مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه درباره :تدوین مدل تخصیص کمی وکیفی آب در حوضه‌های آبریز کاربرد تئوری ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
 

خشکسالي ضعيف

 

 

 

31/1-

 

 

 

34

 

 

 

نرمال

 

 

 

37/0

 

 

 

35

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با توجه به آنکه در سال­های تر و نرمال معمولاً مشکلی در تأمین نیازها وجود ندارد، سیاست تخصیص در این سال­ها برمبنای ذخیره­سازی آب جهت سال­های خشک می­باشد. در صورتی که در سال­های خشک تأمین نیازهای آببران و نیاز زیست­محیطی در اولویت می­باشد. براساس سیاست­های ذکر شده و سعی و خطا ضرایب وزنی مناسب برای تابع هدف در مدل تخصیص کمی و کیفی اولیه و مدل ردیاب انتخاب شد. در سناریوهای تیپ خشک نیز جهت افزایش پایداری سیستم، حداقل تأمین نیاز زیست­محیطی، برابر با شصت درصد نیاز زیست محیطی قرار داده شد. در شکل 6-1 الی 6-3 عملکرد مخزن، در سه تیپ سناریو ارائه شده است. با بررسی نمودارها می‌توان دریافت با افزایش آورد به مخزن مقدار آب رها شده و درصد تأمین نیاز افزایش می­یابد. در سال­های تر و نرمال، براساس سیاست اعمال شده، سیستم به گونه ­ای عمل می­ کند تا حجم مخزن به حجم حداکثر خود برسد. در نمودار سال‌های خشک به خوبی می‌توان عملکرد مخزن را مشاهده نمود. برای نمونه در ماه مهر سال دوم با توجه به کاهش آورد رودخانه مقدار تأمین نیاز و حجم مخزن نیز کاهش یافته است. البته از آنجایی که برنامه به صورت چند دوره‌ای عمل می‌کند -مقدار بهینه رها شده را به گونه‌ای انتخاب می‌کند که در سال‌های بعدی نیز سیستم دچار کمترین مشکل شود- هیچگاه جهت تأمین نیازها حجم مخزن به مقدار حداقل نمی‌رسد مگر در ماه‌های پایانی افق طرح.
پایان نامه - مقاله - پروژه
شکل 6-1: عملکرد مخزن در سناریو ترسالی
شکل 6-2: عملکرد مخزن در سناریو نرمال
شکل 6-3: عملکرد مخزن در سناریو خشک
در شکل‌های 6-4، 6-5، 6-6 و 6-7 مقدار تأمین نیاز آببران یک تا چهار ارائه گردیده است. تخصیص کمی و کیفی اولیه نشان می­دهد سیستم در تأمین نیاز آببران در سال­های تر و نرمال مشکلی ندارد. در سال­های خشک که سیستم با کمبود آب مواجه است تخصیص آب بین آببران براساس شاخص عدالت و بهره­وری به گونه ­ای صورت می­گیرد که تأمین نیاز آببری که دارای زمین کشاورزی و ضریب سود بیشتر نسبت به سایر آببران است در اولویت قرار بگیرد. شکل­ها نیز گویای این امر هستند و می­توان دید که سیستم، تأمین نیاز آببران را با اولویت آببر یک (شبکه آبیاری)، چهار، سه و دو به ترتیب انجام می­دهد.
شکل 6-4: نسبت مقدار آب تخصیص داده شده به نیاز آبی (آببراول)
شکل 6-5: نسبت مقدار آب تخصیص داده شده به نیاز آبی (آببردوم)
شکل 6-6: نسبت مقدار آب تخصیص داده شده به نیاز آبی (آببرسوم)
شکل 6-7: نسبت مقدار آب تخصیص داده شده به نیاز آبی (آببرچهارم)
در شکل 6-8 می­توان مقدار TDS در سه نقطه کنترلی در سناریو خشک را مشاهده نمود. همانگونه که انتظار می‌رفت، مقدار TDS کنترل شده و کمتر از مقدار مجاز می­باشد. نقطه سوم در محلی قرار گرفته است که تمام زه‌آب بازگشتی وارد رودخانه می‌شود و با توجه به آنکه مقدار TDS موجود در آب وابسته به غلظت بار آلودگی وارد شده می‌باشد این نقطه از حساسیت بالاتری برخوردار است و غلظت TDS در این نقطه نسبت به سایر نقاط بالاتر است. در سایر نقاط در ماه‌هایی که مقدار TDS در زه‌آب بازگشتی و بالادست سیستم بیشتر است مانند فروردین، مقدار TDS بحرانی می‌باشد.
شکل 6-8: تغییرات TDS در نقاط کنترل کیفی در حالت خشکسالی
در ادامه نتایج مربوط به مدل تخصیص کمی و کیفی همکارانه ارائه شده است. به عنوان نمونه، مقدار تخصیص داده شده به هر یک از آببران در حالتی که همه آببران با یکدیگر همکاری می‌کنند (ائتلاف کل[46]) در سناریو خشک در جدول 6-2 ارائه شده است. همانطور که می­توان مشاهده کرد، در حالت همکارانه، به آببری که دارای سود بیشتر است آب بیشتر تعلّق می­گیرد تا سود ائتلاف، حداکثر شود. برای مثال در ماه مهر سال اول به آببر اول و دوم که سود بیشتری ناشی از کشت

نظر دهید »
طرح های پژوهشی انجام شده درباره ارزیابی رابطه بین عملکرد شرکت،مدیریت سرمایه در گردش و محدودیت مالی در بورس ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

و) آزمون همگنی یا ثبات واریانس‌ها:
برای ارزیابی برقراری پیش‌فرض همگنی، همسانی یا ثبات واریانس‌ها، در تحقیقات مرتبط یا مشابه، معمولاً از نمودار پراکنش باقیمانده‌های استانداردشده در مقابل پیش‌بینی‌های استانداردشده یا از آزمون همسانی واریانس‌های وایت استفاده شده است. در صورت استفاده از نمودار پراکندگی وجود تقارن حول خط صفر و عدم وجود روند در نمودار مذکور نشان‌دهنده همگنی در واریانس می‌باشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
در این تحقیق از آزمون همسانی آرچ با دو معیار فیشر و کااسکوئر استفاده شده است. در این آزمون، فرض صفر برابری یا همسانی واریانس‌ها در مقابل نابرابری آن‌ها به‌عنوان فرض مخالف تعریف شده است. نتایج آزمون همسانی واریانس‌ها در جدول شماره ۴-۱۱ خلاصه شده است:

 

 

جدول (۴-۱۱): آزمون همسانی واریانس‌ها (آرچ)

 

شرح معیار آزمون آماره آزمون سطح معنی‌دار نتیجه آزمون
مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در سطح کل نمونه آزمون فیشر
آزمون کای دو
۱۴/۵
۰۹/۵
۰٫۰۲۴
۰٫۰۲۴
همسانی واریانس‌ها رد می‌شود.
مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در سطح شرکت‌های با محدودیت مالی آزمون فیشر
آزمون کای دو
۰۲۲/۰
۰۲۲/۰
۰٫۸۸۱
۰٫۸۸۰
همسانی واریانس‌ها پذیرفته می‌شود.
مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در سطح شرکت‌های با عدم محدودیت مالی آزمون فیشر
آزمون کای دو
۹۵/۱۰
۶۹/۱۰
۰٫۰۰۱
۰٫۰۰۱
همسانی واریانس‌ها رد می‌شود.

بر مبنای نتایج آزمون به شرح جدول ۴-۱۱، سطح آزمون در هر دو آزمون فیشر و کااسکوئر در سطح کل شرکت‌های نمونه و نیز در سطح شرکت‌های با عدم محدودیت مالی به سمت صفر میل کرده و کمتر از ۵ و ۱ درصد می‌باشد؛ بنابراین هم در سطح ۹۵ و هم در سطح ۹۹ درصد اطمینان می‌توان فرض صفر مبنی بر ثبات، همسانی یا برابری واریانس‌ها را در دو سطح مذکور رد کرد. این موضوع از رد فرض  ناشی می‌گردد. چنین شرایطی در رگرسیون سبب خواهد شد که نتایج OLS کاراترین نباشد برای رفع ناهمسانی واریانس جملات اخلال از روش کمترین مجذورات تعمیم‌یافته (GLS) استفاده می‌نماییم. به‌علاوه بر مبنای نتایج آزمون به شرح جدول ۴-۱۱، سطح آزمون در هر دو آزمون فیشر و کااسکوئر در سطح شرکت‌های با محدودیت مالی به سمت یک میل کرده و بیشتر از ۵ درصد می‌باشد؛ بنابراین در سطح ۹۵ درصد اطمینان می‌توان فرض صفر مبنی بر ثبات، همسانی یا برابری واریانس‌ها را در دو سطح مذکور تأیید کرد.

