بین المللی به مجمع عمومی جهت تصویب، فعالیت می کند. سایر نهادهای ملل متحد همچون شورای حقوق بشر [۲۳] و کنفرانس خلع سلاح [۲۴] نیز در تدوین اسناد حقوق بین الملل در حوزه تخصصی خود نقش مهمی ایفا می کنند ؛ که نمونه های ارائه شده فوق از آن دسته هستند.
نفس هنجارهای شبه حقوقی [۲۵] و رویه های ایجاد شده در تصمیم گیری ها به ویژه اعلامیه ها و قطعنامه های مجمع عمومی ملل متحد صورت دیگری از تاثیر دیپلماسی چندجانبه بر حقوق بین الملل است. حتی ساده ترین قطعنامه های مجمع عمومی نوعی سند حقوقی به شمار می آیند ؛ و در روند هنجارسازی و تبدیل شدن به یک عرف حقوق بین الملل یا تدوین یک سند الزام آور حقوقی در قالب کنوانسیون بسیار تاثیرگذار است. تقریباً هیچ یک از قطعنامه های مجمع عمومی فاقد بار حقوقی و هنجارسازی نیست ؛ و کمترین بار حقوقی آنها نمایان ساختن اجماع نظر حقوقی دولت ها یعنی بازیگران اصلی صحنه حقوق بین الملل در یک حوزه خاص از امور بین المللی است ؛ که در صورت تکرار و عدم مخالفت عمده می تواند نقش عنصر معنوی در شکل گیری مقررات عرفی حقوق بین الملل را ایفا نماید. از سوی دیگر، تصویب یک عبارت یا متن توسط یک نهاد چندجانبه، زمینه را برای تصویب مجدد آن متن، به عنوان متن مورد توافق قبلی، در اجلاس های بعدی آن نهاد و یا حتی نهادهای دیگر فراهم می نماید ؛ و از این رهگذر نیز به شکل گیری مقررات عرفی کمک می کند.
اگر چه منشور ملل متحد، مجمع عمومی را به عنوان نهاد دارای مسئولیت مستقیم جهت توسعه تدریجی حقوق بین الملل مورد شناسایی قرار داده است، اما دیگر نهادهای چندجانبه در درون و خارج از نظام ملل متحد نیز به ایفای نقش در اشکال مختلف در توسعه حقوق بین الملل می پردازند. هر یک از ارکان ملل متحد به نحوی در ایفای نقش قانون گذاری گام برداشته اند ؛ که نتیجه آن هنجارسازی و حتی ایجاد مقررات الزام آور در حوزه های مختلف بوده است. برای نمونه، تصمیمات اتخاذ شده در مجموعه شورای اقتصادی و اجتماعی نقش موثری در تدوین هنجارهای اجتماعی و اقتصادی بین المللی به ویژه در حوزه های زیست محیطی، اشتغال، سرمایه گذاری، مهاجرت و پناهندگی، حقوق بشر و مسائل انساندوستانه داشته است.
هنجارها و حتی مقررات بین المللی در حوزه صلح و امنیت جهانی که الزاماً بر مبنای انصاف و عدالت و حتی موازین حقوق بین الملل نیستند و بیشتر بیانگر وضعیت قدرت در جامعه بین المللی می باشند توسط تعداد فزاینده ای از قطعنامه های شورای امنیت شکل حقوقی و قانونی یافته اند. شورای امنیت طی دهه های اخیر علاوه بر ایجاد هنجارهای عمومی جهانی در زمینه صلح و امنیت بین المللی، اقدام به قانون گذاری صریح و مستقیم نموده است. این هنجارها یا براساس رویه کاری شورای امنیت ایجاد گردیده اند و یا درمواردی همچون قطعنامه ۱۳۷۳ شورای امنیت (در زمینه مبارزه با تروریسم) یا قطعنامه ۱۵۴۰ (در حوزه تروریسم و سلاح های کشتار جمعی )، قانون گذاری بین المللی مستقیماً توسط شورای امنیت صورت گرفته است ؛ و دولت های عضو ملل متحد بدون برخورداری از امکان مشارکت در مذاکره و حتی طی کردن فرایند تصویب داخلی، متعهد به اجرای مقررات مندرج در آنها شده اند. این اقدام شورای امنیت با نگرانی هایی از سوی جامعه جهانی به دلیل فراتر رفتن شورا از حیطه اختیارات خود همراه بوده است. با وجود این، تصمیم گیری های شورای امنیت در قطعنامه های متعدد مبارزه با تروریسم وظایفی فراتر از کنوانسیون های بین المللی برعهده کشورها گذاشته است ؛ که بر مبنای ماده ۲۵ منشور ملل متحد موظف به اجرای آنها هستند. نتیجه حاصل از قانون گذاری شورای امنیت – صرف نظر از مشروعیت یا عدم مشروعیت اقدام شورا در تدوین قانون به هیچ وجه قابل نادیده گرفتن نیست.
سایر نهادهای دیپلماسی چندجانبه نیز در عرصه صلاحیت خود اقدام به ایجاد هنجار و قانون می نمایند. از آنجا که هنجارسازی در سطح بین المللی یک امر چندجانبه به شمار می آید، هنجارسازی و قانون گذاری به طور طبیعی در داخل نهادهای چندجانبه صورت می گیرد. نهادهای تخصصی در حوزه ویژه و تخصصی خود دائماً در حال ایجاد قوانین و مقرراتی هستند، که اثرات قابل ملاحظه ای بر روابط بین الملل و رفتار در حوزه تخصصی مربوط، از مبارزه با بیماری های واگیردار تا هوانوردی و مسائل تخصصی مرتبط با مخابرات دارد. این نوع قانون گذاری، بدون اطلاق عنوان یاد شده و معمولاً در حوزه مربوط به ایجاد مقررات و روش های اجرایی صورت می گیرد. (ظریف و سجادپور، ۱۳۹۱ ،۱۷۵ – ۱۷۱ ).
روند رسمی تدوین کنوانسیون ها و مقررات بین الملل در حوزه های پر تنش سیاسی، اقتصادی، امنیت و انسانی به عنوان یک اقدام در جهت تولید مقررات جدید حاکم بر رفتار بین المللی کشورها و حتی رفتار داخلی انها توسط نهادهای بین المللی، روندی دقیق و طولانی است؛ و دولت های مختلف با دقت فراوان عبارات و واژه ها را مورد مداقه و مذاکره قرار می دهند. اما حتی در مواقعی که نهادهای بین المللی و چندجانبه به طور رسمی در حال قانون گذاری نیستند، اقدامات و تصمیمات آنها همواره تاثیر بسزایی بر شکل گیری قوانین بین المللی دارد. حتی در زمانی که قطعنامه های مجمع عمومی و سایر نهادهای بین المللی ادعای تدوین حقوق بین الملل را ندارند – از طریق بیان دیدگاه دولت ها مبتنی بر این که چه رفتاری براساس هنجار پذیرفته شده بین المللی صورت گرفته و چه رفتاری برخلاف آن – در حال قانون گذاری طولانی مدت و غیر مستقیم هستند. به همین دلیل، دولت ها اصرار دارند تا در صورت مخالفت با یک هنجار تدوین شده توسط قطعنامه ای در مجمع عمومی یا کنفرانس بین المللی، اعلام تحفظ کنند؛ چرا که استفاده از حق تحفظ تا حدودی مانع از شکل گیری اجماع جهانی در حمایت از یک هنجار جدید
بین المللی لااقل در ارتباط با دولت مربوطه می شود. علت اصلی استفاده گسترده و روزمره از حق تحفظ در نهادهای چند جانبه توسط قدرت های بزرگ و کوچک در برابر قطعنامه هایی که به هیچ شکلی ادعای قانون گذاری ندارند، نگرانی این دولتها از آن است که سکوت آنها به منزله اعلام رضایت نسبت به شکل گیری یک هنجار بین المللی قلمداد شده و نهایتاً عنصر معنوی یک قاعده عرفی شکل بگیرد. استفاده گسترده از حق تحفظ شاید بهترین دلیل برای نقش قانونگذاری غیر مستقیم نهادهای چند جانبه توسط قطعنامه هایی باشد که الزاماً عنوان قانونگذاری به آنها اطلاق نمی گردد.
روش دیگری که دیپلماسی چند جانبه به واسطه آن بر قانونگذاری در سطح بین المللی و نیز تدوین و تکمیل حقوق بین الملل تاثیر می گذارد، ایجاد رویه های حقوقی از طریق ساز و کارهای حل و فصل اختلافات و محاکم بین المللی است. تصمیمات دیوان های داوری، دیوان بین المللی دادگستری[۲۶]، دیوان بین المللی کیفری و دادگاه های تاسیس شده توسط شورای امنیت در توسعه حقوق بین الملل و تبیین مقررات عرفی حقوق بین الملل انکار ناپذیر است. در زمینه حقوق بشر دوستانه و مسئولیت کیفری، آرا و تصمیمات دادگاه های تاسیس شده توسط شورای امنیت جهت مجازات جنایت های صورت گرفته در رواندا و یوگسلاوی سابق از اثرات حقوقی قابل توجهی بر موازین حقوق بین الملل بشر دوستانه برخوردار بوده اند.
مجموعه گسترده ای از ساز و کارهای چند جانبه برای نظارت بر توافق های بین المللی از خلع سلاح تا حقوق بشر توسط نهادهای چند جانبه به ویژه توسط کنوانسیون ها و معاهدات بین المللی شکل گرفته اند. این ساز و کارها با عملکرد، تصمیمات و دیدگاه های خود نقش فعالی در جهت تبیین و تفسیر مقررات و نیز تولید قواعد و آیین کارهای جدید برای رعایت مقررات موجود بین المللی دارند. در حوزه حقوق بشر، یکی از وظایف رسمی کمیته های ناظر بر اجرای میثاق ها و کنوانسیون های متعدد مرتبط با حقوق بشر، تفسیر حقوقی مقررات سند مربوطه است؛ که خود نقش موثری در تفسیر این اسناد و نیز قانون گذاری ضمنی و تدریجی دارد. گزارش های جلسات کمیته حقوق بشر، کمیته رفع تبعیض نژادی، کمیته حقوق کوک یا کمیته منع شکنجه که به ترتیب برای نظارت بر اجرای میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون منع هرگونه نژاد پرستی، کنوانسیون حقوق کودک و کنوانسیون منع شکنجه و رفتارهای ظالمانه، غیرا نسانی و توهین آمیز ایجاد شده اند، مملو از نظرات حقوقی این ساز و کارهاست؛ که بدون توجه به آنها فهم معانی و حوزه شمول مقررات اسناد بین المللی مربوط به هر کمیته، ناممکن و حتی گمراه کننده است.
سایر نهادهای نظارتی به ویژه در حوزه سلاح های کشتار جمعی – که حتی وظیفه رسمی قانون گذاری یا تفسیر مفاد قراردادهای خود را ندارند – نیز با عملکرد و تصمیم گیری های خود نقش برجسته ای در توسعه حقوق بین الملل در حوزه ویژه کاری خود ایفا می نمایند. در این رابطه، حتی برخی تصمیم گیریهای آنها همچون ترتیبات اضافی در مورد پادمان هسته ای که توسط شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به تصویب رسیده، پس از یک دوره رعایت طولانی توسط تعداد کثیری از اعضا از دیدگاه آژانس بین المللی انرژی اتمی جنبه الزام آور عرغی برای کلیه اعضا یافته اند (محمدشاهی، ۱۳۸۸).
۲-۶-وظایف و کارکردهای نهادهای چند جانبه
نهادهای چندجانبه در اشکال مختلفی همچون کنفرانس های چند جانبه و یا سازمان های بین المللی قابل شناسایی هستند. در کنار نهادهای دیپلماسی چند جانبه همچون سازمان ملل متحد، سازمان همکاری اسلامی، جنبش عدم تعهد، اتحادیه اروپا و اتحادیه افریقا که دارای وظایف عمومی هستند، نهادهای چندجانبه دیگری نیز با وظایف و دستورالعمل مشخص در یک حوزه معین از روابط چند جانبه تشکیل شده اند. این نهادها شامل برنامه ها و کارگزاری های متعدد و متنوع تخصصی ملل متحد، همچون صندوق عمران ملل متحد[۲۷]، صمدوق کودکان ملل متحد (یونیسف)[۲۸]، سازمان بهداشت جهانی[۲۹]، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)[۳۰]، و سازمان بین المللی کار[۳۱]، و سازمان های منطقه ای همچون ناتو، سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، بانک توسعه آسیایی[۳۲] و سازمان همکاری شانگهای می گردد. تعداد و قدمت تاریخی برخی از این نهادها به مراتب بیشتر از نهادهایی است که برای پیگیری وظایف عمومی شکل گرفته اند.
علی رغم تاثیر مداوم نگرانی های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی بر اذهان و رفتار شرکت کنندگان و کنشگران در نهادهای چندجانبه، تمامی مباحث در چنین نهادهایی باید در چهارچوب اهداف و وظایف مشخص و از پیش توافق شده میان شرکت کنندگان مطرح شود. توجه به محدوده وظایف از پیش توافق شده یک نهاد چند جانبه امکان ارزیابی صحیح عملکرد آن نهاد را برای تحلیلگران و کنشگران فراهم می نماید، تا توقعات خود را در محدوده حوزه وظایف هر نهاد تنظیم نمایند. فراتر رفتن از محدوده وظایف از پیش توافق شده در یک نهاد چند جانبه معمولاً مورد مخالفت یک یا چند عضو قرار گرفته و بی نتیجه می ماند. لذا توقع و یا تلاش برای اقدام در خارج از حوزه وظایف یک نهاد نه تنها باعث دلسردی بازیگر و تحلیلگر از یک نهاد چند جانبه می گردد، بلکه امکان استفاده از آن نهاد در حوزه های مورد توافق را نیز تقلیل می دهد.
وظایف نهادهای چندجانبه عوماً در سندی که مورد توافق اعضای آن نهاد قرار گرفته است منعکس می شود؛ که چارچوبهای کلی در مورد حدود اختیارات و وظایف آن نهاد و همچنین روش تصمیم گیری در آن را مشخص می سازد. این اسناد در تمامی مراحل کار یک نهاد چندجانبه به عنوان مراجع اصلی و فصل الخطاب مباحث در آنها نهاد محسوب می شود. منشور ملل متحد معتبرترین و معروفترین سند از این نوع است؛ که نه تنها روابط میان اعضا در سازمان ملل متحد را سامان می دهد، بلکه به عنوان چارچوبی برای روابط بین المللی، و مبنایی غیر قابل نقض در حقوق بین الملل به شمار می آید؛ که حتی در اسناد تاسیسی سایر نهادهای بین المللی که پس از سازمان ملل متحد ایجاد شده اند نیز به عنوان سند و مرجع اصلی مورد تاکید قرار می گیرد. سایر نهادهای چندجانبه نیز بر اسنادی مشابه و با عناوین متفاوت همچون میثاق، منشور، اساسنامه و کنوانسیون پایه گذاری شده اند؛ که وظایف و حدود اختیارات و نحوه ارتباط میان بازیگران در آن نهاد را به صورت ریز یا کلی مشخص می کنند.
برخی نهادها نیز براساس تصمیم گیری سازمان های بین المللی موجود ایجاد شده اند؛ و اسناد تاسیسی آنها همان تصمیمات و قطعنامه های سایر سازمان های بین المللی به ویژه مجمع عمومی ملل متحد است. به عنوان مثال، سند تاسیسی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد که در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) تاسیس شد، قطعنامه شماره ۲۵۱ شصتمین مجمع عمومی بود؛ که وظایف و چارچوب کاری این شورا را در سطح کلان تعریف و مشخص می نماید (شیخی، ۱۳۸۹).
در کنار ضرورت شناسایی محدوده وظایف یک نهاد چند جانبه – که براساس تفاهم و توافق پیشین و مطرح شده در منشورها، اساسنامه ها، توافق چند جانبه جهت تحلیل تصمیم گیریها نیز توجه شود. محدوده این اختیارات و تجربه کاری یک نهاد چند جانبه است. توجه به اختیارات، حوزه تصمیم گیری و میزان قدرت اجرایی یک نهاد چند جانبه جهت تحلیل تصمیم گیریها، شکل دادن به توقعات و ارزیابی کارآمدی یک نهاد چند جانبه از اهمیت به سزایی برخوردار است. بی توجهی به واقعیات مرتبط با حدود اختیارات نهادهای چندجانبه به مشکل مهمی همچون توقعات بیجا می انجامد؛ و نهایتاً امکان برخورداری از کارآمدی واقعی نهادهای چندجانبه را دشوار و حتی ناممکن می سازد. برای تحلیل و ارزیابی حدود اختیارات نهادهای چندجانبه لازم است چند نکته مورد توجه قرار گیرد:
نهادهای چندجانبه براساس تفام دولت ها تشکیل شده اند. شرکت کنندگان در نهادهای چندجانبه با انتخاب و تصمیم خود، این نهادها را تاسیس کرده و به آنها پیوسته اند؛ و در سیر تاسیس و پیوستن به این نهادها اقدام به محدود نمودن حوزه اختیارات آنها، به دلیل حساسیت عوامل مختلفی همچون ناتوانی در بهره برداری از فرصت ها و مواجهه با چالش های جهانی، دولتها را وادار به پذیرش نقش نهادهای چندجانبه نموده است، اما در نهایت و لااقل در شکل رسمی و قراردادی، دولت ها حساسیت های خود در مورد حاکمیت را در قالب اسناد تاسیسی نهاد چند جانبه ملحوظ داشته و حوزه اختیارات این نهادها را محدود کرده اند. البته نهادهای چندجانبه به عنوان رژیم های بین المللی در کنش های درونی خود همواره تابع مطلق خواست هر یک از موسسات و حتی بازیگران اصلی نبوده اند؛ و به همین دلیل محدودیت های تحمیل شده بر نهادهای چندجانبه از ابتدای تاسیس این نهادها سیر نزولی داشته و این نهادها موفق به افزایش حدود اختیارات خود شده اند (Ameradighe , 2005 , 51).
نهاد چندجانبه، نهادی خود مختار نیست، چرا که تصمیم گیری در داخل نهاد چندجانبه از طریق بازیگرانی که طبق تعریف دولتها و نمایندگان آنها هستند صورت می گیرد. البته این به معنای عدم تاثیر گذاری نهاد چندجانبه بر تصمیمات به عنوان یک رژیم بین المللی نیست، لکن بدان معناست که در محیط موثر ایجاد شده توسط نهاد چندجانبه، تصمیمات توسط بازیگران و با توجه به تفاوت های قدرت و منافع آنها اتخاذ می شود. بازیگران اصلی در نهادهای چندجانبه کماکان دولتها هستند؛ که در اسناد تاسیسی نسبت به عدم اتخاذ تصمیم از سوی نهاد چندجانبه بدون حضور و مشارکت خود اطمینان حاصل کرده اند. البته در مواردی نهادهای چندجانبه براساس محدوده اختیاراتی که دولتها در اختیار آنها قرار داده اند، اقدام به اتخاذ تصمیمات اجرایی و عملیاتی به ویژه در زمینه های تخصصی که نیازمند تصمیم گیری های فوری است، می نمایند؛ و حتی در برخی کارگزاری های تخصصی، این نهادها بدون مشارکت مستقیم دولتها اقدام به وضع قوانین و مقررات می کنند. اما حتی در این موارد نسبتاً محدود نیز نهایتاً چارچوب های کلی تصمیم گیری توسط بازیگران اصلی یعنی دولتها و نمایندگان انها را از قبل تعیین شده اند.
نهاد چندجانبه در اجرای تصمیمات اتخاذ شده نیز نیازمند به حضور مشارکت بازیگران اصلی است. به عبارت دیگر، نهاد چندجانبه نه تنها در تصمیم گیری بلکه در اجرا نیز از خودمختاری برخوردار نیست. زیرا دولتها همواره اصرار داشته اند که نه تنها اتخاذ تصمیمات، بلکه اجرای آنها در نهادهای چندجانبه نیز توسط خودشان صورت گیرد؛ تا این نهادها نتوانند مستقل از دولتها اقدام به اجرای تصمیمات خود نمایند. اجرای تصمیمات اتخاذ شده در نهادهای چندجانبه به همکاری داوطلبانه دولتها نیازمند است و دولت ها به عنوان بازیگران اصلی نهادها هم در مرحله تصمیم گیری و هم در روند اجرا، نقش محوری ایفا می کنند (ظریف و سجادپور، پیشین، ۱۸۵ و ۱۸۶).
از مهمترین روشهایی که دولتها برای اعمال نفوذ بر تصمیم گیری و اجرای تصمیمات خود در نهادهای چندجانبه استفاده می کنند، بودجه، نیروی انسانی و بازوی اجرایی است.
به طور خلاصه، برای تحلیل تصمیم گیریها و ارزیابی عملکرد نهادهای چندجانبه، توجه به وظایف آنها که عموماً در اسناد تاسیسی، اساسنامه ها و منشورها به صورت مشخص بیان شده است، بسیار مهم و کلیدی است. همچنین دقت در محدوده اختیارات که در تعامل نهاد چندجانبه با بازیگران اصلی به ویژه دولتها در تصمیم گیری و اجرای تصمیمات تبلور می یابد، حائز اهمیت است. در این زمینه بازیگرانی همچون نمایندگان دولتها، نمایندگان سایر نهادهای چند جانبه به همراه نهادهای داخلی دولت های مختلف از جمله دستگاه های سیاسیت خارجی، دستگاه های اجرایی داخلی و قوای مقننه که در روند تخصیص و تامین بودجه نهادهای چند جانبه تاثیر گذارند؛ نیز می باید مورد توجه قرار گیرند. در این میان نباید از تاثیر گروه های فشار در ابعاد داخلی و بین المللی بر مجموعه فوق غافل شد. عدم خودمختاری نهادهای چند جانبه حاصل یک روند پیچیده تعامل میان بازیگران مختلف در صحنه های داخلی و بین المللی است که در فصل های آتی به آنها پرداخته خواهد شد.
اما در خصوص کارکرد نهادهای چند جانبه و سازمان های بین المللی به دو دیدگاه در نوشتار حاضر اشاره می شود. دیدگاه نخست به دو نویسنده ایرانی و دیدگاه دوم به نویسنده ای فرانسوی تعلق دارد:
دکتر ظریف و دکتر سجادپور کارکردهای نهادهای چند جانبه را به تولید دانش تخصصی و اطلاع رسانی، هنجارسازی، قانون سازی، نظارت، تقسیم منافع و وظایف اجرایی و حل و فصل اختلافات دسته بندی می کنند. از نظر آنها همه نهادهای چند جانبه تمامی این وظایف و کارکردها را انجام نمی دهند، و در اسناد تاسیسی و سنت کاری آنها به تمامی کارکردهای فوق اشاره نشده است. اما برخی از این کارکردها و در مواردی تمامی آنها توسط هر نهاد چند جانبه مورد پیگیری قرار می گیرد (ظریف و سجادپور، پیشین، ۱۹۶).
۱- تولید دانش تخصصی و اطلاع رسانی[۳۳]
تقریباً تمامی نهادهای چند جانبه در حوزه های مربوط به فعالیت خود محل جمع آوری، پردازش، تولید و توزیع دانش مربوطه در سطح جهان هستند. گاهی نقش این کارکرد مهم در درک نحوه تاثیرگذاری نهادهای چند جانبه مورد غفلت و حتی تمسخر قرار می گیرد. اطلاعاتی که توسط نهادهای چند جانبه تولید، جمع آوری و منتشر می شوند، از اعتبار ویژه ای در سطح جهانی برخوردار بوده و مورد استناد محیط های علمی و اجرایی قرار گرفته و عموماً به عنوان فصل الخطاب مناقشات علمی و اجرایی تلقی می شوند.
تصور عمومی در مورد بی طرفی نسبی نهادهای چند جانبه این کارکرد را به یکی از مهمترین روش های تاثیر گذاری این نهادها تبدیل کرده است. از سوی دیگر به دلیل همین وجهه بی طرفانه و همچنین از آنجا که دولت های عضو هر نهاد چند جانبه، آن نهاد را کم و بیش متعلق به خود می دانند، اطلاعاتی را که به راحتی در اختیار سایر بازیگران قرار نمی دهند، در اختیار این نهادها قرار داده و از این طریق قابلیت واقعی این نهادها را در دستیابی به حجم وسیعی از اطلاعات و ارزیابی آنها افزایش می دهند. نهادهای چند جانبه همچنین نتیجه اقدامات و بررسی های خود را به صورت گذارش منتشر می کنند؛ و در قطعنامه های مختلف، اعضاء گزارش های مختلفی را به این نهادها سفارش می دهند. علاوه بر این برخی نهادهای چند جانبه دارای مراکز تحقیقاتی و فکری منسجم و متمرکز یا کمیته های تخصصی تحقیقاتی هستند؛ که کارکرد تولید دانش و آگاهی در آنها به طور روشن تر و منسجم تری صورت گرفته و مورد استفاده تمامی کشورها نیز قرار می گیرد.
کارکرد اطلاع رسانی و تولید دانش نهادهای چند جانبه به اندازه ای اهمیت دارد که محققین و دست اندر کاران امور اجرایی در همه نقاط جهان برای درک مسائل مربوط به حوزه خود و مستند سازی ادعاها و داده های خویش نیازمند آگاهی از این نهادها و استناد به گزارش های آنها بوده؛ و نمی توانند تحقیقات، داده ها و پردازش های این نهادها را در تصمیمات خود نادیده بگیرند. به عنوان مثال در زمینه توسعه اقتصادی و اجتماعی، شاخص های تدوین شده توسط نهادهای مرتبط با ملل متحد مبنای صحت و یا قسم داده های اطلاعاتی در حوزه های اقتصادی و اجتماعی محسوب می شود.
به طور خلاصه، تولید دانش، جمع آوری، دسته بندی و نشر اطلاعات به عنوان یکی از کارکردهای اساسی درد یپلماسی چند جانبه و نهادهای مرتبط با آن تاثیر قابل ملاحظه ای را بر مناسبات و روابط
بین المللی داشته است. نکته بسیار مهم در این کارکرد، اعتبار و اعتماد بین المللی نسبت به داده ها و اطلاعات این نهادهاست. مطالب و گزارش های تهیه و توزیع شده توسط این نهادها از چنان اعتبار و اهمیتی در سطح بین المللی برخوردارند، که می توانند موقعیت کشورها و میزان نفوذ و آسیب پذیری آنها را در سطح بین المللی متاثر سازند. از این رو، کشورها برای تصویب قطعنامه هایی که ملموس ترین نتیجه آنها تولید گزارش است، سرمایه گذاری قابل توجهی می نمایند؛ و در بالاترین سطوح سیاسی برای تاثیرگذاری بر محتوای گزارش های نهادهای چندجانبه تلاش می کنند.
۲- هنجارسازی[۳۴]
کارکرد مهم دیگر دیپلماسی و نهادهای چند جانبه تدوین، تبیین و اعلام روش ها و هنجارهای قابل قبول برای جامعه بین المللی به صورت صریح یا ضمنی است. این اقدام از طریق صدور بیانیه ها، گزارش ها، صورت جلسات، قطعنامه ها و اعلامیه های مختلف نهادهای چند جانبه و کنفرانس های جهانی صورت می گیرد؛ و تاثیر بسزایی در شکل گیری افکار عمومی بین المللی پیرامون روش های زمامداری قابل قبول و نیز روش های غیر قابل قبول در روابط داخلی و جهانی دارد. اگرچه چنین اسنادی به منزله حقوق بین الملل یا قوانینی بین المللی تلقی نشده و از نظر حقوق نیز الزام آور نیستند، اما نشان دهنده دیدگاه دولتها در زمینه اقدامات قابل قبول و غیر قابل قبول هستند؛ که از یک نگاه حقوقی، می توانند زمینه ساز شکل گیری قواعد عرفی حقوق بین الملل باشند؛ و یا با گذشت زمان در قالب قراردادهایی در آیند، که در نهادهای چند جانبه مذاکره و نهایی می شوند.
از سوی دیگر کشورهایی که از طریق ابزارهای قدرت نرم تمایل به افزایش نفوذ خود در سطح
بین المللی دارند، می کوشند تا دیدگاه ها و ارزشهای خود را در سطح بین المللی از طریق بکارگیری کارکرد هنجارسازی نهادهای چند جانبه به عنوان ارزشهای جهان شمول معرفی کنند؛ و ازاین طریق نفوذ خود را نهادینه سازند. یکی از آشکارترین نمونه های تلاش کشورها برای تبدیل توانمندی های سیاسی خود به نقش نهادینه در جامعه بین المللی از طریق هنجارسازی برگزاری کنفرانس هایی در چارچوب سازمان ملل متحد طی دهه ۱۹۹۰ متعاقب فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تصور پیروزی جهان غرب در جنگ سرد است. در این دوران کشورهای غربی با شناخت دقیق و برنامه ریزی حساب شده جهت استفاده از کارکرد هنجارسازی نهادهای چند جانبه موفق شدند تا از طریق برگزاری این کنفرانسها و تصویب اسناد نهایی آنها، ارزشهای خود را به عنوان ارزشها و هنجارهای بین المللی نهادینه کنند؛ تا از این طریق قدرت موقتی به دست آمده از فروپاشی حریف و تک قطبی شدن جهان را به یک قدرت نهادینه در قالب هنجارهای جدید بین المللی تبدیل نمایند. نکته قابل توجه در این زمینه توفیق بیشتر اروپا در مقایسه با امریکا در استفاده از فرصت فروپاشی شوروی برای هنجارسازی و نهادینه کردن دیدگاه های ارزشی خود در سطح جهان است؛ که نمونه بارز آن تاسیس دیوان بین المللی کیفری، علی رغم مخالفت آمریکا بود.
همانگونه که بیانیه ها و قطعنامه های مورد نظر یک کشور می تواند زمینه نفوذ و نهادینه سازی دیدگاه های آن کشور در سطح بین المللی را در چارچوب کارکرد هنجارسازی فراهم آورد؛ تصویب قطعنامه های غیر الزام آور نگوهش کننده رفتار یک کشور یا خدشه دار کننده ارزشهای یک جامعه نیز نهایتاً در کاهش نفوذ و افزایش آسیب پذیری کشور هدف، نقش قابل توجهی دارند. به همین دلیل، کشورهای مختلف نسبت به مصوبات غیر الزام آور در صحنه دیپلماسی چند جانبه حساسیت نشان می دهند؛ و در مواردی که این مصوبات را موافق منافع ملی یا دیدگاه های حقوقی خود ندانند، تلاش قابل ملاحظه ای را برای جلوگیری از تصویب آن به عمل می آورند. آنها برای جلوگیری از چنین مصوبات غیر الزام آوری در بالاترین سطوح سیاسی کشور به مذاکره و رایزنی می پردازند؛ و در صورت عدم کسب توفیق در مذاکرات، مخالفت خود را به صورت رای مخالف یا حداقل تحفظ (اعلام صریح موضع قبل یا بعد از رای گیری) بیان می دارند. در حقیقت، آنها چنین اقدامی را به منظور ممانعت از شکل گیری عنصر معنوی یک عرف جدید بین المللی – یا هنجار جدیدی که ممکن است در نهایت تبدیل به یک قانون بین المللی شود – انجام می دهند.
هنجارهای ایجاد شده خود مبنای استنادات حقوقی و سیاسی در آینده قرار می گیرند. در متن بسیاری از قطعنامه های بین المللی و تصمیمات نهادهای چند جانبه به هنجارهای مصوب قبلی اشاره می شود؛ و از همین طرق زمینه تبدیل این هنجارها به قانون نیز فراهم می شود. این امر، هنجارسازی در جامعه جهانی را به موضوعی حساس با منافع و مخاطرات جدی برای بازیگران طرفدار و یا مخالف هنجار جدید تبدیل می کند. به همین دلیل هنجارسازی در سطح بین المللی اقدامی دفعی و فوری نبوده و نیازمند طی یک مسیر طولانی است، که حوصله و آینده نگری مسئولین سیاسی را می طلبد؛ چرا که هنجارسازی در دیپلماسی چند جانبه به لحاظ ماهیت بین المللی خود باید با پذیرش، موافقت و حتی در بسیاری موارد اجماع اعضا تحقق یابد.
بازیگرانی که می خواهند هنجارجدیدی را در سطح جهانی نهادینه سازند باید مراحل مختلفی را طی کنند. در وهله نخست ایده ای را بررسی کارشناسی نموده و حتی در جلسات تخصصی و علمی مورد بحث و مداقه قرار داده و چه بسا کتابها و مطالعاتی در این زمینه را به دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی سفارش می دهند. در مرحله بعد و با در نظر گرفتن شرایط سیاسی، ایده خود را به صورت تدریجی در نهادهای چند جانبه – با اولویت نهادهایی که اعضای آن همفکر و دارای گرایش مشابه سیاسی می باشند – مطرح نموده و با بهره گرفتن از مطالعات و نوشته های تخصصی، زمینه بررسی، آشکار شدن جزئیات، رعایت ملاحظات سیاسی مختلف و نهایتاً پذیرش تدریجی آن به عنوان یک هنجار بین المللی جدید را در نهادهای چند جانبه فراهم می کنند. برای مثال تصویب دستور کار جهانی گفتگوی تمدن ها به پیشنهاد ایران و تصویب اصل مسئولیت حمایت به پیشنهاد کاناد در سال های آغازین هزاره سوم؛ هر یک نتیجه چندین سال دیپلماسی چند جانبه بود. در هر دو مورد، فکر اولیه توسط دانشمندان و متخصصین طراحی، پردازش و تدوین شده و در قالب گزارش های علمی و تخصصی منتشر شد. سپس طراحان اصلی، فکر خود را در محیط های چند جانبه مستعد (به ترتیب سازمان کنفرانس اسلامی وقت – سازمان همکاری اسلامی کنونی – و گروه ۸) مطرح کرده و پس از کسب حمایت دولت های همفکر، ان را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه دادند؛ و به دنبال آن طی دو یا سه سال مذاکره عمومی و جلب حمایت سایر بازیگران، آن را تبدیل به یک هنجار جدید بین المللی کردند.
نمونه دیگر، مرتبط با مالکیت معنوی و قوانین ثبت اختراعات است، که همواره دیدگاه های کشورهای شمال و جنوب در مورد هنجارهای این حوزه از تعاملات اقتصادی و سیاسی متفاوت بوده است. لذا برخی از کشورهای غربی با همکاری دبیرخانه سازمان جهانی مالکیت معنوی[۳۵] - که علی الاصول باید نقش بیطرفی داشته باشد – اقدام به برگزاری کنفرانس هایی در سال ۲۰۰۵ کردند. نتایج حاصل از این کنفرانسها تولید و ارائه گزارشها و بیانیه هایی با هدف هنجارسازی بود؛ که در مراحل نهایی با مشکلات بسیاری مواجه شد. اما کشورهای غربی توانستند با دعوت از اساتید دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی به جای دعوت از نمایندگان دولتها اقداماتی را در این زمینه انجام دهند.
اگرچه هنجارسازی نتیجه یک روند طولانی مذاکره است، اما کشور یا کشورهای ارائه دهنده پیشنهاد اولیه، نقش اساسی تری در پیشبرد دیدگاه ها و منافع خود و جهت دادن به مذاکرات ایفا می کنند؛ لذا تنها دولت های مبتکری که با ایجاد آمادگی های فکری، تشکیلاتی و سازمانی لازم، اقدام به ارائه هنجارهای مبتنی بر ارزشها و منافع خود در نهادهای چند جانبه می نمایند، می توانند به عنوان موتورهای حرکت اقدام هنجارساز عمل نموده و منافع خود را از این طریق تامین و قدرت ملی خود را با افزایش نفوذ و کاهش آسیب پذیری افزایش دهند (همان، ۲۰۲ – ۱۹۸).
۳- قانون سازی[۳۶]
کارکرد دیگری که دیپلماسی چند جانبه به صورت صریح یا ضمنی انجام می دهد، قانون سازی و تدوین مقررات لازم الاجرا در روابط بین الملل است. معاهدات چند جانبه نتیجه دیپلماسی چند جانبه هستند و محیط چند جانبه همچون کنفرانس های دیپلماتیک، کنفرانس های بین المللی یا سایر نهادهای چند جانبه، تنها چارچوب کاری برای مذاکره، تفاهم، تدوین و نهایتاً تصویب اسناد حقوق بین الملل قراردادی به شمار می آیند. به عبارت دیگر، تمامی معاهدات چند جانبه نتیجه نوعی دیپلماسی چند جانبه می باشند. اما قانون سازی توسط دیپلماسی چند جانبه منحصر به این شیوه نبوده و روش های متعددی برای قانون سازی مورد استفاده قرار می گیرد.
۳-۱- توسعه تدریجی حقوق بین الملل
توسعه تدریجی حقوق بین الملل در منشور ملل متحد بر عهده مجمع عمومی قرار گرفته؛ و این وظیفه به صورت رسمی توسط کمیسیون حقوق بین الملل و کمیته ششم مجمع عمومی ملل متحد انجام می شود. این ساز و کارها وظیفه بررسی، تنظیم، تدوین و مذاکره پیش نویسها، دریافت نظرات دولتها و متخصصان و کارشناسان و در نهایت تصویب پیش نویس نهایی مقررات جدید حقوق بین الملل را برعهده دارند. سایر نهادهای مرتبط با مجمع عمومی ملل متحد نیز به طرق مختلف در قانون سازی بین المللی نقش فعالی ایفا می کند؛ که از آن جمله می توان به کنفرانس خلع سلاح با وظیفه مذاکره و تدوین ساز و کارهای مختلف خلع سلاحی همچون کنوانسیون سلاح های شیمیایی، معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای معروف به ان.پی.تی. و معاهده منع جامع آزمایش های هسته ای اشاره کرد. شایان ذکر است که کنفرانس خلع سلاح اصلی ترین نهاد قانون ساز در حوزه خلع سلاح بشمار می رود.
۳-۲- اعلامیه ها و قطعنامه های شبه قانونی
برخی اعلامیه ها و مصوبات مجمع عمومی نیز که اعلام کننده قوانین حقوق بین الملل هستند، از دیدگاه بسیاری از حقوقدانان به عنوان شبه قانون شناخته می شوند؛ که از آن جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، اعلامیه اعطای استقلال به کشورهای مستعمره و اعلامیه اصول حقوق بین الملل حاکم بر روابط و همکاری میان کشورهاست. این موارد از دیدگاه بسیاری از حقوق دانان، معرف تدوین مقررات موجود عرفی حقوق بین الملل توسط مجمع عمومی به صورت اعلامیه های قانونی است.
۳-۳- مقررات فنی
روش سوم دیپلماسی چند جانبه جهت تدوین مقررات حقوقی حاکم بر روابط کشورها، اقدامات روزانه و مستمر نهادهای تخصصی چند جانبه برای تدوین مقررات، آیین نامه ها و آیین کارها در رفتارهای متفاوت بین المللی است که نقش قابل توجهی در توسعه و تدوین مقررات حاکم بر رفتار در حوزه های ویژه ای از روابط بین المللی را بر عهده دارد.
۳-۴- روند سنتی قانون سازی چند جانبه
قانون سازی به عنوان یکی از کارکردهای اساسی نهادهای چند جانبه از روند نسبتاً منسجم و پایداری برخوردار است؛ و مجموعه تعاملات کنونی بین المللی محصول این روند می باشد. نحوه شکل گیری یک معاهده چند جانبه در حقوق بین الملل و نهادهای چند جانبه روند کم و بیش مشخصی را طی می کند. در وهله نخست هنجارهای بین المللی باید مورد پذیرش واقع شوند؛ و نیاز به تحقق علمی آنها توسط اعضای نهادهای چند جانبه مورد تائید قرار می گیرد. بعد از طرح و تائید این نیاز، تصمیم گیری در خصوص ایجاد یک معاهده از جانب دولتها مطرح می شود؛ که مستلزم مذاکرات طولانی جهت طی مراحل تدوین معاهده است. پس از مراحل مذاکراتی، نوبت به تهیه پیش نویس اولیه برای تدوین معاهده می رسد، که این پیش نویس مبنای مذاکرات بعدی قرار می گیرد. معمولاً پیش نویس اولیه به اشکال مختلف مثل کمیته ویژه، دبیرخانه نهاد مربوطه، یا تعدادی از دولت ها و در مواردی یک دولت تهیه می شود. اما این نکته قابل توجه در این رابطه مذاکره در خصوص تمامی سطوح و حتی کلمات هر معاهده است؛ که با اجماع و توافق بین المللی صورت پدیرد.
آلکسی تیمیا [۸](ناگویی خلقی )با هوش هیجانی در حیطه شناسایی هیجان وتا اندازه ای در ابراز احساسات همپوشی دارد. نوجوان آلکسی تیمیک به علت ناتوانی در تشخیص احساسات ، قادر به بیان هیجان به صورت کلامی نیست . در حالی که قابلیت های هیجانی اولیه ، اهمیت خاصی دارند. زیرا که مهارت در ارزیابی و بیان سریع و دقیق هیجانها ، سازگاری مناسبی را در ارتباط با محیط و دیگران به همراه خواهد داشت. (تایلور و باگبی[۹] – به نقل از خسرو جاوید ۱۳۸۱)
با توجه به این که هوش هیجانی جنبه اکتسابی دارد و منشا آن اجتماعی است، (گلمن ۱۹۹۸,مایر و سالووی ۱۹۹۰) والدین و فرزندان در تعامل با یکدیگر آگاهانه یا ناآگاهانه نحوه بروز هیجانات را در معرض مشاهده یکدیگر قرار می دهند.
بنابراین هدف از پژوهش حاضر این است که بدانیم در کجا و به وسیله چه کسانی برای کودکان شرایط و موقعیتی فراهم می شود که آنها بتوانند به درستی تصمیم بگیرند و بیاموزند که در مواقع بروز مشکل چگونه راه حل درست را انتخاب بکنند و نیز آیا میتوان ادعا کرد که رابطه ای مستقیم بین انتخاب سبکهای حل مسئله و میزان هوش هیجانی والدین و فرزندانشان وجود دارد یا خیر ؟ به بیان دیگر آیا بستر سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی کودکان را در داخل خانواده ها باید جستجو کرد یا خیر؟
ضرورت و اهمیت پژوهش:
با توجه به مجموعه شرایط دشواری که در زندگی وجود دارد ، لزوم ایجاد شایستگی های لازم برای مقابله موثر و کارآمد با مسائل و مشکلات حال و آینده ضروری به نظر می رسد. بر همین اساس سیف (۱۳۷۰) اظهار می دارد ” تنها از راه ایجاد توانایی حل مسئله است که می توان افراد را برای مقابله با شرایط متغیر زندگی و موقعیت های جدیدی که مرتبا” با آن روبرو می شوند آماده کرد .” وی در ارتباط با افزایش این توانایی می افزاید:
“توانایی حل مسئله را در دانش آموزان می توان از طریق شیوه های درست برخورد با مسئله افزایش داد.”
در این جا به توضیح روش حل مسئله دروزیلا و گلد فرید به نقل از گلد فرید و دیویسون ترجمه احمد علوی آبادی (۱۳۷۱) به لحاظ توافق عمومی بر سر عملیاتی که در حل مسئله پیشنهاد داده اند پرداخته می شود:
“روش حل مسئله به صورت فرایندی رفتاری تعریف شده است که در صورت شناختی یا آشکار انواع پاسخ های بالقوه موثر را به موقعیت های مشکل آفرین ارائه می کند و احتمال انتخاب موثرترین پاسخ را از میان این راه حل های مختلف افزایش می دهد . و از بسیاری جهات آموزش شیوه حل مسئله را کمک به فرد برای ایجاد یک آمایه یادگیری تلقی کرد (هارلو۱۹۴۹[۱۰])و به این ترتیب احتمال مقابله موثر فرد با طیف گسترده ای از موقعیت ها را افزایش داد. در این عرصه می توان آموزش شیوه حل مسئله را شکلی از آموزش کنترل خود یا استقلال دانست . تفاوت اساسی این دو در این است که در شیوه حل مسئله جنبه های اساسی تکنیک (یعنی شیوه های حل مسئله) بدون آگاهی قبلی از موثر ترین پاسخ انجام می پذیرد. در صورتیکه در روش معمولی کنترل خود آن پاسخی که باید کنترل شود قبلا” انتخاب شده است."(گلد فرید و مرباوم۱۹۷۳)
هدف اصلی شیوه حل مسئله تعیین موثر ترین بدیل است . که می توان به دنبال آن از سایر عملیات کنترل شخصی سود جست تا مراجع به عمل کردن در مسیری که برگزیده شده است برانگیخته شود و به آن ادامه دهد. بنابر این حل مسئله به مرحله حیاتی اولیه ای در فرایند کلی تر کنترل خود بدل می شود که اغلب با عبارت هایی از قبیل استقلال و شایستگی و اتکای به نفس توصیف می شود.
در مورد هوش هیجانی نیز باید اذعان داشت که:
مایر معتقد است :
“با وجود این که افرادی را می شناسیم که اصطلاح (آموزش هوش هیجانی ) را بکار می برند ، ولی صحبت در مورد آموزش دادن یک نوع هوش کار بی اهمیتی است . اگر هوش هیجانی شبیه به دیگر توانایی های انسان باشد که تا حدودی به طور ارثی و ژنتیک و تا حدی بوسیله محیط زندگی فرد پدید می آید ، بهتر است که به جای آموزش هوش هیجانی درباره آموزش دادن دانش هیجانی صحبت شود و این بسیار مفید خواهد بود ."او در ادامه با به کار بردن مقیاس در این زمینه می نویسد:
“ما از کسی نمی پرسیم آیا می توانی هوش ریاضی یاد بگیری یا نه ؟ بلکه از او سئوال می کنیم می توانی جبر و مثلثات یادبگیری یا نه؟"(اپستین صفایی ۱۳۸۰-به نقل از صالحی ۱۳۸۱)
مهارت های در منزل و با تعامل خوب والد- کودک شروع می گردد. والدین به کودکان کمک می نمایند که هیجانهای خود را تشخیص داده آنها را نام گذاری کنند و اینکه به احساسات خود احترام بگذارند و شروع کنند آنهارا به موقعیت های اجتماعی ارتباط دهند . این جریان ممکن است کمابیش در هر خانه ای موفقیت آمیز باشد.(به نقل از رباط سرپوشی۱۳۸۵)
هوش هیجانی بطور مستقیم برای حیطه گسترده ای از مشکلات هیجانی ریشه دار در تجربه میان فردی ودرون فردی میتواند به کار رود.(سالوی و مایر ۱۹۹۷)
تحقیقات مختلف نقش هوش هیجانی را در زمینه های مختلف مانند پیشرفت تحصیلی ، موفقیت در شغل ، رضایت از زندگی وغیره نشان داده اند. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای مشاوران تحصیلی و روان درمانگران خانواده ، مفید باشد. این افراد با اطلاع از هوش هیجانی خانواده و فرزندان و ارتباط آنها در کمک به مراجعین و پیشگیری از اختلالات و مشکلات هیجانی نظیر آلکسی تیمیا بهتر می توانند عمل نمایند . به خصوص این که هوش هیجانی تابع یادگیری نیز می باشد. آموزش و پرورش که بعد از خانواده بیشترین اوقات کودکان و نوجوانان در آنجا سپری می شود ، می تواند در برنامه ریزی درسی ، با شناسایی هوش هیجانی خانواده و فرزندان و ارتباط آنها با یکدیگر بتوانند الگوهای رفتاری مناسبی را ایجاد نمایند.
لذا هدف از این پژوهش این است که بدانیم تا چه حد میتوان بین سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی والدین و فرزندان آنها ارتباط پیدا کرد . و آیا می شود که فرزندان نوع انتخاب سبکهای حل مسئله و مشکلاتشان را از والدینشان می آموزند؟
هدفهای تحقیق:
هدف کلی از این تحقیق عبارتست از :
بررسی رابطه سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی شاگردان با سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی اولیائشان.
اهداف جزئی در این تحقیق عبارتست از:
بررسی رابطه سبکهای حل مسئله شاگردان با سبکهای حل مسئله اولیائشان.
بررسی رابطه هوش هیجانی شاگردان با هوش هیجانی اولیائشان
بررسی تفاوت میان سبکهای حل مسئله دختران و پسران.
بررسی تفاوت میان هوش هیجانی دختران و پسران
فرضیه های و سئوالات تحقیق :
فرضیه کلی:
بین سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی شاگردان با سبکهای حل مسئله و هوش هیجانی اولیائشان رابطه وجود دارد.
فرضیه های جزئی :
بین سبکهای حل مسئله شاگردان وسبکهای حل مسئله اولیائشان رابطه وجود دارد.
بین هوش هیجانی شاگردان و هوش هیجانی اولیائشان رابطه وجود دارد.
سئوالات تحقیق به قرار زیر است:
آیا بین سبکهای حل مسئله دختران و پسران تفاوت وجود دارد؟
آیا بین هوش هیجانی دختران و پسران تفاوت وجود دارد؟
تعاریف مفاهیم و اصطلاحات:
تعاریف نظری:
حل مسئله:
شیوه حل مسئله راهبردی مفیدو موثری است برای رویارویی با مشکلات موقعیتی که به صورت فرایندی رفتاری تعریف شده است و به شکل واضح یا شناختی انواع پاسخهای بالقوه موثر به موقعیت مشکل آفرین را نشان می دهد واحتمال انتخاب موثرترین و بهترین پاسخ را از میان راه حلهای مختلف افزایش دهد.(دروزیلا و گلد فرید ۱۹۷۱ /سیف ۱۳۷۴)
هوش هیجانی :
هوش هیجانی عبارتست از توانایی پردازش اطلاعات هیجانی که شامل درک، فهم و مدیریت هیجانی بوده و با بیان دیگر ظرفیت و توانایی خلق ، نتایج مثبت در روابط خود و دیگران می باشد.(مایر ۱۹۹۷به نقل از اکبر زاده ۱۳۸۳)
اولیاء :
عبارتست از افرادی که اغلب به صورت زوج یعنی زن و مردی می باشند که مسئولیت نگهداری و پرورش و تربیت کودک ویا کودکانی را بر عهده دارند.
شاگردان:
دانش آموزانی که در حال تحصیل در سال ۹۰-۹۱ می باشند.
تعاریف عملی :
حل مسئله:
حل مسئله شامل نمراتی است که فرد در مقیاس تست هپنر و کراسکوف [۱۱]کسب می کند.
هوش هیجانی :
هوش هیجانی شامل نمراتی است که فرد درمقیاس تست تراویس.برادبری[۱۲] وجین . گریوز[۱۳] کسب می کند.
۲۸۳/۶
۲-۲-۱۱-مدیریت فروش و فروش حضوری (با گسترش بازار ایران)
یکی از مهمترین وظایف مدیر، برنامهریزی است منظور پیش بینی کلیه اقدامات و عملیاتی است که مدیریت غرفه و همکاران ایشان باید با توجه بهاهداف سازمان در نمایشگاه و با عنایت به منابع و امکانات در زمان مناسب به عمل آورند. نظیر: آموزش و هماهنگی با یکدیگر، درخواست غرفه مناسب از مسئولین برگزاری نمایشگاه، سفارش به واجدین شرایط برای پیشنهادهای طرح ساخت غرفه و انتخاب بهترین با نظر مشاور بازاریابی، هماهنگی با مدیریت ارشد و مدیران میانی سازمان در اموری نظیر بودجه بندی مناسب، اخذ بودجه، دریافت کالا و… سفارش کاتالوگ مناسب، کارت ویزیت شرکت در غرفه، سفارش لباس یک دست برای کلیه نمایندگان سازمان در غرفه، سفارش آرم سازمان برای نصب روی لباس افراد و غیره(درگی، ۱۳۹۱).
۲-۲-۱۱-۱-برخی از تکنیکهای افزایش فروش در سازمانها
به منظور بررسی روشها و اصول و فنون افزایش فروش در سازمانها نیاز است که بدانیم چه سازمانی را و با چه استراتژی مورد بررسی قرار خواهیم داد، اصلا آیا افزایش فروش الکترونیکی یا افزایش فروش از طریق بازاریابی تک به تک و یا …
- تکنیک بوم رنگ[۳۶]در فروش حضوری
بوم رنگ فرایند ترجمه یا تبدیل اعترضات به دلیلی برای خرید و انتخاب کالاست بوم رنگ یعنی روش برگرداندن و تغییر جهت هر دلیل، بهاعراض یا بهانه ای که خریدار برای خودداری از خرید عنوان میکند و به سوی او و استفاده از همان موضوع برای اثبات کیفیت با توجیه قیمیت با مقرون به صرفه بودن کالا.
- تکنیک F.A.B در فروش حضوری
در روش F.A. B با فروش منافع، فروشنده سعی میکند با تکیه بر مزایا و مشخصات محصول، منافع ناشی از استفاده از کالا را با نیازهای مشتری مرتبط سازد داشته باشد. مدیرانی که رویکرد بازاریابی دارند ممکن است از معرفت لازم برای شناخت رسانهها برخورد نبوده و یا عبارت بهتر، سواد رسانهی لازم را نداشته باشند و متحمل است آنها که به بیان غرفی مدیران ارتباطی و رسانه ای هستند، در بحثهای بازاریابی و تبلیغات از مهارت ویژه این حرفهها برخودار نباشد.
۲-۲-۱۱-۲-فرایند استراتژیک فروش حضوری
فرایند فروش حضوری مجموعهای از عملیات منطقی است که فروشنده هنگام ارتباط با مشتری انجام میدهد، مثبت بودن این فرایند به اقدام مطلوب از طرف مشتری منجر میگردد و با اطمینان یافتن به رضایت مشتری خاتم مییابد (اقدام مطلوب از سوی مشتری معمولا خرید است) فروشندگان حرفهای گامهای زیر را به ترتیب برمیدارند تا رسیدن به نتیجه امکانپذیرتر گردد:
-آمادگی قبل از فروش (شناخت محصول، بازار، رقبا…)
-جستجوی برای یافتن خریداران بالقوه
-عرضه کردن (در نظر گرفتن علاقه مشتری بهایجاد تمایل توسط فروشنده انجام عمل فروش) (روستا،۱
۲-۳-مقدمه
در ادامه پژوهش به بررسی برخی از پژوهشهای انجام شده در زمینه ارتباطات یکپارچه بازاریابی میپردازیم.
۲-۳-۱-تحقیقات انجام شده در داخل کشور
۱-حمید بهنام(۱۳۹۲)؛ در پژوهشی تحت عنوان “بررسی ارتباطات یکپارچه بازاریابی در فروشگاههای زنجیرهای” به بررسیهماهنگی و همسو کردن تمام فعالیتهای ارتباطی در هر نقطهی تماس با مشتری در جهت یک هدف از مفهوم بازاریابی یکپارچه- ارتباطات یکپارچه بازاریابی استفاده میشود. این مفهوم، رویکردی است برای هدایت و یکپارچهسازی فرآیندهای برنامهریزی، اجرا، نظارت بر پیامهای برند که رابطه برند-مشتری را ایجاد میکند.
۲-محمد باشکوه، میترا نقشه بند(۱۳۹۱)؛ در مقاله تحت عنوان بررسی"تاثیر عناصر ارتباطات یکپارچه بازاریابی برقوت برند در صنعت بانکداری” به بررسی عناصر ارتباطات یکپارچه بازاریابی بر قوت برند در صنعت بانکداری پرداختهاند، در این مطالعه که در بانک ملی استان اردبیل و دارای جامعه آماری۶۰۰ نفر از کارمندان بانک ملی استان اردبیل ۱۴۸ نفر، به عنوان نمونه انتخاب شدهاند و بر اساس تکمیل پرسشنامه صورت گرفته است تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارSPSS و L1SREL انجام شده، یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تمام عناصر ارتباطات یکپارچهی بازاریابی از جمله تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش و بازاریابی مستقیم با سطح اطمینان ۹۹ درصد، تاثیر مثبت و معناداری بر قوت نام تجاری سازمان دارد.
۳-میراحمدشاهی، حمیدرضا یزدانی و محبوبه خانمحمدی(۱۳۹۱)؛ در پژوهشی تحت عنوان “بررسی وضعیت ارتباطات یکپارچه بازاریابی و عوامل موثر از آن در بانک ملت” میپردازند که دارای جامعه آماری متشکل از کارشناسان سه واحد روابط عمومی و تبلیغات، توسعه بازار، مرکز پژوهشهای برنامهریزی ساختمان مرکزی بانک ملت است و تعدادی نمونه برابر ده نفر است.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که امروز سازمانها بیش از پیش، نیازمند روشهای موثربرقراری ارتباط با مشتریان هستند این امر، دلیل استفاده بسیاری از شرکتها از ارتباطات یکپارچه بازاریابی است.
مساله اساسی پژوهش حاضر این است که شبکه بانکی کشور و موسسات مالی و اعتباری، چگونه میتوانند به طور مناسب از مفهوم جدید ارتباطات یکپارچه بازاریابی استفاده نمایند.
نتایج نشان دهد که بانک ملت در اجرای یکپارچگی چندان موفق نبودهاست باید بیش از پیش به این رویکرد بها دهد.
۴-مجتبی عطایی(۱۳۹۱)؛ در پژوهشی تحت عنوان “ارتباطات یکپارچه بازاریابی” با مطالعه کتابخانهای و اسنادی نشان میدهد کهارتباطات یکپارچه بازاریابی استفاده از چندین حالت ارتباطات برای ایجاد آگاهی از محصولات یا خدمات عرضه شده، مطلع کردن افراد از ویژگیها و مزایای آنها و در نهایت حرکت به سوی خریدار است.
این حالات ارتباطات برای ایجاد آگاهی از محصولات یا خدمات عرضه شده مطلع کردن افراد از ویژگیها و مزایای آنها و در نهایت حرکت به سوی خرید است.
این حالات چندگانه باید سازگار و مکمل باشند دستیابی به اهداف ارتباطات یکپارچه بازاریابی شامل شش مرحله است که بیانکننده یک دیدگاه مفهومی از بسیاری از انواع ارتباطی بازار میباشد، تفاوت این دیدگاه در دو بعد مهم قابل ارائه است. چالش بزرگ برای مدیران، فهم و درک چگونگی تخصیص منابع کمیاب بازاریابی و در میان این ابزارها و اطمینان از این که آنها هماهنگ و سازگار کار میکنند، است.
۵- کلانتر مریم(۱۳۹۰)؛ در مقالهای با عنوان"بررسی علل عدم موفقیت شرکتهای تولیدی ایران در دستیابی به نام و نشان قدرتمند و بررسی مشتریان نسبت به کالاهای ایرانی” در دانشگاه تهران انجام گرفته و در نتیجه مصاحبه با خبرگان بررسی مبانی نظری پژوهش عوامل موثر بر عدم موفقیت نامهای تجاری ایرانی شناسایی شدند.
۶-آقایی، محمد(۱۳۸۹)؛ در پژوهشی تحت عنوان “طراحی و توسعه ارتباطات یکپارچه بازاریابی برای فروشگاههای زنجیرهای در ایران” که پیرامون فروشگاههای زنجیرهای شهر تهران صورت گرفت. هدف اصلی آن شناسایی مفاهیم معنادار ارتباطات یکپارچه بازاریابی در صنعت فروشگاههای زنجیرهای در کشور از روشهای پایشی توصیفی، استنباطی، تحلیل عاملی و… براساس نیاز تحقیق در مدلسازی در حجم نمونه ۳۵۰ تایی در گروه مخاطبین متخصصین و خبرگان فروشگاههای زنجیرهای استفاده شد. با استفاده از تکنیک ANP, SEMSPLS2 و … به مدلسازی پرداخته شد و پس از بررسی اعتبار و روایی آن مدل اصلاح شده استخراج گردید.
بر مبنای یافتههای این پژوهش، ارتباط معناداری میان مفاهیم برندمداری، بازارمداری و مشتری مداری مشاهده شد و از این رابطه در مدل مفهومی ارتباطات یکپارچهی بازاریابی استفاده گردید.
نواحی مشترک میان معیارهای شناسایی شده مختلف عبارتند از: هماهنگی میان وظیفهای، هویت برند، بازارمداری که تمامی این عوامل با تقویت عملکرد برند می انجامد.
۷-پارسافرد، محمدرضا (۱۳۸۹)؛ در پژوهشی تحت عنوان “بررسی اجرای ارتباطات یکپارچه بازاریابی با عملکرد بازار” به بررسیهدف کاربردی از نظر روش گردآوری دادهها، تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر تجربه و تحلیل دادهها از نوع همبستگی و معاملات ساختاری محسوب میگردد و با استفاده از نمونهگیری تصادفی، نمونهای شامل ۱۷۱ پرسشنامه به کار گرفته شد.
بررسیهای آماری نشان دهنده تاثیر ارتباطات یکپارچه بازاریابی بر عملکرد بازار است همچنین رابطهای مثبت و معنادار بین ارتباطات یکپارچه بازاریابی و بازارابی ماموریتگرا، برنامهریزی استراتژیک میان وظیفهای و تعامل سازمانی و عملکرد بازار با رضایت مشتری با توجه بهیافتههای تحقیق آشکار شد که نقش تعامل سازمانی و بازاریابی ماموریتگرا در تحقیق یکپارچگی ارتباطات بازاریابی ، بیش از مفهوم برنامهریزی استراتژیک میان- وظیفهای میباشد.
لذا بهبود این دو عامل، نقش بسزایی در تقویت ارتباطات یکپارچه بازاریابی و به تبع آن، ارتقا عملکرد بازار دارد.
۸-سلمانیون (۱۳۸۸)؛ در مقالهای با عنوان” طراحی الگوی ارتباطات بازاریابی یکپارچه در راستای بهینهسازی مصرف گازوئیل” که در دانشگاه تهران انجام گرفته است چارچوب مفهومی پیشنهاد شده که در آن به تمامی عوامل آمیخته ترفیع، برایجاد فرهنگ مصرف بهینه فرآوردههای نفتی موثر هستند.
-آریانان، باردبن؛ در مقالهای با عنوان “ارتباطات یکپارچه بازاریابی و ارزش ویژهی نام تجاری در شرکت مک دونالد” به بررسی ارتباطات یکپارچه بازاریابی ارتباطات یکپارچهی بازاریابی ارزش ویژه و هویت نام تجاری به عنوان اجزای حیاتی و مهم نام تجاری و نقش ارتباطات یکپارچه بازاریابی در ایجاد و حفظ نام تجاری ارائه میدهد.
۲-۳-۲-تحقیقات خارج از کشور
پژوهش در زمینه ارتباطات یکپارچه بازاریابی از دهه ۹۰ و به طور عمده از منطقهی آسیا و کشورهای دیگر خارج از ایالات متحده بریتانیا آغاز شده است.
از سال ۲۰۰۰ مطالعات بسیاری در زمینهی ارتباطات یکپارچهی بازاریابی و نام تجاری انجام گرفتهاست.
دیویسون[۳۷](۲۰۰۵)؛ در یک مطالعهی کاربردی در صنعت دخانیات کانادا به بررسی رابطه میان ارتباطات یکپارچهی بازاریابی با ارزش ویژهی نام تجاری پرداخت و نتیجهی آن حاکی از رابطهی مستقیم بین ارتباطات یکپارچهی بازاریابی با ارزش ویژه نام تجاری بود.
به همین ترتیب، رید(۲۰۰۵)؛ ادعا میکند که یک رابطه مثبت بین اجرای فرایند ارتباطات یکپارچه بازاریابی، نتایج نام تجاری و جهتگیری بازار وجود دارد.
از جمله پژوهشهای موثری که در این زمینه انجام گرفته، مطالعات مایکل یودینگ با عنوان قابلیت ارزش نام تجاری و ارتباطات یکپارچه بازاریابی تاثیر ارتباطات یکپارچه بازاریابی در دانشگاه موناش استرالیا است که یک مدل مفهومی را برای ارزیابی تاثیر ارتباطات بازاریابی یکپارچه بر افزایش قابلیت نام تجاری توسعه میدهد (باکر و هانت؛[۳۸] ۲۰۰۲).
اما در ادبیات نظری، مباحث در حوزهی قوت نام تجاری و نقش کاربردی آن در حوزهی توسعه و کسب شهرت سازمان و تاثیر کارایی ارتباطات یکپارچهی بازاریابی روی آن، کمتر مورد بررسی قرار گرفتهاست.
-سایورا[۳۹]، اریناگیل[۴۰]، ماجی سراس[۴۱]، مولینا[۴۲]و ماریسا گینا روزی[۴۳] (۲۰۱۴)؛ در پژوهشی تحت عنوان “چگونه میتواند ارتباطات بازاریابی و نفوذ فناوریهای پیشرفتهیکپارچهایجاد ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری"به بررسی دیدگاه مشتری، تاثیر ارتباطات بازاریابی یکپارچه در حقوق صاحبان سهام هتل با نام تجاری، به عنوان یک ساختار چند بعدی متشکل از تصویر نام تجاری در نظر گرفته شده، کیفیت درک شده و وفاداری به نام تجاری. علاوه بر این نقش تعدیل از فنآوریها پیشرفته در این روابط مورد آزمون است. در حالی که این یافتهها نشان میدهد روابط مثبت بین سازه مورد مطالعه، نقش تعدیل از فن آوری اثبات نشده است.
مایکل یودینگ[۴۴](۲۰۱۰)؛ در پژوهشی با عنوان “قابلیت ارزش نام تجاری و ارتباطات یکپارچه ارتباطات یکپارچهی بازاریابی “در دانشگاه موناش استرالیا انجام گرفتهاست، به معرفی مفهوم قابلیت نام تجاری در درون چارچوب ارزیابی داراییهای ملموس و ناملموس شرکت برای بهینه سازی فروش، سودآوری ارزش نام تجاری و ارزش سهام پرداخته شده و به طور خاص یک مدل مفهومی را برای ارزیابی تاثیر ارتباطات بازاریابی یکپارچه بر افزایش قابلیت نام تجاری توسعه میدهد.
ریدا، مایک[۴۵] (۲۰۰۵)؛در پژوهشی با عنوان “بررسی عملکرد ارتباطات یکپارچه بازاریابی و پیامدهای برند” بر مبنای مدل مطرح شده شامل ۸ مفهوم است که پنج مورد آن، مفاهیم عملکرد ارتباطات یکپارچهی بازاریابی هستند عبارتند از: برقراری تعاملات بازاریابی ماموریت، زیربنای سازمانی، سازگاری استراتژیک و برنامهریزی و ارزیابی.
سه مفهوم دیگر که مرتبط با عملکرد برند میباشند عبارتند از عملکرد مرتبط با فروش مزیت برند و رضایت مشتری.
مهمترین اهدافی که کاربرد این ابزارها را توجیه می کند تبلیغات و روابط عمومی است حساسیت خاص ویژگی های کیفی در روابط عمومی در ایجاد اعتماد تاثیر گذار است و از سوی دیگر جنبه های روانی با تبلیغات ایجاد میشود . شهرت و اعتبار با تبلیغات برای برندهای مواد غذائی و از طرف دیگر از طریق روابط عمومی تبلیغ شود حضور در رویدادهای ورزشی و اجتماعی.
X6R4
تبلیغات و روابط عمومی
من اعتقاد دارم که در این زمینه باید بحث پیشبرد فروش و تبلیغات آن هم از نوع روزنامه ای مورد توجه قرار گیرد .
X6R20
پیشبرد فروش و تبلیغات روزنامه ای
در صنعت مواد غذایی با ویژگی تند گردش باید از ابزار پیشبرد فروش و تبلیغات سود جست تا هر چه بیشتر به تحقق اهداف سازمانی نزدیک تر شد .
X6R22
پیشبرد فروش و تبلیغات
در بین ابزارهای ارتباطی بنده بیشتر از هر چیز دیگری تبلیغات را ثمربخش می دانم از جمله تبلیغات تلیویزیونی .
X7R5
تبلیغات تلیویزیونی
از میان اهداف گوناگونی که می توان در این رابطه بر شمرد یکی ارتقاء سطح کارایی است و دیگری کمک به ارزیابی مطلوب ابزار . همچنین به کمک این ابزار می توان ثابت کرد تبلیغات خود نوعی سرمایه گذاری است و نه صرفا یک هزینه! چرا که بواسطه ی این استراتژی می توان بر مشتری تاثیر گذاشت و نتیجتا سرمایه به سرعت باز می گردد . از بین روش های تبلیغاتی من تبلیغات بیلبوردی را موثر تر میدانم.
X8R13
X8R14
افزایش کارایی و اثربخشی
تبلیغات بیلبوردی
در صنعت مواد غذایی یا ویژگی تند گردش می توان از اتواع مدلهای تبلیغاتی و ترفیع محصول سود جست .
X9R38
کارایی انواع مدلهای تبلیغاتی و ترفیع محصول
تصور می کنم اگر صاحبنظران و محققین می پذیرند که تبلیغات در این رابطه از اهمیت قاطعی برخوردار است . تبلیغات رادیویی نیز اهمیت خاصی برخوردار است.
X10R15
تبلیغات رادیویی
عملکرد و تبلیغات می توانند نقش عمده ای در ایجاد احساس مثبت و رضایت بخش درباره ی یک برند خاص بازی کند . و این هدفی است که بواسطه ی ابزارهای ارتباطی متحقق می شود . من درج تبلیغات در مجلات ونشریات تخصصی را عامل موثرتری میدانم.
X11R12
تبلیغات در مجلات و نشریات تخصصی
نظر من بر استفاده از تبلیغات میباشد
X12R18
تیلیغات
بالغ بر یک قرن است که مردم، شبکه اجتماعی مجازی را برای اشارههای ضمنی به مجموعه روابط پیچیده میان افراد درسیستمهای اجتماعی در تمامی مقیاسها از روابط بین فردی گرفته تا بینالمللی مورد استفاده قرار میدهند. در سال ۱۹۴۵ “جان بارنز” برای نخستین بار از اصطلاح قاعده مند برای مشخص کردن الگوهایی از رشتهها استفاده کرد که مفاهیم را مشخص میکنند و به صورت رایج توسط عموم و دانشمندان علوم اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرد : گروههای محدود مانند: قبایل و خانوادهها و طبقات اجتماعی مانند: جنسیّت و قومیت. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
آنالیز شبکههای اجتماعی از طریق احکام نظری و روشها و تحقیقهای مربوط به آن از یک
صنعت ضمنی به معبری تحلیلی برای پارادایمها تغییر یافتهاست. براهین تحلیلی از کل گرفته تا جزء؛ از ساختار گرفته تا روابط و افراد، از اخلاق گرفته تا رفتار همگی شبکههای سراسری را مورد بررسی قرار میدهند که در آنها، همه رشتهها شامل روابط ویژهای در میان جمعیت ِ تعریف شدهاند و یا شبکههای فردی را مورد بررسی قرار میدهند که شامل رشتهها یی است که افراد مشخصی آنها را دارند از قبیل انجمنهای خصوصی. گرایشهای تحلیلی متعددی آنالیز شبکههای اجتماعی را تمیز میدهند: هیچ فرضی وجود ندارد که گروهها، بلوکهای بنا کننده اجتماع هستند این معبر برای مطالعه سیستمهای اجتماعی با محدودیت کمتر باز است از اجتماعات غیر محلی گرفته تا لینکهای درون وبلاگها.آنالیز شبکههای اجتماعی علاوه بر سروکارداشتن با اشخاص (افراد، سازمانها، ایالات) به عنوان واحدهای گسسته تحلیل، برروی چگونگی ساختار رشتهها که اشخاص و روابط میان آنها را تحت تاثیر قرار میدهد نیز تمرکز میکند. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
۴-۳-۲- پیشرفت های مهم در شبکه های اجتماعی:
بعد از به وجود امدن اولین شبکه های اجتماعی که غالباً شبکه های دوست یابی بودند فراخور پیشرفت های تکنولوژیک در زمینه ارتباطات، شبکه های اجتماعی نیز در سال ۲۰۰۰ دستخوش تحولاتی شدند. اولین شبکه ی اجتماعی مدرن سایت دوستیابی[۴۲] است که در سال ۲۰۰۲ راه اندازی شد و امروزه نیز از آن استفاده می شود و کاربران زیادی دارد. آمار نشان داده است که ۹۰ در صد ترافیک سایت مربوط به قاره ی آسیا می باشد. هدف سایت ایجاد مکانی پر سرعت امن برای یافتن دوستان در زندگی واقعی و مجازی بود و به نوعی می توان آن را سایت دوستیابی نیز به شمار آورد. تمرکز اصلی امروزه سایت بروی بازی های آنلاین است. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
های پنج [۴۳]
های پنج یکی دیگر از شبکه های اجتماعی بزرگ است که در سال ۲۰۰۳ راه اندازی گردید و دارای اعضای بسیاری است. حریم خصوصی پروفایل اشخاص در این وب سایت کمی متفاوت بوده و دارای سه درجه دوستی است. اگرچه های پنج در ایالات متحده طرفداران زیادی ندارد در آسیا، امریکای لاتین و افریقا ی مرکزی از محبوبیت بالایی برخوردار است. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
لینک ادین :[۴۴]
لینک ادین در سال ۲۰۰۳ بنیان گذاری شد و یکی از شبکه های اجتماعی است که هدف اصلی تجارت را مد نظر قرار داده است. در اصل ، لینک ادین به کاربران امکان ایجاد پروفایل ( رزومه ) و برقراری ارتباط خصوصی با یکدیگر را می داد. در ادامه کار سایت ویژگی های دیگری نیز به آن اضافه شد که ، گروه ها، سخنگاه های پرسش و پاسخ، امکانات پیشرفته تر پروفایل و بروز رسانی های بلادرنگ از آن نمونه اند. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
مای اسپیس[۴۵]
مای اسپیس نیز در سال ۲۰۰۳ آغاز بکار کرد و در سال ۲۰۰۶ به محبوب ترین شبکه ی اجتماعی دنیا مبدل شد. یکی از تفاوت های مهم آن با دیگر سایت های اجتماعی آن بود که به کاربران امکانات شخصی سازی ویژه ای برای پروفایل ها می داد. کاربران می توانستند در آن موسیقی و ویدئو های مورد علاقه شان را پست نمایند. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
فیس بوک[۴۶]
فیس بوک ابتدا در سال ۲۰۰۴ به عنوان یک شبکه اجتماعی در هاروارد راه اندازی شد و بعدها با سرعت چشمگیری به مدارس ، مراکز آموزشی و تجاری دیگر نفوذ نموده و در سال ۲۰۰۶ از آن نیز فراتر رفت و به عنوان یک شبکه اجتماعی همگانی تا به امروز مور فیس بوک بزرگ ترین شبکه ی اجتماعی دنیا در حال حاضر حدود ۴۰۰ میلیون نفر کاربر دارد. اگر فیس بوک به جای دنیای مجازی در دنیای فیزیکی حضور داشت این تعداد جمعیت آنرا به یکی از چند کشور پرجمیعت دنیا تبدیل می کرد. به جز فیس بوک چندین شبکه ی اجتماعی دیگر نیز کاربران چند صد میلیون نفری دارند. در رده بندی برترین وب سایت های دنیا بر اساس آمار الکسا، فیس بوک در رده ی دوم قرار دارد و در لیست ۱۰۰ وب سایت برتر نام چندین شبکه ی اجتماعی دیگر نیز به چشم می خورد. فیس بوک در بسیاری از کشورها پربیننده ترین وب سایت محسوب می شود و در بیش از ۱۰۰ کشور محبوب ترین شبکه ی اجتماعی است.(قاسم زاده،۱۳۹۰ )
فیس بوک در سه سال اخیر با رشدی جهشی به چنین جایگاهی رسید و توانست سایر رقبا را در بازار شبکه های اجتماعی پشت سر بگذارد. در فاصله زمانی سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ زمانی که کاربران در سایت فیس بوک صرف کردند رشدی ۵۶۶ درصدی پیدا کرد، این در حالی بود که زمان صرف شده در کل فضای اینترنت تنها ۱۸ درصد افزایش پیدا کرده بود. آمارهای اعلام شده از طرف گوگل نیز نشان می دهد نسبت تعداد بازدیدکنندگان مستقل از فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی به تعداد صفحات بازدید شده ی آنها حدود ۱۰۰ برابر است. آمار بیانگر این است که شبکه ها ی اجتماعی نه تنها به پربیننده ترین وب سایت های اینترنتی تبدیل شده اند، بلکه کاربران اینترنتی بیشتر زمان حضورشان در فضای مجازی را نیز در این وب سایت ها می گذراننددر استفاده قرار می گیرد. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
۵-۳-۲-کارکرد های شبکه های اجتماعی:
استقبال از شبکه های اجتماعی از آن روست که کاربران اینترنتی می توانند برای اغلب نیازهای آنلاین خود در این وب سایت ها پاسخ مناسب بیابند. در شبکه های اجتماعی کاربران می توانند پروفایل های شخصی برای خودشان بسازند که شامل مشخصات، تصاویر، علاقه مندی ها و سایر موارد اینچنینی است. اما شبکه ای شدن این وب سایت ها از جایی آغاز می شود که هر کاربر لیستی از دوستان تهیه می کند و این پروفایل های شخصی به یکدیگر متصل می شوند. هر کاربر می تواند دوستان و آشنایانی که در همان شبکه ی اجتماعی حضور دارند را به لیست دوستان خود بیفزاید. همچنین کاربران می توانند با جست وجو در پروفایل های کاربران و مشاهده ی مشخصات آنها با افراد جدیدی آشنا شوند و لیست دوستان خود را گسترده تر کنند. اینها ابتدایی ترین امکانات شبکه های اجتماعی است و این وب سایت ها در سال های اخیر تلاش کرده اند، تا گزینه های بیشتری در اختیار کاربران خود قرار دهند. امکانی شبیه به وبلاگ ها و میکروبلاگ ها برای نوشتن مطالب کوتاه و یادداشت های روزانه و فضایی شبیه به سایت های عکس برای قرار دادن تصاویر شخصی، ایجاد فضایی شبیه به چت برای گفت وگوهای فوری میان کاربران، قابلیت ساختن اتاق های گفت وگو و صفحات هواداری شبیه به فروم های اینترنتی از جمله ساده ترین این امکانات است. شبکه های اجتماعی متناسب با نوع موضوع فعالیت شان امکانات دیگری از قبیل خبرخوان های اینترنتی، بازی های آنلاین، قابلیت آپلود کردن ویدئوها و فایل های کامپیوتری و برقراری ارتباط با سایر رسانه های شخصی را نیز در گزینه های شان دارند. بدین ترتیب می بینیم که اغلب امکاناتی را که کاربران اینترنتی پیش از این از طریق مراجعه به چندین وب سایت کسب می کردند، یک جا در شبکه های اجتماعی دریافت می کنند. پس بی دلیل نیست که کاربران بخش قابل توجهی از زمانی را که در اینترنت به سر می برند در شبکه های اجتماعی حضور دارند. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
۶-۳-۲- شبکه های اجتماعی و دیپلماسی دیجیتال:
در ادبیات سیاسی، واژه دیپلماسی یا دیپلماتیک به فعالیت بین کشورها گفته می شود که در عرصه بین الملل این روابط دارای اهدافی از جمله بهبود روابط سیاسی، هم پیمانی له یا علیه کشورهای دیگر، بستن قراردادهای اقتصادی، فرهنگی، نظامی و… است. اما در سال های اخیر و با گسترده شدن فضای رسانه ها از جمله شبکه های اینترنت و ماهواره، کشورهای غربی و در رأس آن دولت آمریکا فعالیت های رسانه ای خود را در حمایت یا علیه هر کشوری که بخواهد دنبال می کند. به عنوان مثال آمریکا در فضای مجازی در حمایت از رژیم صهیونیستی سنگ تمام گذاشته و به نوعی به دنبال متقاعد کردن افکار عمومی جهان در پذیرش اشغالگران فلسطین است، یا در تخریب چهره کشورهای اسلامی و ایران به منظور نشان دادن به عنوان یک کشور تروریست بسیار فعال است، که همین فعالیت امروزه به عنوان دیپلماسی دیجیتال یا رسانه ای معروف شده است. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
دیپلماسی رسانه ای واژه تقریبا جدیدی در دنیای رسانه به حساب می آید و دولت ایالات متحده آمریکا در حال حاضر پرچمدار آن محسوب می شود که بودجه های بسیار کلانی را هم در همین راستا اختصاص داده است.براساس اخبار موجود دولت باراک اوباما برای سال مالی ۲۰۱۰ میلادی مبلغ ۷۴۵ میلیون دلار برای گسترش برنامه صدای آمریکا [۴۷]و راه اندازی فیلترشکن برای ایران از کنگره این کشور درخواست کرده است. استراتژیستهای دیپلماسی دیجیتال آمریکا تأکید میکنند مساله مهم دیگر این است که مسلمانان تاثیرگذار در تویتیر، فیسبوک و سایر شبکههای اجتماعی را بشناسیم و با دیپلماسی مناسبی به آنها دسترسی یافته و بگوییم که “هی، ما میخواهیم این پیامها را به شما برسانیم، اینها پیامهایی هستند که ما فکر میکنیم با ارزشهای شما سازگارند این همان صدایی است که شما میخواستید از آمریکا بشنوید. “جارد کوهن” و “الک راس” وهمکارانشان در وزارت امور خارجه امریکا از سوی “هیلاری کلینتون" که او را مادر خوانده ی دیپلماسی دیجیتال می نامند، ماموریت یافتند تا برای توسعه دمکراسی و پیشبرد اهداف ایالات متحده در خاورمیانه وکشورهای اسلامی از فناوریهای نوین ارتباطی استفاده کرده از این رو از بهار سال گذشته، راس و کوهن با سفر به کشورهایی نظیر عراق، روسیه، کنگو و هائیتی نمایندگیهای تکنولوژیهای مدنظر خود را در این کشورها دایر کردند. از آن زمان این سفرها که شهره شدهاند بخشی از سیاست خارجی ایالات متحده دانسته میشوند. در این کشورها از مهندسین نرمافزار، کارآفرینان و … خواسته شده است تا راههای غیرعرفی برای توسعه دموکراسی و پیشبرد امر توسعه در کشور پیدا کنند.راس و کوهن در همین ماه های گذشته در جلسهای با “فرح پندیت” نماینده ویژه وزارت امور خارجه آمریکا در امور جوامع اسلامی دیدار کردند.وی به تازگی از سفر خود به پاکستان، هندوستان، قطر و هلند بازگشته و به همراه معاون خود با راس و کوهن دیدار کرده است. به این ترتیب آنها طراح نقشههای وزارت خارجه آمریکا برای نفوذ در جوامع اسلامی از طریق شبکههای اجتماعی اینترنتی را که در قالب طرح “دیپلماسی دیجیتال"می باشند. همچنین مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل [۴۸]قصد دارد نشستی را با عنوان “دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی در عصر تکنولوژی ” برگزار کند. این نشست سه شنبه ۱۳ آوریل (۲۴ فرودین) برگزار میشود و انتظار میرود ابزارهای ارتباطی مانند شبکههای اجتماعی، بویژه در عرصه فضای مجازی در این نشست مورد بحث و بررسی قرار گیرد. کارشناسان دیپلماسی عمومی آمریکا معتقدند: آمریکا سعی میکند به منظور مشارکت دادن بیشتر مردم جهان در گفتگوها و بازخوردها به کمک تکنولوژیهای ارتباطی وب ۲ و رسانههای جدید ارتباطی مانند سکند لایف،فیس بوک، یوتیوب و مای اسپیس اهداف خود را در عرصه دیپلماسی عمومی پیاده سازی کند. رسانههای جدید با ایجاد امکان تعامل متقابل امکانی که ۱۰ یا ۱۵ سال گذشته قابل تصور نبوده است؛ فرآیندهای دیپلماسی عمومی را در کشورهای هدف سامان میدهند. یکی از مشکلات دیپلماسی عمومی آمریکا بازاریابی است که به خاطر عدم وجود وضوح کافی در پیام است. کارشناسان دیپلماسی عمومی آمریکا معتقدند این مشکل می تواند با بهره گرفتن از تبلیغات حل شود که تکنولوژیهای جدید می تواند این کار را تسهیل کند. (قاسم زاده، ۱۳۹۰ )
۷-۳-۲- اهمیت شبکه های اجتماعی در شکل گیری جنبش ها در جهان امروز:
شبکه های اجتماعی و نقش آنها در جهت دهی به افکار مردم موضوعی است که در دو جنبه قابل بررسی می باشد:
اولاً شبکه سازی در فضای مجازی و اینترنت . ثانیاً شبکه های اجتماعی حقیقی در جوامع.
در باب اهمیت شبکه های اجتماعی و سایت های ارتباط جمعی در فضای مجازی باید عنوان کرد که جوامع در حال توسعه ، با تغییرات فاحش در بافت اجتماعی خود مواجهند. با افزایش پرشتاب قشر تحصیلکرده دانشگاهی، روزبه روز به میزان طبقه نوظهور متوسط افزوده می شود.
پیامد ایجاد چنین طبقه اجتماعی در جوامع انسانی، تولید نخبگان جدید در سطح جامعه و تغییر در ترکیب و ساختار نخبگان قبلی می باشد. این فرایند تدریجی در بلند مدت، منجر به تغییر ذائقه ارتباطی عموم جامعه می شود. این حقیقت همان نکته اساسی توجهات طراحان جنگ نرم برای تمرکز بر فضای مجازی را تشکیل می دهد. به عبارتی دیگر با شکل گیری طبقه جدید و تحصیلکرده دراین جوامع این گروه برای دسترسی به اطلاعات و اخبار دیگر خود را محدود به رسانه های سنتی نظیر رادیو و تلویزیون و روزنامه ها نمی کنند. بلکه با بهره گرفتن از امکانات نوین نظیر اینترنت و بهره گیری از قابلیت های آن نیاز های اطلاعاتی خود را برطرف می سازند و از این رهگذرایجاد شبکه های مجازی در اینترنت فرصت بسیار مناسبی برای سازماندهی و تاثیرگذاری بر این قشر می باشد. تحقیقات نشان می دهد که سایت هایی نظیرتویتر[۴۹]،فیس بوک ویوتیوب[۵۰] در شکل دهی به اعتراضات جمعی و شبکه سازی دراجتماع به سادگی عمل می کند. همچنین فیس بوک نقش مهمی در جمع آوری کمک و حمایت برای معترضین دارد. (سلطانی ، ۱۳۸۹)
۵-۲- چارچوب نظری تحقیق :
در انتخاب چارچوب نظری تحقیق برآن هستیم که در خصوص جنبش های اجتماعی ، اینترنت و نگرشهای حاکم بر آن را دسته بندی نموده و چشم اندازهای آنان را در رابطه با توصیف وضعیت تاثیر پذیری جنبش های مردمی جوامع عربی بویژه کشور های مصر و تونس نشان دهیم. بر این اساس در چارچوب نظری این تحقیق، با عنایت به وجود عناصر ذکر شده در نظریات متفکرین مختلف؛ بر آنیم از سه اصل مو جودیت جنبش اجتماعی آلن تورن جامعه شناس بر جسته فرانسوی در زمینه رویکرد جامعه مدنی استفاده کرد و در زمینه رویکرد رفتار گرایی از نظریات نیل اسملسر و شش شرط جنبش اجتماعی او بهره برد . سپس از نظریات چارلز تیلی در زمینه رویکرد نهادی و چهار نظریه دو ناتلا دلا پورتا و ماریو دیانی برای فهم بیشتر استفاده خواهد شد .
اما مساله ای که ذکر آن در اینجا ضروری است اینکه سنخ شناسی جزئیات مربوط به اینترنت و جنبش اجتماعی در این دو کشور هرگز کامل نبوده و نمی تو اند تصویر چند پهلو و تنوع این جنبش ها را در تمامی کشورها و فرهنگها پوشش دهد. بهر حال علیرغم مسائل مطرح شده چیزی که سنخ شناسی و مقوله بندی های یاد شده را واجد کاربرد می سازد، جنبه های تحلیلی آنهاست.
در این تحقیق با توجه به سئوالات آن به دنبال ترکیب چند دید گاه نظری در زمینه های رویکرد رفتار گرایی ، رویکرد جامعه مدنی و رویکرد نهادی می باشیم و از نظریه شخصیت هایی که ذکر شد استفاده می کنیم و متعاقبا به شرح قضایای نظری پرداخته و در انتها به مدل نظری تحقیق خواهیم رسید .
رویکرد رفتار گرایی ویژگیهایی را برای جنبش اجتماعی بیان می کند که دراین جا از شش شرط نیل اسملسر می توان یاد کرد او معتقد است که زمینه ساختاری ممکن است مشوق و یا مانع تشکیل جنبش اجتماعی شده و زمینه را برای توسعه آن فراهم کند اما به تنهایی به وجود آورنده آن نیست و فشار ساختاری تنش ها و نگرانی در باره آینده ، اضطراب ، ابهام یا برخورد مستقیم هدف ها با عث ایجاد منافع متعارض در درون جامعه می گردد . جنبش ها تحت تاثیر اید ئولوژیهای معین نارضایتی ها را متبلور ساخته و راه های عملی رفع آنها را نشان می دهد . حوادث و رویدادها موجب می شود کسانی که در جنبش شرکت می کنند مستقیما وارد عمل شده و موجب شدت یافتن جنبش می گردند . و هیچ رویدادی به ظهور جنبش نمی انجامد مگر اینکه یک گروه هماهنگ بسیج شده برای عمل ، رهبری و نوعی وسایل ارتباط منظم بین شرکت کنندگان همراه با پشتوانه مالی وجود داشته باشد . اما مقامات حاکم ممکن است با مداخله و تعدیل زمینه و فشار ساختاری به جنبش پاسخ دهند و بر پیدایش و توسعه آن تاثیر گذارند .
مدل نظری نیل اسملسر
مدل نظری که می توان برای نظریات نیل اسملسر ترسیم کرد به شرح ذیل می باشد .
زمینه ساختاری
فشار ساختاری
ایدئولوژی ها ی گسترش یافته
عوامل شتاب دهنده
گروه هماهنگ
عملکرد کنترل اجتماعی
رویکرد جامعه مدنی ویژگی هایی را برای جنبش اجتماعی بیان می کند که دراین قسمت به نظریات آلن تورن می توان اشاره کرد . او معتقد است که جنبش اجتماعی باید از هویتی مشخص برخوردار باشد یعنی از چه افرادی تشکیل شده ، سخنگوی چه افراد و گروههایی است و مدافع و محافظ چه منافعی است. همیشه در برابر نوعی مانع یا نیروی مقاوم قرار دارد و پیوسته سعی در درهم شکستن دشمنانی دارد . بدون اصل مخالفت ، ضدیت جنبش اجتماعی نمی تواند و جود داشته باشد . اکثر جنبش های اجتماعی همیشه با وضع موجود مخالفند و اهداف خود را با وضع موجود در تعارض می بینند . یک جنبش اجتماعی به نام ارزش هایی برتر با ایده هایی بزرگ ، فلسفی یا ایده هایی مذهبی آغاز می گردد و کنش آن هم ملهم از تفکر و عقیده ای است که تا حد امکان سعی در گسترش و پیشرفت دارد دلایلی که باعث کنش یک جنبش اجتماعی می شود ممکن است به صورت منافع ملی ، آزادی بشریت ، رفاه و خوشبختی جمعی ، حقوق انسانی ، سلامت همگانی ،خواست الهی و …… باشد .
مدل نظری آلن تورن
مدل نظری که می توان برای نظریات آلن تورن ترسیم کرد به شرح ذیل می باشد
جنبش اجتماعی
اصل مخالفت
اصل عمومیت
اصل هویت
جنبش با ارزش هایی برتر باایده هایی بزرگ ، فلسفی یا مذهبی شروع می شود
جنبش در برابر نوعی مانع و نیروی مقاوم قرار دارد
از چه افراد و گروههایی تشکیل شده