. احزاب/۲۱: « قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکوست: براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مىکند.» ↑
. قزوینی، سید محمد کاظم، پیشین، ص۳۸۱ ↑
. دستغیب، عبدالحسین، پیشین، ص۱۹۵ ↑
. احزاب/۴۶: «و دعوتکننده به سوى خدا به فرمان او، و چراغى تابناک» ↑
. طباطبایی، سید محمدحسین، پیشین، ج۱۶، ص۳۳۰ ↑
. مائده/۱۵: « قطعاً براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است.» ↑
. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، پیشین، ج۳، ص ۲۷۰ ↑
. طباطبایی، سید محمدحسین، پیشین، ج۵، ص۲۴۴ ↑
. ابن اثیرجزری، مبارک بن محمد، ج۱، ص۱۶۷ ؛ ابن منظور، محمدبن مکرم، پیشین، ج۱۲، ص۵۶ ؛ مهیار، رضا، پیشین، ص۸ ↑
. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، پیشین، ص ۱۴۹ ↑
. دستغیب، عبدالحسین، پیشین، ص۲۰۶ ↑
. قراچه داغی تبریزی انصاری، محمد علی بن احمد، پیشین، ص۴۵۹ ↑
. انعام/۸۳: « و آن حجّت ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. درجات هر کس را که بخواهیم فرا مىبریم، زیرا پروردگار تو حکیم داناست.» ↑
. بقره/۱۵۱: «همان طور که در میان شما، فرستادهاى از خودتان روانه کردیم، [که] آیات ما را بر شما مىخواند، و شما را پاک مىگرداند، و به شما کتاب و حکمت مىآموزد، و آنچه را نمىدانستید به شما یاد مىدهد.» ↑
. طباطبایی، سید محمدحسین، پیشین، ج۱، ص۳۳۰ ↑
. طه/۲: «قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتى». ↑
. کهف/۶: « شاید، اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه، در پیگیرىِ [کار] شان تباه کنى.» ↑
. شعراء/۳: « شاید تو از اینکه [مشرکان] ایمان نمىآورند، جان خود را تباه سازى.» ↑
. اللهیاری، علیرضا، پیشین، ص۲۴۱ ↑
. انعام/۱۲۵ و۱۲۶: « پس کسى را که خدا بخواهد هدایت نماید، دلش را به پذیرش اسلام مىگشاید و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ مىگرداند چنان که گویى به زحمت در آسمان بالا مىرود. این گونه، خدا پلیدى را بر کسانى که ایمان نمىآورند قرار مىدهد. و راه راست پروردگارت همین است. ما آیات [خود] را براى گروهى که پند مىگیرند، به روشنى بیان نمودهایم» ↑
. جن /۱۹: «و همین که «بنده خدا» برخاست تا او را بخواند، چیزى نمانده بود که بر سر وى فرو افتند» ↑
. نجم/۲: « [که] یار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده» ↑
. انعام/ ۱۰۴: « به راستى رهنمودهایى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس هر که به دیده بصیرت بنگرد به سود خود او، و هر کس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست، و من بر شما نگهبان نیستم.» ↑
. بقره/۲۵۶: « راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است.» ↑
. اعراف/۲۰۳: «بگو: «من فقط آنچه را که از پروردگارم به من وحى مىشود پیروى مىکنم. این [قرآن] رهنمودى است از جانب پروردگار شما و براى گروهى که ایمان مىآورند هدایت و رحمتى است.» ↑
. انعام/۱۶۱: « بگو: «آرى! پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است: دینى پایدار، آیین ابراهیمِ حقگراى! و او از مشرکان نبود.» ↑
. اسراء/۹: « قطعاً این قرآن به [آیینى] که خود پایدارتر است راه مىنماید، و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته مىکنند، مژده مىدهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود.» ↑
. بینه/۵: « و دین [ثابت و] پایدار همین است.» ↑
. احقاف/۳۰: « گفتند: «اى قوم ما، ما کتابى را شنیدیم که بعد از موسى نازل شده [و] تصدیقکننده [کتابهاى] پیش از خود است، و به سوى حقّ و به سوى راهى راست راهبرى مىکند.» ↑
. منتظری،حسینعلی، پیشین، ص۹۷ ؛ قزوینی، سید محمد کاظم، پیشین، ص۳۸۲ ↑
. تهرانی، مجتبی، پیشین، ص۶۳ ↑
. ملبوبی، محمدباقر، پیشین، ص۲۵۰ ↑
. مصباح یزدی، محمد تقی، پیشین، ص۹۱ ↑
. منتظری، حسینعلی، پیشین، ص۹۸ ↑
. طباطبایی، سید محمدحسین، پیشین، ج۱۶، ص۳۳۹ ↑
. فراهیدى، خلیل بن احمد، پیشین، ج۷، ص۱۵۴ ↑
. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص ۵۷۹: « ابو حمزه ثمالى گوید: مرا سدى و حمید بن سعد انصارى و برید بن ابى زیاد از عبد الرحمن بن لیلى از کعب بن عجزه حدیث کرد گفت وقتى این آیه نازل شد گفتیم اى رسول خدا سلام بر شما را شناختیم پس صلوات بر شما چگونه است؟ فرمود: بگوئید، اللّهمّ صلّى على محمد و آل محمّد …» ↑
. همان: « و از عبد اللَّه بن مسعود روایت شده که گفت هر گاه بر پیامبرصلوات فرستادید، پس خوب صلوات بر آن حضرت اهداء کنید پس مسلّما شما میدانید شاید که این صلوات را به محضر آن حضرت برسانند، گفتند پس ما را یاد بده که چگونه صلوات بفرستیم گفت بگوئید: اللّهمّ اجعل صلواتک و رحمتک و برکاتک على سیّد المرسلین و امام المتّقین و خاتم النبیین محمد عبدک و رسولک…» ↑
. احزاب/۵۶: «خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مىفرستند. اى کسانى که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید.» ↑
. دستغیب، عبدالحسین، پیشین، ج۱، ص۲۶۶ ↑
. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، پیشین، ج۲، ص۴۹۵ : «امام صادق : هر گاه یکى از شما نماز بخواند و در نمازش نام پیغمبر را نبرد، نمازش او را به جز بهشت راه برد. رسول اکرم فرمودند: هرکس نزد او نامم برده شود و بر من صلوات نفرستد وارد آتش شود و خدا رحمتش را از او دور کند.» همچنین فرمودند: «هر کس صلوات بر من را ترک کند راه بهشت را گم کرده و به خطا میرود.» ↑
. بقره/۱۵۶: «[همان] کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد، مىگویند: «ما از آنِ خدا هستیم، و به سوى او باز مىگردیم.» ↑
. فرقان/۴۶ : « سپس آن را اندک اندک به سوى خود بازمىگیریم» ↑
. فجر/۲۷ و۲۸: « اى نفس مطمئنّه، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد» ↑
. نحل/۳۲: همان کسانى که فرشتگان جانشان را- در حالى که پاکند- مىستانند [و به آنان] مىگویند: «درود بر شما باد، به [پاداش] آنچه انجام مىدادید به بهشت درآیید.» ↑
. عبس/۱۶: «به دست فرشتگانى، ارجمند و نیکوکار» ↑
. زمر/۷۵: «و فرشتگان را مىبینى که پیرامون عرش به ستایش پروردگارِ خود تسبیح مىگویند.» ↑
. حدید/۲۰: « و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست.» ↑
. بقره/۱۵۷: « بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راهیافتگان [هم] خود ایشانند.» ↑
. احزاب/۴۳: « اوست کسى که با فرشتگان خود بر شما درود مىفرستد تا شما را از تاریکیها به سوى روشنایى برآورد، و به مؤمنان همواره مهربان است.» ↑
. احزاب/۵۶: « خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مىفرستند. اى کسانى که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید.» ↑
نظر دوم اینکه ضبط مالی ناشی از ارتشاء فقط در خصوص عین اموال کشف شده حاصل از ارتشاء مصداق دارد و در صورتی که مال ناشی از ارتشاء تلف شده یا بدست نیامده باشد نمی توان راشی را به پرداخت معادل آن محکوم نمود .[۹۸]
سئوال دیگری که در خصوص ضبط مال ناشی از ارتشاء حایز اهمیت است این است که در ماده ۵۹۲ مقرر گردیده است: «در صورتیکه رشوه دهنده برای پرداخت رشوه مضطر بوده و یا پرداخت آن را … از ماده مذکور و عبارت مال به وی مسترد می گردد استنباط می شود که قانونگذار اصل را بر این گذاشته است که راشی مالک مالی است که رشوه داده است حال اگر راشی مال کسی دیگری را بعنوان رشوه بدهد ضبط مال مذکور چه وضعیتی پیدا می کند؟
اداره حقوقی قوه قضائیه درخصوص موضوع بحث یعنی مواردی که راشی مال دیگری را بعنوان رشوه بدهد یا این موضوع سئوال که راشی اتومبیل متعلق به دیگری را به عنوان رشوه به کارمند اداره ای تحویل داده است … آیا اتومبیل باید ضبط گردد یا اینکه قیمت آن از راشی اخذ و اتومبیل به صاحبش تحویل گردد چنین پاسخ داده است: «موضوع سئوال به کیفیت مرقوم در استعلام فعل واحدی است که عناوین متعدد دارد و بر طبق ماده ۴۶ ق.م.ا. باید به مجازات اشد محکوم شود که نتیجتاً اتومبیل به صاحبش مسترد می گردد در این مورد مجازات رشوه دادن که ضبط مال است برای راشی تعیین نمیشود.»[۹۹]
پس بنابراین مال الرشاء به لحاظ تعلق آن به دیگری قابلیت ضبط به عنوان مجازات راشی را ندارد.
