در تجزیه و تحلیل تحولات لبنان و فلسطین و با توجه به شکست اسرائیل و ناکامی های پی در پی امریکا برای اجرای طرحهایش و تضعیف جریان سازش در منطقه و تقویت جبهه مقاومت، میتوان گفت که تمام این تحولات در پرتو فشارهای مضاعفی است که امریکاییها طی چند سال گذشته و مخصوصاً پس از ۱۱ سپتامبر بر منطقه وارد کردند و موجب شدند که نقش ایران در منطقه، گسترش یافته و دامنه نفوذ این کشور بر تمام تحولات، سایه اندازد. لذا میتوان این توسعه نفوذ را در چهار شاخص عمده، متبلور دید:
۱- ایفای نقش محوری در پروسه صلح خاورمیانه
پس از جنگ ۳۳ روزه لبنان، این پذیرفته شده است، که ایران از طریق حزب الله لبنان هر زمان که بخواهد میتواند بر روند صلح در خاورمیانه تأثیر بگذارد. مارتین ایندیک، مدیر بخش خاورمیانه شورای عالی امنیت ملی امریکا، معتقد است که ایران با حمایت از حزب الله که خواهان نابودی اسرائیل است موجب شده که هیچ برنامه صلحی در خاورمیانه، میان اعراب و اسرائیل شکل نگیرد و تنها زمانی، این فرایند، کامل میشود که اصول آن در توافق با ایران باشد و ایران با آن سیاستها مخالفتی نداشته باشد.
۲- افزایش جایگاه و منزلت نظامی و اطلاعاتی ایران در منطقه و جهان
کی. جی. هالستی در کتاب تحلیل سیاست بین الملل می گوید:
دولتهایی که از لحاظ توان نظامی متعارف در برابر دشمنان خود، نسبتاً ضعیف هستند، قادرند در خارج از مرزهای خود و با نفوذ در میان گروههای خاص، مبارزه علیه دشمنان خود را ادامه دهند؛ بدون آن که از لحاظ پول و تجهیزات با خطر برخورد نظامی کشور مورد نظر، متحمل ضررهای زیادی بشوند، در این کشور رخنه کنند. مطمئناً دولت قدرتمند، دولتی نیست که صرفاً نیروی نظامی گسترده متعارف یا هسته ای دارد، بلکه تکیه بر توانایی های نظامی، اطلاعاتی در خارج از مرزهای کشور و توسط گروههای مدافع، مهمترین ابزار قدرت محسوب می شود.
در این راستا، توان بالای اطلاعاتی حزب الله در جنگ، بروشنی نشان داد که نسبت به اسرائیل دست بالاتری دارد و این توان، میتواند هر زمانی که اراده شود در اختیار ایران قرار گیرد و جایگاه این کشور را در مقایسه با رقبای خود در وضعیت بهتری قرار دهد. آیا این جایگاه ویژهای که حزبالله لبنان (که در حقیقت عمق استراتژیک ایران در منطقه است) به دست آورده است ناشی از پیگیریهای سیاستهای غلط و یکجانبهای نیست که امریکا و متحد منطقهایاش، یعنی اسرائیل انجام دادهاند؟
۳-افزایش قدرت بازدارندگی در صورت درگیری احتمالی
دست گذاشتن روی نقطه ضعف دشمن؛ به خصوص انجام فعالیتهای اطلاعاتی در کنار مرزهای دشمن، حتی در درون خاک آن و آسیبپذیر کردن دشمن از این نقاط از نظر نظامی و عملیاتی، تأثیرش از بعد بازدارندگی، به مراتب بسیار بیشتر از تأثیر استفاده از سلاحهای هستهای است. [۵۸] این تأثیر و نفوذ در کنار تبعیت دبیرکل حزب الله لبنان میتواند به خوبی قدرت ایران را در منطقه در صورت هرگونه درگیری نشان بدهد. سیدحسن نصرالله در مصاحبه با روزنامه همشهری گفته بود:
حزبالله، مدیون کمکها و حمایتهای ایران است. ما از ولایت فقیه که نمود آن را در شخص رهبری ایران میبینیم اطاعت محض داریم. گوش به فرمان ولایت فقیه هستیم و در این باره (حمله احتمالی امریکا به ایران) هرچه ولایت فقیه دستور دهند بدون چون و چرا و با تمام توان، اجرا خواهیم کرد. دفاع از جمهوری اسلامی ایران، یک واجب شرعی است.
۴- رشد جریانهای اصیل اسلامی موافق ایران و مخالف غرب
پیروزی حزبالله در جنگ ۳۳ روزه بر ارتش اسرائیل که تا آن زمان، اعراب، آن را شکستناپذیر میدانستند در واقع پیروزی مدل تفکر انقلاب اسلامی و احیای مجدد شکوفههای آن در کل منطقه بوده است و نشان داد که چگونه با تمسک به این مدل، میتوان دشمن را شکست داد. نوام چامسکی، متفکر امریکایی میگوید:
اکنون، هویت سیاسی جدید بر پایه مفاهیم اسلامی در منطقه، در حال شکلگیری است. این روند میتواند به قدرتیابی این گروهها منجر شود که مورد حمایت ایران هستند. لذا باید چارهای اندیشید تا پیش از این که تمام راههای سیاسی شیعیان و سنیها به تهران ختم شود، نقش محوری ایران محدود گردد.
در یک نگاه کلی به حوادثی که در حوزه فلسطین و لبنان گذشته است میتوان به چند نکته در خصوص افزایش جایگاه منطقهای ایران اشاره کرد:
۱- نقش کلیدی ایران در هرگونه طرح صلحی در پرونده فلسطین، روشنتر و غیرقابل انکار شده و به اثبات رسید که هر طرح صلحی بدون ایران حتماً شکست میخورد.
۲- وجود حزبالله و مخصوصاً پس از نمایش قدرت این جریان اسلامی در نبرد با اسرائیل، میزان تأثیرگذاری و قدرت بازدارندگی ایران را در منطقه نشان داد.
۳- این تحولات، ثابت کرد که ایران، خیلی بیشتر از موانع و محدودیتهایی که دارد از پتانسیل برخوردار است.
۴- ایران، علاوه بر عناصر داخلی قدرت ملیاش، از عناصر خارجی (حامی) نیز برخوردار است و به سادگی، نمیتوان آن را در انزوا و فشار قرار داد.
۵- به دلیل موارد پیش گفته، ایران به دلیل نفوذ در جریانات اسلامی منطقه از قدرت چانهزنی بالایی در سیاست خارجی خودش و ارتقای نقش منطقهای برخوردار شده است.
۶- راهبرد به انزوا کشاندن ایران شیعی در میان جهان اهل سنت با پیروزی حزبالله بر اسرائیل و تحریک احساسات مسلمانان و دمیدن روح حماسه و وحدت و مبارزه، تقریباً از بین رفت و دبیر کل حزبالله (یک شخصیت شیعی گوش به فرمان ایران) به عنوان نماد مبارزه با ظلم و مقاومت در برابر استکبار در جهان اسلام مورد پذیرش قرار گرفت.
۴-۳-مساله ۱۱ سپتامبر
حادثه ۱۱سپتامبر نقطه عطفی در سیاست بین الملل محسوب می شود. از این مقطع زمانی به بعد روابط آمریکا با کشورهای خاورمیانه از جمله ایران تحت تاثیر فضای ۱۱ سپتامبر قرار گرفت. آمریکا جهان را به دو بلوک جدید تقسیم کرد، گروههایی که از دید این کشور حامی تروریسم هستند و مجموعه هایی که در برابر تروریسم مقاومت می کنند. اگر چه هیچ گونه تعریف مشخصی از تروریسم وجود نداشت و ندارد. بنابراین در چنین فضایی آمریکاییها به تفسیر نامتقارن مفهوم و کارکرد تروریسم مبادرت کردند.
عده ای بر این اعتقادند که حادثه ۱۱سپتامبر منجر به افزایش تعارضات میان ایران و ایالات متحده گردیده است. گروه دوم نگرش کاملا متفاوتی دارند، آنان این موضوع را مطرح می کنند که حادثه ۱۱ سپتامبر اگر چه مداخلات آمریکا را افزایش داد اما نیاز آمریکا به جمهوری اسلامی ایران به گونه قابل توجهی ارتقا یافته و این امر سطح روابط دو کشور را در حوزه امنیت منطقه ای، همکاری جویانه نموده است. از آنجا که آمریکا نگرشی کاملا بدبینانه نسبت به ایران دارد، طبیعی است که میزان تهدیدات آمریکا از وضعیت نهفته خارج گردیده و نشانه هایی از تهدیدات اجرایی و عملیاتی شده را منعکس می سازد.
۴-۴-حضور آمریکا در افغانستان
افغانستان
حمله امریکا به افغانستان و سرنگونی طالبان و دولت سازی در این کشور، جزء اقداماتی است که در قالب استراتژیهای امریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی پس از جنگ سرد، قابل تبیین است. افغانستان در سایه همسایگی با ایران و آسیای مرکزی، کشوری ژئواستراتژیک تلقی شده است. [رنجبر، جواد ،۱۳۸۳ : ۲۵۵) ثبات و بی ثباتی در افغانستان، تأثیر مستقیم بر جمهوری اسلامی ایران دارد و علت آن است که ایران و افغانستان با داشتن مرزهای طولانی و پیوند های عمیق همه جانبه تاریخی در تمام زمینه ها دارای تأثیر متقابل هستند و تمایل ایران به حذف طالبان از همین واقعیت ریشه می گرفت. (همان: ۵۵)
برای روشن کردن این واقعیت که چگونه، اقدام امریکا برای حمله به افغانستان و حذف طالبان، منافع ملی ایران را تأمین کرد و نقش این کشور را در منطقه توسعه داد ضروری است نگاهی به بازیگران اصلی افغانستان و منافع هر کدام داشته باشیم. به طور کلی، چهار بازیگر اصلی در صحنه افغانستان وجود دارد که عبارتند از: امریکا، عربستان، پاکستان و ایران. (ملازی، پیر محمد، ۱۳۸۴ : ۹۳)
در مورد اهداف ایران در افغانستان در ابعاد مختلف، موارد متعددی مطرح شده است، اما آن چه جوهره منافع ملی ما در افغانستان را میتواند تأمین کند؛ به نظر میرسد یک ساخت متوازنی از قدرت باشد که هم از جنبه قومی و هم مذهبی در کابل شکل بگیرد. در چنین حالتی است که ثبات و امنیت در افغانستان، پایدار شده و نیروهای قومی – مذهبی، هم سو با ایران در افغانستان در ساختار سیاسی، مؤثر واقع می شوند. نتیجه این فرایند، تأمین کننده منافع و اهمیت ایران در افغانستان خواهد بود.
با یک نگاه کلی به تحولات این حوزه، این سئوال را در پاسخ به فرضیه مقاله میتوان مطرح کرد که آیا اقدامات امریکا در افغانستان با توجه به رویکرد یک جانبه گرایانه آن کشور در سیاست بین المللی، موجب تضعیف ایران گردیده است؟ یا بر عکس آن، موجب تقویت نقش ایران در افغانستان شده است؟ در پاسخ به سؤال فوق و با توجه به نوع روابط خصمانه حاکم بر دو کشور و اشغال افغانستان و هم مرز شدن با ایران در سایه اشغال آن کشور و تکمیل تر شدن حلقه محاصره ایران، این پاسخ به ذهن، متبادر میشود که این اقدام امریکا، نقش ایران را در افغانستان کاهش داده است، اما بر خلاف این تصور، نقش ایران در افغانستان افزایش پیدا کرده است؛ زیرا:
۱-یک رقیب جدی ایدئولوژیک ایران در منطقه (طالبان) از صحنه تحولات حذف شده است؛
۲- نقش حامیان منطقه ای این رقیب که با تسلط بر افغانستان، موجب آزار ایران میشدند (پاکستان و عربستان) تقلیل پیدا کرده است؛
۳- با حذف طالبان از حاکمیت، توازن نسبی به جبهه شمال (طرفداران ایران) برقرار شد؛
۴- امکان توسعه ژئوپلتیک زبان فارسی و اندیشه شیعه فراهم گردید؛
۵- زمینه های فراوان و مستعدی برای بالفعل کردن فرصتهای ایجاد شده، به وجود آمده است. از قبیل همکاریهای آموزشی، توسعه، همکاریهای اقتصادی و سیاسی- موضوعات ارتباطات و ترانزیت کالا - صدور کالا و خدمات به افغانستان و سایر موارد. البته ذکر این نکته هم ضروری است که اگر چه بر اثر اقدام امریکا و حذف طالبان از قدرت، حذف یک منبع تهدید دائم امنیتی در مرزهای شرقی صورت گرفته است اما این تغییر امریکا را در همسایگی ما قرار داده است و ثبات برونزا، منافع کمتری برای ما دارد. (۴۴)اما به هر حال، ضرر حضور امریکا در کنار مرزهای شرقی ما کمتر است؛ زیرا این حضور نمیتواند دائمی باشد و برای آنها بسیار پرهزینه خواهد بود. ضمن آن که امکان اقدامات بازدارنده برای ایران علیه امریکا در افغانستان فراهم تر است (نسبت به بازدارندگی علیه طالبان.
۴-۵- مساله سوریه و خاورمیانه
موقعیت ژئوپلیتیکی سوریه در منطقه به گونه ای مهم است که وزنی فراخور آن به این کشور بخشیده است. گذرگاهی بودن سوریه در نقطه ی اتصال سه قاره ی آسیا ، اروپا و آفریقا ، همچنین وجود هسته های مقاومت در گسل منازعات اسلامی – صهیونیستی ، این کشور را در کوران رقابت های زئوپلیتیکی خاورمیانه قرارداده است. پرواضح است ، تلاش برای حفظ و بقای رژیم صهیونیستی به عنوان یک هم پیمان راهبردی یکی از اهداف مهم امنیتی آمریکا در خاورمیانه محسوب می شود. از مشکلات مهم آمریکا برای نیل به این هدف ، سوریه است چرا که تنها کشور عربی است که نه تنها با رژیم صهیونیستی پیمان صلح منعقد نکرده بلکه با ایران انقلابی دارای روابط حسنه ای بوده و از این طریق هسته های مقاومت اسلامی علیه رژیم صهیونیستی را شکل داده است. بنابراین آمریکا برای تحقق صلح مورد نظر خود در خاورمیانه تلاش دارد ضمن تقویت و عللنی نمودن روابط رژیم صهیونیستی با کشور های عربی تاثیر کشور سوریه را مهار نموده و هم زمان چالش و مانع جدی در مقابل پیشرفت ایران ایجاد نماید.
۴-۳- مسئله چشم انداز ژئوپلیتیک روابط ایران و امریکا
۴-۳-۱- آﻣﺮﻳﻜﺎوﭘﺮوﻧﺪه ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان
اﻳﺮان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﻛﺸﻮرﻫﺎی درﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺧﺎﺻﻲ از ﺗﺎرﻳﺦ ﺳﻴﺎﺳﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﻗﺮار دارد . ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ وﺷﻜﻞ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﺧﺎص اﻳﻦ ﻛﺸﻮر و دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ آب ﻫﺎی ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس و ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﺗﻨﮕﻪ ﻣﻬﻢ واﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﻫﺮﻣﺰ و ﺳﻮاﺣﻞ آﺑﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣﺎﻛﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﭘﺎﻳﺪار و ﺗﻐﻴﻴﺮﻧﺎﭘﺬﻳﺮ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ج . ا . ا ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ، اﻳﻦ ﻛﺸﻮر ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻢ وﻛﻠﻴﺪی و ﺗﺎﺛﻴﺮﮔﺰار در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس و ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ . اﻳﺮان ﺑﻪ راﻳﻦ ﻋﻘﻴﺪه و ﺗﻔﻜﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻇﺮﻓﻴﺖ ﻫﺎ و ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻫﺎ و اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎی ﺧﺎص ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ و اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻘﺶ ﻛﻠﻴﺪی و ﻣﻬﻤﻲ را در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ اﻳﻔﺎ ﻧﻤﺎﻳﺪ و در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ اﻳﻔﺎی اﻳﻦ ﻧﻘﺶ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮﻳﻦ از وﺿﻌﻴﺖ و ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﻄﻠﻮﺑﻲ ﺑﺮﺧﻮردار ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ . ﺗﺎﻛﻴﺪ ﺑﺮﻣﻨﺎﺑﻊ ﻗﺪرت ﻣﻠﻲ ﻣﺤﺴﻮس و ﻧﺎﻣﺤﺴﻮس و ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎی ﺳﻨﺘﻲ و ﻃﺒﻴﻌﻲ از ﻳﻚ ﻃﺮف و ﺗﺎﻛﻴﺪ ﺑﺮ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای و ﻋﻠﻮم ﻧﺮم اﻓﺰاری و ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮی آن ﻫﺎ در ﻋﺮﺻﻪ ﻋﻠﻢ و ﺻﻨﻌﺖ از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﻬﻢ و ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺮاﻧﮕﻴﺰی ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ زﻣﻴﻨﻪ ﺑﺤﺮان و
ﭼﺎﻟﺶ ﺑﻴﻦ اﻳﺮان و اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه را وﺧﻴﻢ ﺗﺮ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ . اﻳﺮان دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻋﻠﻮم و ﻓﻨﻮن ﻫﺴﺘﻪ ای و ﺑﻮﻣﻲ ﻧﻤﻮدن اﻳﻦ داﻧﺶ را ﺑﺮآﻣﺪه از ﻗﻄﻊ واﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژی ﻫﺎی ﺷﺮق و ﻏﺮب ﻣﻲ داﻧﺪ و آن را از ﻧﺘﺎﻳﺞ و ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎی اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان و ﺗﺤﻜﻴﻢ اﺳﺘﻘﻼل و ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﻫﺎی ﺑﻮﻣﻲ و داﺧﻠﻲ ﻣﻲ داﻧﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ اﻧﮋی ﻫﺴﺘﻪ ای ﻏﺮور واﻓﺘﺨﺎر ﻣﻠﻲ و ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺑﺎﻻ و ﺗﻮان ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ ﻧﻈﺎم ﺳﻴﺎﺳﻲ در ﺟﻬﺖ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻠﻲ اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲ آﻳﺪ . ﺳﺌﻮال ﻣﻬﻢ و اﺳﺎﺳﻲ در اﻳﻨﺠﺎ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﺮا آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﺮوﻧﺪه ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان ﻧﮕﺎه ﺑﺪﺑﻴﻨﺎﻧﻪ و ﺗﻮام ﺑﺎ ﺷﻚ و ﺗﺮدﻳﺪ دارد؟ و اﻳﺮان ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ ﺗﺮدﻳﺪ و دودﻟﻲ را از ذﻫﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﭘﺎک ﻧﻤﺎﻳﺪ؟ ﻓﺮض اﺻﻠﻲ اﻳﻨﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻮاﺿﻊ آﻣﺮﻳﻜﺎ در ﻗﺒﺎل ﭘﺮوﻧﺪه ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان، ﺑﺮای ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻗﺪرت ﻣﻠﻲ اﻳﺮان در ﺟﻬﺎن و ﺑﺨﺼﻮص ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ و ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻣﺤﺪود ﻧﻤﻮدن ﻗﺪرت اﻳﺮان در ﺑﺮاﺑﺮ ﻧﻔﻮذ و ﺳﻠﻄﻪ اﻣﺮﻳﻜﺎ در ﻫﺰاره ﺳﻮم در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ وﺣﻔﻆ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ اش در آﻳﻨﺪه ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻮاﺿﻊ آﻣﺮﻳﻜﺎ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﭘﺮوﻧﺪه اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان ازﻣﻨﻈﺮ ﻧﻈﺮﻳﺎﺗﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻈﺮﻳﻪ واﻗﻌﮕﺮاﻳﻲ ( realism) ، ﻧﻮ واﻗﻌﮕﺮاﻳﻲ neo-realism و ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺑﺎزی ﻫﺎ ( game theory) ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺒﻴﻴﻦ اﺳﺖ . اﻣﺎ در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﻴﺮی از ﻧﻈﺮﻳﻪ واﻗﻊ ﮔﺮاﻳﻲ ﻛﻼﺳﻴﻚ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ ﺗﺒﺒﻴﺖ ﭘﺪﻳﺪه ﻫﺎ و ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ و ارﺗﺒﺎط ﺑﻴﻦ آن ﻫﺎ ﭘﺮداﺧﺖ . اﺳﺎس اﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺑﺮ دوﻟﺖ ﻣﺤﻮری،ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻣﺤﻮری، ﻣﻮازﻧﻪ ﻗﻮا، ﻗﺪرت ﻣﺤﻮری و اﺻﻞ آﻧﺎرﺷﻲ ﺑﻨﺎ ﻧﻬﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ . ﻧﻜﺘﻪ ﻣﻬﻢ و اﺳﺎﺳﻲ اﺻﻞ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﻤﺎم اﻫﺪاف و اﻗﺪاﻣﺎت و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﻫﺎی ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﻳﺎ واﺣﺪﻫﺎی ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺑﺮﭘﺎﻳﻪ آن اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﮔﻴﺮد . ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮی اﺻﻄﻼح ﺳﻴﺎﺳﺖ ﭼﻤﺎق و ﻫﻮﻳﺞ و ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮی ﺗﺤﺮﻳﻢ و ﺗﻬﺪﻳﺪ و ﻣﺤﺪود ﻧﻤﻮدن ﻗﺪرت و ﻧﻔﻮذ ﺳﻴﺎﺳﻲ اﻳﺮان در ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺟﻬﺎن از اﻫﺪاف ﻣﻬﻢ و اﺻﻠﻲ اﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ اﻫﺪاف از ﻃﺮﻳﻖ اﺟﻤﺎع ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ، ﺻﺪور ﻗﻄﻌﻨﺎﻣﻪ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨﻮی از ﻣﺨﺎﻟﻔﺎن اﻳﺮان، ﻧﺰدﻳﻜﻲ ﺑﻪ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎی ﻃﺒﻴﻌﻲ و ﺳﻴﺎﺳﻲ اﻳﺮان، ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ و ﺣﻤﻠﻪ، ﻓﺸﺎر ﺑﺮﻛﺎرﺗﻞ ﻫﺎ و ﺗﺮاﺳﺖ ﻫﺎی ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺑﺮای ﻋﺪم ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاری در ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻧﻔﺖ و اﻧﺮژی، ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ورود اﻳﺮان ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮔﺎت و ﺑﺎﻻﺧﺮه ﻗﺮار دادن اﻳﺮان در ﻣﺤﻮر ﺷﺮارت اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﺷﻮد . ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اﻳﻦ اﻗﺪاﻣﺎت ﻓﺮﺿﻴﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ آﻣﺮﻳﻜﺎ در ﻗﺒﺎل اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان را ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ . اﻫﻤﻴﺖ و ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع از آن ﺟﻬﺖ ﻣﻬﻢ وﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻮﺿﻮع اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای ﺑﺨﺶ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﻲ از ﻧﻴﺮو و ﺗﻮان ﻋﻠﻤﻲ - ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژی، درآﻣﺪﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی و اوﻗﺎت ﺳﻴﺎﺳﻲ و راﻳﺰﻧﻲ ﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ در ﻋﺮﺻﻪ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ را ﺑﻪ ﺧﻮداﺧﺘﺼﺎص داده وﻫﻨﻮز ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻋﻤﻞ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﮔﺰار ﺑﺮﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ ﻣﺎ ازﺟﺎﻳﻜﺎه ﺑﺎﻻﻳﻲ درﻋﺮﺻﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ . ﺷﻨﺎﺧﺖ دﻻﻳﻞ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ وﻣﻮاﺿﻊ اﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﺌﻮاﻻت ﺑﻲ ﭘﺎﺳﺦ در ذﻫﻦ ﻫﺮ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮی ﺟﻮاب ﺑﺪﻫﺪ . اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻧﻈﺎم ﻧﻮﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺎ وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎی ﺧﺎص ﻓﻜﺮی و ﻋﻘﻴﺪﺗﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، و ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎی ﺑﺪﺳﺖ آورده در ﻃﻮل ﺳﻪ دﻫﻪ از ﮔﺬﺷﺘﻪ ﭘﺮ ﻓﺮاز و ﻧﺸﻴﺐ ﺧﻮد، دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای را ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻫﻤﺎن ﺗﻼش ﻫﺎ و ﻛﻮﺷﺶ ﻫﺎ ﻳﻲ ﻣﻲ داﻧﺪ ﻛﻪ ﻋﻠﻴﺮﻏﻢ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻧﻈﺎم ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﻪ اﻫﺪاف و ﺷﻌﺎرﻫﺎﻳﺶ ﺟﺎﻣﻪ ﻋﻤﻞ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ .
۴-۳-۲- ﻣﻮاﺿﻊ اﻳﺮان و آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻌﺪ از اﻧﻘﻼب :
ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮی اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ( ۱۳۵۷ ش ) و ﺑﺎزﺗﺎب آن ﺑﺮ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎی ﻣﻨﻄﻘﻪ ای و ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻓﺼﻞ ﺟﺪﻳﺪی را در ﺣﻮزه رواﺑﻂ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﺑﻪ وﺟﻮد آورد . اﻳﻦ ﺑﺎزﺗﺎب در اﺑﺘﺪا در ﺗﺸﺮﻳﺢ ﻣﻮاﺿﻊ اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ اﺳﻼﻣﻲ ﺑﺮای ﻧﻔﻲ اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژی ﻫﺎی ﻣﺴﻠﻂ در ﻧﻈﺎم دو ﻗﻄﺒﻲ ( ﻛﻤﻮﻧﻴﺴﻢ و ﻟﻴﺒﺮاﻟﻴﺴﻢ ) ﻣﻄﺮح ﮔﺮدﻳﺪ . اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﻳﺖ ﻗﺮار دادن اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژی اﺳﻼﻣﻲ، دو اﺻﻞ اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژی ﻛﻤﻮﻧﻴﺴﻢ و ﻟﻴﺒﺮاﻟﻴﺴﻢ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان دو ﻣﻜﺘﺐ ﻣﺎدﻳﮕﺮاﻳﺎﻧﻪ و ﻏﻴﺮدﻳﻨﻲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ و ﭼﺎﻟﺶ ﻛﺸﻴﺪ . راه ﺳﻮم اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان را ﻣﻲ ﺗﻮان در دو ﻋﻨﻮان ﻣﺮدﻣﺴﺎﻻری دﻳﻨﻲ در داﺧﻞ و ﺗﻘﻮﻳﺖ اﺳﻼم ﺳﻴﺎﺳﻲ در ﺧﺎرج ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻧﻤﻮد . ( ﺳﺘﻮده : ۲۹۱ ،۱۳۸۵) اﺳﻼم ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻃﺮح ﻧﻮﻳﻦ درﻋﺮﺻﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ از ﺳﻮی اﻳﺮان ﻳﻚ ﺗﻬﺪﻳﺪ و ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺮای آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﮔﺮدﻳﺪ . ج . ا . اﻳﺮان ﺑﺎ ﻧﻔﻲ ﺳﻠﻄﻪ ﻗﺪرت ﻫﺎی اﺳﺘﻜﺒﺎری و ﺣﻤﺎﻳﺖ از ﻣﺴﺘﻀﻌﻔﻴﻦ ﺟﻬﺎن ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ از ﻣﺮدم ﺳﺘﻤﺪﻳﺪه و ﻣﺴﺘﻀﻌﻒ را ﺟﺰو اﻫﺪاف اﺻﻮﻟﻲ و ﻏﻴﺮﻗﺎﺑﻞ اﻧﻜﺎر درﺣﻮزه رواﺑﻂ ﺧﺎرﺟﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﻣﻄﺮح ﻧﻤﻮد . اﺻﻞ ﻳﻜﺼﺪ و ﭘﻨﺠﺎه و ﭼﻬﺎرم ﻗﺎﻧﻮن اﺳﺎﺳﻲ در اﻳﻦ ﺑﻪ اره ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ :
ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﺳﻌﺎدت اﻧﺴﺎن در ﻛﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮی را آرﻣﺎن ﺧﻮد ﻣﻲ داﻧﺪ واﺳﺘﻘﻼل و آزادی و ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺣﻖ و ﻋﺪل را ﺣﻖ ﻫﻤﻪ ﻣﺮدم ﺟﻬﺎن ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ در ﻋﻴﻦ ﺧﻮدداری ﻛﺎﻣﻞ از ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ دﺧﺎﻟﺖ در اﻣﻮر داﺧﻠﻲ ﻣﻠﺖ ﻫﺎی دﻳﮕﺮ از ﻣﺒﺎرزه ﺣﻖ ﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﻣﺴﺘﻀﻌﻔﻴﻦ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺴﺘﻜﺒﺮﻳﻦ در ﻫﺮﻧﻘﻄﻪ از ﺟﻬﺎن ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ .
ﻗﺪرت ﻫﺎﻳﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ آﻣﺮﻳﻜﺎ در اﻳﻦ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪی ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺴﺘﻜﺒﺮ و دوﻟﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﻣﺮﺣﻠﻪ اﻧﻘﻴﺎد وﺿﻌﻒ و اﺳﺘﺜﻤﺎر ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان دوﻟﺖ ﻫﺎی ﻣﺴﺘﻀﻌﻒ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲ آﻳﻨﺪ . اﻳﻦ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪی و ﻗﻄﺐ ﺑﻨﺪی اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ ﻳﻚ ﺳﺮی ﺣﻄﻮط ﻗﺮﻣﺰ را در ﺣﻮزه رواﺑﻂ اﻳﺮان ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ در ﻋﺮﺻﻪ ﻧﻈﺎم ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ و ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﻧﻤﻮد . ﺑﺮ اﺳﺎس ﻫﻤﻴﻦ ﻗﻄﺐ ﺑﻨﺪی، اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﻴﻄﺎن ﺑﺰرگ و ﻋﺎﻣﻞ اﺳﺘﺜﻤﺎر و اﺳﺘﻌﻤﺎر و ﺑﺪﺑﺨﺘﻲ و ﮔﺮﻓﺘﺎری ﻫﺎی ﻛﺸﻮرﻫﺎ و دوﻟﺖ ﻫﺎی ﺳﺘﻤﺪﻳﺪه در ﺟﻬﺎن ﺑﻴﻨﻲ ﺳﻴﺎﺳﻲ اﻳﺮان ﻣﺘﺒﺎدر ﺑﻪ ذﻫﻦ ﮔﺮدﻳﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ روﻳﻜﺮد و ﻣﻮاﺿﻊ اﻳﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه از ﻣﺘﺤﺪ و دوﺳﺖ اﻳﺮان در ﻋﺼﺮ ﭘﻬﻠﻮی دوم ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ دﺷﻤﻦ و رﻗﻴﺐ اﻳﺮان در ﺑﻌﺪ از اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ ﮔﺮدﻳﺪ و اﻳﻦ ﭼﺮﺧﺶ ﺑﻜﺼﺪ درﺟﻪ ای ﺳﺮآﻏﺎز ﺗﻨﺶ و درﮔﻴﺮی و ﻛﺸﻤﻜﺶ ﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ در رواﺑﻂ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﮔﺮدﻳﺪ . ﺷﻜﺎف، اﺧﺘﻼﻓﺎت و ﺗﻌﺎرﺿﺎت ﺑﺎ ﭘﻴﭽﻴﺪه ﮔﻲ ﻫﺎی ﺧﺎص ﺧﻮد ﻫﻤﺮاه ﺑﻮد و ﻫﺮ دو ﻛﺸﻮر در ﺟﻬﺖ ﮔﻴﺮی و ﻣﺮزﺑﻨﺪی ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺧﺎص ﺧﻮﻳﺶ ﺑﻮدﻧﺪ و ﺳﻌﻲ در اﺋﺘﻼف و اﺟﻤﺎع ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺑﺮﻋﻠﻴﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ و ﻣﺤﻜﻮم ﻧﻤﻮدن ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺑﻪ ﻋﺪم رﻋﺎﻳﺖ ﻗﻮاﻋﺪ و ﻣﻘﺮرات ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺑﻮدﻧﺪ . اﻳﺮان ﺑﺮ اﻳﻦ ﻋﻘﻴﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺣﻮزه ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس و ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ دارای ﻗﺪرت و ﺗﻮان ﺑﺮﺗﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ ای ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ و ژﺋﻮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ، ﺗﻮان ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و ﻛﻨﺘﺮل ﻣﻨﻄﻘﻪ را دارد . از دﻳﺪ اﻳﺮان ﻫﺮ ﻗﺪرت ﺧﺎرﺟﻲ، ﻳﻚ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺑﺎﻟﻘﻮه داﺋﻤﻲ ﺑﺮای اﺳﺘﻘﻼل ، ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻣﻠﻲ و ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ارﺿﻲ ﻛﺸﻮر و رﻗﻴﺒﻲ داﺋﻤﻲ ﺑﺮای اﻋﻤﺎل ﻧﻔﻮذ در ﻣﻨﻄﻘﻪ اﺳﺖ . ( ﮔﺮاﻫﺎم ﻓﻮﻟﺮ : ۲۸۵ ،۱۳۷۳) اﺑﺮان ﺑﻪ راﻳﻦ ﻋﻘﻴﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺎ ﻛﺎرﺷﻜﻨﻲ و اﻳﺠﺎد ﻣﻮاﻧﻊ و ﻣﺸﻜﻼت در راه ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎی داﺧﻠﻲ و ﺧﺎرﺟﻲ، ﺑﺎ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻳﺮان در ﺣﻮزه ﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ . اﻟﺒﺘﻪ اﻗﺪاﻣﺎت و ﻣﻮاﺿﻊ و ﻛﺎرﺷﻜﻨﻲ ﻫﺎیآﻣﺮﻳﻜﺎدر ﺑﺮﻫﻪ ﻫﺎیﻣﺨﺘﻠﻒﺑﻌﺪاز ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮیاﻧﻘﻼباﺳﻼﻣﻲ اﻳﻦ ادﻋﺎیاﻳﺮان را ﻛﺎﻣﻼ اﺛﺒﺎت ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ . ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻳﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎی ﻳﻜﺠﺎﻧﺒﻪ ﮔﺮاﻳﺎﻧﻪ آﻣﺮﻳﻜﺎ در ﻋﺮﺻﻪ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ و ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎی ﺳﺪ ﻧﻔﻮذ آن ﻛﺸﻮر و اﻳﺠﺎد ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎی واﮔﺮاﻳﻲ ﺑﻴﻦ اﻳﺮان و ﺳﺎﻳﺮ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺟﻬﺎن ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ . واﻗﻌﻴﺖ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻤﺎم دوﻟﺖ ﻣﺮدان اﻣﺮﻳﻜﺎ در اﺣﺰاب دﻣﻮﻛﺮات و ﺟﻤﻬﻮرﻳﺨﻮاه ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﺮان ازﻳﻚ اﺻﻮل ﻣﺸﺘﺮک و ﻗﺎﻋﺪه ﻣﻨﺪ و ﻧﺰدﻳﻚ ﺑﻪ ﻫﻢ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻮرد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﺮان ﺗﺒﻌﻴﺖ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ .
اﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ داﺋﻤﻲ، ﻣﻨﺴﺠﻢ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﺷﺪه ﺳﻌﻲ در اﻳﺠﺎد ﻣﺤﺪودﻳﺖ و ﻣﻮاﻧﻊ ﺑﺮای اﻓﺰاﻳﺶ ﻗﺪرت اﻳﺮان در ﻋﺮﺻﻪ ﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن اﺳﺖ . ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ در ﻋﻤﺮ ﺳﻲ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﻈﺎم ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﻣﻮاﻧﻊ و ﻣﺤﺪودﻳﺖ ﻫﺎی آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺎ اﺷﻜﺎل ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن و در اﻟﻔﺎظ و اﻋﻤﺎل ﻣﺘﻔﺎوت دﻳﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ و ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺟﺪﻳﺪ و ﺑﺎرز اﻳﻦ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻫﺎ را ﻣﻲ ﺗﻮان در ﻣﻮاﺿﻊ و ﻣﻮاﻧﻊ آﻣﺮﻳﻜﺎ در دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ اﻧﺮژی ﺻﻠﺢ آﻣﻴﺰ ﻫﺴﺘﻪ ای ﺑﺮرﺳﻲ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻧﻤﻮد . دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ ﻓﻦ آوری ﻫﺴﺘﻪ ای و ﺗﻮﻟﻴﺪ داﻧﺶ ﻫﺴﺘﻪ ای و ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮی ﻣﻬﺎرت و داﻧﺶ ﻫﺴﺘﻪ ای در ﻗﺎﻟﺐ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻳﻜﻲ دﻳﮕﺮ از ﻧﻘﺎط ﺗﻨﺶ و درﮔﻴﺮی ﺑﻴﻦ اﻳﺮان و آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ درﻃﻮل اﻳﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎل ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻫﺎ و ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ وﻣﻘﺎﻻت و ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎی ﺧﺎص ﺧﻮد را از ﺳﻮی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻋﻠﻤﻲ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺘﻪ اﺳﺖ . ﻣﺴﺌﻠﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻻﻳﻨﺤﻞ در رواﺑﻂ اﻳﺮان و آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺳﻤﺖ و ﺳﻮی ﺧﺎص ﺧﻮد را داﺷﺘﻪ اﺳﺖ و ﺑﺪﻟﻴﻞ ﺗﻀﺎد ﻣﻮاﺿﻊ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻃﺮﻓﻴﻦ، ﺑﻪ ﻳﻚ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﺑﺮای ﺣﺼﻮل ﺑﻪ ﻳﻚ ﻣﻮاﺿﻊ ﻣﺸﺘﺮک ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺗﻮاﻓﻖ ﻃﺮﻓﻴﻦ دﺳﺖ ﻧﻴﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ .
۴-۳-۱-۱- دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای
دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای و ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﻏﻨﻲ ﺳﺎزی اوراﻧﻴﻮم ﺳﺒﺐ ﮔﺮدﻳﺪه ﻛﻪ اﻧﺤﺼﺎر ﺗﻮان ﻫﺴﺘﻪ ای در ﺟﻬﺎن اﻣﺮوز ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ در دﺳﺖ ﻋﺪه ای ﻣﺤﺪودی از ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ، ﺷﻜﺴﺘﻪ ﮔﺮدد و اﻳﺮان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﻛﺸﻮرﻫﺎی درﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ، در زﻣﺮه ﭼﻨﺪ ﻛﺸﻮر ﻣﺸﺨﺺ و ﻣﻌﻴﻦ و ﻣﻌﺪود دارای ﺗﻮان ﻫﺴﺘﻪ ای ﻗﺮار ﺑﮕﻴﺮد . دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای ﺳﺒﺐ ﺧﻮد ﺑﺎوری و ﻏﺮور ﻣﻠﻲ اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﮔﺮدﻳﺪه و اﻧﻌﻜﺎس اﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺳﺒﺐ ﺑﺮوز ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻫﺎ و ﻣﻮﺿﻊ ﮔﻴﺮی ﻫﺎی ﺗﻨﺪ در ﻣﻴﺎن ﻛﺸﻮرﻫﺎی اروﭘﺎﻳﻲ و ﻏﺮﺑﻲ ﺑﻪ ﺧﺼﻮص اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ . ﺑﺮﻣﻼ ﺷﺪن ﻣﻮﺿﻮع اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای اﺑﺘﺪا در ۱۴ اوت ۲۰۰۲ م . ﺗﻮﺳﻂ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻨﺎﻓﻘﻴﻦ در ﻫﺘﻞ وﻳﻼرد واﺷﻨﮕﺘﻦ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ . ﺑﻌﺪ از آن ﺷﺒﻜﻪ ﺧﺒﺮی C.N.N از ﻧﻴﺮوﮔﺎه ﻫﺎی ﻧﻄﻨﺰو اراک ﺗﺼﺎوﻳﺮی را اراﺋﻪداد و اﻳﺮان را ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖﺳﻼح اﺗﻤﻲ در اﻳﻦ دو ﻧﻴﺮوﮔﺎه ﻣﺘﻬﻢ ﻧﻤﻮد . ﺑﻌﺪ از اﻧﻌﻜﺎس اﻳﻦ اﺧﺒﺎر و ﻣﻮﺿﻊ ﮔﻴﺮی ﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﮔﺮوﻫﻲ، ﻣﺤﻤﺪ اﻟﺒﺮادﻋﻲ ﻣﺪﻳﺮﻛﻞ آزاﻧﺲ در اواﻳﻞ ﺑﻬﻤﻦ ﻣﺎه ۱۳۸۱ ش . از اﻳﺮان ﺑﺎزدﻳﺪ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ و اﻋﻼم ﻣﻲ ﻛﻨﺪ آﻧﭽﻪ ﻛﻪ در اﻳﺮان دﻳﺪه و ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﻤﻮده اﺳﺖ ﻣﻮﺿﻮع ﻏﻴﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮه ای ﻧﺒﻮده و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان ﺻﻠﺢ آﻣﻴﺰ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ . اﻣﺎ ﺑﺮﺧﻲ از ﻛﺸﻮرﻫﺎ اﻇﻬﺎرات ﺗﻨﺪ و ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺟﻮﻳﺎﻧﻪ ای از ﺧﻮد ﺑﺮوز دادﻧﺪ ﺗﺎ اﻳﻦ ﻛﻪ اﻟﺒﺮادﻋﻲ در ۲۶ ﺧﺮدادﻣﺎه ۱۳۸۲ ﮔﺰارش ﺟﺎﻣﻌﻲ از ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎی ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان اراﺋﻪ داد . در اﻳﻦ ﻣﻴﺎن اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﺗﺨﺮﻳﺒﻲ را ﻋﻠﻴﻪ اﻳﺮان ﺑﻪ ﻛﺎر ﮔﺮﻓﺖ و اﻋﻼم ﻧﻤﻮد اﻳﺮان ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻫﺪه N.P.T ﭘﺎﻳﺒﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﺪون ﭘﻴﺶ ﺷﺮط ﭘﺮوﺗﻜﻞ اﻟﺤﺎﻗﻲ را اﻣﻀﺎء ﻧﻤﺎﻳﺪ . ( ﻗﺮﻳﺐ آﺑﺎدی : ۱۳۸۳،۸۲-۸۰) از اﻳﻦ ﺗﺎرﻳﺦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﺮوﻧﺪه ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان وارد ﻛﺶ و ﻗﻮس ﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ ﮔﺮدﻳﺪ و ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ ﻫﺎ از ﺳﻮی ﻣﺠﺎﻣﻊ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﻣﺘﻮﺟﻪ آن ﮔﺮدﻳﺪ . دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای از ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎی ﭘﺎﻳﺪار در ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ از اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ ﺑﻮده اﺳﺖ . اﻳﺮان در ﺳﺎل ۱۹۷۰ م . ﭘﻴﻤﺎن ﻣﻨﻊ ﺗﻜﺜﻴﺮ ﺳﻼح ﻫﺎی اﺗﻤﻲ را اﻣﻀﺎء ﻧﻤﻮد و در ﺟﻬﺖ ﺗﺤﻘﻖ ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای ﺑﻪ اﻋﺰام داﻧﺸﺠﻮ ﺑﻪ ﺧﺎرج از ﻛﺸﻮر و ﻋﻘﺪ ﻗﺮاردادﻫﺎی دوﺟﺎﻧﺒﻪ ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎی اروﭘﺎﻳﻲ، ﻗﺪم ﻫﺎی اوﻟﻴﻪ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ را ﺑﺮداﺷﺖ . ﭘﺮوژه ﺑﻮﺷﻬﺮ و ﺳﺎﺧﺖ اوﻟﻴﻦ راﻛﺘﻮر ﻫﺴﺘﻪ ای اﻳﺮان ﺑﻪ آﻟﻤﺎن واﮔﺬار ﮔﺮدﻳﺪ و ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﭘﺮوژه دارﺧﻮﻳﻦ را ﻋﻬﺪه دار ﮔﺮدﻳﺪ و اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه، اﻳﺮان را ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاری در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ (www.hoqouq.com/law ) . ﻧﻤﻮد ﺗﺸﻮﻳﻖ ﺑﺎ ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮی اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ و ﺧﺮوج دوﻟﺖ اﻧﻘﻼﺑﻲ اﻳﺮان از ﺑﻠﻮک ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ داری و ﻣﺘﺤﺪان آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ - اروﭘﺎﻳﻲ اش، ﺗﻨﺶ و ﺟﺪال ﻣﻴﺎن اﻳﺮان و آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺎﻻﮔﺮﻓﺖ . ﺑﻪ ﻃﻮری ﻛﻪ ﺑﺎ اﺷﻐﺎل ﺳﻔﺎرت آﻣﺮﻳﻜﺎ در ۱۳ آﺑﺎن ۱۳۵۸، رواﺑﻂ ﻫﺮدو ﻛﺸﻮر ﺑﻪ ﺳﺮدی ﮔﺮاﻳﻴﺪ . ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻗﻄﻊ رواﺑﻂ اﻳﺮان ﺑﺎ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻣﺘﺤﺪ ﻫﺴﺘﻪ ای در ﻗﺒﻞ ازاﻧﻘﻼب، ﺷﺮوع ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﻴﻠﻲ از ﺳﻮی ﻋﺮاق و ﻣﺘﺤﺪان ﻣﻨﻄﻘﻪ ای و ﻓﺮاﻣﻨﻄﻘﻪ ای آن و ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺷﺪن ﺟﻨﮓ و ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎ و ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﺸﻜﻼت آن، ﺗﺎ ﻣﺪﺗﻲ اﻳﺮان را از ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای ﻣﺒﺮا ﺳﺎﺧﺖ ﺗﺎ اﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﻌﺪاز ﺟﻨﮓ، ﺑﻪ ﺧﺼﻮص از اواﻳﻞ دﻫﻪ ۱۳۷۰ روﻳﻜﺮد اﻳﺮان ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای ﻓﻌﺎل ﮔﺮدﻳﺪ و در اﻳﻦ راه اﻗﺪاﻣﺎت و ﺗﺤﺮﻛﺎﺗﻲ اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺖ . اﻳﺮان در ﺟﻬﺖ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای و راه اﻧﺪازی ﻧﻴﺮوﮔﺎه ﻫﺴﺘﻪ ای ﺑﻮﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻋﻘﺪ ﻗﺮاردادﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮای اﺳﺘﻔﺎده از اﻧﺮژی ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ آﻣﻴﺰ ﻫﺴﺘﻪ ای ﺑﺎ ﻓﺪراﺳﻴﻮن روﺳﻴﻪ در دوم ﺷﻬﺮﻳﻮر ۱۳۷۱ و ﺑﺎ دوﻟﺖ ﭼﻴﻦ در ﻧﻮزدﻫﻢ ﺷﻬﺮﻳﻮر ۱۳۷۱، ﻫﻤﻜﺎری ﻫﺎی ﮔﺴﺘﺮده ﺑﺎ آژاﻧﺲ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ اﻧﺮژی اﺗﻤﻲ، ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻓﻌﺎل در ﻛﻤﻴﺘﻪ ﺧﻠﻊ ﺳﻼح درﻣﺬاﻛﺮات ۱۹۹۳ مﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪﻣﻨﻊ ﺗﺴﻠﻴﺤﺎت ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ و اﻣﻀﺎیﻣﻌﺎﻫﺪه ﺳﻼح ﻫﺎی ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ۱۹۹۳ م . ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣﺴﺘﻤﺮ در ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻨﻊ ﺗﺴﻠﻴﺤﺎت ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ، ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻓﻌﺎل و ﺳﺎزﻧﺪه در ﻣﺬاﻛﺮات ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻫﺪه ﻣﻨﻊ ﺟﺎﻣﻊ آزﻣﺎﻳﺶ ﻫﺎی ﻫﺴﺘﻪ ای و اﻣﻀﺎء آن، از دﻳﮕﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎی ﻋﻤﺪه اﻳﺮان در زﻣﻴﻨﻪ ﻛﻨﺘﺮل ﺗﺴﻠﻴﺤﺎت و ﺧﻠﻊ ﺳﻼح در اﻳﻦ دوره زﻣﺎﻧﻲ ﺑﻮده اﺳﺖ . ( ﺧﻮش اﻧﺪام : ۱۳۸۶،۵۶) اﺳﺘﺪﻻل ﻫﺎی اﻳﺮان در ﺟﻬﺖ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻧﺮژی ﻫﺴﺘﻪ ای و ﻋﺪم ﭘﺬﻳﺮش ﺗﻌﻠﻴﻖ ﻏﻨﻲ ﺳﻠﺰی اوراﻧﻴﻮم را ﻣﻲ ﺗﻮان درم وارد زﻳﺮ ﻣﻮرد ارزﻳﺎﺑﻲ ﻗﺮارداد .
۴-۳-۱-۲-ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻋﻠﻤﻲ - ﺻﻨﻌﺘﻲ :
مصاحبهها با موضوع تدوین خط مشی زیستمحیطی مرتبط با بحران دریاچه ارومیه
N
معاون آب و آبفای وزیر نیرو
O
نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی
P
فعّال زیستمحیطی و عضو تشکل مردمنهاد
Q
نماینده مجلس شورای اسلامی
R
استاندار آذربایجان غربی و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی
۳-۶- اجرای روش در پژوهش حاضر
در این بخش ابتدا به علل استفاده از روش تحقیق دادهبنیاد در تحقیق حاضر پرداخته و سپس راهکارهای بومیسازی خروجی پژوهش را ذکر میکنیم. در نهایت نیز ارتباط میان مراحل گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات با سؤالات اصلی و فرعی پژوهش را تبیین میکنیم.
۳-۶-۱- علل به کارگیری روش نظریه دادهبنیاد
با توجه به ویژگیهایی که تا کنون برای روش دادهبنیاد ذکر شده است، علل استفاده محقّق از این روش در پژوهش حاضر را میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
اول اینکه با توجه به هدف و سؤال پژوهش، نیازمند روشی بودیم که ضمن آن «دادههای دست اول» از صاحب نظران و دست اندرکاران گردآوری شود بدین معنی که دادهها به طور مستقیم توسط پژوهشگر استخراج شود. (نه دادههای دست دوم نظیر مقالات یا کتب و …) از آنجا که مبنای تحلیل روش دادهبنیاد نیز عموماً دادههای دست اول است لذا با این معیار کاملاً متناسب بود.
هدف پژوهش چنین اقتضا میکرد که از روشی استفاده شود که ابزار گردآوری اطلاعات در آن به صورت تعاملی (دوطرفه) و با جلب نظرات همزمان مشارکت کنندگان در پژوهش باشد. به عبارت دیگر صرف انجام پیمایش و یا تحلیل کمّی به کمک ابزارهای گردآوری یکطرفه نظیر پرسشنامه به هیچ وجه تأمین کننده هدف تحقیق محسوب نمیشد. مناسبترین ابزار بدین منظور، «مصاحبههای نیمه ساختاریافته» تخصّصی است که محور مرحله گردآوری اطلاعات در روش دادهبنیاد میباشد.
پاسخ به سؤال اصلی تحقیق نیازمند اتّخاذ رویکردی استقرایی و از جزء به کل (از دادههای مشارکت کنندگان در پژوهش به سمت خلق قضایای تئوریک) میباشد و به کارگیری رویکردی «قیاسی» و برخاسته از ادبیات موضوع (از کل به جزء) به هیچ وجه پاسخگو نیست؛ به عبارت دیگر پاسخ به سؤال اصلی نیازمند روشی است که تکیه بر مبانی نظری و ادبیات موضوع نداشته بلکه سنگ بنای آن دادههای عینی پژوهشگر باشد که این معیار کاملاً با منطق استقرایی روش دادهبنیاد سازگار است.
با توجه به هدف و سؤال پژوهش (به ویژه وجه بومیسازی الگوی مورد نظر) نیازمند روشی بودیم که قابلیت ایجاد مفاهیم و مضامین نوآورانه و بدون سابقه در ادبیات موضوع را داشته باشد. به این معنی که خلق مضامین انتزاعی همراه با تعبیر و تفسیر دادهها توأم با مفهومپردازی آنها و «واژهگزینی بدیع» باشد که این ویژگی نیز در روش دادهبنیاد وجود داشت.
۳-۶-۲- مکانیزم بومیسازی خروجی تحقیق
همانطور که در فصل اول تحقیق ذیل نقشه راه پژوهش تشریح شد منظور پژوهشگر از صفت «بومی» توجّه ضمنی به سه محور در طرّاحی الگو است.
نخست شرایط اقلیمی (اکوسیستمی) خاصّ کشور که طبعاً منجر به مسائل و اقتضائات متفاوت زیستمحیطی کشور با سایر کشورها شده است.
دوم بازیگران، سازمانها، نهادها و گروههای ذینفع تأثیرگذار بر تدوین خط مشیهای زیستمحیطی کشور که طبعاً مجموعهای متفاوت با سایر کشورها را شامل میشود.
سوم ماهیت «ارزش- محور» تدوین خط مشیها که از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت بوده و به تعبیر لاسول یکی از ویژگیهای اساسی علم خط مشیگذاری عمومی است. (ارزشهای اسلامی)
بدین منظور سه نوع ورودی مختلف از سه منبع وارد فرایند کدگذاری گردید.
جدول شماره ۳-۳: راهکارهای بومیسازی خروجی پژوهش
نوع ورودی
موضوع ورودی
منبع ورودی
پردازش ورودی
هدف
رضایت شغلی
نظام ترفیع مناسب
قدردانی و سپاس از خدمات
خدمات اجتماعی.
«مارچ» و «سایمون»[۸۵] نیز طی مطالعهای به بررسی تعهد سازمانی پرداختند. در این تحقیق، مواردی همچون تصدی مشاغل، مزایای بازنشستگی، آموزش، سابقه، متغیرهای مشارکت، منزلت اجتماعی، کار و ابهام در نقش بر تعهد مؤثر شناخته شد. بر اساس یافته های آنها چهار متغیر اول بر تعهد مستمر و مابقی بر تعهد ارزش مؤثر بوده است. «مودی» و دیگران[۸۶] عواملی را که به تعهد سازمانی بیشتر منجر میشود به سه دستهی اصلی تقسیم بندی کردهاند:
عوامل شخصی
عوامل سازمانی
عوامل غیر سازمانی
هرکدام از این عوامل ممکن است در بروز ابعاد مختلفی از تعهد سازمانی با درجه های متفاوت مؤثر باشند. «می یر» و «هرسکویچ» [۸۷]نیز تأثیر متغیرهای زیادی را بر تعهد مورد بررسی قرار دادند. آنها اعتقاد دارند که همهی این متغیرها را میتوان در سه مقولهی ویژگیهای شخصی، ویژگیهای سازمانی و تجارب کاری، دسته بندی کرد (همان منبع)
شکل ۲-۱۰) عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی از دیدگاه «آلن» و «می یر»
۲-۱۸) مدلهای تعهد سازمانی
دیدگا ه های مدل های تعهد سازمانی به قرار زیر است:
۲-۱۸-۱)دیدگاه «ریچرز»
«ریچرز»[۸۸] یکی از اولین محققان درباره کانون تعهد اعتقاد دارد که مفاهیم عمومی تعهد سازمانی ممکن است زمانی بهتر درک شوند که آنها را مجموعهای از تعهدات در نظر گرفت. به اعتقاد او کارکنان میتوانند تعهدات مختلفی را به اهداف و ارزشهای گروهی گوناگون در درون سازمان تجربه کنند بنابراین در درون سازمان تنها درک تعهد سازمانی مهم نیست؛ بلکه توجه به کانونهای تعهد نیز الزامی است. «ریچرز» کانونهای تعهد کارکنان را شامل تعهد به مدیریت عالی، سرپرستان، گروه کار همکاران و مشتریان سازمان داشته و معتقد است که کارکنان میتوانند به این کانونها با توجه به درجه انطباق اهداف و ارزشهایشان با آنها طور متفاوتی متعهد شوند(Shiuan et al[89],2010).
۲-۱۸-۲)«آنجل» و «پری»
«آنجل» و «پری» [۹۰]برپایه نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل پرسشنامه تعهد سازمانی «پورتر» و همکارانش، بین تعهد ارزش و تعهد به ماندن، تمایز قایل شدند. اگرچه این پرسشنامه یک بعدی در نظر گرفته شده است، تحلیل «آنجل» و «پری» دو عامل اساسی پرسشنامه را آشکار کرد. یک عامل به وسیله پرسشهایی مشخص میشود که تعهد به ماندن را ارزیابی میکنند و دیگری به وسیله پرسشهایی که تعهد ارزش(حمایت از اهداف سازمان) را اندازه گیری میکنند مشخص میگردد. تعهد ارزش، «آنجل» و «پری» گرایش مثبتی را به سازمان نشان میدهد. این نوع تعهد اشاره به تعهد روانی و عاطفی دارد. تعهد به ماندن «آنجل» و «پری» اشاره به اهمیت تعاملات پاداشها، مشارکتهای تفکیک ناپذیر در یک مبادله اقتصادی دارد. این نوع تعهد اشاره به تعهد حسابگرانه مبتنی بر مبادله و تعهد مستمر دارد(حسین زاده، ۱۳۸۴).
۲-۱۸-۳)«هرسی» و «بلانچارد[۹۱]»
«هرسی» و «بلانچارد» به پنج تعهد اشاره میکنند که مدیران برتر در سازمان هایشان در نظر میگیرند. این کانونها قابل مصداق برای کل کارکنان نیز میباشد. شکل زیر این تعهدات پنجگانه را نشان میدهد(هرسی و بلانچارد، ۱۳۸۳، ص ۵۷۱).
شکل ۲-۱۱)تعهدات پنج گانه(هرسی ـ بلانچارد، ۱۳۸۳، ص۵۷۱)
۲-۱۸-۴) مدل «مایر» و «شورمن»
به نظر «مایر» و «شورمن[۹۲]» تعهد سازمانی دو بعد دارد. آنها این دو بعد را تعهد مستمر(میل به ماندن در سازمان) و تعهد ارزش(تمایل به تلاش مضاعف) نامیدند. اگرچه شباهتهایی بین ابعاد تعهد سازمانی شناسایی شده توسط «آنجل» و «پری» و «مایر» و «شورمن» و آنچه که توسط «می یر» و «آلن»(عاطفی، مستمر و هنجاری) اصولا بر اساس قالب ذهنی که فرد را به سازمان مرتبط میکنند متفاوت هستند. نتیجه رفتاری هر سه جزء تعهد با این حال مشابه است و آن ادامه کار در سازمان است. برعکس، در مدلهای «آنجل»، «پری»، «مایر» و «شورمن» فرض شده است که تعهد مستمر مرتبط با تصمیم به ماندن یا ترک سازمان است و تعهد ارزش مرتبط به تلاش مضاعف در جهت حصول به اهداف سازمانی است(حسین زاده، ۱۳۸۴) .
۲-۱۸-۵) مدل «پنلی» و «گولد»[۹۳]
«پنلی» و «گولد» یک چارچوب چند بعدی را ارائه کردند. آنها بین سه شکل از تعهد با عناوین اخلاقی، حسابگرانه و بیگانگی تمایز قایل شدند. تعریف تعهد اخلاقی به طور نزدیکی با تعریف تعهد عاطفی «مییر» و «آلن» و تعهد ارزش «آنجل» و «پری» و «مایر» و «شورمن» یکسان است. استفاده از واژه تعهد حسابگرانه منطبق با متابعت مطرح شده در مدل «ارایلی» و «چتمن» است و ممکن است به عنوان یک شکل از انگیزش به جای تعهد در نظر گرفته شود. سرانجام منظور آنها از تعهد بیگانگی تا حدی با تعهد مستمر «می یر» و «آلن» یکسان است(حسین زاده، ۱۳۸۴).
۲-۱۸-۶) «بکر» و «بیلینگس» [۹۴]
برای طبقه بندی کانونهای تعهد، «بکر» و «بیلینگس» بین کسانی که متعهد به سطوح پایین سازمان همچون گروه کاری و سرپرست مستقیم هستند و کسانی که عمدتا متعهد به سطوح بالای سازمان مثل مدیریت ارشد و سازمان در کل بودند، تمایز قائل شدند. با ترکیب هر کدام از این سطوح بالا و پایین، آنها چهار دیدگاه متمایز را مطرح کردند. افرادی که تعهد کمی هم به گروه های کاری و سرپرستان و هم به مدیریت ارشد و سازمان دارند، به آنها عنوان بی تعهد دادند. بر عکس افرادی که به هردو کانون تعهد بالایی را نشان دادند، متعهد نامیده شدند. در بین این دو گروه افرادی هستند که به سرپرست و گروه کاریشان کاملا متعهد اما به مدیریت عالی و سازمان متعهد نیستند که به عنوان افراد متعهد جزئی(محلی) در نظر گرفته میشوند و کسانی که به مدیریت ارشد و سازمان کاملا متعهد ولی به سرپرست و گروه کاریشان متعهد نیستند که به آنها افراد متعهد کلی(جهانی) میگویند. «بکر» و «بیلینگس» در مطالعه یک سازمان عرضه کننده لوازم نظامی بزرگ، دریافتند که نگرشهای کارکنان مرتبط با رفتارهایشان بود. برای مثال افراد بی تعهد (برپایه پاسخهایشان به سؤالهای مختلف) علاقه بیشتری به ترک شغل و علاقه کمتری برای کمک به دیگران داشتند. در عوض افرادی که در طبقه متعهد بودند، این چنین نبودند. آنهایی که به طور کلی(جهانی) و به طور جزیی(محلی) متعهد بودند، بین این دو گروه نهایی قرار گرفتند. در نتیجه اگرچه این روش تمایز بین کانونهای مختلف تعهد هنوز جدید است ولی جای امیدواری است که بتوان از آن به عنوان ابزاری برای درک کلیه ابعاد تعهد سازمانی استفاده کرد(۲۰۰۷،[۹۵] Geenbeg – Baron).
سرپرستان وگروه کاری :
شماره۲-۱۲)چهار دیدگاه تعهد(فرهنگی ـ حسین زاده، ۱۳۸۴)
۲-۱۸-۷) «پورتر»[۹۶]
«پورتر» تعهد را بر اساس نیروی کلی همانند سازی(تعیین هویت) و مشارکت یک فرد در سازمان تعریف میکند. در این دیدگاه تعهد ناشی از سه عامل ۱) قبول اهداف و ارزشهای سازمان، ۲) تمایل به همکاری با سازمان برای کسب اهدافش، ۳) میل به باقی ماندن در سازمان(Streets[97], 2009) است. در این دیدگاه تعهد به عنوان یک مفهوم تک بعدی نگریسته شده است که تنها متمرکز بر تعهد عاطفی است. سالها اندیشمندان درک ما را از تعهد سازمانی با نگریستن به آن به شکل چند بعدی تغییر دادهاند. این محققان علاقمند به یک مجموعه وسیعتر از پیوندهای بین کارکنان و سازمانها نسبت به آنچه که «پورتر» مطرح کرد، بودهاند. در حالی که «پورتر» متمرکز بر یک پیوند توصیف شده باقبول اهداف سازمان بوده است. تحقیقات محققان بعدی بر انواع تعهد متمرکز شده است که میتواند برای توجیه رفتار فرد و استمرار آن در محیط کار در نظر گرفته شود(Mowday[98], 1998).