نظر دهید »
پژوهش های انجام شده درباره مطالعه ی تطبیقی شاهنامه ی فردوسی با منابع بیزانسی، ارمنی ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در روایت سبئوس امپراتور پسر خوانده­ی خود به نام فیلیپیکوس[۳۱۲] را به عنوان فرمانده­ی ارتش مشخص کرد، و جان[۳۱۳] از منطقه­ ارمنستان و نرسس[۳۱۴] را با ارتشش از سوریه پشتیبان آن­ها کرد. آن­ها سه هزار سواره نظام در صفوف صد نفره، هزار نفره و گردان­ها را بر اساس پرچمشان سان دیدند. ایشان توافق کردند، که نیروهای سرزمین ارمنستان را که در آن زمان در دسترس بودند جمع­آوری کنند. تعداد ایشان حدود پانزده هزار نفر شامل گردان­های هر یک از اشراف در صفوف صد نفره و هزار نفره بود.[۳۱۵]
سبئوس گزارش جامعی از تعداد کل نیروها ارائه نمی­دهد، اما در گزارشش اشاره می­ کند که بندوی و بسطام با حدود هشت هزار نیروی سواره با آن­ها بودند.[۳۱۶]
تئوفیلاکت تعداد کل لشکر خسروپرویز را شصت هزار نفر می­داند، و از این نظر که از جان میستاکن و نارسس به عنوان فرماندهان لشکر نام می­برد،[۳۱۷] و رفتن بندوی و بسطام را به ارمنستان گزارش می­ کند،[۳۱۸] با روایت سبئوس مطابقت دارد.
اواگریوس تعداد افراد لشکر را بر نمی­شمرد، و آن را تشکیل شده از بخش کاملی از محافظان امپراتوری و تمام ارتش روم با فرماندهانشان می­داند.[۳۱۹] روایت او در این مورد که امپراتور به خسروپرویز هدایای سلطنتی بخشید، با گزارش فردوسی هماهنگ است.[۳۲۰]
او همچنین گزارش می­ کند که ملکه­ی روم به همسران خسروپرویز و فرزندان آن­ها توجه نمود.[۳۲۱] این موضوع در منابع دیگر گزارش نشده است. اواگریوس انگیزه­ امپراتور برای کمک به خسروپرویز را تفکر او درباره ناپایداری دنیا و عقب­گرد وجود انسان می­داند، و هیچ اشاره­ای به تعهدات خسروپرویز نمی­کند.[۳۲۲]
پایان نامه - مقاله - پروژه
اما تئوفیلاکت سیموکاتا اشاره به سفارت دومی از سوی خسروپرویز به بیزانس دارد. در این سفارت دوم است که ماوریکیوس و سنا کاملاً متقاعد شدند به خسروپرویز کمک کنند. بر طبق روایت او هنگامی که امپراتور مشغول بررسی تقاضای خسروپرویز بود، خسروپرویز به شهر هیراپولیس رفت و فرمانده کومنتیولوس بر اساس دستور امپراتور با وی به احترام رفتار کرد. کومنتیولوس در مکانی به نام بدامس [۳۲۳]با خسروپرویز ملاقات کرد و تدارکات سلطنتی و گاردی با شکوه به او داد. در نهمین روز، خسروپرویز ساتراپی به نام میراگدان را به عنوان پیک به پادگان میافارقین فرستاد؛ با این فرمان که به آن­ها اعلام کند مالکیت داشتن بر شهر برایشان اشتباه است، زیرا جوانمردی امپراتور ایرانیان را به دوستان ایشان تبدیل کرده است. از بین بزرگان ایرانی او بسطام را به ارمنستان فرستاد؛ به وی دستور داد تا به آذربایجان برود و برای وی وفاداری ایرانیانی را که در آن­جا زندگی می­ کنند برقرار سازد.[۳۲۴]
تئوفیلاکت چنین ادامه می­دهد:
«در همان حال، خسرو، پیک دیگری فرستاد که به ساکنان میافارقین می­گفت با شدت تمام از شهر محافظت کنند، و به فرمان نخستین او توجه ننمایند. او حق دوستی را زیر پا گذاشت، زیرا ملت ایران بی­ارزش است و از آغاز، زندگیشان با خیانت، فریب و خودستایی همراه است».[۳۲۵]
در این قسمت تئوفیلاکت به وضوح دیدگاه خود را درباره ایرانیانی که مشغول جنگ با آن­ها بودند و بسیاری از سرزمین­های بیزانس را متصرف گردیده بودند ارائه می­دهد، و گاه و بیگاه سعی می­ کند نفرت خود را از آنان با مناسبت­های تاریخی تطبیق دهد. این روایت، مبنی بر دغل­بازی خسروپرویز در هیچ منبعی یافت نمی­ شود. بسیار بعید به نظر می­رسد که خسروپرویز چنین عمل نابخردانه­ای انجام داده باشد، زیرا خسروپرویز هنوز شاه ایران نشده بود، و شهر میافارقین تحت فرمان او نبود. اگر چنین فرمان محرمانه­ای به دست یکی از عمال بهرام چوبین یا مخالفان خسروپرویز در شهر می افتاد، و آن­ها آن را به رومیان ارائه می­دادند، خسروپرویز احتمالاً جان خود را به خاطر چنین خیانتی از دست می­داد. پس بسیار بعید است که او در حالی­که کمک رومیان را در دست داشت، به این اقدام غیرمنطقی دست زده باشد. تئوفیلاکت گزارش می­ کند که خسروپرویز با تأخیر در کمک امپراتور مواجه شده بود؛ بنابراین تلاش کرد تا به او نزدیک شود. اما ماوریکیوس که از هدف خسروپرویز آگاه شده بود با نامه­ای وی را از آمدن باز داشت. تئوفیلاکت دلیل این کار وی را این می­داند که امپراتور به شهرت توجه نکرد، و به آن علت که دور شدن خسروپرویز از مرز ایران می­توانست باعث تحکیم قدرت بهرام چوبین شود این نامه را نوشت.[۳۲۶] اواگریوس نیز گزارش می­ کند که خسروپرویز پس از آمدن تا شهر هیراپولیس دوباره به عقب برگشت، زیرا ماوریکیوس تصمیمش را گرفته بود و به منفعت خسروپرویز بیشتر توجه داشت تا شهرت شخصی خودش.[۳۲۷]
۲-۱-۱ سخنرانی سفیر ایران در روایت تئوفیلاکت
تئوفیلاکت گزارش می­ کند که در آغاز بهار خسروپرویز سفرایی نزد امپراتور فرستاد. در سومین روز، امپراتور یک گردهمایی تشکیل داد و با احترام سفرا را پذیرا شد. برجسته­ترین سفیر ایران با مقدمه­ای پر از زاری شروع به سخنرانی کرد و سعی نمود توجه امپراتور را جلب نماید. در ادامه تئوفیلاکت متن آن سخنرانی را ارائه می­دهد که به دلیل طولانی بودن آن، در این­جا فقط به نکات اصلیش اشاره می­گردد.
او در ابتدا امپراتور روم را تعیین کننده­ سرنوشت خسروپرویز و بهرام چوبین دانست و بهرام چوبین را ویران کننده­ ایران خواند. سپس به استدلال برخی رومیان اشاره کرد که می­گفتند وضع آشفته­ی ایران به نفع رومیان است، اما این را درست ندانست به این دلیل که اگر ایرانیان قدرت را از دست بدهند به سرعت قدرتی دیگر جایگزین آن­ها می­ شود؛ زیرا بزرگترین قدرت­های جهان هیچ­گاه از وجود یک مدیر محروم نمی­شوند. سپس جایگزینی مادها بر بابلی­ها، پارس­ها بر مادها، و پس از اینها اشکانیان را مثال زد.[۳۲۸]
این جمله­ تئوفیلاکت دلالت بر اطلاع ساسانیان از تاریخ سلسله­های پیش از خود دارد، که البته متون پهلوی و ایرانی آن را تأیید نمی­کنند. این احتمال وجود دارد که تئوفیلاکت از خود آن را افزوده باشد، اما با دقت بیشتر متوجه می­شویم که در بین آن­ها اشاره­ای به سلسله­ی سلوکی که به نوعی هم ریشه با بیزانس هم بوده ­اند نمی شود. ممکن است کسی آن را اتفاقی بداند، اما به هر حال نباید این نکته را از نظر دور داشت که یونانیان و رومیان از سلسله­های تاریخی ایرانی (یعنی از مادها به بعد) آگاه بودند. با وجود سفارت­های فراوانی که در آن دوران بین دو کشور وجود داشته است بسیار بعید به نظر می­رسد، که راجع به چنین موضوعاتی صحبتی به میان نیامده باشد، و ساسانیان به کتاب­های آن­ها دسترسی پیدا نکرده باشند. به عقیده­ی نگارنده این­که در کتب پهلوی و خدای­نامه­ ها اشاره­ا­ی به سلسله­های تاریخی پیشین نمی­ شود، به دلیل بی اطلاعی آن­ها از این مسئله نیست، بلکه سیاست آن­هاست که با تکیه بر تاریخ ملی، خود را وارث به حق کیانیان بدانند، و حتی خاک روم و اقوام شرقی را ارث اجداد خود بشمارند، و بدین صورت مشروعیتی از بین نرفتنی برای خود ایجاد کنند؛ مشروعیتی که باعث شکست سردار دلاوری چون بهرام چوبین گردید. در واقع بهرام چوبین تنها از رومیان شکست نخورد، بلکه از نفاق داخلی کشور نیز شکست خورد که حاصل همان مشروعیت­سازی ساسانیان بود. طبق آن فلسفه چگونه یک سردار هر چقدر هم که دلاور باشد می ­تواند به تخت تکیه زند در حالیکه وارث واقعی کیانیان هنوز زنده است؟ پس نتیجه می­گیریم که تاریخ ملی ایرانیان به نفع ساسانیان بوده است.
این سیاستی بوده است که آن­ها در داخل ایران به کار گرفته بودند، اما رومیان و یونانیان خود به تاریخ ایران آگاهی زیادی داشتند. پس سفیر ایران نمی­توانسته است در حضور امپراتور بیزانس اسطوره­های کیانیان را به عنوان تاریخ اصلی پیش از خود مطرح کند، و در آن شرایط خاص خود را مورد طعنه­ی دربار او قرار دهد. در اینجاست که سفیر ایران بین سیاست داخلی و خارجیشان تفاوت قائل گردید، و به واقعیت تاریخ ایران اشاره نمود. پس این احتمال وجود دارد که در حقیقت چنین صحبت­هایی از دهان سفیر خسروپرویز بیرون آمده باشد. با این حال نمی­ توان این استدلال هواردجانستون را نادیده گرفت که معتقد است صحبت هایی که تئوفیلاکت به دهان سفیر ایران منسوب کرده است مناسب فضای سال ۵۹۰ نیست بلکه مناسب اتفاقات معاصر با زمان تئوفیلاکت یعنی هجوم اعراب مسلمان است که نظم سابق جهانی را بر هم زده بود؛[۳۲۹] به خصوص این جمله­ سفیر ایران که در مقابل مخالفت برخی رومیان با کمک به آن­ها اظهار داشت، که اگر ایرانیان قدرت را از دست بدهند به سرعت قدرتی دیگر جایگزین آن­ها می شود؛[۳۳۰] استدلال هواردجانستون را قوت می­بخشد، زیرا تئوفیلاکت خود شاهد ضعف حکومت ساسانی و قدرت گرفتن اعراب و درهم شکستن رومیان به دست آن­ها بود.
در روایت تئوفیلاکت، پس از آن، سفیر خسروپرویز به عنوان مثالی دیگر اسکندر را نوجوانی مقدونی دانست که خواست جهان را متحد کند، اما موفق نشد. او ادامه داد که اگر پارسیان (ایرانیان) از قدرت محروم شوند قدرت به ملتی دیگر می­رسد، و این کار سودی به حال رومیان ندارد. در مرحله­ بعد سفیر خسروپرویز، افتخاراتی را که با کمک به آن­ها نصیب بیزانس و امپراتور می­ شود، گوشزد کرد. پس از آن صلحی را که رومی­ها با وجود جنگ­ها و هزینه­ های بسیار به آن دست نیافته بودند، و با این کار بین ایران و بیزانس برقرار می­گردید، متذکر گردید. در ادامه به نقد هرمز پرداخت و تأکید کرد که خسروپرویز مانند پدرش نیست. سپس اشاره کرد که می­داند بهرام چوبین سفرایی را برای پس گرفتن خسروپرویز نزد امپراتور فرستاده است؛ او امپراتور را از این کار باز داشت و آن را برای رومیان شرم­آور دانست. سپس به نقد بهرام چوبین پرداخت، شورش او را خاطرنشان ساخت، و وی را مردی دانست که بر روی قولش نخواهد ماند. سپس سفیر خسروپرویز متعهد شد که ایرانیان، در ازای کمک، میافارقین را پس دهند؛ دارا را به عنوان هدیه پیشنهاد دهند، و از ارمنستان چشم بپوشند. در پایان، سفیر به امپراتور اعلام کرد که اگر بخشی از یک معامله­ی کامل­تر را جا انداخته است، امپراتور آن را بیان کند. در پایان این گزارش، تئوفیلاکت روایت می­ کند که امپراتور و سنا به خاطر فن بیان خوب سفرا، تحت تأثیر صحبت­هایشان قرار گرفتند و فرمان دادند که رومی­ها به خسروپرویز کمک خواهند کرد.آن فرمان اعلام شد و در شهر به اطلاع عموم رسید. در پنجمین روز سفرا به حضور قیصر رسیدند. آن­ها با هدایای سلطنتی تکریم شدند، و فرمان کتبی امپراتور را به دست آوردند. به علاوه امپراتور به همراه سفرا، سامن (سامان؟)، خسروپیروز[۳۳۱] و دیگر افرادی را که قبلاً رومیان در جنگ دستگیر کرده بودند نزد خسروپرویز گسیل کرد.[۳۳۲] در منابع دیگر اشاره­ای به آزادی اسرا نمی­ شود، اما همانگونه که دیده می­ شود نام این اسیران، ایرانی است، و احتمالاً تعدادی جنگجویان ایرانی و رومی در جنگ­های ایران و بیزانس به اسارت گرفته شده بودند، که آزاد شدن تعدادی از آن­ها به این بهانه کاملاً طبیعیست.
جان نیکیو نیز حضور سفیران ایرانی نزد امپراتور و کمک او به خسروپرویز پس از صحبت با ایشان را گزارش می­ کند.[۳۳۳]
۲-۲ پیروزی خسروپرویز بر بهرام چوبین
پس از آن مسئله­ جنگ دوباره، میان خسروپرویز و بهرام چوبین، در منابع مطرح است. در روایت شاهنامه، قیصر سپاه را به نیاطوس سپرد.[۳۳۴] پس از آمدن سپاه نزد خسروپرویز، فردوسی از دو شخص مهم در سپاه روم نام می­برد: سرگس و کوت.[۳۳۵]
بر طبق روایت تئوفیلاکت، خسروپرویز هیراپولیس را به همراهی کومنتیولوس ترک کرد و به شهر کنستانتینا[۳۳۶]رسید. به دستور امپراتور پس از مدتی کوتاه دومیتیانوس[۳۳۷] به همراهی گرگوری رهبر کشیشان انطاکیه نزد وی آمدند. خسروپرویز نیز سفرایی را به نصیبین فرستاد، و آن­ها را دعوت به سرپیچی از بهرام چوبین کرد. بهرام چوبین که از امنیت خسروپرویز آگاه شد، سفرایی را نزد امپراتور فرستاد و متعهد گردید که شهر رومی نصیبین تا امتداد سرزمینهای دجله را تسلیم کند که امپراتور نپذیرفت.[۳۳۸]
بر طبق روایت سبئوس، بهرام چوبین ارتشش را حرکت داد تا به آذربایجان رسید. آن­ها در فاصله­ای کم از یکدیگر در ایالت وارارات[۳۳۹] اردو زدند.[۳۴۰] در گزارش فردوسی نیز خسروپرویز با سپاهی گزین شده به سمت آذربایجان آمد. پس از گذشت دو هفته لشکرهای بسیاری به آن­جا آمد. شاه در دشت دوک اردو زد. پس از آن لشکر را به نیاطوس داد، و خود، با سوارانی گرد به سمت دریاچه­ی چیچست (ارومیه) رفت که موشیل ارمنی در آن­جا بود.[۳۴۱]
در روایت سبئوس، بهرام چوبین نامه­ای به موشیل ارمنی و دیگر اشراف ارمنی می­نویسد. در این­جا نکات اصلی نامه مورد بررسی قرار می­گیرد. بهرام چوبین در ابتدا تعجب خود را، از اتحاد آن­ها با خسروپرویز، بیان داشت، و به عدم ترس خود از لشکر روم اشاره کرد. سپس وفاداری ارمنیان به ساسانیان را غیرمنطقی دانست، و شورش های پدرانشان را، برای آزادی، به آن­ها خاطرنشان ساخت. آن­ها را آگاه ساخت که در صورت پیروزی خسروپرویز، او (خسروپرویز) با توافق امپراتور آن­ها را حذف خواهد کرد. سپس به اهورامزدا، به ارباب خورشید و ماه، به آتش و آب، به مهر و تمام خدایان قسم خورد که در صورت همکاری با وی پادشاهی ارمنستان را به آن­ها خواهد بخشید، و مختار خواهند بود که شاه خود را انتخاب کنند. علاوه بر آن، بهرام چوبین متعهد به واگذاری تمام سرزمین ارمنستان تا قفقاز و گذرگاه الوناک [۳۴۲]شد. از سمت سوریه متعهد به واگذاری ارواستان[۳۴۳]، نصیبین و نورشیراکان[۳۴۴] تا امتداد مرز اعراب گردید، با این استدلال که متعلق به اجداد آن­ها می­باشد. همچنین متعهد شد که از کوه زراسپ[۳۴۵] نخواهد گذشت. در نهایت سبئوس گزارش می­ کند که نامه بنا بر رسم آن­ها با نمک پیچیده و مهر شد.[۳۴۶]
به عقیده­ی نگارنده درباره آن قسمت از نامه که بهرام چوبین متعهد به پس دادن آن سرزمین­ها شد دو احتمال وجود دارد. نخست آن­که این قسمت را سبئوس یا منبعش از خود افزوده باشند. واگذاری خود ارمنستان به آن­ها تا حدی منطقی است، اما بسیار دور از انتظار است که بهرام چوبین حاضر به واگذاری دیگر قسمت­ های مذکور به آن­ها شده باشد، زیرا درست است که کمک آنان می­توانسته است برای او موثر باشد، اما نه آن­قدر که ارزش از دست دادن این سرزمین­ها را داشته باشد. اگر بهرام چوبین علاقه­مند به واگذاری چنین بخش وسیعی بود، احتمالاً چنین مذاکره­ای را با ترکان انجام می­داد که دارای سپاهی بسیار نیرومندتر و پرشمارتر از ارمنیان بودند. این قسمت می ­تواند بازتاب اشتیاق شدید ارمنیان در داشتن سرزمینی مستقل و وسیع مانند دوران تیگران باشد، که در گزارش سبئوس نیز راه جسته است. احتمال دوم این است که بهرام چوبین واقعاٌ وعده­هایی از این قبیل به آن­ها داده باشد، بدون آنکه قصد عمل کردن به آن را داشته باشد، تا بتواند بین نجبا و اشراف ارمنی دو دستگی ایجاد کند، و از کارایی آن­ها بر ضد خود بکاهد؛ زیرا اگر بهرام چوبین واقعاً قصد متحد شدن با آن­ها را داشت باید زودتر از آن دست به کار می­گشت؛ نه هنگامی که دو سپاه روبروی هم خیمه زده­اند. خود سبئوس نیز اشاره می­ کند که آن­ها نامه را علنی نکردند، تا باعث ایجاد تفرقه نشود.[۳۴۷]
طبق روایت شاهنامه، خسروپرویز نزد موشیل ارمنی رفت، و در آن­جا از دیدن بندوی شگفت­زده شد. خسروپرویز از موشیل نیز سپاس­گزاری نمود، و وعده داد که لطف او را جبران خواهد کرد؛ موشیل از خسروپرویز که سوار براسب بود خواست تا اجازه دهد پا و رکیب او را ببوسد، و خسروپرویز موافقت کرد. پس از آن خسروپرویز به همراه هیربد به آذرگشسپ رفت، و بر آیین نثار و خیرات به آتشکده کمک کرد.[۳۴۸]
شاهنامه نیز نامه­نگاری بهرام چوبین را گزارش می­ کند، اما نه نامه­ای به موشیل ارمنی بلکه نامه­ای به گستهم، بندوی، گردوی، شاپور و اندیان و دیگر یلان نامدار. نقطه­ی مشترک این نامه با نامه­ی بهرام چوبین در روایت سبئوس این است که در هر دو نامه بهرام چوبین از حکومت ساسانی انتقاد می­ کند، و برای نابودی خاندان ساسان کمک می­طلبد، و تأکید می­ کند از رومیان هراسی ندارد.[۳۴۹] در روایت شاهنامه، پیک بهرام چوبین که سپاه قدرتمند خسروپرویز را دید به بهرام چوبین خیانت کرد. او نزد خسروپرویز رفت و نامه را به وی داد. خسروپرویز نیز در پاسخ نوشت که آن­ها با بهرام چوبین خواهند بود، و به وی کمک خواهند کرد. بهرام چوبین با دریافت این پیام مصمم­تر گشت و برخلاف نصیحت پیران نزدیک خود برای جنگ به آذربایجان رفت. لیکن در روایت سبئوس، بهرام چوبین پس از آن­که جواب نامه­اش را دریافت نکرد، نامه­ی دیگری با لحن تهدید آمیز فرستاد. در آن نامه آن­ها را تهدید کرد که فردا با ارتش قدرتمندش نابودشان خواهد کرد. موشیل نیز در پاسخ وی را رجزخوان خواند و به تمجید نیروهای خود پرداخت.[۳۵۰]
در گزارش تئوفیلاکت، بندوی با دریافت پول از امپراتور آن را بین افراد خود تقسیم کرد. افرادی که در نصیبین بودند نیز به خسروپرویز پیوستند. شهر میافارقین به خاطر نامه­ی پنهانی خسروپرویز مقاومت می­کرد، اما دومیتیانس سران شهر را با صحبت و رشوه تطمیع کرد. در نهایت خسروپرویز پیکی خواجه را که رومیان پرائپوسیتوس[۳۵۱]می­نامیدند به آنجا فرستاد؛ با این توصیه که ایرانیان شهر را ترک کنند و در نصیبین مستقر شوند. ایرانیان آتش­بس اعلام کردند، و از شهر عقب نشینی نمودند. رهبران آنها به کنستانتینا رسیدند. در بین آنها سیتاس [۳۵۲]نامی بود که در زمان هرمزد چهارم با خیانت شهر را به ایرانیان تسلیم کرده بود. دومیتیانوس او را دوست بهرام چوبین خواند و از خسروپرویز تقاضا کرد تا او را تحویل داد. در روز دوم فرمانده او را در مقابل دیدگان ارتش شکنجه کرد، و در آتش سوزاند.[۳۵۳] در گزارش اواگریوس پس از تسلیم میافارقین مردم شهر سیتاس را سنگسار کردند و به میخ کشیدند.[۳۵۴]
رویدادنامه­ی ۱۲۳۴م نیز ماجرای سیتاس را گزارش می­ کند. بر طبق گزارش او سیتاس رومی مسئول محافظت از شهر میافارقین بود. ایرانیان با رشوه وی را خریدند، و او با آزاد کردن زندانیانی ایرانی که خود از روی عمد به آن­جا برده بود و باز نمودن دروازه­ها به روی لشکریان ایرانی شهر را به آن­ها تسلیم کرد.[۳۵۵]
در گزارش تئوفیلاکت پس از آن دومیتیانوس خود را به بازسازی شهر مشغول داشت، و رومیان خائن در شهر را برای مجازات به کومنتیولوس سپرد، و سپس جشنی بر پا کرد.[۳۵۶]
۲-۲-۱ جزییات پیش از نبرد در روایت تئوفیلاکت
فردوسی و سبئوس پس از آن نبرد نهایی بهرام چوبین و خسروپرویز را گزارش می­ کنند، اما تئوفیلاکت پیش از آن جزئیاتی را گزارش می­ کند که در منابع دیگر موجود نیست. بنابراین در این­جا به آن­ها پرداخته خواهد شد. بر طبق گزارش او هنگامی که بهرام چوبین نتوانست دوستی روم را جلب کند عملیات جنگی خود را آغاز نمود. او میرادورین [۳۵۷]را با نیرویی بزرگ در آناتون [۳۵۸]مستقر کرد که، در کنار فرات، در مجاورت کرکسیوم ساخته شده بود،[۳۵۹] و زادسپراتس را که اخیراً هم­ر­زم فروچانس بود به نصیبین و مناطق عرب­نشین همسایه فرستاد. زادسپراتس بابل را ترک کرد و پیک­هایی را به سولچانس [۳۶۰]فرستاد، تا ورودش را به نصیبین اعلام کنند؛[۳۶۱] اما پس از این­که پیک­ها پیام بهرام چوبین را اعلام کردند، او با آن­ها بدرفتاری کرد و در غل و زنجیر نزد خسروپرویز فرستاد. خسروپرویز سعی کرد، تا با وعده­هایی، سولچانس را متقاعد کند و او را برانگیزد تا راه صحیح را انتخاب کند.[۳۶۲] اگر این گزارش صحیح باشد، از این جمله مشخص می­ شود که این اتفاق مربوط به قبل از تسلیم میافارقین می­باشد؛ زیرا پیش از تسلیم میافارقین، سفیر خسروپرویز به اهالی آن توصیه کرد که تسلیم شوند و در نصیبین مستقر گردند؛[۳۶۳] چرا که اهالی نصیبین آن را به خسروپرویز تسلیم کرده بودند.[۳۶۴]
بر طبق گزارش تئوفیلاکت، خسروپرویز به سرجیوس که از شهدای بزرگ بود متوسل شد، و در ازای حل مشکلاتش متعهد گردید که یک صلیب معروف را که جزو غنائم ایرانیان در جنگ­های قبل به دست آمده بود با طلای کوبیده شده و جواهرات هندی تزئین بنماید، و به آن­جا پیش­کش کند. سپس تئوفیلاکت قتل زادسپراتس را گزارش می­ کند. به دستور سولچانس، رهوساس[۳۶۵] با سپاهی به نزدیکی اردوگاه زادسپراتس رفت که در دژی پناه گرفته بودند. او شب هنگام با خدعه وارد دژ شد، و زادسپراتس را که تسلیم گردیده بود، اعدام نمود و سرش را نزد سولچانس فرستاد. او نیز سر را به کنستانتینا نزد خسروپرویز فرستاد.[۳۶۶] خسروپرویز سر او را در ۹ فوریه ۵۹۱م دریافت کرد[۳۶۷] حدوداً در همین زمان سربازانی که بهرام چوبین به آناتون فرستاده بود نیز شورش کردند، فرماندهشان را کشتند و سرش را به نزد خسروپرویز فرستادند. او همچنین گزارش می­ کند که خسروپرویز اقرار کرد مسیح که در بین رومیان محترم و با عزت است، بزرگ­ترین خدایان است، و با زبانی آزاد مذهب سابق خود را انکار کرد.[۳۶۸]
به نظر می­رسد که سیاست خسروپرویز مبنی بر خوش­رفتاری با مسیحیان برای جلب کمک رومیان، و ادامه­ برخورد خوب او با آن­ها در طول دوران حکومتش، باعث شده بود که برخی منابع مسیحی در مورد او مبالغه کرده باشند. بسیار غیرمنطقی به نظر می­رسد که خسروپرویز دین زرتشتی را که در واقع تأمین­کننده­ مشروعیت او بود کنار بگذارد، و مسیحی شود. این موضوع در شاهنامه­ی فردوسی نیز منعکس شده است؛ پس از پیروزی وی بر بهرام چوبین در آنجایی­که امپراتور، لباسی با نقش صلیب برای خسروپرویز فرستاد و خسروپرویز در پوشیدن آن مردد ­گردید، زیرا نمی­خوست کسی فکر کند که مسیحی شده است؛ البته وزیر او، در پوشیدن آن لباس مشکلی نمی­دید:

 

به خسرو چنین گفت پس رهنمای
تو بر دین زرتشت پیغامبری
  که دین نیست شاها به پوشش به پای
اگر چند پیوسته ی قیصری[۳۶۹]

خود تئوفیلاکت نیز گزارش می­ کند که خسروپرویز پس از ورود به دارا به زیارتگاه رومی­ها در آنجا توهین نمود.[۳۷۰]
در ادامه­ گزارش تئوفیلاکت، خسروپرویز از امپراتور خواست تا تأخیر نیروهای متحد را متوقف کند، و همچنین به وی پول قرض دهد. امپراتور نیز علاوه بر اتحاد نظامی مقداری فراوانی پول به او داد، و خسروپرویز رسید آن پول را نزد امپراتور فرستاد. گرگوری نیز آن­جا را ترک کرد و به انطاکیه برگشت. پس از آن خسروپرویز سارامس را به سفارت نزد امپراتور گسیل داشت تا کومنتیولوس را به علت مانع­تراشی در کار و توهینی که به خسروپرویز کرده بود از سمتش غزل نماید. امپراتور نیز به جای او نارسس را برگزید. در آغاز بهار (سال ۵۹۱ م) فرمانده­ی جدید، خسروپرویز را با خود برد. مردان نصیبین، تمام فرمانروایان مقتدر و فرماندهان نیروها خسروپرویز را شاه اعلام کردند. سپس فرمانده از آن­جا به قصد دارا حرکت کرد و اردو زد. پس از ورود به دارا، خسروپرویز اقامتگاه خود را در بخش محصور واقع در زیارتگاه شهر قرار داد؛ یعنی جایی که رومیان مناسک مذهبیشان را انجام می­دادند. ساکنان دارا از کار او عصبانی گردیدند، زیرا خسرو انوشیروان پس از تصرف شهر هیچ توهینی به مذهب آن­جا انجام نداده بود. دومستیانوس از این حرکت ناراحت شد، و به سمت کنستانتینا برگشت. خسروپرویز نیز که تحقیر شده بود برجسته­ترین پیروانش را به دنبالش فرستاد، و اظهار پشیمانی نمود؛ بنابراین او برگشت. امپراتور هدایایی را به همراه یک گارد سلطنتی برای خسروپرویز فرستاد. بسیاری از ایرانیان که متوجه نیرومند شدن خسروپرویز به کمک روم گشته بودند، بهرام چوبین را رها کردند و به او پیوستند. خسروپرویز نیز برای نشان دادن حسن نیت خود شهر دارا را به امپراتور واگذار کرد، و سفیر خود دلابزاس[۳۷۱] را برای تحویل آن نزد او فرستاد. امپراتور هم خسروپرویز را پسر خویش خواند.[۳۷۲] در روایت تئوفانس نیز ماوریکیوس، خسروپرویز را پسر خود خواند.[۳۷۳] در روایت سبئوس این خسروپرویز بود که در نامه­اش خود را پسر امپراتور خواند.[۳۷۴] اواگریوس در مورد شهر دارا، پیش از جنگ نهایی، گزارش می­ کند که ایرانیان آن را تسلیم کردند.[۳۷۵]
تئوفیلاکت گزارش می­ کند که خسروپرویز، پس از آن، زن­ها و فرزندانش را به شهر سینگارا [۳۷۶]که از نظر دفاعی بسیار قوی بود فرستاد. پس از آن خسروپرویز مبودس [۳۷۷]را با دو هزار نفر از سینگارا فرستاد، تا به شهرهای سلطنتی حمله کند. بهرام چوبین نیز که از پیشروی خسروپرویز آگاه گردید، نیروهایی را برای رویارویی با وی به حرکت انداخت. خسروپرویز دارا را، در ابتدای تابستان، به همراهی ارتش متحدش ترک کرد (تابستان ۵۹۱ م). وقتی که آنها به آمدیوس [۳۷۸]که ۱۴ واحد[۳۷۹] از دارا فاصله داشت، رسیدند دومیتیانوس ارتش روم و فرماندهانش را جمع کرد، و با بالا رفتن از تپه­ای برای روحیه دادن به آن­ها شروع به سخن­رانی کرد.[۳۸۰]
مشخص نیست که منظور تئوفیلاکت از چهارده واحد چیست. مترجمان تئوفیلاکت با در نظر گرفتن این نکته که فاصله ی بین این دو مکان ۸ کیلومتر برابر با ۴۰ استاد می باشد، احتمال می­ دهند که شاید تئوفیلاکت یا منبع او سهواً رقم ۱۴ را به جای ۴۰ استاد به کار برده باشند.[۳۸۱]
تئوفیلاکت در ادامه گزارش می­ کند که نگهبانان خسروپرویز رومی بودند، زیرا به حفاظت هم­­میهنانش اعتماد کافی نداشت.[۳۸۲] پس از آن دومیتیانوس ارتش را به نارسس سپرد و خود به امپراتوری روم برگشت. ارتش در کنار رود میگدن[۳۸۳] اردو زد. سارامس برای تهیه ی تدارکات متحدان در عقب ماند. در روز سوم رومی­ها خود را به دجله رساندند، و منتظر نیروهای رومی از ارمنستان شدند.[۳۸۴] مترجمان تاریخ تئوفیلاکت معتقدند که ارتش در ۶۰ مایلی شرق نصیبین اردو زده بود، و ارتش ارمنستان قصد داشت از آذربایجان حمله کند تا افراد بیشتری را جذب کند.[۳۸۵] وجود نیروهای ارمنی در آذربایجان با روایت فردوسی و تئوفیلاکت نیز مطابقت دارد.

نظر دهید »
پژوهش های انجام شده در مورد راهکار های توسعه اکوتوریسم در حاشیه رودخانه ها و آبگیر های ...
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

با توجه به جدول فوق شهرستان سیاهکل از لحاظ داشتن اماکن اقامتی برای گردشگری از توانایی چندایی برخوردار نیست . که این امر می تواند در جذب توریست موثر بوده و نقش منفی بازی می کند
پایان نامه - مقاله - پروژه
۳-۲- روش تحقیق و مراحل آن
۳-۲-۱ - روش تحقیق
دراین تحقیق از روش توصیفی – تحلیلی استفاده می‌شود در تدوین طرح تحقیق ومبانی نظری ازروش توصیفی وبرای تدوین یافته‌های تحقیق ومطالعات میدانی از روش تحلیلی بهره گیری می‌شود.

 

    • روش توصیفی

 

درتحقیقات توصیفی محقق به دنبال چیستی وچگونه بودن موضوع است ومی خواهد بداند ماهیت پدیده ، متغییر ، شیء یا مطلب چیست وچگونه است . به عبارت دیگر، این تحقیق وضع موجود رابررسی می‌کند وبه توصیف منظم ونظام داروضعیت فعلی آن می‌پردازد و ویژگی‌ها وصفات ،ماهیت ، فرایندها وروندها ی آن مطالعه ودر صورت لزوم ارتباط بین متغییرها رابررسی می کند . دراین تحقیقات نوعاً ازروشهای مطالعه کتابخانه ای وبررسی متون ومحتوای مطالب ونیز روش‌های میدانی نظیر پرسشنامه ، مصاحبه ، مشاهده استفاده می‌شود . تحقیقی توصیفی به دو نوع ، تحقیق توصیفی محض وتحقیقات توصیفی –تحلیلی تقسیم می‌شود .درتحقیقات توصیفی – تحلیلی ، محقق علاوه برتصویر سازی آنچه هست به تشریح وتبیین دلایل چگونه بودن ، چرایی وضعیت مسئله وابعادآن می‌پردازد .محقق برای تبیین وتوجیه دلایل نیاز به تکیه گاه استدلالی محکمی دارد . این تکیه گاه از طریق جستجو درادبیات ومباحث نظری تحقیق وتدوین گزاره‌ها وقضایای کلی موجود نظیر قوانین ، نظریه ودرباره آن فراهم می‌شود . از ویژگی‌های تحقیق توصیفی این است که محقق دخالتی درموقعیت وضعیت ونقش متغییر هاندارد و آن‌ها رادستکاری یا کنترل نمی‌کند وصرفاً آنچه راوجود دارد مطالعه کرده و به توصیف وتشریح آن می‌پردازد . همچنین ، تحقیقات توصیفی ممکن است به کشف قوانین وارائه نظریه منتهی شود ؛ این سخن بدان معناست که از طریق این گونه تحقیقات شناخت‌های کلی حاصل می‌شود .( حافظ نیا ، ۱۳۸۹ : ۶۹)

 

    • روش تحلیلی

 

دراین روش ، ماهیت روابط متقابل اجزاء وعوامل رابررسی می‌شود. هدف اساسی این روش روشن ساختن جزئیات است . دراین روش ، درآن حد ، فقط یک متغییر راتغییر می‌دهیم وسیستم را مجزا ومستقل اززمان بررسی می‌کنیم .نتیجه به کاربستن این روش ، بهترشناختن وبهترآموختن رشته‌های تخصصی مجزاازیکدیگراست .همچنین بابه کاربستن این روش برنامه ریزی جزء به جزء فعالیت هااست .
۳-۲-۲ - مراحل تحقیق
۳-۲-۲-۱ - گردآوری دادها واطلاعات
دراین تحقیق ازدو روش گردآوری اطلاعات استفاده شده است . روش کتابخانه ای وروش میدانی این روش‌ها درفضای واقعی ومجازی قابل انجام وکاربرد می‌باشند .
- روش کتابخانه ای : این روش شامل ازکتاب ها ، نقشه‌ها ، عکس‌های هوایی ، ماهواره ای فیش برداری ، آمارخوانی ، بهره گیری ازجداول آماری ، سندخوانی ، استفاده از مدارک ومستندات است . کلیه این اطلاعات می‌تواند درفضای مجازی نیزقابل استفاده باشد .
- روش میدانی ، مواردمورداستفاده دراین روش عمدتاً شامل مشاهده ، مصاحبه و پرسشنامه است (روش سنتی ) درروش مجازی علاوه برموارد فوق می‌توان از روش آزمون ، روش گفتگو وتعامل گروهی ، استفاده ازپرسشنامه های الکترونیکی و ….GPSنیز به جمع آوری نیز اطلاعات نیزاقدام کرد .( حافظ نیا ، محمدرضا ، ۱۳۸۹)
دراستفاده ازمنابع جهت تحقیق نکاتی مورد توجه قرارگرفت:
- با اشخاص آگاه مشورت گردید .
- به آیین نامه‌ها ومقررات خاص استفاده از منابع توجه شد.
- اخلاق مداری در ذکر نام منابع مورد استفاده رعایت شد.
- مجوزهای لازم رادراستفاده ازمنابع کسب اطلاعات اخذ شد .
- نسبت به سندیت منبع مورداستفاده اطمینان حاصل شد.
- درسایتهای اینترنتی مطالب زیادی وجوددارد که به دلیل نداشتن پایه واساس علمی ومحکم قابل استفاده نیستند به همین دلیل محقق دراستفاده از آن‌ها باید دقت کافی داشته باشد .
۳-۲-۲-۲ - سازماندهی داده‌ها واطلاعات
پس از انجام اتمام مرحله گردآوری اطلاعات ، حجم بزرگی از اطلاعات بدست آمده که باید از آن برای انجام اقدامات بعدی استفاده شود یعنی اطلاعات بدست آمده ، استخراج ، طبقه بندی ، کدبندی شد تا برای مرحله اساسی بعد (تجزیه وتحلیل ) آماده شود . اطلاعات بدست آمده از مطالعات کتابخانه ای دسته بندی وطبقه بندی گردید اطلاعات مرتبط با موضوع تحقیق پس ازتأیید (توسط استاد) حفظ واطلاعات غیر ضرورحذف گردید . دربخش اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه، ابتدا استخراج کدبندی گردید .دراین قسمت از علم آمار کمک فراوانی گرفته و درنهایت این اطلاعات در رایانه ذخیره وجهت انجام مرحله بعدی (تجزیه وتحلیل ) آماده گردید .
۳-۲-۲-۳ - تحلیل اطلاعات
پس ازاینکه اطلاعات وداده ها جمع آوری استخراج وطبقه بندی شد .مرحله جدید از فرایند تحقیق که به تجزیه وتحلیل داده‌ها معروف است . آغاز شد .این مرحله ازتحقیق برای تحلیل قسمتی ازداده ها جمع آوری شده از روش کیفی استفاده شد . ( مانند اطلاعات بدست آمده از روش مشاهده و کتابخانه ای ) دراین بخش سعی گردید با بهره گرفتن از استدلال وتفکر وعقل وتجربیات شخصی ، اسناد ، مدارک واطلاعات موردبررسی وتجزیه وتحلیل قرار گیرد و برای تحلیل اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه ، ازروش آماری (کمی ) استفاده شد ( تجزیه وتحلیل آماری ) دراین قسمت برای پاره ای از اطلاعات از آمار توصیفی استفاده گردید . جداول توزیع فراوانی ، نمایش هندسی وتصویری توزیع برای پاره ای از داده‌ها نیز ازروش آمار استنباطی استفاده گردید . چون امکان بررسی تمام حجم جامعه برای ما امکان پذیر نبود بنابراین سعی شد که نمونه گیری انجام گیرد . پس باید نتایج حجم نمونه رابه کل جامعه آماری ( جامعه تعمیم ) نسبت دهیم . بنابراین از آمار استنباطی استفاده گردید . در تمام این مراحل از رایانه و نرم افزارهای پردازش آماری مانند Excel، spss استفاده گردید .
۳-۲-۲-۴ - نتیجه گیری
درروش شناسی تحقیق با دو موضوع اصلی روبرو بودیم .روش تحقیق و مراحل درروش تحقیق ازدو روش برای تحقیق استفاده گردید . روش تحقیق توصیفی که برای تدوین مبانی نظری و طرح تحقیق استفاده شد واز روش تحلیلی که برای تدوین یافته‌های تحقیق ومطالعات میدانی استفاده گردید در مراحل تحقیق گردآوری دادها ، سازماندهی داده‌ها وتحلیل اطلاعات تشکیل شده است . ازدو روش برای جمع آوری داده‌ها استفاده شد . روش کتابخانه ای ( استفاده از اسناد ومدارک ، نقشه وکتابها ) وروش میدانی ( مشاهده ، مصاحبه ، پرسشنامه ) علاوه برموارد فوق از روش مجازی نیز برای جمع آوری داده‌ها بهره گیری شد . سپس اطلاعات جمع آوری شده به روش استخراج ، طبقه بندی وکدبندی سازماندهی گردید ودرپایان با بهره گرفتن از روش‌های کمی و کیفی ، اطلاعات جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت و از نرم افزارهای پردازش مانند Excel و SPSS استفاده گردید .
۳- ۳ - جامعه آماری ، نمونه و حجم آن
۳-۳-۱-جامعه آماری
جامعه آماری تحقیق موردنظر کل شهرستان سیاهکل می‌باشد.این شهرستان دارای دوبخش است. بخش مرکزی بادهستان های توتکی،خرارود و مالفمجان وبخش دیلمان بادهستان های پیرکوه دیلمان ودوشهر سیاهکل ودیلمان می‌باشد.این شهرستان براساس سرشماری عمومی نفوس مسکن سال۱۳۹۰مجموعاً۲۴۳روستادارد۲۲روستاوآبادی آن خالی ازسکنه و۲۲۱روستادارای سکنه می‌باشد.
۳-۳-۲-جامعه نمونه
جامعه نمونه تحقیق کل گردشگران وارد شده به شهرستان سیاهکل می باشد . با مراجعه به سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری اطلاعات دقیقی به دلیل نبودن سیستم های سنجده از تعداد گردشگران وارد شده به شهرستان سیاهکل بدست نیامد .
۳-۳-۳-حجم نمونه
با توجه به اینکه از کل گردشگران وارد شده به شهرستان سیاهکل آمار دقیقی در دست نبود جهت مشخص شدن حجم نمونه از روش کوکران استفاده گردید و تعداد ۳۲۱ نفر از گردشگران جهت توزیع پرسشنامه انتخاب شدند .
۳-۴- متغیرها و شاخص‌های تحقیق
۳-۴-۱- متغیرهای تحقیق

 

    • متغیر وابسته

 

در این تحقیق گردشگران به عنوان متغیر وابسته معرفی شده اند . به طور کلی تعداد گردشگران وارد شده به یک منطقه تابع وجود و تنوع جاذبه های گردشگری مقصد می باشد . در این زمینه می خواهیم ببینیم که با توسعه امکانات و ارائه راهکارهای مناسب جهت توسعه طبیعت گردی چه تغییراتی بر روی فعالیت های گردشگری و تعداد گردشگران وارد شده ، ایجاد اشتغال ، افزایش درآمد در سطح شهرستان سیاهکل ایجاد خواهد شد . ( تاثیر متغییر مستقل بر وابسته )
برنامه ریزی بر روی فعالیت اکوتوریسم نیازمند شناسایی جاذبه های اکوتوریستی ، سلایق گردشگران ، امکانات گردشگری ، تحلیل فلسفه زندگی گردشگران که بازار هدف گردشگری را به عنوان مقصد خود انتخاب می کنند،می باشد که همه می تواند در موفقیت برنامه ریزی گردشگری موثر باشد .

نظر دهید »
مسئولیت مدنی مربیان ورزشی
ارسال شده در 1 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۱-۱-۲-۱سابقه فقهی
ضمان ناشی از عملیات ورزشی و تعلیم ورزش توسط مربیان در فقه سابقه طولانی دارد رشته های ورزشی درگذشته عمدتا شامل تیر اندازی اسب سواری، شنابوده است ونظرات فقهی نیز بیشتر حول و حوش همین مواد است. و سوابق طولانی در فقه موید اهمیت ورزش و توجه بر حوادث ناشی ازآن وقدمت این سوابق گرانبها ما را درمقابل نظام های حقوقی بیگانه مفتخر می سازد درآثار فقها ورزش وحوادث ناشی ازآن به طور کلی همانند ماده توجه نبوده بلکه به صورت موردی نظرات پر محتوی ومقابل تو جهی ابراز نموده اند به طول مثال محقق حلی بیان نموده«اگرتیرانداز گفته باشد بپرهیز ضامن نخواهد بود البته مشروط بر اینکه کسی که تیر به او اصابت کرده هشدار را شنیده وامکان دور شدن از محل رانیز داشته باشد» (حلی، ۱۳۶۲) وشهید ثانی چنین نظر داده است«درعین حال صرف دادن هشدار از سوی تیر انداز وشنیدن و امکان دوری از صحنه از سوی منجی علیه کافی برای انتفاء مرتکب ازضمان نیست بلکه موجه بودن عمل او موکول به این است که هرگز قصد کشتن طرف رانداشته باشد» (شهید ثانی، ۱۳۹۰) وحضرت علی نیز در پرتاب تیری که دندان دیگری شکسته شده بود فرمود کسی که هشدار دهد از مجازات معاف است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
در فقه آمده است که، اگر کسی فرزند صغیر خود را برای فرا گرفتن شنا به دیگری بسپارد و فرزند غرق شود، معلم مسئول است، زیرا فرزند را به او سپرده است تا در نگاهداریش احتیاط کند و غرق او دلیل بر این است که در حفاظت تقصیر کرده است (کاتوزیان، ۱۳۸۶). ولی در موردی که فرزند کبیر است، درصورتی مربی مسئول است که تقصیر کرده باشد.
درباره مسؤولیت مربی صغیر تردیدهایی هم شده است و بعضی آن را منوط به اثبات تقصیر مربی کردهاند و بعضی دیگر، به دلیل متعارف بودن این اقدام وهدف مشروع تعلیم، که به مصلحت طفل هم می شود، مربی را ضامن نشمردهاند جمعی هم مسؤولیت را مطلق شمرده اند (کاتوزیان، ۱۳۸۶). ولی آنچه طرفدار بیشتری دارد، اعتقاد به مسؤولیت مطلق معلم شنا در مورد کودک و مسؤولیت مقید به تفریط او درباره بالغ و رشید است. تحلیل و نقد هر یک از نظرها به درازا می کشد و با بحث ما تناسب ندارد، پس به نتایج عمومی این مطالعه می پردازیم:

 

    1. مسئولیت مربی نسبت به صدمه های بدنی ورزشکار ریشه قرار دادی و پایه آن را باید « نقض عهد» شمرد. زیرا، مربی در اثر قرار داد با ورزشکار یا ولیّ او مکلف به حفاظت شده است. به همین جهت، صاحب جواهر اعلام کرده است که، اگر در این پیمان مربی از خود سلب مسؤولیّت کند، اخذ برائت، همانند آنچه در مورد پزشکان گفته شده است، ضمان را از بین میبرد.

 

    1. تعهّدی که مربی در این پیمان به حفاظت می گیرد، در مورد کودک از قبیل تعهّدها ی به نتیجه است. پس اگر کودک غرق شود، نقض عهد نیز صورت می گیرد یا، به گفتۀ صاحب جواهر در تعبیر نظر شهید، تلف کودک کاشف از تفریط او است، زیرا فرض این است که بدون تقصیر او کودک غرق نمی شده است. ولی، در مورد رشید، تعهّد مربی به تمهید وسایل ایمنی و مواظبت از نو آموز و دادن تعلیم به اواست.

 

    1. در نتیجه، اگر حادثه ای رخ دهد، در صورتی ضمان آور است که مستند به تفریط او باشد. در بیان این تفاوت گفته شده است که:۱) انسان عاقل حاکم بر رفتار و مسئول جان خویش است و تفریط منتهی به مرگ منسوب به خود او است نه دیگری؛۲) فرض این است که ورزشکار خود داو طلب تعلیمی شده است که به مرگ او منتهی شده است: یعنی، با این اقدام خطر ناشی از غرق شدن را پذیرفته است.

 

    1. در این بحث که تعهّد به حفاظت در مورد رشید وعاقل تعهّد به وسیله است، تردید کمتری دیده می شود و تنها گروه اندکی به ضمان مطلق مربی در هر حال نظر داده اند. تردید و احتمالها بیشتر دربارۀ تعلیم به کودکان است که آیا باید تعـهّد را به نتیجه شمرد یا به نگاهداری و مواظبت؟ و دیدیم که مشهور تمایل به تعهّد به نتیجه و مسئولیّت مربی دارد.

 

برای یافتن پاسخ درست، باید توجه داشت که این پرسش به مسألۀ احراز انتساب تلف به فعل مربی و ورزشکار باز می گردد. در موردی که غرق نو آموز به فعل یا تفریط مربی منسوب است، مانند کودکی که در اختیار مربی قرارمی گیرد و به دستور و تعلیمهای او چشم دارد، فرض این است که مربی توان پیشگیری از و قوع حادثه را دارد و اگر اتفاقی رخ دهد ناشی از تفریط او است.
در چنین موردی تعهّد حفاظت به نتیجه متوجّه است. پس در صورت غرق کودک مربی ضامن است، مگر اینکه حادثه را به عامل احترارناپذیرو پیش بینی نشده نسبت دهد و آن را اثبات کند، به ویژه که برحسب ظاهر در این گونه قرار دادها خطرغرق شدن طفل پذیرفته نشده و مربی برائت از ضمان به دست نیاورده است.
ولی، درفرضی که نوآموز بالغ و رشید است ازخود ابتکار دارد و مطیع و کارگزار محض مربی نیست و تعلیمهای او را به انتخاب خود به کار می بندد، دیگر نمی توان ادعا کرد که غرق او در هر حال به فعل و تفریط مربی نسبت داده می شود، زیرا احتمال دارد نوآموز، با علم به خطرناک بودن فعل، خود را به خطر افکند و مواظبتهای متعارف در این سنخ از ورزش نیز نتواند سلامت او را تضمین کند. در نتیجه، باید گفت غرق به خود او منسوب است، مگر اینکه ثابت شود بی مبالاتی یا نقص درمواظبت و تعلیم سبب وقوع حادثه بوده است: به بیان دیگر، تعهّد مربی ناظر به مواظبت است نه سلامت.
اما آنچه در این بحثها و تحلیلها بی پاسخ مانده است و فقیهان نیز به آن نپرداخته اند، تمیز علّت نوعی حکم است: آیا دلیل واقعی تفاوت حکم در صغیر وکبیر، پرورش قوای روحی و فکری نوآموز است، یا دلیل تفاوت در توان مربی به حفاظت و پرهیز از خطراز یک سو و اطاعت و امرپذیری و جهل به خطر از سوی دیگر است؟ به نظر می رسد که باید احتمال اخیر را تقویت کرد، زیرا در مسؤلیّت مدنی و تمیز سبب زیان، اراده و اهلیت زیان دیده سهمی ندارد و کمکی به تعبیر واقعی قصد مشترک در قرار داد تعلیم هم نمی کند. آنچه مهم است میزان دخالت هر یک از دو عامل در وقوع حادثه است.
در نتیجه، باید پذیرفت، در هر مورد که زیان دیده نقش انفعالی و اطاعت دارد، مربی همانند کارفرما مسئول خسارت به بار آمده است، خواه زیان به ورزشکار رسد یا در اثر فعل او برای شخص ثالث ایجاد شود.
در این فرض، باید تعهّد ایمنی را ناظر به نتیجه شمرد و زیان دیده را از اثبات تقصیر معاف کرد: به عنوان مثال نوآموزی که برای فراگیری رانندگی با مؤسسه ای قرارداد می بندد، در برابر مربی خود همانند کارگر منفعل و امرپذیر است، هر چند که رشید و عاقل هم باشد.
پس، مربی یا مؤسسه را باید مسئول خسارات ناشی از رانندگی او شمرد و این وضع تا زمانی ادامه دارد که دیگر مربی فرمانده در رانندگی نیست و تنها ناظر و راهنما است (کاتوزیان، ۱۳۸۶، ص۴۰۳).
۱-۱-۲-۲ سابقه اجتماعی
الف:سابقه اجتماعی در جهان
نخستین بار واژه حقوق ورزش در سال ۱۹۸۴در برنامه گروه آزمایشی تربیت بدنی و ورزش دانشگاه آریستولیان تسالونیکی یونان استفاده و در دانشگاه آتن تدریس شد.
نخستین کنگره ملی حقوق ورزشی در سال۱۹۹۰توسط مرکز تحقیقات هلنی[۱]و با کمک دانشگاه تسالی آتن برگزار شد و متعاقبا در سال۱۹۹۲، مرکز آموزش حقوق ورزشی دانشگاه آتن همراه با نمایندگان یونانی و دیگر کشورها، نخستین کنگره بین المللی حقوق ورزشی را برگزار کرد و در این کنگره، جامعه بین المللی حقوق ورزشی بنا گذارده شد. کشور فرانسه دارای قانون خاص ورزشی است، این قانون در ژوئیه سال۲۰۰۰جاگزین قانون ژوئیه ۱۹۸۰ شده است.
در امریکا نیز قواعد ورزشی آمیزه ای از قانون، مقررات و تصمیمات قضایی است. این قواعد برای تنظیم روابط بین ورزشکاران و حل اختلاف وضع شده است.
در چین قوانین کنترل دولتی بر ورزش را با تکیه شدید استاندارهای ایدئولوژی سیاسی، سیاستگذاری متمرکز و اعمال مدیریت سنتی تأکید می کند تا به دولت ملی کمک کند به بسیاری از اهداف اصلی خود دست پیدا کند معمولا چینی ها میانجیگری و داوری را به قضاوت ترجیح می دهند (مجدآرا، ۱۳۹۱).
ب:سابقه اجتماعی در اسلام
اسلام به ورزشکار به دیده احترام می نگرد زیرا در این دین الهی، هر عملی که انسان را در راه رسیدن به کمال یاری نماید، ارزشمند خواهد بود.
با توجه به نیاز و اهمیت ورزش و سلامتی و تندرستی جسم یک مسلمان که در قرآن و احادیث به آن پرداخته است، طبیعی است که مسلمانان نیز می بایست از پیشگامان سلامتی و تندرستی باشند و این جایگاه حاصل نمی شود مگر با ورزش؛ بدین منظور در اسلام فراخور نیازها، محیط، آب و هوا و.. . ورزش های گوناگون و متنوّعی وجود داشته است.
ورزش هایی نظیر تیر اندازی، اسب سواری، شنا، دومیدانی و پیاده روی، کشتی، شمشیر بازی، ورزش پهلوانی با سنگ (وزنه برداری) ، شتر و فیل سواری و پرتاب سنگ و نیزه و. . وجود داشته و مورد تأیید بوده است.
اما با مطالعه تاریخ و کتاب هایی که در این زمینه نگاشته شده است پی می بریم که بشر، خصوصا مسلمانان مقتضای نیازها، جنگ ها و تکالیف اسلامی خود کارها و اموری را آموخته و تمرین می کردند تا بتوانند در این امر موفق باشند، لذا نمی توان ورزش های دوران اسلام را منحصر در همین موارد ذکر شده نموده باید توجه داشت که: اولاً به دلیل محدود بودن امکانات، نحوه زندگی آن دوران و کمی جمعیت، طبیعی است که ورزش های محدودی بوده باشد.
ثانیاً احتمالاً ورزش های دیگری نیز وجود داشته که سند، روایت و یا خبر آن به گوش ما نرسیده است و قرآن نیزآیات و روایات متعددی که در اسلام راجع به ورزش و وجوب آن وجود دارد نماینگر دیدگاه روشن شریعت در خصوص این مورد است. به موازات این منابع، فقها در باب مسئولیّت های ناشی از حوادث ورزشی نظرات پر محتوی و مستحکمی را مطرح نموده اند. سابقه کار به صدر اسلام می رسد و باب اظهار نظر همچنان مفتوح است کما اینکه فقهای معاصر نیز در پاسخ به استفتائات ورزشی به تفصیل سخن گفته اند.
از جمله فقهایی که در باب حقوق ورزشی نظراتی ابراز داشته اند، ابن قدامی (المغنی، ۱۴۰۹) طوسی (مبسوط، ۱۳۹۹) ، محمدبن ادریس حلی (سرائر، ۱۴۰۸) ، محقق حلی (شرایع الاسلام، ۱۴۰۴) ، علامه حلی (قواعدالاحکام، ۱۳۸۷) ، فاضل هندی (کشف اللثام، ۱۴۰۴) ، محمد نجفی (جواهر الکلام، ۱۳۹۹) هستند.
البته با توجه به محدودیت رشته های ورزشی در گذشته که منحصر به تیراندازی، شنا، اسب دوانی و. .. بود، فتوا نیز از نظر کمی محدود است ولی به لحاظ کیفی قابل استناد در اغلب رشته های ورزشی است به عنوان مثال در باب مسئولیّت شنا نسبت به حفاظت شناگری که برای آموزش به او سپرده می شود بر حسب سن شناگر نظرات مختلفی ارائه شده و یا در باب مسئولیّت حقوقی کسانی که به تمرین تیراندازی پرداخته و تیر به عابر اصابت می کند فتاوی مختلفی داده شده است. وجود چنین منابعی در حقوق اسلام ضمن اینکه قدمت موضوع را مشخص می نماید به اهمیت ورزش و حوادث آن نیز اشاره دارد.
به طور مثال:
اذا مرًّبین الرماه فی مکان مباح له المرور فیه فاصابه سهم احدهم مثلا فالدیه علی عاقله الرامی بلا خلاف اجده بین من تعرض له کالفاضلین والشهیدین و غیر هم یکونه مخطئُاً و فی قصده و الا کان علیه القود او الدیه فیماله کما عرضه مکررّاً نعم لو ثبت انه قال:
خدای و سمع المارّ و کان متکمناً من العدول لم یضمن العاقله بلا خلاف اجده ایضاً لما روی ان صبیاً دق رباعیته صاحب بخطره فرفع الی علی (ع) فاقام بیته انه قال: خدای، فدرا عنه القصاص، و قال « قد اعذر من حذر»
اگر کسی عبور کند از میان تیراندازان در مکانی که برای آن عابر حق عبور وجود داشته باشد سپس تیر یکی از آنان به عنوان مثال به او اصابت کند دیه بر عهده عاقله تیرانداز است بدون اینکه خلاف آن را بیابیم. بین کسانی که معترض این مساله شده اند مانند محقق حلی و علامه حلی و شهیدین و دیگران زیرا که تیرانداز در فعل خود و قصد خود خطا کرده است وگرنه قصاص یا دیه از مال خودش بر عهده او خواهد بود (نجفی، ۱۳۹۹).
چنان که کراراً دانستیم. آری اگر ثابت شود که او هشدار داده است و عابر آن را شنیده و امکان بازگشت داشته است عاقله ضامن نیست بی آنکه خلافی بیابم به دلیل آنچه روایت شده است که کودکی دندان کودک دیگری را در پرتاب تیر.. . شکسته بود نزد حضرت علی (ع) مرافعه شد و آن صغیر بینه اقامه کرد که هشدار داده است حضرت علی (ع) قصاص را از او برداشت و فرمود کسی که هشدار دهد از مجارات معاف است. درباره آمادگی جسمانی بطور کلی سخن به میان آورده است مویّد این نکته است، لذا ما هم به همین تعداد بسنده می کنیم.
پ:سابقه اجتماعی در ایران
با مطالعه تاریخ دولت های گوناگونی چون؛ آریایی ها، مادها، پارسیان، طاهریان و همچنین با نگاهی دقیق به داستانهای شگفت انگیز از تاریخ پهلوانان ایرانی درباره کشتی ایرانیان باستان و دلاوری های آنان، باید گفت: ایرانیان نیز از دیرباز اهمیّت زیادی به ورزش و فعالیت جسمی و سالم آن می دادند.
در میان کشورهای مشرق زمین بی گمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیشترین اولویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود.
مردم ایران علاوه بر انجام ورزش های معمول جهان، ورزش های منحصر به فردی دارند که در دیگر نقاط وجود ندارد ویا اگر هست از ایران نشات گرفته است. مهمترین این ورزش ها، ورزش زورخانه ای است. این ورزش قدیمی به نام های: ورزش باستانی، ورزش زورخانه ای، ورزش مذهبی و یا ورزش پهلوانی شناخته می شود. ( مجدآرا، ۱۳۹۱)
تاریخچه حقوق ورزشی در ایران را به سه دوره تقسیم می کنند: دوره قبل از انقلاب مشروطیت (رعایت مقررات عرفی و شرعی در رسیدگی به امور قضایی الزامی بود) ، دوره بعد از انقلاب مشروطیت (قوانین مدون و نیز نبودن ورزش به شکل امروزی سابقه ای از مسئولیت های قانونی وجود ندارد) ، از سال ۱۳۵۲ به بعد (بموجب ماده ۴۲ قانون مجازات عمومی حوادث ناشی از عملیات ورزشی را مشروط به اینکه سبب آن ورزش باشد جرم تلقی نشد و یرای اولین بار در تاریخ حقوق ایران حوادث ورزشی مشمول قانون خاص گردید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی متن ماده ۴۲ قانون مجازات عمومی چون مغا یرتی با اصول و موازین شرعی نداشت به همان صورت تنفیذ گردید با این قید که مقررات آن ورزش معارض با موازین شرعی نباشد و در حال حاضر نیز با اختلاف در شماره ماده قانونی لازم الا جراء است.
(در سال ۱۳۶۱ این قانون در بند۳ ماده ۳۲ و در سال ۱۳۷۰ در بند۳ ماده ۵۹و در سال ۱۳۹۲در بند ث ماده۱۵۸قانون مجازات اسلامی جای گرفت).
۱-۱-۲-۳- سابقه تقنینی حقوق ورزش و مربیان ورزشی
الف:قانون مسئولیت مدنی
قانون مسئولیت مدنی که مبنای مسئولیت مدنی را تقصیر قرار داده است قانونی عام وهمگانی است اما در مورد عملیات ورزشی به ویژه مسئولیت مدنی مربیان ورزشی نیز حاکم می باشد، هرچند قبل از تصویب این قانون مسئولیت مدنی که امروزه مسئولیت مدنی خاص می نامیم در قانون مدنی وجود داشت ودارد اما عنوان مسئولیت مدنی با تصویب این قانون وارد قلمرو حقوق ایران شد. براساس ماده ۱قانون مذکور مصوب ۱۳۳۹ که مقرر می دارد:«هرکس بدون مجوز قانونی عمداً یا نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد».
مطابق قانون فوق تحقق مسئولیت مدنی موکول به وجود شرایط ذیل می باشد:
الف-ارتکاب عمل:لطمه به حقوق دیگران می تواند به صورت فعل و ترک فعل باشد، فعل یعنی انجام کاری که تجلی خارجی آن به سهولت مشهود و محسوس است مثل تکل از پشت به صورت عمدی در رشته ورزشی فوتبال و یا هل دادن شناگر مبتدی به داخل آب در رشته ورزشی شنا. اما ترک فعل وقتی واقع می شود که خودداری کننده براساس قانون و یا قرارداد موظف به انجام کاری باشد مثلاً داور مسابقه ژیمناستیک که قبل از شروع مسابقه از بازدید دقیق اسباب معیوب خودداری می کند و ورزشکار براثر نقص موجود مصدوم می شود ویا دررشته شنا غریق نجات از نجات شناگری که در حال غرق شده است خودداری نماید که در این صورت مسئول حادثه می باشد (آقایی نیا، ۱۳۸۹، ص۲۳).
ب-وجود ضرر:ضرر می تواند به اشکال مختلف ایجاد شود می تواند از طریق صدمه جانی مانند ضرب و جرح نقص عضو باشد و می تواند تجاوز و لطمه زدن به حیثیت شخصی مانند شایعات منکراتی در مورد سرپرست یا مدیران ورزشی وهم چنین مربیان زحمت کش ومی تواند به صورت تلف نمودن و ناقص کردن اموال ورزشگاه مثل آسیب رساندن به تشک کشتی و تاتامی و وسایل بدن سازی باشد.
پ-خلاف قانون بودن: باید گفت که صرف انجام کاری که منجر به ضرر غیر شود موجب مسئولیت مدنی نیست بلکه ارتکابی باید خلاف قانون وبدون مجوز قانونی باشد. مفهوم مخالف آن این است که ضرروزیان ناشی از اعمال قانون موجب مسئولیت مدنی نیست به طور مثال اگر ورزشکاری با رعایت تمام مقررات ورزشی آن رشته موجب مصدوم او بر اساس قانون بوده است و از نظرقانونی مجاز است پس مسئولیتی نخواهد داشت (حسینی نژاد، ۱۳۸۹، ص۳۲).
ت-رابطه علیت: بایدبین دو عامل ضرروفعل زیان بار رابطه علیت وجود داشته یعنی این که ضرر از آن فعل ناشی شده باشد (حسینی نژاد، ۱۳۸۹، ص۸۴) برای مثال شکستگی پای جودوکار ناشی از خطای حریف او باشد تا حریف را مسئول بدانیم. پس می توان گفت باید تمامی۴شرط فوق الذکر رعایت شود تا بتوان گفت شخص مسئول است در صورت فقدان یکی از شرایط فوق مسئولیت شخص مرتکب ملغی می گردد.
ب:قانون اساسی
اهمیت ورزش به حدی است که در اصل سوم قانون اساسی که مهم ترین سند حقوقی یک کشور است و منشا صلاحیت و مشروعیت تمامی نهادهای آن کشور را تعیین می کند مورد تصریح قرار گرفته است. در اصل مذکور مقرر گردیده دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را برای امور ذیل به کار برد:
۱.. . ۲.. . ۳.. . آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
هم چنین در اصل سی ام قانون اساسی مقرر گردیده دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی
را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد. درست است که در این مطالب فوق این گونه استخراج نمود که ورزش دارای آن چنان اهمیتی است که در قانون اساسی کشور مهم ترین نهادهای اساسی کشور قرار گرفته است. هم چنین قرار دادن ورزش در ردیف آموزش و پرورش و آموزش عالی نشان از اهمیت تربیت بدنی به عنوان یک نهاد فرهنگی می باشد و رایگان بودن تربیت بدنی اشاره به کاربردی بودن آن و فراهم نمودن زمینه ای برای استفاده عموم جامعه می باشد. (قانون اساسی جمهوری ایران، مصوب ۱۳۵۹ با اصلاحیه۱۳۶۸) با دقت در مفاد این نتایج ذیل قابل حصول است:

 

  1. از تربیت بدنی یا ورزش به صراحت در این قانون یاد شده است؛ و این نشانه جایگاه بسیار مهم ورزش در میان اساسی ترین نهادهای کشور است به عبارت دیگر ورزش به آن درجه اهمیت است که در قانون اساسی یعنی مهم ترین سند حقوقی کشور یا جایگاه اساسی ترین نهادهای کشور قرار گرفته است (آقایی نیا، ۱۳۸۹، ص۱۴) .
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 101
  • 102
  • 103
  • ...
  • 104
  • ...
  • 105
  • 106
  • 107
  • ...
  • 108
  • ...
  • 109
  • 110
  • 111
  • ...
  • 298

آخرین مطالب

  • ترفندهای ضروری و طلایی درباره میکاپ
  • راهکارهای ضروری و کلیدی درباره میکاپ
  • ⭐ نکات اصلی و اساسی درباره میکاپ
  • راهکارهای مهم درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • ✔️ راهکارهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه
  • ⭐ تکنیک های اساسی آرایش دخترانه
  • راهکارهای آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • ✔️ تکنیک های کلیدی و اساسی درباره آرایش
  • ⚠️ هشدار! نکته هایی که درباره آرایش دخترانه باید به آنها دقت کرد
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۷-۳- ادراک بینایی – 7 "
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 حالات مردان پس از خیانت
 افزایش درآمد جانبی هوشمندانه
 کسب درآمد از طراحی سایت
 تغذیه سالم کاسکو
 رازهای روانشناسی عشق
 کسب درآمد از بورس
 نوشتن پیامک عاشقانه
 موفقیت در طراحی سایت
 رهایی از فشارهای اجتماعی در رابطه
 تکنیک‌های جذب جنس مخالف
 فروش ویدئوهای آموزشی محتوا
 سویا برای گربه‌ها مضر است؟
 گیمیفیکیشن فروشگاه آنلاین
 دلایل شکست سریع روابط
 بازاریابی بومی موفق
 تغییرات عشق در طول زمان
 فروش کارت ویزیت آنلاین
 تغذیه سگ باردار
 سرماخوردگی گربه‌ها
 شناسایی بیماریهای سگ
 نارضایتی در روابط عاشقانه
 توجه بیشتر به همسر
 ساخت انیمیشن با Kaiber
 جذب دل دختران
 مشکلات رابطه زودهنگام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان