همزمان سازی: بسیاری از روشها فرض میکنند که گره ها همزمان شده اند تا با یکدیگر بیدار شده و دور جدیدی از زمانبندی را شروع کنند .روش های گوناگونی برای همزمان سازی گره های حسگر ارائه شده است[۳۶][۳۷].
مدلهای خرابی[۱۵]: چگونگی خرابی گره ها فرض مهمی هم درباره گره ها و هم درباره محیطی که گره ها در آن بکار رفته اند ،میباشد. تمامی روشها در نظر میگیرند که هنگامیکه انرژی یک گره به اتمام میرسدآن گره خراب شده است. برخی روش های دیگر در نظر میگیرند که ممکن است گره ها پیش از آنکه انرژیشان به اتمام برسد خراب شوند .به عنوان مثال ممکن است حسگرها توسط تانکها در یک منطقه نظامی نابود شوند[۲۵].
پویایی حسگرها: در اکثر روشها در نظر گرفته میشود که حسگرها جابجایی ندارند ویا اینکه بطور مستقیم فرضی بیان نمیشود.در واقع اکثر مقالات به این بحث میپردازند که حسگرها در محیط واقعی جابجایی ندارند و یا جابجایی بسیار کمی دارند[۲۱].
اطلاعات مکانی: برخی از روشها در نظر میگیرند که حسگرها قادر هستند مکان جغرافیایی خودرا تعیین کنند.معمولا اطلاعات جغرافیایی برای تعیین اینکه چه مقدار از ناحیه تحت پوشش حسگر با همسایگانش همپوشانی دارد به کار میرود .اگر مکان به کار گیری حسگر ازقبل مشخص بوده و حسگر جابجایی نداشته باشد میتوان این اطلاعات را پیش از به کار اندازی درون حسگر برنامه ریزی کرد.درغیر اینصورت لازم است که گره ها به دستگاه موقعیت یاب جهانی مجهز باشند و یا یک الگوریتم مسیریابی را اجرا کنند[۴۴].
۱۰-اطلاعات فاصله: برخی از مقالات فرض میکنند که در یک ساختار خوشه ای گره ها قادر هستند که فاصله خود را از سرشاخه خود تعیین کنند .اطلاعات فاصله را میتوان از اطلاعات مکان گره ها استخراج نمود(ولی عکس این عمل ممکن نمیباشد.)به علاوه ممکن است بتوان فاصله را از قدرت سیگنال تخمین زد[۴۲].
۱-۶-۲ اهداف طراحی[۱۶]
کاربردهای مختلف دارای نیاز مندیهای متفاوتی هستند، بنابراین شبکه های حسگر ممکن است در اهداف طراحی متفاوت باشند ویا اینکه اولویت اهداف آنها با یکدیگر فرق کند. بیشینه کردن طول عمر شبکه مسلما یکی از مهمترین اهداف طراحی در همه شبکه های حسگر است که قرار است برای مدت طولانی کار کنند. از سوی دیگر شبکه های حسگر برای انجام وظیفه ای مشخص مانند حس کردن محیط و انتقال داده به کار میروند بنابراین یک یا چند هدف کیفیت سرویس[۱۷] مانند حفظ پوشش محیط ، نیز به همراه کمینه کردن مصرف انرژی در نظر گرفته میشوند.به علاوه طراحی ممکن است تعدادی هدف لایه بالا[۱۸] ماننداستحکام[۱۹]، مقیاس پذیری[۲۰] و یا سادگی[۲۱] داشته باشد. دستیابی به یک هدف ممکن است برروی یک هدف دیگر تاثیر بگذارد .بنابراین لازم است که رابطه بین این اهداف مورد مطالعه قرار بگیرد.
بیشینه کردن عمر شبکه: عمر شبکه بصورتهای مختلفی تعریف شده است و هر روش کارا در مصرف انرژی نوع خاصی از عمر شبکه رابیشینه میکند.[۲۱][۳۱] [۴۲] [۴۵] در ساده ترین حالت ،شبکه زنده در نظر گرفته میشود در صورتیکه یکی از حسگرها زنده باشند. عمر شبکه ممکن است بدین صورت تعریف شود که تازمانیکه درصد گره های فعال در یک شبکه از یک آستانه پایینتر است (مثلا۹۰%) شبکه زنده است. نوع دیگری از تعریف عمر شبکه به این صورت است که یک معیار کیفیت سرویس در نظر گرفته شود. به عنوان مثال تا زمانیکه پوشش ناحیه (یا اتصال،در صد انتقال داده و…) از یک حد بالاتر است شبکه فعال تعریف میشود.
پوشش حسگرها: از آنجا که حس کردن محیط وظیفه اصلی شبکه حسگر است فراهم آوردن پوشش برروی ناحیه مورد نظر یک معیار کیفیت مهم است.اگر تمامی نقاط در ناحیه مورد نظر تحت پوشش شبکه باشند گفته میشودکه شبکه پوشش۱- لایه ای[۲۲] دارد .در صورتیکه هر نقطه حداقل توسط k حسگر پوشانده شود به آن پوشش –Kلایه ای[۲۳] گفته میشود(پوشش ۱-لایه ای نوع خاصی از پوشش –Kلایه ای است.) یک شبکه حسگر همچنین ممکن است که پوشش ۱- لایه ای یا –K لایه ای جزئی[۲۴] داشته باشد.گاهی ارائه تضمین قطعی با پیش فرضهای داده شده ممکن نمیباشد بنابراین برخی روشها ، پوشش حدی هنگامیکه تعدادگره ها به سمت بی نهایت میرود ارائه میکنند[۲۵] [۱۸].
اتصال شبکه:در صورتیکه داده های حسی[۲۵] نیاز داشته باشند تا با چند گام[۲۶] به ایستگاه پایه برسند حفظ اتصال بین گره ها اهمیت بسیاری پیدا میکند .برخی از روشها حتی سعی میکنند که شبکه را طوری پیکربندی کنند که درجه ای از اتصال[۲۷] که مورد نیاز کاربرد است رافراهم کنند.مشابه پوشش حسگرها، اتصال آنها هم میتواند حدی در نظر گرفته شودبه این صورت که هنگامیکه تعدادگره ها به سمت بی نهایت حرکت کند شبکه حتما متصل خواهد بود.[۲۳]
نرخ انتقال داده:بالابودن نرخ انتقال داده معیار کیفیت سرویس دیگری برای برخی از کاربردها میباشد.این مقدار میتواند بصورت درصد داده های انتقال داده شده از یک منبع به یک مقصد تعریف شود.این معیار هنگامیکه درون شبکه تجمیع صورت میگیرد مناسب نیست.
کیفیت پایش[۲۸]:یک معیار ارائه شده برای کیفیت پایش در شبکه های حسگر طراحی شده ویژه ردگیری اهداف بصورت میانگین فاصله ای که یک هدف طی میکند پیش از اینکه توسط شبکه کشف شود ، تعریف میشود.به این صورت شبکه ای که بتواند در مدت زمان و فاصله کوتاهتری هدف را شناسایی کند دارای کیفیت پایش بهتری میباشد.کیفیت پایش تنها به پوشش گره ها بستگی ندارد بلکه به چینش جغرافیایی آنها نیز بستگی پیدا میکند.درصورتیکه شبکه در برخی از نقاط خوشه بندی شده باشد ممکن است که هدف فاصله زیادی را طی کند پیش از اینکه کشف شود.بنابراین ممکن است فاصله ای که هدف پیش از کشف شدن طی میکند بیشتر از شبکه حسگری با پوشش مشابه ولی خوشه بندی نشده و دارای توزیع یکنواخت تر باشد.
نهانکاری: برخی از کاربردها در شبکه های حسگر نیاز دارند که کار آنها قابل کشف نباشندویا احتمال کشف آنها بسیار پایین باشد.نهانکاری از طریق کاهش تعداد پیامهای کنترلی ممکن میباشد.پایین آوردن مدت زمان ارسال نیز به نهانکاری کمک میکند در صورتیکه گره ها تنها در دوره های خاص اجازه ارسال داشته باشند.[۴۵]
مصرف انرژی متعادل: برخی از روشها سعی میکنند که مصرف انرژی بین گره ها را متعادل کنند.یک استدلال رایج برای این کار این است که اگر انرژی برخی از گره ها زودتر از بقیه به اتمام برسد پوشش شبکه و یا اتصال آن ممکن است پیش از موعد از بین برود.یک استدلال مخالف به چگالی بالای گره تکیه میکند و میگوید که حتی اگر برخی از گره ها از بین بروند گره های جایگزین آنها موجود خواهد بود.
مقیاس پذیری:یک تعریف همه گیر برای مقیاس پذیری ارائه نشده است.ولی در اکثر شبکه های حسگر افزایش بصورت خطی ویا سریعتر هزینه محاسبات نسبت به افزایش تعداد همسایگان یک گره ناخوشایند است.از سوی دیگر اگر هر گره تنها وضعیت همسایگان فعال خود را نگهداری کند از آنجا که تعداد این گره ها کم است الگوریتم همچنان مقیاس پذیر در نظر گرفته میشود.
استحکا[۲۹]م:استحکام ،توانایی شبکه در تحمل خرابی های پیش بینی نشده است.به عنوان مثال حسگرهای یک شبکه ممکن است توسط تانک ها یا بمب ها پیش از اتمام باتری آنها خراب شوند.یک روش مستحکم نمیتواند انتظار داشته باشدکه همه گره های خواب شبکه بیدار شوند.زیرا ممکن است تعدادی از این گره ها در مدت زمان خواب خود از کار افتاده باشند.بدیهی است که پیش فرضهای طراحان تا حد زیادی تعیین کننده استحکام برنامه میباشد.
سادگی:حسگرهای فعلی دارای حافظه محدودی برای ذخیره کردن برنامه ها هستند.مثلاMICA2 تنها ۸کیلوبایت فضای حافظه برای ذخیره برنامه دارند.به علاوه حسگرها دارای قدرت محاسباتی پایین میباشندو اشکال زدایی آنها دشوار میباشد.
۱-۶-۲-۱ رابطه بین اهداف طراحی
ازآنجا که بررسی رابطه همه موارد فوق ممکن نمیباشدبرخی از روابط مهمتر بین این اهداف طراحی بررسی میشوند.
هنگامیکه دامنه ارسال گره ها حداقل دوبرابر دامنه پوشش حسگرها باشد،پوششK- لایه ای منجر به اتصال K تایی میشود.[۲۳]
بالاتر بودن درجه اتصال معمولا باعث بالارفتن استحکام شبکه دربرابر خرابی ها میشودزیرا تعداداتصالاتی که باید قطع شوند تا اتصال شبکه از بین برودافزایش می یابد.
نرخ انتقال داده معمولا با بالا رفتن درجه اتصال افزایش پیدا میکند ولی در صورتیکه این درجه بسیار بالا باشدبرخورد بین بسته های ارسالی ممکن است این رابطه را برعکس کند.
بالاتر بودن میزان نهانکاری میتواند منجر به مصرف انرژی کمتر شود درصورتیکه نهانکاری از طریق پایین آوردن پیام های کنترلی انجام شود.
۱-۶-۳ حالتهای صرفه جویی در مصرف انرژی حسگر[۳۰]
برای فهم بهتر روش های صرفه جویی در مصرف انرژی لازم است حالتهای مختلف ذخیره انرژی که توسط حسگر فراهم میشوند را بررسی کنیم.یکی از پیچیدگی ها در اینجا متفاوت بودن پشتیبانی حسگرهای مختلف از حالتهای صرفه جویی در مصرف انرژی میباشد و حتی اگر حسگرها دارای حالات صرفه جویی مشابهی باشند واژگان بکار رفته توسط مقالات مختلف برای آنها متفاوت میباشد.حالات رایج صرفه جویی در مصرف انرژی را در این قسمت بررسی خواهیم کرد:
◄ فعال:تمامی قسمتهای حسگر فعال میباشند.حسگر قادر است که داده های حسی را جمع آوری کرده ، پیام را دریافت کند و یا بفرستد ، داده ها و پیامها را پردازش کند و سایر انواع محاسبات را انجام دهد.این حالت معمولا فعال خوانده میشود و یک حالت صرفه جویی در مصرف انرژی نیست.
◄ واحد حسی [۳۱]فعال: حداقل یکی از واحدهای حسی و پردازنده فعال میباشند ولی واحد گیرنده و فرستنده خاموش میباشد.در این حالت حسگر قادر است داده های حسی را جمع آوری و پردازش کند ولی قادر به فرستادن یا دریافت پیام نمیباشد.
◄ واحد فرستنده فعال: دستگاه فرستنده و پردازشگر روشن هستند ولی واحد های حسی حسگر خاموش میباشند.دراین حالت حسگر قادر است پیام بفرستد،دریافت کند و پیامها را پردازش کند ولی قادر به حس کردن محیط نیست.
◄غیرفعال: پردازشگر حسگر خاموش میباشد ولی یک تایمر و یا یک مکانیسم راه اندازی دیگر برای فعالسازی حسگر را برعهده دارد.به این حالت ، حالت خواب گفته میشود.
باید توجه داشت که برخی از حسگرها حالات مختلف غیر فعال دارند که هرکدام مکانیزم به راه اندازی متفاوتی دارند .برای مثال حسگرهایAMPSµ دارای سه حالت خواب میباشد:دیده بانی[۳۲]،مشاهد[۳۳]ه و خواب عمیق[۳۴].[۴۶] در هر سه مورد پردازشگر خاموش میباشد بنابراین حسگر قادر به پردازش داده های حسی ویا پیام ها نمیباشد.درحالت دیده بانی ، هم واحد حسی و هم واحد فرستنده فعال هستندتا پیامهای فعالسازی را دریافت کنند. در حالت مشاهده ، تنها واحد حسی فعال میباشد.تفاوت آنها با واحد حسی فعال در این است که در این حالت پردازشگر نیز خاموش میباشد.در حالت خواب عمیق نه واحد حسی فعال است نه واحد فرستنده.بنابراین حسگر برای بیدار شدن به تایمر داخلی خود تکیه میکند.اکثر انواع حسگرها دارای حالتی شبیه AMPSµ میباشند که این حالت در اکثر روش های صرفه جویی در مصرف انرژی مورد استفاده قرار میگیرد.طراحانAMPSµ روشی را برای استفاده از هر سه حالت صرفه جویی ارائه داده اند.
بیشترین مقدار صرفه جویی انرژی در حالت خواب عمیق صورت میگیرد زیرا واحدهای حسگر ، پردازش وفرستنده همگی خاموش هستند.فعالیت واحد فرستنده معمولا مصرف انرژی بیشتری نسبت به واحد حسی دارد ولی مصرف انرژی دستگاه فرستنده همچنین بستگی به الگو و فرکانس ارتباط دارد.
تقریبا تمامی روشها از حالت غیر فعال استفاده میکنند.برخی از روشها از دوحالت واحد حسی و واحد فرستنده فعال نیز استفاده میکنند.گاهی اوقات تعیین اینکه حسگر در کدامیک از حالات فوق به سر میبرد دشوار است.
۱-۷ روش های زمانبندی توزیع شده در شبکه های سلسله مراتبی
در شبکه های سلسله مراتبی مانند شبکه های خوشه بندی شده[۳۵] ، حسگرها توسط مکانیزمی در خوشه هایی محلی دسته بندی میشوند.هر خوشه دارای یک سرخوشه[۳۶] (سرگروه) است.سرخوشه ها ممکن است حسگرهایی با توانایی بالاتر حسی ویا… نسبت به سایر گره ها باشند یا نباشند.سرخوشه ها وظیفه ارتباط گره های درون خوشه خود با ایستگاه پایه را به عهده دارند.ارتباط سرخوشه ها با ایستگاه پایه ممکن است چندگامه و از طریق سرخوشه های دیگر باشد.در این قسمت به روش های زمانبندی بر پایه خوشه بندی میپردازیم:
در[۵۱] روش [۳۷]LEACH(خوشه بندی سلسله مراتبی انطباقی کم مصرف) برای خوشه بندی گره ها در شبکه های حسگر ارائه شده است. در این روش به صورت تصادفی نقش سرخوشه بین گره های مختلف تقسیم میگردد تا مصرف انرژی به صورت یکنواخت بین گره های مختلف تقسیم شود.درLEACH فعالیتها به دوره هایی تقسیم میشوند.از آنجایی که سرخوشه وظایف بیشتری به عهده دارد در هر دوره سرخوشه عوض میشود تا از خالی شدن سریع باتری سرخوشه ها جلوگیری شود.سر خوشه ها بصورت خود بر گزیده تعیین میشوند.برای صرفه جویی در مصرف انرژی حسگرهای غیر سرخوشه همگی مگر در هنگام فرستادن داده خاموش میشوند.
در مقاله ژورنال LEACH دو مورد بهبود داده شده است:
الگوریتم بهتری برای انتخاب سرخوشه ها ارائه شده است.
تعداد بهینه خوشه ها در شبکه تعیین شده است.
به این روشE-LEACH[38] گفته میشود.
در[۵۲]و[۵۳] یک روش ساده برای انتخاب سرخوشه ها ارائه شده است.در این روش سرخوشه ها با احتمال P انتخاب میشوند. در این روش دونوع سرخوشه وجود دارد.سرخوشه های داوطلب و سرخوشه های اجباری. هرگره با احتمال P به صورت یک سرخوشه داوطلب درمی آید. این گره سپس این موضوع را با پیامی اعلان میکند که این اعلان تاKگام پیش میرود.هر گره غیر سر خوشه ای که این پیام را میشنود به صورت جزئی از این خوشه قرار می گیرد.هرگاه حسگری بعد از طی t دوره زمانی به عضویت هیچ
گروهی در نیامد به صورت اجباری به عنوان سرگروه تعیین می شود.در [۵۲]و [۵۳] مقدار بهینه احتمالP برای کمینه سازی مصرف انرژی در یک شبکه سلسله مراتبی h- لایه ای تعیین شده است.
در[۴۵] یک روش دیده بانی کم مصرف(ESS[39]) که کارایی دیده بانی را در برابر مصرف انرژی با تنظیم حساسیت سیستم،دادوستد می کند. در این روش گره ها به صورت پویا به دو دسته نگهبان[۴۰] و غیر نگهبان تقسیم می شوند.نگهبان ها مشابه سرخوشه ها به صورت محلی توسط حسگرها انتخاب می شوند.یک حسگر در صورتیکه ببیند که هیچ یک از همسایگانش به عنوان نگهبان تعیین نشده اند ،خود را به عنوان نگهبان انتخاب میکند و قصد خود را به همسایگانش اطلاع می دهد.یک تاخیر با مدت زمان تصادفی برای جلوگیری از برخورد اعلان ها هنگامی که تعدادی همسایه همزمان تصمیم می گیرند که نگهبان شوند استفاده می شود.گره های غیر نگهبان به صورت متناوب از حالت بیدار به حالت خاموش می روند و بالعکس.دو روش مختلف پیش فعال[۴۱] و واکنشی برای تعین دوره های خواب و بیدار ارائه شده اند.
در[۴۲] یک روش زمانبندی خواب گره ها به نام زمانبندی فاصله خطی(LDS[42]) برای شبکه های سلسله مراتبی خوشه بندی شده با چگالی بالا ارائه شده است.هدف،کاهش مصرف انرژی در عین حفظ پوشش کافی است. برای دستیابی به این هدف گره هایی که در فاصله بیشتری از سرخوشه قراردارند با احتمال بالاتری به خواب می روند.منطق این کار بر این نکته استوار است که گره ها قادرهستند در گامهایی دامنه ارسال خود را تغییر دهند و از آنجاکه برای ارسال به نقاط دورترانرژی بیشتری نیاز است،گره های دور از سرخوشه بیشتر به خواب می روندتا هزینه بالای ارسال آنها به سرخوشه جبران گردد.در این روش ساختار خوشه ها ایستا است و هنگامیکه سرخوشه ها انتخاب شوند دیگر تغییر نمیکنند.
در[۵۴] نویسندگان به گسترش روشLDS پرداخته اند و روش زمانبندی با مصرف انرژی متوازن(BS) را ارائه کرده اند. در این روش با توزیع متوازن وظایف فرستادن و حس کردن بین گره های غیرسرخوشه تلاش شده است که مصرف انرژی گره ها مستقل از فاصله آنها از سرخوشه باشد.نویسندگان یک تابع بااحتمال به خواب رفتن p(x) به دست آورده اندکه در آن مصرف انرژی گره مستقل از x یعنی فاصله آن از سرخوشه می باشد.
۱-۸روشهای زمانبندی توزیع شده در شبکه های غیر سلسله مراتبی
دراین بخش برخی از روش های زمانبندی راکه قابل استفاده در شبکه های غیر سلسله مراتبی میباشند بررسی میکنیم.
در [۱۸]روش زمانبندی تصادفی مستقل ([۴۳]RIS) برای افزایش طول عمر شبکه در عین دستیابی به پوشش
- کلر، به روش تیتره کردن با نیترات نقره (ریچاردز، ۱۹۵۴)،
- کربنات و بی کربنات، از طریق تیتره کردن با اسید سولفوریک و سولفات به روش تیتر کردن با ای .دی. تی .آ (ریچاردز، ۱۹۵۴) ،
- اندازه گیری میزان آهک نمونه ها به روش تیتراسیون برگشتی اسید کلریدریک با هیدروکسید سدیم (ریچاردز، ۱۹۵۴).
فصل چهار
نتایج و بحث
فصل چهار
نتایج و بحث
۴-۱ مطالعات میدانی و جمع آوری داده های خاک در ارزیابی کیفی تناسب اراضی
ابتدا با بهره گرفتن از عکس های هوایی منطقه و نقشه های توپوگرافی و زمینشناسی محدوده مطالعاتی و واحدهای فیزیوگرافی در منطقه شناسایی و تشخیص داده شد. سپس در هر واحد فیزیوگرافی چندین پروفیل حفر شد و ویژگی های محل پروفیل ها از قبیل شیب، پستی و بلندی، وضعیت زهکشی، مقدار سنگریزه خاک، نوع استفاده از زمین، گیاهان بومی منطقه، ماده مادری، وضعیت فرسایش و همچنین ویژگی های مربوط به هر پروفیل از قبیل بافت، ساختمان، رنگ، ضخامت و درجه پایداری خاک تعیین شد. سپس از هر افق یک نمونه خاک تهیه شده و پس از خشک کردن و عبور از الک ۲ میلیمتری برای انجام آزمایش های مختلف آماده گردید. نحوه قرار گرفتن افق های ژنتیکی بر اساس راهنمای نقشه برداری خاک (Soil Survey Staff, 1993) بررسی شده و خاک ها بر اساس دو روشِ جامع طبقه بندی خاک آمریکایی(SoilTaxonomy, 1999) با کمک آخرین کلید آن(Key to Soil Taxonomy, 2010) و روش جهانی طبقه بندی خاک (WRB[47],2006) طبقه بندی شد.
۴-۲ طبقه بندی خاک ها ( Soil Classification )
هدف از طبقه بندی خاکها سهولت در بخاطر سپردن مشخصات مهم خاکها، گرد آوری اطلاعات جامع از خصوصیات آنها، درک رابطه خاکهای مختلف با یکدیگر و محیط آنها، تعیین استعداد ذاتی و قابلیت استفاده آنها جهت گسترش عملیات عملیات زراعی و عمرانی و مقایسه خاکهای مختلف با یکدیگر می باشد .
برای رسیدن به این اهداف با توجه به واحدهای فیزیوگرافی اراضی، مواد مادری تشکیل دهنده خاک و خصوصیات پروفیلی خاک از قبیل افق های شناسایی سطحی و زیرسطحی، رنگ، بافت، ساختمان، میزان و تمرکز موادی از قبیل رس، گچ و آهک، وضعیت زهکشی، وجود و یا عدم وجود شرایط ماندابی و ایجاد حالت احیایی و ماتلینگ و با توجه به نتایج آزمایشگاهی پروفیل های شاهد و رژیمهای حرارتی و رطوبتی، خاکها به روش جامع طبقه بندی خاک (Keys to Soil Taxonomy, 2010 ) طبقه بندی و با سیستم طبقه بندی بین المللی(World Reference Base for Soil Resources, 2006 ) هماهنگ گردیده است.
در این طبقه بندی، صفات و عواملی در نظر گرفته شده است که در تشکیل خاکها و رشد گیاه مؤثر بوده و قابل اندازه گیری می باشد و از این میان عاملی که در رشد گیاه نقش مؤثری دارد انتخاب شده است. بر این اساس خاکهای منطقه مورد مطالعه در سه راسته Inceptisols ، Entisols و Mollisolsقرار گرفته اند.
۴-۲-۱ راسته انتی سول ( Entisols)
انتی سول ها خاک هایی هستند که نشانه از تکامل افقهای پیدایشی در آنها دیده نمی شود یا بسیار کم است. این خاکها به اندازه ای کم در معرض عاملهای خاکساز قرار گرفته اند که یا افقی را نشان نمی دهند ( لیکن نیاز گیاه را تامین می کنند یا دست کم توان انجام آن را دارند) و یا دارای اپی پدونهای اکریک، آلبیک یا هیستیک هستند و یا افق های ساده ای دارند که توسط فعالیت انسان به وجود آمده است. در منطقه مورد مطالعه اپی پدون خاکهای این راسته اکریک می باشد.
آنچه در گام نخست دارای اهمیت است عامل هایی است که توسعه و تکامل خاک را در زمینهای تر، زمینهای آبرفتی، زمینهای شنی، زمینهای مرتفع سنگی و نهشته های غیر یکپارچه گوناگون محدود می سازد که در ادامه به مواردی از آن اشاره می شود:
- از بین رفتن مواد به شکل توده ای یا به اشکال دیگر فرسایش ممکن است با سرعتی مساوی یا بیش از سرعت تشکیل اکثر افق های ژنتیکی صورت پذیرد. شیبهای تند برای انجام این عمل مناسبند، حرکت یا خیزش خاک می تواند بر روی شیبهای نزدیک به ۲ درصد نیز صورت گیرد.
-پدیده انباشتگی ممکن است مواد تازه ای را با همان سرعت و یا سریعتر از آن که این مواد بتوانند درون افقهای پدوژنتیکی عجین شوند به سطح خاک بیفزایند. این فرایند بر روی دشتهای سیلابی، دلتاها، پایین شیبها، نواحی ته نشین شده و زمینهای ساحلی مجاور تالابها رخ می دهد. عدم تحرک پلاسمای خاک در مواد بی اثر، در مواد فلاکوله شده سرشار از کر بناتها و در رسوبات بسیار سیلیسی از تفکیک و متمایز شدن پروفیل به وسیله ایلویشن جلوگیری می کند.
- پایداری استثنایی برخی از مواد اولیه در برابر هوازدگی، مانند سنگ بستر کوارتزیتی، متمایز شدن افقها را به تاخیر می اندازد. اشباع شدن با آب و یا حتی فرو رفتن در زیر آب برای مدت طولانی مانع توسعه و گسترش افقهای خاک می گردد. در این راسته، پنج زیر راسته بسته به ویژگی ها و عوامل وجود دارد اما در منطقه مورد مطالعه دو نوع از آنها در دو سری مجزا مشاهده شده است که اینگونه تعریف می شوند:
-
- فلوونت ها ( Fluvents ) خاکهای آبرفتی رسی و لومی (بافت ریز تر از شنی ریز لومی) با تکامل پروفیلی بسیار ساده می باشند. نامنظم بودن میزان مواد آلی با عمق یکی از مشخصات آنهاست. در رسوبات آبرفتی جدید تشکیل می شوند و چون این خاک ها اغلب در معرض سیلاب ها هستند لذا نیمرخ خاک مطبق بوده حاکی از تناوب ترسیب و خشکی است. در منطقه مورد مطالعه به دلیل وجود رژیم رطوبتی یوستیک در زیرگروه Typic Ustifluvents طبقه بندی می شود.
-
- اورتنت ها (Orthent ) انتی سو لهای رسی و لومی هستند و این خاک ها در سطوح فرسایش یافته تشکیل می شود. در این خاک ها میزان مواد آلی با عمق به گونه ای منظم کاهش می یابد و در صورتیکه مشخصات خاک با سایر زیر راسته ها مطابقت نداشته باشد در این زیر راسته قرار می گیرد. در منطقه مورد مطالعه به دلیل وجود رژیم رطوبتی یوستیک در زیرگروه Typic Ustorthents طبقه بندی می شود.
۴-۲-۱-۱ سری کهشور:
این خاکها بعلت داشتن اپی پدون Ochric و نداشتن افق شناسایی زیرسطحی تا عمق ۱۰۰ سانتیمتری از سطح خاک و داشتن کربن آلی بیشتر از ۲/۰ درصد در عمق ۱۲۵ سانتیمتری و رژیم رطوبتی یوستیک, در زیرگروه Typic Ustifluvents قرار می گیرد و چون معدل درصد وزنی ذرات رس در عمق ۲۵ تا ۱۰۰ سانتیمتری خاک کمتر از ۱۸ و معدل درصد وزنی ذرات شن در همین عمق ۱۵ یا بیشتر می باشد و دارای بیش از ۴۰ درصد کربنات کلسیم بوده و رژیم حرارتی خاک Hyperthermic است در فامیل:
Coarse loamy, calcareous, hyperthermic
طبقه بندی می گردد .
۴-۲-۱-۲ سری پرچستان:
این خاکها بعلت داشتن اپی پدون Ochric و نداشتن افق شناسایی زیرسطحی تا عمق ۱۰۰ سانتیمتری از سطح خاک در راسته انتی سول قرار گرفته است. همچنین به دلیل نداشتن شرایط زیر راسته های دیگر و رژیم رطوبتی یوستیک در زیرگروه Typic Ustorthents قرار می گیرد و چون از عمق ۱۰ سانتیمتری, بیش از ۹۰ درصد سنگریزه مشاهده شده است و رژیم حرارتی خاک Hyperthermic است و در فامیل:
Fragmental, mixed, calcareous, hyperthermic
طبقه بندی می گردد.
۴-۲-۱-۳ سری خاک یار علی وند
خاک بسیار عمیق با بافت خاک سطحی عموما سنگین (silty clay loam) و ساختمان کلوخه ای (A) که بر روی لایه ای با بافت سنگین (silty clay loam) و با ساختمان فشراسته اولیه که به بزرگ مکعبی گوشه دار ضعیف میشکند. (C1) لایه فوق بر روی لایه ای با بافت سنگین (silty clay loam) با ساختمان فشراسته اولیه که به گوشه دار مکعبی متوسط ضعیف میشکند. همراه با مقدار بسیارکمی آهک ثانویه قرار گرفته است (C2). لایه های فوق بر روی لایه ای با بافت سنگین (silty clay loam) و با ساختمان فشرده قرار گرفته اند(C3). و رژیم رطوبتی یوستیک و رژیم حرارتی خاک Hyperthermic است و در فامیل:
Fine loamy, Carbonatic, hyperthermic, Typic Ustifluvent
طبقه بندی می گردد.
۴-۲-۱-۴ سری خاک خنگ اژدر
خاک بسیار کم عمیق با بافت خاک سطحی عموما سنگین (silty clay loam) و ساختمان کلوخه ای (A) که بر روی لایه محدود کننده با بیش از ۷۵ درصد سنگ وسنگ ریزه قرار گرفته است.
Fragmental, mixed, hyperthermic, Typic Ustortents
۴-۲-۱-۵ سری منقار
خاک بسیار عمیق با بافت خاک سطحی عموما سنگین (silty clay loam) و ساختمان کلوخه ای (A) که بر روی لایه ای با بافت بسیار سنگین (silty clay) و با ساختمان فشراسته. (C1) لایه فوق بر روی لایه ای با بافت سنگین (silty clay loam) با ساختمان فشراسته اولیه که به گوشه دار مکعبی بزرگ ضعیف میشکند. همراه با مقدار بسیارکمی آهک ثانویه قرار گرفته است (C2). لایه های فوق بر روی لایه ای با بافت سنگین (silty clay loam) و با ساختمان فشراسته قرار گرفته اند(C3).
Fine, mixed, hyperthermic, Typic Ustifluvent
۴-۲-۲ راسته اینسپتی سول ( Inceptisols)
اینسپتی سولها خاک های نارسی هستند که خصوصیات پروفیلی ضعیف تری را نسبت به خاکهای رسیده نشان می دهند و تشابه نزدیک خود را با مواد مادری نگه می دارند. گرچه اینسپتی سو لها به گونه ای وسیع در ﮔستره شگفت آوری از رژیمهای محیطی و طیف کاملی از مواد مادری در دنیا پخش شده اند لیکن ویژگی خاکهای نارس را نشان می دهند. هیچ توصیفی از وضعیت این خاکها که بیان کننده واقعی همه اینسپتی سولها باشد وجود ندارد لیکن چند ویژگی برجسته از آنها را می توان برشمرد:
۱)پایداری زیاد مواد مادری
۲)موقعیت زمین نما به گفته دیگر زمینهای شیب دار یا نواحی گود
۳)سطوح زمین به اندازه ای جوان است که گسترش تکامل خاک را محدود می کند
در خاکهای این راسته در منطقه مورد مطالعه اپی پدون Ochric و افق های شناسایی Cambic وCalsic مشاهده شده است. همچنین در منطقه مورد مطالعه به دلیل وجود رژیم رطوبتی یوستیک خاک های این راسته، در زیر راسته Ustepts قرار گرفته اند. خاکهای تشخیص داده شده در این راسته به شرح زیر است :
۴-۲-۲-۱ سری میانگران
این خاکها بعلت داشتن اپی پدون اکریک (Ochric) و افق مشخصه زیر سطحی کلسیک (Calsic)با مرز بالایی در محدوده ۱۰۰ سانتیمتری سطح خاک و واکنش شدید خاک با اسید کلریدریک سرد و رژیم رطوبتی یوستیک, در زیرگروه Typic Calciustepts قرار می گیرند و چون معدل درصد وزنی ذرات رس در عمق ۲۵ تا ۱۰۰ سانتیمتری خاک ۳۵ تا ۶۰ درصد می باشد و دارای بیش از ۴۰ درصد کربنات کلسیم بوده و رژیم حرارتی خاک Hyperthermic است این خاک در فامیل:
Fine, calcareous, hyperthermic
طبقه بندی می گردد.
۴-۲-۲-۲ سری ایذه
نیکوئی برازش
ضرایب مدل گمپرتز
مدل
MAE
r
SE
P
R2
c
b
a
۴۲/۰
۹۹/۰
۳۶/۳
۰۰۰۱/۰>
۹۸/۰
(۰۰۰۱/۰>)4685/11
(۰۰۰۱/۰>)3670/1
(۰۰۰۱/۰>)0521/34-
SFCf(T,SFA)
*. مخلوطهایی از FHPO و SBO
اختصارها: SFA، اسیدهای چرب اشباع؛ SFC، محتوای چربی جامد؛ SMP، نقطه ذوب لغزشی، P، سطح اطمینان مدل؛ SE، خطای استاندارد؛ r، ضریب همبستگی بین داده های آزمایشی و پیش بینی شده؛ MAE، میانگین خطای مطلق. اعداد داخل پرانتز سطح معنی داری (P) هر یک از ضرایب مدل گمپرتز را نشان میدهد.
اُسپینا-ای و همکاران (۲۰۱۰)، معادله چند جمله ای از نوع درجه دو را به منظور مدلسازی SFC20، به صورت تابعی از دو متغیر مستقل دما و اسید استئاریک ارائه کردند. مدلهای درجه دو ممکن است منحنیهای SFC که به صورت سیگموئیدی هستند را به درستی شرح ندهند. همچنین فرمانی (۱۳۹۳) مدل گمپرتز دو متغیره به منظور مدل کردن SFC به صورت تابعی از هر دو متغیر دما و محتوای چربی اشباع ارائه کردند. مدل پیشنهادی وی و داده های آزمایشی با R2 برابر با ۹۸/۰ و میانگین خطای مطلق %۰۰/۱ برازش شد.
شکل ۴-۹: نمودار سه بعدی SFC آزمایشی (نمودار پراکنش) و پیش بینی شده (خطوط) مخلوطهای دوتایی FHPO و SBO که به روش آنزیمی اینتراستریفیه شده اند.
۴-۲-۲-۳-۱٫ اعتبار سنجی مدل دو متغیره SFCf(T,SFA)
در بررسی صحت یک مدل ریاضی باید داده های آزمایشی دیگری غیر از داده های آزمایشی که در ساخت مدل به کار گرفته شده، استفاده گردد. داده های آزمایشی با مقادیر محاسبه شده از مدلها مقایسه میشوند تا از کارایی مدل مورد نظر اطمینان حاصل گردد. در تأیید کاربرد مدل گمپرتز دو متغیره (معادله (۴-۹))، SFC مخلوطهای سه تایی و دوتایی ساخته شده از جزء پالم اولئین و یا سویای کاملاً هیدروژنه استفاده شد و نیکویی برازش آنها ارزیابی شد.
ارزیابی صحت مدل دو متغیره برای مخلوط سه تایی پالم اولئین، روغن کلزا و آفتابگردان که به طریق آنزیمی اینتراستریفیه شده بود (فرمانی و همکاران، ۲۰۰۶)، نشان داد مدل قادر است SFC مخلوط سه تایی حاوی جزء پالم اولئین که دارای مقدار بالایی از اسید پالمتیک است، با میانگین خطای مطلق %۲۲/۰ پیش بینی کند. ضریب همبستگی بالایی (۹۹/۰) بین مقادیر آزمایشی و پیش بینی شده بدست آمد. میانگین خطای مطلق بدست آمده برای مخلوط مورد نظر کمتر از میانگین خطای مطلق محاسبه شده برای مدل دو متغیره ارائه شده در این تحقیق است (%۴۲/۰). MAE کمتر و ضریب همبستگی بالاتر حاصل از ارزیابی صحت مدل دو متغیره برای مخلوط سه تایی مذکور، نشان دهنده دقت بالای مدل در پیش بینی متغیر وابسته (SFC) میباشد (شکل ۴-۱۰، a). علاوه بر مخلوط سه تایی ذکر شده، در مخلوط دوتایی اینتراستریفیه شده آنزیمی ساخته شده از پالم اولئین و روغن کانولا (فرمانی و همکاران، ۲۰۰۹) مقادیر آزمایشی با مقادیر پیش بینی شده نیز به خوبی برازش شد (شکل ۴-۱۰، b). مدل قادر به پیش بینی SFC مخلوط مذکور با میانگین خطای مطلق %۲۱/۰ و ضریب همبستگی (۹۹/۰) است. بطور کلی ارزیابی صحت معادله (۴-۹) برای مخلوطهای ساخته شده از پالم اولئین که به روش آنزیمی اینتراستریفیه شده بودند، نشان داد که توانایی مدل در پیش بینی منحنی SFC این مخلوطها بسیار بالا میباشد. قدرت بالای مدل در پیش بینی مقادیر SFC مخلوطهای سه تایی و دوتایی حاوی جزء پالم اولئین، ممکن است به دلیل تشابه ساختاری با مخلوط دوتایی پالم اولئین کاملاً هیدروژنه و روغن سویا که در ساخت مدل دو متغیره در این تحقیق استفاده شده است، باشد. در اعتبارسنجی مدل دو متغیره نهایی، به منظور بررسی تأثیر نوع واکنش در قدرت پیش بینی مدل SFCf(T,SFA)، از مخلوطهای دوتایی و سه تایی محتوای پالم اولئین که به طریق شیمیایی اینتراستریفیه شده بودند نیز استفاده شد. نتایج بررسی نشان داد میانگین خطای مطلق مدل SFCf(T,SFA) مربوط به مخلوط دوتایی ساخته شده از پالم اولئین و روغن کانولا (فرمانی و همکاران، ۲۰۰۹) و مخلوط سه تایی حاوی روغن پالم، روغن هسته پالم و آفتابگردان (نورلیدا و همکاران، ۲۰۰۲) به ترتیب %۱۰/۰ و %۳۰/۰ است (شکل ۴-۱۱، g، h). میانگین خطای مطلق کمتر بدست آمده برای مخلوطهای دوتایی و سه تایی حاوی پالم اولئین، اینتراستریفیه شده به روش شیمیایی، نشان دهنده دقت بالای مدل در پیش بینی مقادیر SFC در این محصولات میباشد. علاوه بر بررسیهای صحت مدل برای مخلوطهای حاوی جزء پالم اولئین، اعتبارسنجی معادله (۴-۹) برای مخلوطهای محتوی سویای کاملاً هیدروژنه، از جمله مخلوط دوتایی سویای کاملاً هیدروژنه و روغن کانولا و مخلوط سه تایی سویای کاملاً هیدروژنه، آفتابگردان و روغن کلزا، که در ساخت آنها از هر دو روش شیمیایی و آنزیمی استفاده شده بود، مورد ارزیابی قرار گرفت (فرمانی و همکاران، ۲۰۰۷). ضریب همبستگی و میانگین خطای مطلق مدل برای مخلوط دوتایی سویای کاملاً هیدروژنه و روغن کانولا، اینتراستریفیه شده به روش آنزیمی، به ترتیب برابر با ۹۹/۰ و %۷۶/۰ بودند (شکل ۴-۱۰، d). MAE مدل دو متغیره برای نوع شیمیایی مخلوط برابر با %۵۱/۰ میباشد (شکل ۴-۱۰، e). همچنین MAE مدل توصیفی برای مخلوط سه تایی سویای کاملاً هیدروژنه، آفتابگردان و روغن کلزا، اینتراستریفیه با روشهای آنزیمی یا شیمیایی، به ترتیب برابر با %۶۰/۰ و %۵۲/۰ بودند. (شکل ۴-۱۱، c، f). ضریب تعیین بالا و میانگین خطای مطلق کمتر مخلوطهای دوتایی و سه تایی حاوی جزء پالم اولئین و یا سویای کاملاً هیدروژنه، اینتراستریفیه با هر دو روش آنزیمی یا شیمیایی نشان داد مدل SFCf(T,SFA) توانایی بالایی در پیش بینی SFC تمامی مخلوطهای مذکور دارد.
شکل ۴-۱۰: اعتبارسنجی مدل SFCf(T,SFA): نشانگرها و خطوط به ترتیب SFC آزمایشی و پیش بینی شده مخلوطهای اینتراستریفیه شده آنزیمی a: سه تایی پالم اولئین/کلزا/آفتابگردان، b: دوتایی پالم اولئین/کانولا، c: سه تایی سویای کاملاً هیدروژنه/ کلزا/آفتابگردان، d: دوتایی کانولا/سویای کاملاً هیدروژنه را نشان میدهد (فرمانی و همکاران، ۲۰۰۶، فرمانی و همکاران، ۲۰۰۷ و فرمانی و همکاران، ۲۰۰۹).
شکل ۴-۱۱: اعتبارسنجی مدل SFCf(T,SFA): نشانگرها و خطوط به ترتیب SFC آزمایشی و پیش بینی شده مخلوطهای اینتراستریفیه شده شیمیایی e: دو تایی کانولا/سویای کاملاً هیدروژنه، f: سه تایی سویای کاملاً هیدروژنه/ کلزا/آفتابگردان، g: دوتایی پالم اولئین/کانولا، h: سه تایی پالم/آفتابگردان/هسته پالم را نشان میدهد (فرمانی و همکاران، ۲۰۰۶، فرمانی و همکاران، ۲۰۰۷ و نورلیدا و همکاران، ۲۰۰۲).
۴-۲-۲-۴٫ مدل سازی SMP به صورت تابعی از ساختار اسید چرب
تغییرات ساختار تری آسیل گلیسرولی بر اثر فرایند اینتراستریفیکاسیون، تغییرات نقطه ذوب را موجب می شود (ریبیرو و همکاران، a2009). با توجه به اینکه اینتراستریفیکاسیون جداگانه دو چربی مختلف با داشتن ساختار TAG مختلف، اما ساختار اسید چرب یکسان به ساختار TAG مشابه و در نتیجه به خصوصیات فیزیکی مشابهی منتهی می شود (فرمانی، ۱۳۹۳)، بنابراین بررسی روابط ریاضی بین اسیدهای چرب سازنده تری آسیل گلیسرول در مخلوطهای اینتراستریفیه و نقطه ذوب آنها، منطقی و کاربردی به نظر میرسد. همانطور که در جدول (۴-۴) نشان داده شده است در سطح معنی داری کمتر از %۰۱/۰ ارتباط مثبت و قوی بین اسیدهای چرب اشباع نظیر پالمتیک و استئاریک اسید (۹۳/۰r>) و ارتباط منفی و قوی بین اسیدهای چرب غیر اشباع نظیر اولئیک، لینولئیک و لینولنیک اسید وجود دارد. (۹۵/۰r>).
در تحقیق حاضر، علاوه بر تعیین مقدار SMP از طریق محاسبه نقطه عطف منحنیهای SFCf(T) که قبلاً بطور کامل شرح داده شده است، از دیگر مدلهای رگرسیونی جهت پیش بینی مقادیر نقطه ذوب لغزشی مخلوطهای دوتایی FHPO و SBO، اینتراستریفیه به روش آنزیمی، استفاده شده است. در تعیین بهترین مدل پیش بینی کننده SMP مخلوطهای اینتراستریفیه شده FHPO و SBO به صورت تابعی از اسیدهای چرب، همانطور که در مدل سازی SFC نیز ذکر شد، از رگرسیون خطی چندگانه جهت بررسی تأثیر همزمان اسیدهای چرب سازنده مخلوطها بر روی متغیر پاسخ استفاده شد. مدلهای رگرسیونی خطی چندگانه به صورت تابعی از اسیدهای چرب سازنده مخلوطهای اینتراستریفیه و یا کل اسیدهای چرب اشباع و کل اسیدهای چرب غیر اشباع ارائه و نیکوئی آنها مورد بررسی قرار گرفت (جدول (۴-۱۱)). به منظور گزینش بهترین مدل با کمترین خطا، علاوه بر مدلهای رگرسیونی خطی چندگانه، انواع مدلهای سیگموئیدی به صورت تابعی از SFA نیز ارائه و نیکوئی برازش آنها ارزیابی شدند (جدول (۴-۱۱)).
شکل (۴-۱۲) منحنی SMP را به صورت تابعی از SFA نشان میدهد که همانند منحنی SFCf(SFA) سیگموئیدی بوده و از مجانب پائین شروع و سرانجام به مجانب بالا میرسد. بنابراین منحنی SMPf(SFA) چربیهای اینتراستریفیه دوتایی FHPO و SBO می تواند با بهره گرفتن از انواع توابع سیگموئیدی مدل شود (جدول (۴-۱۱)).
در زمینه مطالعات مربوط به مدل سازی نقطه ذوب چربیها، فرمانی و همکاران (۲۰۰۷) تابع خطیای با ۹۹/۰<R2 به منظور تعیین رابطه بین میزان کل اسیدهای چرب اشباع و نقطه ذوب لغزشی مخلوطهای سه تایی[۲۱۵] سویای کاملاً هیدروژنه[۲۱۶]، روغن کلزا[۲۱۷] و آفتابگردان که به طریق آنزیمی اینتراستریفیه شده بود را گزارش کردند. فاسینا و همکاران (۲۰۰۸) با بهره گرفتن از داده های بدست آمده از اندازه گیری خصوصیات ذوبی و آنتالپی ذوب[۲۱۸] ۱۲ روغن گیاهی توسط دستگاه گرماسنجی پویشی افتراقی، به رابطه خطی بین ویژگیهای ذوبی (شروع دمای ذوب، نقطه اوج دمای ذوب و آنتالپی ذوب) و اسیدهای چرب تک غیراشباعی و چند غیراشباعی با ۹۱/۰= R2 دست یافتند. نتایج حاصل از تحقیقات آنها برخلاف نتایج بدست آمده از تحقیق حاضر، ارتباط ضعیفی را بین خصوصیات ذوبی و اسیدهای چرب اشباع (۲۷/۰= R2) گزارش کرد.
جدول ۴-۱۱: بررسی مدلهای رگرسیونی در تعیین مناسب ترین مدل SMP مخلوطهای اینتراستریفیه شده FHPO و SBO به صورت تابعی از ساختار اسید چرب
مدلهای پیشنهادی
شاخص های نیکوئی برازش مدلها
r
R2
SE
نمودار (۴-۱). نمودار فراوانی نمادها ۱۴۰
چکیده
ادبیات، از دیرباز به عنوان وسیلهای برای بیان احساسات، ادراکات و نظریههای فردی و جمعی مورد استفاده قرار میگرفته است. شاعران و نویسندگان از ادبیات و شعر برای بیان مضامین فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و … استفاده کرده و از این طریق ذهن مخاطب را با افکار و اندیشههای خویش آشنا میسازند. یکی از شاخههای ادبیات، ادبیات دفاع مقدس است که در سالهای جنگ تحمیلی در ایران جلوه بیشتری پیدا نمود و شاعران به سرودن اشعاری با مضامین شهادتطلبی، میهنپرستی، ایثار و … پرداختند. برخی شاعران گیلان، که در حیطهی ادبیات دفاع مقدس به فعالیت پرداختند، در آثار خود از یک سری نمادهای بومی و محلی که مخصوص این خطّه (گیلان) میباشد، به عنوان نمادهایی برای مبارزه، شهادت، شهیدان، وطن و … استفاده کردند. در این پژوهش بر آنیم تا آثاری از «بهمن صالحی»، «غلامرضا رحمدل» و «عبدالرضا رضایینیا»، سه شاعر گیلانی دفاع مقدس را که در سرودههای خود از نمادهای بومی و محلی استفاده کردهاند، را مورد تحلیل و بررسی قرار داده و هدف شاعر از بهکار گیری این نمادها را به دست آوریم. در این پایان نامه به این نتیجهرسیدیم که نمادهایی مشترک شاعران چون «میرزا»، «جنگل»، «رنگ سبز» و … به عنوان نمادهایی بومی و محلی در اشعار این شاعران به چشم میخورد که واژه «میرزا» و «جنگلی»، بیشترین بسامد را در بین سایر نمادها برخوردار است.
کلیدواژهها: نماد، ادبیات بومی، ادبیات دفاع مقدس، گیلان.
فصل اول
کلیات تحقیق
۱ کلیات تحقیق
۱-۱مقدمه
نماد، یکی از قسمتهای مهم در ادبیات محسوب میشود که شاعران از اشخاص، اشیاء، لغات و … به عنوان شاخصی برای بیان مطلب یا موضوعی استفاده میکنند، به طوری که خواننده با مواجه شدن با نماد، از ظاهر کلمات به مفهومی که ماورای آن است دست مییابد.
نمادها، دارای انواع مختلفی هستند، مانند نمادهای اسطورهای که مربوط به یک ملت و قوم هستند، در ایران رستم، سهراب، سیاوش، ققنوس، هما و … هر یک نمادی از شجاعت، مظلومیت، پاکی، سعادت، بلندی و … میباشند. نمادهای استعاری، مانند روباه که نماد انسانهای حیلهگر و شیر که نماد انسانهای شجاع است. نمادهای دینی و مذهبی، مانند صلیب که نماد مسیحیت، و اذان که نماد اسلام است. یکی از نمادهای مطرح شده در ادبیات، نمادهای بومی هستند که مربوط به یک خطّه یا یک اقلیم هستند، نمادهایی چون برنج در گیلان، لباسهای بومی هر منطقه و … از این جملهاند. در این پژوهش در پی آنیم تا نمادهای بومی را در اشعار دفاع مقدس شاعران «بهمن صالحی»، «غلامرضا رحمدل» و «عبدالرضا رضایینیا»، به دست آوریم و به این نتیجه برسیم که شاعران برای بیان مفهومی که در ذهن دارند از چه نمادهای بومی مربوط به منطقه گیلان استفاده نمودهاند.
این پایان نامه در پنج فصل، تهیه و تنظیم شده است. فصل اول به کلیات تحقیق اختصاص یافته و در آن مضامینی چون بیان مسأله، سوالات و فرضیهها، اهمیت و ضرورت تحقیق، و … ذکر شده است.
فصل دوم به بنیاد نظری اختصاص دارد و در آن مفاهیمی چون، ادبیات، ادبیات پایداری، ادبیات دفاع مقدس، نماد، انواع آن و … و در فصل سوم به معرفی شاعران و کتابهای بررسی شده در این پایان نامه قید گردیده است. فصل چهارم به تحلیل اشعار و ارائه شواهدی از کتابها در مورد نمادهای بومی اختصاص یافته است. در این فصل، کتابها به ترتیب بررسی شده و در هر کتاب، به اختصار نمادهای بومی استخراج و شاهد مثالها، ذکر گردیدهاند.
روش ارجاع در این قسمت، به صورت (نام نویسنده کتاب، سال چاپ: شماره صفحه) میباشد. در فصل پنجم، به بیان نتیجه و ارائه پیشنهاد پرداختهام.
۱-۲بیان مسأله
شعر دفاع مقدس به خاطر دو ویژگی معناگرایی و تصویرگرایی نمادها، به آن توجهی خاصی شده است و همین دو ویژگی مبهم و ادبی باعث شد تا نمادها در سازوکار شعر دفاع مقدس به شکل کارآمد مورد توجه قرار گیرند. در این میان شاعران گیلانی دفاع مقدس نیز با به کارگیری نمادهای بومی، تداعیهای پر رمز و راز را در حوزه های تمثیلی با زمینههای فرهنگی، آیینی و تاریخی ایجاد نمودند که بسیار قابل توجه است. حوزهی نمادین شعر دفاع مقدس، آنگاه که عناصر نمادین خود را از محیط پیرامون وام می گیرد به گسترش و تقویت هویت و معرفت می پردازد و کلام را از سطحی تک بُعدی و نازل به سطحی عالی ارتقا میدهد. در این میان استفاده از نمادهای آیینی تاریخی- بومی ضمن زاویه گیری مفهومی خاص، فرهنگ بومی را با ملّیت و دین پیوند می زند و به آن غنای بیشتری می بخشد. مطالعه مجموعه اشعار شاعران دفاع مقدس گیلان نکات ویژه ای را در تصاویر و زبان این قسم شعر نشان می دهند که احتمالا ناشی از رنگ و حس نمادهای بومی کاربردهی این شاعران است:
«میرزا
سر بریده اش را برداشته بود.
با انبوه گیسوانش پریشان
- جنگلی
هو هو زنان در باد-
رستاخیز شورانگیز شهیدان؛
جمال جلیل جنگیان بر اسب هاشان در باران …» (رضایی نیا، ۱۳۹۱: ۹).
یا «توفنده و غرنده، غرنده و توفنده
با خشم «خزر» پویا/ با درد «ارس» زنده
می آمد و
می آمد و
می آمد و
می آمد
ملحق به مسیر او
پس نهر پرآکنده …» (صالحی، ۱۳۶۷: ۱۴۰).
یا: «ای چشمه های روشن پرواز
بر قلههای معراج
بر بیکران سرخ شگفتن
ای رویش بلند صداهاتان
بر تافته ز جنگل گیلان
ایمانتان صلابت البرز
جنگل، حدیث عشق را تفسیر می کند» (رحمدل، ۱۳۷۲: ۱۵).
این نمادهای بومی در کنار نمادهای دینی، عرفانی و تاریخی اشعارشان را به شیوهای شعر دفاع مقدس بر دو ارزش تکیه دارد: نخست دفاعی بودن و دیگر مقدس بودن آن است که این دو ارزش آن را از شعر جنگ و شعر مقاومت متمایز میکند.
۱-۳ سوالات تحقیق
-
- زمینه پیدایش نماد و از جمله نمادهای بومی در شعر دفاع مقدس چیست؟
-
- نمادهای شعر دفاع مقدس شاعران گیلانی بیشتر در کدام قلمرو معانی مشاهده می شوند؟
-
- کدام ضرورت باعث استفادهی شاعران از نمادها می شود؟
۱-۴ اهمیت و ضرورت تحقیق
با توجه به موضوع پایان نامه که به اشعار شاعران گیلان در حوزه ی نمادهای بومی میپردازد، تحقیق قابل توجهی صورت یافته است و این تحقیق میتواند آغازی برای این راه باشد.
۱-۵ پیشینهی تحقیق
فرضیههای تحقیق
فرضیه اصلی:
بین استراتژی تقسیم سود و کارایی شرکتهای قلمرو تحقیق رابطه وجود دارد
فرضیات فرعی:
۱٫بین بازده دارایی و استراتژی تقسیم سود رابطه وجود دارد
۲٫بین بازده سهام و استراتژی تقسیم سود رابطه وجود دارد
۳٫بین نسبت کیو توبین و استراتژی تقسیم سود رابطه وجود دارد
۴٫بین کارایی تحلیل پوششی داده ها و استراتژی تقسیم سود رابطه وجود دارد
قلمرو تحقیق
قلمرو زمانی
محدوده زمانی تحقیق، اطلاعات مالی مربوط به سالهای مالی ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ شرکتهای خودروسازی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
قلمرو موضوعی
محدوده موضوعی تحقیق در زمینه حسابداری و حیطه کارایی مالی می باشد که به بررسی رابطه بین استراتژی تقسیم سود و کارایی مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد.
قلمرو مکانی
قلمرو مکانی تحقیق شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد.
تعریف متغیرهای تحقیق
متغیرهای مستقل:
متغیرهای تحقیق حاضر در دو گروه مستقل و وابسته به قرار زیر می باشند.
متغیر مستقل: نسبت های استراتژی تقسیم سود
سیاست تقسیم و استراتژی های طراحی آن از جمله وظایف مدیریت مالی است که تاثیر قابل ملاحظه ای بر ساختار سرمایه شرکت و قیمت گذاری سهام آن دارد . تبیین نظری مبانی مرتبط با بحث، از موضوعات مورد نظر این مجموعه است که در تحقق اهداف استراتژیک مالی شرکت سودمند است
متغیر وابسته:کارایی مالی
کارآیی عبارت است ازنسبت بازده واقعی بدست آمده به بازدهی استاندارد و تعیین شده(مورد انتظار) یا نسبت مقدار کاری که انجام میشود به مقدار کاری که باید انجام شود. (مهام و دیگران، ۱۳۸۷)
از جمله مقیاسهایی که برای تعریف و ارزیابی بهرهوری ارائه شدهاند، مقیاسهای کارآیی هستند. مقیاسهای کارآیی، نهادهها یا منابع یک سازمان را با کالاها و خدمات نهایی که تولید میشوند، مقایسه میکنند. کارآیی به نسبت کمیت خدمات و تولیدات ارائه شده به هزینه مالی یا نیروی کار که برای ارائه آنها لازم است اشاره دارد. با این حال این مقیاس و شیوه اندازهگیری بهرهوری، میزان رضایت مشتری یا میزان دسترسی به هدف مطلوب را اندازه نمیگیرد. برای مثال مقیاسهای کارآیی نسبت تعداد افراد درمانشده را به نفر ساعت کار پزشکان نشان میدهد؛ حال آنکه مقیاسهای اثربخشی طوری طراحی شدهاند که نشان دهند؛ از کل بیماران تحت درمان چه تعداد در معالجه موفق بودهاند.
نخستین سابقه و مدارک مربوط به کارسنجی به سال ۱۷۶۰ م، بر میگردد؛ زمانی که یک فرانسوی به نام ژان برونه بررسیهایی در مورد عملیات انجام شده در ساخت سنجاق برای اصلاح فعل و انفعالات آن انجام میداد. حتی صد سال قبل از مدیریت علمی نیز صاحبان صنایع فرانسه و انگلیس برای تعیین استانداردهای عملکرد(کارآیی) و اصلاح فعل و انفعالات، از نوعی اندازهگیری کار استفاده میکردند. با شروع دوره نهضت مدیریت علمی در اوایل سالهای ۱۹۰۰ م، فردریک وینسل، تیلور، فرانک و لیلیان گیلبریث، به منظور افزایش کارآیی کارگران درباره تقسیم کار، بهبود شرایط کار و تعیین زمان استاندارد کار(سنجش کارآیی)، مطالعاتی را انجام دادند(مهام و دیگران، ۱۳۸۷)
متغیرهای تعیین کننده کارایی مالی عبارتند از:
الف)ستانده ها:
۱٫هزینه های سالانه
۲٫میزان حقوق پرداختی
۳٫میزان مالیات پرداختی
۴٫سایرپرداخت های سالانه
۵٫بازده سرمایه
ب)داده ها
۱٫میزان فروش
۲٫وام ها و تسیلات دریافتی
۳٫مقدار سهام فروخته شده
۴٫میزان سود سهام
۵٫حقوق صاحبان سهام
ومتغیرهای تعیین کننده استراتژی تقسیم سود عبارتند از:
۱٫سود هر سهم
۲٫نسبت قیمت به درآمد
۳٫نسبت پرداخت سودسهام
۴٫نسبت قیمت به ارزش دفتری
ساختار پایاننامه
این تحقیق در پنج فصل ارائه شده است.