۱- برنامههای کودک محور
این برنامهها با برنامههای تحریک آموزش کودک شروع میشود و به مرور خدمات توان بخشی ودرمانی، مراقبتهای بهداشتی، فیزیوتراپی، کاردرمانی، زبان و گفتار درمانی به آن اضافه میشود.
۲- برنامههای خانواده محور
برنامههای خانواده محور شامل آموزش خانواده و مشاوره با والدین است (میرخان،۱۳۹۲).
کودکان و دانش آموزان معلول جسمی ـ حرکتی
ناتوانی های جسمانی می توانند بر توانایی حرکت فرد، استفاده کارآمد از دست ها و پاها ، بلعیدن غذا و تنفس اثر بگذارد. همچنین این نوع ناتوانی ها می توانند بر شناخت ، گفتار ، زبان ، بینایی، شنوایی و کنترل روده تاثیر گذارد. بنابراین هـرقـدر اطلاعـات ما به عنوان معلم، والدین و برنامه ریزان در خصوص معلولین جسمی ـ حرکتی بیشتر باشد، توانایی بیشتری برای بهره گیری از خدمات پزشـکی، آمـوزشی و اجـتماعی خواهیم داشـت.
انواع معلولیت جسمی ـ حرکتی
نوآموز و دانش آموز معلول جسمی ـ حرکتی خفیف تا متوسط: به فردی اطلاق میشود که علی¬رغم معلولیت جسمانی در اندامهای فوقانی، تحتانی یا هر دو، دارای هوشبهر مرزی و بالاتر باشد، به طوری که با بهره گرفتن از تسهیلات، ابزارها و تجهیزات ویژه، میتواند از امکانات آموزشی و پرورشی بهره مند شود.
نوآموز و دانش آموز معلول جسمی ـ حرکتی شدید و عمیق : به فردی اطلاق میشود که علی¬رغم داشتن هوشبهر مرزی و بالاتر، به علت آسیب¬دیدگی شدید در اندامهای فوقانی، تحتانی یا هر دو قادر به انجام امور شخصی نباشد، به طوری که با ایجاد تسهیلات، انطباق و تعدیل روشهای آموزشی و پرورشی، ابزارها و تجهیزات ویژه، میتواند از امکانات آموزشی و پرورشی بهره مند شود.
ناتوانی های جسمانی می تواند به شکل فلج مغزی ، شکاف ستون فقرات ، آسیب های نخاعی و پلاسیدگی عضلانی دیده شود، فلج مغزی شایع ترین نوع آسیب در این دانش آموزان می باشد.
فـلـج مغـزی یک اصـطلاح عــام اسـت که بــرای نـامـیدن مـجـمـوعـه ای ازناهنجاری های گوناگون که بر توانایی حرکت، حفظ وضعیت و تعادل کودک تاثیر میگذارد، به کار می رود. یکی از عوامل ایجاد کننده فلج مغزی، ضربه مغزی است. ضـربه مـغزی توانـایی مغز را برای کنترل عضلات تحت تاثیر قرار می دهد بطوریکه ناهنجاری های حرکتی را باعث می شود. این ضربه براساس محل و شدت خود می تواند آسیب های دیگری مانند تشنج، اختلال تکلم، اختلال یادگیری و کمبود شنیداری و دیداری را در کودک پدید آورد.
شیوع
معلولین جسمی ـ حرکتی از لحاظ فراوانی یکی از کوچک ترین و در عین حال متفاوت ترین گروه ها در میان کودکان استثنایی هستند. در بین معلولین جسمی ـ حرکتی شیوع فلج مغزی در حدود ۴ تا ۵ در ۲ هزار تولد زنده است. این ارقام با توجه به متغیرهای گوناگون متفاوت است. برای مثال برخی کودکان با شکل های شدیدی از فلج مغزی به دنیا می آیند و نمی توانند ادامه بدهند و شیوع تولدهای زنده این کودکان را که می میرند در بر نمی گیرد . برخی از این کودکان نیز ممکن است چند ماه یا چند سال بعد از تولد تشخیص داده شوند.
سبب شناشی
تصادفات، حوادث، مسمومیت ها، بیماری های مزمن و عوارض ناشی از آنها، عوامل ژنتیکی، سوء تغذیه مادر، سن بالای مادر ، دارو ، اشعه ، استعمال دخانیات و… می توانند سبب بروز نوعی نارسایی حرکتی در فرد شوند . فلج مغزی نیز علل گوناگونی دارد ، هر عاملی که بتواند بر مغز اثر بگذارد می تواند موجب فلج مغزی شود . عوامل گوناگونی همچون بیماری های حاد ، کمبود اکسیژن مغز ، تولد زود رس ، عفونت مادری ، ضربه حین تولد ، ناسازگاری خون ، عفونت جنین و عفونت پس از تولد همگی می تواند موجب این اختلال عصب شناختی ـ حرکتی شود.
طبقه بندی
معلولین جسمی ـ حرکتی در کشورهای مختلف به روش های گوناگونی طبقه بندی می شوند. در این میان، طبقه بندی فلج مغزی از ثبات بیشتری برخوردار است. دو روش برای طبقه بنـدی فلج مغزی وجود دارد: یکی از روش ها به نوع ناتوانی حرکتی توجه دارد و دیگری تعداد اعضای بدن را که دچار ناتوانی حرکتی شده اند، مورد بررسی قرار می دهد.
الف ـ طبقه بندی نوع اول (قوام عضلات)
۱- اسپاستیک[۴]
۲- آتتوید[۵]
۳- آتاکسی[۶]
۴- مختلط[۷]
اسپاستیک
این نوع فلج مغزی بیشترین تعداد مبتلایان را دربر میگیرد. مـهم ترین نشانه های مربوط به عصب شناسی در این نوع فلج مغزی، سفتی عضلات و عدم توانایی در شل کردن آن هاست. درجه معلولیت متغیر است و ممکناست فقط یک دست یا یک پا یا دست و پای یک سمت بدن و یا هر چهار اندام و یا اینکه کم و بیش کل بدن را درگیر سازد. حدود ۷۵٪ از کودکان فلج مغزی حالت سفتی و اسپاسمی را به عنوان نشانه اصلی عصب شناسی بروز می دهند.
آتتوید
نشانههای اصلی عصبشناسی دراین گروه، وجود حرکات غیرارادی می باشد. که حرکات ارادی طبیعی مثل نوشتن، راه رفتن و صحبت کردن را تحت تاثیر قرار می دهد. در حدود ۱۰٪ افراد دچار فلج مغزی مبتلا به آتتوید هستند.
آتاکسی
نشانه های غـالب در این گـروه نـاهـمـاهـنگی حرکات ارادی، گام برداشتن بی ثبـات وعـدمتوانایی درکنترل کامل بدن میباشد.درحدود ۵٪ ازکودکان مبتلا به فلج مغزی این علائم را نشان می دهند. این حالت در مقایسه با حالات دیگر بسیار نادر است.
مختلط
در بسیاری از کودکان خصوصیات بیش از یک نوع فلج مغزی دیده می شود مثلاً در بعضی از کودکان علائم فلج مغزی اسپاستیک و آتتوید تواماً دیده میشود که به این ها مختلط میگویند. درحدود ۱۰٪ کودکان مبتلا به فلج مغزی جزو این گروه هستند.
ب ـ طبقه بندی نوع دوم (درگیری اندام ها)
- مونو پلژی[۸] : یک دست یا گاهی فقط یک پا درگیر است.
- همی پلژی[۹] : نیمی از بدن کودک درگیر است.
- پارا پلژی[۱۰] : دو اندام تحتانی درگیر است که اکثراً بعلت ضایعات نخاعی بوجود می آید.
- دی پلژی[۱۱] : چهار اندام درگیرند ولی درگیری اندام تحتانی بیشتر از اندام فوقانی می باشد.
- تری پلژی[۱۲] : سـه انـدام درگیر است، دو اندام تحتانی و یک انـدام فوقانی یا دو اندام فوقانی و یک اندام تحتانی
- کوادر پلژی[۱۳] : چهار اندام از بدن درگیر است و درگیری تنه، سر و صورت هم وجود دارد.
- دابل همی پلژی[۱۴] : چهار اندام درگیرند ولی درگیری اندام فوقانی بیشتر از اندام تحتانی می باشد(صفری و آهویی، ۱۳۸۴).
ویژگی های کودکان معلول جسمی ـ حرکتی
بطورکلی کودکان معلول جسمی ـ حرکتی به دلیل مشکلاتی که در قوام عضلانی، اختلال بینایی، اختلال شنوایی، اختلالات تکلم ، اشکالات ارتوپدی (وجود دفرمیتی ) ، ناهنجاری های دهـانـی و عـدم تـطابق دندانی ، اشکالات درکی و عاطفی ، اشکالات رفتاری ، رفلکس های غیرطبیعی ، الـگوهـای غـلـط و وضعیت بدنی غیر عـادی، اخـتلالات حسی، ضعف در تصور بدنی دارند، مـوانعی را در امـر آموزش تجربـه مـی کنند که این موضوع بـه نحوی عـزت نفس و اعتماد به خود و رفتارهای مناسب هیجانی و اجتماعـی را در آنـان کاهش می دهد . لـذا معلمان باید بـا تکیه بـر توانایی دانش آموزان، برنامه ریزی مدونی را در جهت به حداقل رسانیدن موانع طراحی نمایند تا بواسطه آن فرصتهای لازم در جهت رشد توانایی های دانش آموزان فراهم سازند.
ناتوانی های جسمانی برنگرش خود فرد و دیگران مانند والدین ، خواهران و برادران، همسالان،معلمان و…نسبت به بیمار تاثیر می گذارد. تاثیر ناتوانی در برخی از جنبه های اجتماعی ، تحصیلی و روانی قابل ملاحظه است. برای مثال کودکان و نوجوانانی که مدت قابل توجهی را به علت استفاده از خدمات و مراقبت های پزشکی از خانه و مدرسه دور می مانند، فرصت کمتری برای ایجاد دوستی ها، حضور در رویدادهای اجتماعی و رشد مهارت های اجتماعی دارند. بی توجهی به مسائل روانی و رفتاری گاه مشکلات عدیده ای را برای آنان بوجود خواهد آورد که ناتوانی های حرکتی او را تحت الشعاع قرار می دهد . این مسائل جایگاه خاصی را در تـوان بخشی یک کودک معلول بخود اختصاص می دهـد . میزان خدمـات و تلاش هایی که برای درمان به کار گرفته می شود به ماهیت مشکلات و توانمند ی های فرد یا کودک بستگی دارد . به طور کلی درمان ، معطوف پیشگیری از بد شکلی های جسمانی ، ایجاد وضعیت های بدنی و حرکتی مفید ، فراهم ساختن جراحی استخوانی مناسب و مورد نیاز، رسیدگی به مشکلات تغذیه و بلع، تامین ارتباط مکمل مناسب و وسایل کمکی، تجویز دارو های مناسب ( شل کننده های عضلانی ) و رشد تحرک و استقلال است. به علت ماهیت چند بعدی مشکلات ، ممکن است به خدمات تخصصی پزشکی و انسانی در قالب گروه های درون رشته ای و بین رشته ای نیاز باشد. این گروه ها شامل متخصصان پزشکی ، کاردرمانگر ، شنوایی شناس ، متخصص گفتار و زبان، مددکار اجتماعی، معلم و …می شوند که با یکدیگر به کودک کمک می کنند تا به حداکثر توانمند های خود دست یابد(همان).
ملاحظات آموزشی
با توجه به محدودیت ها و تفاوت های فردی افراد معلول جسمی ـ حرکتی، تبیین هدف ها و برنامه های آموزشی یکسان برای آن ها غالباً ممـکن نیست، حتـی در میان کودکانی که از میزان معلولیت یکسانی برخوردارند ،هدف ها و برنامه های آموزشی را باید براساس خصوصیات هوشی، جسمـانی ، حسی و عاطفی کودک پایه گذاری کرد . در اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی این دانـش آموزان، بـخصـوص آنـان که مبتلا به معلولیت های شدید و مزمن هستند، ممکن است با دو مشکل مواجه شویم. اول اینکه کودک ممکن است از تجربه هایی که کودکان سالم در تحصیل برخوردارند، محروم شود. دوم آنکه کودک ممکن است نتواند مانند سایر دانش آموزان وسایل آموزشی را بکار گیرد و در برابر وظایف آموزشی از خود واکنش منفی نشان دهد. مبنای آموزش کودکان معلول جسمی ـ حرکتی براساس تفاوت های فـردی اسـت. هدف ها و برنامه های آموزشی آنان شبیه هدف ها و برنامه هایی است که برای کودکان عادی اجرا می شود مانند خواندن، نوشتن، حساب و تجربه هایی که به منظور آشنایی آنها بـا دنیای اطرافشان صورت می گیرد. عـلاوه بـر این، بـرنامه هایی برای آموزش مهارت های حرکتی، مهارت های زندگی و مهارت های شغلی نیز لازم است تا در مجموعه برنامه های آموزشی و پرورشی آنان گنجانده شود.
در آموزش وپرورش کودکان جسمی ـ حرکتی، معلم باید به میزان بسیار زیادی آموزش را بر مبنای نیازهای خاص روانی و جسمی هر کودک بنیان نهد. لازم است تا یک طـرح یا برنامه دراز مدت برای هر کودک براساس ارزیابی دقیق از او در زمینه های ارتباطی و توانـایی هـا، حالات عاطفی، ظرفیت ذهنی، اشکالات احتمالی یادگیری و مشخصات جسمانی تهیه و تنظیم شود.
کودکان این گروه مانند هر کودک دیگری نـیاز دارند که در انجـام تکالیف خـود مـوفـق شوند. اگر نیازهای آنان به طور مناسب ارزیابی و مورد توجه واقع نشود، در بسیاری از وظایف روزانـه و تکالیف مدرسه احساس عدم کفایت می کنند، و این مسئله غالباً به اختلال هیجانی در یادگیری می انجامد و یا انجام موفقیت آمیز کارهایی که قبلاً در آن هـا تسلط داشته اند را با شکست روبرو می سازد. لذا معلم باید به تلاش های کودک به شکل مثبتی پاسخ داده و ارتباط با کودک را بهبود بخشد بطوریکه آموزش را برای کودک امری لذت بخش، معنادار و هماهنگ با محیط اطراف او سازد، تا با تاکید بر نـکات مثـبت پیشرفت کودک، فرصتی پیش آید تا وی به توانایی های خود پی ببرد و در مراحل بعدی آموزش، بیشترتلاش کند. به این منظور درک کامل تواناییها و ناتوانیهای کودک نه تنها در تعدیل واکنش ها موثرند، بلکه موجب تعدیل توقعات و انتظارات ما از فرد معلول و حتی از خودمان می شود(میرخان، ۱۳۹۲).
مبحث دوم
کتاب درسی
خط و چاپ، ایجاد دو شیوه و دو نظام دگرگونساز در انباشت، انتقال و بازیافت اطلاعات است (آذرنگ، ۱۳۸۴). اختراع خط، نوع جدیدی از ارتباط را که ارتباط غیرمستقیم نامیده میشود، بهوجود آورد و سنّت شفاهی به سنّت کتبی تغییر یافت و با اختراع چاپ، سنت کتبی تقویت و بر دامنه، ابعاد، سرعت و امکانات آن افزوده شد. بهعبارت دیگر، خط بین فرستنده و مخاطب، واسطه انتقال پیام گردید و مبادله افکار را از ارتباط مستقیم، بینیاز ساخت و به هر فرد، اجازه داد با فرد یا افراد دیگر وارد گفتگو شود. (معتمدنژاد، ۱۳۸۴) درنتیجه کتاب، بهعنوان سادهترین و کارآمدترین رسانه ارتباطی و اطلاعاتی میان جهان دانش و معرفت و عالم بشریت پدیدار شد (آذرنگ، ۱۳۷۷)، و با رشد و پیشرفت فرهنگ و تمدن، کتاب به بهترین رسانه برای مجموعههای کامل و جامعه اطلاعات در هر حوزهای تبدیل شده و ابزار مؤثر انتقال فکر، فرهنگ و دانش شد (لئون ای ولادیمیرف[۱۵]، نشریات یونسکو، ش ۳۰ ).
مزایا
معایب
توضیح
غیر فعال
طول عمر بیشتر
برچسبها بیشتر از لحاظ مکانیکی انعطاف پذیرند
قیمت پایین
محدودیت فاصله ای تا ۴-۵ متر کاملا کنترل شده با مقررات داخلی
استفاده گسترده در برنامه های کاربردیRFIDبرچسب های LF،HFیا UHF
هستند
نیمه غیر فعال
فاصله ارتباطی بیشتر
می توانند برای مدیریت دیگر وسایل مانند سنسورها مورد استفاده قرار گیرند
گران: به دلیل داشتن باتری و بسته بندی برچسب
انعطاف پذیری:تشخیص اینکه باتری باتری آن خوب یا بد است خصوصا در محیطهای دارای چندین تقویت کننده مشکل می باشد
اکثرا برای ردیابی مواد با ارزش یا تجهیزات به کارخانه در سیسمها بلادرنگ بکار می روند برچسب ها UHFهستند
فعال
مورد استفاده در حمل و نقل برای ردیابی کانتیتر،کامیون و… برچسب ها UHFیا مایکروویو هستد
جدول۳-۲ مقایسه بین برچسب ها
طرز عملکردRFID:
شناسه کالا بر روی برچسب ذخیره شده به هنگام نیاز قرائتگر با ارسال امواجی که از طریق آنتن ساطع می شوند برچسب راشناسایی کرده و اطلاعات مربوطه به نرم افزار کاربردی انتقال می یابد و در آنجا بسته به نیاز، گزارشات لازم از سیستم استخراج می گردد.
می کند برچسب را فعال سیگنال ، ارسال با قرائت گر با- ۱
۲- آنتن موجود در برچسب، سیگنال را دریافت می کند.
۳- برچسب اطلاعات موجود در چیپ را به قرائتگر منتقل می کند.
۴- قرائتگر اطلاعات دریافتی رو به نرم افزار ارسال می کند.
برچسب و یا دستگاه فرستنده خودکار ، شامل یک مدار الکترونیکی است که به شی مورد نظری که لازم است دارای یک کد شناسایی باشد ، متصل می گردد زمانی که برچسب نزدیک و یا در محدوده کدخوان قرار می گیرد ، میدان مغناطیسی تولید شده توسط کد خوان باعث فعال شدن برچسب می گردد در ادامه ، برچسب بطور پیوسته اقدام به ارسال داده از طریق پالس های رادیویی می نماید در نهایت داده توسط کدخوان دریافت و توسط نرم افزارهای مربوطه پردازش می گردد.
سرورPML
اینترنت
میان افزار
Savant
قرائت گر
برچسب RFID
پایگاه داده شبکه
ONSسرور
شکل۸-۲طرز خواندن اطلاعات توسط RFID
EPC[11]
EPCشماره شناسایی منحصر به فردی است که به واسطه آن می توان اطلاعات منحصر به فرد هر قلم کالا را به دست آورد این کد ،قابل انطباق با سایر سیستم های شماره گذاری از جمله بارکد هست و در ۳ کلاس ۶۴ بیتی ؛ ۹۶ بیتی و ۲۵۶ بیتی ارائه می شود. اکنون در ظرفیت ها و با کلاسهای بیشتری هم برای EPCتولید و ارائه شده است. ظرفیت بسیار عظیمی درEPCقابل گنجانیدن میباشداصولاً این کدها باید بر مبنای یک سری استانداردهای جهانی استوار باشد که همان سیستمی است که سیستم کدینگ بارکد را درسراسر دنیا توسعه داده و رایج کرده و تحت عنوان سازمانی به نامGS1بوده و همین ساختارکدینگ را برای کالاها ساختار الکترونیکی محصول را در سطح جهانی ایجاد کرده است که به هر حال یک توانمندی و همزبانی در شناسایی کالاها و ردیابی آنها می باشد
.
شکل۹-۲ساختار شبکهEPC ]25[
شمارهEPCدارای ۴ جزء است. در یک کلاس ۹۶ بیتی ۲ رقم اولHeader8بیتی هست و بخش بعدی عددEPCManagerبوده که دارای ۲۸ بیت است که بیش از ۲۶۸ میلیون شماره میتواند بگیرد. بخش بعدObject Classبوده که ۲۴بیت است و تا ۱۶ میلیون ظرفیت دارد و بخش بعدی اختصاص بهSerial Numberدارد که ۳۸ بیت بوده و کمتر از ۲۸ بیلیون را میتواند به خود اختصاص دهد. این سیستم در واقع حجم عظیمی دارد بطوری که برآورد می شود اگر بخواهند روی تک تک دانه های برنج محصول کل دنیا برچسبRFIDبچسبانند سریالهای EPCگنجایش یک چنین ظرفیتی را دارد و هیچ دو دانه برنجی را نمی توان با سریال مشابه پیدا کرد.
شکل۱۰-۲ نمایش کد ] EPC25[
«او در ۲ اسفند ۱۲۹۹ به یکی از افسران انگلیسی گفت که در حال پیشروی به سوی پایتخت و استقرار حکومتی است که بیش از دل مشغولی به مجلس، مشروطه و قانون اساسی و موضوع های بی ربطی از این قبیل قدری به نظم و ترتیب خانه خود بپردازد» (فوران، ۱۳۸۶: ۳۰۲)
و این نقل قول تا حدودی هماهنگی رضاخان را با گفتمان تازه شکل گرفته در نزد روشنفکران نشان می دهد. یرواند آبراهامیان هم در مورد رضاشاه و علایق ناسیونالیسی او می نویسد:
«وی خواهان ایرانی بود که از یک سو دور از نفوذ روحانیون و نیروهای مذهبی، دسیسه های خارجی، شورش های قبیله ای و اختلافات قومی و از سوی دیگر دارای نهادهای آموزشی غربی، زنان غربی مآب فعال در بیرون از خانه و ساختار اقتصادی نوین دارای کارخانه های دولتی، شبکههای ارتباطی، بانکهای سرمایه گذاری و فروشگاه های بزرگ باشد. هدف درازمدت وی ایجاد جامعه ای شبه غربی بود…. ابزارهایش برای رسیدن به این هدف، غیردینی سازی، مبارزه با قبیله گرایی، ملی گرایی، توسعه آموزشی و سرمایه دولتی بود.» (آبراهامیان، ۱۳۸۷: ۱۷۹)
به هر حال تجدد خواهی وجه مشترک ناسیونالیسم لیبرال عصر مشروطه و ناسیونالیسم تجدد خواه عصر رضاشاه است. اما ویژگی بارز ناسیونالیسم تجدد خواه عصر رضاشاه این است که بر «تجدد آمرانه» تأکید دارد. و پیش فرض اساسی گفتمان تجدد آمرانه که برآمده از هرج و مرج های پس از مشروطه بود این است که تودۀ مردم اهمیت ترقی و پیشرفت را درک نمی کنند و شیوه های رسیدن به آن را نمی شناسند، لذا ضروری است نخبگان ترقی خواه، آنان را در مسیر تجدد و پیشرفت هدایت کنند و در این فرایند هرکجا که اهداف و برنامه های ترقی خواهانه دولت و نخبگان سیاسی با خواست و ارادۀ مردم مغایرت داشته باشد. کاربرد زور و اجبار برای پیشبرد این اهداف و برنامه ها مشروعیت پیدا می کند. عصاره و چکیدۀ این دیدگاه فوق به خوبی در این عبارت بیان شده است: «برای مردم و به رغم مردم»
و در اینجا یکی از تفاوت های اساسی گفتمان ناسیونالیسم در دورۀ مشروطه و گفتمان ناسیونالیسم عصر رضاشاه نمایان می شود. ناسیونالیست های لیبرال عصر مشروطیت، ترقی و تجدد را در سایه آگاهی و آزادی و حکومت قانون جستجو می کردند، در حالی که ناسیونالیست های تجدد خواه، با تأکید بر قدرت دولت خواهان اصلاحات از بالا بودند.
«ناسیونالیسم تجددخواه که برپایه بینشی پوزیتیویستی، اقتدار گرا و اراده گرا شکل گرفته بود… مشارکت سیاسی مردم در امر نوسازی را به آینده ای نامعلوم که جهل و واپس ماندگی از جامعه رخت بر بسته باشد موکول می کرد (انتخابی، ۱۳۷۱: ۲۶)
ما در این رساله در پی آن هستیم که با به کارگیری نظریه گفتمان روند شکل گیری گفتمان ناسیونالیسم در ایران را در یک برهه ۴۰ ساله (۱۳۲۰- ۱۲۸۰) مورد بررسی و کنکاش قرار دهیم.
فصل اول
کلیات
بیان مسئله
«ناسیونالیسم» اشتقاقی است از لفظ (Nation) که در فرهنگ اجتماعی اروپا قدمت دیرپائی دارد. لفظ «ناسیون» Nation از ریشهی لاتین ناسیو (Nasci) به معنای زاده شدن، از حدود قرن ۱۳ میلادی معمول بوده است. و به گروهی از مردم که زادگاه یکسانی داشتهاند اطلاق میگردیده است. پیش از تحولات قرون اخیر از واژه (Nation) نسل یا گروه نژادی از مردم مراد میشد و این لفظ اهمیت سیاسی نداشت؛ اما در قرن ۱۶(Nation) به یک واحد سیاسی متداول اطلاق شد و کاربرد اصطلاحاتی آن از اواخر قرن ۱۸ میلادی آغاز گردید. اصطلاح «ناسیونالیسم»[۱] اولین بار در سال ۱۷۸۹ توسط آگوستین باروئل،[۲] کشیش ضدانقلاب فرانسوی استعمال شد و از این زمان به تدریج ناسیونالیسم تا اواسط قرن ۱۹ به شکل جنبش و دکترین سیاسی درآمد، پس بدین ترتیب مفهوم اصطلاحی ملت[۳] و ملتگرائی[۴] را باید اساساً مولود انقلاب فرانسه دانست. (آصف، ۱۳۸۴: ۷۴)
برای اینکه بحث ما در مورد شرایط و علل شکلگیری ناسیونالیسم روشنتر گردد به نظر میرسد باید مروری کوتاه بر شرایط سیاسی – اجتماعی و تاریخی پیش از شکلگیری این مفهوم در غرب داشته باشیم.
بدین منظور قابل ذکر است که در پایان قرون وسطی و به دلایل گوناگون سیاسی و اجتماعی متعدد که از حوصلهی این بحث خارج است، نظام فئودالیسم از هم پاشید و ما شاهد تکوین نوع جدیدی از دولت هستیم که در حوزه جامعهشناسی سیاسی و جامعهشناسی تاریخی به دولتهای مطلقه معروف هستند. در عصر پیش از دولتهای مطلقه، شیوه معمول در اداره اجتماعات و جوامع انسانی در اروپا به سبک دولت –شهری، امپراطوری و شاهزادهنشینی با حاکمیت بارونهای فئودال بود و ساکنان قلمروهای سیاسی به مثابه «تبعه» و «رعایای» حاکم یا سلسله حکام محسوب میشدند و هویت سیاسی آنان در قالب وفاداری به حکّام شکل میگرفت. با پیدایش دولتهای مطلقه، قدرت سیاسی رو به تمرکز نهاد، و برخلاف دولتهای ضعیف و نیم بند قرون وسطی، دولت مطلقه ابزارهای اداری و نظامی لازم را برای ایجاد همگرائی و یکپارچگی سیاسی در اختیار گرفتند و با سلب قدرت از گروه ها و طبقات گوناگون، قدرت سیاسی را در دست پادشاه متمرکز کردند. باید گفت که دولتهای مطلقه با ایجاد تمرکز و یکپارچگی سیاسی در جامعه، نخستین گامها را در شکلگیری هویت ملّی برداشتند. با وقوع انقلاب فرانسه، تحولی بنیادین در کیفیت برداشت مردم از نوع رابطه و نسبتشان با هیأت حاکمهی خود، ایجاد شد، در انقلاب فرانسه مردم دریافتند که هویت سیاسی آنها میتواند در حس هویت ملی و وطندوستی متجلی گردد و رابطهی تبعیت و فرمانبری مطلق از حکام به رابطهی شهروندانی ذیحق هرچند در نظر مبدل شود.
با این انقلاب ایده ناسیونالیسم و ملتگرائی در فرانسه زاده شد و با لشگرکشیهای ناپلئون به سراسر اروپا صادر شد، اشغال بخش اعظمی از اروپا توسط ناپلئون، باعث شد که برای نخستین بار در سرزمینهای اشغال شده یک حسّ آگاهی از هویت ملّی بوجود بیاید (هیوود، ۱۳۸۷: ۲۷۰) و این موج آگاهی از هویت ملی در قرن ۱۹ باعث ایجاد تغییرات عظیمی در نقشهی اروپا گردید و ما ادامه این روند را هم در طول سالهای وقوع جنگ جهانی اول و هم در سالهای بین دو جنگ جهانی (که در رژیمهای فاشیستی و نازیستی تبلور یافت) و هم در طول سالهای پس از جنگ شاهد هستیم. در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و در اکثر کشورهای مستعمره شاهد بروز نوعی ناسیونالیسم استقلالطلب هستیم که این ناسیونالیسم استقلال طلب به عنوان ابزاری در دست رهبران کشورهای مستعمره جهت دستیابی به استقلال سیاسی کشورهایشان به کار رفت و در دهه های اخیر هم علیرغم نظر برخی از اندیشمندان مبنی بر کاهش اهمیت ناسیونالیسم به عنوان یک آئین و دکترین سیاسی، همچنان شاهد اهمیت سیاسی ناسیونالیسم به عنوان یک آموزه در حیات ملتها هستیم و تحولات بعد از فروپاشی شوروی در شرق اروپا و بالکان میتواند به عنوان شاهدی بر این ادعای ما باشد.
در کشور ما ایران نیز در قرن ۱۹ و به خصوص در نیمه دوم این قرن ما شاهد ظهور گفتمان ناسیونالیستی در عرصهی اندیشه و عمل هستیم و این گفتمان چه در دوره پیشا مشروطه و چه در عصر مشروطیت و چه در دوران حکومت پهلوی اول برجستگی خاصی دارد.
- مسئلهای که ما در اینجا به دنبال تصریح و تبیین آن هستیم این است که: چه عواملی باعث شکلگیری این گفتمان (گفتمان ناسیونالیستی) در عصر مشروطه، و هم چنین به نحوی بارزتر در ایران عصر پهلوی اول شد؟
اهداف پژوهش
هدف اصلی و اولیهی ما در این پژوهش، آگاهی از دلایل شکلگیری گفتمان ناسیونالیستی در ایران معاصر است. و با توجه به اینکه جریان ملیگرائی و ناسیونالیسم در ایران، چه در عصر مشروطیت و چه در عصر رضاشاه و همچنین در دوران ملی شدن صنعت نفت و به خصوص در رژیم برآمده از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مورد توجه است. و اینکه این گفتمان در سالهای بعد از کودتای ۲۸ مرداد هم مورد تأکید اپوزیسیون سیاسی است (جبههی ملی و نهضت آزادی) و هم مورد تأکید رژیم محمدرضا پهلوی (ناسیونالیسم مثبت در عرصهی سیاست خارجی و بحث باستانگرائی ناسیونالیستی در عرصهی داخلی) است.
ما بر آن شدیم تا چگونگی شکلگیری این گفتمان را که در طول تاریخ معاصر ایران دارای اهمیت بوده است را در ابتدای امر بررسی کنیم. و بنگیریم که به چه دلیل یا دلایلی این گفتمان در بادی امر شکل گرفت؟ و با شناخت زمینهها و علل شکلگیری این پدیده، به شناخت بهتری از این گفتمان در طول تحولات سیاسی اجتماعی ایران معاصر دست پیدا کنیم.
اهمیت و ضرورت پژوهش
با توجه به اینکه ناسیونالیسم یکی از مهمترین پدیدههای سیاسی است که بر تحولات سیاسی – اجتماعی ایران اثر گذاشته است و در طول سیر تاریخ معاصر ایران و به خصوص از مشروطه به بعد ما شاهد ظهور اندیشه و عمل ناسیونالیستی در قالبهای متفاوت در جامعهی ایران هستیم و همچنین مبحثی که تحت عنوان رابطهی دین و ملیت مطرح میشود، باعث شد تا نگارنده به این فکر بیفتد و تأمل کند که به راستی چه شد که این اندیشه از غرب به ایران وارد شد؟ (البته در وجه مدرن آن) و در بستر متفاوتی از آنجا و به شکلی متفاوت به عرصهی نظر و عمل وارد شد و هم چنین با توجه به این امر که در منابع فارسی به این مسئله به نحوی درخور پرداخته نشده است، برآن شدیم تا به شکلی مستدل به این امر بپردازیم که علل و عوامل شکلگیری این گفتمان در برههی مورد نظر ما چه بوده است تا بدین وسیله بتوانیم عملکرد این پدیده سیاسی را در ایران در برهههای متفاوت تاریخی، مورد ارزیابی قرار دهیم.
سوابق یا پیشینه موضوع
حقیقت این است که در مورد شکلگیری ناسیونالیسم در ایران و اینکه چه علل و عواملی باعث شکلگیری این گفتمان در بستری متفاوت از غرب شد منابع اندکی وجود دارد یکی از مهمترین آثاری که راجع به مبحث ناسیونالیسم در ایران نگاشته شده است کتابی با همین عنوان، اثر ریچارد کاتم پژوهشگر آمریکائی است کاتم در این کتاب، تحولات سیاسی ایران معاصر از دوران مشروطیت و قبل از آن را تا سالهای اولیهی دهه ۴۰ بررسی میکند و دست آخر نیز در حین وقوع انقلاب اسلامی و به طور شتابزده، فصلی با عنوان «پانزده سال بعد» به این کتاب میافزاید. او این تحولات را در این برههی زمانی در قالب ناسیونالیسم و تأکید بر ملتگرائی در ایران مورد بررسی قرار میدهد. اما در کتاب کاتم به خوبی تشریح نمیشود که چه شد که در ایران گفتمانی به نام ناسیونالیسم شکل گرفت هم چنین در این اثر هیچ اشارهای به اندیشهها و افکار ناسیونالیستی در ایران نشده است.
از جمله آثار دیگری که در مورد ناسیونالیسم در ایران نوشته شده است کتابی تحت عنوان «مصدق، نفت و ناسیونالیسم ایرانی» است. این کتاب شامل مجموعه مقالاتی است که در سمیناری در مرکز مطالعات خاورمیانهی دانشگاه تگزاس راجع به بحران ملی شدن صنعت نفت در ایران ارائه شده است.
مقالات این مجموعه، عمدتاً از زاویهی نفت به مبحث ناسیونالیسم در ایران پرداخته است. به دو دلیل این اثر محتوی متفاوت با کار ما دارد. اول اینکه: در مقطعی کوتاه ناسیونالیسم ایرانی را در ارتباط با بحث نفت مورد بررسی قرار میدهد و دوم اینکه: این مقطع با مقطع مورد بحث ما متفاوت است. همچنین در این کتاب نیز مثل کتاب کاتم به پیدائی و شکلگیری ناسیونالیسم در ایران پرداخته نشده است.
رضا داوری اردکانی نیز دارای دو کتاب در زمینهی ناسیونالیسم است که عبارتند از «ناسیونالیسم و انقلاب» و «ناسیونالیسم و حاکمیت ملی». داوری در این دو کتاب کمتر به مبحث تکوین ناسیونالیسم در ایران پرداخته است و بیشتر بحثهای او، بحثهایی تاریخی و تئوریک در مورد خود پدیده ناسیونالیسم هستند.
حمید بهزادی هم در کتاب «ناسیونالیسم: تحلیلی تئوریک و عملی از آثار سیاسی و اجتماعی ناسیونالیسم در صحنهی بینالمللی با توجه به وضع کنونی ایران» به ارائه بحثهائی در خصوص ناسیونالیسم در ایران پرداخته است. اما این اثر نیز بیشتر بعدی تئوریک دارد و مطالب مربوط به ناسیونالیسم در ایران و شکلگیری آن به نحوی در حاشیه قرار گرفتهاند.
داریوش قمری نیز در کتابی با عنوان «تحول ناسیونالیسم در ایران» به بررسی ناسیونالیسم در دوره ملی شدن صنعت نفت میپردازد که این کتاب هم برههی تحقیقیاش، برههای متفاوت از زمان مورد تحقیق ماست.
سوسن سیاووشی هم در کتابی تحت عنوان «لیبرال ناسیونالیسم در ایران» به بررسی ناسیونالیسم لیبرال. در عصر مصدق تا انقلاب اسلامی میپردازد، که آن هم با دوره مد نظر ما در این تحقیق متفاوت است.
مسعود انصاری هم کتابی در مورد ناسیونالیسم دارد که بیشتر در مورد ناسیونالیسم و مبارزات ضد استعماری در قاره آفریقاست. در این کتاب و در مباحث اولیه مولف به روند شکلگیری و سیر تکوین ناسیونالیسم در غرب میپردازد ولی همانطور که گفته شد مطالب بعدی کتاب در مورد ناسیونالیسم در آفریقاست و کتاب حاوی مباحثی در مورد ایران نیست.
فریدون آدمیت هم در آثار خود که بیشتر در مورد انقلاب مشروطه هستند گهگاه اشاراتی به ناسیونالیسم دوران مشروطه دارد، اما آثار او نیز دو تفاوت عمده با تحقیق ما دارند اول اینکه فاقد زمینهای نظری هستند و تا حدودی به توصیفاتی در مورد ناسیونالیسم میپردازد و دیگر اینکه در این آثار بررسی کاملی از شکلگیری این پدیده در ایران قرن ۱۹ صورت نمیگیرد. در کتابهای دیگری نیز میتوان اشاراتی پیرامون ناسیونالیسم ایرانی یافت کتابهایی مثل «ایران بین دو انقلاب» به قلم یرواند آبراهامیان و کتاب «اقتصاد سیاسی ایران» به قلم محمدعلی همایون کاتوزیان و هم چنین کتاب «مقاومت شکننده» اثر جان فوران که در هر سه کتاب همانطور که گفته شد، اشاراتی به ناسیونالیسم ایرانی شده به تفصیل به این بحث پرداخته نشده است. و همچنین در این کتابها تحلیلی از چگونگی شکلگیری ناسیونالیسم در ایران به طور مشخص وجود ندارد و تکوین ناسیونالیسم در ایران در این کتابها، در حاشیه قرار دارد.
همان طور که در بالا ذکر آن رفت، در اکثر کتابهای فوق علل شکلگیری ناسیونالیسم در ایران وجه برجستهای ندارد و همین امر نویسنده این سطور را راغب کرد که در این تحقیق و تا حد توان، به علل شکلگیری این گفتمان در ایران بپردازد.
مبانی و چارچوب نظری
در این تحقیق، ما از نظریهی گفتمان، و آن هم جنبهای از این نظریه که بیشتر از سایر نظریههای گفتمان، به مبحث اجتماع و سیاست میپردازد به عنوان چارچوب نظری استفاده میکنیم. چارچوب نظری انتخاب شده برای پژوهش حاضر، نظریه گفتمان لاکلاوموف است. قابل ذکر است که در سالهای اخیر نظریهی گفتمان در حوزههای مختلف علوم انسانی کاربرد وسیعی یافته است.
شاید بتوان مهمترین دلیل رشد این نظریه را نارضایتی از پوزیتیویسم به خصوص در رشتههائی چون علوم سیاسی و جامعهشناسی دانست. رشد این نظریه هم چنین تحت تأثیر چرخش زبانی در دهه ۱۹۷۰ و نظریههای هرمنویتک، نظریهی انتقادی و پسا ساختارگرائی در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، شدت بیشتری گرفت. در گرایشهای مختلف علوم انسانی، تفسیرهای مختلفی از نظریهی گفتمان وجود دارد و در حوزه علوم سیاسی، لاکلاوموف مهمترین نظریهی گفتمانی را ارائه کردهاند ما در این پژوهش نظریهی این دو اندیشمند را به عنوان چارچوب نظری برگزیدهایم و شرح و تفصیل این نظریه به عنوان چارچوب نظری پژوهش ما، در قسمت مباحث نظری تحقیق به طور مفصل آورده خواهد شد.
مفروضات
مفروض اصلی و اساسی ما در این پژوهش این است که: اصطلاح ناسیونالیسم و نه آگاهی ملی و احساسات مشترک نسبت به ایران، از مفاهیم متجددانهی قرون جدید است.
اما با این حال نمیتوان ریشهها و رگههای تاریخی مشترک در شکلگیری این اصطلاح را نیز نادیده گرفت. ناسیونالیسم در غرب در راستا و در ارتباط با تحولات و تصورات چندی در زمینههای عینی و ذهنی در عرصهی اجتماع شکل گرفت، اما در ایران ناسیونالیسم از آن اندیشهی تجدد و ملزومات عینی و ذهنی آن بدور بود و علیرغم بهرهگیری از پیشینههای تاریخی، بیشتر تحت تأثیر تحولات جهانی و شیوع ناسیونالیسم به دیگر کشورهای خارج از اروپا شکل گرفت.
به طور کلی باید گفت که بستر اولیهی شکلگیری ناسیونالیسم در غرب، با بستر آن در ایران متفاوت بود همچنین قابل ذکر است که در کشوری مثل ایران از قرنها قبل آگاهی ملی وجود داشته است. اما اهمیت ناسیونالیسم به عنوان عامل تأثیرگذار در گرایشها و رفتار سیاسی ایرانیان، عمدتاً به سده بیستم محدود میشود.
درست است که ما حتی قبل از اولین برخوردهای ایرانیان با دنیای متجدد غربی هم شاهد احاس تعلق به ایران هستیم ولی این پدیده دارای نیرو و توان کمتری نسبت به دوره و برههی زمانی بعد از آن (ایران پس از برخورد با دنیای متجدد) است. ما در این زمینه با ریچارد کاتم نویسنده آمریکائی «ناسیونالیسم در ایران» هم عقیدهایم که در ایران از قرن ها پیش آگاهی ملی وجود داشته است. اما اهمیت ناسیونالیسم به عنوان عامل اولیه تعیین کننده گرایشها و رفتار سیاسی ایرانیان و همانطور که در تعریف مورد نظر ما نیز در این رساله خواهد آمد، به عنوان جنبشی ایدئولوژیک، محدود به قرون جدید و بعد از برخورد ایرانیان با مقولهی تجدد است.
سؤالهای پژوهش
سؤال اصلی
- سوال اصلی تحقیق حاضر را میتوان به صورت زیر ذکر کرد:
- چه عواملی باعث شکلگیری گفتمان ناسیونالیستی در ایران، در برههی زمانی (۱۳۲۰-۱۲۸۰) گردید؟
- سؤالات زیر را نیز میتوان به عنوان سؤالهای فرعی تحقیق حاضر در نظر گرفت:
۱) تکوین ناسیونالیسم در غرب در چه بستر تاریخی، سیاسی، اجتماعی صورت گرفته است؟
۲) گفتمان ناسیونالیستی در منازعههای گفتمانی عصر مشروطه دارای چه جایگاهی بوده است؟
۳) چگونه بیقراریهای گفتمانی حاصل از مشروطیت به ایجاد گفتمانی نو در ایران انجامید؟
۴) گفتمان ناسیونالیسم، در عصر رضاشاه و در دوران گفتمان پهلویسم دارای چه جایگاهی بوده است؟
فرضیات تحقیق
فرضیهی اصلی
فرضیه اصلی تحقیق این است که:
گفتمان ناسیونالیستی (به عنوان مفهومی جدید) از اواخر قرن ۱۹ و در اثر رویاروئی ایرانیان با دنیای متجدد، در ایران شکل گرفت و همین گفتمان بعد از بیقراریها و منازعات گفتمانی دوره مشروطه، به عنوان یکی از عناصر گفتمان پهلویسم صورتبندی شد.
فرضیات فرعی
پرومته- ۱[۱۷](رتبه بندی نسبی) و پرومته- ۲[۱۸](رتبه بندی کامل) توسط جی. پی. برنز[۱۹] برای اولین بار در کنفرانسی توسط نادلو[۲۰] و لندری[۲۱] در دانشگاه لاوال[۲۲] در کبک کانادا در سال ۱۹۸۲ ارائه شد. در همان سال از این روش توسط دیویگنون[۲۳] در حیطه بهداشت و درمان استفاده گردید.
چند سال بعد جی. پی. برنز و بی. مارشال[۲۴] روش پرومته- ۳[۲۵]( طبقه بندی بر اساس فاصله) و پرومته- ۴[۲۶](متوالی) را توسعه دادند. محققان دیگری در سال ۱۹۸۸ نمونه تصویری گایا[۲۷] را ارائه دادند که نمایش گرافیکی فوق العادهای برای حمایت از روش پرومته داشت.
در سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۴ جی. پی. برنز و بی. مارشال دو نمونه از مدلهای پیشرفتهتر از این روش را پیشنهاد دادند: پرومته-۵[۲۸]( شامل محدودیتهای قطعهبندی) و پرومته- [۲۹]۶( نمایش چگونگی مغز انسان).
از روش پرومته میتوان در رشته های گوناگون مانند بانکداری، مکانهای صنعتی، برنامه ریزی نیروی انسانی، منابع آب، سرمایه گذاری، پزشکی، شیمی، مراقبتهای بهداشتی، گردشگری، اخلاق و یا مدیریت پویا و… استفاده کرد. موفقیت این روش به طور ویژه به دلیل ویژگیهای ریاضی و راحتی استفاده از آن میباشد.
روش تصمیم گیری چندمعیاره پرومته- گایا مانند سایر روشهای تصمیم گیری چندمعیاره به گونه ای است که نمیتواند به تنهایی و بدون در نظر گرفتن اطلاعات اضافی مرتبط با اولویتهای مد نظر تصمیم گیران انجام پذیرد.
اطلاعاتی که برای انجام روش پرومته و گایا نیاز است بسیار شفاف بوده و فهم آن برای تصمیم گیران و تحلیلگران آسان خواهد بود. این روش شامل تابع مقدماتی مرتبط با هر معیار بوده و همچنین در آن اهمیت نسبی هر معیار به واسطه وزندهی آنها سنجیده می شود.
یک مسئله چندمعیاره مانند پرومته را میتوان به صورت زیر نوشت:
Max{ C1(a), C2(a), …, Cj(a)| a ϵ A}
در این مجموعه A یک مجموعه متناهی از گزینه های ممکن {a1, a2, …, ai, …, an}و {C1, C2, …, Cj, …, Ck} میباشد. در این حیطه تصمیمگیرنده باید به شناسایی گزینه مطلوب موجود برای همه معیارها بپردازد. از آنجایی که در این مسئله هیچ گزینهای وجود ندارد که به طور همزمان برای همه معیارها مطلوب باشد، حل ریاضی آن دشوار به نظر میرسد. در حقیقت اکثر مشکلات بشری( تقریبا همه آنها) جنبه چندمعیاری دارند. در این موارد ارزیابی تنها یک معیار برای تصمیم گیری مفید نبوده و به حقیقت نزدیک نخواهد بود. در اغلب موارد باید حداقل یکی از معیارهای تکنولوژیکی، اقتصادی، محیطزیست و یا اجتماعی نیز در این ارزیابی به حساب آید. بنابراین مسائل چندمعیاره بسیار مهم بوده و نیز سبب اصلاحات مطلوبی خواهد گردید.
داده های پایه یک مسئله چند معیاره مطرح شامل جدول ارزیابیای می شود که در زیر آورده شده است:
جدول ۱-۳- داده های پایه یک مسئله چندمعیاره