امام علی بن ابیطالب (علیهالسلام) که در این پژوهش به دنبال شناخت او از منظر قرآن هستیم، خود از قرآن چنین یاد میکند:
«ان الله تعالی انزل کتابا هادیا، بین فیه الخیر والشر فخذوا نهج الخیر تهتدوا و اصدفوا عن سمت الشر تقصدوا؛ همانا خداوند متعال کتابی هدایتگر فرو فرستاده که مرزهای خیر و شر بهروشنی در آن بیانشده است، پس سمت و راه خیر را پیش بگیرید تا هدایت یابید و از سمت شر روی برتابید تا در خط مستقیم و تعادل قرار یابید»[۹۸].
و نیز میفرماید:
«واعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الذی لایغش والهادی الذی لایضل و المحدث الذی لایکذب…؛ و بدانید که شما چراغی چونان قرآن فرا راه دارید که تنها ناصحی است که نصیحت خویش را به خیانت نمیآلاید و تنها هدایتگری است که هرگز به گمراهی نمیکشاند و تنها سخنگویی است که هیچگاه سخن بهدروغ نمیگوید»[۹۹].
این بیان بلند از امیر توانای بیان، امام علی بن ابیطالب (علیهالسلام) در وصف قرآن است:
«تبیین «ثقل اکبر» توسط «ثقل اصغر» و معرفی «ثقل اصغر» بهوسیلهی «ثقل اکبر» را میتوان مصداقی از وصیت پیامبر بزرگ اسلام (صلیالله علیه و آله) در جدا نشدن این دو امانت بزرگ و جاودان از همدیگر دانست؛ ازآنجاکه این دو میراث ارزشمند رسول خدا (صلیالله علیه و آله) در کلام او در کنار همدیگر قرار گرفتند و آن دو باهم میزان هدایت قلمداد شدند و پیامبر (صلیالله علیه و آله) از آن دو به «ثقلین» تعبیر فرمود، پس میتوان وصف یکی را در حق دیگری به کاربرد. پس هنگامیکه دربارهی قرآن «ثقل اکبر» در قرآن میخوانیم: «لایمسه الا المطهرون»[۱۰۰] بهجز پاکیزگان کسی حق نزدیک شدن و شناخت قرآن را ندارد، میتوان بهکارگیری این وصف را در حق اهلبیت (ثقل اصغر) شایسته دانست و گفت که جز پاکیزگان کسی حق و توان شناخت آنها را ندارد!»
حال که راهی برای شناخت آن بزرگواران جز قرآن وجود ندارد، برای شناخت آنان دست به آستان بلند قرآن دراز کرده و برای شناخت اولین آنان امام علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، از آن کتاب بزرگ آسمانی مدد میجوییم.
در سال امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، گفتگو از علی (علیهالسلام) و شناخت آن حضرت از زبان قرآن، بیشک حال و هوا و شور و صفای دیگری دارد.
اگرچه به دلایل خاصی نام علی (علیهالسلام) بهصراحت در قرآن نیامده است[۱۰۱]، ولی به اقرار و اعتراف برخی از بزرگان اهل سنّت، آیات بسیاری در منزلت، شأن و جایگاه رفیع علی (علیهالسلام) یا اهلبیت (علیهمالسلام) نازلشده است و جای هیچ تردیدی نیست که این آیات دربارهی دیگران نازل نشده است. در این آیات به حوادث و رخدادهایی اشارهشده است که کسی جز علی (علیهالسلام) یا اهلبیت (علیهمالسلام) مصداق دیگری ندارند، اگرچه نباید از این نکته غفلت نمود که ممکن است در برخی موارد، معنای آیه معنایی عام باشد و ظاهر آیه، دیگران را نیز شامل شود، ولی به هر صورت، مصداق اکمل و اتم آن اهلبیت (علیهمالسلام) یا شخص علی بن ابیطالب (علیهالسلام) است.
پیشازاین گفته شد که به نقل ابن عباس، سی صد آیه از قرآن درباره علی (علیهالسلام) و مدح او نازلشده است؛ ما در این مجموعه فقط به حدود سی آیه اشارهکردهایم و بنابراین بوده که آیات روشنتر را گزینش نموده و به شأن نزول آنها اشارهکنیم.
اتفاقاً بخش عظیمی از شأن نزولها را نیز با توجه به منابع معتبر اهل سنّت بیان کردهایم، زیرا بر این باوریم که:
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
۱-۱-۱-۴- آیهی تبلیغ
«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین؛ ای پیامبر، آنچه را از جانب پروردگارت بر تو نازلشده ابلاغ کن که اگر نکنی پیامش را نرساندهای و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه میدارد؛ آری، خدا گروه کافران را هدایت نمیکند»[۱۰۲].
بهتصریح همهی علمای شیعه در کتابهای تفسیر و حدیث و تاریخ و نیز بسیاری از علمای اهل سنّت[۱۰۳]، این آیه در شأن علی بن ابیطالب (علیهالسلام) نازلشده است.
شأن نزول
این آیه مربوط به داستان غدیر است؛ علامه امینی (رحمتالله علیه) در «الغدیر»، حدیث غدیر را از ۱۱۰ نفر از صحابه ویاران پیامبر (صلیالله علیه و آله) با اسناد و مدارک معتبر نقل میکند که شأن نزول آن بهطور مختصر به این شرح است:
در آخرین سال عمر پیامبر (صلیالله علیه و آله)، مراسم حجه الوداع باشکوه هرچهتمامتر در حضور پیامبر (صلیالله علیه و آله) به پایان رسید، نزدیکیهای ظهر و در میان بیابانهای خشک و سوزان، «غدیر خم» از دور نمایان شد.
آن روز درست هشت روز از عید قربان میگذشت. ناگهان دستور توقف از طرف پیامبر (صلیالله علیه و آله) به همراهان داده شد. آنانی که پیشاپیش حرکت میکردند به عقب فراخوانده شدند و منتظر رسیدن کسانی شدند که از کاروان عقبافتاده بودند.
مردم نماز را با رسول خدا (صلیالله علیه و آله) اقامه کردند. در آن گرمای سوزان، سایبانی برای پیامبر (صلیالله علیه و آله) درست کردند و پیامبر (صلیالله علیه و آله) به آنها اطلاع داد که همه باید برای شنیدن یک پیام تازهی الهی خود را آماده کنند. چون مردمانی که در نقاط دورتری بودند، چهرهی مبارک رسول خدا (صلیالله علیه و آله) را نمیدیدند، برای پیامبر (صلیالله علیه و آله) منبری از جهاز شتران ترتیب داده شد و پیامبر (صلیالله علیه و آله) بر فراز آن قرار گرفت.
پیامبر (صلیالله علیه و آله) پس از حمد و سپاس پروردگار، مردم را مخاطب ساخت و چنین فرمود: من به همین زودی دعوت خدا را اجابت کرده و از میان شما میروم، من مسئولم و شما هم مسئولید! شما دربارهی من چگونه شهادت میدهید؟ مردم صدا بلند کردند و گفتند: «نشهد انک قد بلغت و نصحت و حمدت فجزاک الله؛ ما گواهی میدهیم که تو وظیفه رسالت را به انجام رسانیدی و شرط خیرخواهی را بهجا آوردی و آخرین تلاش و کوشش خود را درراه هدایت ما نمودی! خداوند تو را جزای خیر دهد!»
سپس پیامبر (صلیالله علیه و آله) از آنان اقرار به یگانگی خدا و رسالت خویش و حقانیت رستاخیز و برانگیخته شدن مردگان گرفت و فرمود: خداوندا گواه باش! و خطاب به آنان فرمود:
«اکنون بنگرید با این دو چیز گرانمایه و گرانقدر که در میان شما به یادگار میگذارم چه خواهید کرد: اول ثقل اکبر، کتاب خدا و دومین آنها خاندان من؟! خداوند لطیف به من خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا در بهشت به من بپیوندند. از این دو پیشی نگیرید که هلاک میشوید و عقب نیفتید که باز هلاک خواهید شد!»
ناگهان مردم دیدند که پیامبر (صلیالله علیه و آله) با نگاه کردن به اطراف گویی در جستجوی کسی است؛ همینکه چشمش به علی (علیهالسلام) افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند کرد، آن چنانکه سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و همه مردم ایشان را دیدند. در اینجا پیامبر (صلیالله علیه و آله) فرمود: «ایها الناس من اولی الناس بالمؤمنین من انفسهم; چه کسی از همهی مردم نسبت به مؤمنین از خود آنها سزاوارتر است؟» گفتند: خدا و پیامبر (صلیالله علیه و آله) داناترند! پیامبر (صلیالله علیه و آله) فرمودند: خدا، مولا و رهبر من است و من مولا و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم! سپس فرمود: «فمن کنت مولاه فعلی مولاه» و سر به آسمان بلند کرد و عرض کرد: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه وانصر من نصره واخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار؛ خداوندا، دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار! محبوب بدار آنکسی که او را محبوب دارد و دشمن بدار آنکس که او را دشمن دارد. یارانش را یاری کن و آنها را که ترک یاریاش کنند، از یاری خویش محروم ساز و حق را هر جا که اوست قرار بده!»
و در پایان تأکید فرمودند که حاضران به کسانی که حضور نداشتند این مطلب را برسانند. پسازاین، مردم (ازجمله ابوبکر و عمر) خطاب به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میگفتند: آفرین بر تو باد! آفرین بر تو باد ای فرزند ابوطالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان وزنان باایمان شدی[۱۰۴].
۲-۱-۱-۴- آیهی ولایت
«انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون؛ ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردهاند؛ همان کسانی که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند»[۱۰۵].
در کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی (رحمتالله علیه) نام بخشی از بزرگان اهل سنّت را که شأن نزول این آیه را دربارهی علی بن ابیطالب (علیهالسلام) دانستهاند ذکر کرده است[۱۰۶]. و همهی علمای شیعه، شأن نزول این آیه را دربارهی علی بن ابیطالب (علیهالسلام) میدانند.
شأن نزول
سیوطی در «الدر المنثور» در ذیل این آیه از ابن عباس نقل میکند که علی (علیهالسلام) در رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد. پیامبر (صلیالله علیه و آله) از او پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟ اشاره به علی (علیهالسلام) کرد و گفت: آن مرد که در حال رکوع است! در این هنگام آیهی «انما ولیکم الله و رسوله…» نازل شد[۱۰۷].
۳-۱-۱-۴- آیهی اولی الامر
«یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر (اوصیای پیامبر) را».
شأن نزول
مفسر معروف «حاکم حسکانی حنفی نیشابوری»، ذیل این آیه، پنج حدیث نقل کرده است که در همهی آنها عنوان «اولی الامر» بر علی (علیهالسلام) تطبیق شده است. در نخستین حدیث، از خود آن حضرت نقل میکند که وقتی پیامبر (صلیالله علیه و آله) فرمود: شرکای من کسانی هستند که خداوند آنها را قرین خود و من ساخته و دربارهی آنها آیهی «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله» را نازل کرده است، از آن حضرت پرسیدم: «یا نبیالله من هم؛ ای پیامبر خدا، اولی الامر کیاناند؟» «قال: انت اولهم؛ فرمود: تو نخستین آنها هستی»[۱۰۸].
در بعضی از روایات اهل سنّت، نام ائمه دوازدهگانهی اهلبیت (علیهمالسلام) یکبهیک آمده است[۱۰۹].
۴-۱-۱-۴- آیهی صادقین
«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید»[۱۱۰].
شأن نزول
مفسر معروف، سیوطی در «درالمنثور» از ابن عباس نقل میکند که در تفسیر آیهی «اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» گفت: «مع علی بن ابیطالب؛ با علی بن ابیطالب باشید»[۱۱۱].
در بیان شأن نزول این آیه احادیث دیگری هست که در کتب هر دو مکتب (اهلبیت و اهل سنّت) آمده است[۱۱۲].
نکته حائز اهمیت در اینجا این است که دستور خداوند به اینکه مؤمنان همواره باید با صادقان باشند، دستوری است مطلق و بدون هیچگونه قید و شرطی، این معنا جز در مورد معصومین (علیهمالسلام) امکانپذیر نیست؛ زیرا غیر معصوم ممکن است خطا کند و در آن حال باید از او جدا شد. کسی که در همه حال میتوان در کنار او و پیرو او بود، جز انسان معصوم کسی نخواهد بود؛ بنابراین منظور از صادقین در این آیه، هر فرد راستگویی نیست، بلکه صادقانی است که سخن خلاف - نه عمداً و نه از روی سهو - در گفتار آنها راه ندارد.
با الهام از این آیه و تفسیر آن به همراهی با علی (علیهالسلام) و فرزندان معصوم او، «دکتر محمد تیجانی» نام یکی از کتابهای خود را «لاکون مع الصادقین» هدفم این است که با صادقان باشم! گذارده که تأثیر عجیبی در بسیاری از مسلمین کرده است.
۵-۱-۱-۴- آیهی قربی
«قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی؛ بگو: من هیچ پاداشی از شما برای رسالتم درخواست نمیکنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهلبیتم)»[۱۱۳].
در ذیل این آیه، روایات فراوانی، در منابع اهل سنّت و شیعه نقلشده است که در تفسیر و تبیین مفهوم آیهی شریفه میتوان از آنها کمک گرفت.
شأن نزول
«حاکم حسکانی» که از دانشمندان معروف قرن پنجم هجری است، در شواهد التنزیل از «سعید بن جبیر» از ابن عباس چنین نقل میکند:
«لما نزلت قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی قالوا یا رسولالله من هولاء الذین امرنا الله بمودتهم! قال: علی و فاطمه و ولدهما؛ هنگامیکه این آیه نازل شد اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا، اینها کیستاند که خداوند ما را به محبت آنها امر کرده است؟ فرمود: علی و فاطمه و فرزندان آن دو (علیهمالسلام) میباشند»[۱۱۴].
نکته:
قرآن در سورهی شعرا به نقل از پنج نفر از پیامبران الهی (نوح، هود، صالح، لوط و شعیب (علیهمالسلام) میفرماید: «و ما اسئلکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین» و از سوی دیگر در مورد شخص پیامبر (صلیالله علیه و آله) میفرماید: «من از شما پاداشی تقاضا نمیکنم، مگر دوستی خویشاوندانم را!»
از طرفی، در آیهی ۵۷ سورهی فرقان باز در مورد پیامبر (صلیالله علیه و آله) میخوانیم: «قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا؛ بگو من در برابر ابلاغ رسالت هیچگونه پاداشی از شما مطالبه نمیکنم، مگر کسانی که بخواهند راهی بهسوی پروردگارشان برگزینند»؛ و باز در سورهی سبأ آیهی ۴۷ در مورد پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) آمده است: «قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله».
سؤال این است که جمعکردن این آیات چهارگانه چگونه ممکن است؟
سُــــخره بـــــر دخــــمه بـــان کننــد همـــه
(۶/۳۵)
در بیت دیگری شاعر مصحف انس را کنایه از آتش میداند.
اِنســــیان را هــــــم از مُصـــــحِّف اُنـــــــس
روضــــهی اِنــــس و جــــان کنیــــد امــــروز
(۶/۴۳)
۲-۸-۴- مجاز
خاقانی از مجاز نسبت به استعاره, تشبیه و کنایه کمتر استفاده کرده است و معمولاً مجازهای او دشوار و پیچیده است، که به نمونههایی از مجاز در ترکیببندها اشاره میکنیم.
در بیت زیرکان مجاز از گوهر است.
لعـــلت از خنـــــده کــــــان همــــــی ریــــــزد
دل بــــر آن لعــــل، جــــان همــــی ریــــزد
(۴/۶۰)
و یا در این بیت جور مجاز از جام است.
جـــــور خـــــواران را جهـــــــان انصـــــــاف داد
کــــز خــــود انصـــاف جهـان درخــواســتند
(۵/۲۴)
۲-۸-۵- آرایههای دیگر
به جز چهار آرایهی استعاره، تشبیه، کنایه و مجاز که خاقانی برای زیبا کردن سخن خود از آنها استفادهی بسیار کرده، از دیگر صور خیال نیز به تناسب موضوع در اشعار خود بهره برده است که این آرایهها عبارتند از: ایهام، ایهام تناسب، تلمیح، اسلوب معادله، حسن تعلیل، تکرار، تضاد، ارسال المثل و … که برای هر کدام از آنها در اینجا مثالی آورده میشود.
در بیت زیر مرغ شوم با بوم ایهام تناسب ایجاد کرده است.
تــو آن مشنو کـه مـرغ شـوم خــواهد بــوم ویــران را
گرت گنج دل آباد است، سـوی گنــج ویــران شــو
(۱/۹)
چین صورتی دارای ایهام است.
بــه هندستـــان اصلی شـــو بـــرای مــردم معنـــی
به چیــن صورتی تـــا کی پـی مـــردم گیا رفتـــن
(۱/۱۶)
تضاد:
ز صـــفّ تفرقـــه بـرخیـــز و بـر جمـع صــفا بگــذر
که از رنــدان سلطـــان دل سپاه انـــدر سپاه آنـــک
(۱/۳۵)
تلمیح:
بــرشکــــــافـــی دمـــــاغ خصـــــم، چنــانــــک
نــــاف ســـــهراب، روستــــم بشـــکافــــــت
(۴/۱۱۵)
اسلوب معادله:
به کوی عشق هـم عشق اســت رهبر، زانکــه مردان را
بـه امــر پـادشا شــاید بـه صـــدر پـادشا رفتـــن
(۱/۱۴)
حسن تعلیل:
رغم من است کـه آسمان، سجـــدهی ســگ دلان کنـــد
زآن چو دُم سگـان بود، پشــت دوتـــای آســـمان
(۳/۸۲)
تکرار:
پــیپــی عشـــــق گیـــــر و کـــــمکـــــم عقـــــل
لـــب لـــب جـــام خـــــواه و دم دم صـــــبح
(۴/۶)
ارسال المثل:
کوه به کوه مـــیرسد، چـــون نرســــد دلــــی به دل
غصــــهی بی دلـــی نگـــر، هـم ز عنـای آســمان
(۳/۷۶)
فصل سوم
شرح و توضیح هفت ترکیببند
اتر
بادام زمینی
غذای مخصوص موش
۳-۲) وسایل و دستگاهها:
ماز شعاعی هشت بازو(Radial arm maze)
ترازو
سمپلر ۱۰-۱ میکرولیتری
سمپلر ۱۰۰-۱۰ میکرولیتری
سمپلر۱۰۰۰-۱۰۰میکرولیتری
سرنگ همیلتون
سرنگ انسولین
دستکش لاتکس
قفس و ظرف آبخوری موش
۳-۳) حیوانات و تیمار
تعداد کل نمونهها در شروع کیندلینگ ۵۸ سر بود. تعداد نمونهها در مطالعه رفتاری ۳۸ سر بود که گروه کورپیریفاس شامل ۱۲ سر نر و ۱۰ سر ماده و گروهDMSOشامل ۱۰ سر نر و ۶ سر ماده بود. موشهای صحرایی سفید آزمایشگاهی(Rat) از نژاد ویستار با وزن ۱۸۰ تا ۲۲۰ گرم از مؤسسه سرم سازی رازی تهیه شده و در اتاق حیوانات بخش زیستشناسی با دمای ۲±۲۲ درجه سانتیگراد و سیکل ۱۲ ساعت روشنایی و ۱۲ ساعت تاریکی نگهداری شدند. آب و غذا به میزان کافی در اختیار موشها قرار داشت. برای جفت گیری، دو موش صحرایی ماده و یک موش صحرایی نر در یک قفس قرار میگرفتند. به منظور اطمینان از باردار بودن ماده ها، هر روز از آن ها تست اسمیر گرفته میشد. پس از بررسی میکروسکوپی نمونه اسمیر و دیدن اسپرم، موش ماده مورد نظر از سایرین جدا شده و در یک قفس مجزا نگهداری میشد و آن روز به عنوان روز صفر حاملگی در نظر گرفته میشد. پس از تولد نوزادان که تقریبا بیست و یک روز بعد بود، تاریخ زایمان و تعداد نوزادان ثبت میگردید واز بین نوزادان هر مادر که بین ۶ تا ۱۷ عدد بودند، در صورتیکه تعداد نوزادان کمتر از ۸ بود تمام آنها و در غیر این صورت ۸ نوزاد انتخاب شده و در کنار مادر نگه داری میشدند. به نوزادان موش صحرایی در روزهای ۴-۱ پس از تولد ترکیب ارگانوفسفره کورپیریفاس به صورت محلول در DMSO و به میزانی که از آستانه مهار کولین استراز فراتر نرود با بهره گرفتن از سرنگ همیلتون به صورت زیرپوستی تزریق میشد. میزان تزریق روزانه کورپیریفاسml/kg1بود. به نوزادان گروه کنترل حجم معادلی از DMSO تزریق میشد.
۳-۴) کیندلینگ
از روز ۶۰ پس از تولد به مدت ۲۸ روز هر ۴۸ ساعت به گروه مورد آزمایش و گروه کنترل PTZ با غلظتmg/kg 5/37 به صورت داخل صفاقی تزریق میشد (کیندلینگ). پس از هر تزریق پنتیلنتترازول حیوان دریک جعبه قرارداده میشد و فعالیت تشنجی درموش به مدت ۲۰ دقیقه مشاهده میگردید. تغییرات رفتاری درموش برطبق ضوابطBacker درجهبندی میشد: مرحله صفر: بدون پاسخ، مرحله ۱: انقباضات عضلات صورت وگوشها ، مرحله ۲: پرشهای میوکلونیک بدون بلندشدن روی دوپا، مرحله ۳: پرشهای میوکلونیک وایستادن روی دوپا، مرحله ۴: حملات تونیک-کلونیک وافتادن به پهلو، مرحله ۵: افتادن به پشت و حملات تونیک کلونیک عمومی. برای ارزیابی آستانه تشنج درهرگروه،۷روز بعد ازآخرین تزریق پنتیلنتترازول موشها یک غلظت چالش از پنتیلنتترازول (۳۷میلی گرم درکیلوگرم) دریافت میکردند، سپس رفتارتشنجی با همان مقیاس قبل درجهبندی میشد. به موشی که ۳ جلسه پشت سر هم تشنج درجه ۴ یا ۵ را نشان دهد، اصطلاحا موش کیندل شده گفته می شود. موش های کیندل شده یک هفته بعد از پایان دوره کیندلینگ مورد آزمون ماز شعاعی قرار میگرفتند.
۳-۵) آزمون یادگیری حافظه فضایی با ماز شعاعی هشت بازویی
برای ایجاد انگیزه حرکت در ماز، در طول دوره آزمون ماز شعاعی غذای هر موش به حدود ۸۵ درصد مقدار طبیعی کاهش یافت و وزن هر موش در این دوره به ۹۰-۸۵ درصد وزن اولیه میرسید. برای سنجش حافظه فضایی (حافظه کاری و حافظه مرجع) از ماز شعاعی هشت بازویی استفاده شد. این ماز دارای یک میدان مرکزی و ۸ بازو بود که به صورت شعاعی از آن خارج میشدند. قطر محفظه مرکزی ۳۲ سانتی متر بود. طول و عرض هر بازو به ترتیب ۶۶ و ۱۰ سانتیمتر بوده و در انتهای هر بازو ظرف مخصوص بادام زمینی وجود داشت.
۳-۵-۱) مراحل انجام آزمون
مرحله Shaping: روز اول و دوم، موشها به صورت گروهی (دستجات ۳ تا ۵ تایی) در محفظه مرکزی ماز قرار داده میشدند و میتوانستند طی مدت ۱۰ دقیقه غذا را که در نواحی مختلف بازوها گذاشته شده بخورند. روز سوم و چهارم، هر موش به تنهایی در محفظه مرکزی ماز قرار داده میشد و غذا در انتهای بازوها قرار میگرفت. مدت زمان این مرحله برای هر موش ۵ دقیقه بود.
مرحله Training: غذا به مدت ۱۲ روز فقط در ۴ بازوی مشخص قرار میگرفت. به هر موش حداکثر ۵ دقیقه زمان برای حرکت در ماز و خوردن غذا داده میشد. ورود به بازوی فاقد غذا، خطای حافظه مرجع و ورود مجدد به بازوی فاقد غذا یا بازویی که غذای آن خورده شده بود، خطای حافظه کاری محسوب میگردید. پس از اتمام این مرحله برای بررسی نقش رسپتورهای NMDA و رسپتورهای موسکارینی، در پایان دوره های سه روزه نیم ساعت قبل از آزمون ماز شعاعی یکی از غلظتهای MK-801 (آنتاگونیست گیرندهNMDA ) یا اسکاپولامین را به صورت داخل صفاقی در نوبتهای متغییر (counterbalance order) دریافت میکردند.
۳-۶) آنالیز آماری
در گروه های مختلف برابری واریانسها با آزمون Leven و نرمال بودن داده ها با آزمون Shapiro wilkبررسی گردید. در صورت برابر بودن واریانسها و نرمال بودن دادهها از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه ANOVAبا آزمون تعقیبی Tukeyو یا آزمونt-test، در صورت برابر نبودن واریانسها و نرمال بودن دادهها از تست Tamhaneو در صورت نرمال نبودن دادهها از تست غیر پارامتریک Mann-whitney برای مقایسه میانگینها استفاده شد.
فصل چهارم
۴- نتایج
۴-۱) تاثیر کورپیریفاس بر کیندلینگ
نتایج این تحقیق نشان داد دریافت کورپیریفاس در ابتدای دوره پس ازتولد، درجه تشنج در طی دوره کیندلینگ را به طور معنیداری در موشهای صحرایی نر تغییر نمیدهد (نمودار ۴-۱).
در موشهای صحرایی ماده، درجه تشنج در گروه دریافتکننده کورپیریفاس در روزهای ۴ و ۶ کیندلینگ به طور معنیداری کمتر از گروهDMSO بود(p<0.05) (نمودار ۴-۲).
نمودار۴-۱) مقایسه میانگین درجه تشنج بین گروه های کورپیریفاس و DMSO در روزهای مختلف القاء کیندلینگ در موشهای صحرایی نر. تفاوت معنیدار بین دو گروه مشاهده نشد.
نمودار۴-۲) مقایسه میانگین درجه تشنج بین گروه های کورپیریفاس و DMSO در روزهای مختلف القاء کیندلینگ در موشهای صحرایی ماده.P<0.05* در مقایسه با گروه DMSO.
۴-۲) آزمون یادگیری فضایی
روزدوازدهم آزمون ماز شعاعی تعداد خطای حافظه مرجع در نرهای گروه کورپیریفاس کاهش معنیداری را از نظر آماری درمقایسه با گروهDMSO نشان داد (p<0.05)(نمودار ۴-۳). تعداد خطای حافظه مرجع در مادههای گروه کورپیریفاس، تفاوت معنیداری را از نظر آماری درمقایسه با گروه DMSOنشان نداد (نمودار ۴-۴). تعداد خطای حافظه کاری در نرهای گروه کورپیریفاس، اختلاف معنیداری را از نظر آماری درمقایسه با گروهDMSO نشان نداد (نمودار۴-۵). تعداد خطای حافظه کاری در مادههای گروه کورپیریفاس، روز یازدهم افزایش معنیداری را از نظر آماری درمقایسه با گروه DMSO نشان داد (p<0.05)(نمودار۴-۶). در این مطالعه، پارامترهای مربوط به میزان سنجش حافظه فضایی بعد از تزریق غلظتهای مختلف داروهای اسکاپولامین و MK-801 در گروه های کورپیریفاس و DMSO مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. آنالیز داده های به دست آمده از تعداد خطاهای حافظه مرجع نرها در گروه کورپیریفاس با تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین تفاوت معنیداری را نسبت به سالین نشان نداد (نمودار۴-۷). همچنین تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین به مادههای گروه کورپیریفاس نیز تفاوت معنیداری را درتعداد خطای حافظه مرجع نسبت به سالین ایجاد نکرد (نمودار۴-۸). تعداد خطای حافظه مرجع نرها در گروه کورپیریفاس با تزریق غلظت ۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرمMK-801 افزایش معنیداری را نسبت به سالین نشان داد (p<0.05)، اما غلظت ۱/۰میلیگرم بر کیلوگرم این دارو تفاوت معنیداری نسبت به سالین ایجاد نکرد (نمودار۴-۹). تعداد خطای حافظه مرجع مادهها در گروه کورپیریفاس با تزریق غلظت ۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرمMK-801 افزایش معنی داری را در مقایسه با شرایط دریافت سالین و نیز با گروه DMSO نشان داد (p<0.05)، اما دریافت غلظت ۱/۰ میلیگرم بر کیلوگرم آن تفاوت معنیداری نسبت به سالین ایجاد نکرد (نمودار۴-۱۰).
تعداد خطای حافظه کاری نرها در گروه کورپیریفاس با تزریق غلظت ۱۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین افزایش معنیداری نسبت به سالین نشان داد (p<0.05)، در حالیکه بهدنبال تزریق غلظت ۲۴/۰میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین این تفاوت معنی دار نبود (نمودار۴-۱۱). تعداد خطاهای حافظه کاری مادهها در گروه کورپیریفاس با تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین تفاوت معنیداری نشان نداد (نمودار۴-۱۲). تعداد خطای حافظه کاری نرها در گروه کورپیریفاس با تزریق غلظت ۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرم MK-801افزایش معنیداری نسبت به سالین نشان داد (p<0.05)، اما غلظت ۱/۰ میلیگرم بر کیلوگرم این دارو تفاوت معنیداری ایجاد نکرد (نمودار۴-۱۳). تعداد خطای حافظه کاری مادهها در گروه کورپیریفاس با تزریق غلظت ۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرمMK-801 افزایش معنیداری را نسبت به سالین و گروهDMSO نشان داد (p<0.05)، اما غلظت ۱/۰ میلیگرم بر کیلوگرم این دارو تفاوت معنیداری ایجاد نکرد (نمودار۴-۱۴).
دریافت کورپیریفاس در ابتدای دوره پس از تولد، شاخص حافظه موشهای صحرایی نر را در روز سوم (p<0.01) و نیز در روزهای پنجم، هفتم و دوازدهم نسبت به گروه DMSO به طور معنیداری افزایش داد (p<0.05)(نمودار۴-۱۵). دریافت کورپیریفاس در ابتدای دوره پس از تولد شاخص حافظه موشهای صحرایی ماده را در روز یازدهم به طور معنیداری نسبت به گروه DMSO افزایش داد (p<0.05)(نمودار۴-۱۶). تزریق غلظت ۲۴/۰ میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین، شاخص حافظه در نرهای هردو گروه دریافت کننده کورپیریفاس و DMSO بطور معنیداری نسبت به شرایط دریافت سالین کاهش داد (p<0.05)(نمودار۴-۱۷). شاخص حافظه در مادههای گروه کورپیریفاس با تزریق غلظت های ۱۲/۰ و ۲۴/۰میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین کاهش معنیداری را نسبت به گروه DMSO نشان داد (p<0.05) (نمودار۴-۱۸). شاخص حافظه درنرهای گروه کورپیریفاس با تزریق غلظت ۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرمMK-801 کاهش معنیداری را نسبت به سالین نشان داد (p<0.01). همچنین شاخص حافظه در گروه DMSO نیز با تزریق غلظت ۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرم کاهش معنیداری را نسبت به سالین نشان داد (p<0.01)(نمودار۴-۱۹). شاخص حافظه درمادههای گروه کورپیریفاس با تزریق غلظت ۲/۰میلیگرم بر کیلوگرم MK-801 کاهش معنیداری را نسبت به گروه DMSO(p<0.05) و شرایط دریافت سالین نشان داد (p<0.01) و با غلظت ۱/۰میلیگرم بر کیلوگرم این دارو نیز کاهش نسبت به گروه DMSO معنیدار بود (p<0.05)(نمودار۴-۲۰).
نمودار۴-۳) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف بین گروه های کورپیریفاس و DMSO.P<0.05* در مقایسه با گروه DMSO.
نمودار۴-۴) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی ماده در روزهای مختلف بین گروه های کورپیریفاس و DMSO.
نمودار۴-۵) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف بین گروه های کورپیریفاس و .DMSO
نمودار۴-۶) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی ماده در روزهای مختلف بین گروه های کورپیریفاس و DMSO.P<0.05 * در مقایسه با گروه DMSO.
نمودار ۴-۷) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظت های مختلف اسکاپولامین در گروه های کورپیریفاس و DMSO.
نمودار۴-۸) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظت های مختلف اسکاپولامین در گروه های کورپیریفاس و DMSO.
نمودار۴-۹) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظت های مختلف MK-801 در گروه های کورپیریفاس وDMSO.P<0.05 * در مقایسه با سالین.
نمودار۴-۱۰) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلف MK-801 در گروه های کورپیریفاس وDMSO.P<0.05* در مقایسه با سالین# P<0.05. در مقایسه با گروهDMSO.
نمودار۴-۱۱) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظت های مختلف اسکاپولامین در گروه های کورپیریفاس و DMSO.P<0.05* در مقایسه با سالین.
نمودار۴-۱۲) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین بین گروه های کورپیریفاس و DMSO.
نمودار۴-۱۳) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظت های مختلفMK-801بین گروه های کورپیریفاس و DMSO.P<0.05 * در مقایسه با سالین.
نمودار۴-۱۴) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلفMK-801 بین گروه های کورپیریفاس و DMSO.P<0.05 * در مقایسه با سالین#P<0.05 . در مقایسه با گروهDMSO.
نمودار۴-۱۵) مقایسه میانگین شاخص های حافظه موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف بین گروه کورپیریفاس و DMSO.P<0.05 * در مقایسه باگروه.DMSOp<0.01** در مقایسه با گروه .DMSO
فرآیندهای تجزیه و تحلیل ساختارهای کو واریانس شامل یک سری گامهایی است که به محقق توصیه میشود که حتماً به صورت متوالی این گامها را انجام دهد. این گامها عبارتند از:
۱- بیان مدل
۲- تخمین مدل
۳- اصلاح مدل
۴- آزمون فرضیه
۵- تفسیر مدل
۶- ابلاغ یا نوشتن گزارش تحقیقاتی
در هر گام محقق باید در مورد، موارد زیر تصمیماتی را اتخاذ کند.
- مدل چگونه ساخته شود؟
-
- چه شاخصها و چه تعداد شاخص برای متغیرهای مکنون مورد نیاز است؟
- چگونه میبایستی خطاهای اندازهگیری[۲۹۹] را به طور جداگانه اداره نمود؟
- چه مقدار نمونه برای تخمین مدل مورد نیاز است؟
- از چه نوع ماتریسی استفاده شود؟(لاوی،۱۹۸۸).
در ذیل سعی میشود هر یک از مراحل به تفضیل شرح داده شود.
الف – مرحله بیان مدل
مدل معادلات ساختاری با بیان مدلی که میخواهد تخمین زده شود؛ شروع میشود. در سادهترین سطح مدل، یک عبارت آماری درباره روابط میان متغیرها است. این مدلها در زمینه رویکردهای مختلف تحلیلی، اَشکال مختلفی به خود میگیرند. برای مثال یک مدل در زمینه همبستگی عموماً روابط غیر جهتداری را (دوطرفه) بین دو متغیر نشان میدهد. در حالی که رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس مدلهایی را با روابط جهتدار بین متغیرها نشان میدهد(هویل،۱۹۹۵). این مرحله یکی از مهمترین مراحل موجود درمدل معادلات ساختاری است. زیرا هیچ گونه تحلیلی صورت نمیگیرد مگر این که محقق ابتدا مدل خود را بیان کند. گامهای موجود در این مرحله به شرح زیر است:
- ساخت یک مدل ساختاری فرضی
بیان یک مدل در واقع ترجمان یک تئوری به یکسری معادلات ساختاری (ریاضی) است. بنابراین بهتر است ابتدا نمودار مسیر را ترسیم کنیم و متغیرهای درونزا[۳۰۰] و برونزا[۳۰۱] و روابط علّی بین این متغیرها را نشان دهیم.
- انتخاب شاخصهای مشاهده شده برای متغیرهای مکنون
بعد از مشخص کردن متغیرهای مکنون درونزا و برونزا در این گام لازم است تا برای متغیرهای مکنون شاخصها(متغیرهای مشاهده شده) مناسبی انتخاب و به آنها وصل شود بهتر است از چندین شاخص به جای یک شاخص برای اندازهگیری متغیر مکنون استفاده شود که این کار براساس تعریف مفهومی و تعریف عملیاتی صورت میگیرد. بنابراین در پژوهش حاضر در ابتدا شاخصهای مربوط به هر متغیر بدون وجود یک ساختارعاملی به عنوان شاخصهای مشاهده شده در نظر گرفته می شود.و سپس با تحلیل عاملی عوامل مربوط به این شاخصهای بدست آمده به عنوان شاخصهای مشاهده شده در نظر گرفته می شود.
- ارزیابی حالت تعین[۳۰۲] مدل
قبل از مرحله تخمین و بعد از مرحله بیان حتماً میبایستی حالت تعین مدل مورد ارزیابی قرار گیرد(لاوی،۱۹۸۸). تعیین یک مدل مستلزم مطالعه شرایطی برای بدست آوردن یک راه حل منحصر به فرد برای پارامترهای بیان شده در یک مدل میباشد(هویل،۱۹۹۵).
ب – مرحله دوم تخمین مدل
هنگامی که یک مدل بیان شد و حالت تعین آن مورد ارزیابی قرار گرفت کار بعدی بدست آوردن تخمینهای پارامترهای آزاد از روی مجموعهای از دادههای مشاهده شده است. این مرحله شامل یکسری فرآیندهای تکراری است که در هر تکرار یک ماتریس کوواریانس ضمنی[۳۰۳] ساخته میشود و با ماتریس کوواریانس دادههای مشاهده شده مقایسه میگردد.
مقایسه این دو ماتریس منجر به تولید یک ماتریس باقیمانده[۳۰۴] میشود و این تکرارها تا جایی ادامه مییابد که این ماتریس باقیمانده به حداقل ممکن برسد(Hoyle, 1995).
۴۲۵۸۷
دهۀ ۱۳۵۰ به عنوان دهه انفجار قیمت نفت ،زمینه ساز مهمترین تحول در رابطه و نسبت جمعیت شهر و روستا بود. در سال ۱۳۶۰ جمعیت شهری برای اولین بار از جمعیت روستایی کشور بیشتر شد و بیش از ۵۰% از کل جمعیت کشور را به خود اختصاص داد. (۰۰۰/۶۳۰/۲۰ نفر جمعیت شهری درمقابل ۰۰۰/۱۹۵/۲۰نفر جمعیت روستایی) در طول دهه ۱۳۵۰ سهم جمعیت شهری از ۴۱ درصد به ۵۰درصد رسید. در سال های بعدنیز جمعیت شهری پیوسته در حال افزایش بود درحالی که جمعیت روستایی از سال ۱۳۷۰ به بعد سیر نزولی داشته و از ۲۴ میلیون نفر در سال ۱۳۷۰ به ۶/۲۱ میلیون نفر در سال ۱۳۸۷ کاهش یافته است.[۳۶۰]
از ابتدای قرن ۱۴ شمسی تا پایان دهه ۱۳۸۰ ، موقعیت شهر و روستا در جدول جمعیت جابجا شده است ؛ براساس ارقام جداول فوق، در سال ۱۳۰۰ شمسی جمعیت شهری ۲۸% از کل جمعیت کشور را تشکیل میداد اما در سال ۱۳۸۷ قاعده برعکس شده است، شهرها ۷۲ درصد از جمعیت را در خود جای داده و ۲۸% از جمعیت را روستائیان و عشایر تشکیل دادهاند ، بیشترین تغییرا ت جمعیتی در این دوره مربوط به سال های شکل گیری اقتصاد نفتی می باشد
افزایش سریع جمعیت شهرها از یکسو ناشی از نرخ رشد بالای جمعیت است و از سوی دیگر از مهاجرت روستائیان به شهرها ناشی میگردد. تغییر تقسیمات کشوری و تبدیلشدن برخی روستاها به شهر نیز یکی از عوامل افزایش جمعیت شهری است. اما بخش عمده ای از افزایش جمعیت شهری ناشی از مهاجرت است، شاهد این امر تفاوت نرخ رشد جمعیت روستایی با جمعیت شهری و آمار مهاجران است. به عنوان مثال در سال ۱۳۵۳ جمعیت شهرها با نرخ ۵/۴ درصد و جمعیت روستایی با نرخ ۷/۱درصد رشد کرده است. در همین سال، ۱۶ درصد از جمعیت کشور به مهاجرت پرداختهاند.[۳۶۱] احداث شهرهای جدید، گسترش شهرها، ایجاد امکانات و تأسیسات در شهرها، بهبود وضع بهداشت و افزایش جمعیت شهرها در نتیجه ی ارتقاء سطح بهداشت ، ایجاد انگیزه برای مهاجرت روستائیان به شهرها و سایر عوامل رشد شهرنشینی، به نوعی با نفت، درآمدهای نفتی و ساختار اقتصادی ناشی از صادرات نفت ارتباط دارند. برخی ابعاد رابطه نفت و شهرنشینی به شرح زیر میباشند:
آهنگ رشد جمعیت شهرنشین در دهه ۱۳۳۰ شمسی با دهه های پیشین متفاوت بود. در این دهه همزمان با شتاب رشد جمعیت، تولید و درآمد نفت نیز سیر صعودی خود را آغاز کرد. تولید نفت در سال ۱۳۲۹ نسبت به سال قبل از آن حدود ۹۵درصد رشد کرد و به ۶۶۴ هزار بشکه در روز رسید. در سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۳ در اثر تحریم نفت و ماجراهای ملیشدن صنعت نفت، میزان تولید به شدت کاهش یافت اما از سال ۱۳۳۴ افزایش تولید آغاز گردید. تولید نفت که در سال ۱۳۳۱ به ۲۰هزار بشکه در روز کاهش یافته بود، در سال ۱۳۳۹ به بالاتر از یک میلیون بشکه در روز رسید.[۳۶۲] رشد جمیت شهرها نیز در همین دهه شتاب گرفته است.
پدیدۀ شهرنشینی اگر بصورت غیرطبیعی و ازطریق مهاجرت بیرویه روستائیان و تبدیل نیروهای مولد بخش کشاورزی به حاشیهنشینهای شهری صورت گیرد، مانع توسعه محسوب میگردد. در این بخش از پژوهش رابطه نفت، درآمدهای نفتی و ساختار اقتصادی ناشی از نفت با پدیدهایی مانند گسترش شهرها ، پیدایش شهرهای جدید ومهاجرت روستائیان به شهرها و ساکنان شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ مورد بررسی قرار میگیرد.
اگرچه مهاجرت از شهر به روستا و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ پدیدهای است که در همه کشورهای جهان سوم دیده میشود اما در کشورهای نفتخیز با شدت بیشتری رواج دارد. درمورد نحوه اثرگذاری نفت بر روند مهاجرت استدلالهای مختلفی مطرح شده است: عدهای گفتهاند، از آنجاکه شرکتهای نفتی کارگران نسبتاً کم و با تخصص بالا را استخدام میکنند، بازار کاررا به سود بخش خدمات نامتوازن میسازند. در شهرها سود نفت انتظارات زیادی بوجود میآورد و روستائیان برای استفاده از مزایای زندگی شهری، به مهاجرت میپردازند.[۳۶۳] .همچنین نفت با تامین اعتبارات برنامه های عمرانی، به گسترش شهرها کمک می کند .علاوه بر آن،تضعیف کشاورزی در نتیجه بروز بیماری هلندی
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در گسیختگی شبکه استخراج و تمرکز مازاد اقتصادی کشور نقطه عطفی به حساب میآید، از این دوره به بعد با تداوم مدرنیزاسیون در مقیاس وسیعتر، زمینه تبدیل نفت به مهمترین منبع اقتصادی در سطح ملی و درنتیجه کاهش نقش کشاورزی در تولید داخلی و صادرات فراهم شد. در این دوره علیرغم گسترش نسبی فعالیت کشاورزی، مازاد اقتصادی حاصل از صادرات نفت به محور اصلی تحولات جامعه تبدیل شد. با گسترش تجارت خارجی،شهرها به محل تجارت جهانی و تمرکز درآمدهای نفت تبدیل گردیده و مستقل از مازاد تولید روستاها، رشد کردند.[۳۶۴] نرخ رشد سالانه جمعیت شهری که در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰، ۶۵/۱ درصد بود، در سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۰ به ۵۷/۴ درصد افزایش یافت.
دهه۱۳۴۰ نیز یکی از دوره های تبعیت رشد جمعیت شهری از تحولات قیمت و در آمد نفت می باشد. اگر چه در این دهه اصلاحات ارضی نیز به عنوان یک عامل جدید (در کنار نفت) به مهاجرت روستائیان و گسترش شهرنشینی کمک کرد اما برخلاف برخی تحلیلها، اصلاحات ارضی، تنها علت مهاجرت نبود. زیرا اصلاحات ارضی اگرچه قدرت سیاسی مالکان بزرگ را از آنها گرفت اما بخشی از زمینها همچنان از تقسیم میان زارعان مصون ماند. براساس گزارش جان فوران، نیمی از زمینها تقسیم نشد و در اختیار بزرگ مالکان باقی ماند (البته این یک اظهار نظر خوشبینانه است زیرا در برخی منابع ادعا شده است که فقط ۱۵درصد از زمینهای بزرگ واگذار گردید) در پایان اصلاحات ارضی، ۱۳۵۰ نفر از مالکان هنوز بیش از ۲۰۰هکتار زمین داشتند و ۴۴ هزار نفر از آنها مالک ۵۰ تا ۲۰۰ هکتار زمین بودند،[۳۶۵] لذا خردشدن زمینها (که به عنوان عامل مهاجرت روستائیان به شهرها مطرح میشود) بصورت ناقص انجام شده است.
مسأله دیگری که در مورد بزرگ نمایی نقش اصلاحات ارضی در مهاجرت روستاییان به شهرها قابل طرح است این است که افزایش روند مهاجرت روستائیان در دهه ۱۳۳۰ و قبل از اجرای اصلاحات ارضی آغازشد ، از سوی دیگر در دهه ۱۳۵۰ که هیچ برنامهای در مورد اراضی اجرا نشد، روند مهاجرت نه تنها متوقف نگردید بلکه نسبت به دهه ۱۳۴۰ با سرعت بیشتری استمرار یافت. بنابراین شهرنشینی در دهه ۱۳۴۰ تحت تأثیر دو عامل مکمل تشدید گردید:
الف- اصلاحات ارضی که موجب کاهش وابستگی بخشی از روستائیان به روستای محل سکونت آنها و افزایش دافعۀ روستاها گردید.
ب-افزایش درآمد نفت که باعث عمران و آبادانی شهرها ، ایجاد مشاغل صنعتی و خدماتی در شهر، افزایش جاذبههای رفاهی و تفریحی شهرها وافزایش انگیزۀ مهاجرت گردید .
نفت همچنین با ارتقاء سطح بهداشت و کاهش مرگ و میر کودکان، نرخ رشد جمعیت شهری را که بیشتر از روستائیان از درآمدهای نفت بهره میبردند، افزایش داد. برنامه دوم توسعه که مهمترین منبع تأمین هزینههای آن، پول نفت بود، زیرساختهای شهری را تجهیز کرد؛ از کل بودجه ۱/۱ میلیارد دلاری این برنامه ۳۵درصد برای احداث راهآهن، جاده، بندر و فرودگاه و حدود ۱۴درصد برای گسترش صنایع درنظر گرفته شده بود. بنابراین ۴۹% از بودجۀ برنامه دوم توسعه به اموری تعلق گرفته بود که اجرای آنها مستلزم بکارگیری تعداد زیادی نیروی انسانی بود و این نیرو عمدتا ازطریق مهاجرت روستائیان به شهرها تأمین میشد. در این دورۀ ۶ساله،در هر سال حدود ۱۵۳ هزارنفر مهاجرت کردهاند و نرخ مهاجرت نسبت به دورۀ قبل از آن، حدوداً ۱۰ برابر شده است . در این دوره مجموعا حدود ۹۱۸ هزارنفر ازطریق مهاجرت به جمعیت شهرها اضافه شده است.[۳۶۶]
نکته دیگری که درمورد نقش اصلاحات ارضی باید مدنظر قرار داد این است که تحرک محیطی صرفاً به مهاجرت روستائیان به شهرها محدود نمیگردد. بخشی از جابجایی شامل مهاجرت از شهرهای کوچک به مرکز استان و بخشی دیگر به مهاجرت از یک استان به استان دیگر اختصاص دارد. در انواع اخیر، اصلاحات ارضی نقش چندانی نداشته اما نفت در افزایش جاذبه مراکز استانها و شهرهای بزرگ نقش اساسی داشته است.
لذا در کنار اصلاحات ارضی که در دهه ۱۳۴۰ صورت گرفت ، افزایش قیمت نفت در دهه های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰نیز با پیامدهایی مانند: عمران شهری، افزایش میزان سواد روستائیان و جابجایی آنها برای استفاده از توان و مهارت خود و … زمینههای گسترش شهرنشینی را فراهم کرد.
حاصل عملکرد این عوامل، افزایش درصد شهرنشینان از کل جمعیت در پایان دهه ۱۳۴۰ بود. سهم شهرنشینان از جمیعت که در سال ۱۳۴۰، ۵/۳۴ درصد بود در سال ۱۳۵۰ به ۳/۴۱ درصد رسید.
در دهه ۱۳۵۰ اولین شوک نفتی روی داد و قیمت نفت در سال ۱۳۵۲ ،۴ برابر شد، مهاجرت به شهرها و نرخ رشد جمعیت شهری نیز در این دهه تشدید گردید و در پایان این دهه، برای اولین بار جمعیت شهرها از جمعیت روستاها بیشتر شد. وجه بارز دهه ۱۳۵۰ صنعتیشدن شهرها بود. صنایع جدید که احداث آنها در دهه ۱۳۴۰ با بهره گرفتن از درآمد نفت آغاز شده بود، در دهه ۱۳۵۰ به دوره بلوغ رسیدند و به مأمن روستائیان فقیر و فاقد درآمد تبدیل شدند.
صنعتیشدن ، علاوه بر ایجاد اشتغال در شهر ، الگوهای زندگی شهری را دگرگون کرد. زندگی مدرن شهری ارائه ی برخی خدمات آموزشی ، رفاهی و … را به دنبال داشت . مؤسسات جدیدی بوجود آمد که به دلیل پیروی از اصول اقتصاد آزاد، در مناطق پرجمعیت ( شهرها ) دایر می شدند و روستائیان برای بهره مندی از خدمات این دسته از موسسات به شهرها روی آوردند
تمرکز صنایع جدید در شهرها، نقش محوری روستا در اقتصاد را به شهر واگذار کرد.
صنایع جدید علاوه بر جذب نیروی کار، باعث ایجاد مشاغل جانبی، رونق ساخت و ساز مسکن، و گسترش اصناف و مشاغل توزیعی گردید و گسترش صنعت عمدتاً در سایه درآمد هنگفت نفت امکانپذیر شد. از مجموع اعتبارات برنامه پنجم توسعه که در این دوره اجرا شد، ۴۱ درصد به صنعت و ۸/۲۲درصد به بخش ساختمان اختصاص یافت لذا این برنامه نیز مانند برنامههای پیشین جاذبههای شهری را افزایش داد. در نتیجۀ گسترش صنعت توسط نفت وافزایش دافعههای روستاها نرخ مهاجرت روستایی به رقم ۲% رسید. این رقم در تاریخ ایران بیسابقه بود. متوسط تعداد مهاجرین روستایی در سال های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ (دوره جهش قیمت نفت) ۳۷۳ هزارنفربود که حدود ۷۶هزار نفر بیشتر از متوسط سال های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ می باشد. قدرمطلق مهاجرین در این سالها حتی نسبت به سالهای بعد از انقلاب که جمعیت کشور افزایش یافته بود، بیشتر است؛ در حالی که متوسط مهاجرت در این سال ها ۳۷۳هزار نفر بود، در فاصله ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۱ این رقم به ۳۶۴هزار نفر کاهش یافت.[۳۶۷]
وجود رابطه همزمانی میان رشد درآمد نفت و مهاجرت به شهرها منحصر به دهه های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ نیست، در سال های بعد از انقلاب نیز دوره های افزایش درآمد نفت کارکرد مشابهی داشته و علاوه بر افزایش جمعیت شهری ،کاهش جمعیت روستایی را در پی داشته است. روند افزایش مهاجرت بویژه در دهه ۱۳۷۰ که از دوره های رونق نفتی می باشد، چشمگیر است. علیرغم هزینههای هنگفتی که برای کاهش فاصله میان زندگی شهری و روستایی در دهه ۱۳۶۰ شمسی صورت گرفت، در دهه ۱۳۷۰ برای اولین بار در تاریخ یکصدساله کشور، روند رشد جمعیت روستایی سیر نزولی یافت. جمعیت روستاهای ایران در سال ۱۳۵۰، حدود ۱۷ میلیون نفر، در سال ۱۳۶۰، ۲۰ میلیون نفر و در سال ۱۳۷۰، ۲۴ میلیون نفر بود. در تمام این سالها اگرچه نرخ رشد جمعیت روستایی کمتر از جمعیت شهری بود اما جمعیت روستاها پیوسته در حال افزایش بود. برای اولین بار در سال ۱۳۷۰، جمعیت روستایی کشور نسبت به سال قبل از آن، ۱۲۰ هزار نفر کاهش یافت. این روند تا سال ۱۳۸۷ ادامه داشته است (جدول شماره ۳)
حتی درسالهای دهه ۱۳۴۰ که برنامه اصلاحات ارضی اجرا شد و دو عامل اصلاحات ارضی و نفت بصورت همزمان، پدیده مهاجرت روستائیان را تحت تأثیر قرار دادند، چنین پدیده ای رخ نداد. اما در دهه ۱۳۷۰، با وجود برخورداری بسیاری از روستاهای کشور از آب لوله کشی، برق، جاده، مدرسه وخدمات گوناگون و با وجود جهت گیری سیاست های کلی نظام در مورد حمایت از روستائیان و مناطق محروم، جمعیت روستاها سیر نزولی خود را آغاز کرده است.
د. درمورد نحوه اثرگذاری نفت بر روند مهاجرت استدلالهای مختلفی مطرح شده است: عدهای گفتهاند، از آنجاکه شرکتهای نفتی کارگران نسبتاً کم و با تخصص بالا را استخدام میکنند، بازار کاررا به سود بخش خدمات نامتوازن میسازند. در شهرها سود نفت انتظارات زیادی بوجود میآورد و روستائیان برای استفاده از مزایای زندگی شهری، به مهاجرت میپردازند.[۳۶۸] .همچنین نفت با تامین اعتبارات برنامه های عمرانی، به گسترش شهرها کمک می کند .علاوه بر آن،تضعیف کشاورزی در نتیجه بروز بیماری هلندی
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در گسیختگی شبکه استخراج و تمرکز مازاد اقتصادی کشور نقطه عطفی به حساب میآید، از این دوره به بعد با تداوم مدرنیزاسیون در مقیاس وسیعتر، زمینه تبدیل نفت به مهمترین منبع اقتصادی در سطح ملی و درنتیجه کاهش نقش کشاورزی در تولید داخلی و صادرات فراهم شد. در این دوره علیرغم گسترش نسبی فعالیت کشاورزی، مازاد اقتصادی حاصل از صادرات نفت به محور اصلی تحولات جامعه تبدیل شد. با گسترش تجارت خارجی،شهرها به محل تجارت جهانی و تمرکز درآمدهای نفت تبدیل گردیده و مستقل از مازاد تولید روستاها، رشد کردند.[۳۶۹] نرخ رشد سالانه جمعیت شهری که در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰، ۶۵/۱ درصد بود، در سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۰ به ۵۷/۴ درصد افزایش یافت.
دهه۱۳۴۰ نیز یکی از دوره های تبعیت رشد جمعیت شهری از تحولات قیمت و در آمد نفت می باشد. اگر چه در این دهه اصلاحات ارضی نیز به عنوان یک عامل جدید (در کنار نفت) به مهاجرت روستائیان و گسترش شهرنشینی کمک کرد اما برخلاف برخی تحلیلها، اصلاحات ارضی، تنها علت مهاجرت نبود. زیرا اصلاحات ارضی اگرچه قدرت سیاسی مالکان بزرگ را از آنها گرفت اما بخشی از زمینها همچنان از تقسیم میان زارعان مصون ماند. براساس گزارش جان فوران، نیمی از زمینها تقسیم نشد و در اختیار بزرگ مالکان باقی ماند (البته این یک اظهار نظر خوشبینانه است زیرا در برخی منابع ادعا شده است که فقط ۱۵درصد از زمینهای بزرگ واگذار گردید) در پایان
یکی از مهمترین عوامل این پدیده اجتماعی را می توان در برنامه های اقتصادی و عمرانی مبتنی بر درآمد نفت، جستجو کرد. از سال ۱۳۶۸ دولت جدید با رویکرد اقتصاد - محور، بویژه سرمایه گذاری و اجرای پروژه های عمرانی بجای هزینه های جاری، روی کار آمد. در این دوره سیاست های حمایتی و سیاست اقتصاد ی مبتنی بر جیره بندی و یارانه های دولتی کمرنگ شد و روستائیان که تا پیش از آن، از سوبسید کالاهای اساسی و خدمات عمرانی رایگان دولت بهره مند می شدند، با برخی مشکلات مالی مواجه گردیدند. از سوی دیگر اجرای پروژه های عمرانی کلان، به زندگی شهری رونق بخشید. اجرای این برنامهها جز به مدد نفت امکان پذیر نبود، درآمد نفت درست از اوایل همین دوره (سال ۱۳۶۹) سیر صعودی یافت. براساس ارقام جدول شماره ۴، در سال ۱۳۶۹ درآمد کشور از محل فروش نفت نسبت به سال قبل، به بیش از دوبرابر افزایش یافت. در سال۱۳۷۲ نیز درآمد نفت طی یک جهش که از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۲ بی نظیر بود، ۳ برابر شد.
جدول شماره ۳- تحولات جمعیت روستایی در سال های بعد از انقلاب اسلامی[۳۷۰]
سال
جمعیت روستایی (به هزار نفر)
سال
جمعیت روستایی (به هزار نفر)
۱۸۷۷۷
۱۳۷۳
۲۳۵۹۳