(فردوسی،۱۳۸۷: ۲۹۲)
وقتی سودابه، سیاوش را به شبستان دعوت می کند، با خردمندی گرفتار حیلهی او نمی شودو میگوید:
بـــدو گفـــت مــــرد شبســـتان نـــیم مجــویم کــه بــا بــند و دســتان نــیم
(همان:۲۹۲)
امّا سودابه به این راحتّی مأیوس نمیشود و با مکر و ترفند، شاه را قانع میکند که، خواهران سیاوش برای دیدن او بی قرارند وگریه وزاری آنان را برای دیدن برادرشان سیاوش بهانه میکند میگوید:
فــرستــش بـه ســوی شبستان خـــویش بَــرِ خــواهــران و فغستــان خــویـش
(همان:۲۹۲)
وکاوس به سیاوش می گوید:
سپهبــد، سیــاوش را خـوانـــد و گفـت: کــه خــونِ رگ و مِهــر، نتــوان نهفت
پــس پــردهی مــن تـو را خــواهر است چــوســودابه،خـود مهـربان مـادر است
تــو را پــاک یــزدان چنــان آفـــریــــد کــه مهـر آورد، بــر تـو هـرکِت بـدیـد
(همان:۲۹۲)
سیاوش وقتی این گفتار شاه راشنید،خیره به او نگاه کرد،با خود میاندیشد تا گمان بد را ازدل بیرون کند وفکر میکند پدرش اورا میآزماید.در همین جا خردورزی سیاوش آشکار میگردد:
سیـــاوش چـــو بشنیــد گفتــار شـتــاه همــی کــرد خیـــره بــدو در نگــــاه
زمـانــی همــی بــا دل انـدیشــه کـــرد بکـوشیـد تــا دل بشــویــد ز گـــــرد
گمانــی چنـــان بـــرد کــــو را پــــدر پــژوهـد همـی تــا چــه دارد بــه سـر
(فردوسی،۱۳۸۷: ۲۹۲)
سیاوش میداند که پدرش بسیار آگاه وهوشیارونیز بدگمان است. به این خاطر به پدر میگوید:
مــــرا مـــوبــدان سـاز ســوی بخـردان بـــزرگـــان و کــــارآزمـــــوده ردان
دگــــرنــــیزه وگـــرز و تیــر و کمــان کـــه چـــون پیچـم اندر صف بـدگمان
دگـــرگـــاه شـــاهـــان و آییـــن بـــار دگـــر بـــزم و رزم ومــی و میــگسـار
(فردوسی،۱۳۸۷: ۲۹۳)
امّا ناگزیر است که فرمان شاه را اجراکند؛ بدین خاطر بسیار ناراحت و پریشان به خود میپیچدو پاکی وعاقبتاندیشی را از همین آغاز،درپیش میگیرد:
کـــه گــر مـــن شـوم در شبستــان اوی ز ســودابــه یــابــم بســی گفتــگوی
(همان:۲۹۲)
سیاوش دوست ندارد به شبستان برود امّا دربرابر فرمان شاه باید مطیع بود. وی پس ازاندیشه و تدبیر و درنگ در این امر و نتایج و پیامدهای رفتن به شبستان و هم سخن شدن با سودابه نیرنگباز، پاسخ پدر را اینگونه میدهد:
چـــه آمـــوزم انـــدر شبستـــان شـــاه بـــه دانــش زنــان کـــی نمـاینـد راه
گــرایــدونـک فـــرمـان شــاه ایـن بـود ورا پیـــش مـــن رفتــن آییــن بــود
(همان:۲۹۳)
سیاوش وقتی به دستور پدر به شبستان میرود، سودابه که اندیشه ناروای خود را در پس چهرهی مادری مهربان پنهان کرده است، نخستین کام خود را از راه شهوت برمیگیرد و سیاوش خردمند از همین جا داستان را تا آخرش میخواند و حساب کار را میکند. (ر.ک.،اسلامیندوشن: ۱۶۲)و(ر.ک.،فولادی،۱۳۷۹: ۱۲۹)
همــی چشــم و رویـش ببـوسیــد دیــر نیــامــد ز دیـــدار آن شـــاه سیـــر
سیــاوش بــدانست کــان مهــر چیـست چنــان دوستــی نــز ره ایـــزدیست
