مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود مطالب پژوهشی درباره ارزیابی و سنجش کیفیت محیط شهری در منطقه پنج شهرداری کرمانشاه- ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ـ تفریحات فعال
ـفعالیتهای‌ویژه، بی‌نظیر و حقیقی
ـجشن‌های بومی و
فرهنگی
ـ‌پایداری‌در استفاده از منابع
ـ مجاورت
ـ اتصال
ـراهپیمایی راحت
ـدردسترس بودن
ـ خوانایی
عوامل موثر در مطلوبیت مکان
نمودار (۲-۵): عوامل موثر در مطلوبیت مکان
کوین لینچ در تئوری شکل خوب شهر می‌گوید کیفیت یک مکان تابع تأثیر مشترک مکان و جامعه‌ای است که آن را اشغال می‌کند(لینچ،۱۳۸۷: ۲۷۵). وی در این ‌باره می‌گوید: شهر خانه‌ای است بزرگ و همانگونه که خانه باید از صفات و مزایایی برخوردار باشد تا سکونت و زندگی را مطلوب و آسایش بخش سازد، شهر نیز باید دارای کیفیات و ویژگی‌هایی برای تامین آسایش و راحتی باشد و نیز مانند خانه محیطی گرم و دلپذیر که زندگی را مرفه و مطلوب می‌سازد، فراهم کند( لینچ، ۱۳۸۷: ۱۷).
پایان نامه - مقاله - پروژه
لینچ در یک تلاش بی­سابقه سعی در ارائه‌ یک تئوری هنجاری برای ارزیابی شکل شهر نموده است. به این منظور وی با بررسی نظر اندیشمندان در مورد کیفیت محیط، ارزش‌ها و معیارهایی را برای کیفیت محیط شهری بیان می‌کند که عبارتند از:
۱ـ سرزندگی: یعنی اینکه تا چه اندازه شکل شهر حامی عملکردهای حیاتی، نیازهای بیولوژیکی و توانایی‌های انسانی بوده و از همه مهمتر چگونه بقای همه موجودات را ممکن می‌سازد. این یک معیار انسان محوری است.
۲ـ معنی: یعنی اینکه شهر تا چه اندازه می‌تواند به وضوح درک شده، از نظر ذهنی قابل شناسایی باشد و ساکنین آن را در زمان و مکان به تجسم در آورند و تا چه اندازه آن ساختار ذهنی با ارزش‌ها و مفاهیم جامعه در ارتباط است.
۳ـ تناسب: یعنی اینکه شکل و ظرفیت فضاها، معابر و تجهیزات یک شهر تا چه اندازه با الگو و کمیت و فعالیت‌هایی که مردم عمدتا به آن اشتغال دارند و یا اشتغال پیدا خواهند کرد منطبق است.
۴ـ دسترسی: توانایی دسترسی به سایر افراد، فعالیت‌ها، منابع، خدمات، اطلاعات و یا اماکن، شامل کمیت و تنوع عناصری که می‌توان به آن‌ها دسترسی پیدا کرد.
۵ـ نظارت و اختیار: یعنی این که استفاده و دسترسی به فضاها و فعالیت‌ها، ایجاد، تعمیر، اصلاح و مدیریت آن‌ها تا چه اندازه توسط کسانی که از آن استفاده می‌کنند، در آن‌ها و یا زندگی می‌کنند صورت می‌گیرد.
چنانچه پنج محور فوق کلیه محورهای اصلی کیفیت یک شهر را تشکیل می‌دهد باید دو فوق معیار را نیز به آن اضافه کرد.
۶ـ کارایی: به مفهوم هزینه ایجاد و نگهداری شهر در هر سطح مورد نظر از محورهای محیطی فوق بر اساس هر چیز با ارزش دیگر.
۷ـ عدالت: به معنی چگونگی توزیع سود و زیان محیطی بین افراد طبق اصول خاصی نظیر: برابرینیاز ارزش(لینچ، ۱۳۸۷: ۱۵۳-۱۵۲).
در یک تقسیم‌بندی دیگر، با توجه به نظریه‌های کیفیت محیط شهری می‌توان عوامل تعیین کننده کیفیت محیط شهری را در قالب چهار دسته طبقه‌بندی کرد که عبارتند از:
۱ـ عوامل اقتصاد شهری: این عوامل می‌تواند درآمد خانوارها، تامین مواد غذایی، کارایی، عملکرد افراد، هزینه‌های شهری، امنیت شغلی، موقعیت اقتصادی، نبودن انحصار اقتصادی و …
۲ـ عوامل فیزیکی که عبارتند از: ازدحام جمعیت تراکم مسکونی، حمل‌ونقل شهری، ساختار فیزیکی دسترسی‌های مناسب، هویت، تنوع محیطی، سیمای طبیعی قوی، میزان جزییات قابل درک، پیچیدگی، بافت شهری، تعادل بین پیچیدگی و سادگی، آسایش، فشار، سر و صدا و ایمنی.
۳ـ عوامل اجتماعی و فرهنگی که مشتمل است بر: سن، جنس، نژاد، مذهب، فشارهای روانی، خشونت، دزدی، ترس، فقر، انحرافات، بیماری‌های مسری، آلودگی محیط زیست.
۴ـ عامل سیاسی مشتمل بر توزیع عادلانه ثروت درون شهر، متعهد بودن نسبت به نظام، عدالت(بهرامی نژاد، ۱۳۸۲: ۵۷)
رفیعیان و عسگری مولفه‌های موثر بر روی کیفیت محیط را این‌چنین تعریف می‌کنند:

نمودار (۲-۶): مولفه‌های کیفیت محیط
هیلد برند بالا بودن کیفیت محیط شهر را در گرو ویژگی‌های زیر عنوان کرده است. از نظر وی یک شهر خوب باید :
ـ باید کلیه نیازهای ساکنین خود را تامین کند؛
ـ باید دارای ایمنی، امنیت و حفاظت بوده و از نظر بصری و عملکردی محیطی سامان یافته و بانظم باشد؛
ـ باید محیط اجتماعی هدایت کننده باشد و حس مکان را تقویت نماید؛
ـ باید دارای یک تصویر ذهنی مناسب، شهرت و اعتبار خوب باشد و به مردم حس اعتماد و منزلت دهد؛
ـ باید به مردم فرصت خلاق بودن، شکل دادن به فضای شخصی و بیان خودشان را دهد؛
ـ طراحی شده، از نظر زیبایی شناسی مطبوع بوده و از نظر کالبدی قابل تصور باشد.
ژیراده یک شهر پایدار و با کیفیت محیط بالا را این‌گونه معرفی می‌کند:
ـ جایی که عدالت، غذا، مسکن، آموزش، بهداشت و امید به شکل یکنواخت توزیع شده باشد( شهر عادل)؛
ـ جایی که هنر، معماری و مناظر، تصور را به تجرم واداشته و روح را متحول سازد(شهر زیبا)؛
ـ جایی که اثرات مخرب بر طبیعت را به حداقل رسانیده و مناظر و ساختمان‌ها به حد تعادل رسیده‌اند.(شهر زیست محیطی)؛
ـ جایی که انواع فعالیت‌ها باعث خلق تحرک، آرزوها و الهامات و زندگی پر تحرک و زنده شود(شهر متنوع)؛
ـ جایی که از فضاهای باز و سبز بیرون شهر حفاظت می کند و جوامع شهری را در محله‌های متمرکز کرده و همجواری را به حداکثر می‌رساند(شهر متراکم و چند مرکزی)(ژیراده،۱۳۸۱ :۱۲۱ ).
جدول (۲-۵) مهمترین شاخص‌های کیفیت محیط شهری را که در تحقیقات محققان مورد توجه قرار گرفته است نشان می‌دهد:
جدول (۲-۵): شاخص‌های کیفیت محیط شهری

منبع
نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها درباره :چگونگی ابطال رأی داوری- فایل ۷
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

هیئت داوری که در اختلافات تجاری بین‌المللی قضاوت می‌کند، صلاحیت خود را از قرارداد داوری می‌گیرد. قرارداد داوری تنها منبع ایجاد صلاحیت برای هیئت داوری است. اگر هیئت داوری فاقد صلاحیت باشد، اقدامات او که در رأی نهایی منعکس گردیده غیرقابل اجرا و بلااثر می‌گردد. مخصوصاً اگر بدون هیچ صلاحیتی رأی صادر کرده باشد. ولی اگر ضمن رسیدگی به موضوعاتی که در صلاحیت اوست، به اختلافاتی بپردازد و در مورد آن تصمیم بگیرد که خارج از محدوده صلاحیتی (قرارداد داوری) است در این صورت هیئت داوری از حدود صلاحیت خود خارج‌شده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
در زمینه‌ی حقوق داخلی نیز موضوع به همین صورت است، مرجع داوری که برای فصل اختلاف مشخصی تشکیل گردیده در محدوده‌ای کاملاً متفاوت از دادگاه دولتی اقدام می کند. اختیارات دادگاه دولتی برای فصل اختلاف بسیار وسیع است. در مقابل، اختیار مرجع داوری منحصر به آن‌هایی است که طرفین در محدوده مقررات به داور داده‌اند و یا مرجع مزبور در اجرای قانون دارا می‌شود. البته اختیارات علی‌الاصول به‌اندازه‌ای است که به مرجع داوری اجازه می‌دهد به گونه‌ی مناسب و کاملی وظیفه‌ی خود را در چهارچوب مطلبی که موضوع داوری بوده است به سرانجام برساند.[۸۹]
بند دوم: چگونگی ابطال رأی داوری به جهت تجاوز داوران از حدود اختیار و موضوع
قانون‌گذار در بند (۳) ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مقرّر می‌دارد: «داور خارج از حدود اختیار خود رأی صادر نموده باشد…» این فرضی است که داور به‌عنوان‌مثال حق اظهار عقیده در مورد قرارداد بیع معینی داشته، اما در خصوص قرارداد وکالتی که ارتباط با آن داده‌شده است نیز اظهار عقیده نموده و رأی صادر کرده باشد.
مرجع داوری باید حدود اختیارات خود را رعایت و در آن محدوده اقدام به صدور رأی نماید. بنابراین چون دعوا ورشکستی، دعوای راجع به اصل نکاح، فسخ آن، طلاق و نسب و مسائل مربوط به وقوع جرم قابل ارجاع به داوری نمی‌باشد، صدور رأی در موارد مزبور خارج از حدود اختیار داور می‌باشد. همچنین داور تنها اختیار رسیدگی به دعوای اشخاصی را دارد که دخالت و شرکت در تعیین داور داشته‌اند (ماده ۴۹۵ ق.آ.د.م) افزون بر آن درصورتی‌که داور اختلاف را به سازش خاتمه داده باشد بی‌آنکه اختیار صلح داشته باشد، خارج از حدود اختیار خود رأی صادر کرده است.[۹۰]
مشابه همین موضوع در بند (ه) (۱) ماده ۳۳ ق.د.ت.ب وجود دارد: «داور خارج از حدود اختیار خود رأی داده باشد…»
مطابق این بند چنانچه داوران از اختیارات اعطایی تجاوز نمایند، رأی صادره قابل‌ابطال است. به‌عبارت‌دیگر تصمیم داوران در موضوعاتی که به آن‌ها ارجاع نشده مثل این است که در خصوص آن موضوعات موافقت‌نامه داوری وجود ندارد. تجاوز داوران از حدود اختیارات زمانی مطرح می‌شود که داوران از حدود موافقت‌نامه داوری به معنای اعم تجاوز کرده‌اند. موافقت‌نامه داوری به معنای اعم تنها ناظر به موافقت‌نامه کتبی منعقده قبل از بروز اختلاف نیست طرفین ممکن است در مراحل داوری نیز به‌طور صریح یا ضمنی محدوده موافقت‌نامه داوری را گسترش داده باشند. مثل‌اینکه در «ارجاع نامه»[۹۱] محدوده داوری توسعه‌یافته باشد و یا در طول رسیدگی طرفین به‌طور ضمنی بر توسعه قلمرو موافقت‌نامه داوری توافق کرده باشند. مسئله تجاوز از حدود اختیارات اصولاً زمانی مطرح می‌شود که موضوع در فرایند رسیدگی توسط یکی از طرفین ابرازشده ولی دیوان داوری به آن توجه نکرده است.[۹۲]
همچنین به‌موجب ماده ۴۸۹ ق.آ.د.م و بند دوم آن چنانچه داور نسبت به مطلبی که موضوع داوری نبوده رأی صادر نماید از موارد ابطال رأی داوری است. به‌عبارت‌دیگر داور برخلاف مراجع قضاوتی عمومی که صلاحیتی عام دارند، تنها در محدوده‌ی موضوع موافقت‌نامه داوری تعیین‌شده می‌تواند نسبت به صدور رأی اقدام نماید، البته آن‌هم درصورتی‌که طرفین در مراجعه به داور مأموریت رسیدگی داور را محدودتر از موضوع موافقت‌نامه نکرده باشند.[۹۳] به‌عنوان‌مثال اگر در موافقت‌نامه داوری موضوع رسیدگی داور صرفاً محدود به رسیدگی به دعوی فسخ باشد در این صورت داور حق اظهارنظر در مورد خسارت ناشی از آن را ندارد. اگرچه در ق.د.ت.ب نص صریحی در خصوص صدور رأی نسبت به مطلبی که موضوع داوری نبوده، دیده نمی‌شود اما به نظر می‌رسد در این قانون نیز با توجه به اهمیت آن داور نمی‌تواند نسبت به مطلبی که موضوع داوری نبوده اظهار عقیده نماید.
حاصل بحث اینکه در خصوص چگونگی ابطال رأی داوری چه در داوری داخلی و چه در داوری تجاری بین‌المللی، داور باید مطابق موضوعات معین‌شده در موافقت‌نامه داوری رأی خود را صادر نماید و از حدود آن تجاوز ننماید در غیر این صورت مورد از موارد ابطال رأی داوری می‌باشد و طرف محکوم‌علیه داوری می‌تواند به آن اعتراض نماید و رأی داور را از درجه اعتبار ساقط نماید.
بند سوم: چگونگی ابطال به جهت بی‌اعتباری قسمتی از رأی و تفکیک آن
شق دوم بند ۳ ق.آ.د.م مقرّر داشته: «… در این صورت فقط آن قسمت از رأی که خارج از اختیارات داور است ابطال می‌گردد.» بنابراین درصورتی‌که داور از حدود اختیار خود خارج شود و یا در مورد اشخاصی که در موافقت‌نامه داوری مشارکت نداشته رأی صادر کند، تنها آن قسمت از رأی که از حدود اختیار داور خارج است و یا در مورد کسانی که طرف داوری نبوده‌اند ابطال می‌گردد.
همچنین در خصوص این بند باید به شرایط قرارداد و قصد مشترک طرفین از ارجاع اختلاف به داوری توجه نمود بدین‌صورت که ممکن است در نظر آن‌ها، تفکیک بخش‌هایی از اختلاف منع شده باشد یا این تفکیک سبب به هم خوردن تعادل در روابط یکی از آن‌ها شود. همچنین می‌توان تصور نمود که اگر داور در همه موضوعات رأی دهد اما دادگاه، بخشی از آن را ابطال نماید، ازنظر طرفین، همانند این است که داور، در بخشی از آن رأی نداده است؛ زیرا مقصود طرفین از غیرقابل‌تفکیک بودن، این است که تمام وجوه اختلاف آن‌ها، بررسی و راهکار نهایی آن به دست آید و این مقصود، در فرضی که بخشی از رأی داور ابطال می‌شود، حاصل نیامده است. بنابراین درجایی که طرفین، تفکیک موضوعات اختلاف را منع می‌کنند، رأی داور به دلیل ماده ۴۷۷[۹۴] قابل‌ابطال است حتی اگر رأی جزئی[۹۵] داور، از سایر جهات، صحیح باشد زیرا صرف تفکیک رأی برخلاف قرارداد طرفین است.[۹۶] حاصل بحث اینکه داور باید از تمامی جهات به شرایط قرارداد و قصد طرفین توجه نماید در غیر این صورت مورد از موارد ابطال رأی داوری است به جهت اینکه برخلاف توافق طرفین رأی صادر نموده است.
همچنین در ق.د.ت.ب در شق دوم بند (ه) ماده ۱-۳۳ در این رابطه مقرّر می‌دارد: «…چنانچه موضوعات مرجوعه به داوری قابل‌تفکیک باشد، فقط آن قسمت از رأی که خارج از حدود اختیارات “داور” بوده، قابل‌ابطال است». این بند دقیقاً مطابق با بند ۳ الف ماده ۲-۳۴ قانون داوری آنسیترال و بند (پ) ماده ۵-۱ کنوانسیون نیویورک است.
بدین ترتیب، اگر رأی صادره قابل‌تفکیک باشد، در این صورت دادگاه باید آن بخش از رأی را که در محدوده اختیارات اعطایی صادرشده، تأیید و بخش دیگر را نقض نماید.[۹۷] البته همان‌گونه که در حقوق داخلی بیان شد در اینجا هم این تفکیک مشروط بر این است که موضوعات قابل‌تجزیه باشد در غیر این صورت کل رأی باطل می‌گردد.
گفتار سوم: چگونگی ابطال رأی داوری به جهت عدم رعایت مقررات ابلاغ
آنچه در این گفتار می‌آید، مربوط به یک قسمت ابلاغ رأی داور است، ابلاغی که هم پایان مهلت اعتراض به رأی داور را معین می‌کند، وهم در صورت عدم اعتراض به رأی، اجرای آن را ممکن می‌سازد و لذا می‌تواند خالی از اهمیت نباشد. در ذیل ابتدا به بررسی ابلاغ اوراق و اخطاریه‌ها (بند نخست)، و سپس چگونگی ابطال رأی داوری به جهت عدم رعایت مقررات ابلاغ (بند دوم) از منظر ق.د.ت.ب و ق.آ.د.م می‌پردازیم.
بند نخست: ابلاغ اوراق و اخطاریه‌ها
نیاز به ارسال اوراق و اخطاریه‌ها به طرفین ممکن است قبل یا بعد از رسیدگی، یا در جریان رسیدگی مطرح شود. به نظر می‌رسد که ق.د.ت.ب بین این دو تفاوتی قائل نشده است. درحالی‌که در قانون نمونه داوری آنسیترال صراحتاً مقرراتی را در خصوص ابلاغ اوراق قبل یا بعد از شروع رسیدگی مطرح کرده است، اما در بند (۳) ماده ۳، تبادل مکاتبات در جریان رسیدگی را از شمول آن مقررات استثنا کرده است.
در نظام داوری بین‌المللی، طرفین مجازند که در مورد نحوه و چگونگی ابلاغ اوراق مربوط به داوری توافق کنند. این توافق ممکن است قبل از بروز اختلاف یا بعد از آن انجام گیرد. این اختیار به‌صراحت در ماده ۳ ق.د.ت.ب به اصحاب دعوا اعطا شده است.[۹۸]
همچنین در نظام داوری داخلی داور مکلف است تا قبل از اتمام مهلت داوری، رأی خود را صادر و ابلاغ نماید. ابلاغ رأی به طریقی خواهد بود که در موافقت‌نامه داوری تعیین‌شده یا آنکه به هر ترتیب دیگری که از سوی طرفین معین‌شده است صورت می‌پذیرد؛ ولی اگر طرفین، ترتیبی جهت ابلاغ رأی پیش‌بینی نکرده باشند، ابلاغ رأی موافق ماده ۴۸۵ ق.آ.د.م خواهد بود. بر اساس این ماده: «چنانچه طرفین در قرارداد داوری طریق خاصی برای ابلاغ رأی داوری پیش‌بینی نکرده باشند، داور مکلف است رأی خود را به دفتر دادگاه ارجاع‌کننده دعوا به داور یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد تسلیم نماید…»[۹۹]
در خصوص نحوه ابلاغ اوراق قضائی در جریان داوری باید به سابقه ابلاغ توجه نمود و بین دو قضیه فرق قائل شد: اول، موردی‌ که داور از طرف دادگاه مأموریت انجام داوری را پیدا می‌کند، و دوم موردی که داوری خارج از دادگاه عملی می‌گردد. در صورت اول یعنی موردی که داور در تعقیب قرار صادره از طرف دادگاه و نسبت به پرونده مطروحه در دادگستری مأمور رسیدگی و صدور رأی می‌شود، ابلاغ اوراق قضائی به اصحاب دعوا با اشکال زیادی مواجه نمی‌شود. زیرا نشانی طرفین دعوا و سابقه ابلاغ به آنان، در پرونده موجود است و داور با مراجعه به پرونده و اطلاع از نشانی طرفین، و با بهره گرفتن از کوتاه‌ترین طریق ممکن برای تماس با اصحاب دعوا، می‌تواند آنان را برای ادای توضیحات و رسیدگی به پرونده دعوت کند و چون فرض بر این است که طرفین در دادگاه به اختیار نسبت به داوری و احتمالاً تعیین شخص داور توافق کرده‌اند، بعید است آنان به دعوت داور، به هر شکلی که صورت بگیرد، ترتیب اثر ندهند و در فرض عدم ترتیب اثر نیز، چون داور ابلاغ به آنان را با اطمینان از مشخصات و نشانی آنان (که در پرونده دادگاه موجود است) انجام می‌دهد و پرونده دعوا نیز برای مطالعه داور در دادگاه موجود است، به‌هرتقدیر رسیدگی به پرونده و صدور رأی، حتی در غیاب یک‌طرف یا طرفین دعوا، با اشکال عمده‌ای مواجه نمی‌شود.
در صورت دوم یعنی موردی که داوری در خارج از دادگاه و بدون ارتباط با دادگاه انجام می‌پذیرد، چون طبعاً سابقه‌ای از ابلاغ اوراق قضائی به اصحاب دعوا وجود ندارد، مسئله ابلاغ دادخواست و اوراق قضایی به اصحاب دعوا، بخصوص به خوانده، به‌طورجدی‌تری مطرح می‌شود.[۱۰۰] در این حالت دوم داور می‌بایست رأی خود را به دفتر دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد تسلیم نماید.
در ابلاغ اولین مسئله تعیین مرجع و یا آدرس کسی است که ابلاغ به او انجام می‌شود. درجایی که طرفین در فرایند داوری ورود پیدا می‌کنند، آدرس آن‌ها طی تبادل درخواست داوری و دفاعیه عنوان می‌شود و بنابراین کلیه مکاتبات و مراسلات به آدرس آن‌ها ارسال می‌شود. درجایی که خوانده در فرایند داوری ورود پیدا نمی‌کند، طبیعتاً آدرس خوانده همان نشانی خواهد بود که خواهان اعلام می‌دارد و بنابراین کلیه مکاتبات و مراسلات به آن آدرس ارسال می‌شود.
دومین مسئله نحوه ابلاغ است. ابلاغ ممکن است به‌صورت تحویل دستی انجام شود که در این صورت باید رسید دریافت گردد. چنانچه اوراق به‌صورت دستی تحویل نشود، این اوراق ممکن است از طریق پست، مؤسسات حمل‌ونقل مراسلات (مثل دی اچ ال) تلگرام، تلکس، فاکس یا سایر وسایل الکترونیکی انجام شود. درصورتی‌که ابلاغ از طریق این ابزارها امکان‌پذیر است که آن‌ها متضمن ثبت و ضبط بوده و بتوان انجام ابلاغ را ثابت کرد.
سومین مطلب، تاریخ ابلاغ یا مراسله است. تاریخ ابلاغ یا مکاتبه روزی است که ابلاغ یا مراسله مربوط را مخاطب یا نماینده او دریافت کرده است. چنانچه ابلاغ مزبور از طریق پست، یا به شیوه الکترونیکی ارسال‌شده باشد، تاریخ ابلاغ زمانی خواهد بود که ابلاغ دریافت شده محسوب گردد.