مسئله: در موارد ذیل تکلیف مال ناشی از ارتشاء چه خواهد بود؟
الف) در صورتی که راشی شناسایی نشده و به همین جهت تحت تعقیب قرار نگیرد.
ب) در صورتی که مرتشی تبرئه شود و راشی با اقرار خود محکوم گردد.
بند «الف» ناظر به حالتی است که مرتشی به اقرار خود یا به دلایل دیگری محکوم می گردد و قاعدتاً دادگاه باید تکلیف وجه یا مال تحصیل شده از ارتشاء را معین نماید و از آنجایی که راشی شناسایی نگردیده و به تبع آن تحت تعقیب واقع نشده، زمینۀ محکومیت راشی و به دنبال آن صدور حکم به ضبط مال الرشاء به عنوان تعزیر راشی وجود ندارد و در این حالت ممکن است تصور شود که دادگاه می تواند مال الرشاء را با توجه به محکومیت مرتشی به نفع دولت ضبط نماید اما این تصور مطابق موازین قانونی نخواهد بود زیرا ممکن است راشی شناسایی و تحت تعقیب قرار گیرد و درجریان محاکمه ضمن دفاع موجه به علت اضطرار یا غیر آن استحقاق برائت داشته باشد که در این حالت مال الرشاء باید به وی مسترد گردد در حالی که با عقیده فوق مال الرشاء قبلاً ضبط گردیده است. نظر دیگر این است که مال الرشاء از سوی مرجع قضایی (در صندوق یا انبار دادگستری یا سازمان قضایی) نگهداری شود که این امر نیز نه تنها مستند به قانون نیست بلکه معقون و منطقی نیز به نظر نمی رسد چون اساساً معلوم نیست که تا چه زمانی باید مال الرشاء نگهداری شود و در صورتی که موضوع رشوه مال منقول یا غیر منقول باشد عواقب و عوارض نگهداری آن چگونه خواهد بود و بالاخره نظریه سوم که قابل دفاع و اجرا بوده و با ساز و کارهای قانونی و جاری مطابقت دارد این است که وجه یا مال موضوع رشوه مطابق ضوابط مقرر در قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی و اساسنامۀ ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ستاد ادارۀ اموال در اختیار ولی فقیه) و به حکم دادگاه در اختیار آن ستاد قرار گیرد تا مطابق مقررات مربوط نگهداری شده و یا به فروش برسد.
پرسش بند «ب» ناظر به حالتی است که مرتشی به لحاظ فقد دلیل یا عدم کفایت دلیل تبرئه گردد اما راشی اقرار به پرداخت رشوه نموده باشد که در این حالت از آنجایی که راشی مدعی است که وجه یا مال را به مرتشی داده و امکان باز گرداندن وجه یا مال به علت تبرئۀ مرتشی نیز وجود ندارد و بالتبع امکان محکوم کردن راشی به ضبط مال الرشاء به نفع دولت نیز وجود ندارد و به فرض اینکه محکوم کردن راشی هم در متن رأی ممکن باشد اجرای آن امکان پذیر نخواهد بود چون وجه یا مال مورد اقرار راشی به مرتشی داده شده است. در این خصوص دو نظر وجود دارد، یک نظر این است که اساساً محکوم کردن راشی با وجود تبرئۀ مرتشی به علل غیر شخصی نظیر عوامل موجهه صحیح نیست و بنابراین چنین فرضی امکان وقوع پیدا نخواهد کرد. به عبارت دیگر در صورتی که مرتشی به علل غیر شخصی تبرئه گردد راشی نیز باید تبرئه گردد. در این دیدگاه به نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه به شماره ۸۷۱۱/۷- ۲۹/۱/۷۴ نیز مستند شده است.
اما همان گونه که در مبحث مربوط بیان گردید محکومیت راشی با اقرار به پرداخت رشوه به فرض اینکه برای اثبات ارتشاء دلایل کافی موجود نباشد، ممکن بوده و مستند به آراء متعدد از محاکم و تأیید آن در دیوان عالی کشور است از این رو فرض سئوال به شرح بند دوم امکان وقوع دارد لذا در پاسخ باید قایل باشیم که در چنین حالتی با توجه به تبرئۀ مرتشی موضوع ضبط مال ناشی از رشوه در صدور رأی و یا دست کم در اجرای آن منتفی است و این امر هیچ خللی به محکومیت راشی به مجازات حبس یا جزای نقدی و تبرئه مرتشی وارد نمی سازد .[۱۰۰]
سئوال دیگری که قابل طرح است این است که اگر شخص مبلغی به واسطه بدهد تا به عنوان رشوه به مأمور دولت پرداخت کند و واسطه بخشی از آن را به مأمور داده و بخشی را خود تصاحب نماید آیا راشی به نسبت مجموع مرتکب پرداخت رشوه شده است یا به نسبت مبلغی که به مأمور تحویل شده است ؟ در هر حال آیا مبلغ تصاحب شده از سوی واسطه نیز به عنوان وجه الرشاء قابل ضبط است یا خیر؟
در این خصوص لازم است ابتدا توافق یا عدم توافق راشی با مرتشی را مورد توجه قرار دهیم به این معنی که اگر راشی و مرتشی به پرداخت و دریافت مبلغی توافق نمایند و در زمان اجرایی شدن این توافق شخص واسطه از مبلغ مورد توافق و آنچه که از راشی دریافت کرده مبلغی را با آگاهی مرتشی برای خود بردارد و ما بقی را به مرتشی بدهد کل مبلغ مورد توافق ملاک عمل خواهد بود به عبارت دیگر میزان رشوه همان است که مورد توافق راشی و مرتشی واقع شده و واسطه، وسیلۀ پرداخت آن بوده است و باید آن را پرداخت می نمود بنابراین مبلغ تصاحب شده از سوی واسطه نیز در این حالت جزئی از مال موضوع ارتشاء محسوب خواهد شد.
اما در صورتیکه توافقی بر میزان و مبلغ مال یا وجه از سوی راشی و مرتشی واقع نگردیده باشد و واسطه بخشی از وجه یا مال متعلق به راشی را (بدون تعیین مقداری که باید به مرتشی بدهد و تحویل وی شده) برای خود بردارد و ما بقی را به مرتشی بدهد میزان و مبلغی که به مرتشی داده شده دارای عنوان وجه الرشاء و مبلغی که برای خود برداشته است خارج از عنوان وجه الرشاء است و حسب مورد و با جمع شرایط می تواند از مصادیق تحصیل وجه یا مال به طریق فاقد مشروعیت قانونی باشد، بر این اساس پاسخ ذیل سوال نیز روشن خواهد شد و آن اینکه در هر حال آنچه که به عنوان ضبط مال ناشی از رشوه موضوع حکم دادگاه قرار می گیرد وابسته است به اینکه، موضوع توافق طرفین برای پرداخت و دریافت بوده است یا خیر؟
با این استدلال روشن می شود که حتی اگر واسطه مبلغی زاید بر مبلغ مورد توافق راشی و مرتشی به مرتشی بدهد نسبت به مبلغ زاید بر موضوع توافق، شخصاً به عنوان راشی محسوب می گردد .[۱۰۱]
گفتار دوم: مجازات های تبعی و تکمیلی اختلاس و ارتشاء
نکته ای که در رابطه با مجازات ارتشاء و اختلاس بیانش ضروری می باشد، اینست که (علاوه بر مجازاتهای مقرر در مواد ۱۱۸و۱۱۹ ق.م.ج.ن.م. و مواد۳،۴و۵ قانون تشدید مجازات و مواد…، مرتکبین ارتشاء و اختلاس ممکن است به تحمل مجازاتهای دیگری بعنوان مجازات تبعی و یا تکمیلی به حکم قانون و یا به حکم دادگاه صادر کننده رأی محکوم شوند).
به عبارت دیگر، گاهی قانون گذار، علاوه بر مجازاتی که برای یک عمل مجرمانه پیش بینی کرده است با توجه به نوع جرم ارتکابی و درجه اهمیت آن، مجازات دیگری هم تعیین می کند،[۱۰۲]برخی از این گونه مجازات ها را تبعی و بعضی را تکمیلی یا تتمیمی گویند که ذیلاً راجع به آنها توضیح مختصری داده میشود:
بند اول: مجازاتهای تبعی و تکمیلی اختلاس
مجازات اضافی سالب حقوق اجتماعی یا مدنی، اگر به حکم قانون و ناشی از محکومیت جزائی و از آثار آن و بدون نیاز به ذکر آن در حکم دادگاه توسط مرجع قضایی باشد، و به خودی خود و به تبع مجازات اصلی، محکوم علیه مجبور به تحمل آن باشد، مجازات تبعی تلقی میشود.[۱۰۳]
مثال: اگر یک نظامی در رابطه با اختلاس مبلغی بیش از یک میلیون(۱۰۰۰۰۰۰) ریال تا ده میلیون (۱۰۰۰۰۰۰۰) ریال به موجب بند ب ماده ۱۱۹ ق.م.ج.ن.م. به رد مال مورد اختلاس، جزای نقدی معادل دو برابر مال مورد اختلاس، تنزیل دو درجه یا رتبه و بیش از پنج سال حبس محکوم شود، بدون نیاز به ذکر در حکم دادگاه و بلکه به حکم ماده ۱۲ همان قانون، خود به خود از خدمت اخراج می گردد.
همچنین اگر کارمند یک اداره دولتی به جهت اختلاس مبلغ یکصد هزار (۱۰۰۰۰۰) ریال و به استناد ماده ۵ قانون تشدید مجازات به رد مال مورد اختلاس وپرداخت جزای نقدی معادل دوبرابر مال مورد اختلاس و دوسال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شود، به حکم بند ۴ ماده ۱۰ لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۵/۱۲/۱۳۳۳ از داشتن اجازه وکلالت خود به خود محروم خواهد شد.
همچنین به استناد بند ۲ ماده ۱۲۳۱ قانون مدنی مصوب ۱۸/۲/۱۳۰۷ نباید به سمت قیومت تعیین شود.
گاهی مجازات سالب حقوق اجتماعی یا مدنی به حکم قانون نبوده، بلکه به حکم دادگاه رسیدگی کنندۀ به جرم اما با اجازه قانون می باشد. به عبارتی گاهی دادگاه رسیدگی کننده به جرم با توجه به نوع بزه ارتکابی و درجه اهمیت آن و شخصیت و خصوصیات رفتاری و روحی مجرم، تشخیص می دهد که علاوه بر اعمال مجازات اصلی، محکوم علیه را از بعضی حقوق اجتماعی یا مدنی برای مدت معینی محروم نماید.
لذا با اجازه ای که قانون به دادگاه داده مرجع قضائی رسیدگی کننده، محرومیت مورد نظر خود را ضمن صدور حکم راجع به جرم ارتکابی، قید خواهد کرد. مثل آنکه دادگاه رسیدگی کننده یا درج در حکم صادره مرتکب اختلاس را به استناد ماده ۱۹ ق.م.ا. و یا ماده ۱۵ ق.م.ج.ن.م. برای مدت معینی حسب مورد از اقامت یا خدمت در نقطه معین منع نماید. اینگونه مجازات تکمیلی را، مجازات تکمیلی اختیاری می گویند.
البته گاهی ممکن است اعمال مجازات تکمیلی یا تتمیمی توسط دادگاه بنا به تکلیف قانونی، اجباری…،
و به عبارتی قانون دادگاه را مکلف به اعمال آن مجازات تکمیلی کرده باشد. مثل مواردی که دادگاه بنا به تکلیف ماده واحده قانون راجع به جلوگیری از عمل قاچاق توسط وسایل نقلیه موتوری مصوب ۹/۸/۱۳۳۶موظف است که حکم به ضبط وسیله نقلیه متعلق به مرتکب نیز- علاوه بر تعیین مجازات اصلی - صادر نماید،[۱۰۴] اینگونه مجازات تکمیلی را ، مجازات تکمیلی اجباری می نامند. به هر حال دادگاه مکلف است که مجازات تکمیلی را اعم از اینکه اختیاری باشد و یا اجباری، در حکم خود به صراحت قید نماید .[۱۰۵]
اگرچه با توجه به معنای لغوی (تتمیم) یا (تکمیل)، تعیین مجازات تتمیمی منوط به تعیین حداکثر مجازات قانونی جرم استنباط می شود، ولی چون قانونگذار تعیین مجازات تتمیمی را منوط به تعیین حداکثر مجازات قانونی جرم ندانسته، علیهذا نگارنده عقیده دارد که پس از محکوم کردن مرتکب چه به حداکثر و چه به کمتر از آن، دادگاه می تواند حکم به مجازات تتمیمی متناسب نیز صادر نماید. چنانکه اداره حقوقی قوه قضائیه نیز طی نظریه شماره ۸۳۹۵/۷ مورخ ۳۰/۱۱/۸۱ اعلام کرده: ((با توجه به ماده ۱۹ ق.م.ا. تعیین مجازات تتمیمی منوط به تعیین حداکثر مجازات قانونی جرم نیست و دادگاه در جرائم تعزیری یا بازدارنده پس از محکوم کردن مرتکب چه به حداکثر چه به کمتر از آن می تواند مجازات تتمیمی متناسبی در حدود ماده ۲۰ آن قانون تعیین نماید)).[۱۰۶]
بند دوم: مجازات های تبعی و تکمیلی ارتشاء
منظور از مجازاتهای تبعی مجازاتهایی هستند که به تبع محکومیت و بدون نیاز به ذکر شدن در حکم دادگاه بر محکوم علیه بار می شوند.
از سوی دیگر، مجازاتهای تکمیلی(تتمیمی) مجازاتهایی هستند که در صورت ذکر شدن در حکم دادگاه به محکوم علیه تحمیل می گردند.
در فصل سوم قانون راجع به مجازت اسلامی سال ۱۳۶۱ به مجازتها و اقدامات تامینی و تربیتی و تبعی و تکمیلی اشاره شده بود لیکن در ق.م.ا. سال ۱۳۷۵ تنها به مجازاتها و اقدامات تأمینی و تربیتی اشاره کرده و در ماده ۱۹ قانون مذکور مقرر شده است:
((دادگاه می تواند کسی را که بعلت ارتکاب جرم عمدی به تعزیر یا مجازات باز دارنده محکوم کرده است بعنوان تتمیم حکم تعزیری یا بازدارنده مدتی از حقوق اجتماعی محروم و نیز از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع یا به اقامت در محل معین مجبور نماید)).
و در ماده ۲۰ که جانشین تبصره ماده ۱۴ قانون راجع به مجازات اسلامی شده است مقرر گردیده است:
((محرومیت از بعض یا همه حقوق اجتماعی و اقامت اجباری در نقطه یا نقاط معین با ممنوعیت از اقامت در محل معین باید متناسب با جرم و خصوصیات مجرم در مدت معین باشد. در صورتی که محکوم به تبعید یا اقامت اجباری در نقطه ای یا ممنوعیت از اقامت در نقطه معین در اثنای اجرای حکم محل را ترک کند یا به نقطه ممنوعه بازگردد، دادگاه می تواند با پیشنهاد دادسرای مجری حکم، مجازات مذکور را تبدیل به جزای نقدی یا زندان نماید)).
بنابراین با توجه به مواد فوق الذکر وبا عنایت به اینکه مجازات ارتشاء نیز از نوع تعزیر می باشد دادگاه می تواند علاوه بر مجازاتهای مقرر قانونی مجازاتهای تتمیمی مقرر در ماده ۱۹ ق.م.ا. را برای متهم مقرر دارد.
مبحث دوم: واکنش کیفری ارفاقی
این مبحث شامل دوگفتار است. در گفتار اول می خواهیم ببینیم آیا مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء در قانون کیفری ایران قابل تعلیق هست یا خیر؟ و در گفتار دوم در خصوص آزادی مشروط و شرایط اعطای آزادی مشروط مطالبی را شرح خواهیم داد.
گفتار اول: تعلیق مجازات
مطابق بند ۲ ماده ۳۰ ق.م.ا.، مجازات اختلاس و ارتشاء قابل تعلیق نیست اما تبصره ۳ ماده قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری و ماده ۱۲۲ق.م.ج.ن.م. حکم خاصی را پیش بینی کرده و مقرر می دارد:
((هرگاه مرتکب اختلاس قبل از صدور کیفر خواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد نماید دادگاه او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف می نماید و اجرای مجازات حبس را معلق ولی حکم انفصال درباره او اجرا خواهد شد)).[۱۰۷]
در رابطه با توضیح ماده ۱۲۲ق.م.ج.ن.م. لازم است بیان شود که مرتکب اختلاس در صورتی مشمول مقررات ماده مذکور خواهد شد که شخص مرتکب تمام وجه یا مال مورد اختلاس را قبل از صدور کیفر خواست مسترد نماید والا چنانچه مأمورین کشف جرائم، یا بستگان مرتکب و یا غیر، همان مال مورد اختلاس را برگردانند مرتکب اختلاس مشمول ماده مذکور نخواهد شد. البته در صورتی که بستگان مرتکب یا اشخاص ثالث با رضایت مرتکب، اموال را مسترد نماید مرتکب مشمول مقررات مذکور در ماده فوق خواهد بود. زیرا ممکن است قبل از صدور کیفر درخواست به جهت بیماری یا بازداشت و یا عذر دیگری مرتکب شخصاً قادر به برگرداندن مال مورد اختلاس نباشد. همچنین است اگر مرتکب به قید سپردن وثیقه آزاد باشد ولی در سفر به سر ببرد و بنا به سفارش مرتکب، بستگان یا دوستان او مال مورد اختلاس را برگردانند.
در مورد قانون تشدید مجازات، ارتشاء و کلاهبرداری، آیا میتوان برای تعلیق کارمند یا بازداشت وی، چنانچه متهم به معاونت در ارتکاب جرم باشد، استفاده نمود؟
مراد از مرتکب مذکور در ماده ۷ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری، مباشر جرائم مذکور است و تعمیم آن به معاون جرم که در واقع تفسیر موسع قانون می باشد بر خلاف اصول قضائی و غیر صحیح است. و نیز توجه به این نکته حایز اهمیت است که اساساً تعلیق اجرای مجازات معاون با معاونین مرتکب اختلاس منع قانونی ندارد. زیرا مستفاد از تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات این است که قانونگذار صرفاً تعلیق اجرای مجازات مختلس را مشروط به استراد تمام مال مورد اختلاس نموده، اما در رابطه با تعلیق اجرای مجازات معاون با معاونین مختلس ساکت است. بنابراین در صورت احراز شرایط مذکور در ماده ۲۵ ق.م.ا. و با رعایت سایر موارد مربوط به تعلیق اجرای مجازات قانون مذکور، تعلیق اجرای مجازات معاون یا معاونین مختلس منع قانونی ندارد و بلااشکال است، کما اینکه علی رغم بندهای ۱و۳ ماده ۳۰ ق.م.ا. که تعلیق اجرای مجازات معاونت در اعمال مستوجب حد یا معاونت در وارد کردن یا ساختن و یا فروش مواد مخدر را قانونگذار منع کرده، تعلیق اجرای مجازات معاونت در اختلاس را ممنوع اعلام نکرده است. مضافاً اینکه سیاست کیفری قانونگذار نیز این بوده که اساساً مجازات مرتکبین شروع به جرم و معاونت در جرم اخف از مجازات مرتکبین جرم تام و مباشر جرم باشد. بنابراین تعلیق اجرای مجازات مرتکبین شروع به اختلاس، معاونت در اختلاس و معاونت در شروع به اختلاس به نظر می رسد که بلااشکال است، اگرچه مرتکب اختلاس مشمول مقررات تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات نیز واقع نشود و اجرای مجازات وی معلق نشده باشد.
