ـ بررسی سرمایه انسانی بر تمایز خدمات سازمان
ـ بررسی سرمایه انسانی بر تمرکز بر مشتریان در سازمان
۱-۵. فرضیات تحقیق
۱-۵-۱. فرضیه اصلی
پرورش سرمایه انسانی بر عملکرد سازمان تأثیر دارد.
۱-۵-۲. فرضیه های های فرعی
- پرورش سرمایه انسانی برکاهش بهای تمامشده ارائه خدمات درسازمان تاثیر دارد.
- پرورش سرمایه انسانی بر تمایز خدمات سازمان تاثیر دارد.
- پرورش سرمایه انسانی بر تمرکز بر مشتریان در سازمان تاثیر دارد.
۱-۶. تعاریف متغیرها و واژه های کلیدی
۱-۶-۱.تعاریف نظری
۱-۶-۱-۱.سرمایه انسانی
سرمایه انسانی عبارت است مجموعه دانش و مهارتهای جمع شده در نیروی انسانی یک سازمان. سرمایه انسانی مستلزم سرمایهگذاری بر روی نیروهای انسانی یک مجموعه به منظور بالا بردن بازدهی آنهاست.
به تعبیر لیون (۱۹۹۶)، پرورش منابع انسانی تشویق و متقاعدسازی افراد می باشد تا رشد کرده و پرورش پیدا کنند و از وابستگی به استقلال و از استقلال به وابستگی متقابل برسند.
یکی از عوامل مهم که بر عملکرد منابع انسانی نقش و تاثیر زیادی داشته و بر کیفیت و بهبود عملکرد منابع انسانی موثر است، سرمایه فکری می باشد.سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازهگیری میکند. این دارایی ماهیت عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامشهود است که از طریق به کارگیری دارایی های مرتبط با منابع انسانی، عملکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان به دست آمده است. همه این ویژگی ها باعث ایجاد ارزش به دست آمده به دلیل اینکه یک پدیده کاملاً داخلی است، قابلیت خرید و فروش ندارد. (رز و بارونز [۳]، ۲۰۰۵ :۲۱۸).
در این تحقیق میزان توسعهیافتگی سرمایه انسانی از چندین جنبه بررسی میشود: آموزش برای تمام کارکنان، برنامه توسعه مدیریت منابع انسانی، امنیت شغلی، ارزیابی عملکرد مدیریت منابع انسانی، میزان رابطه حقوق مدیران با عملکرد آنها، ارزیابی عملکرد تمام کارکنان، فرصتهای پیشرفت شغلی در سازمان، برنامههای پیشرفت شخصیت برای تمام کارکنان، گروههای مشاوره با کارکنان، برنامههای کمک به کارکنان، مشارکت کارکنان در تصمیمگیریهای سازمان.
۱-۶-۱-۲. عملکرد کارکنان
عملکرد عبارت است از: نتیجه نهایی بکارگیری تلاش و کوشش که بصورت تعامل با دیگر کارکنان نمایان می شود و همچنین می توان گفت متشکل از انجام وظایفی است که شغل فرد را تشکیل می دهد و اساساً اثر خالص تلاش یک فرد است که بوسیله توانایی ها و خصوصیات او و نیز ادراک نقشی که دارد تحت تاثیر قرار گرفته و تغییر می نماید (آرمسترانگ، ۱۳۸۳،).
۱-۶-۲.تعریف عملیاتی
در این تحقیق، با بهره گرفتن از پرسشنامه که یکی از ابزارهای روش میدانی است، داده ها جمع آوری می گردند. از نظر نحوه ی اجرا، پرسشنامه ها به صورت مراجعه مستقیم تکمیل میشوند . پرسشنامه پژوهش حاوی ۳ بخش کلی است که بخش اول مربوط به اطلاعات جمعیت شناختی اعضای نمونه آماری شامل سن، جنسیت، تحصیلات و سابقه خدمت میباشد. دو بخش دیگر مربوط به سازه های اصلی پژوهش. شایان ذکر است مقیاس اندازه گیری بر اساس طیف پنج درجه ای لیکرت (کاملاً موافقم، موافقم، بی نظرم، مخالفم، کاملاً مخالفم) می باشد.
۱-۷.مدل مفهومی
مدل مفهومی تحقیق:
یک مدل ، دستگاهی است متشکل از مفاهیم ، فرضیه ها و شاخص ها که کار انتخاب و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیه را تسهیل می کند . در واقع یک مدل ، مجسم کننده جنبه هایی از دنیای واقعی است که با مسئله تحت بررسی ارتباط دارند . رابطه عمده را در میان جنبه های مزبور روشن می کند و بعد از آزمایش و آزمون ، درک بهتری را از بعضی از قسمت های دنیای واقعی حاصل می کند
کاهش بهای خدمات
پرورش سرمایه انسانی
تمرکز بر مشتریان
عملکرد سازمان
تمایز خدمات
در این پژوهش تأثیر سرمایه انسانی و میزان توسعهیافتگی آن بر رقابتپذیری سازمانی درشرکت ملی پخش فرارده های نفتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. رقابتپذیری، تشخیص ظرفیتها و موقعیت بازاری تلقّی میشود که موجب برتری بنگاه در مقایسه با رقبایش میشوند. به بیان دیگر، رقابتپذیری موقعیت بینظیر یک سازمان در برابر رقبایش است که از طریق الگوی توسعه منابع، بسط مییابد. در این چارچوب، رقابتپذیری شامل مواردی است که یک بنگاه میتواند انجام دهد ولی بنگاههای دیگر قادر به انجام دادن آنها نیستند، که خود موجب تقاضای بیشتر یا هزینه کمتر برای آن بنگاه میشود.
هی و ویلیامسون (۱۹۹۱) رقابتپذیری را تشخیص ظرفیتها و موقعیت بازاری تلقی میکنند که سبب برتری بنگاه در مقایسه با رقبایش میشوند (کلین، ۲۰۰۱). به بیان دیگر، رقابتپذیری موقعیت بینظیر یک سازمان در برابر رقبایش است که از طریق الگوی توسعه منابع، بسط مییابد در این چارچوب، رقابتپذیری شامل مواردی است که یک بنگاه میتواند انجام دهد ولی بنگاههای دیگر قادر به انجام آنها نیستند، که خود موجب تقاضای بیشتر یا هزینه کمتر برای آن بنگاه میشود.
هشت عامل کیفی برای رقابتپذیری سازمان ها براساس گزارش ردهبندی سازمان های آسیایی بر حسب رقابتپذیری آنها در قالب سه راهبرد رقابتپذیری عبارتاند از:
۱- کاهش بهای تمامشده (فرضیه اول): کارایی سازمان ، کنترلهای داخلی در سازمان، ابتکار و خلاقیت در سازمان؛
در این راهبرد هدف این است که یک سازمان بتواند در مقایسه با رقبا و از طریق بهبود کارایی و افزایش بهرهوری، کاهش ضایعات و نظارت مناسب بر هزینهها، محصولات و خدمات خود را با بهای تمامشده کمتر تولید و به بازار عرضه کند. در این راهبرد سازمانها میکوشند که محصولات یا خدمات مشابه با سایر مؤسسات را با بهای تمامشده کمتر تولید و عرضه کنند.
به طور کلی قیمت تمام شده میتواند ناشی از عواملی مانند قیمت تمامشده تامین مواد اولیه، بهرهوری ماشینآلات و تجهیزات، بهرهوری نیروی کار، مصرف انرژی، نرخ بهره تسهیلات مالی، تعداد شیفتهای کاری تولید و مواردی از این قبیل باشد. هر یک از عوامل یادشده میتوانند تاثیر مستقیمی بر قیمت تمامشده محصول نهایی داشته باشند. شناسایی و ارائه راهکارهای تاثیرگذار بر هر عامل میبایست در فرایند کاهش قیمت تمامشده مدنظر قرار گیرد و در واقع کل مراحل زنجیره ارزش یک کالا به طور همزمان مورد بررسی قرار گرفته و تجویزات بر اساس اولویتها و واقعیات موجود صورت پذیرد.
از جمله راهکارهای تجربه شده کاهش قیمت تمام شده محصولات و خدمات، استفاده از برخی از ابزارها، تکنیک ها و روش های افزایش بهرهوری و کاهش هزینه می باشد که در بسیاری از کشورها و سازمانهای موفق در این حوزه بکار گرفته شده است. اغلب این ابزارها و روش ها در راستای نهادینه ساختن فرهنگ مشارکت، سازماندهی و ساماندهی عمومی گام برمیدارند و ضمن اصلاح و بهبود سیستمها و روش های کاری و نهادینه ساختن فرهنگ تغییر و کارگروهی، افزایش بهرهوری در کلیه مراحل انجام کار، شناسایی و رفع منابع اتلاف (موداها) و جستجو برای یافتن راه حل هایی برای رفع مشکلات موجود را به همراه خواهند داشت.
شایان ذکر است هریک از ابزارها و روش ها می بایست متناسب با شرایط و ویژگیهای کسب و کار مورد نظر، مورد توجه و استفاده قرار گیرند. به طور کلی در هربنگاه یا سازمان، عارضههای مختلفی منجر به بالابودن هزینهها میگردد، لذا بایستی ابتدا عارضههای مبتلا به سازمان شناساییشده و سپس متناسب با هر یک از آنها، ابزار، روش، اصول و راهکارهای مناسب در جهت رفع عارضه ها و کاهش هزینه ها بکار گرفته شود، در غیراین صورت استفاده از این ابزارها، روش ها، اصول و راهکارها در جهت کاهش هزینه مفید نخواهد بود.
۲- تمرکز بر مشتری (فرضیهدوم): خدمترسانی به مشتریان سازمان ، کیفیت کار کارکنان سازمان.
امروزه یکی از ارکان اساسی رقابت در سازمانهای مشتری مدار کسب رضایت مشتری است. زیرا محرک اصلی برای سازمانهای تجاری که به دنبال بهبودهای عمده در مسیر پیشرفت خویش هستند همانا مشتریان آن سازمان میباشند.
در سراسر دنیا، سازمانها تلاش میکنند تا از طریق نیل به مزایای منحصر بفرد، نسبت به سایر رقبا، به موقعیتی ممتاز دست یابند. از سوی دیگر، مشتریان و مصرف کنندگان، همواره در جستجوی عرضه کنندگانی هستند که کالا یا خدماتی به مراتب بهتر ارائه میکنند. درک این تمایز، فرایند گزینش خدمات مورد نیاز را هدایت نموده و مشتریان را در تصمیم گیری یاری مینمایند. مشتریان در جستجوی سرنخهایی هستند که آنها را برای شناسایی بهترین تأمین کننده یاری نمایند. در این راستا آنان علاوه بر بررسی عملکرد داخلی، هرگونه مدرک و شواهد خارجی که نشانه برقراری اصل تمرکز بر کیفیت در سازمان میباشد را مورد توجه قرار میدهند.
تلاش و کوشش فراوانی که امروزه در جهت گسترش نگرش مشتری مداری توسط محققان، کارشناسان و مدیران سازمانهای تجاری صورت میگیرد، نشان دهنده آن است که در حال حاضر رضایتمندی مشتریان یکی از مهمترین عوامل در تعیین مو فقیت سازمانها به شمار میآید. بنابراین ایجاد و پیادهسازی سیستمهای سنجش و پایش رضایتمندی مشتریان یکی از نیازهای اساسی سازمانهای امروزی به شمار میرود.
در این راهبرد سازمان، سعی میکند که گروه خاصی از مشتریان را هدفگذاری کند و محصول یا خدمتی مخصوص سلایق یا نیازهای آن ارائه دهد.
۳- تمایز خدمات سازمان از رقبا (فرضیه سوم): شهرت و اعتبار سازمان ، سیستمهای حاکمیت شرکتی سازمان ، شرایط بازار برای یک سازمان؛
در این راهبرد هدف این است که یک سازمان بتواند کالاها و خدماتی عرضه کند که به نظر مشتریان در مقایسه با کالاها و خدمات شرکتهای رقیب دارای برتری یا ویژگی منحصر به فرد هستند. سازمانها میتوانند از طریق نوآوری در محصولات و ارائه خدمات از طریق تحقیق و توسعه، ارتقای محصولات و خدمات و سرعت بسیار بالا در عرضه کالاها و خدمات، خود را از رقبا متمایز نمایند.
محصولات متمایز از ضروریات سازمان های امروزی به شمار می رود.امروزه سازمان ها ضرورت برخورداری از فرایند بهینه توسعه محصول جدید و متمایز را به خوبی احساس کرده اند و برای داشتن چنین فرایند موفقی تلاش های زیادی را انجام داده اند و هزینه های بسیاری را صرف کرده اند. برای ارائه محصولات متمایز در این سازمان ها، افراد متخصص و با تجربه بالا به کار گرفته می شود و از فناوری های پیشرفت استفاده می شود.
امروزه بسیاری از محصولات و خدمات بطور فزاینده ای شبیه به یکدیگر شده اند.اگرمحصولی را عرضه میکنید که کاملا شبیه محصولات رقباست چگونه میتوانید مشتریان را متقاعد کنید که محصول شما را انتخاب کنند؟ ارائه خدمات به مشتریان از راه های موثر برای انجام دادن چنین کاری است؛ چون به محصول فیزیکی شما ارزش مضاعف می بخشد. صاحبنظران عقیده دارند که انواع محصولات بسیار ساده را میتوان با توجه به کیفیت آن و ارائه خدمات به مشتریان متمایز ساخت. برای مثال شرکت فریتولی برای راضی سازی خرده فروشان از هیچ کاری خودداری نمی کند. هنگامی که براثر طوفان به سوپر مارکتی خسارت وارد میشود با فرستادن نیروهای امدادی از جانب خود به بازسازی آن کمک میکند. نتیجه این اقدامات برای شرکت فریتولی ۲ میلیارد دلار فروش، کسب ۷۰ درصد از سهم بازار که از سود رقبا بسیار بیشتر بوده است.
فصل دوم
مطالعات نظری
۲-۱. مقدمه
در جهان رقابتی امروز که بهرهوری در همه زمینه ها افزایش یافته است، تنها سازمانهایی می توانند در این دنیای پرتلاطم باقی بمانند که به بهترین وجه از منابع خود استفاده نموده و بیشترین بهرهوری را داشته باشند. یکی ازمنابع مهم سازمانی نیروی انسانی است (خلعتبری،۱۳۹۱).
در دیدگاه مدیریت راهبردی سرمایه انسانی، همه دانشها و مهارتهای موجود در سازمان، راهبردی محسوب نمیشوند. پس تعیین انواع سرمایه انسانی موجود در سازمان و چگونگی به کارگیری آنان به مثابه منبع ایجاد مزیت رقابتی، نخستین گام در این راه است. با نگاهی مبتنی بر منابع به سازمان درمییابیم که منابع، تنها زمانی برای ما ارزشمند هستند که باعث رشد کارایی شوند و امکان سرمایهگذاری در فرصتها و مقابله با تهدیدات را برای ما فراهم کنند. پس در این نگاه، سرمایه انسانی سازمان از طریق همکاری در کاهش هزینهها یا بهبود خدمات و محصولات برای مشتریان، ارزشآفرینی میکند. از سوی دیگر کولیس و مونت گومری معتقدند در فضای مدیریت راهبردی اهمیت سرمایه انسانی به میزان خلق و ایجاد تمایز رقابتی برای شرکت وابسته است. با نگاهی اقتصادی، نظریه مبادله ـ هزینه بیان میدارد که سازمان زمانی مزیت رقابتی به دست میآورد که دارای منابعی مخصوص خود سازمان باشد، به نحوی که هیچیک از رقبا نتوانند به این منابع دست یابند. لذا ماهیت منحصر به فرد سرمایه انسانی هر سازمان، باعث میشود تا سازمانها منابع سازمانی خود را در زمینههای مدیریت استفاده و سرمایهگذاری کنند. این کار کاهش خطرپذیری و سرمایهگذاری در توانمندیهای بالقوه بهرهوری و تولیدی سازمان را در پی خواهد داشت(معصومی،۱۳۹۰).
به گفته پیتر دراکر[۴] ، قرن بیست و یکم، قرن اقتصاد دانش است. در این اقتصاد، داراییهای فکری و بخصوص سرمایههای انسانی جزو مهمترین داراییهای سازمانی محسوب میشود و موفقیت بالقوه سازمانها در قابلیتهای فکری آنها ریشه دارد(دراکر،۱۹۹۲)
امروزه تعداد زیادی از شرکتها در سرتاسر جهان دریافتهاند که اندازهگیری و مدیریت سرمایه فکری میتواند برای آنها مزیتهای رقابتی فراهم آورد. سرمایه فکری یک شرکت مجموع سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری آن است. داشتن کنترل بر این داراییها سازمان را قادر میسازد از یک طرف حاکمیت داخلی موثری داشته و از طرف دیگر، دارای روابط خارجی موفقی با مشتریان وتامین کنندگان و سایرذینفعان باشد. بنابراین، ایجاب میکند که سازمان برای مدیریت، کنترل و گزارشگری سرمایه فکری اقداماتی انجام دهد. باید توجه داشت که ارزش محاسبه شده برای داراییهای نامشهود دقیق نیست و بیشتر روشهای اندازهگیری به دلیل اینکه به کارگیری آنها مشکل است و اطلاعات و شاخصهای زیادی را لازم دارند و این شاخصها نیز به طور کامل تشریح نشدهاند، پیادهسازی آنها در عمل با مشکلاتی روبهرو خواهد بودوهمچنین گزارشگری مطلوب سرمایه فکری میتواند در تعیین ارزش آتی شرکت و تثبیت وضعیت فعلی آن در صنعت مربوطه نقش موثری داشته باشد(صابرمعاش وکوثری،۱۳۹۱).
۲-۲.اهمیت مدیریت منابع انسانی
مفهوم مدیریت منابع انسانی، از اواسط دهه هشتاد میلادی معرفی شد و هدف از آن ارائه روشهایی برای مدیریت کارکنان و کمک به بهبود عملکرد سازمان است. سعادت(۱۳۸۶ )، به منابع انسانی سازمان، دیگر نه به عنوان منبع هزینه بلکه همانند داراییهای ارزشمندی برای کسب مزیت رقابتی نگریسته میشود. به همین دلیل است که برنامهریزی منابع انسانی از اولویت بالایی در سازمانها برخوردار شده است. مایکل پورتر بر این باور است که مهارتها و انگیزش افراد یک شرکت و چگونگی بهکارگیری آنها را میتوان عامل مهم مزیت رقابتی آن شرکت، به حساب آورد. (آرمسترانگ، ۱۳۸۰)
به طور کلی، مدیریت منابع انسانی را، شناسایی، انتخاب، استخدام، تربیت و پرورش نیروی انسانی به منظور رسیدن به اهداف سازمان تعریف کردهاند. به بیان دیگر، مدیریت منابع انسانی عبارت است: از: تحلیل نیازهای انسانی سازمان با توجه به شرایط متغیر و انجام اقدامات لازم برای پاسخگویی به این نیازها. مدیریت منابع انسانی را میتوان نوعی رویکرد مدیریت بر افراد دانست که بر این چهار اصل استوار است :
۱-کارکنان مهمترین دارایی سازمان به حساب میآیند و موفقیت سازمان در گرو اعمال مدیریتی اثربخش، بر آنهاست.
۲-.اگر سیاستهای پرسنلی و خطمشیهای سازمان با حصول اهداف سازمان و برنامههای استراتژیک آن پیوند تنگاتنگی داشته باشند و به رسیدن به آن اهداف کمک کنند، احتمال موفقیت سازمان بیشتر خواهد شد.
۳- فرهنگ و ارزشهای سازمان، جو سازمانی و رفتار مدیریتی منبعث از آن فرهنگ در دستیابی برتری سازمان تاثیر عمدهای خواهد داشت. بنابراین، فرهنگ سازمان را باید هدایت و اداره کرد.
ب: پایایی ابزار گردآوری داده ها
تصور از پایایی[۱۵۲] یا اعتبار و یا ثبات یک وسیله اندازه گیری آن است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله (یا وسیله مشابه و قابل مقایسه با آن) تحت شرایط مشابه دوباره اندازه بگیریم، نتایج حاصل تا چه اندازه مشابه، دقیق و قابل اعتماد است (هومن ،۱۳۹۱: ۳۵۸). برای سنجش پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. در این پژوهش برای برآورد پایایی پرسشنامه ها در یک آزمایش مقدماتی[۱۵۳]، ابتدا تعداد ۳۰ نفر نمونه (اعضای هیأت علمی) به صورت تصادفی انتخاب گردید و پرسشنامه ها در بین آنها توزیع سپس جمعآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که ضریب پایایی پرسشنامه های مسؤولیت پذیریاجتماعی سازمان، کارتیمی و توسعه حرفهای اعضای هیأت علمی، به ترتیب (۸۹/)، (۹۰/)، (۸۹/) میباشد. ضریب پایایی به دست آمده از طریق روش مذکور در جدول (۴-۳) به تفضیل ارائه گردیده است. شایان ذکر است پایایی پرسشنامه های، مسؤولیتپذیریاجتماعی سازمان، کار تیمی، توسعه حرفهای اعضای هیأت علمی، در تحقیقات داخلی بسیاری مورد محاسبه قرار گرفته است. به عنوان مثال در تحقیق قلاوندی، سلطان زاده و کبیری (۱۳۹۳) میزان پایایی پرسشنامه مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان با بهره گیری از روش آلفای کرنباخ۸۱/۰ ذکر کرده است. در تحقیقی که عارفی و همکاران (۱۳۹۰)، انجام دادهاند، میزان پایایی کارتیمی را از طریق روش آلفای کرونباخ ۷۷/۰ ذکر کرده اند. همچنین سیادت، فرهنگ(۱۳۸۹) میزان پایایی پرسشنامه توسعه حرفهای اعضای هیأت علمی را با بهره گرفتن از روش آلفای کرونباخ ۷۱/۰ برآورد نموده است.
جدول(۴- ۳) توزیع آلفای کرونباخ پرسشنامه ها ومولفههای آنها
متغیرها | شاخص ها | تعداد نمونه |
آلفای کرونباخ |
مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان | مسؤولیتپذیری اقتصادی | ۳۰ | ۸۷/۰ |
مسؤولیتپذیری قانونی | ۳۰ | ۸۹/۰ | |
مسؤولیتپذیری اخلاقی | ۳۰ | ۹۱/۰ | |
مسؤولیتپذیری اجتماعی | ۳۰ | ۹۰/۰ | |
کل مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان | ۳۰ | ۸۹/۰ | |
کار تیمی | تعهد | ۳۰ | ۸۹/۰ |
اعتماد |
کلام میبدی[۳۱۸]
جعفر صادق (علیهالسلام) را پرسیدند از معنی بسمالله. گفت: اسم از تسمه است و سمت داغ بود چون بنده گوید بسمالله، معنی آن است که داغ بندگی حق بر خود میکشم تا از کسان او باشم.
کلام میبدی[۳۱۹]
میبدی در تفسیر سورهی حجرات در نوبت ثالثه روایتی از امام صادق (علیهالسلام) دربارهی معنی بسمالله نقل میکند.
امام صادق (علیهالسلام) گفت: برهان حق جمال نبوت بود و نور علم و حکمت که در دل وی نهاد چنانکه گفت: «اتیناه حکماً و علماً» تا به نور و ضیاء آن راه صواب برید. از ناپسند برگشت و به پسند حق رسید، نه خود رسید که رسانیدند! نه خود دید که نمودند!
کلام میبدی[۳۲۰]
میبدی در ذیل آیهی ۱ سورهی نجم «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی»، روایات مختلفی را میآورد ولی ﻣﻔﺴﺮ هیچیک از اﻗـﻮال را رد ﻳﺎ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻧﻤﻰﻧﻤﺎﻳﺪ. میبدی در تفسیر سورهی النجم از زبان امام صادق (علیهالسلام) نقل میکند:
والنجم یعنی محمد (صلیالله علیه و آله) «إذا هوی» ای – نزل من السماء لیله المعراج. سمّاه نجماً کما سمّاه سراجاً فی قوله: «و سراجاً منیراً». وقیل النجم النبات «إذا هوی» ای – سقط علی الارض، فان النجم لیس له ساق کقوله: «والنجم و الشجر یسجدان»؛ و یحتمل من التأویل المصلّی اذا سجدوا و الغازی اذا قُتل اذا مات، فانّ هوالاء نجوم الارض و الاخبار ناطقه بها؛ نجم (ستاره) یعنی حضرت محمد (صلیالله علیه و آله) هنگامیکه غروب میکنند، یعنی در شب معراج از آسمان فرود آمد، ستاره نامیده شد چنانکه چراغی روشن همانطور که در سوره آمده «چراغی روشن …»
در تفسیر قمی در ذیل آیهی «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی»، امام (علیهالسلام) فرموده: نجم، رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلم) است و منظور ازجملهی «إِذَا هَوَی» سرازیر شدن آن جناب است در هنگامیکه به معراج رفته بود[۳۲۱].
کلام میبدی[۳۲۲]
میبدی در ﺗﻔﺴﻴﺮ کلمهی ﻛﻮﺛﺮ ﭼﻨﺪ رواﻳﺖ از رﺳﻮل ﺧﺪا (صلیالله علیه و آله) میآورد، ﺳﭙﺲ از اﻧﺲ و ﻋﺒﺪاﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻋﻤﺮ، ابوبکر ﺑﻦ ﻋﻴﺎش و ﻋـﻜـﺮﻣﻪ ﺳﺨﻨﺎﻧﻰ ﻧﻴﺰ ﻣـﻰآورد، آﻧﮕﺎه ﺑﺮاى ﻓﺼﻞ ﺧﺘﺎم ﺳﺨـﻦ اﻣﺎم ﺟﻌﻔﺮ ﺻﺎدق (علیهالسلام) را ﻣﻰآورد.
و قال جعفر الصادق (علیهالسلام): «الکوثر» نورٌ فی قلبک و لک علیّ و قطعک عمّا سوای و عنه أیضاً «الشفاعه»
ﻣﻴﺒﺪى در ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺧﻮﻳﺶ دربارهی ﺳﺨﻨﺎﻧﻰ ﻛﻪ آورده اﺳﺖ ﭼﻪ از اﻣﺎم ﺻﺎدق (علیهالسلام) و ﭼﻪ از دﻳﮕﺮان، اظهارنظر ﻧﻤﻰﻛﻨﺪ؛ ﺑﻠﻜﻪ وى ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ نقلقول ﺑﺴﻨﺪه ﻣﻰﻛﻨﺪ؛ او در ﺑﻴﺎن احادیث اﻣﺎم ﺟﻌﻔﺮ ﺻﺎدق (علیهالسلام) ﻧﻴﺰ ﻫﻤﻴﻦ ﺷﻴﻮه را در ﭘﻴﺶ ﻣﻰﮔﻴﺮد.
ﻫﺮﭼﻨﺪ او از اﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻣﻰﺑﺎﺷﺪ ﻟﻴﻜﻦ آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺳﺨـﻦ ﺣـﻀـﺮت ﺑﺎ دﻳﮕﺮان ﻫﻤﺴـﻮ ﻧﻤﻰﺑﺎﺷﺪ، ﻳﺎ ﺳﺨﻦ ﻧﻤﻰﮔﻮﻳﺪ و از ﺧﻮﻳﺶ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﻰدﻫﺪ ﻳﺎ ﺣﺘﻰ ﺳﺨﻦ ﺣﻀﺮت را ﻓﺼﻞﺧﺘﺎم ﻗﺮار ﻣﻰدﻫﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ روش، دﻳﺪﮔﺎه ﻣﺜﺒﺖ ﻣﻴﺒﺪى ﺑﻪ آراء اهلبیت (علیهمالسلام) را ﻧﺸﺎن ﻣﻰدﻫﺪ.
ﺑﺮﺧﻰ از احادیثی ﻛﻪ ﻣﻴﺒـﺪى از اﻣـﺎم ﺻـﺎدق (علیهالسلام) ﻧﻘﻞ ﻛﺮده اﺳﺖ، در ﻛﺘﺐ ﺣﺪﻳـﺜـﻰ ﺷﻴﻌﻪ ﻋﻴﻨﺎً ﺗﻜـﺮار ﻧﺸﺪه ﺑﻠﻜﻪ ﺗﻨﻬﺎ در ﻛﺘﺎب ﺣﻘﺎﺋﻖ اﻟﺘﻔﺴﻴﺮ ﻛﻪ ﺗﻔﺴـﻴـﺮى از ﻗﺮن ﭼﻬﺎرم اﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ.
۷-۴- امام کاظم (علیهالسلام)
ابوالحسن موسى بن جعفر (علیهالسلام)، امام هفتم از ائمهی اثنى عشر (علیهمالسلام) و نهمین معصوم از چهارده معصوم (علیهمالسلام) است. آن حضرت در ابواء (منزلى میان مکه و مدینه) در روز یکشنبه هفتم صفر سال ۱۲۸ یا ۱۲۹ ه.ق. متولد شد. به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فروخوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الکاظم گردید. حضرتش در علم و حلم و تواضع و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگى ضربالمثل بود. بدان و بد اندیشان را با عفو و احسان بىکران خویش تربیت مىفرمود. شبها بهطور ناشناس در کوچههاى مدینه مىگشت و به مستمندان کمک مىکرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسهها مىگذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت مىکرد. کیسههاى موسى بن جعفر (علیهالسلام) در مدینه معروف بود و اگر به کسى یک صره (کیسه) مىرسید بىنیاز مىگشت. معذلک در اتاقى که نماز مىگزارد جز بوریا و مصحف و شمشیر چیزى نبود.
۱-۷-۴- امام کاظم (علیهالسلام) در کشفالاسرار
میبدی در تفسیر خود یک مورد روایت از امام کاظم (علیهالسلام) ذکر میکند.
کلام میبدی[۳۲۳]
میبدی در ذیل آیهی «الابذکر اللّه تطمئن القلوب؛ آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا مىکند»[۳۲۴] حدیثی از زبان امام کاظم (علیهالسلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) دربارهی اطمینان و آرامش قلب اثر تولی و تبری بیان میکند:
لمّا نزلت هذه الایه: «الابذکر اللّه تطمئن القلوب»: قال: و احبّ اهلبیتی صادقاً غیر کاذب و احبّ المؤمنین شاهداً و غائباً الا بذکر اللّه یتحابّون؛ امام کاظم (علیهالسلام) فرمود: هنگامیکه آیه «الابذکر اللّه تطمئن القلوب» نازل شد پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) فرمود: این مربوط به کسانی است که خدا و رسولش را دوست داشته باشد. «و احبّ اهل بیتی صادقاً غیر کاذب و احبّ المؤمنین شاهداً و غائباً الا بذکر اللّه یتحابّون؛ کسی که اهلبیت مرا صادقانه و بدون دروغ دوست داشته باشد و مؤمنان را در حضوروغیاب دوست داشته باشد. آگاه باشید با یاد خدا همدیگر را دوست دارند».
ابوجعفر، امام محمدباقر (علیهالسلام) پنجمین آفتابى است که بر افق امامت، جاودانه درخشید. زندگیاش سراسر دانش و ارزش بود، ازاینرو باقرالعلوم نامیده شد، یعنى شکافندهی دشواریهای دانش و گشایندهی پیچیدگیهای معرفت. خصلت آفتاب است که همواره گام بر فرق ظلمت مىنهد و در لحظههاى تاریک، بر افق زمان مىروید تا ارزشهای مهجور و نهان شده در سیاهى جهل و جور را دوباره جان بخشد و آشکار سازد. او نیز در عصر حاکمیت جور و تشتت اندیشههاى دینى امت اسلام، تولد یافت تا پیامآور معرفت و احیاگر اسلام ناب محمدى (صلیالله علیه واله) باشد.
۸-۴- امام رضا (علیهالسلام)
امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله ی پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و هشتمین جانشین مکرم اسلام می باشد. ایشان در سن ۳۵ سالگی عهده دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردید و خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود . با مردم در نهایت ادب، تواضع و مهربانی رفتار می کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی کرد.
میبدی در کشف الاسرار به پنج حدیث از حضرت رضا (علیه السلام) اشاره کرده است که در ذیل می آوریم.
۱-۸-۴- پنج حدیث از امام رضا (علیهالسلام) در کشفالاسرار
کلام میبدی[۳۲۵]
بسمالله؛ گفتهاند که اسم را از سِمت گرفتهاند و سِمت داغ است؛ یعنی گویندهی بسمالله دارندهی آن رقم و نشانکردهی آن داغ است.
بندهی خاص ملـک بـاش که با داغ مـلک
هر که او نام کسی یافت از این درگه یافت
روزها ایمنی از شحنه و شبها ز عسس
ای برادر، کس او باش و میندیش ز کس
خداوندا! داغ تو دارم، بدان شادم
کریما ! بود من از پیش من برگیر
امـا از بــود خـود بـه فـریــادم
که بود تو راست کرد همه کـارم
میبدی در ذیل آیهی شریفهی بسمالله الرحمن الرحیم، پس از توضیحاتی در مورد این آیهی شریفه، حدیثی از امام رضا (علیهالسلام) ذکر میکند: علی بن موسیالرضا (علیهالسلام) گفت: «اذا قال العبد بسمالله؛ فمعناه: وسمت نفسی بسمه ربی؛ هنگامیکه بنده گفت: بسمالله، معنای آن این است که: شناختم خودم را به نام و نشانه پروردگارم».
کلام میبدی[۳۲۶]
میبدی در ذیل آیهی شریفهی «و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا»[۳۲۷] می نویسد:
ما روی عن علی بن موسیالرضا، عن ابیه موسی بن جعفر، عن ابیه جعفر بن محمد، عن ابیه محمد بن علی، عن ابیه علی بن حسین، عن ابیه حسین بن علی (علیهالسلام) قال: بینما علی بن ابیطالب یخطب الناس و یحثهم علی الجهاد، اذا قام الیه شاب و قال:
ـ یا امیرالمؤمنین! أخبرنی عن فضل الغزاه فی سبیل الله.
فقال: کنت ردیف رسولالله علی ناقه العضباء و نحن مقفلون من غزوه، فسألته عما سألتنی عنه، فقال النبی (صلیالله علیه و آله):
ـ إن الغزاه اذا هموا بالغزو کتب الله لهم براءه من النار و اذا تجهزوا لغزوهم باهی الله بهم الملائکه و اذا ودعهم اهلوهم بکت علیهم الحیطان و البیوت و یخرجون من ذنوبهم کما تخرج الحیته من سلخها؛ و یوکل الله عزوجل لکل رجل منهم اربعین الف ملک یحفظونه، من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و شماله و لایعمل حسنه الا اضعفت له و یکتب له عباده الف رجل یعبدون الله عزوجل الف سنه؛ کل سنه ثلاثمائه و ستون یوماً و الیوم مثل عمر الدنیا؛ و اذا صاروا بحضره عدوهم انقطع علم اهل الدنیا عن ثواب الله ایاهم. فاذا برزوا لعدوهم و اشرعت الاسنه و فوقت الاسهام و تقدم الرجل الی الرجل، حفتهم الملائکه باجنحتها و یدعون الله لهم بالنصر و التثبیت و نادی مناد: «الجنه تحت ظلال السیوف». فتکون الطعنه و الضربه علی الشهید اهون من شرب الماء البارد فی الیوم الصائف؛ و اذا زال الشهید عن فرسه بطعنه او ضربه لمیصل الی الارض حتی یبعث الله الیه زوجته من الحور العین، فتبشره بما اعد الله له من الکرامه؛ و اذا وصل الی الارض تقول له الارض: مرحبا بالروح الطیبه التی اخرجت من البدن الطیب؛ ابشر فان لک ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر؛ و یقول الله تعالی: انا خلیفته فی اهله و من ارضاهم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی و یجعل الله تعالی روحه فی حواصل طیر خضر تسرح فی الجنه حیث تشاء و تأکل من ثمارها و تأوی الی قنادیل من ذهب معلقه بالعرض.
با اسناد نقلشده امام رضا (علیهالسلام) فرمود که حسین بن على (علیهالسلام) فرموده:
درحالیکه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) براى مردم خطبه مىخواند و آنها را به جهاد درراه خدا برمیانگیخت جوانى از میان مردم برخاست و گفت: اى على! مرا از فضیلت جهاد کنندگان درراه خدا باخبر کن. پس على (علیهالسلام) در پاسخ او فرمود:
من و رسول خدا (صلیالله علیه و آله) درحالیکه ایشان بر ناقهى عضباء خود سوار بود، در یک ردیف قرار داشتیم، درحالیکه از غزوه ذات السلاسل بازمىگشتیم. پس من از آن حضرت آنچه را که تو از من سؤال کردى پرسیدم، پیامبر (صلیالله علیه و آله) فرمود: هنگامیکه رزمندگان درراه خدا اراده جنگ مىکنند، خداى دورى از آتش را براى ایشان مقرّر مىفرماید؛ و هنگامیکه براى جهاد درراه خدا آماده مىشوند، خداى به وجود آنها به فرشتگان مباهات و افتخار مىکند؛ و زمانى که با خانواده خود وداع مىکنند، دیوارها و خانهها برایشان مىگرید و در این حال از گناهان خود بیرون مىآیند، بهمانند مارى که از پوست خود بیرون مىشود؛ و خداى بر هر یک از این مردان مجاهد چهل هزار فرشته مىگمارد تا او را از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ حفاظت و نگهدارى کنند. ایشان هیچ کار نیکى انجام نمىدهند مگر آنکه بیشتر از آن در نامه اعمالشان نوشته مىشود و هرروز براى آنها عبادت هزار مرد که هزار سال خدا را عبادت مىکنند و هرسال عبادت آنها سیصد و شصت روز، بمانند روزهاى دنیا، نوشته مىشود؛ و زمانى که با دشمن روبرو مىشوند، دانش اهل دنیا از ثوابى که خدا به آنها مىدهد قاصر است؛ و به هنگام برخورد و رویارویى با دشمن که نیزهها به حرکت درمیآید و تیرها پرتاپ مىشود و جنگاوران با یکدیگر مواجه مىشوند، فرشتگان مجاهدان راه خدا را با بالهای خود مىپوشانند و در این حال از خداى براى آنها نصرت و استقامت مىطلبند. در این هنگام منادى فریاد مىزند که: بهشت در سایه شمشیرهاست و فرود آمدن هر نیزه و ضربت شمشیرى بر پیکر شهید آسانتر و دلنشینتر از نوشیدن آب سرد در روز تابستان است؛ و هنگامیکه شهید براثر ضربت شمشیر یا نیزهاى از اسب خود به زمین مىافتد، به زمین نمىرسد مگر اینکه خداى عز و جل حورالعین را به همسرى او به سویش مىفرستد و این حورالعین به آنچه خداى از کرامت خود براى شهید آماده کرده است، او را مژده مىدهد. پس هنگامیکه پیکر شهید به زمین مىخورد، زمین به او مىگوید: اى روح پاک خوشآمدی، تو همان روح بزرگى که از پیکرى پاک بیرونشده ای.
شادمان باش، زیرا که براى تو فراهم است، آنچه هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و به قلب هیچ انسانى جلوه و گذر نکرده است و خداى عزّ و جلّ مىفرماید: من جانشین شهید در میان خانواده او هستم؛ و هر کس خانواده شهید را خشنود کند، هرآینه مرا خشنود کرده است و هر کس آنها را خشمگین کند، همانا مرا خشمگین کرده است؛ و خداى روح شهید را بر بالهای پرنده سبزرنگی قرار مىدهد تا به هر سوى بهشت که مىخواهد گردش کند؛ و از میوههاى بهشت بخورد و در پرتو قندیلهای طلایى که به عرش آویزان است پناه گیرد.
این روایت در کتاب کشفالاسرار بهصورت عربی آمده و این روایت در صحیفه الرضا (علیهالسلام) ترجمه حجازى نیز ذکرشده است.
کلام میبدی[۳۲۸]
و روی الرضا (علیهالسلام) عن آبائه عن علی (علیهالسلام) قال:
ـ قال لی رسولالله (صلیالله علیه و آله):
ـ لیس فی القیامه راکب غیرنا و نحن اربعه. فقام الیه رجل من الانصار، فقال:
نمودار ۱: بسیط بودن ابعاد وجودی انسان
۱ـ۱) عقل، وهم، غضب و شهوت
به تصریح علمای بزرگ اخلاق آنچه منشا اثر و باعث نیک و بد صفات و خیر و شر ملکات هستند از چهار قوه عقلیه، وهمیه، غضبیه و شهویه نشات می گیرد و همه اخلاق نیک و بد از این چهار پدید آید و منشا صفات خیر و شر این ها هستند لکن خیرات و نیک های قوه عاقله در حال تسلط و غلبه آن است و بدی ها و شرو آن در حالت زبونی و عجز آن در تحت سایر قوا و آن سه قوه دیگر بر عکس اینند زیرا که آثار خیر و نیکی های آنها در حالت ذلت و انکسار و عجز ایشان در نزد عقل است و شرور و آفات ایشان در وقت غلبه و استیلای آنهاست بر عقل. (نراقی، ۱۳۸۷: ۴۵ و ۴۶)
پس اگر قوه عاقله بر سایر قوا غالب شود و همه را مقهور و مطیع خود گرداند تصرف و افعال جمیع قوا بر وجه صلاح و صواب خواهد بود و انتظام در امر مملکت نفس و نشئه انسانیت حاصل خواهد شد. پس، از تهذیب و پاکیزگی قوه عاقله صفت حکمت حاصل می شود و از تهذیب قوه عامله (وهمیه) ملکه عدالت ظاهر می گردد و از تهذیب غضبیه صفت شجاعت به هم می رسد و از تهذیب شهویه خلق عفت پیدا می شود و این چهار صفت اجناس اخلاق فاضله اند و سایر صفات حسنه مندرج در تحت این چهار و این چهار صفت مصدر اعمالند پس سر همه اخلاق حسنه این چهار فضیلت است. باید گفت همچنانکه اجناس اخلاق فاضله چهار مورد مذکور بوده است اجناس تمام صفات رذایل هم چهار می باشد به این ترتیب که رذیلت عاقله جهل، رذیلت عامله، جبن، رذیلت شهوت، شره، و رذیلت غضب، جور است.
اجناس فاضله
قوای نفس
اجناس رذیله
حکمت
عاقله
جهل
عدالت
واهمه ( عامله )
جور
عفت
شهویه
شره
شجاعت
غضبیه
جبن
نمودار۲: فضایل و رذایل قوای نفس
تحقیق مطلب آن است که برای هر فضیلتی حدی است مضبوط و معین به منزله وسط است و تجاوز از آن خواه به جانب افراط و خواه به طرف تفریط مودی است به رذیله. پس هر صفت فضیلتی که وسط است به جای مرکز دایره است و اوصاف رذایل به منزله سایر نقطه هایی است که در میانه مرکز با محیط فرض شود و شکی نیست که مرکز نقطه ایست معین و سایر نقاط متصوره در اطراف و جوانبش غیر متناهیه اند پس بنابر این در مقابل هر صفت فضیلتی اوصاف رذیله غیر متناهیه خواهد بود و مجرد انحراف از صفت فضیلتی از هر طرفی که باشد خواه جهت افراط و خواه جهت تفریط موجب افتادن در رذیله خواهد بود و استقامت در سلوک طریقه اوصاف حمیده به منزله حرکت در خط مستقیم و ارتکاب رذایل به جای انحراف از آن است و چون خط مستقیم در میان دو نقطه نیست مگر یکی و خطوط منحنیه میان آن ها لامحاله غیر متناهیه است پس استقامت بر صفات نیک نیست مگر بر یک نهج و از برای انحراف از آن مناهج بیشماری است و این است سبب در اینکه اسباب بدی و شر بیشتر است از اسباب و بواعث خیر و نیکی و شاید از همین حیث باشد که اهل الله همواره در اقلیت اند. و از آنجا که پیدا کردن یک چیز معین در میان امور غیر متناهیه مشکل و وسط را یافتن فیما بین اطراف متکثره مشکل تر است پس استقامت بر آن و ثبات در آن اصعب از هر دو است و لهذا جستن وسط از میان اخلاق که آن حد اعتدال است و استقامت بر آن در غایت صعوبت است و از این جهت است که بعد از آنکه سوره هود به برگزیده معبود نازل شد در آنجا امر به آن بزرگوار شد که «فاستقم کما امرت» (هود، ۱۲) یعنی «بایست و ثابت باش همچنانکه تو را امر فرموده ایم» فرمود: «شیبتنی سوره هود»[۱۰] و مخفی نماند که وسط بر دو قسم است حقیقی و اضافی حقیقی آن است که نسبت به آن طرفین حقیقتا مساوی بوده باشد (مثل نسبت ۴ به ۲ و ۶) و وسط اضافی آن است که نزدیک به حقیقی باشد عرفا و وسطی که در علم اخلاق معتبر است و امر به استقامت و ثبات شده وسط اضافی است.
زیرا که یاقتن وسط حقیقی و رسیدن به آن متعذر و استقامت و ثبات بر آن غیر میسر است و چون معتبر وسط اضافی است و اختلاف آن ممکن است به این جهت است که اوصاف حمیده گاه بر اختلاف اشخاص و احوال و اوقات مختلف می شود پس بسا باشد از مراتب وسط اضافی که فضیلت باشد به نظر شخصی یا حالی یا وقتی و رذیله باشد نسبت به غیر آن. (نراقی، ۱۳۸۷: ۴۸ و ۴۹)
البته چنانکه پیش از این ذکر شد نظر حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در این مورد بر خلاف نظر مرحوم نراقی رضوان الله تعالی علیه است چرا که امام (ره) قایل به وسط حقیقی می باشند که البته صراط مستقیم همین وسط حقیقی است و تنها امامان معصوم علیهم السلام و اولیای خاص الهی را یارای درک آن است و سایرین باید به ایشان تمسک کنند و آنان را در مقام اسوه حسنه برگزینند و خود را به وسط حقیقی نزدیک نمایند.
پس روشن شد که آدمی چهار قوه دارد که در قلم بزرگان علم اخلاق این چهار قوه در حکم سرهنگان اعمالند و عبارتند از «نظریه عقلیه»، «وهمیه خیالیه»، «سبعیه غضبیه» و «بهیمیه شهویه». بنا بر این باید دانست که به ازای هریک از این چهار قوه لذتیست و المی و لذت هر یک در چیزی است که مقتضای طبیعت و مناسب جبلت آن است که به جهت آن خلق شده اند و المش در خلاف آن است، پس چون مقتضای عقل و سبب ایجاد او معرفت انسان است لذت آن در علم و معرفت و الم او در جهل و حیرت است و مقتضای غضب چون قهر است و انتقام، لذتش در غلبه و تسلط است و المش در مغلوبیت؛ و شهوت چون مخلوق است از برای تحصیل غذا و سایر آنچه قوام بدن بدان است لذتش در رسیدن به آنها و المش در حرمان و ممنوعیت از آن است. با این وصف اضافه می کنیم از میان چهار قوه مذکور سه قوه آن (وهمیه، غضبیه و شهویه) قوای حیوانی است و هرچه جانب افراط آن که موافق لذت جبلی و نفسانی است گرفته شود از حد اعتدال دور تر و به حد بهیمیت نزدیک تر می شود. (حرکت در مسیر حیوانیت و بسا پست تر از حیوانیت) اما در مورد قوه عاقله که وجه تمایز انسان از بهایم و نباتات است همچنان که ذکر شد وضع متفاوت است و لذت این قوه در حرکت به جهت افراط لذانی آن است و افراط در حوزه التذاذات عقلانی موجب مهار قوای حیوانی و سوق دادن آنها به حد اعتدال است. (نراقی، ۱۳۸۷: ۴۰ و ۴۱)
۲ـ۱) قلب
قلب نیز یکی از ابعاد وجودی انسان است که با سیر انفسی و همچنین دقت در آیات و روایات می توان دریافت که این بعد وجودی انسان نیز پذیرای حالات و رتبه های عدیده است.
برای اینکه منظور ما از قلب روشن شود ابتدا نکاتی را از طریق سیر انفسی متذکر می شویم.
هر انسانی به خوبی می تواند دریابد که هنگام مواجهه با اضطراب، هیجان، ترس، شهوت، غضب و احساساتی از این دست، نقطه ای از وجود او که مدرک این احساسات است تحریک می شود. این نقطه دقیقا همان جایی است که قلب صنوبری انسان در آنجا قرار دارد با این وجود هر انسانی می تواند این حقیقت را دریابد که اگرچه این «نقطه مدرک احساسات» با «قلب صنوبری» هر دو به لحاظ مکانی در یک جایگاه قرار دارند لکن این دو از نظر ماهیت متفاوتند.
مرحوم ملا صدرا آنجا که از روح علوی سماوی و روح حیوانی بشری سخن می گوید در مورد قلب نیز تعریفی ارائه می دهد و در آنجا تفاوت قلب مدرک احساسات با قلب صنوبری را این گونه توضیح می دهد:
«ان الروح العلوی السماوی من عالم الامر و الروح الحیوانی البشری من عالم الخلق و هو محل الروح العلوی و مورده و اما الروح الحیوانی جسم لطیف حامل لقوی الحس و الحرکه و هذا الروح لسایر الحیوانات و منه یفیض قوی الحواس و سکن روح العلوی الی الروح الحیوانی و صیره نفسا و یتکون من سکون الروح الی النفس و القلب و اعنی بهذا، القلب اللطیفه التی محلها المضغه اللحمیه فالمضغه اللحمیه من عالم الخلق و هذه اللطیفه من عالم الامر». (ملاصدرا، ۱۴۱۹ق، ج ۴: ۷۸)
«روح علوی سماوی از عالم امر است و روح حیوانی بشری از عالم خلق بوده که جایگاه روح علوی است. اما روح حیوانی، جسم لطیف بوده، حامل قوای حس و حرکت است و این روح در سایر حیوانات هم منبع فیضان قوای خاص است و روح علوی در روح حیوانی ساکن شده، آن را متطور به نفس می کند و این روح علوی از قرار گرفتن روح در نفس و قلب تحقق پیدا می کند و مراد از قلب همان قلب لطیفی است که محل آن همان قلب گوشتی موجود در بدن انسانی است که از عالم خلق است و آن قلب لطیف از عالم امر است».
با نگرشی در آیات قرآن در می یابیم که صفات و امور متنوعی به «قلب» نسبت داده شده است که از جمله آنها عبارتند از:
فقدان پهنای باند مناسب برای اینترنت
سرعت پایین اینترنت
عدم واگذاری پروژه های فناوری اطلاعات به متخصصین مجرب
عوامل محیطی
شکل(۵-۳): مدل نهایی
۵-۴- پیشنهادات پژوهشی
۱- در پژوهشهای بعدی بهتر است جهت افزایش اعتبار بررسی موانع استقرار دولت الکترونیک در شرکت ملی گاز ایران با جامعه آماری متخصصان IT شرکت گاز در کلیه استان ها انجام گیرد.
۲- پژوهشهای آینده بهتر است، همزمان چندین سازمان و وزارتخانه مورد مطالعه قرار گیرند.
۳- در این تحقیق تاثیر عوامل و موانع محدودی در استقرار دولت الکترونیک مورد بررسی قرار گرفته است لذا پیشنهاد می شود تاثیر سایر موانع در دسته بندی های مختلف نیز مورد تحقیق قرار گیرد.
۵-۵- محدودیت ها
انجام هر تحقیق میدانی مطمئنا محقق را با مشکلات و محدودیت هایی مواجه می سازد . در پاره ای موارد محقق قدرت رفع محدودیت را دارد، اما در برخی موارد محقق نمی تواند نقشی در کنترل آن ها داشته باشد این تحقیق نیز با محدودیت هایی مواجه بود که عبارتند از:
۱- اولین ومهم ترین محدودیت تحقیق ،همان محدودیتی است که در تمام تحقیقات علوم انسانی وجود دارد و آن عدم توانایی در کنترل همه ی متغیرهای بازیگر در موقعیت پژوهشی است.
۲- از آن جایی که پرسش نامه ادراک افراد از واقعیت را می سنجد، این احتمال را نباید نادیده گرفت که این ادراک کاملا با واقعیت تطبیق پیدا نکند.
۳- احتیاط در پاسخ گویی به پرسشنامه توسط بعضی از نمونه ها، عدم همکاری برخی از اعضای جامع آماری و عدم دسترسی به آدرس و پست الکترونیکی اعضاء جهت ارسال و ایمیل پرسشنامه ها از دیگر محدودیت های تحقیق بود.
۴-نمونه آماری این تحقیق فقط به کارکنان شرکت گاز استان اردبیل محدود بوده و شاید نتوان یافته های آن را به سایر سازمان ها تعمیم داد.
۵- طولانی شدن مراحل تصویب موضوع تحقیق و تایید پرسشنامه ی تدوین شده محقق از سوی شرکت گاز استان اردبیل.
۵-۶- مقایسه نتایج پژوهش حاضر با برخی نتایج پژوهش های مشابه داخلی و خارجی
جدول۵-۲- مقایسه با پژوهش های مشابه
عوامل مرتبط | نتیجه فرض تحقیق | مقایسه با تحقیقات داخلی و خارجی | نتایج تحقیقات داخلی و خارجی |
عوامل مدیریتی | رد | مقدسی (۱۳۸۳)، میرزاده(۱۳۸۷)، وسیلاکس (۲۰۰۵) | نتایج پژوهش بر خلاف نتایج دیگر پژوهش هاست. |
عوامل سازمانی | تایید | مقدسی (۱۳۸۳)،میرزاده(۱۳۸۷)، لام (۲۰۰۵)،ژانگ (۲۰۰۵) |
نتایج پژوهش مشابه با نتایج دیگر پژوهش هاست. |
عوامل فنی | رد | مقدسی (۱۳۸۳)،میرزاده(۱۳۸۷)، شوستر(۲۰۰۹)،ژانگ (۲۰۰۵)، انیل(۲۰۰۰) |
نتایج پژوهش مشابه با مطالعات داخلی و مغایر با مطالعات خارجی است. |
عوامل انسانی | تایید | شوستر(۲۰۰۹) میرزاده(۱۳۸۷)، |