۲-۱۹) راهکارهای افزایش تعهد سازمانی
تعدادی از راهکارهای مهم برای ارتقای تعهد سازمانی به شرح زیر است:
بالابردن پیوستگی عاطفی در کارکنان و درگیرکردن بیشتر آنها با اهداف سازمان
بهبود شبکه های ارتباط اجتماعی در کار
مشارکت کارکنان در تصمیم گیری
ارزیابی عملکرد کارکنان به منظور ایجاد بازخورد کاری
تشریح اهداف و سالتهای سازمانی
حذف موانع کاری
تأکید بر جنبه هایی که موجب ارزش اجتماعی سازمان میشود.
ایجاد سیستمهای مناسب تشویق و تنبیه
حذف تبعیضها و روابط نامناسب افراد در محیط کار
استقلال نسبی برای انجام وظایف
زمینه مناسب برای ایجاد خلاقیت و نوآوری کارکنان(رنجبران، ۱۳۸۶).
غنی سازی شغلی
اعطای تسهیلات
محول کردن سطح بالاتری از مسئولیت به افراد برای انجام شغل(Graham-organ[99],2009).
بخش سوم
رضایت شغلی
۲-۲۰) تعاریف و مفاهیم رضایت شغلی
رضایت شغلی یک حس مثبت و مطبوع و پیامد ارزیابی شغلی یا تجربه فرد است. این حالت کمک زیادی به سلامت فیزیکی و روانی افراد میکند. از نظر سازمانی سطح بالای رضایت شغلی، منعکس کننده جوّ سازمانی بسیار مطلوب است که منجر به جذب و بقای کارکنان میشود. «لوک[۱۰۰]» معتقد است رضایتمندی شغلی ناشی از ارزیابی شغلی به عنوان امری است که رسیدن یا امکان رسیدن به ارزشهای مهم شغلی را فراهم میآورد. بنابراین، فرد زمانی به طور مؤثر سازمان را در جهت رسیدن به اهداف آن یاری میرساند که ابتدا از شغل و حرفه خود راضی و خشنود باشد و نیز به کاری بپردازد که به آن علاقمند است(فروغی، ۱۳۸۶).
رضایت شغلی به نگرش کلی فرد به شغلش اطلاق میشود کسی که رضایت شغلیاش در سطح بالایی باشد، به کارش نگرش مثبتی دارد. اما کسی که از کارش ناخشنود باشد، نگرش وی به کارش منفی است(سایمونز[۱۰۱]، اسکات[۱۰۲] و سیبال[۱۰۳]، ۲۰۰۲).
۵) گسترش یا توسعه
ایجاد روابط عمومی با افراد خیرخواه و اعضای سازمانهای غیرانتفاعی جهت کسب حمایتهای مالی و بهرهمند شدن از کمکهای داوطلبانه.
۶) مشاوره[۴۲]
رایزنی با مدیریت درباره مسایل عمومی و جایگاه و تصویر ذهنی شرکت.
۷) ارتباطات جمعی[۴۳]
فراهم کردن ارتباط داخلی و خارجی برای شناساندن بهتر شرکت یا مؤسسه.
چنانچه به وظایف بالا که برای روابط عمومی عنوان شد دقت بیشتر میکنیم متوجه میشویم که برای انجام این وظایف و توسعه روابط گفته شده شرکت هزینهای سنگین را متحمل نمیشود. این در حالی است که در حوزه تبلیغات شرکت متحمل هزینه های بسیار گزافی میشود. از این روست که متخصصان بازاریابی تبلیغات را پرهزینه و در مقایسه با آن روابط عمومی را بیهزینه میدانند. البته ذکر بیهزینه بودن روابط عمومی اندکی اغراقآمیز به نظر میرسد و علت این اغراق که اغراقی نسبتاً منطقی نیز هست از آن حیث است که نسبت به هزینه بسیار بالایی که بر روی سایر عناصر ترویج میشود هزینهای که صرف روابط عمومی میشود عمدتاً ناچیز است و روابط عمومی اغلب با ایجاد روابط فردی و دوستانه اطلاعرسانی میکند. همانطور که گفته شد، روابط عمومی میتواند با هزینه بسیار کمتری (در مقایسه با تبلیغات) بر آگاهیهای مردم بیفزاید و آثار مثبت بیشتری نیز دارد. شرکتی که از روابط عمومی استفاده میکند اغلب مبلغی بابت استفاده از فضا یا زمان در رسانه ها پرداخت نمیکند بلکه مبلغی به کارکنان میپردازد تا خبرنامههایی را تهیه و پخش کند و بر رویدادها نظارت نمایند. اگر شرکت بتواند داستان جالبی خلق کند، آنگاه رسانه های گوناگون به سراغ شرکت میروند. این کار میتواند اثری همانند یک آگهی بازرگانی داشته باشد که باید میلیونها دلار برای آن هزینه کرد، روابط عمومی در مقایسه با تبلیغات از درجه اعتبار بیشتری در ذهن مشتری یا مخاطب برخوردار است، اما با وجود این همه توانایی های بالقوه اغلب واحد روابط عمومی را «فرزندخوانده بازاریابی»[۴۴] مینامند.
(۱) این اصطلاح اولین بار توسط مریمس[۴۵] به کار گرفته شده است.
زیرا عملکرد این واحد در راستای عملیات بازاریابی بسیار محدود و نوع فعالیت آن پراکنده بوده است. بازاریان غالباً استفاده چندانی از روابط عمومی نمیکنند یا اگر هم بکنند آن را زیاد جدی نمیگیرند. با این وجود استفاده معقول و حساب شده از یک برنامه روابط عمومی همگام با سایر ارکان ترکیب عناصر پیشبردی میتواند بسیار مؤثر افتد و توأم با صرفجوییهای اقتصادی باشد.
جدول ۳-۲ به طور خلاصه انواع مختلف روش های ترویج را با هم مقایسه مینماید. همانطور که ملاحظه خواهید نمود از حیث متغیرها و عوامل مختلف این ابزار مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتهاند.
جدول ۳-۲: مقایسه ویژگیهای عناصر آمیخته بازاریابی (روستا، ۱۳۷۸، ۲۶)
پیشبرد فروش | فروشندگی شخصی | تبلیغات | روابط عمومی | |
شکل ارتباط | غیرمستقیم و غیرشخصی[۴۶] | مستقیم و رودررو[۴۷] | مستقیم و غیرشخصی[۴۸] | غیرمستقیم و غیرشخصی |
میزان کنترل بر فرایند ارتباطات | متوسط | بالا | پائین | متوسط |
انعطافپذیری پیام | متوسط (پیامی مشابه برای بازارهای هدف متفاوت فرستاده میشود) |
بالا (پیام براساس ویژگیهای مخاطب فرستاده میشود) |
پائین (پیامی مشابه برای تمامی مخاطبان فرستاده میشود) |
پائین (هیچ کنترل مستقیمی وجود ندارد) |
میزان بازخور | متوسط | زیاد | کم | کم |
Caffeic acid
Rosmarinic acid
شکل ۲-۱ مسیر سنتز طبیعی کافئیک اسید، دهیدروکسی فنیللاکتیک اسید و رزمارینیک اسید در برخی گیاهان. شیکیمیک اسید آمینواسیدهای ضروری معطر نظیر فنیلآلانین و تیروزین را مهیا میکند (السریشیا و همکاران، ۱۹۹۹).[۱۱۳]
ساختار شیمیایی سه ماده کافئیک اسید، دهیدروکسی فنیل لاکتیک اسید و رزمارینیک اسید نیز در شکل ۲-۲ آورده شده است.
شکل ۲-۲ ساختار شیمیایی کافئیک اسید، دهیدروکسی فنیل لاکتیک اسید و رزمارینیک اسید (السریشیا و همکاران، ۱۹۹۹).
۲-۶-۳-۱-۱- داروشناسی رزمارینیک اسید
رزمارینیک اسید به طور طبیعی باعث ایجاد عوامل غیراستروئید ضد التهاب میشود. رزمارینیک اسید در از بین بردن رادیکالهای آزاد اکسیژن و کاهش فعالیت سیستم کمپلمانت موثر است. همچنین رزماری باعث عملکرد بهتر سیستمهای داخلی بدن نظیر سیستم عصبی مرکزی، سیستم گردش خون و ماهیچههای ارادی میشود. اثر رزماری به دلیل ویژگیهای خاص نامبرده شده، در درمان بسیاری از بیماریهای انسانی نظیر روماتیسم، تصلب شرائین، بیماریهای عروق کرونر، مسمومیت کبدی، سرطان، زخم روده، آب مروارید، آسم تنفسی، زخم معده و کمبود تحرک اسپرم به اثبات رسیده است [۱۸].
۲-۷- استفاده از رزماری در آبزی پروری
اعتمادی و همکاران (۱۳۸۷) پتانسیل ضدباکتریایی و آنتیاکسیدانی عصاره رزماری در افزایش عمر ماندگاری ماهی قزلآلای رنگینکمان را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل نشان دهنده تاثیر معنی دار عصاره رزماری در به تعویق انداختن اکسیداسیون لیپید لاشه قزل آلای رنگین کمان بود به طوری که عصاره رزماری در شرایط خلاء عمر ماندگاری نمونه ها را ۴ روز نسبت به تیمار شاهد افزایش داد [۱۲]. نتایج تحقیقات وو و همکاران[۱۱۴] (۱۹۸۲) بیانگر یکسان بودن قدرت آنتی اکسیدانی عصاره رزماری با [۱۱۵]BHT و بیشتر بودن قدرت آنتی اکسیدانی آن نسبت به BHA[116] است [۷۴]. در مطالعهای دیگر، کاهش معنیداری (۰۵/۰< p) در میزان مرگ و میر ماهیان تیلاپیا آلوده شده به باکتری S. iniae که از جیره حاوی عصاره خشک اتیل استات گیاه رزماری که حاوی مواد شیمیایی ضد میکروبی نظیر ترپنها (۱,۸-cineol, o-pinene, a-pinene, limonene, terpineol-4-ol, a-terpineol)، کافور و پلیفنولها (نظیر carnosic acid, rosmarinic acid) استفاده کرده بودند مشاهده شد [۱۶]. زیلبرگ و همکاران[۱۱۷] (۲۰۱۰) تاثیر مثبت پودر برگ خشک گیاه رزماری را در کنترل استرپتوکوکوزیس در ماهیان تیلاپیای نیل به اثبات رساندند. در تحقیق آن ها استفاده از پودر برگ رزماری به میزان ۸ درصد جیره به مدت ۵ روز باعث کاهش معنی دار تلفات همسان با تیمار تغذیه شده با آنتی بیوتیک اکسی تتراسایکلین بود [۸۱].
۲-۸- استفاده از مواد محرک رشد و سیستم ایمنی در فیلماهیان جوان پرورشی
حسینیفر و همکاران (۲۰۱۲) اثر مخمر نان (Saccharomyces cerevisiae) را بر پارامترهای رشد، ویژگیهای فیزیولوژیکی و فلور میکروبی روده بچهماهیان فیلماهی (Huso huso) مورد بررسی قرار دادند [۳۷]. صفرپور و همکاران (۲۰۱۱) اثر ویتامین E را بر پارامترهای رشد، ترکیب لاشه، خونشناسی و پارامترهای ایمنیشناسی فیلماهیان جوان مورد بررسی قرار دادند [۶۱]. جلالی و همکاران (۲۰۰۹) اثر مقادیر مختلف ارگوسان را بر پارامترهای رشد، ترکیب لاشه، بازماندگی و تغییرات خونشناسی فیلماهی مورد بررسی قرار دادند [۳۹]. فلاحتکار و همکاران (۱۳۸۵) تاثیر ویتامین C بر برخی پارامترهای رشد، نرخ بازماندگی و شاخص کبدی در فیلماهیان جوان پرورشی را مورد بررسی قرار دادند [۱۱]. اکرمی و همکاران (۲۰۰۹) اثر پربیوتیک اینولین[۱۱۸] را بر پارامترهای رشد، فلور باکتریایی روده، ترکیب لاشه و پارامترهای خونشناسی فیلماهیان جوان پرورشی مورد بررسی قرار دادند [۱۷]. اکرمی و همکاران (۲۰۱۱) در بررسی خود اثر الیگوساکارید[۱۱۹] انسانی را بر پارامترهای رشد، بازماندگی، ترکیب لاشه و برخی پارامترهای خونشناسی فیلماهیان جوان پرورشی مورد بررسی قرار دادند [۵۹]. طاعتی و همکاران (۲۰۱۲) تاثیر پروبیوتیک ایمونوال[۱۲۰] را بر پارامترهای رشد، ترکیب لاشه و متغیرهای ایمونوفیزیولوژیکی فیلماهیان جوان مورد بررسی قرار دادند [۶۷]. خواجهپور و همکاران (۲۰۱۱) اثر مقادیر مختلف سیتریک اسید[۱۲۱] را بر پارامترهای خونشناسی و بیوشیمیایی فیلماهیان جوان مورد بررسی قرار دادند [۴۴]. حسینیفر و همکاران (۲۰۱۱) در بررسی خود تاثیر الیگوفروکتوز[۱۲۲] را بر پارامترهای خونشناسی و بیوشیمیایی سرم خون فیلماهیان جوان پرورشی مورد بررسی قرار دادند [۳۶]. حیدریه و همکاران (۲۰۱۱) اثر مقادیر مختلف فیبر و ارگوسان را بر پارامترهای رشد، تعداد سلولهای ایمنی و فعالیت لیزوزیمی فیلماهیان جوان پرورشی مورد بررسی قرار دادند [۳۵]. طاعتی و همکاران (۲۰۱۱) در بررسی خود تاثیر پربیوتیک ایمونواستر[۱۲۳] را بر شاخصهای رشد، ترکیب لاشه و شاخصهای سیستم ایمنی فیلماهیان جوان پرورشی مورد بررسی قرار دادند [۶۸]. ابراهیمی و همکاران (۱۳۹۱) اثر سطوح مختلف اسانس سیر بر شاخصهای رشد، تغذیه و ترکیب شیمیایی لاشه فیلماهی (Huso huso) جوان پرورشی را مورد بررسی قرار دادند [۴].
فصل سوم
مواد و روشها
۳-۱- سیستم پرورش
سیستم مورد استفاده برای نگهداری ماهیان، سیستم مداربسته بود که در سالن تکثیر و پرورش آبزیان واقع در مزرعه دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان قرار دارد. این سیستم از سه بخش اصلی به شرح زیر تشکیل گردید.
۱) سه مخزن ذخیره آب هر یک به حجم ۴ متر مکعب که در ارتفاع سه متری زمین نصب شده و با اتصالات پلیاتیلنی به یکدیگر و به لوله ورودی تانکهای آزمایش متصل بود.
۲) تانکهای پرورشی هریک با حجم ۱۰۰ لیتر و با ورودی و خروجی مجزا
۳) سیستم فیلتراسیون: شامل سه قسمت مجزا و تفکیک شده در یک مخزن با حجم حدود یک متر مکعب است که به ترتیب حاوی شن درشت، شن ریز و پودر زئولیت بود.
آب مورد نیاز، از آب شهر تامین میگردید که ابتدا آب لولهکشی شهر به مخزن ذخیره به حجم ۲ متر مکعب وارد گردید. آب ذخیره شده به مدت ۲۴ ساعت به منظور کلرزدایی نگهداری و هوادهی میگردید. آب موجود در سه مخزن ذخیره با دبی حدود ۷/۰ لیتر بر دقیقه از طریق لولههای پلیاتیلنی به تانکهای پرورشی وارد گردید. ۵ سری چهارتایی از تانکها به صورت مجموعههای مجزا در کنار یکدیگر قرار دادهشدند و آب خروجی هر مجموعه چهارتایی از تانکها قبل از ورود به لوله جمع آوری کننده، وارد یک تانک رسوبگیر میشد و بعد از تهنشین شدن فضولات، آب خروجی از طریق لوله جمع آوری کننده وارد فیلتر میگردید. دو فیلتر شنی جهت حذف مواد زائد و فیلتر زئولیتی جهت حذف آمونیاک به کار میرفت. پس از انجام فیلتراسیون، آب تمیز توسط یک پمپ اتوماتیک مجددا وارد سه مخزن ذخیره آب در ارتفاع سه متری از سطح زمین شده و مجددا به روش ثقلی وارد تانکهای پرورشی میگردید. نظافت تانکهای پرورشی و تانکهای رسوبگیر به صورت یک روز در میان و از طریق سیفونکردن انجام شد. روزانه به میزان ۱۰ درصد از آب سیستم به علت سیفونکردن و همچنین شستشوی لوله خروجی کاسته میشد که برای جبران آن از آب کلرزدایی شده استفاده گردید. دمای آب دوبار در روز در ساعتهای ۸ و ۱۸ اندازهگیری شد. پارامترهای فیزیکوشیمیایی آب شامل اکسیژن محلول، آمونیاک و pH بصورت هفتگی اندازهگیری شد. دوره نوری سیستم بصورت نور طبیعی (D10:L14) تنظیم گردید.
۳-۲- تهیه ماهیان و سازگاری
بچهفیلماهیان مورد استفاده در این آزمایش حاصل تکثیر یک جفت فیلماهی در فروردین ماه ۱۳۹۰ در کارگاه شهید مرجانی گرگان بود که در تیرماه همان سال به مزرعه دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان منتقل شد. در این آزمایش، چیدمان واحدهای آزمایشی به صورت تصادفی صورت گرفت. پس از عادتدهی بچهماهیان به جیرههای غذایی ساخته شده، تعداد ۱۲۶ قطعه بچه فیلماهی با ظاهر سالم (مانند عدم وجود ناهنجاری شکلی و خوردگی باله) با میانگین وزنی ۲۸/۵ ± ۹۴/۱۳۰ (میانگین ± خطای استاندارد) گرم برای انجام آزمایش انتخاب شد. برای این منظور از مخزنهای ۱۰۰ لیتری موجود در مزرعه استفاده گردید.
۳-۳- تهیه عصاره رزماری
عصاره روغنی رزماری مورد نیاز برای انجام تحقیق پس از تهیه به صورت استاندارد در شرکت باریج اسانس کاشان، به منظور جلوگیری از تخریب ترکیبات شیمیایی آن تا زمان مصرف، در ظروف تیره و در دمای مناسب نگهداری شد.
۳-۴- ترکیب جیرههای غذایی و نحوه تغذیه ماهیان
شش جیره آزمایشی شامل یک جیره فاقد عصاره رزماری و آنتیبیوتیک اکسیتتراسایکلین به عنوان شاهد (تیمار یک) ، یک جیره حاوی ۰۳/۰ گرم آنتی بیوتیک اکسیتتراسایکلین به ازاء هر کیلوگرم جیره غذایی (تیمار شش) و چهار جیره با مقادیر ۱/۰، ۱، ۱۰ و ۲۰ گرم عصاره روغنی رزماری به ازاء هر کیلوگرم جیره غذایی (به ترتیب تیمارهای دو، سه، چهار و پنج) تهیه گردید. مواد تشکیلدهنده جیرههای آزمایشی به صورت مستقل تهیه شده و پس از آسیاب کردن برای تولید جیرههای غذایی مورد استفاده قرار گرفت. اقلام جیرههای غذایی با توجه به جداول استاندارد غذایی و احتیاجات غذایی فیلماهیان جوان پرورشی تهیه گردید (۱،۲) و سپس به کمک نرمافزار [۱۲۴]WUFFDA نسخه ۱، مقدار مورد نیاز هرکدام تعیین و صحت آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. مواد تشکیلدهنده جیرههای غذایی و آنالیز تقریبی آنها در جدول ۳-۱ آورده شده است.
پس از آماده نمودن مواد اولیه تشکیلدهنده جیرهها (جدول ۳-۱)، ابتدا مواد اصلی (شامل آرد ماهی، آرد کلزا، آرد سویا، آرد ذرت، آرد گندم، آرد جو، آرد پنبه دانه، گلوتن ذرت و مکمل ویتامینه) با نسبت ارائه شده در جدول ۳-۱ با یکدیگر مخلوط شده و پس از افزودن روغن ماهی (۶ درصد) و آب ( تا حدی که رطوبت مناسب برای پلتزدن فراهم گردد) به صورت ترکیب مرطوب در آورده شد. در جیره حاوی آنتیبیوتیک، پودر آنتیبیوتیک اکسی تتراسایکلین به مواد خشک جیره پایه اضافه شد. در جیرههای حاوی عصاره رزماری، عصاره رزماری توزین و با روغن ماهی مخلوط و به مواد خشک جیره پایه اضافه شد. برای اندازهگیری عصاره رزماری و افزودن آن به جیره، از استوانه مدرج ۱۰ میلیلیتر استفاده گردید. هر یک از جیرهها به طور جداگانه با چرخ گوشت با قطر منافذ ۲ میلیمتر، به صورت رشتههایی در آورده شد و رشتههای حاصله، در هوای اتاق به کمک پنکه به مدت یک روز خشک شد. پس از خشک شدن، پلتها به قطعات مناسبی شکسته شد و در کیسههای پلاستیکی تیره رنگ تا زمان مصرف درون یخچال با دمای ۴ درجه سانتیگراد قرار داده شد.
جدول ۳-۱ اجزای تشکیلدهنده جیرههای غذایی (برحسب درصد)