بــه نــزدیــک خــواهـر خــرامیــد زود کــه آن جـایگــه کـــار نــاســاز بـود
(همان:۲۹۴)
سیاوش چون کار را در آن جایگاه ناساز یافت، زود به نزد خواهرانش خرامید تا مبادا آبروی خود و پدرش بریزد، این امر، ژرفاندیشی وخردمندی سیاوش را میرساند. فولادی نیز داستان را این گونه گزارش میکند: «بار دوم که سیاوش به اجبار به شبستان میرود، سودابه ای که مهری به ظاهر مادری، امّا «نَز ره ایزدی» با سیاوش دارد، حرف دل خود را با نیرنگ تمام به سیاوش میگوید و کام گناه آلود دیگری از سیاوش برمیگیرد؛ ولی سیاوشِ پاک و پرشرم از این کار «رخانش از شرم چون خون میشود» و از «کیهانخدیو» یاری میجوید که او را از شرّ سودابهی بیشرم دور دارد».(فولادی،۱۳۷۹: ۱۳۰)
سعیدحمیدیان درخصوص پاکی اندیشه وخردمندی سیاوش در مواجهه با این اتّفاق میگوید:«هنگامیکه سودابه اورا در برمیگیرد وجامه چاک میدهدواز اوکام میطلبد وی که خیانت به پدر را روا نمیداند همچنان ازخدعهگری سودابه وتسلیم کاوس دربرابر اوآگاه است، ولی راه نرمی و مدارا بر میگزیند؛ در حالیکه همان وقت میتوانست نزد کاوس رود و با مطلع کردنش از قضایا دست پیش رابگیرد.به زن
میگوید، بیامیخت با جان تو مهرمن و :
تـــو ایـن راز مگشـای و بـا کـس مگـوی مــرا جــز نهفتــن همـــان نیسـت روی
(فردوسی،۱۳۸۷ :۲۹۸)
امّا زیرکانه به او یادآور میشود:
ســــر بـــانــوانـی و هــــم مهتــــری مـــن ایــدون گمـانـم کــه تــو مـادری
(فردوسی،۱۳۸۷ :۲۹۸)
بدین سان باسخنی دوپهلو هم میگوید تو برای من حکم مادر را داری وهم بدین وسیله مادربودن سودابه را که منافی با این گونه هوسهای ممنوع است به اویادآور میشود.»(حمیدیان،۱۳۸۷: ۲۸۶)
پس سیاوش به سودابه وعده میدهد که اگردخترش بزرگ شد، اورا به زنی بگیرد، آنگاه از او میخواهد که این راز درمیان آن دو بماند وهدف او از این همه کوتاه آمدن دربرابر این عجوزهی بیحیا این بود که کاوس خود در پایان کار متوجه شود واو از شبستان بیرون میرود وچیزی به پدر نمیگوید. امّا سودابه سیاوش را رها نکرد، وحتّی کار تا جایی پیش رفت که اورا تهدید کرد. (ر.ک.،اسلامیندوشن:۱۳۸۷: ۱۶۳ و ۱۶۲)
وگــر ســـر بپیچـــی ز فـــرمــان مــن نیــایــد دلـت ســـوی درمـــان مــــن
کنــم بــرتـــو مــن پــادشـاهــی تبــاه شـــود تیــره بـرچشم تــو هــور و مـاه
جدول شماره(۲-۱۹): جمعبندی رویکرد تخصصیسازی و شناسایی منابع مطرودساز اجتماعی
۲-۱-۱-۲-۵-۳. رویکرد انحصاری[۱۳۴]
رویکرد انحصاری که در تقسیم بندی دامبروزیو و گرداین نیز تحت همین نام عنوان شده است(غفاری، تاج الدین: ۱۳۸۴)، برگرفته از نظریات مارکس، وبر و مارشال می باشد(سیلور: ۱۹۹۴). این رویکرد جامعه را ترکیبی از دو گروه «خودی»، آنهایی که منابع را در اختیار دارند، و «غیرخودی»، آنهایی که منابع را در اختیار ندارند، میبیند( غفاری، تاج الدین: ۱۳۸۴) و نظم اجتماعی را به شکلی قهری مینگرد که به واسطه مجموعه ای از روابط قدرت سلسه مراتبی تحمیل میگردد(سیلور: ۱۹۹۴). در این رویکرد طرد به عنوان نتیجه تشکیل انحصار گروهی و ناشی از اثر متقابل طبقه، پایگاه و قدرت سیاسی در نظر گرفته می شود و در خدمت منافع مشمولین است. انحصار اجتماعی هنگامی بدست می آید که سازمانها و امتیازات فرهنگی نه تنها مرزبندیهایی را ایجاد کنند که از ورود دیگران علی رغم خواستشان جلوگیری می کند، بلکه همچنین نابرابری را همیشگی و جاودانه میسازند. آنها درون موجودیتهای اجتماعی محدود، از انحصار منابع کمیاب بهرهمند میشوند. انحصار، حد و مرزی از منافع مشترک بین خودیهایی که در غیر این صورت نابرابر بودند، ایجاد می کند. بنابراین مطرودین همزمان بیگانه و تحت سلطهاند. مرزبندیهای ویژهای از طرد ممکن است درون یا بین دولت - ملتها، مکانهای جغرافیایی، شرکت ها و مؤسسات یا گروه های اجتماعی ترسیم گردد. همپوشانی یا انطباق تمایزات گروهی با نابرابری محور اصلی این رویکرد است. طبق این رویکرد، از طریق حقوق شهروندی، و گسترش عضویت برابر و مشارکت کامل بیگانگان(غیرخودیها) در اجتماع، میتوان با طرد مبارزه کرد(همان: ۱۹۹۴).
جمعبندی رویکرد انحصار و شناسایی منابع مطرودساز اجتماعی: در این رویکرد طرد به عنوان نتیجه تشکیل انحصار گروهی و ناشی از اثر متقابل طبقه، پایگاه، و قدرت سیاسی در نظر گرفته می شود و در خدمت منافع مشمولین است. انحصار اجتماعی هنگامی بدست می آید که سازمانها و امتیازات فرهنگی نه تنها مرزبندیهایی را ایجاد کنند که از ورود دیگران علی رغم خواستشان جلوگیری می کند، بلکه همچنین نابرابری را همیشگی و جاودانه میسازند.
جدول شماره(۲-۲۰): جمعبندی رویکرد انحصار و شناسایی منابع مطرودساز اجتماعی
منابع مطرودساز اجتماعی | ||||||
کنش و تأثیر متقابل طبقه، پایگاه و قدرت سیاسی | انحصار گروهی | جاودانه شدن نابرابری | طرد اجتماعی |
۲-۱-۱-۲-۵-۴. دیدگاه امیل دورکیم
مفهوم طرد اجتماعی به عنوان نتیجه گسیختگی در روابط اجتماعی و فقدان نهادهای ادغامگر، ریشه در نظریۀ اجتماعی دورکیم دارد. مسأله کانونی دورکیم در ابتدای قرن بیستم گذر از جامعه کشاورزی به جامعه صنعتی و بینظمیهای اجتماعی حاصل از آن بود. دورکیم برای تبیین آشفتگیها و نابسامانیهایی که در دوران وی پایه های اخلاقی و اجتماعی همبستگی در جامعه را تضعیف کرده بود، نظریه همبستگی خویش را ارئه کرد. وی در طرح آراء خود سخت متأثر از جنبش فکری جمهوری خواهی و سنت روشن اندیشی فرانسه بویژه آراء روسو در باب مفهوم اراده عمومی بود. طبق این مفهوم ، جامعه همان تجلی همبستگی اجتماعی است و این در تقابل با نظر فایده گرایان بود که جامعه را مبتنی بر نفی شخصی اقتصادی میدانستند و با نظر هابز نیز در تضاد بود که اساس جامعه را اطاعت شهروندان از فرمانروای سیاسی میدانست. دورکیم همچنین در بیان دیدگاه های خود مبنی بر وابستگی فرد به جامعه و نقش نهادهای اجتماعی در پیوند دادن فرد به جامعه از افکار اندیشمندان سنتپرست نظیر دوبونالد و دومیستر تأثیر پذیرفته بود(کوزر، ۱۳۷۹: ۲۱۴). بنابر نظر دورکیم در شرایط که وجدان جمعی در یکپارچه کردن اجتماع ناکارآمد گشته و پیوندهای اجتماعی بر پایه هنجارها و ارزشهای مشترک و همگانی رو به ضعف و سستی نهاده است، هیچ از گروه های خانوادگی، مذهبی و سیاسی(بویژه دولت) نمی توانند فرد را به درون جامعه ادغام نمایند. در جامعه جدید که وظایف خانواده روبه انحطاط میروند و نقش اقتصادی به مراتب محدودی دارد، خانواده نمیتواند واسطه میان فرد واجتماع باشد. دولت یا گروهه سیاسی نیز آن قدر مجرد، اقتدارآمیز و دور از فرد است که زمینه یکپارچه شدن فرد در اجتماع را نمیتواند فراهم کند. مذهب نیز نقش اجبار اجتماعی خویش را تا حدی از دست داده است و قادر به تعین تکالیف یا قواعدی نیست که انسان در زندگی غیردینی اش باید از آنها تبعیت کند (آرون، ۱۳۸۱: ۳۸۶ - ۳۸۷ به نقل از فیروزآبادی و صادقی،۱۳۹۲ :۱۰۹). امروزه نظریه کارکردگرایانه دورکیم طنین قدرتمندی در محافل دانشگاهی و بویژه سیاستگذاری یافته است، امری که لویتاس از آن با عنوان هژمونی نئودورکیمی (۲۰۰۵) یاد می کند. نظریه نوکارکردگرایی مبتنی بر فهم خاصی از «امر اجتماعی» به مثابه نوعی قلمرو چندنهادی است که از طریق روابط مستقل و به طور عینی معین دوام مییابد. در درون این چارچوب، طرد اجتماعی به مثابه نتیجه کژکارکرد در روابط درون نهادی تفسیر می شود؛ کژکارکردی که میتوان آن را بر اساس اصلاحات عینی و واقعی بسامان کرد(اوبرین وپنا، ۲۰۰۸ به نقل از همان: ۱۰۷-۱۱۰). بر این اساس است که در اتحادیه اروپا، طرد اجتماعی بر حسب ناکامی یکی یا بیش از یکی از چهار نظام بر حسب ناکامی یکی یا بیش از یکی از چهار نظام اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماع محلی تعریف شده و اصلاح محوری در اولویت قرار گرفته است(همان: ۱۱۰).
جمعبندی دیدگاه امیل دورکیم و شناسایی منابع مطرودساز اجتماعی: در شرایط که وجدان جمعی در یکپارچه کردن اجتماع ناکارآمد گشته و پیوندهای اجتماعی بر پایه هنجارها و ارزشهای مشترک و همگانی رو به ضعف و سستی نهاده است، هیچ از گروه های خانوادگی، مذهبی و سیاسی(بویژه دولت) نمی توانند فرد را به درون جامعه ادغام نمایند در واقع در درون این چارچوب، طرد اجتماعی به مثابه نتیجه کژکارکرد در روابط دروننهادی تفسیر می شود.
جدول شماره(۲-۲۱): جمعبندی دیدگاه امیل دورکیم و شناسایی منابع مطرودساز اجتماعی
منابع مطرودساز اجتماعی | ||||||
ضعف وجدان جمعی | ضعف پیوندهای اجتماعی | عدم ادغام فرد به |
۹/۹
۱۰
۸/۱۱
۶۸/۸
۳/۹
۸/۹
مأخذ: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قم، ۱۳۸۷
همانطور که در جداول بالا مشاهده می کنید آمار گردشگران خارجی وارد شده در سال ۸۰ حدود ۵/۴ درصد بوده که در سال ۸۷ به ۷/۵ درصد افزایش یافته اما تعداد گردشگران خارجی وارد شده به شهر قم از در سال ۱۳۸۰ حدود ۷۵۰۰۰ بوده که این تعداد در سال ۱۳۸۷ به حدود ۱۹۹۲۷۵ رسیده که حدوده رشد سه برابری را نشان می دهد.
۲-۲-۴- جاذبه های گردشگری مذهبی شهر قم
مختصات جغرافیایی شهر قم در حرم مطهر حضرت معصومه(س) که تقریبا در مرکز جغرافیایی شهر قرار گرفته، دقیقا برابر با “۱۵’ ۳۵ ۵۰ درجه طول شرقی و “۳۰ ’۲۸ ۳۴ عرضه شمالی است (شکل…) (سازمان مدیریت و برتامه ریزی استان قم،۱۳۸۳: ۳۴). مهمترین و شاخص ترین جاذبه های گردشگری قم که هر روزه مورد بازدید تعداد زیادی از گردشگران و زائران داخلی و خارجی قرار می گیرند، حرم مطهر حضرت معصومه (س) و مسجد مقدس جمکران می باشد آستانه مقدس حضرت معصومه(س) گنجینه ای نفیس از آثار هنری و معماری است که همواره بر تارک مشاهده متبرک جهان تشیع می درخشد، این جاذبه به جهت اهمیت و نقش مذهبی – زیارتی خود ساختار و کارکد گردشگری مذهبی شهر و منطقه قم خود را تحت تاثیر کامل خود داده و تمام افتخار و پیشرفت قم مدیون این آستانه است. همچنین مسجد مقدس صاحب الزمان(جمکرن) که در سال ۳۷۳ه. ق ساخته شده ارزش و احترام والایی میان شیعیان جهان دارد، این مسجد همه روزه، بخصوص شب های چهارشنبه هر هفته پذیرای گروه زیادی از علاقه مندان به اهل بیت(ع) از نقاط مختلف ایران و جهان است. از دیگر جاذبه های مذهبی، فرهنگی، و تاریخی قم می توان به بیش از ۴۰۰ امام زاده در قم به صورت پراکنده مدفون هستند. مساجد، کتابخانه ها، خانه های تاریخی، موزه ها، کارونسراها، آتشکده ها، (چهار طاقی ها)، میلها، پل ها، تپه ها و قلعه های باستانی، آب انبارها، بازازار و تیمچه های قم که بر جاذبه های سیاحتی آن افزوده اند، اشاره کرد.
جاذبه های طبیعی گسترده و منحصر بفردی نیز در قم وجود دارد که می توانند برای جذب گردشگران، به ویژه گردشگران خارجی مکان های دیدنی مناسبی باشند، جاذبه های پارک ملی کویر(با بیش از ۶۰۰ هکتار مساحت در در شمال شرق قم از بزرگترین و مهمترین مناطق اکولوژیکی ایران است که از نظر تنوع گونه ها حیوانی و گیاهی در جهان کم نظیر است) (صابری و ربیع نیا،۱۳۸۴).
به طور کلی جاذبه های گردشگری قم را می توان براساس کارکردهای مختلف آن طبقه بندی کرد(جدول…). چنانچه هر یک از این جاذبه ها در فرایند برنامه ریزی گردشگری مذهبی قرار گیرند، می توانند تأثیرات مثبت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اکولوژیکی فراوانی را برای شهر و منطقه و استان(مانند افزایش درآمد، اشتغال، پایداری اقتصادی، پراکنش گردشگران مذهبی در منطقه و افزایش ظرفیت پذیرش شهر و نظایر اینها) به همراه داشته باشد.
جدول ۱۵-۴: تقسیم بندی جاذبه های گردشگری شهر قم و نزدیک آن بر اساس کارکرد های مختلف
کارکرد
جاذبه های
مذهبی
جاذبه ها
مکان های مذهبی – زیارتی: آستانه مقدسه حضرت معصومه(س)، امام زاده شاه ابراهیم، امام زاده عبدالله، امام زاده شاه جمال، امام زاده شاه احمد قاسم(ع)، امام زاده احمد بن اسحاق، امامزاده اسماعیل(ع)، امام زاده باوره، پنج امام زاده، مجموعه چهل اختران، امام زاده موسی مبرقع(ع)، امام زاده زید(ع)، امام زاده حلیمه خاتون، امام زاده سلیمان، امام زاده سلطان محمد شریف، امام زاده سید سربخش، شاهزاده ابراهیم، امام زاده شاهزاده ابواحمد، شاه حمزه، شاهزاده زکریا، شش امام زاده، امام زاده علی ابن جعفر، امام زاده زینب خاتون و برخی دیگر.
مساجد: مسجد مقدس جمکران، مسجد اعظم، مسجد امام حسن عسکری(ع)، مسجد امام حسن مجتبی(ع)، مسجد پنجه علی(مسجد صیئی)، مسجد جامع عتیق، مسجد میدان کهنه، مسجد عشقعلی، مسجد فاطمیه(مسجد خانم)، مسجد جامع کهک، مسجد صرم و جز اینها.
جاذبه های
تاریخی و
فرهنگی
مدارس: مدرسه فیضیه، مدرسه جهانگیرخان، مدزسه حجتیه، مدرسه دارلشفا، مدرسه غیاثیه.
بازارها: بازار قم، بازار کهنه، تیمچه بزرگ.
موزه: خانه آیت اله العضمی بروجردی، خانه حائری، خانه حاج قلی، خانه امام خمینی(ره)، خانه ملاصدرا(حکیم باشی) ونظایر اینها.
کارونسراها:کاروانسرای دیر گچین، کاروانسرای سفید آب، کاروانسرای شاه عباسی، کاروانسرای عباس آباد، کاروانسرای سیاهکو، و برخی دیگر.
آتشکده ها: آتشکده نویس، آتشکده لنگرود، آتشکده چهار کرمجگان.
(۳‑ ۸) |
به وضوح میتوان دیدکه خروجی تابع تحریک عصب فقط به ورودی و وزنهای متناظر بستگی دارد. با فرض اینکه تابع خروجی، سیگموئید باشد میتوان خروجی عصب j ام را به صورت زیر نوشت:
(۳‑ ۹) |
آنچنان که پیش از این نیز بیان شد، هدف فرایند آموزش، رسیدن به خروجی مطلوب(یا نزدیک به مطلوب) است. بدین ترتیب ابتدا باید تابع خطای هر نرون را تعریف کرد. این خطا از اختلاف خروجی واقعی شبکه و خروجی مورد انتظار به صورت زیر به دست میآید:
(۳‑ ۱۰) |
انتخاب مربع تفاضل بین خروجی واقعی() و خروجی مطلوب() از چندین جنبه قابل بحث است:
اولا:ً با بهره گرفتن از توان دوم، مقدار خطا همواره مثبت خواهد بود؛
ثانیاً: اگر قدرمطلق اختلاف بین خروجی واقعی و مطلوب از یک بیشتر باشد، توان دوم منجر به بزرگتر شدن این عدد میشود و بالعکس اگر قدرمطلق اختلاف بین خروجی واقعی و مطلوب از یک کمتر باشد، توان دوم منجر به کوچکتر شدن آن میگردد. بر این اساس میتوان خطای کلی شبکه را به فرم مجموع خطای تکتک نرونهای لایه خروجی نوشت. لذا داریم:
(۳‑ ۱۱) |
روند شبیه سازی مسائل
به منظور شبیهسازی یک طبقهبندی مسئله با بهره گرفتن از شبکههای عصبی به روش باسرپرست(یعنی با فرض در اختیار داشتن دادههای مطلوب) اولین کار انتخاب ابعاد شبکه است. در لایه ورودی باید به تعداد ابعاد هر الگوی ورودی، نرون قرار دهیم. بنابراین اندازه لایه ورودی را بعد دادههای ورودی تعیین میکند. در لایه خروجی نیز به وضوح باید به تعداد کلاسها، نرون داشته باشیم. در حالت ایدهآل، با آمدن ورودی مربوط به یک کلاس انتظار داریم نرون مربوط به آن کلاس مقدار یک و مابقی نرونها مقدار صفر را به خود بگیرند. امّا در عمل با توجه به تابع سیگموئید مورد استفاده، مقدار خروجی شبکه عددی بین صفر و یک است. لذا در حالت عملی نرونی از لایه خروجی که اصطلاحاً بیش از بقیه روشن شده باشد(مقدار آن بزرگتر از بقیه باشد) کلاس مربوط به آن داده را مشخص میکند. در مورد تعداد نرونهای لایه میانی، مبنای خاصی وجود ندارد و معمولاً با صحیح و خطا به نحوی انتخاب میگردد که شبکه جواب معقولی در اختیار بگذارد.
قدم بعدی در شبیهسازی، انتخاب نوع تابع خروجی نرون است که در شبکههای پرسپترون چند لایه که با الگوریتم پس انتشار خطا کار میکنند، عمدتاً تابع سیگموئید استفاده میشود. دلیل این امر هم مشتقگیری ساده و ارتباط مستقیم مشتق تابع با خود تابع است.
پیش از شروع شبیهسازی، باید دادههای ورودی را به دو گروه تقسیم نمود:
دادههای آموزش:
این دادهها از میان دادههای ورودی و به منظور آموزش شبکه به کار میروند. عمدتاً از میان کل دادهها، ۶۰ تا ۷۰ درصد آنها را(به طور تصادفی) به عنوان دادههای آموزش انتخاب میکنند. پس از آن که شبکه توسط این دادهها آموزش دید، وزنها مقدار نهایی خود را یافتهاند به نحوی که شبکه برای دادههای آموزش، کمترین خطا را به دست میدهد.
دادههای آزمون:
پس از آن که شبکه توسط دادههای آموزش تا رسیدن به حداقل خطا آموزش یافت، مابقی دادهها(۳۰ تا ۴۰ درصد باقیمانده) که در آموزش نقشی نداشتهاند به عنوان ورودی به شبکه داده شده و پاسخ شبکه با پاسخ مطلوب مقایسه میگردد و بدین ترتیب راندمان شبکه آموزشدیده محک زده میشود.
باید توجه داشت که در اولین گام اجرای الگوریتم، وزن تمامی لایهها به طور تصادفی انتخاب میشوند و در هر گام با بهره گرفتن از روش پس انتشار خطا، وزنها تصحیح میشوند. پس از اجرای الگوریتم تصحیح وزنها تا رسیدن به مینیمم خطای کلی، چندین معیار برای توقف الگوریتم پیشنهاد میگردد که مهمترین آنها عبارتند از:
اگر خطا(تابع هزینه) که قرار است مینیمم شود، از یک سطح آستانه کمتر شود، میتوان پذیرفت که شبکه با خطای قابل قبولی آموزش دیده است.
اگر میزان تغییرات خطا در طی دو گام متوالی کمتر از یک سطح آستانه باشد یا به عبارت دیگر روند کاهش خطا با سرعت کند انجام شود، میتوان چنین برداشت کرد که به حوالی مینیمم کلی رسیدهایم(صیّادی،۱۳۸۷).
مزایای شبکههای عصبی مصنوعی
ابعاد رفتاری مرتبط
حرکت به سمت خرید
اجرائی[45]
خرید[46]
متقاعد شدن[47]
اثری[48]
ترجیح[49]
علاقه[50]
شناختی[51]
شناخت[52]
آگاهی[53]
شکل 2-7مراحل مدل لاویج و استینر
در این مدل:
- بعد شناختی، شامل دانش و ادراکی است که از طریق ترکیبی از تجربه ی مستقیم در مورد محصول و اطلاعات مرتبط جمع آوری شده از منابع گوناگون بدست می آید.
- بعد اثری، نشان دهنده احساسات و عواطف مصرف کننده در مورد یک محصول یا نام تجاری است.
- بعد اجرایی، در مورد انجام یک عمل یا رفتار خاص با توجه به محصول توسط فرد است و در بسیاری از موارد به تمایل به خرید اشاره دارد.
آن ها هم چنین این فرضیه را مطرح کرده اند که هر چه تعهد روانی و یا اقتصادی مشتری بالاتر باشد برای حرکت از یک مرحله به مرحله بعد به زمان بیشتری نیاز است.
5- مدل داگمار[54]
این مدل در سال 1961 توسط راسل اچ. کالی[55] معرفی شد که به نظر میرسد نخستین مدلی باشد که در بررسی نتایج فروش بر روی عوامل شناختی تاکید می کند. در واقع استراتژی داگمار نخستین رویکرد عمقی برای اندازه گیری اثربخشی تبلیغات است که در آن اهداف تبلیغات(توجه، یادگیری، حافظه) به اهداف خاص و قابل اندازه گیری تبدیل شده اند. مراحل مدل داگمار در شکل2-8 نشان داده شده اند.
آگاهی
عدم آگاهی
اقدام
متقاعد شدن
ادراک
شکل2-8 مراحل مدل داگمار(James,2003)
کالی در مدل پیشنهادی خود معتقد است که فرایند اطلاعرسانی به صورت ترتیبی عمل می کند، یعنی تا زمانی که شخص نتواند پیامی را که دریافت کرده است درک کند، متقاعد نخواهد شد و در نتیجه اقدام به عمل(خرید) نخواهد کرد ( Thellefsen et al,2007).
مرحله آگاهی در مدل کالی، مترادف است با مرحله لاویج و استینر، اما منظور کالی از ادراک همان شناختی است که مشتری با جمعآوری اطلاعات نسبت به محصول کسب می کند. مرحله متقاعدسازی در مدل کالی ترکیبی است از مراحل علاقه مندی، ترجیح و متقاعدسازی در مدل لاویج و استاینر.تنها تفاوت مدل کالی با مدل لاویج و استینر، مرحله آخر است.در مدل لاویج و استاینر عبور مشتری از کلیه مراحل مذکور منجر به خرید محصول میگردد، در حالی که در مدل کالی، منظور از اقدام هرگونه فعالیتی از سوی مشتری است که بیانگر قصد مشتری به خرید محصول در آینده باشد (Tragthieng,2009).
6- مدل احتمال پیچیدگی[56]
تمرکز اصلی این مدل بر این استوار است که اثربخشی ترغیب به این بستگی دارد که احتمال پیچیدگی آن موقعیت ارتباطی، بالا باشد یا پایین. این مدل نخستین بار در سال 1983 توسط پتی و همکاران به کار گرفته شد. آنها ادعا داشتند که راه اصلی برای دستیابی به ترغیب تنها زمانی اثربخش است که احتمال پیچیدگی بالا باشد. در واقع وقتی احتمال پیچیدگی بالا باشد، درگیر شدن مخاطب در ارائه آن پیام تبلیغاتی نیز بالاتر است و در نتیجه مخاطب تشویق می شود تا مزایای واقعی آن کالا یا خدمت را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد(Um,2008).
مدلELM بیان می کند که استراتژی های ارتباطی کاملاً متفاوتی لازم است تا بتوان با مصرفکنندگانی که درگیری ذهنی بالایی با محصول پیدا کرده اند و مصرفکنندگانی که میزان درگیری ذهنی کمی با آن پیدا کرده اند ارتباطی مؤثر برقرار کرد. به طور کلی اطلاعات دقیقتر، منطقی و مبتنی بر واقعیتها میتوانند در صورت درگیری ذهنی بالای افراد در مسیر اصلی ترغیب آنها قرار گیرند.در مقابل، مسیر حاشیهای غالباً جهت ترغیب افراد در شرایط درگیری ذهنی کم و زمانی که مصرف کننده نیازمند اطلاعات محدودی مانند پیامهای بازرگانی تصویری برای ارزیابی سریع ویژگیهای کلیدی و اساسی نام تجاری است به کار برده می شود(روستا و بطحایی، 1385).
مراحل این مدل در شکل 2-9 نشان داده شده است.
مواجهه فرد با یک پیام بازاریابی
مسیر اصلی ترغیب و متقاعد سازی فرد مسیر اصلی ترغیب و متقاعد سازی فرد
درگیری ذهنی زیاد فرد با محصول، پیام یا یک تصمیم
درگیری ذهنی اندک فرد با محصول، پیام یا یک تصمیم
توجه زیاد بر ویژگیهای اصلی و مرتبط با محصول و اطلاعات واقعی
توجه محدود و متمرکز بر ویژگیها و احساسات جانبی و غیر مرتبط با محصول
پردازش اطلاعات اندک یا ناآگاهانهی فعالیتهای اندک
پردازش اطلاعات هوشیارانه فرد نسبت به ویژگیهای محصول و نتایج حاصل از استفاده از آن فعالیتهای قابل توجه
متقاعد سازی از طریق شرطی شدن کلاسیک، تغییر عواطف و نگرش فرد نسبت به آگهی و تغییر باور ناآگاهانه منجر به تغییر نگرشی و رفتاری می شود.
متقاعد سازی، عمدتاً باور و اعتقاد به محصول را در مخاطب تغییر میدهد و بر نگرش فرد نسبت به نام تجاری و نتیجتاً قصد خرید وی تاثیر می گذارد.
شکل 2-9 مراحل مدل )ELMروستا و بطحایی، 1385)
7- مدل پذیرش ابداع[57]