چهارمین مطلب، شروع مهلت‌ها و موعدهاست. در بسیاری از موارد برای پاسخ یا اعتراض مواعدی مقرّر است که باید مشخص شود که شروع این مهلت‌ها از چه زمانی است. معمولاً این مواعد از روز بعد از تاریخ ابلاغ یا مراسلات به شرح فوق محاسبه می‌شود. هرگاه روز بعد از ابلاغ، تعطیلی رسمی یا روز غیر کاری باشد، موعد مزبور از روز بعد از تعطیل شروع می‌شود، اما تعطیلی‌های بین مهلت جزء موعد محسوب می‌گردد. چنانچه آخرین روز مهلت، روز تعطیلی یا غیر کاری باشد، مهلت در روز بعد از تعطیلی پایان می‌پذیرد.[۱۰۱]
بند دوم: چگونگی ابطال رأی داوری به جهت عدم رعایت مقررات ابلاغ
قانون‌گذار در ق.آ.د.م در خصوص ابطال رأی داوری به جهت عدم رعایت مقررات ابلاغ مقرّره خاصی ندارد و به‌بیان‌دیگر آن را از موارد ابطال رأی داوری مذکور در ماده ۴۸۹ این قانون قرار نداده است؛ باوجوداین چون رعایت اصل تناظر لازمه هر قضاوت عادلانه‌ای است باید به طرفین داوری فرصت دفاع و ارائه مستندات خود و اعتراض به رأی نهایی یا موقت داور داده شود این مهم با اعمال قواعد ابلاغ میسر است. در مقابل در ق.د.ت.ب قانون‌گذار صریحاً عدم رعایت مقررات ابلاغ را در بند (ج) ماده ۱-۳۳ از موارد ابطال رأی داوری دانسته است و مشکل قابل‌توجهی وجود ندارد. در اینجا ابتدا به بررسی چگونگی ابطال رأی داوری به‌ جهت عدم رعایت مقررات ابلاغ در ق.آ.د.م (الف) و سپس در ق.د.ت.ب (ب) پرداخته می‌شود.
الف- چگونگی ابطال رأی داوری به‌ جهت عدم رعایت مقررات ابلاغ در ق.آ.د.م
در داوری داخلی، اگر ثابت شود که داور بدون توجه به مدارک و یا اعطای فرصت دفاع یا اطلاع‌رسانی غیرمعقول، رسیدگی نموده است، رأی او درخور نقض می‌باشد. این جهت، هرچند به‌صراحت در ماده ۴۸۹ ق.آ.د.م ذکر نشده اما ازآنجاکه مقتضی قضاوت در اقدام داور وجود ندارد یا مشکوک است، عقلا باید رأی او را نقض نمود. به‌عبارت‌دیگر، هر جا که مقتضی رسیدگی داور محقق نشود و رسیدگی داور، عقلاً و عرفاً، بنابر اقتضائات خود که بر اساس شرایط طرفین و ماهیت موضوع احراز می‌شود، قابل سرزنش و ناپسند تلقی شود، اساساً نوبت به ماده ۴۸۹ نمی‌رسد و باید رأی داور را نقض کرد. ماده ۴۸۹ ق.آ.د.م، به‌جایی منصرف است که اقتضای رسیدگی داور تحقق یابد اما داور دچار اشتباه یا خطا گردد. سلب حق دفاع، با توجه به شرایط طرفین، از مواردی است که رسیدگی داور را عبث می‌کند و حق ابطال تصمیم داور را به زیان‌دیده می‌دهد.[۱۰۲]
اصل تناظر یکی از اصول راهبردی آیین دادرسی مدنی است. بر اساس این‏ اصل هر یک از اصحاب دعوا باید، علاوه بر این‌که فرصت و امکان مورد مناقشه‏ قرار دادن ادعاها، ادله و استدلالات رقیب را داشته باشد، باید فرصت و امکان‏ طرح ادعاها، ادله و استدلالات خود را نیز دارا باشد. و این مهم با ابلاغ رأی به اصحاب دعوا محقق می‌شود.
پرسشی که مطرح می‏شود این است که آیا اصل تناظر منحصراً در مراجع قضایی می‏بایست مورداحترام قرار گیرد یا در تمامی مراجع‏ قضاوتی‏ باید رعایت شود. با توجه به منشأ و مبنای اصل تناظر، این اصل‏ در کلیه مراجع قضاوتی اعم از قضایی، اداری و انتظامی باید مورداحترام‏ قرار گیرد و قانون‌گذار به نحوی اجرای آن را تضمین نموده است. از سوی‏ دیگر تفاوتی بین مراجع عمومی و مراجع استثنایی در این خصوص وجود ندارد و بنابراین اصل تناظر حتی در مراجع قضاوتی غیر دادگستری‏ می‏بایست رعایت ‏شود. و نهاد داوری ازجمله این مراجع است که رعایت اصل تناظر در جهت قضاوت عادلانه لازمه آن می‌باشد.[۱۰۳]
اگر رسیدگی داوری را به یک بنا تشبیه نماییم، ابلاغ به‌منزله رکنی از ساختار آن است که بطلان آن موجب ویرانی و بطلان هر آنچه بر آن بناشده، می‌شود. بنابراین ابلاغ صحیح و قانونی نقش اساسی و مهمی در تحقق دادرسی عادلانه و ترافعی بودن به‌عنوان یکی از ارکان آن خواهد داشت. دادگاه‌ها در پرونده‌هایی که داور بدون ابلاغ به محکوم‌علیه رأی صادر کرده باشند، حکم به ابطال آن صادر نموده‌اند. برای مثال شعبه ۲۷ دادگاه شهید بهشتی در دادنامه شماره ۸۹۰۹۹۷۰۲۲۸۷۰۰۵۵۳ خود چنین نوشته است: «دادگاه توجه دارد که داور قاضی منتخب اراده طرفین دعوا است و ملزم به رعایت تشریفات ق.آ.د.م نیست اما تکلیف دارد اصول دادرسی مدنی که مصداق بارز آن اطلاع خوانده از جریان داوری است را رعایت کند. آنچه مصداقی از تشریفات دادرسی است نحوه و شیوه ابلاغ است اما اصل ابلاغ مصداقی از اصول دادرسی مدنی است… بنابراین دادگاه به استناد ۴۷۶ و ۴۷۷ و ۴۸۲ وحدت ملاک ماده ۴۸۴ و بند ۱ ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی حکم به بطلان رأی داوری مورد اعتراض صادر و اعلام می کند حکم صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل‌تجدید نظر است».[۱۰۴]
حاصل بحث آنکه به نظر می‌رسد اگرچه داور ملزم به رعایت تشریفات ابلاغ همچون نحوه ابلاغ نمی‌باشد اما اصل ابلاغ رأی به طرفین داوری از اصول دادرسی بوده و موجب ابطال رأی داوری می‌باشد.
ب- چگونگی ابطال رأی داوری به‌ جهت عدم رعایت مقررات ابلاغ قانون داوری تجاری بین‌المللی
برای اینکه داوری به‌صورت منصفانه انجام گیرد، ضروری است که به هرکدام از طرفین فرصت مناسب داده شود که بتواند در تشکیل دیوان داوری مشارکت کند و در فرایند رسیدگی حضورداشته باشد و بتواند ادعاها و دفاعیات خود را به نحوه مقتضی مطرح نماید. در تمام مراحل داوری دو مرحله از آن از بقیه اهمیت بیشتری دارد. نخست درخواست داوری است که به شروع داوری منجر شده و بنابراین طرفین باید از آن به نحوه مناسبی مطلع باشند. دوم تشکیل دیوان داوری و مشارکت طرفین در انتخاب داور اختصاصی و مشترک است. آگاهی از شروع داوری و همچنین اطلاع از تعیین داوران به هرکدام از طرفین امکان می‌دهد که نسبت به مراحل رسیدگی مراقبت کنند.
بند (ج) ماده ۱-۳۳ در این خصوص مقرّر می‌دارد: «مقررات این قانون در خصوص ابلاغ اخطاریه‌های تعیین داور یا درخواست داوری رعایت نشده باشد».[۱۰۵]
در ق.د.ت.ب ، عدم رعایت مقررات قانونی در خصوص ابلاغ کلیه اخطاریه‌ها در کلیه موارد مستلزم نقض رأی دادگاه نیست. دادگاه صرفاً در دو مورد می‌تواند به دلیل عدم رعایت شرایط ابلاغ اخطاریه‌ها رأی صادره را نقض کند و در سایر موارد چنین حقی ندارد. اولین مورد راجع به درخواست داوری است. به‌موجب بند (الف) ماده ۴ ق.د.ت.ب ، «داوری زمانی شروع‌شده محسوب می‌شود که درخواست داوری بر اساس مفاد ماده ۳ این قانون به خوانده داوری ابلاغ‌شده باشد، مگر اینکه طرفین به نحوه دیگری توافق کرده باشند». دومین مورد، در خصوص تعیین داور اختصاصی و مشترک است. به‌موجب ماده ۱۱ ق.د.ت.ب طرفین حق بنیادی دارند که نسبت به تعیین داوران اختصاصی و مشترک اقدام نمایند. برای اینکه طرفین از چنین حق محروم نشوند، باید به آن‌ها فرصت انتخاب داده شود. بنابراین اگر به یکی از طرفین فرصت انتخاب داده نشود تا بتواند داور اختصاصی یا مشترک خود را انتخاب کند، در این صورت رأی صادره قابل‌ابطال خواهد بود.[۱۰۶]
گفتار چهارم: چگونگی ابطال رأی داوری به جهت مشارکت داور جرح شده یا غیرمجاز در صدور رأی
داوران باید دارای اوصاف خاصی باشد و بتوانند وظایف محوله را انجام دهند در صورت از دست دادن آن اوصاف صلاحیت خود را در صدور رأی از دست می‌دهند. همچنین بعضی افراد از انتخاب شدن به‌عنوان داور منع شده‌اند. در ذیل ابتدا موجبات و آیین جرح (بند نخست)، سپس شرایط و موانع شخص داور (بند دوم) و آخر چگونگی ابطال رأی به جهت تأثیر نظر موافق و مؤثر داوری جرح شده یا غیرمجاز در صدور رأی (بند سوم) موردبررسی قرار می‌گیرد.
بند نخست: موجبات و آیین جرح
جرح داور عبارت است از اینکه یکی از طرفین اختلاف، معتقد باشد که داور، واجد صلاحیت داوری نیست و خواستار برکناری و تغییر داور شود. در مورد جرح، این سؤال پیش می‌آید که داور در چه صورتی قابل جرح است؟ چه کسی می‌تواند جرح را انجام دهد؟ تا چه مدتی می‌تواند این کار را انجام دهد؟ آیین جرح چگونه است؟ در ادامه به پاسخ این پرسش‌های می‌پردازیم:
داور در چه صورتی قابل جرح است؟
در نظام‌های حقوقی مختلف مبانی مختلفی برای جرح پیش‌بینی‌شده اما دو موجب از این موجبات شهرت و فراگیری بیشتری دارند که یکی فقدان استقلال است و دیگری فقدان بی‌طرفی، علاوه به این دو مورد موارد دیگری هم هستند که البته شیوع کمتری دارند مانند فقدان اهلیت داور، فقدان قابلیت‌های ویژه برای داور، از لحاظ تخصص که مدنظر طرفین بوده، سوء رفتار داور همچنین ناتوانی داور در اداره جلسات رسیدگی به موضوع داوری[۱۰۷] بند ۱ از ماده ۱۲ ق.د.ت.ب در مقام پاسخگویی به این سؤال برآمده است و مقرّر می‌دارد: «داور در صورتی قابل جرح است که اوضاع‌واحوال موجود، باعث تردیدهای موجهی در خصوص بی‌طرفی و استقلال او شود. یا اینکه واجد اوصافی که موردتوافق و نظر طرفین بوده است، نباشد».
در خصوص معنای فقدان استقلال و فقدان بی‌طرفی می‌توان گفت فقدان استقلال بدین معناست که داور با یکی از طرفین رابطه قبلی یا شغلی یا تجاری یا استخدامی داشته باشد. فقدان بی‌طرفی بدین معناست که داور در حین رسیدگی به نفع یکی از طرفین، موضع‌گیری بکند یا از طرف دیگر سلب حق دفاع بکند.[۱۰۸]
به‌طور خلاصه می‌توان گفت هرگاه یکی از طرفین اختلاف، دلایل و مستنداتی ارائه نماید که حاکی از این باشد که داور، واجد تمام یا برخی از شرایط لازم یا موردتوافق نیست، می‌تواند او را جرح نماید.
چه کسی می‌تواند داور را جرح نماید؟
بند ۱ از ماده ۱۲ ق.د.ت.ب در ادامه پاسخ این پرسش را نیز می‌دهد:
«هر طرف صرفاً به استناد عللی که پس از تعیین داور از آن‌ها مطلع شده است می‌تواند داوری را که خود تعیین کرده و یا در جریان تعیین او مشارکت داشته است، جرح کند».
بنابراین هر یک از طرفین حق‌دارند داور یا داوران را جرح نماید اما شرط چنین کاری این است که در زمان تعیین آن داور، آگاه به اسباب جرح نبوده باشد. مثلاً اگر در داوری میان حسن و حسین، داور با حسین رابطه نسبی داشته است و حسن هم این نکته را می‌دانسته و اعتراضی نکرده، بعداً نمی‌تواند داور را به این سبب جرح نماید. بنابراین اگر داور فاقد یکی از شرایط نباشد و ما هم این نکته را در هنگام انتخاب او نمی‌دانسته‌ایم، بعد از انتخاب وی می‌توانیم او را جرح نماییم و اگر علی‌رغم اطلاع از فقدان شرایط داوری در یک داور، به انتخاب او اعتراض نکردیم، بعداً هم نمی‌توانیم به این مطلب اعتراض کنیم.
آیین جرح داوری چگونه است؟
در این مورد طرفین اختلاف می‌توانند در موافقت‌نامه داوری در مورد آیین و شیوه جرح توافق کنند. این آزادی همانند اکثر نظام‌های حقوقی ملی در ایران نیز به‌موجب ق.د.ت.ب پذیرفته‌شده است. در بند (۱) ماده ۱۳ ق.د.ت.ب مقرّر شده است که «طرفین می‌توانند در مورد تشریفات جرح داور توافق نمایند». در این توافق فرق ندارد که طرفین خودشان ترتیب خاصی را مقرّر کنند، یا از مقررات داوری خاصی مثل داوری آنسیترال استفاده کنند یا اختلاف را به یک‌‌ سازمان داوری ارجاع نمایند که آن سازمان برای جرح تشریفات خاص خود را داشته باشد. کلیه این روش‌ها مورد تأیید ق.د.ت.ب قرار دارد. چنانچه طرفین در مورد تشریفات داوری توافقی نکرده باشند، تشریفات داوری بر اساس قانون مقر داوری انجام می‌گیرد.
بند دوم: شرایط و موانع شخص داور
الف- ممنوعیت مطلق
ممنوعیت مطلق از داوری در صورتی است که شخص نه‌تنها علی رقم تراضی طرفین، از داوری ممنوع باشد بلکه این ممنوعیت عام بوده و شامل تمامی اختلافات و دعاوی گردد. این نوع ممنوعیت در مواد ۴۶۶ و ۴۷۰ ق.آ.د.م پیش‌بینی‌شده است.
در ق.آ.د.م شرط خاصی برای داور مقرّر نشده است و لحن قانون به نحوی است که ظاهراً فقط موانع را برشمرده است. باوجوداین، چون داور، با پذیرش داوری تکلیفی بر عهده می‌گیرد و در همان حال با صدور رأی به‌نوعی در حقوق و تکالیف طرفین داوری مداخله می‌کند باید اهلیت استیفاء داشته باشد. بنابراین بلوغ، عقل و رشد از شرایط داور محسوب می‌شود.[۱۰۹] بی‌گمان طرفین هرگز در نظر ندارند شخص محجوری در رابطه آن‌ها داوری کند و حتی اگر حجر به دلیل سفاهت و تنها در امور مالی باشد، بازهم خارج از قصد طرفین است و نباید ادعا کرد که اگر موضوع، از زمره امور غیرمالی باشد، سمت داور باقی می‌ماند. اعتمادی به داوری سفیه در امور غیرمالی هم نمی‌باشد و نباید قضاوتی را، ناخواسته بر طرفین تحمیل نمود.[۱۱۰]
صدر ماده ۴۶۶ ق.آ.د.م و بند اول آن به این موضوع اشاره داشته است و بیان می‌دارد: «اشخاص زیر را هرچند با تراضی نمی‌توان به‌عنوان داور انتخاب نمود: ۱- اشخاصی که فاقد اهلیت قانونی هستند».

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع سنتز۵و۴- دی هیدرو۹۳ پیرولو ]۳,۲,۱- hi [ ایندول-۲,۱- دی اون ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

شکل ۳-۱۲
۳-۱-۹.ترکیبات اسپیرو
ساختار محصولات سنتز شده با بهره گرفتن از تکنیک­هایIR، ۱H-NMR،۱۳C-NMR شناسایی و اثبات شده­است.
۳-۱-۹-۱ .۲-آمینو-۷، ۷-دی متیل- ۲َ، ۵-دی اکسو- ۲َ، ۴َ، ۵، ۵َ، ۶، ۶َ، ۷، ۸-اکتاهیدرواسپیرو]کرومن-۴، ۱َ- پیرولو]۳، ۲، ۱[ij- کینولین[-۳-کربونیتریل(a’ 4)
این ترکیب از واکنش ۵و۶ دی هیدرو H1-پیرولو]۳،۲،۱-[ij کینولین-۱و۲(H4)-دی اون ، مالونو­نیتریل و دیمدون در حلال آب با حضور p-TSA در دمای رفلاکس به مدت ۳ ساعت به صورت رسوب سفید رنگ با نقطه ذوب oC286-284 با راندمان ۷۰% بدست آمد (شکل ۳-۱۳).

شکل ۳-۱۳
طیف ۱H-NMR این ترکیب در حلال CDCl3 شامل یک تک خطی درppm07/1= δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل،یک تک خطی در ppm13/1= δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل(دو پیک یکتایی مربوط به دومتیل نامعادل هستند)،یک چند خطی در محدوده ppm26/2-07/2 = δ برای چهار هیدروژن آلیفاتیک، یک دو خطی در محدودهppm48/2=δ با Hz 18= J برای یک هیدروژن آلیفاتیک، یک دو خطی درمحدوده ppm58/2=δ باHz18= J برای یک هیدروژن آلیفاتیک یک سه خطی در محدود ppm81/2= δبا Hz70/ 5J =برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چند خطی در محدوده ppm80/3-69/3 = δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک ،یک تک خطی در ppm88/ 4= δ برای دو هیدروژن آمینی،یک چند خطی در محدوده ppm93/6-84/ 6=δ برای دو هیدروژن آروماتیک، یک دو خطی در ppm03/7= δ با Hz50/7J = برای یک هیدروژن آروماتیک می­باشد.طیف FT-IR باند جذبی گروه های کربونیل را درcm-11631و ۱۶۷۵، گروه نیتریل را در ۲۱۹۶ و N-H رادر ۳۱۷۴ و ۳۳۵۷ نشان می­دهد .
پایان نامه - مقاله
۳-۱-۹-۲.اتیل ۲-آمینو-۷، ۷-دی متیل- ۲َ، ۵- دی اکسو- ۲َ، ۴َ، ۵، ۵َ، ۶، ۶َ، ۷، ۸-اکتاهیدرواسپیرو]کرومن-۴، ۱َ- پیرولو]۳، ۲، ۱[ij- کینولین[-۳-کربوکسیلات(b’4)
این ترکیب از واکنش ۵و۶ -دی هیدروH1-پیرولو]۳، ۲، ۱-[ij کینولین-۱و۲(H4)-دی اون ، اتیل سیانو­استات و دیمدون در حلال آب با حضور p-TSA در دمای رفلاکس به مدت ۴ ساعت به صورت رسوب سفید رنگ با نقطه ذوب oC 277 با راندمان۶۶% بدست آمد (شکل ۳-۱۴).

