بین ایمن و امنی جناس اشتقاق و یا زاید وجود دارد.
معنی بیت: از این خامان و ناپختگان زیاد سیرت لحظهای ایمن نیستم، ای خداوند منزه ترا به عزتت سوگند می دهم که مرا از شر این شعرای مخالف زیاد سیرت، درامان بدار.
۷۱)چون فیض رحمت تو کم نیست پس چه عجب گر مستجاب شود در حضرت تو دعا
چه عجب: تعجبی ندارد (استفهام انکاری)
معنی بیت: خدایا وقتی که در مقابل رحمت و لطف فراوان تو کمی و کاستی معنا ندارد و الطاف تو پیوسته شامل حال من می شود، پس اگر این دعای من در درگاه تو مقبول شود جای شگفتی نیست.
منابع قصیده ۳
۱-انصاری، قاسم، مبانی عرفان و تصوف، دانشگاه پیام نور، چاپ اول، ۱۳۷۱، ص، ۳۳۹.
۲-همان.
۳-همان، ص ۳۶.
۴-همان، ص ۳۴.
۵-خرمشاهی، بهاءالدین، حافظ نامه (بخش اول)، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۷۵، ص ۱۲۱.
۶-زنجانی، برات، احوال و اثار و شرح مخزنالاسرار نظامی گنجوی، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۸، ص ۱۸۶.
۷-شمیسا، سیروس، فرهنگ اشارات، جلد اول، انتشارات اساطیر، چاپ اول، ۱۳۷۷، ص ۸۳ .
وزن قصیده:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
بحر:
مجتث: مثمن مخبون محذوف
این قصیده مجیر در زهد و پارسایی و در جواب این دو قصیده استادش خرد (خاقانی) است:
عروس عافیت آنگه قبول کرد مرا که عمر بیش بها دادمش به شیربها
سریر فقر ترا سر کشد به تاج رضا تو سر به جیب هوس در کشیده اینت خطا
که به قول مرحوم استاد فروزانفر،«ابیات و قصائدی که موضوع آنها زهد و موعظه و در جواب قصائد استاد است از جهت مضامین و قصایدش از جهت لفظ و معنی سست و بینمک و اکثراً بر ضعف تعلیل و سوء تعبیر مشتمل میباشد و با این همه، اساس و بسیاری از مضامین و قصایدش منتحل است و در اشعار خاقانی توان دید…».
۱)ز دار ملک جهان روی در کشید وفا چنانکه زو نرسد هیچ گونه بوی به ما
دار ملک: پایتخت، مرکز، فرمانروایی
روی در کشیدن: رخت بر بستن، کوچیدن
معنی بیت: وفا چنان از دنیا رخت بر بسته است که حتی بوئی از وفاداری به مشام ما نمیرسد.
۲)دو چیز هست که در آفتاب گردش نیست وفای عهد درین عهد و سایه عنقا
عنقا: مرغ افسانهای شبیه ققنس که در اساطیر فارسی و عربی رمز چیزهای دست نیافتنی است. در ترجمههایی که از اساطیر ایرانی به عربی شده است همه جا سیمرغ به عنقا ترجمه شده است. تصور عرب جاهلی از عنقا با سیمرغ با نظر ایرانیان بعضی تشابهاتی داشته است و به همین دلیل در ادبیات فارسی عصر اسلامی سیمرغ و عنقا غالباً به هم آمیخته شده است. مرغی که شکار کس نمیشود و آشیانه بر جائی بلند و دور از دسترس دارد.
عنقا، رمز عزلت و گوشهگیری نیز هم هست:
شد شمس تبریزی مگر چون باز آید از سفر
یک چند بود اندر بشر شد همچو عنقابی نشان (۱)
وقتی خود عنقا نیست به تبع اولی سایهاش نیز نخواهد بود بنابراین سایه عنقا مطلق نیستی و نبودن است و مجیر نبودن وفا را در جهان به سایه عنقا همانند کرده.
بین هست و نیست تضاد وجود دارد.
عهد با عهد جناس تام دارد.
معنی بیت: دو چیز است که در گردش فلک اثر و نشانی از آن وجود ندارد یکی وفا داری به عهد و پیمان در این دوره و روزگار و دیگری سایه عنقا.
۳)به هیچ گوش نوایی ز خوشدلی نرسد که شد ز ساز بیک بار ارغنون وفا
ارغنون: در اصطلاح موسیقی سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی. یونانیها به آن ارگانون Organon میگویند و برخی عقیده دارند که این ساز از یونان به ایران آمده است.(۲) ارغنون از اصل یونانی به «معنی لوله و نای» سازی بوده است از لولههایی به طول مختلف که با دمیدن در آنها تولید صوت میشده است. در یونان قدیم لولهها هفت بوده ولی در ایران به دوازده رسیده است این ساز را مزامیر نیز نامیده اند….(۳)
نشسته زهره بربط زن ارغنون در چنگ ز عندلیب سبق برده در خوش الحانی(۴)
افزون بر این، ارغنون سازی آئینی و نمادین است که سازنده آن را افلاطون دانسته اند و به همین جهت هم مولانا نوای انا الیه راجعون را از ارغنون شنود.
پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم کانّا الیه راجعون
به یک معنی آن را سرود و آواز دسته جمعی همان «کر» نیز میگفته اند. …….
از ساز شدن: کنایه از «از کوک افتادن» از هنجار عادی بسر شدن و نهایتاً ساز بی قانون زدن و ساکت و خاموش شدن.
بین گوش و نوا و ساز و ارغنون مراعاتالنظیر است.
معنی بیت: هیچ گوشی نوائی از خوشدلی نمیشنود زیرا که ساز وفاداری برای همیشه از قاعده و هنجار بدر افتاده و خاموش گشته است.
۴)زچارخانه عنصر نواله خوش مطلب مگو چرا که درو چاشنی نداد آبا
چارخانه عنصر: کنایه از دنیا
نواله: واژه فارسی است به معنی لقمه، توشه و آذوقه و روزی
ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت که بی ملالت صد غصّه یک نواله برآید (۵)
آبا: جمع اب در اینجا مقصود آباء علوی است و این نامی است که به هفت اختر داده شده و از این رهگذر دلبستگی آسمان و زمین را خواسته اند بیان کنند. (برای توضیح بیشتر به تعلیقات دیوان مجیر- صص ۴۵۹-۴۵۸ رجوع شود.)
به من نامشفقند آباء علوی چو عیسی زان ابا کردم زآبا (۶)
بین عنصر و آبا تناسب است که آباء علوی و امهات اربعه و موالید ثلاثه را به ذهن تداعی میکند.
معنی بیت: از این دنیا و جایگاه عناصر خواهان لقمه چرب و دلپذیر مباش و نگو که چرا آباء علوی در این دنیا چاشنی و مزه ای قرار نداده است.
۵)بدانکه تا نرسد مژده مراد به کس نشسته اند به عزلت مسافران صبا