اداره حقوقی قوه قضاییه طی نظریه شماره ۳۸۳۳/۷ مورخ ۱۲/۱۰/۱۳۶۹درباره تعلیق اجرای مجازات شرکاء بزه اختلاس چنین نظر داده که: ((تعلیق مجازات شرکاء بزه های اختلاس، ارتشاء، جعل و استفاده از سند مجعول جایز نیست)).[۱۰۸] البته به نظر می رسد که نظریه مذکور ناظر به مواردی است که تمام وجه یا مال مورد اختلاس قبل از صدور کیفر خواست مسترد نشده باشد زیرا در اینگونه موارد تعلیق جزای مجازات مباشر و شرکاء جایز نخواهد بود. ضمناً نبایستی بند دوم ماده ۳۰ ق.م.ا. مصوب ۸/۵/۱۳۷۰ که قانونی عام و مؤخر است. و اجرای مجازات مرتکبین اختلاس را غیر قابل تعلیق شمرده است، و پاسخ تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس وکلاهبرداری مصوب ۱۵/۹/۱۳۶۷ که قانونی خاص و مقدم است محسوب نمود. زیرا که حسب نظر اصولیین، عام مؤخر ناسخ خاص مقدم نمی باشد. و از طرفی چون قانون تشدید مجازات مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و قانون مجازات اسلامی مصوب مجلس شورای اسلامی است، حسب نظر شورای نگهبان مصوبات مجلس شورای اسلامی نمی تواند ناسخ مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد. کما اینکه اداره حقوقی قوه قضائیه نیز خود همین عقیده را داشته لذا در نظریه شماره ۴۳۹/۷ مورخ ۲۳/۱/۱۳۷۳ اعلام می دارد: ((بند ۲ماده ۳۰ ق.م.ا. که مقرر می دارد: مجازات کسانی که به جرم اختلاس یا ارتشاء یا کلاهبرداری…محکوم می شوند، قابل تعلیق نیست حکم عام است و مقررات تبصره ۳ ماده ۵ ق.ت.م. مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷، حکم خاص و به موجب آن اگر متهم به ارتکاب اختلاس تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد دارد، دادگاه می تواند او را از پرداخت تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف و اجرای مجازات حبس را معلق نماید، چون طبق قائده اصولی عام ناسخ خاص نمی باشد، بنابراین حکم خاص تبصره ۳ ماده فوق الشعار به قوت خود باقی است و دادگاه در خصوص مورد میتواند به مفاد آن عمل و حکم حبس محکوم علیه را طبق مقررات معلق نماید و به همین دلیل بین تبصره ذیل ماده ۱ ق.ت.م. مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری با تبصره ۳ ماده ۵ تعارضی نیست و بین آنها حالت عام و خاص وجود دارد ولاغیر)).[۱۰۹]
همچنین طی نظریه شماره۲۷۳/۷ مورخه ۱۸/۱/۱۳۷۳ اعلام می دارد: ((با توجه به تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال ۱۳۶۴مجلس شورای اسلامی که در تاریخ ۱۵/۹/۱۳۶۷ به تأیید و تصویب نهائی مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده است امر خاصی که با شرایط خاص که عبارتست از اینکه متهم به اختلاس قبل از صدور کیفر خواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد نموده باشد دادگاه می تواند او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف کند و مجازات حبس را معلق نماید و ماده ۳۰ ق.م.ا. مصوب سال ۱۳۷۰ در بند ۲ مجازات محکومیت به جرائم مندرج در این بند را قابل تعلیق ندانسته است و چون طبق تفسیر شورای نگهبان مصوبات مجلس شورای اسلامی نمی تواند ناسخ مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد لذا ماده ۳۰ ق.م.ا. ناسخ تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال ۱۳۶۷ نمی باشد)).[۱۱۰] بعضی از صاحب نظران حقوق جزا نیز تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات را، استثنائی بر بند ۲ ماده ۳۰ ق.م.ا. دانسته اند.[۱۱۱]
در رابطه با تعلیق جزای مجازات مرتکبین اختلاس ماده ۱۲۲ ق.م.ج.ن.م. مصوب ۵/۱۰/۱۳۸۲ مجلس شورای اسلامی مقرر می دارد: ((چنانچه نظامی مرتکب اختلاس قبل از صدور کیفر خواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد کند، دادگاه او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف می نماید و اجرای مجازات حبس را معلق ولی حکم تنزیل درجه یا رتبه را درباره او اجراء خواهد نمود)).[۱۱۲]
در خصوص شرایط استفاده از امتیاز مقرر در ماده ۱۲۲ شایان ذکر است که اولاً متهم باید با میل و اراده خود وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد کند. در غیر این صورت چنانچه اموال توسط مأموران بدون همکاری و راهنمایی متهم کشف و ضبط گردد و یا حتی شخص ثالث بدون درخواست وی وجوه یا اموال را مسترد نماید، متهم نمی تواند از مزایای مذکور در ماده موصوف استفاده کند. زیرا اراده او در کشف و یا استراد وجه یا مال مورد اختلاس مدخلیت نداشته است.[۱۱۳]
چکیده: از جمله مشکلات اساسی که همواره مانع بزرگ پیشرفت کشاورزی در جهان بوده، شوری آب و خاک است. تحقیقات محدودی در زمینهی تأثیر متقابل کوددهی و شوری بر عملکرد گیاهان در کشور انجام شده است. برای بررسی تأثیر سطوح مختلف فسفر بر عملکرد گیاه ذرت در خاکهای شور منطقهی اردبیل، آزمایشی با ۱۰ سطح شوری (۷۵/۰=۱S، ۲۰/۱=۲S، ۲۹/۲=۳S، ۳۰/۳=۴S، ۲۵/۴=۵S، ۱۱/۵=۶S، ۱۹/۶=۷S، ۸۰/۸=۸S، ۸۸/۱۰=۹S، ۰۰/۱۴=۱۰S دسیزیمنس بر متر) و فسفر در ۵ سطح (۰= ۱P، ۵۰= ۲P، ۱۰۰= ۳P، ۲۰۰= ۴P، ۴۰۰= ۵P کیلوگرم در هکتار) به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در ۳ تکرار در شرایط گلخانهای اجرا گردید. نمونه های خاک از ۴۵ نقطهی مختلف دشت زرناس اردبیل تهیه شد. پس از تعیین خصوصیات خاک، تعداد ۱۰ نمونه خاک با ویژگیها و شوری مختلف برای انجام آزمایش انتخاب گردید. فاکتور فسفر از منبع فسفات دی آمونیوم تأمین گردید. نتایج نشان داد که با افزایش سطح فسفر، شاخصهای رشد (ارتفاع گیاه، قطر ساقه، تعداد و سطح برگ و شاخص کلروفیل برگها)، وزن تر و خشک بخش هوایی و ریشهی گیاه به طور معنیداری افزایش یافتند در حالی که با افزایش سطح شوری به طور معنیداری کاهش یافتند. اثر متقابل شوری و فسفر بر شاخص کلروفیل برگ و وزن تر و خشک بخش هوایی و ریشهی گیاه ذرت در سطح احتمال ۱درصد معنیدار بود در حالی که بر سایر شاخصهای رشد معنیدار نبود. تأثیر شوری بر EC و pH خاک پس از برداشت در سطح احتمال ۱ درصد معنیدار بود در حالی که تأثیر فسفر و اثر متقابل شوری و فسفر بر EC و pH خاک معنیدار نبود. شوری و فسفر بر فسفر قابل جذب خاک پس از برداشت و غلظت فسفر بخش هوایی و ریشه تأثیر معنیداری داشت.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول :مقدمه و مروری بر تحقیقات گذشته ۱
۱-۱- مقدمه ۱
۱-۲- مروری بر تحقیقات گذشته ۵
۱-۲-۱- شوری ۵
۱-۲-۱-۱- تنش شوری ۵
۱-۲-۱-۲- انواع تنش شوری ۵
۱-۲-۱-۳- اهمیت توجه به تنش شوری ۶
۱-۲-۲- خاک شور ۷
۱-۲-۲-۱- وسعت شوری در جهان و ایران ۸
۱-۲-۳- علل شوری ۹
۱-۲-۳-۱- علل پیدایش خاکهای شور در ایران ۱۰
۱-۲-۴- اثرهای مخرب شوری ۱۰
۱-۲-۵- تعریف تحمل شوری ۱۲
۱-۲-۶- اهمیت استفاده از گیاهان متحمل شوری ۱۳
۱-۲-۶-۱- انواع گیاهان از نظر تحمل شوری ۱۳
۱-۲-۶-۲- مکانیسمهای تحمل تنش شوری ۱۳
۱-۲-۶-۳- خلاصه راهکارهای تحمل شوری در مراحل مختلف رشدی هالوفیتها ۱۶
۱-۲-۷- اثر شوری بر جنبه های فیزیولوژیکی ۱۶
۱-۲-۸- فسفر ۱۷
۱-۲-۹- مقدار و اشکال فسفر خاک ۱۸
۱-۲-۹-۱- مقدار فسفر در خاک ۱۸
۱-۲-۹-۲- اشکال فسفر در خاک ۱۸
۱-۲-۱۰- تغییرات میزان فسفر خاک ۱۹
۱-۲-۱۰-۱- برداشت به وسیلهی گیاه ۲۰
۱-۲-۱۰-۲- تحرک فسفر خاک ۲۰
۱-۲-۱۱- فسفر در گیاه ۲۱
۱-۲-۱۱-۱- نقش فسفر در گیاه ۲۲
۱-۲-۱۱-۲- نشانه های کمبود و بیشبود فسفر در گیاه ۲۲
۱-۲-۱۲- اهمیت اقتصادی ذرت ۲۴
۱-۲-۱۳- مبدأ، تکامل و پراکنش ذرت ۲۴
۱-۲-۱۴- گیاهشناسی ذرت ۲۵
۱-۲-۱۵- مورفولوژی و فیزیولوژی ذرت ۲۸
۱-۲-۱۵-۱- سیستم ریشهای ۲۸
۱-۲-۱۵-۲- ساقه ۲۸
۱-۲-۱۵-۳- برگ ۲۹
۱-۲-۱۵-۴- گلآذین ۳۰
۱-۲-۱۵-۵- دانه ۳۰
۱-۲-۱۶- اکولوژی ذرت ۳۱
۱-۲-۱۶-۱- پراکندگی جغرافیایی ۳۱
۱-۲-۱۶-۲- خاک ۳۱
۱-۲-۱۶-۳- دما ۳۲
۱-۲-۱۶-۴- رطوبت ۳۲
۱-۲-۱۶-۵- نور ۳۳
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
۲-۱- مقدمه
امروزه یکی از مسائل، مهم و اساسی سازمانها در محیط رقابتی و نامطمئن، عامل مدیریت آنهاست. با توجه به این که در دنیای کنونی در پشت هر ماشین بزرگ اقتصادی نام یک مدیر به چشم میخورد، بدون شک اعمال مدیریت اثربخش و کارآ ضامن موفقیت سازمان در رسیدن به اهداف و راهبردهای خود است (فردیآذر، ۱۳۸۰). در این میان نیاز به مدیریت ویژه در دانشگاهها و مراکز علمی به دلیل نقش بسیار مهم این مراکز به لحاظ تعلیم و تربیت نیروی انسانی متخصص، اهمیت بسیاری دارد (فتاح، ۱۳۷۸).
موفقیت یا عدم موفقیت هر سازمان را مدیریت هوشمندانه و سازماندهی برتر امور آن تعیین میکند. فلسفه وجودی مدیریت در تربیت بدنی و ورزش بیانگر این حقیقت است که مقوله تربیت بدنی و ورزش به عنوان یک تشکیلات گسترده و در عین حال پیچیده، نیاز به مدیران ماهر و کارآمد در سطوح مختلف دارد (کوزهچیان، ۱۳۷۹).
مدیران ورزشی در عرصه سازمانهای ورزشی دارای جایگاه والا و پراهمیتی می باشند و نقش آنان چنان مهم است که از آنها به عنوان محور اصلی و سکاندار سازمانهای ورزشی نام برده میشود. مدیران با اتکا به دانش، تجربیات و اطلاعات خویش نقش اصلی را در جهت رساندن ورزشکاران به سکوهای افتخار ایفا میکنند. درست به همان اندازه که برنامههای تربیت ورزشکاران مهم است، برنامه تربیت مدیران نیز باید مهم باشد. اهمیت نقش مدیران در تربیت و موفقیت ورزشکاران، لزوم شناخت وضعیت و تواناییهای آنان و متعاقبا توسعه آنها را ضروری میسازد. توسعه تواناییهای مدیران بدون بهرهگیری از یک سیستم نظارت و ارزیابی عملکرد امکانپذیر نیست. بازخورد ۳۶۰ درجه یکی از سیستمهای ارزیابی جدید است که با مزایای بیشتر نسبت به سایر روشهای ارزیابی، میتواند این امکان را فراهم کند.
از آن جایی که ارزیابی هر کاری بدون شناخت از تمام جوانب آن، از اثربخشی آن میکاهد؛ ابتدا باید با مدیر، مدیریت، مفاهیم و ابعاد آن آشنا شد تا بتوان بهتر آن را مورد ارزیابی قرار داد. بنابراین در این فصل ابتدا به مفاهیم مدیریت، فلسفه مدیریت، نقش مدیر، مهارتهای مدیر، شیوههای رفتاری مدیر، ویژگیهای مدیر موفق و معیارهای ارزیابی او پرداخته شده است. در ادامه با اشاره به ضرورت ارزیابی مدیران، مبانی نظری ارزیابی عملکرد کورد بررسی قرار گرفته و با مقایسه سیستمهای ارزیابی سنتی و جدید، روش ارزیابی بازخورد ۳۶۰ درجه به عنوان یک روش جدید شرح داده شده است. در این راستا از پژوهشهای مختلفی در این زمینه استقاده گردید. اگرچه پژوهش مورد استفاده با سازمانبندیهای متفاوتی به موضوع پرداختهاند، اما تلاش شده است تا حد ممکن اطلاعات در چند بخش مشخص و متجانس ارائه گردد.
۲-۲- مدیر کیست؟ مدیریت چیست؟
مدیر عبارت از کسی است که دارای ابواب جمعی و فهرست زیر مجموعه بوده و علاوه بر خود مسئول کار دیگران نیز میباشد. بنابراین مدیر تنها به وزیر وزارتخانه یا مدیر عامل یک سازمان گسترده و رئیس یک اداره اتلاق نمیشود بلکه مسئول یک شرکت یا اداره کوچک، سرپرست یک کارگاه و مسئول یک بخش و یا یک قسمت و گروه نیز خود مدیر بشمار می رود و وظیفه مدیریت را بردوش میکشد. مدیریت چیست؟ از مدیریت تعریفهای گوناگونی ارائه شده از جمله: ۱- هنر همانگ ساختن یک مجموعه و هدایت آن بسوی مقصد مطلوب را مدیریت گویند. ۲- هنر اداره کردن و به کارگیری مجموعه امکانات و استعدادهای مادی و معنوی در یک سازمان را بر اساس آگاهیهای مناسب برای رسیدن به اهداف تعیین شده سازمانی مدیریت گویند. ۳- هنر سامان بخشی، سازماندهی، هماهنگ و همسوسازی، رهبری و کنترل فعالیتهای دسته جمعی برای نیل به هدفهای مطلوب و مورد نظر با حداکثر کارایی و بازدهی را مدیریت میگویند. ۴- فن سازماندهی، سامان بخشی، بسیج و کنترل نیروهای انسانی و به کارگیری آنها در راستای اهداف از پیش تعیین شده سازمانی را مدیریت گویند. مدیریت را برخی هنر و برخی علم میدانند در حالی که مدیریت آمیزهای از علم و هنر و تجربه است. از ویژگیهای مدیریت به کارگیری همه امکانات و استفاده از همه استعدادها و قابلیتهای موجود و جلوگیری از هرز و هدر رفتن نیروها، توامندیها و امکانات و سرعت عمل بخشیدن به اقدامات و عملکردها میباشد. علم عبارت از یکسری حقایق و دانشهایی است که تحت نظم و قاعده بوده و قابل اثبات هستند. آشنایی به قوانین حاکم میان پدیدهها را علم نامند. میزان موفقیت یا عدم موفقیت هر دستگاهی بستگی تام و تمام به نحوه مدیریت آن دستگاه دارد (احمدی جود، ۱۳۸۸).
مدیریت ورزشی مانند تمام گرایشهای مدیریت علمی با سود بردن از چارچوبهای علم مدیریت تبیین میشود. آگاهی از دانش مدیریت برای مدیران ورزشی در جهت اداره بهتر امور و وظایف محوله امری لازم و ضروری است. مدیریت ورزشی در استانداردهای امروزی ورزش به دو شکل قابل مشاهده است: ۱- حیطهای که حاکی از تلاش حرفهای است و در آن مشاغل متنوع مدیریتی مرتبط با ورزش وجود دارد.
۲- حوزه ای است که بر کسب آمادگی حرفهای از طریق آموزش یک رشته تحصیلی اشاره دارد و در بسیاری از مؤسسات آموزش عالی دیده میشود (سجادی، ۱۳۷۸).
۲-۳- وظایف مدیریتی
وظایف مدیریتی یک مدیر، فرآیندی است که از آن برای جهت دادن به برنامههای ورزشی به سوی هدفهای تعیین شده، استفاده میشود. در بحث وظایف مدیریت از پنج وظیفه اصلی سخن به میان آمده است:
-
- برنامهریزی
-
- سازماندهی
-
- به کار گماردن
-
- رهبری/هدایت
-
- نظارت/کنترل
البته غیر از تقسیم بندی فوق نویسندگان مختلف تقسیمبندیهایی دیگری نیز ارائه دادهاند. برای نمونه لوترگیولیک وظایف هفت گانهای به شرح ذیل برای مدیریت بیان کرده است :
-
- برنامهریزی
-
- سازماندهی
-
- به کار گماردن
-
- هدایت
-
- هماهنگ کردن
-
- گزارش دادن
-
- بودجه بندی
برخی دانشمندان مدیریت موضوع ایجاد انگیزه و نوع آوری را به عنوان دو وظیفه مدیریت دانسته و برخی دیگر بودجهبندی، گزارش دادن و به کار گماردن را جزوء وظایف اصلی مدیریت نمیدانند و بسیاری نیز هماهنگی را به جای وظیفه مدیریت، هدف مدیریت به حساب میآورند. برچ[۱] در کتاب معروف خود «اصول و تجربه مدیریت» مدیریت را در چهار عنصر خلاصه میکنند که عبارتند از برنامهریزی، کنترل، هماهنگی و ایجاد انگیزه. فایول نیز وظایف پنجگانهای برای مدیریت قائل است که عبارتند از: برنامهریزی، سازماندهی، هدایت، کنترل و هماهنگی.
با توجه به اینکه هماهنگی بیش از آنکه یک وظیفه باشد، هدف مدیریت محسوب میگردد؛ میتوان وظایف اصلی مدیریت را در پنج عامل برنامهریزی، سازماندهی، تأمین نیروی انسانی، هدایت و کنترل خلاصه کرد ( تولایی، ۱۳۸۶).
۲-۳-۱- برنامهریزی
زمانی مدیر نیازمند برنامهریزی است که جدول برنامههای یک ترم تحصیلی را تنظیم کند، هدفهای یک ترم تحصیلی را مشخص کند، تدارکات لازم را برای مسابقات ورزشی دانشگاهی و امثال آن فراهم نماید.
از طریق برنامهریزی، پیش بینی میشود چه اقدامی باید صورت گیرد، ترتیب آنها چگونه باید باشد و چه کسی یا کسانی باید انجام امور را بر عهده گیرند. برنامهریزی یعنی تعیین هدفها و اتخاذ تصمیمات جدید درباره اینکه این اهداف با چه ترتیب و یا چه نتیجهای محقق شوند. برنامهریزی یکی از ارزندهترین عوامل کسب موفقیت مدیران است (دباغیان، ۱۳۷۵).
محاسن برنامهریزی
برنامهریزی در هر سازمان محاسن زیادی دارد که مهمترین آنها به شرح ذیل است:
۱-تحقیق اهداف سازمان.
۲-برنامهریزی، به ایجاد فرصت برای اجرای تصمیمها کمک میکند.
۳-برنامهریزی به اجرای منظم طرحها و تحقق اهداف سازمان کمک میکند.
۴-برنامهریزی عامل تطبیق رشد سریع فنآوری محیط با سازمان.
۵-برنامهریزی موجب تسریع رشد اقتصادی در سطح کلان میشود.
۶-برنامهریزی به تقویت روحیه کار گروهی کمک میکند و به افزایش کارآیی سازمان می انجامد (ابی زاده،۱۳۹۱).
۲-۳-۲- سازماندهی
سازماندهی یکی از وظایف مدیریت، و شامل فعالیتهایی برای طراحی ساختار سازمانی، تعیین مسئولیت افراد و شرح وظایف آنها، طبقهبندی مشاغل، واگذاری اختیارات و … است. در تعریفی دیگر میتوان گفت: سازماندهی، گروهبندی فعالیتها برای دستیابی به اهداف، تخصیص هر گروه از فعالیتها به مدیر، به همراه قدرت و اختیار لازم برای نظارت بر آن و تأمین هماهنگی در ساختار سازمان است. این عمل معمولاً پس از برنامهریزی صورت میگیرد؛ یعنی برای سازمان دادن به کارها، لازم است ابتدا هدف و برنامه مشخص شده باشد. سازماندهی در حکم فرآیندی است که به صورت پیوسته و مستمر ادامه دارد و حیات سازمانی به اطمینان از وجود ساختاری که اثربخشی و کارایی را حاصل گرداند، بستگی خواهد داشت (فیضی، ۱۳۸۳).
طبق نظر برخی از اندیشمندان علوم مدیریت، جزئیات وظایف مدیر برای سازماندهی عبارت است از:
-
- تأمین عوامل انسانی و مادی مورد نیاز برای تحقق برنامه تنظیم شده
-
- برقرار نمودن ساختار رسمی سازمان (اصل سلسله مراتب و اصل وحدت فرماندهی) برای هدایت اختیارات و اجرای هماهنگ فعالیتها
-
- تعریف نمودن وظایف و تشویق و ترغیب نمودن کارکنان برای پذیرش مسئولیت و ارائه ابتکارات
-
- استفاده نمودن از اصل نظم و ترتیب و حفظ انضباط تا ادارات هر سازمان به وسیله مدیران شایسته بتوانند بهترین خدمات را ارائه کنند (نیکواقبال، ۱۳۷۸).
۲-۳-۳- تأمین نیروی انسانی
تأمین نیروی انسانی یکی از وظایف اصلی مدیریت محسوب میشود. اساسا بعضی از وظایف مدیریت مانند برنامهریزی و سازماندهی وقتی در عمل تحقق پیدا میکند که نیروی انسانی مناسب و متخصص برای اجرای آن وجود داشته باشد. تعاریف متنوعی درباره طرحریزی و تامین نیروی انسانی بیان شده که در اینجا فقط به دو نمونه از آن اکتفا میشود (حسینی و همکاران، ۱۳۸۸).
۱- وظیفه مدیریت در تامین نیروی انسانی عبارت است از پر کردن مشاغل ساختار سازمانی از طریق شناسایی نیازمندیهای نیروی کار، ذخیره کردن افراد در دسترس، استخدام، انتخاب، جایگزینی، تشویق، ارزیابی، جبران و آموزش افراد مورد نیاز میباشد.
۲- روشی که از طریق آن مدیریت تشخیص میدهد چطور سازمان میتواند از موضع فعلی به موضع مورد نظر برسد. از طریق طرحریزی تلاش میشود نیروی انسانی مناسب، به تعداد مورد نیاز، در زمان و مکان مناسب به دست آید و از این راه، هم سازمان و هم افراد سازمان به منافع مورد نظر خود برسند.
۲-۳-۴- هدایت
یکی از وظایف اساسی مدیر هدایت و سرپرستی نیروی انسانی سازمان است. این وظیفه یعنی تلاش مدیر برای ایجاد انگیزه و رغبت در زیردستان جهت دست یافتن به اهداف سازمان، با ارزشهای فرد و ارزشهای حاکم بر جامعه ارتباط دارد. وظیفه هدایت مدیر شامل سه بخش است:
که ضرایب وزنی هستند.
(۳-۸۷)
در نهایت با جاگذاری در رابطه بالا، ضرایب وزن بدست میآیند.
(۳-۸۸)
که برابر است با:
(۳-۸۹)
لازم به ذکر است که ، اعداد مختلط هستند. روند بالا را میتوان برای تعداد نقاط بیشتر ارتقاء داد. اما (Yang & Hong, (2009 معتقد است که این تعداد نقطه، خصوصاً برای مسائلی که حوزه نزدیک را در آنها بررسی میکنیم، کفایت می کند. علت این است که، المان نامحدود شبیه سازی استهلاک هندسی و میرایی شعاعی نیم فضا را با ضریب استهلاک دامنه موج، که خود تقریبی است، انجام میدهد. در فصل بعد برای ارزیابی جوابها از نقاط بیشتری استفاده شده است که نتایج افزایش نقاط بررسی خواهد شد.
۳-۹ میرایی مصالح
وقتی مصالح در مقابل بارگذاری تغییر شکل می دهند، قسمتی از انرژی به صورت انرژی کرنشی و مقداری انرژی باقی مانده بدلیل اصطکاک داخلی ذرات مصالح، مستهلک می شود که آن را انرژی استهلاکی مینامند. به منظور مدل سازی این دو انرژی، میتوان از مدول برشی مختلط به عنوان مدل رفتاری مصالح استفاده کرد.
(۳-۹۰)
که مدول برشی مصالح و ضریب اتلاف است. نسبت میرایی هیستریسیس ، نصف مقدار است.
(۳-۹۱)
در این نوع میرایی، با افزایش کرنش، میرایی مصالح نیز افزایش مییابد.
(Seed et al., (1986 معتقداند که میرایی خاک بیشتر وابسته به کرنش مصالح است تا فرکانس خاک. بهمین منظور در این مطالعه از میرایی هیستریسیس استفاده شده است و رفتار مصالح را ویسکوالاستیک[۲۳] در نظر میگیریم.
محققان مختلفی در مطالعات خود از این مدل استفاده کرده اند. کاسل و روست، ۱۹۷۷؛ چو و اسمیت، ۱۹۸۱؛ مدینا و پنزین، ۱۹۸۲؛ ژنگ و ژائو، ۱۹۸۷؛ دیبارس و لوکو، ۱۹۹۴؛ ینگ و همکاران، ۱۹۹۶؛ یرلی و همکاران، ۱۹۹۸ و گراندمن و همکاران، ۱۹۹۹؛ از جمله این افراد هستند. البته در برنامه های کامپیوتری مثل SHAKE و FLUSH نیز از این مدل رفتاری برای آنالیز خاک استفاده می شود. برای مصالح ویسکوالاستیک ثابت لمه[۲۴] و مدول یانگ به شرح زیر هستند (Yang & Hong, 2009).
(۳-۹۲)
(۳-۹۳)
که ثابت لمه برابر است با
(۳-۹۴)
با توجه به اینکه در این مطالعه از مدول رفتاری ویسکوالاستیک استفاده شده است، برای ماتریس سختی در هر دو روش المان محدود و المان نامحدود از استفاده گردیده است.
(۳-۹۵)
اگر مصالح به صورت ویسکوالاستیک در نظر گرفته شود، باید به این نکته توجه داشت که سرعت موج به سرعت مختلط موج تغییر یابد. چون سرعت موج تابعی از مشخصات مصالح است. روابط زیر نشان دهنده سه نوع موج موجود در نیم فضای الاستیک هستند.
(۳-۹۶)
در روابط بالا ، و به ترتیب سرعت موجهای برشی، فشاری و ریلی هستند. مدول برشی مصالح، ثابت لمه، ضریب پوآسون و چگالی مصالح است. همان طور که ملاحظه می شود امواج مختلف همگی تابعی از مشخصات مصالح هستند. پس در حالت ویسکوالاستیک سرعت امواج را به صورت مقدار مختلط خواهیم داشت.
(۳-۹۷)
که نسبت میرایی هیستریسیس است. با جایگزینی سرعت موج با نوع مختلط آن، قطعاً عدد موج نیز باید به صورت مقدار مختلط بیان شود.
(۳-۹۸)
در حالت ویسکوالاستیک نکتهای که در کاربرد انتگرال عددی نیوتن-کوتس وجود دارد، این است که با انتخاب عدد موج به صورت مقداری مختلط، باید توجه داشت که عبارت در روش نیوتن-کوتس، که همان عدد موج است، باید به صورت عددی مختلط وارد محاسبات شود.
۴-تحلیل و بررسی نتایج
۴-۱ تعیین سیستم اندرکنش خاک و سازه و خواص دینامیکی آن
عمل تعیین اندرکنش خاک و سازه شامل مدل کردن دینامیکی سازه، تعیین امپدانسهای پی و در نظر گرفتن شرایط فصل مشترک پی و سازه میباشد. مشاهدات تحقیقی نشان دادهاند که فقط تعدادی از مودهای ارتعاشی طبیعی سیستم اندرکنش خاک و سازه برای واکنشهای زلزلهای سازه مهم میباشند. سیستم دینامیکی اندرکنش خاک و سازه را میتوان با برهم نهی توأم اثرات سیستم پی و سازه تشکیل داد. در این مطالعه از بررسی نحوه تعیین سیستم سازهای صرف نظر شده است و تنها تعیین سیستم پی مد نظر قرار گرفته است. البته اثر وجود سازه روی پی لحاظ شده که در ادامه به آن میپردازیم.
۴-۱-۱-تعیین سیستم پی
مشخص نمودن سیستم پی شامل بدست آوردن سختی دینامیکی یا امپدانسهای دینامیکی محیط پی در ارتباط با درجات آزادی حرکت فصل مشترک پی و سازه میباشد.
از آنجایی که محیط پی نسبت به ابعاد سازه نیمه بینهایت است، برای آن از یک مدل نیمفضا استفاده می شود. این مسئله بسیار حائز اهمیت است که هر تکنیکی که برای مدل سازی محیط بینهایت پی بکار میرود، قابلیت شبیه سازی مکانیزم میرایی تابشی پی را داشته باشد. مدلی که این خاصیت را داشته باشد به امواج ایجاد شده ناشی از عکس العملهای دینامیکی سازه در پی سازه، اجازه میدهد که به میدان دور مدل تحلیل بروند و مستهلک شوند. برای مدل سازی محیط پی، هم یک نیم فضای پیوسته و هم یک نیم فضای مجزا شده[۲۵] قابل استفاده است.
رفتار محیط پی را میتوان با بهره گرفتن از نیم فضای یکنواخت یا نیم فضای لایه بندی شده با رفتار الاستیک یا ویسکوالاستیک، مدل سازی کرد. میرایی مادی پی، می تواند در شکل مکانیزم میرایی لزج یا میرایی پسماند مدل سازی شود. لایه بندی خاک یا باید به صورت صریح مدل سازی شود یا اثر لایه بر روی امپدانسهای پی در نظر گرفته شود.
۴-۱-۲-روشهایی برای تعیین امپدانس پی
یک گام اساسی در روش های تحلیل دینامیکی مسائل اندرکنش خاک و سازه، تعیین یا محاسبه توابع امپدانس با بهره گرفتن از روشهای عددی یا تحلیلی، در ارتباط با یک پی انعطاف پذیر یا صلب، ولی بدون جرم است.
کلید حل چنین مسئلهای محاسبه ماتریس توابع امپدانس دینامیکی است که نیروها و لنگرهای هارمونیک را به جابجاییها و دورانهای هارمونیک در قسمت پایهای پی و خاک ارتباط میدهد. چنین سیستمی با یک سیستم واقعی برابر است با این تفاوت که در آن پی و سازه فوقانی بدون جرم فرض میشوند. اطلاعات مربوط به امپدانسهای دینامیک در تحلیل اندرکنش ارتعاشی خاک-پی-سازه مورد نیاز هستند.
بطور کلی عناصر ماتریس امپدانس تابعی از فرکانس هستند. که آن را به صورت زیر نشان میدهیم.
(۴-۱)
ماتریس امپدانس را ماتریس سختی دینامیکی را نیز نام گذاری کرده اند. همانطور که ذکر شد این ماتریس ارتباط دهنده نیروها به جابجاییها است.
(۴-۲)
معکوس این ماتریس را ماتریس ضرایب دینامیکی یا ماتریس نرمی مینامند. بنابراین
(۴-۳)
باید به این نکته در آنالیز اندرکنش خاک و سازه توجه داشت که از نقطه نظر حرکت موج، مسئله ارتعاش خاک و سازه به دو دسته کلی تقسیم می شود. دسته اول، مسئله تابش موج[۲۶] یا مسئله میدان داخلی[۲۷] است که انرژی موج در میدان نزدیک تولید شده و به سمت میدان دور و بینهایت، به صورت امواج مختلف انتشار پیدا می کند. مثالهایی که برای این نوع مسائل ارتعاش پی میتوان بیان کرد، حرکت قطار روی خطوط آهن، مسائل ارتعاش ماشینهای واقع شده روی پی و مسائل ارتعاش ناشی از بارگذاری ضربهای روی سطح زمین، مثل فرود آمدن هواپیما و انفجار روی سطح زمین، هستند.