شکل ۳-۱۴
طیف ۱H-NMRاین ترکیب در حلال CDCl3 شامل یک سه خطی در محدودهppm87/0= δ با Hz2/7J =برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل،یک تک خطی در ppm002/1=δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل، یک تک خطی در ppm09/1=δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل، یک چند خطی درمحدودهppm24/2-05/2=δ برای چهار هیدروژن آلیفاتیک، یک دوخطی در محدود ppm 39/2= δ با Hz18 J = برای یک هیدروژن آلیفاتیک، یک دوخطی در محدود ppm 53/2=δ با Hz18 J = برای یک هیدروژن آلیفاتیک،یک چند خطی در محدوده ppm87/2-71/2= δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چندخطی در محدود ppm69/3-60/3= δ برای یک هیدروژن آلیفاتیک ، یک چندخطی در محدود ppm83/3-81/3= δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک ،یک تک خطی پهن در ppm62/6= δ برای دو هیدروژن آمینی،یک چند خطی درمحدوده ppm83/6-76/6 = δ برای دو هیدروژن آروماتیک، یک دو خطی در ppm95/6 = δ با Hz60/6J =برای یک هیدروژن آروماتیک می­باشد.
طیف ۱۳C-NMRآن در حلال CDCl3،شامل۲۳ پیک برای ۲۳ نوع کربن متفاوت مربوط به شش کربن آروماتیک ،شش گروه CH2و دو گروه معادل CH3،دوکربن اسپیرو ،دو گروه C-O،دو گروه C=C،و سه گروه کربونیلی میباشد.طیف FT-IR نیز باند جذبی گروه های کربونیل به صورت پهن را درcm-11689 و N-H رادرcm-1 ۳۳۵۸و۳۲۵۴ نشان می­دهد.
۳-۱-۹-۲.۳-آمینو- ۲َ،۵-دی اکسو-۲َ،۴َ، ۵، ۵َ، ۶، ۶َ، ۷، ۸-اکتاهیدرواسپیرو]کرومن-۴، ۱َ- پیرولو]۳، ۲، ۱[ij- کینولین[-۳-کربونیتریل (c’4)
این ترکیب از واکنش ۵و۶- دی هیدرو H1-پیرولو]۳، ۲، ۱-[ij کینولین-۱و۲(H4)-دی اون ، مالونو نیتریل و ۱و۳-سیکلو هگزا­دی­اون در حلال آب با حضورp-TSA در دمای رفلاکس به مدت ۶ ساعت به صورت رسوب سفید رنگ با نقطه ذوبoC 281-279 با راندمان ۷۰% بدست آمد (شکل ۳-۱۵).

شکل ۳-۱۵
طیف ۱H-NMRاین ترکیب در حلال CDCl3 شامل یک چند خطی در محدوده ppm11/2-98/1= δ برای چهار هیدروژن آلیفاتیک ،یک چند خطی در محدوده ppm37/2-31/2 = δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک ، یک سه خطی درمحدوده ppm66/2= δ با Hz 6 J = برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک سه خطی درمحدودهppm82/2=δ با Hz30/6J = برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چند خطی در محدودهppm83/3-74/3= δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک تک خطی درppm76/4=δ برای دو هیدروژن آمینی،یک دو خطی در محدوده ppm86/6 = δبا Hz60/6J =برای یک هیدروژن آروماتیک، یک سه خطی در ppm91/6 = δبا Hz20/7J =برای یک هیدروژن آروماتیک ،ویک دو خطی در محدوده ppm04/7=δبا Hz50/7J =برای یک هیدروژن آروماتیک می­باشد.
طیف FT-IRنیز باند جذبی گروه های کربونیل را درcm-11690،۱۶۷۰، گروه نیتریل را در ۲۱۸۷و N-H رادر cm -۱۳۲۸۷ و ۳۳۷۹ نشان می­دهد.
۳-۱-۹-۴. اتیل۲-آمینو-۲َ،۵-دی اکسو-۲َ،۴َ،۵،۵َ،۶،۶َ،۷، ۸-اکتاهیدرواسپیرو]کرومن-۴، ۱َ-پیرولو]۳، ۲، ۱[ij- کینولین[-۳-کربوکسیلات(d’4)
این ترکیب از واکنش ۵و۶ -دی هیدرو H1-پیرولو]۳، ۲، ۱-[ij کینولین-۱و۲(H4)-دی اون ، اتیل سیانو­استات و ۱و۳-
سیکلو هگزا­دی­اون در حلال آب با حضورp-TSA در دمای رفلاکس به مدت ۵ ساعت به صورت رسوب سفید رنگ با نقطه ذوبoC 271-269 با راندمان ۶۵% بدست آمد (شکل ۳-۱۶).

شکل ۳-۱۶
طیف ۱H-NMRاین ترکیب در حلال CDCl3 شامل یک سه خطی در محدوده ppm85/0= δ با Hz20/7 J =برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل،یک چند خطی در محدوده ppm20/2-89/1 = δ برای چهار هیدروژن آلیفاتیک ، یک چند خطی در محدوده ppm31/2-24/2=δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چند خطی درمحدودهppm69/2-57/2 = δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چند خطی در محدودهppm87/2-70/2 = δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چند خطی درمحدودهppm79/3-61/ 3=δ برای چهار هیدروژن آلیفاتیک ،یک چند خطی درمحدودهppm84/6-79/6 = δبرای دو هیدروژن آروماتیک و دو هیدروژن آمینی،یک دو خطی در محدوده ppm95/6= δبا Hz30/6 J = برای یک هیدروژن آروماتیک می­باشد.طیف FT-IR نیز باند جذبی گروه های کربونیل را در cm-11626و ۱۶۸۰و N-H رادر cm -۱۳۳۶۴ و ۳۲۵۷ نشان می­دهد
۳-۱-۹-۵.۲-آمینو-۶ و۶-دی متیل-۲َ، ۵-دی اکسو- ۲َ، ۴َ، ۵، ۵َ، ۶، ۶َ، ۷، ۸-اکتاهیدرواسپیرو]کرومن-۴، ۱َ- پیرولو]۳، ۲، ۱[ij- کینولین[-۳-کربونیتریل(e’4)
این ترکیب از واکنش ۵و۶ دی هیدرو H1-پیرولو]۳، ۲، ۱-[ij کینولین-۱و۲(H4)-دی­اون ، مالونو­نیتریل و۴و۴-دی متیل- ۱و۳- سیکلو هگزا دی اون در حلال آب با حضور p-TSA در دمای رفلاکس به مدت ۶ ساعت به صورت رسوب سفید رنگ با نقطه ذوبoC 268-266با راندمان ۷۰% بدست آمد (شکل ۳-۱۷).

شکل ۳-۱۷
طیف ۱H-NMRاین ترکیب در حلال CDCl3 شامل یک تک خطی در ppm99/ 0= δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل، یک تک خطی در ppm05/ 1=δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل ، یک چند خطی در محدوده ppm95/1- 81/ 1= δ
برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چند خطی درمحدودهppm13/2-03/2 =δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چند خطی در محدودهppm70/2-64/2 =δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک سه خطی در ppm82/ 2=δ با Hz 6J =برای دو هیدروژن آلیفاتیک ،یک چند خطی درمحدودهppm88/3-72/3 = δبرای دو هیدروژن آلیفاتیک ،یک تک خطی درppm79/ 4=δ برای دو هیدروژن آمینی،یک دو خطی در محدوده ppm82/ 6=δ با Hz20/ 7J =برای یک هیدروژن آروماتیک، یک سه خطی در ppm90/ 6= δبا Hz50/ 7J = برای یک هیدروژن آروماتیک ،ویک دو خطی در محدوده ppm03/7 =δ با Hz50/ 7J =برای یک هیدروژن آروماتیک می­باشد. طیف ۱۳C-NMRآن در حلال CDCl3،شامل۲۱ پیک برای ۲۱ نوع کربن متفاوت مربوط به شش کربن آروماتیک ،پنج گروه CH2و دو گروه معادل CH3،دوکربن اسپیرو،یک گروه CN،دو گروه C-O،دو گروه C=C،و دو گروه کربونیلی میباشد.
طیف FT-IR نیز باند جذبی گروه های کربونیل را درcm-11618و ۱۶۷۶، گروه نیتریل را در cm -۱۲۱۹۲ وN-H رادر ۳۳۰۲ و۳۳۹۴cm -۱ نشان می­دهد.
۳-۱-۹-۶ .اتیل۲-آمینو-۶، ۶-دی متیل- ۲َ، ۵-دی اکسو- ۲َ، ۴َ، ۵، ۵َ، ۶، ۶َ، ۷، ۸-اکتاهیدرواسپیرو]کرومن-۴، ۱َ-پیرولو]۳، ۲،۱[ij- کینولین[-۳-کربوکسیلات(’ f4)
این ترکیب از واکنش ۵و۶- دی هیدرو H1-پیرولو]۳، ۲، ۱-[ij کینولین-۱و۲(H4)-دی اون ، اتیل سیانو­استات و۴و۴-دی متیل-۱و۳-سیکلو هگزا­دی­اون در حلال آب با حضور p-TSA در دمای رفلاکس به مدت ۴ساعت به صورت رسوب سفید رنگ با نقطه ذوبoC 256-254با راندمان ۵۵% بدست آمد (۳-۱۸).

شکل ۳-۱۸
طیف ۱H-NMR این ترکیب در حلال CDCl3 شامل یک سه خطی در محدوده ppm84/ 0=δ با Hz90/ 6J = برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل،یک تک خطی در ppm90/ 0=δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل ، یک تک خطی در ppm01/1 =δ برای سه هیدروژن آلیفاتیک متیل، یک چند خطی درمحدوده ppm86/1-680/1 =δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک، یک چند خطی در محدودهppm14/2-06/2 =δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک،یک دو خطی در محدودهppm59/2 = δبا Hz6J = برای دو هیدروژن آلیفاتیک،یک چند خطی در محدودهppm 83/2-75/2 = δ برای دو هیدروژن آلیفاتیک ،یک چند خطی درمحدودهppm 90/3-68/3= δ برای چهارهیدروژن آلیفاتیک و یک چند خطی درمحدوده ppm78/6-75/ 6=δ برای دو هیدروژن آمینی و دو هیدروژن آروماتیک،یک دو خطی در محدوده ppm 93/6 = δ با Hz70/ 5 J =برای یک هیدروژن آروماتیک می­باشد.
طیف FT-IRنیز باند جذبی گروه های کربونیل را در cm-11684 و ۱۶۱۸ و N-H را در cm -۱۳۳۶۵ و۳۲۴۰ نشان می­دهد.
نتیجه گیری
مشتقات اسپیروی حلقه های پنج عضوی ایندولینی با روش های مختلف سنتز شدند و با توجه به راندمان پایین و تخریب آنها ،خالص سازی این ترکیبات امکان پذیر نمی باشد،در مقابل مشتقات اسپیروی حلقه های شش عضوی کینولینی به عنوان ترکیبات پایدار، خالص سازی شدند و از طریق ۱۳C-NMR ,IR ,1H-NMR ,شناسایی شدند.
فصل چهارم
ضمائم و پیوست ها
بخش اول
۴-۱ . پیش ماده سنتز شده
۴-۱-۱: ۲-(ایندولین-۱-ایل)-۲-اکسو استیل کلراید
طیفFT-IR (KBr)
۴-۱-۲: ۴،۵-دی هیدرو پیرولو[۱،۲،۳-hi]ایندول-۱،۲-دی اون
طیفFT-IR (KBr)

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه درباره نقش تعاملی فناوری اطلاعات بر عملکرد مالی در کسب و کارهای ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۴.۲۹

 

 

 

برنامه ریزی خرید در محیط IT

 

۱۲۳

 

۳

 

۱۴

 

۹.۵۶

 

۲.۱۴

 

 

 

منابع انسانی در محیط IT

 

۱۲۳

 

۵

 

۲۴

 

۱۵.۶

 

۳.۳۷

 

 

 

منبع: یافته‌های محقق
در جدول ۴-۶ آماره‌های توصیفی متغیرها شامل تعداد، حداقل، حداکثر، میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش آورده شده‌است. با توجه به جدول ۴-۶ مشخص می‌گردد که تعداد داده ها ۱۲۳ داده می باشد و بیشترین انحراف معیار مربوط به متغیر پیش بینی در محیط فناوری اطلاعات است و کمترین انحراف معیار هم مربوط به متغیر برنامه ریزی خرید در محیط فناوری اطلاعات بوده‌است. بیشترین میانگین مربوط به متغیر وابسته (عملکرد مالی) و کمترین میانگین، مربوط به برنامه ریزی تولید در محیط فناوری اطلاعات است.
۴-۳ بخش دوم : آمار استنباطی
اعداد مقابل سطح معنی‌داری احتمال تائید H0 را نشان می‌دهد که کافی است مقدار این احتمال با سطح معنی‌داری ۵ درصد مقایسه شود و اگر این مقدار احتمال کوچکتر یا مساوی سطح معنی‌داری (۵ درصد) باشد، فرض صفر رد می‌شود
۴-۳-۱- فرضیه فرعی اول : بررسی رابطه عملکرد مالی و پیش بینی در محیط IT
فرضیه H0: بین عملکرد مالی و پیش بینی در محیط IT شرکت های شهرک صنعتی رابطه معنی داری وجود ندارد.
فرضیه H1: بین عملکرد مالی و پیش بینی در محیط IT شرکت های شهرک صنعتی رابطه معنی داری وجود دارد.
جدول ۴-۷- همبستگی عملکرد مالی و پیش بینی در محیط IT

 

 

متغیر های مدل

 

حجم نمونه

 

ضریب همبستگی

 

سطح معنی داری

 

 

 

عملکرد مالی - پیش بینی در محیط IT

 

۱۲۳

 

۰.۶۳۶

 

صفر

 

 

 

با توجه به جدول ۴-۷ مقدار سطح معنی‌داری برای این دو متغیر معادل صفر است که این مقدار نشان می دهد که همبستگی خطی بین این دو متغیر کاملاً معنی دار است یعنی فرض عدم‌ارتباط عملکرد مالی و و پیش بینی در محیط IT رد می‌شود، لذا فرضیه H0 رد می‌شود، بنابراین بین عملکرد مالی و و پیش بینی در محیط IT رابطه معنی‌داری وجود دارد و فرضیه‌ی فرعی ۱ در سطح اطمینان ۹۵ درصد تائید می‌گردد. با توجه به اطلاعات آماری به‌دست‌آمده، همبستگی بین دو متغیر معادل۰.۶۳۶ است که نشان از رابطه‌ی معنی‌دار و مثبت بین دو متغیر مذکور می‌باشد، یعنی با افزایش یکی، متغیر دیگر افزایش و با کاهش یکی از آن‌ها، متغیر دیگر کاهش می‌یابد.
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

 

 

 

 

 

نظر دهید »
قواعد تفسیر در منهج الصادقین- فایل ۶
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۴- روش ملا فتح الله کاشانی در کشف و تبیین واژه ها
۴-۱- استناد به آیات دیگر
ملا فتح الله گاهی با استناد به آیات دیگر قرآن، معنای واژه را تبیین کرده وگاهی نیز چند معنا برای واژه ای بیان می کند، یا معنایی را که دیگران برای کلمه ذکر کرده اند، با استناد به آیه ای رد کرده است. به عنوان مثال در آیه (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَهِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ)[۲۸۳] « و چون فرشتگان را فرمودیم: «براى آدم سجده کنید»، پس به جز ابلیس- که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد- [همه‏] به سجده درافتادند»، سجده را در اصل لغت به معنای تذلل و خواری می داند و برای توجیه این معنا به آیه(وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ)[۲۸۴] « و بوته و درخت چهره‏سایانند» استناد می کند.[۲۸۵]
پایان نامه
مفسّر در تفسیر این آیه بعد از بیان معنای لغوی معنای شرعی سجده را که همان قرار دادن پیشانی بر خاک به قصد عبادت است، بیان می کند و می گوید اگر معنای شرعی مراد باشد، مسجود له خداوند متعال بوده و آدم به جهت تعظیم و تفخیم شان، مانند کعبه، قبله سجود ملائکه شده است و اگر معنای لغوی مراد باشد، حقیقت آدم مسجود له بوده و آن به معنی تواضع ملائکه برای آدم از جهت تحییت و تعظیم است مانند سجده برادران یوسف برای یوسف که جهت تعظیم یوسف بوده است نه برای عبادت او. وی در ادامه معنای لغوی را به جهت امتناع ابلیس از سجده بر می گزیند و یاد آور می شود که اگر مسجود له خداوند می بود ابلیس از سجده کردن سر باز نمی زد.[۲۸۶]
و یا در تفسیر آیه (وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الْظَّالِمِینَ)[۲۸۷] «و [لى‏] به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود» ظلم را در اصل لغت به معنی نقص دانسته و به آیه(وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئًا)[۲۸۸] «و از [صاحبش‏] چیزى دریغ نمى ‏ورزید» استناد می کند.[۲۸۹]
در آیه اخیر، ظلم به نقص نیز معنا شده است و برخی از لغت دانان نیز همین معنا را برای آن برگزیده اند به عنوان مثال صاحب قاموس قرآن «ظلم» در این آیه را به نقص معنا کرده است و می نویسد ظلم در اصل به معنی ناقص کردن حق یا گذاشتن چیزی در غیر موضع خود است.[۲۹۰]
وی در تفسیر آیه(الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء)[۲۹۱] «همان [خدایى] که زمین را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنایى [افراشته] قرار داد.» به معانی مختلف واژه (جَعَلَ) اشاره کرده و در تایید دو معنای «اوجد» و «سیر» برای (جَعَلَ) به ترتیب به آیات(وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ)[۲۹۲] «و تاریکی ها و روشنایى را پدید آورد» و (جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً)[۲۹۳] «زمین را براى شما فرشى [گسترده] قرار داد» استناد می کند.[۲۹۴]
و یا در تفسیر آیه شریفه(یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ)[۲۹۵] «[خدا] بسیارى را با آن گمراه و بسیارى را با آن راهنمایى مى‏کند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏کند.» به معانی مختلف واژه «هدایت» اشاره می کند و برای هر یک از این معانی به آیات دیگر قرآن استناد می کند.[۲۹۶]
همچنین در آیه (وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ)[۲۹۷] «و زنانِ شوهردار [نیز بر شما حرام شده است‏] به استثناى زنانى که مالک آنان شده‏اید.» معانی مختلف واژه «احصان» را با استناد به آیات قرآن بیان می کند.[۲۹۸]
۴-۲- استناد به روایات پیامبر۹و امامان معصوم:
ملا فتح الله در برخی موارد جهت بیان معانی و مصادیق واژگان به روایاتی از معصومان:اشاره می کند به عنوان مثال در تفسیر آیه (سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ)[۲۹۹] «پذیرا و شنواى دروغ هستند [و] بسیار مال حرام مى‏خورند.» در بیان معنای (سُّحْتِ) به روایتی که از امام علی۷و امام صادق۷نقل شده است اشاره می کند و می نویسد: «از امیر المؤمنین۷مروی است که سحت رشوه است در حکم خدا و مهر بغى و کسب حجام و مزد نر بر ماده جهانیدن و بهاى خمر و ثمن میته و مزد کاهن و اجرت چیزى که بنویسند در توسل به معصیت از ابى عبد اللَّه۹مروی است که سحت شامل جمیع انواع حرام است.»[۳۰۰]
و یا تضرع را در آیه(وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّعُونَ)[۳۰۱] «و به راستى ایشان را به عذاب گرفتار کردیم و [لى‏] نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى درنیامدند.» به معنای دست برداشتن یا بلند کردن دست در نماز دانسته و به حدیثی از امام صادق۷[۳۰۲]در این باره استناد می کند.[۳۰۳]
وی همچنین در آیه (التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدونَ)« [آن مؤمنان] همان توبه‏کنندگان، پرستندگان، سپاس گزاران، روزه‏داران، رکوع‏کنندگان، سجده کنندگان »[۳۰۴]،(سائِحُونَ) را با استناد به روایت پیامبر۹[۳۰۵]، روزه داران معنا کرده است.[۳۰۶]
ملا فتح الله همچنین در ذکر معنای (الصمد) در آیه(اللَّهُ الصَّمَدُ)[۳۰۷] «خداى صمد»، به روایات منقول از امام رضا۷و امام محمد باقر۷و امام سجاد۷اشاره می کند.[۳۰۸]
۴-۳- توجه به فرهنگ عامه مردم عصر نزول(اشعار و متون عرب معاصر نزول)
هر چند استعمال واژه ای در عصر نزول تعیین کننده مراد و مقصود از قرآن نیست ولی به دلیل نزدیکی عرب های آن زمان به عصر نزول، سخنان آنان در فهم معانی واژه ها در عصر نزول موثر است.
ملا فتح الله کاشانی نیز همانند سایر مفسّران از شعر عرب به عنوان یکی از مصادر اصلی و منابع لغوی برای مستند سازی توضیح واژه ها، استفاده کرده است و آن ها را به عنوان شاهد و فهم معنای کلمه بیان می کند. به عنوان نمونه در تفسیر آیه(خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ)[۳۰۹] «انسان از شتاب آفریده شده است. به زودى آیاتم را به شما نشان مى‏دهم. پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهید.» طین را به عنوان یکی از معانی (عَجَلٍ) بیان می کند و در تایید این معنا به شعر عرب استناد می کند:
«و النبع ینبت بین الصخر ضاحیه و النخل ینبت بین الماء و العجل»[۳۱۰]
یعنی چشمه از میان سنگ ها می روید و نخل بین آب و خاک(گل) می روید.
ملا فتح الله در این جا با استناد به شعر عرب این مطلب را یاد آوری می کند که یکی از معانی که برای (عَجَلٍ) آمده است، طین می باشد و با توجه به این، معنای آیه فوق این است که خداوند انسان را از گل آفریده است چنان که در برخی دیگر از آیات نیز به آفریده شدن انسان از گل اشاره کرده است.[۳۱۱] در هر حال مفسّر در این جا برای بیان معنای واژه به شعر عرب استناد کرده است.
وی همچنین در تفسیر آیه (الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا …)[۳۱۲] «همان [خدایى] که زمین را براى شما فرشى [گسترده] قرار داد.» یکی از معانی فعل (جَعَلَ) را «طفق و صار» به معنی آغاز کردن، می داند و در این باره به شعر عرب استناد می کند:
«فقد جعلت قلوص بنى سهیل من الاکوار مرتعها قریب»[۳۱۳]
یعنی ماده شتر جوان بنى سهیل از جایی که به چراگاهش نزدیک است، شروع به چریدن می کند.
همان طور که در ترجمه شعر مشخص است، جعلت در این جا به معنای آغاز کردن است. وی بعد از بیان این معانی برای جعل، آن را در آیه مورد به معنای «صیر» گردانیدن می داند و آیه را براساس این معنی ترجمه می کند: یعنی کسی که زمین را برای شما بساطی گسترده گردانید.
مفسّر در برخی موارد بدون استناد به شعر یا نثر عرب به معنی لفظ در زمان نزول اشاره می کند و لفظ را با توجه به معنای زمان نزول تفسیر می کند به عنوان مثال ذیل تفسیر آیه (وَاذْکُرُواْ اللّهَ فِی أَیَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَیْهِ)[۳۱۴] «و خدا را در روزهایى معیّن یاد کنید، پس هر کس شتاب کند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد]، گناهى بر او نیست، و هر که تأخیر کند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نیست.» معنای (إِثْمَ) در جاهلیت را تعجیل بیان می کند و با توجه به این معنا به تفسیر آیه می پردازد و می نویسد که بعضی از متاخران نیز همین معنا را برای اثم در نظر گرفته اند و خداوند متعال در این آیه می فرماید که برای کسی که عجله کند و در دو روز یاد خدا کند، گناهی نیست. وی همچنین با توجه به شرطیه بودن جمله، ثبوت اثم را برای کسی که قبل از این دو روز عجله کند، مستلزم می داند.[۳۱۵]
خداوند در آیات قبل به تشریع احکام حج تمتع پرداخته است و در این آیه به حاجیان دستور می دهد که بعد از روز دهم ذی الحجه خداوند را یاد کنند، مفسّران با توجه به روایات منظور از ایام معدوده را سه روز بعد از روز دهم ذی الحجه می دانند بنابراین کسی که بخواهد عجله کند در دو روز نخست یعنی یازدهم و دوازدهم ذی الحجه بیتوته کرده و یاد خدا می کند و در روز سیزدهم کوچ می کند.
ملا فتح الله کاشانی با توجه به معنای اثم در عصر نزول این معنا را برای آیه مطرح کرده است که کسی که در ایام معدودات عجله یا تاخیر کند گناهی بر او نیست. اما برخی دیگر از مفسّران به دلیل نبودن هیچ قیدی در آیه اثم را منحصر در عجله یا تاخیر نمی دانند، بلکه آیه را این گونه معنا می کنند که کسی که حج را تمام کرده گناهانش بخشوده شده و گناهی بر او نیست خواه در دو روز عجله کند یا در سه روز تاخیر کند.[۳۱۶]
۴-۴- استناد به سخنان صحابه و اهل لغت
مفسّر در موارد بسیار زیادی به سخنان صحابه خصوصا ابن عباس در بیان معنای واژگان استناد می کند به عنوان نمونه در آیه (رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ)[۳۱۷] «بار پروردگارا، میان ما و قوم ما به حق داورى کن که تو بهترین داورانى» با توجه به قول ابن عباس، واژه «فتح» را به قاضی معنا کرده است[۳۱۸] و یا در آیه (لَابِثِینَ فِیهَا أَحْقَابًا)[۳۱۹] «روزگارى دراز در آن درنگ کنند.» واژه احقاب را به دهور یعنی روزگاران دراز معنا کرده است.[۳۲۰]
گاه نیز مولف به سخن لغت شناسان اشاره می کند و معنای واژه ای را با بهره گرفتن از سخن اهل لغت بیان می کند به عنوان نمونه در مورد معنای واژه (رَمَضَانَ) در آیه(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ)[۳۲۱]«ماه رمضان [همان ماه‏] است که در آن، قرآن فرو فرستاده شده است.» به قول خلیل بن احمد اشاره می کند و آن را مشتق از «رمض» که به معنای بارانی که قبل از پاییز می بارد و گرد تابستان را از عالم می شوید، می داند و تسمیه ماه رمضان به این نام را از آن جهت می داند، که این ماه همه گناهان را می شوید.[۳۲۲]
۴-۵- اشاره به وجود معانی مختلف در لفظ
ملا فتح الله کاشانی در هر جا که لازم می بیند به معانی مختلف واژه اشاره می کند به عنوان مثال وی در ذیل آیه شریفه (… وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُواْ فَیَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ)[۳۲۳] «ولى کسانى که به کفر گراییده‏اند مى‏گویند خدا از این مثل چه قصد داشته است [خدا] بسیارى را با آن گمراه و بسیارى را با آن راهنمایى مى‏کند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏کند.» معانی مختلف دو واژه اضلال و هدایت را بیان می کند وی واژه «اضلال» را به معانی امتحان، عذاب و تلبیس می داند و تنها حمل معنی اخیر را برای خداوند جایز نمی داند و از آن جا که اضلال در آیه مورد بحث به خداوند متعال نسبت داده شده است، معنای آیه را با توجه به دو معنای نخست مطرح می کند، مفسّر در ادامه واژه هدایت را به معانی زیادی الطاف، اثابت، حکم، ارشاد، ایجاد علوم ضروری در قلوب بندگان، می داند و سه وجه معنایی اول را مختص مومنان و دو وجه اخیر را شامل جمیع مومنان و کافران می داند، ملا فتح الله برای هر کدام از معانی که در این جا ذکر می کند مستندی از قرآن یا شعر عرب و … می آورد.[۳۲۴]
وی همچنین در ذیل تفسیر آیه شریفه (تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ)[۳۲۵] «آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان.» معانی مختلف واژه (أُمَّهٌ) از جمله جماعت، امام، قامت، استقامت در دین،حین و اهل ملت واحده را بیان می کند و برای هر کدام از این معانی نیز مستندی از آیات قرآن یا شعر عرب می آورد و معنای امت در آیه مورد بحث را جماعت یا گروه می داند.[۳۲۶]
در آیاتی دیگری نیز ملا فتح الله کاشانی به ذکر معانی مختلف واژگان پرداخته است که از ذکر آن در این جا خودداری می کنیم خواننده محترم می تواند برای اطلاع بیشتر به تفسیر منهج الصادقین مراجعه کند.[۳۲۷]
۴-۶- شناسایی معنای حقیقی و مجازی و فرق نهادن بین آن ها
مولف تفسیر منهج الصادقین در جاهای مختلفی از تفسیر خود به معنای حقیقی و مجازی اشاره می کند، به عنوان مثال وی ذیل آیه (إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ)[۳۲۸] «بى‏گمان، کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى‏رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده است.» برای ایذاء دو معنای حقیقی و مجازی بیان می کند و می گوید اگر ایذاء بر معنای حقیقی حمل شود که همان اذیت کردن است در حق رسول خدا۹صحیح است و باید در مورد خدای تعالی در معنای مجازی حمل شود یعنی کاری که موجب کراهت خداوند است، انجام می دهند؛ در این حالت لفظ واحد بر دو معنی مختلف حمل شده است که مخالف با مذهب علمای عرب است و یا این که بگوییم مراد ایذاء رسول۹است و ذکر خدا برای تعظیم است و اگر ایذاء بر معنای مجازی حمل شود مراد از ایذاء خدا و رسولش۹ انجام امری است که موجب کراهت آنها باشد خواه مخالفت امر خدا کنند یا به او چیزی نسبت دهند که از آن منزه است یا تکذیب نبوت پیامبر۹کنند، در هر دو صورت خدا و رسولش۹ را اذیت کرده اند؛ ملا فتح الله خود بعد از ذکر معنای مجازی و حقیقی و بیان تفاوت میان آن ها ایذاء در آیه مورد بحث را بر معنای مجازی حمل کرده و آیه را بر اساس آن تفسیر می کند.[۳۲۹]
مفسّر همچنین ذیل تفسیر آیه (ثُمَّ جَعَلْنَاکُمْ خَلاَئِفَ فِی الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ)[۳۳۰] «آن گاه شما را پس از آنان در زمین جانشین قرار دادیم تا بنگریم چگونه رفتار مى‏کنید.» در تفسیر (لِنَنظُرَ) به ذکر معنای حقیقی و مجازی آن می پردازد و معنای مجازی را برای نظر کردن خداوند به بندگان ترجیح می دهد؛ چرا که قرینه ای برای ترجیح معنای مجازی وجود دارد و آن اینکه نظر کردن به معنای حقیقی بر حق تعالی روا نیست، چرا که نظر کردن در معنای حقیقی یا به معنای تفکر است و تفکر یکی از وظایف قلب است و به کار بردن آن در این جا درست نیست، و یا به معنای گردانیدن چشم و نگاه کردنِ پروردگار است که مستلزم جسم بودن پروردگار است و آن نیز نادرست است. پس باید نظر در این جا به معنای مجازی که همان علم خداوند است، به کار رفته باشد.[۳۳۱]
در موارد دیگری نیز ملا فتح الله به معنای حقیقی و مجازی اشاره کرده و با فرق نهادن بین آن ها یکی را بر دیگری ترجیح داده است، خواننده محترم می تواند به متن تفسیر منهج الصادقین مراجعه کند.[۳۳۲]
۵- نقد و بررسی روش ملا فتح الله در توجه به مفردات
ملا فتح الله کاشانی در توجه به مفردات راه میانه را برگزیده است وی در مقدمه تفسیرش در مورد روش خویش در بررسی لغات و مفردات در تفسیر منهج الصادقین می نویسد: «و در بیان اعراب و لغت بر طریق خیر الامور اوسطها سلوک نماید و بعضى از سخنان ارباب تحقیق را نیز به حیّز تحریر درآورد.[۳۳۳]»
۵-۱- امتیازات
با کاوش در تفسیر منهج الصادقین روشن می شود که مفسّر از این قاعده در جاهای مختلفی از تفسیر خویش بهره برده و به آن توجه داشته است که مثال های آن را قبلاً یادآور شدیم. در هر حال توجه به این قاعده توسط مفسّر با نقاط قوت و ضعفی همراه بوده است. استناد به آیات، روایات، اشعار عرب و سخنان صحابه و نیز توجه به معانی مختلف در لفظ و شناسایی معنای حقیقی و مجازی و فرق نهادن بین آن ها و همچنین اجتهاد مفسّر در معنای کلمات از نقاط قوت روش تفسیری مفسّر در توجه به مفردات است ولی نقاط ضعف و کاستی هایی نیز در روش وی در زمینه تبیین مفردات به چشم می خورد که به آنها اشاره می شود.
۵-۲- کاستی ها
۵-۲-۱- عدم تبیین همه مفردات
یکی از کاستی هایی که در روش تفسیری منهج الصادقین دیده می شود این است که مفسّر به تبیین همه مفردات نپرداخته است ممکن است برخی از مفردات واضح بوده و نیاز به تبیین نداشته باشد اما تبیین برخی از مفردات که وی به آن نپرداخته است، در تفسیر آیات و روشن شدن معنا و مفهوم آیات موثر بوده است. به عنوان نمونه در تفسیر (یَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا)[۳۳۴] «روزى که آسمان سخت در تب و تاب افتد.» به تبیین کامل معنای (تَمُورُ) و (مَوْرًا) نپرداخته است و تنها آن را به اضطراب معنا کرده و از آن گذشته است[۳۳۵] در حالی که در معانی دیگری همچون جریان سریع، انحراف از حرکت مستقیم و اختلاف در حرکت معنا شده است[۳۳۶] همچنین در آیه (مُتَّکِئِینَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِیٍّ حِسَانٍ)[۳۳۷] «بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده‏اند.» به تبیین مفردات آن نپرداخته و تنها ترجمه ای برای واژه های (رَفْرَفٍ) و (عَبْقَرِیٍّ) بیان کرده است.[۳۳۸] حال آن که در کتب لغت برای رفرف معانی متعددی بیان شده است و با توجه به هر کدام از معانی برداشت متفاوتی از آیه فهمیده می شود، در تفسیر آیه (وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ یَدْعُوهُ کَادُوا یَکُونُونَ عَلَیْهِ لِبَدًا)[۳۳۹] «و همین که «بنده خدا» برخاست تا او را بخواند، چیزى نمانده بود که بر سر وى فرو افتند.» به تبیین واژه (لِبَدًا) نپرداخته است[۳۴۰] حال آن که توجه به معانی مختلف در این لفظ سبب فهم بهتر آیه و روشن شدن مفاد و مقصود آن می شود.[۳۴۱] البته هر چند این شیوه تفسیری مفسّر یعنی عدم ذکر همه مفردات در تفسیر او به چشم می خورد اما هر چه به انتهای تفسیر نزدیک تر می شویم این روش وی وضوح بیشتری پیدا می کند
۵-۲-۲- سیر نزولی پیدا کردن بیان معانی واژگان
مولف در ابتدای تفسیر سعی کرده که اکثر لغات آیات را مورد بررسی قرار دهد و این مباحث هر چه از اول تفسیر به آخر آن نزدیک می شویم سیر نزولی پیدا می کند مثلاً مفسّر در سوره حمد ذیل(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ) بحث مفصلی در معنی «اسم» می آورد و نظر اهل لغت را در این باره گویا می شود ولی این شیوه مفسّر تا انتهای تفسیر ادامه نمی یابد و از شدت آن کاسته می شود. به طوری که در برخی موارد خصوصاً در انتهای تفسیر به تبیین مفردات نپرداخته است که در ابتدا به چند مورد آن اشاره شد.
۵-۲-۳- حمل لفظ بر معنای مجازی بدون قرینه صارفه
یکی دیگر از کاستی های روش ملا فتح الله در تبیین مفردات این است که وی در برخی موارد بدون قرینه صارفه لفظ را بر معنای مجازی حمل می کند ولی همان طور که قبلا نیز اشاره شد حمل لفظ بر معنای مجازی زمانی صحیح خواهد بود که قرینه ای ما را از حمل معنای حقیقی باز دارد به عبارت دیگر قرینه صارفه ای از معنای حقیقی در کلام باشد. به عنوان مثال در تفسیر آیه(وَلاَ تَجْعَلُواْ اللّهَ عُرْضَهً لِّأَیْمَانِکُمْ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصْلِحُواْ بَیْنَ النَّاسِ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ)[۳۴۲] «و خدا را دستاویز سوگندهاى خود قرار مدهید، تا [بدین بهانه‏] از نیکوکارى و پرهیزگارى و سازش دادن میان مردم [باز ایستید]، و خدا شنواى داناست.» واژه (عُرْضَهً) را بر معنای مجازی که حمل کرده و آیه را بر اساس معنای مجازی تفسیر می کند و بیان می کند که (عُرْضَهً) به معنای حاجز و مانع است[۳۴۳]. با در نظر گرفتن معنای مجازی برای (عُرْضَهً) معنای آیه این گونه خواهد شد که خداوند را مانع و حاجز قسم هایتان قرار ندهید تا به واسطه آن از نیکویی، مروت و احسان و صلاح بین مردم بپرهیزید. به عبارت دیگر سوگند سبب بازداشتن شما از امور فوق شود. بنا براین معنی هرگاه سوگند سبب ترک نیکویی و تقوی و اصلاح شود باطل و مخالفت با آن بدون گناه و وجوب کفاره جایز خواهد بود و عمل به مضمون آن واجب نیست.
ملا فتح الله همین معنای مجازی را برای عرضه ذکر می کند و آیه را بر اساس آن تفسیر می کند. ولی اگر عرضه را به معنای حقیقی حمل کنیم معنای آیه این خواهد شد که نام خداوند را معرض ایمان قرار ندهید؛ به عبارت دیگر به نام خداوند در محقرات و امور غیر ضروری بسیار سوگند نخورید و علت این نهی نیز در ادامه آیه بیان شده است و آن این است که سوگند خوردن اراده نیکویی و تقوی و اصلاح در بین مردم را از شما سلب خواهد کرد و موفق به انجام امور فوق نخواهید شد؛ چرا که سوگند در نظر چنین فردی به سبب تکرار زیاد از ارزش خواهد افتاد و از طرفی چون چنین شخصی از دروغ نیز پروا نخواهد کرد، جامعه برای او منزلتی نخواهد داشت، از این رو وی نمی تواند سبب اصلاح بین مردم شود. از این معنا نهی از کثرت سوگند، هر چند سوگند راست باشد، فهمیده می شود. چنانچه خداوند در آیه ای دیگر نیز همین معنا را اراده کرده است و در آن اطاعت و پیروی از سوگند خورنده را نهی می کند؛(وَلَا تُطِعْ کُلَّ حَلَّافٍ مَّهِینٍ)[۳۴۴]
از آن جا که در این آیه قرینه صارفه ای برای حمل آیه بر معنای حقیقی وجود ندارد و از طرفی گزینش معنای حقیقی نیز متعذر نیست، بهتر بود مفسّر، آیه را بر اساس معنای حقیقی تفسیر می کرد.
۵-۲-۴- عدم بیان معانی واژگان در زمان نزول
همانگونه که قبلاً نیز بیان شد ملا فتح الله کاشانی معانی برخی واژگان را که در زمان نزول قرآن معنایی خاص داشته و در حال حاضر دچار تحول و تغییرشده اند، ذکر نمی کند در حالی که برخی مفسّران از جمله علامه طباطبایی;به این مهم توجه داشته و در تفسیر گرانسنگ المیزان به این معانی اشاره می کنند.
۵-۲-۶- ذکر معنا بدون مستند
همانطور که قبلا نیز بیان شد برای بیان معانی واژگان باید مستند معتبری ذکر شود؛ زیرا که اولاً ذکر معنا بدون مستند، خطر مبتلا شدن به تفسیر به رای را بیشتر می کند و ثانیاً اگر معنای بدون مستند، صحیح هم باشد، برای اهل تحقیق بی فایده یا کم فایده است و وقتی معنا بدون مستند ذکر شود بررسی صحت و سقم آن معنا میسر نیست و به این جهت یک نقطه ضعف محسوب می شود؛ در تفسیر منهج الصادقین هم مفسّر در برخی موارد معنایی را که برای مفردات بیان می کند مستندی برای آن ذکر نمی کند و این یکی از کاستی های روش وی در پرداختن به معنای مفردات است. به عنوان نمونه مولف منهج الصادقین در ذیل تفسیر آیه (ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ)[۳۴۵] «زیرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏اند که تکبر نمى‏ورزند.» واژه (قِسِّیسِینَ) را مشتق از قس و به معنای «نشر حدیث» و (رُهْبَانًا) را مشتق از رهبه و به معنای خشیت می داند، ولی هیچ مستندی برای این معانی بیان نمی کند.[۳۴۶]
۵-۲-۷- عدم توجه کافی به روایات معصومان:
همانطور که قبلا نیز بیان شد روایات نقل شده از معصومان:یکی از منابع مهم در تبیین معنای واژگان است و با وجود احادیث و روایات معتبری که در منابع شیعی از معصومان:نقل شده است ملا فتح الله کاشانی در برخی موارد در بیان معانی واژگان به روایات معصومان:توجه نکرده است و شایسته بود که مفسّر شیعی همچون این بزرگوار که خود را مقید به پیروی از ائمه و معصومان:می داند، در تبیین مفردات قرآن بیشتر به سخنان معصومان:توجه کند. برای نمونه ملا فتح الله در تفسیر (وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ)[۳۴۷] «و هر چیزى را در کارنامه‏اى روشن برشمرده‏ایم»، (إِمَامٍ مُبِینٍ) را به لوح محفوظ معنا کرده و می گوید برخی آن را به صحیفه های اعمال معنا کرده اند، ولی به روایاتی که آن را به امیر المومنین علی۷تفسیر کرده اند[۳۴۸] توجه نکرده است و بر اثر آن از معنایی که در روایات برای این کلمه بیان شده و با معنای حقیقی «امام» نیز مناسب تر است، یاد نکرده است.[۳۴۹] شاید گفته شود امیر المومنین علی۷تاویل و مصداق باطنی آیه است و به تبیین مفردات ارتباطی ندارد، در جواب می گوییم که با توجه به این که کلمه امام در عرف و لغت عرب به معنای پیشواست و این معنا با این که مراد از (إِمَامٍ مُبِینٍ) آن حضرت۷باشد، کاملا مناسب است و سبب می شود که این واژه بر معنای حقیقی حمل شود و بر لوح محفوظ و صحیفه اعمال که معنای حقیقی نیست، تفسیر نشود.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 194
  • 195
  • 196
  • ...
  • 197
  • ...
  • 198
  • 199
  • 200
  • ...
  • 201
  • ...
  • 202
  • 203
  • 204
  • ...
  • 298

آخرین مطالب

  • ترفندهای ضروری و طلایی درباره میکاپ
  • راهکارهای ضروری و کلیدی درباره میکاپ
  • ⭐ نکات اصلی و اساسی درباره میکاپ
  • راهکارهای مهم درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • ✔️ راهکارهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه
  • ⭐ تکنیک های اساسی آرایش دخترانه
  • راهکارهای آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • ✔️ تکنیک های کلیدی و اساسی درباره آرایش
  • ⚠️ هشدار! نکته هایی که درباره آرایش دخترانه باید به آنها دقت کرد
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۷-۳- ادراک بینایی – 7 "
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 حالات مردان پس از خیانت
 افزایش درآمد جانبی هوشمندانه
 کسب درآمد از طراحی سایت
 تغذیه سالم کاسکو
 رازهای روانشناسی عشق
 کسب درآمد از بورس
 نوشتن پیامک عاشقانه
 موفقیت در طراحی سایت
 رهایی از فشارهای اجتماعی در رابطه
 تکنیک‌های جذب جنس مخالف
 فروش ویدئوهای آموزشی محتوا
 سویا برای گربه‌ها مضر است؟
 گیمیفیکیشن فروشگاه آنلاین
 دلایل شکست سریع روابط
 بازاریابی بومی موفق
 تغییرات عشق در طول زمان
 فروش کارت ویزیت آنلاین
 تغذیه سگ باردار
 سرماخوردگی گربه‌ها
 شناسایی بیماریهای سگ
 نارضایتی در روابط عاشقانه
 توجه بیشتر به همسر
 ساخت انیمیشن با Kaiber
 جذب دل دختران
 مشکلات رابطه زودهنگام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان