه آدم ربایی و تجزیه و تحلیل و ارکان متشکله آن به اهداف و پرسش و فرضیه های پیرامون این جرم و سرانجام با بیان روش تحقیق در رساله حاضر و مشکلات موجود به ذکر نحوه ارائه مطالب (سازماندهی) پرداخته و مقدمه را به پایان می بریم.
ب- اهداف تحقیق :
جرم آدم ربایی به عنوان یکی از جرم های مهم در نظام حقوقی دنیا تلقی گردیده است و از این رو سعی بر آن شده است که موضوع آدم ربایی در ایران و از همه مهمتر شناسایی این جرم در لبنان بررسی شود تا بتوانیم با یک نگرش تطبیقی و مقایسه ای دید وسیع تری نسبت به این بزه داشته باشیم و همچنین با توجه به تغییراتی که پس از انقلاب اسلامی در مقررات جزایی عموماً و در مورد آدم ربایی، خصوصاً انجام شده است، نقاط ابهام و مسائل عدیده ای مطرح گردد که خود نیازمند بررسی و تحلیل آن و پژوهش های حقوقی در این زمینه می باشد و از طرفی دیگر آگاهی از مقررات این جرم، پیش از انقلاب و مقایسه با قانون فعلی تطبیق با مقررات آدم ربایی در کشور لبنان که در این پایان نامه به آن پرداخته می شود و براساس هدفی طراحی شده تا بتواند حد زیادی ما را در آشنایی با کاستی ها و نواقص روشن شدن نقاط ابهام و اجمال یاری رساند.
هرچند نویسندگان حقوق جزای اختصاصی در مباحث آدم ربایی اشاره کرده اند، لکن هیچ گاه به طور مستقل و گسترده مبحثی به این موضوع اختصاص ندادند و ندرتاً به طور مبسوط به آن نپرداخته اند اگر هم پرداخته شده باشد فقط در ۲ الی ۳ صفحه و امیدوارم که این تحقیق بتواند دراستای توسعه این مفهوم کارگشا باشد و بر میزان مطالعاتی که تاکنون در این زمینه صورت گرفته بیافزاید و بیشتر مورد کنکاش قرار گیرد.
ج- پرسش های تحقیق :
در پایان نامه پیش روی، با بررسی های انجام شده سعی در بررسی نقاط مبهم متعددی می گردد که می توان اصلی و اساسی ترین سوال را این پرسش قرار داد :
۱-آیا عوامل مشدّده بزه آدم ربایی در ایران در مقایسه با لبنان به نحو مناسبی مطرحشدهاست؟
۲-آیا بزه آدم ربایی نیازمند سوء نیت خاص می باشد؟
د- فرضیه های تحقیق :
و اما فرضیاتی که در پاسخ به سوالات مطروحه ی فوق به ذهن نگارنده خطور نموده است فرضیه اساسی این است که با توجه به آموزه های حقوقی و نص صریح :
در پاسخ به پرسش اول، فرضیه فوق می تواند مناسب باشد و باید چنین نظر داد، عوامل مشدّده در ایران در قبال بزه آدم ربایی به ۳ مورد تقسیم شده و جزء علل مشدّده است و همچنین واکنشی بسیار مناسب در برابر این بزه محسوب خواهد شد به دلیل جنبه حمایتی و انسجام در موارد ذکر شده.
در لبنان از این جهت نمی تواند سیاست مناسبی باشد، به ۷ مورد تقسیم شده. دلیل پراکندگی موارد و جنبه حمایتی پایین نسبت به این بزه و مطرح کردن عوامل مشدّده در فصول گوناگون و نداشتن تدبیری مناسب و کارآمد.
در مورد پاسخ دوم، فرضیه پیش رویی این گونه است که :
-
- بزه آدم ربایی،جرمی عمدی و نیازمند سوءنیت خاص است.
پس در پاسخ به سوال دوم، نظرمان مثبت است و بزه آدم ربایی در ایران، پاسخ مثبت است و بزه آدم ربایی در ایران، یقیناً و قطعاً نیازمند سوء نیت خاص است، به لحاظ این که هر جرمی که عمدی است باید سوء نیت خاص داشته باشد مثلاً شخصی که فردی را می رباید باید قصد ربودن و سلب آزادی شخصی را داشته باشد و این طور استنباط می شود که هرکس اقدام به ربودن فردی کند پس قصد سلب و محروم کردن شخصی از آزادی را دارد، بنابراین نتیجه این که، دارای سوء نیت خاص است و همچنین در مقایسه با لبنان، باید گفت که دارای سوء نیت خاص است.
به این دلیل که باید حتماً به قصد محرومیت آزادی انجام پذیرد و بدون این محرومیت، جرم محقق نمی شود.
ه - روش تحقیق :
روش تحقیق بکار گرفته شده در این پایان نامه، روش توضیحی تحلیلی است که به شیوه مطالعات کتابخانه ای صورت پذیرفته است.
بر این اساس، با جمع آوری تئوری ها و گردآوری مطالب از منابع های مختلف تجزیه و تحلیل سعی شده تا به نظریه ی صائب و منطقی در حد امکان، دست یافته و در این راستا با انجام مطالعات تطبیقی و مقایسه ای، مقررات کیفری کشور لبنان در خصوص آدم ربایی را نیز مورد کنکاش قرار دهد.
و– سازماندهی تحقیق :
ترتیب ارائه مطالب و سازماندهی آن در پایان نامه حاضر، به صورت زیر شکل گرفته است :
مطالب و مباحث پایان نامه به ۲ بخش اصلی تقسیم شده است :
در فصل اول از بخش نخست، در ۲ مبحث جداگانه ابتدا مفهوم آدم ربایی و دوم تاریخچه آدم ربایی مورد بررسی قرار می گیرد.
در فصل دوم به ارکان بزه آدم ربایی پرداخته می شود که ابتدا ۳ مبحث اول از فصل دوم اختصاص دارد به رکن قانونی آدم ربایی.
مبحث دوم بر می گردد به رکن مادی و دیگر این در مبحث سوم رکن روانی را تشکیل می دهد.
بخش دوم به واکنش کیفری در قبال بزه آدم ربایی و عوامل موثر در تعیین مجازات اختصاص دارد، که مشتمل بر ۲ فصل است :
در فصل نخست به واکنش کیفری در قبال آدم ربایی در حقوق موضوعه اختصاص دارد، که در۳ مبحث مستقل، نحوه تشدید مجازات بررسی خواهد شد.
در فصل دوم که فصل پایانی این تحقیق است، به عوامل موثر در تعیین مجازات می پردازد، که مشتمل بر ۲ مبحث جداگانه، ۱ مبحث به عوامل مشدده (عام،خاص) و مبحث دوم اقدامات ارفاقی (تعلیق و آزادی مشروط) خواهد بود، بررسی می شود.
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهای اصلاحی ان شاءالله حسن ختام این پایان نامه خواهد بود.
بخش نخست
مفاهیم،پیشینه و درآمدی بر ارکان بزه آدم ربایی
بخش نخست : مفاهیم، پیشینه و درآمدی بر ارکان بزه آدم ربایی
بخش اول مشتمل بر ۲ فصل، فصل اول درباره مفهوم، پیشینه و تحولات تاریخی بزه آدم ربایی و فصل دوم درباره ی درآمدی بر ارکان تشکیل دهنده بزه آدم ربایی مورد مطالعه قرار می گیرد.
فصل نخست : مفاهیم، پیشینه و تحولات تاریخی
در فصل اول از بخش اول که مطالب تقسیم شده بر ۲ مبحث است.
در مبحث اول درباره واژه شناسی و مبحث دوم پیشینه و تحولات تاریخی به طور جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
مبحث نخست : واژه شناسی
و حال این مبحث دارای ۱ گفتار که گفتار اول آن درباره مفهوم لغوی آدم ربایی و مفهوم اصطلاحی بحث خواهد شد.
گفتارنخست : مفاهیم لغوی و اصطلاحی آدم ربایی
این گفتار به ۲ قسمت الف و ب تقسیم شده که در قسمت الف: مفهوم لغوی توضیح داده خواهد شد و بعد در انتها بررسی آدم ربایی در معنای اصطلاحی خواهیم پرداخت.
الف – مفهوم لغوی
آدم ربایی معادل واژه های (abduction) [۸]و (kidnapping) در زبان انگلیسی واژه (edevement)[9] در زبان فرانسه و واژه (اختطاف)[۱۰] در زبان عربی می باشد که در برخی موارد، برای مطلق آدم ربایی و در پاره ای از موارد برای ربودن دختر به به منظور عمل نامشروع به کار می روند.
ربودن در لغت عبارت است از راه تردستی و چابکی و حیله از کسی را خیری گرفتن، به زور و سرعت چیزی را از شخصی بردن، همین منظور از ربایش و نقل مکان دادن مالی از محلی به محل دیگر می باشد. [۱۱]
انتقال یک شخص بدون رضایت او از محلی به محل دیگر به وسیله زور، تهدید یا فریفتن [۱۲]
انتقال یک یا چند شخص از مکانی به مکان دیگر برخلاف اراده آن، که ممکن است از راه خدعه یا فریفتن یا با زور انجام گیرد. [۱۳]
وزن خوراک انتهای - وزن خوراک ابتدای
= خوراک مصرفی بر حسب گرم در روز
روز جوجه
۳-۷-۲- افزایش وزن
بلدرچینهای هر یک از تکرارها در پایان هر هفته به صورت گروهی توزین میشدند و تعداد بلدرچینهای هر تکرار و اوزان هر واحد آزمایشی ثبت میگردید.
افزایش وزن هر بلدرچین بر حسب گرم در هفته طبق فرمول زیر محاسبه میگردید.
تعداد روزهای زنده بودن جوجه تلف شده +(تعداد روزهای دوره *تعدادجوجه زنده در پایان هفته) =روز جوجه
وزن زنده جوجهها آغاز دوره- (وزن تلفات وزن – زنده کل پرندگان در پایان )
= افزایش وزن روزانه (گرم)
روز جوجه
۳-۷-۳- ضریب تبدیل غذایی
برای بدست آوردن ضریب تبدیل غذایی بر اساس روز جوجه اقدام گردید به عنوان مثال برای بدست آوردن ضریب تبدیل غذایی یک هفته مقدار دان مصرفی واحد آزمایشی (تکرار) بر روز جوجه تقسیم میکنیم (برای بدست آوردن روز جوجه : تعداد روزهای هفته در تعداد بلدرچینهای یک تکرار ضرب میگردد). سپس مقدار وزن اولیه بلدرچینها (یا وزن هفته قبل را بر عدد روز جوجه تقسیم مینماییم؛ اعداد بدست آمده مصرف روزانه غذای بلدرچین در هفته بر افزایش وزن روزانه بلدرچینهای تکرار تقسیم و عدد بدست آمده به عنوان ضریب تبدیل غذایی محسوب میگردد).
مصرف روزانه خوراک
= ضریب تبدیل غذایی(روزانه)
روز جوجه
۳-۷-۴- صفات لاشه
در دوره پرورش روزهای ۲۸ و ۴۲ روزگی تعداد ۲ قطعه در هر تیمار بلدرچین که به میانگین وزن بلدرچینها نزدیکتر بود انتخاب و توزین شدند و بعد از ذبح و پر کنی مجزا کردن لاشه انجام شد و قسمتهای مختلف لاشه (وزن زنده، وزن لاشه، ران، سینه، کبد، چربی محوطه بطنی، طحال، بورس، قلب، سنگدان، بیضه در نرها) کاملاً جدا شد و به وسیله ترازوی دیجیتالی با دقت یک هزارم گرم توزین گردید؛ و نسبتهای بدست آمده ثبت گردید.
۳-۷-۵-اندازه گیری فاکتورهای خونی (کلسترول، تری گلسرید، لیپوپروتیین با چگالی بالا، لیپوپروتیین با چگالی پایین پروتئین تام، آلبومین، VLDL، هموگلوبین، هماتوکریت و گلبولهای قرمز)
در پایان ۴۲ روزگی از تعداد ۲ قطعه بلدرچین از هر تکرار به وسیله سرنگ ۲cc (موسوم به سرنگ انسولین) از سیاهرگ زیر بال بلدرچینها با رعایت اصول بهداشتی خون گیری گردید و هر کدام به لولههای آزمایش که بر روی هر کدام شماره تیمار و تکرار درج شده بود منتقل و پس از ۱ ساعت نگهداری منجر به جداسازی سرم گردید و به وسیله یخدان مخصوص در مجاورت غیر مستقیم یخ به آزمایشگاه منتقل گردید که در آنجا پس از جدا سازی کامل سرم اقدام به نگهداری آن در دمای ۱۸- نمودند. آزمایشها با بهره گرفتن از کیتهای پارس آزمون انجام گردید. از جوجهها در ۴۲ روزگی نمونههای خونی به طور تصادفی از خون ۲ پرنده به ازای هر تکرار جمع آوری میشوند. نمونههای خونی در تیوبهای حاوی EDTA[42]برای تعیین فاکتورهای خونی (که بدو نه آنتی کوگالانت باشد و شمارش گلبولهای قرمز هموگلوبین و درصد هماتوکریت اندازه گیری شد).
۳-۷-۵-۱- اندازهگیری متابولیتهای سرم
به منظور تعیین کلسترول، تریگلیسرید، لیپوپروتئین با چگالی بالا، لیپوپروتئین با چگالی پایین ولیپوپروتئین با چگالی خیلی پایین[۴۳] از کیتهای تشخیص کمی شرکت پارس آزمون استفاده و به روش دستگاهی در دستگاه اتو آنالیزور مدل Abbott Alcyon 300 اندازهگیری شدند.
روش آزمایش در اندازه گیری کلسترول و تری گلیسرید آنزیمی، کالریمتری برای اندازه گیری تک نقطهای با روش فتومتریک بود اساس آزمایش کلسترول پر اکسید هیدروژن تولید شده در نتیجه هیدرولیز و اکسیداسیون کلسترول، به همراه فنول و ۴- آمینو آنتی پیرین در مجاورت آنزیم پر اکسید از تشکیل کینونیمین میدهد. میزان کینونیمین تشکیل شده که به صورت فتومتریک قابل اندازه گیری است با مقدار کلسترول رابطه مستقیم دارد. اساس آزمایش تری گلیسرید توسط لیپو پروتیئن لیپاز از اسیدهای چرب جدا شده و طی مراحلی پر اکسید هیدروژن آزاد شده از تری گلیسرید با به همراه فنول و ۴- آمینو آنتی پیرین در مجاورت آنزیم پراکسیداز تشکیل کینونیمین میدهد. میزان کینونیمین تشکیل شده که به صورت فتومتریک قابل اندازه گیری است با مقدار تر گلیسرید رابطه مستقیم دارد. برای اندازه گیری پروتئین تام در محیط قلیایی با یون های مس تشکیل یک کمپلکس لاجوردی رنگ میدهد که شدت رنگ ایجاد شده متناسب با مقدار پروتئین نمونه میباشد. برای اندازه گیری آلبومین با Bromocresol Green در محیط اسیدی تشکیل یک کمپلکس سبز آبی رنگ میدهد که شدت رنگ ایجاد شده متناسب با مقدار آلبومین نمونه میباشد و سایر فاکتورها بر اساس فرمولهای زیر محاسبات مربوطه صورت گرفت.
= لیپوپروتئین باچگالی خیلی پایین:
(لیپوپروتئین با چگالی بالا) –(لیپوپروتئین با چگالی خیلی پایین- کلسترول) = لیپوپروتئین با چگالی پایین
۲‑۲۷
شکل۲‑۲: پاسخ سیستم حلقه بازجرثقیل باشتاب ارابهای صفر و بادپایه برابر (m/s)5/0
شکل۲‑۳: پاسخ سیستم حلقه بازجرثقیل باشتاب ارابهای صفر و بادپایه برابر (m/s)5/0-
شکل۲‑۴: پاسخ سیستم حلقه بازجرثقیل باشتاب ارابهای(m/s2)2 درثانیه اول و بادپایه (m/s)5/0
شکل۲‑۵:پاسخسیستمحلقه بازجرثقیلباشتابارابهای(m/s2)2درثانیهاولوبادپایه (m/s)5/0-
همانطوریکه در شکلهای ۲-۲، ۲-۳، ۲-۴ و۲-۵ مشاهده می شود پاسخ سیستم حلقه باز در هر دو مقدار باد پایه مثبت و منفی، متغیر حالت اول ( ) ناپایدار شده و برای سایر متغیرها نیز رفتار نوسانی را مشاهده میکنیم. این پاسخها بیانگر اینست که کانتینر از صفحه لغزنده جدا شده و به جلو(شکل۲‑۲) و به عقب(شکلهای۲-۳، ۲-۴ و۲-۵) پرتاب می شود. نکته قابل توجه اینکه با داشتن شتاب در حرکت ارابه میزان انحراف صفحه لغزنده نیز افزایش مییابد؛ و در واقع میتوان نتیجه گرفت کنترل کانتینر در این حالت به مراتب دشوارتر از حالتی است که ارابه شتابی ندارد. البته این مسئله از اول هم بدیهی بود و تلاش طراحان کنترل کننده بر امکان افزایش شتاب ارابه میباشد. با این کار سرعت حمل و نقل در بنادر بالا میرود.
جمعبندی
در این فصل پس از اینکه یک مدلسازی غیرخطی برای جرثقیلهای حامل کانتینر بر اساس مکانیزم پیشنهادی [۱۴]و همچنین اغتشاش باد معرفی شد، در حالتهایی که ارابه فاقد شتاب و همچنین شتاب (m/s2)2 در ثانیه اول خود داشت با اعمال اغتشاش باد پاسخ سیستم بسیار نامطلوب بود، به گونه ای که رفتار یکی از حالتها بسیار ناپایدار شد، که این پاسخ نامطلوب با وجود شتاب ارابه تشدید میگردید، همچنین رفتار سایر حالتها نیز ناپایدار میشد. همانطور که انتظار میرفت، با توجه به نتایج بهدست آمده از رفتار سیستم وجود یک کنترل کننده برای عملکرد صحیح سیستم اجتناب ناپذیر میباشد. در فصلهای آینده نحوه طراحی و عملکرد این کنترل کننده را بررسی مینمایم.
فصل سوم: کاهش و تضعیف اثر اغتشاش توسط کنترل کننده SDRE
مقدمه
در طول دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی، کاربردهای مهندسی هوا و فضا، به منظور اینکه یک تابع معینی را کمینه بکنند، به طور وسیعی به تشویق دانشمندان برای توسعه کنترل بهینه پرداختند. نتیجه حاصل از این کاربردهای بسیار مفید، به طراحی تنظیمکننده[۵۳]ها (که در آن یک حالت پایداری باید حفظ بشود.) و استراتژی کنترل ردیاب[۵۴] (که در آن یک مسیر[۵۵] از پیش تعیینشده را باید تعقیب بکنند.) منجر شد. مسالهی مسیر بهینه پرواز برای فضاپیماها، در میان این کاربردها، قرار دارد. به طور خاص نظریه[۵۶]ی کنترل بهینه خطی، به شکل کاملاً گستردهای مورد استناد و کاربرد قرار گرفته است. کارخانه[۵۷] تحت کنترل، در این نظریه خطی فرض شده است. همچنین پسخورد در آن، با توجه به ورودی آن، به صورت خطی محدود شده است. اگر چه در سالهای اخیر، به دلیل در دسترس بودن ریزپردازندههای[۵۸] با توان مصرفی پایین قدرتمند، به پیشرفتهای قابل ملاحظهای در نظریه و کاربردهای کنترل غیرخطی رسیدهایم.
امروزه در دوره رقابتی، تغییر سریع در تکنولوژی و اکتشافات فضایی، به دقتی بالا درهزینههای کنترل سیستمهای غیرخطی نیاز است. این مساله باعث سرعت بخشیدن به توسعه سریع کنترل غیرخطی، به منظور کاربردهای بوجود آمده برای به مبارزه طلبیدن مسایل پیچیده دینامیکی موجود در جهان، شده است. این کاربردها، به طور خاص، اهمیت کاربری بالایی در هوا فضا، زیردریاییها و صنایع دفاعی دارند. اگرچه، با وجود پیشرفتهای اخیر بسیاری از مسایل حل نشده باقی ماندهاند، تا حدی که اغلب متخصصین از ناکارآمدی نظریه های کنونی به تنگ آمدهاند. به طور مثال اغلب روشهای توسعه یافته دارای کابردهای محدودی، به دلیل شرایط سختی که به سیستم تحمیل میشوند، میباشند. علاوه بر این، اگر چه بسیاری از روشها از دید نظری توسعه قابل قبولی داشته اند؛ ولی کمبود یک استراتژی منحصر به فرد، که علاوه بر پایداری[۵۹] قادر به رسیدن به کارآیی و مقاوم بودن راضیکننده ای در سیستمهای گوناگون غیرخطی باشد، احساس می شود. طراحان سیستمهای کنترلی به تلاش برای رسیدن به الگوریتمهای کنترلی روشمند[۶۰]، ساده و بهینهکننده کارآیی(به منظور تدارک یک تعادل[۶۱] بین تلاش کنترلی و خطای حالات) ادامه می دهند.
معادله ریکاتی وابسته به حالت (SDRE) در جامعه کنترل، یک استراتژی مشهور است که در دهه اخیر بسیار مقبول واقع شده است. این استراتژی یک الگوریتم بسیار کار آمدی را برای ترکیب کنترل کنندههای با پسخورد غیرخطی به وجود آورده است. در این روش شرایط غیرخطی را در حالت سیستم، به صورت یک ماتریس سیستم وابسته به حالت وارد میکنیم. در عمل این ماتریس وابسته به حالت، انعطافپذیری طراحی ما را بالا میبرد. این روش را ابتدا پیرسون[۶۲] در سال ۱۹۶۲ ارائه داد. سپس ورنلی و کوک[۶۳] آن را در سال ۱۹۷۵ توسعه دادند. در سال ۱۹۸۸ مراکک و کلوتیر[۶۴] آن را به صورت مستقل مورد بررسی قرار دادند. لازم به ذکر است که فریدلند[۶۵] نیز در سال ۱۹۹۶، به آن اشارهای غیر مستقیم نمود [۲۰].
این روش در بسیاری از کاربردها بکار گرفته شده است. از جمله این کاربردها میتوان به کنترل موتور همزمان [۲۱]، کنترل موقعیت و ارتفاع فضاپیما [۲۲]، پایدارسازی پاندول معکوس [۲۳] ومدیریت دارو در درمان سرطان [۲۴] اشاره نمود.
به روش شامل فاکتور گرفتن از بردار حالت پارامتری کردن میگویند. ماتریس ضریب حالت در این روش، وابسته به همان بردار حالت میباشد. در نتیجه سیستم غیرخطی ما، تبدیل به یک ساختار خطی غیریکتا خواهد شد. ماتریس حالت این ساختار جدید را، ماتریس ضریب وابسته به حالت[۶۶] مینامند. همانند کنترل بهینه خطی، باید یک تابعی[۶۷] غیرخطی درجه دو را بهینه نمود. سپس معادله ریکاتیای خواهیم داشت، که با توجه به ماتریسهای وابسته به حالت درون آن، وابسته به حالت خواهد بود. ضرایب این معادله با تغییر نقاط معادله حالت، تغییر خواهند نمود. با حل این معادله، به یک پاسخ زیر بهینه[۶۸] خواهیم رسید. عدم یکتایی پارامتری کردن، درجات آزادی بیشتری را ایجاد میکند. میتوان از این افزایش درجات آزادی، برای افزایش کارآیی کنترل کننده استفاده نمود.
نکته قابل ذکر در شرایط غیرخطی، غیرخطی بودن ورودی کنترل کننده میباشد. مشکل این نوع از غیرخطی بودن این است که منجر به پیچیدگی در محاسبات عددی، به منظور پیادهسازی کنترل کننده می شود. به همین دلیل در بیشتر روشهایی که برای حل معادله [۶۹]SDRE ارائه شده اند؛ سیستم را به صورت افاین[۷۰] در نظر گرفتهاند. در این گونه سیستمها تنها حالات،به صورت غیرخطی میباشند. با دقت در رابطه۳‑۱ مشاهده میکنید که ورودی کنترلی، وابستگی خطیای وجود دارد.
۳‑۱
اما ورنلی و کوک به حل معادله SDRE در حالت عمومیتری، که حتی در ورودی هم غیرخطی است پرداختهاند[۲۵].
۳‑۲
این نوع از سیستمها، به یک پیچیدگی مهمی در روش کنترلی بر مبنای معادلات SDRE منجر خواهند شد. دلیل آن هم این است که ما به خاطر غیرخطی بودن ورودی، قادر به یافتن رابطه مستقیم برای u، که آن u، وابسته به پارامتر x باشد،نخواهیم بود. از آنجا که جرثقیلهای حامل کانتینر ورودی غیرخطی ندارند؛ مدل غیرخطی آنها به صورت افاین خواهد بود. همانطور که در فصل دوم نیز اشاره شد، در این کار به خاطر اینکه یک اغتشاش خارجی (باد) به سیستم وارد می شود، رابطه افاین به صورت زیر بیان میگردد:
۳‑۳
هورمون رشد اثرات مهمی روی متابولیسم پروتئین، لیپید و کربوهیدرات دارد. در بعضی موارد، اثرات مستقیم هورمون رشد ثابت شده است، از طرفی دیگر که فاکتورهای رشد شبه انسولین نوع ۱ در این بین نقش واسطهای داشته و در بعضی موارد هردوی آنها اثرات مستقیم و غیر مستقیم ایفا میکنند.
۲-۵-۴-۱ افزایش سرعت پروتئین سازی در بیشتر سلولهای بدن
گرچه مکانیسمهای دقیق افزایش ذخیره پروتئین به وسیله هورمون رشد معلوم نیست، ولی یک رشته اثرات متعدد شناخته شدهاند که همه آنها میتواند منجر به ذخیره پروتئین شوند.
هورمون رشد مستقیما انتقال اسیدهای آمینه یا شاید بیشتر اسیدهای آمینه را از غشاء سلول به درون سلول تقویت میکند. غلظت اسیدهای آمینه درون سلول را زیاد میکند و تصور بر این است که حداقل تا حدی مسئول افزایش پروتئین سازی است. این تنظیم اسیدهای آمینه شبیه اثر انسولین بر انتقال گلوکز از غشاء است (سپهری، ۱۳۸۵).
۲-۵-۴-۲ افزایش رونویسی هستهای DNA برای ساخت RNA
هورمون رشد طی دورههای طولانیتر (۲۴ تا ۴۸ ساعت) رونویسی DNA درون هسته را هم تحریک میکند و موجب ساخت مقادیر بیشتری RNA میشود. به این ترتیب، اگر انرژی، اسیدهای آمینه، ویتامینها و سایر عوامل رشد کافی در دسترس باشند، پروتئین سازی افزایش مییابد و رشد به میزان بیشتری صورت میگیرد، این کار احتمالا مهمترین عمل هورمون در بلند مدت است. خلاصه اینکه هورمون رشد تقریبا تمام جنبههای دریافت اسیدآمینه و ساخت پروتئین در سلول را تقویت میکند و در عین حال تجزیه پروتئینها را کاهش میدهد (سپهری، ۱۳۸۵).
۲-۵-۴-۳ افزایش میزان چربیها برای تولید انرژی
هورمون رشد اثر ویژهای در آزاد سازی اسیدهای چرب دارد و به این ترتیب غلظت اسیدهای چرب را در مایعات بدن افزایش میدهد. به علاوه هورمون رشد تبدیل اسیدهای چرب استیل ۳۶ COA و مصرف بعدی آن برای تولید انرژِی را در بافتهای سراسر بدن تقویت میکند. بنابراین، تحت تاثیر هورمون رشد، چربی مقدم بر کربوهیدراتها و پروتئینها انرژی مصرف میشود (سپهری، ۱۳۸۵).
۲-۵-۴-۴ کاهش مصرف کربوهیدراتها
هورمون رشد اعمال متعددی دارد که بر متابولیسم کربوهیدراتها اثر میگذارند، از جمله:
-
- کاهش برداشت گلوکز در بافتها مثل عضله اسکلتی و بافت چربی.
-
- افزایش تولید گلوکز در کبد.
-
- افزایش ترشح انسولین.
همه این تغییرات، «نتیجه مقاومت به انسولین» ناشی از هورمون رشد است که اثرات انسولین در تحریک برداشت و مصرف گلوکز در عضله اسکلتی و بافت چربی و مهار گلوکونئوژنز در کبد را تضعیف میکند. مکانیسم مقاومت به انسولین و کاهش مصرف گلوکز توسط سلولها، بر اثر هورمون رشد هنوز معلوم نیست. به هر حال، هورمون رشد با افزایش غلظت اسیدهای چرب در خون ممکن است سبب اختلال در اثر انسولین بر مصرف گلوکز در بافتها شود (سپهری، ۱۳۸۵).
۲-۶ ژن هورمون رشد
این ژن به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش مهمی در فرایندهای رشد سلولهای بدنی، رشد اسکلت و تقسیم سلولی و سنتز پروتئین بعد از تولد را دارا میباشد، علاوه بر آن هورمون رشد میزان اکسیداسیون چربی و نقل و انتقال گلوکز به بافت پیرامونی و تنظیم فعالیت ترجمه ریبوزومی که در سنتز پروتئین مرتبط است دخالت دارد (دی سانتیس و جری، ۲۰۰۷). مطالعاتی که روی حیوانات انجام شد دلالت بر این دارد که ژن هورمون رشد میتواند یک ژن کاندید باشد که برای صفات تولیدی همانند رشد (تامباسو و همکاران،۲۰۰۳) مقاومت در برابر بیماری و تولید تخم (دان کانمینگ، ۱۹۹۷) میزان چربی (کنور و همکاران،۲۰۰۳) اثر به سزایی داشته باشد. پروتئین اصلی این هورمون از تحول تدریجی در طی زمان و تکامل محفوظ مانده است و اطلاعات بسیار ارزشمندی را در زمینه تغییرات پروتئینی و عملکرد هورمون رشد به ما میدهد (دین و همکاران، ۲۰۰۸).
بر اساس مطالعاتی که روی ژن هورمون رشد در ماهیان صورت گرفته مشخص شد که ژن هورمون رشد در ماهیان به صورت محافظت شده نمیباشد. به عنوان مثال ژن هورمون رشد کپور ماهیان همانند پستانداران دارای ۴ اینترون و ۵ اگزون میباشد (هو،۱۹۹۱) ولی در اکثر ماهیان دیگر دارای یک اگزون اضافی (۶ اگزون و ۵ اینترون) میباشد (آگلون و همکاران، ۱۹۸۸ و بر و دانیال، ۱۹۹۳) اندازه اگزونها در همه ماهیان تقریبا برابر است به جزء اگزون ۵ که در طول تکامل به دو قسمت تبدیل شده است (آلمولی و همکاران،۲۰۰۰). فرض بر این است که اضافه شدن اینترون ۵ به اگزون ۵ و تبدیل اگزون ۵ به دو قسمت منجر به واگرایی بین کپور ماهی شکلان و دیگر ماهیان استخوانی شده باشد.
با بررسی تکامل اینترون ۵، ماهیان را به سه گروه متفاوت تقسیم بندی کردهاند. گروه اول ماهیانی که فاقد اینترون ۵ میباشند و ساختار این ژن مانند پستانداران و پرندگان میباشد مانند کپورماهیان و گربه ماهیان. گروه دوم ماهیانی که اینترون ۵ آنها به طول ۱۰۰-۷۰ جفت باز است مانند تیلاپیا[۲۷]، کفشک ماهی[۲۸] و جراح ماهی دم زرد[۲۹] و گروه سوم که طول اینترون ۵ در ژن هورمون رشد ۲۰۰ تا ۶۰۰ جفت باز میباشد که در برگیرنده خانواده آزادماهیان میباشد (یانگ و همکاران، ۱۹۹۷). محققین بر این باورند که دو نسخهای شدن کل ژنوم ماهیان در طول دوره تکامل ماهیان استخوانی اتفاق افتاده است (کریستوفل و همکاران، ۲۰۰۴). اما فقط در آزاد ماهیان و کپور معمولی و تیلاپیا ژن هورمون رشد به صورت دو نسخهای تا به حال گزارش شده است (آگلون و همکاران، ۱۹۸۸). که ماهی سفید و کپور معمولی دارای دو ژن هورمون رشد GH-1 و GH-2 میباشد.
۲-۷ نشانگرهای ژنتیکی
هر آنچه که در میان افراد، لاینها، جمعیتها، گونهها، نژادها و یا سویههای مختلف به لحاظ ژنتیکی تفاوت داشته و سبب تمایز آنها از یکدیگر گردد به عنوان نشانگر ژنتیکی شناخته میشود (بنابازی، ۱۳۸۱). چند شکلی بودن و توارث پذیری از جمله شرایط لازم برای یک نشانگر ژنتیکی میباشند.
از مهمترین ویژگیهای یک نشانگر برتر میتوان به این موارد اشاره نمود (نقوی، ۱۳۸۸) :
-
- تشخیص آسان همه فنوتیپهای ممکن (افراد هتروزیگوت و افراد هموزیگوت).
-
- نداشتن تاثیر روی آلل های موجود در سایر جایگاههای ژنی نشانگر (نداشتن اپیستازی).
-
- تظاهر در مراحل اولیه نمو.
-
- حداقل بودن یا عدم اثر متقابل با نشانگرهای دیگری که میتوانند به طور هم زمان در یک جمعیت در حال تفرق مورد استفاده قرار گیرند.
-
- پیوستگی بسیار نزدیک با ژنهای مورد نظر.
-
- توارث پذیری کامل.
-
- آسان بودن اندازه گیری.
۲-۷-۱ نشانگرهای ریخت شناسی
به علائمی گفته میشوند که به طور مستقیم در فنوتیپ فرد قابل تشخیص بوده و توارث پذیرند، مانند تعداد فلسها روی خط جانبی، اتولیت ها و شکل زوائد پیلوریک و از این دست پارامترها که به راحتی قابل ردیابی هستند. این نشانگرها غالبا تحت تاثیر محیط قرار داشته و متاثر از سن هستند. اگرچه نشانگرهای ریخت شناسی در علوم زیستی مورد استفاده قرار گرفتهاند، ولی دارای محدودیتهای اساسی هستند و به همین دلیل توجه محققین به انواع دیگری از نشانگرها جلب شده است (مردانی، ۱۳۷۲).
۲-۷-۲ نشانگرهای فیزیولوژیکی
مطالعات مربوط به تولید شیر نشان میدهند که افزایش تولید شیر با افزایش سطح برخی از هورمونها در پلاسما همراه است. پس میزان این هورمونها میتواند به عنوان یک نشانگر فیزیولوژیک محسوب شود. اشکال نشانگرهای فیزیولوژیک این است که این نشانگرها (از جمله سطح هورمونها در پلاسمای خون) علاوه بر ژنها به شدت تحت تاثیر محیط داخلی، سن و جنس حیوان هستند (مردانی، ۱۳۷۲).
۲-۷-۳ نشانگرهای سیتوژنتیکی
در بسیاری از موجودات زنده تفاوتهای گسترده کروموزمی مشاهده میشوند که میتوانند به عنوان نشانگر به کار روند. تلوسنتریک ها، ایزوکروموزوم ها، جابجائی ها و الگوهای نواربندی از جمله این نشانگرها میباشند (مردانی، ۱۳۷۲).
۲-۷-۴ نشانگرهای پروتئینی
برآورد شده است که ۲۰ تا ۵۰ درصد ژنهای یک موجود حاوی اطلاعات کدکننده پروتئینها میباشند. تنوع و گوناگونی یک پروتئین معین حاصل جابجایی و یا جایگزینی اسیدهای آمینه زنجیره پلی پپتیدی است. این تفاوتها بار الکتریکی و در نتیجه حرکت پروتئین بر حسب نوع و تعداد اسیدهای آمینه جابه جا شده را تغییر میدهند. وجود پروتئینهای چند شکل یا تغییر در اسید آمینه یک پروتئین نشان دهنده جابجایی و یا جایگزینی نوکلئوتیدها در زنجیره DNA بر اثر جهش میباشد. این تغییر در اسیدهای آمینه پروتئین و نوکلئوتیدهای یک ژن، نقش اساسی فرآورده ژن را تغییر نمیدهد بلکه محصولی را به وجود میآورد که با محصول ژن جهش نیافته متفاوت نبوده و این تغییر نشان دهنده جهش در زنجیره DNA است. از معایب نشانگرهای پروتئینی این است که تعداد نشانگرهای پروتئینی محدود است. چند شکلی در این نشانگرها چندان زیاد نیست. فنوتیپهای الکتروفورزی در آنها پیچیده است (بنابازی، ۱۳۸۱). تحت تاثیر تغییرات پس از ترجمه هستند و تظاهر کمی، برخی از آنزیمها و پروتئینها تحت تاثیر مرحله رشد قرار میگیرد (نقوی، ۱۳۸۸).
۲-۷-۵ نشانگرهای DNA یا نشانگرهای مولکولی
با مقایسه ردیف بازهای مولکول DNA در کروموزومهای دو فرد هم گونه در مییابیم که اکثر جفت بازها یکسان میباشند. مناطق معینی که تفاوتهای ردیفی در آنها به وقوع میپیوندند را تحت عنوان نشانگرهای DNA یا نشانگرهای مولکولی میشناسیم. به عبارت دیگر این نوع تغییرات انعکاس دهنده مستقیم تنوع در ساختار ژنتیکی (ساختمان DNA) هستند. وقتی تغییرات DNA در درون ژنها رخ میدهند، توانایی تاثیر روی عمل ژنها و در نتیجه فنوتیپ فرد را دارا میباشند ولی اکثر نشانگرهای مولکولی با یک فنوتیپ قابل مشاهده همراه نیستند و بایستی این تغییرات را از طریق آنالیز مستقیم DNA مطالعه نمود (امتیازی و کریمی، ۱۳۸۴).
نشانگرهای مولکولی به دو دسته تقسیم میشوند:
نشانگرهای مولکولی مبتنی بر PCR[30].
نشانگرهای مولکولی غیرمبتنی بر PCR.
۲-۸ نشانگرهای DNA مبتنی بر واکنش زنجیرهای پلیمراز
واکنش زنجیرهای پلیمراز که معمولا به طور اختصار PCR خوانده میشود روشی بسیار قوی است که تکثیر ردیف منتخبی از مولکول یک ژنوم را تا چندین میلیون برابر در کمتر از نیم روز امکان پذیر میکند. اما این فرایند هنگامی امکان پذیر است که دست کم ردیف کوتاهی از دو انتهای قطعه دی. ان. ای مورد نظر معلوم باشد (نقوی، ۱۳۸۸). در این فرایند که تقلیدی از فرایند همانند سازی دی. ان. ای در طبیعت است، الیگونوکلئوتیدهای مصنوعی که مکمل ردیف شناخته شده دو انتهای قطعه مورد نظر DNA هستند، به عنوان آغازگر مورد استفاده قرار میگیرند تا واکنش آنزیمی همانند سازی دی. ان. ای در درون لوله آزمایش امکان پذیر شود. این همانندسازی فرایندی آنزیمی است و توسط انواع مختلفی از آنزیمهای پلیمراز صورت میگیرد. امروزه تعداد زیادی از این نوع آنزیمها به صورت تجاری در دسترساند (نقوی، ۱۳۸۸).
این واکنش از آن روی ارزشمند است که عمل آن بسیار اختصاصی است و به سادگی ماشینی شده و قادر است عمل تکثیر را از مقادیر فوق العاده کم DNA الگو آغاز کند. به کمک این روش میتوان نزدیک به ۵ کیلو باز از ژنوم را بدون هیچ مشکلی تکثیر نمود. از روش PCR بیشتر در نقشه یابی DNA، انتخاب به کمک شناساگرها و همچنین در فیلوژنیک مولکولی استفاده میشود. همچنین از PCR میتوان برای تکثیر DNAهای به وجود آمده از RNA ها نیز استفاده نمود. نشانگرهای DNA تفاوت قابل ملاحظهای با نشانگرهای پروتئینی و مورفولوژیک داشته و دارای مزایای به شرح زیر میباشد:
- دقت و سهولت تعقیب آنها.